اين بار هم متحد بوش پيروز ميشود؟
رودست انتخاباتي جمهوريخواهان به دمکراتها
در ستاد انتخاباتي «باراک اوباما» ميليونها دلار هزينه ميشود و او هيچگونه مشکلي از سوي حاميان مالي خود ندارد و در جامعه ضدآمريکايي خارجنشين هم داراي پايگاه حمايتي است و حتي حمايت «دانيل اورتگا»، «چاوز»، «مورالس» و برخي ديگر از رهبران مخالف آمريکا را در اختيار گرفته است.
در حالي که مخالفت همگاني آمريکاييها با جنگافروزي جمهوريخواهان در چهار سال گذشته، شرايط را به گونهاي در جامعه آمريکا براي دمکراتها فراهم كرده بود تا بتوانند از اين موقعيت براي گرفتن قدرت در کاخ سفيد استفاده كنند، به نظر ميرسد با برگزيدن دو تن از کانديداهاي اين حزب، شرايط به نفع جمهوريخواهان تغيير مسير بدهد.
به گزارش خبرنگار «تابناك» از واشنگتن، دمکراتها که گمان ميکردند ميتوانند از وضعيت اسفبار آمريكا در عراق و افغانستان استفاده نموده و انقلابي در آمريکا راه اندازند و يك رئيسجمهور زن يا سياهپوست را براي نخستين بار در آمريکا به کاخ سفيد بفرستند، در ارزيابيهاي خود دچار اشتباه شدهاند.
هماكنون در ستاد انتخاباتي «باراک اوباما» ميليونها دلار هزينه ميشود و او هيچگونه مشکلي از سوي حاميان مالي خود ندارد و نه تنها در جامعه آمريکا و رنگين پوستان، بلکه در جامعه ضدآمريکايي خارجنشين هم داراي پايگاه حمايتي است و حتي حمايت «دانيل اورتگا»، «چاوز»، «مورالس» و برخي ديگر از رهبران مخالف آمريکا در آمريکاي جنوبي و ديگر نقاط دنيا را در اختيار گرفته است، با نشان دادن «مارتين لوترکينيگ» در تيزرهاي انتخاباتي خود و همچنين حمايت همهجانبه رنگين پوستان، هماكنون در مقابل خود، هيلاري کلينتون را ميبيند که براي سومين بار از حسابهاي شخصياش براي مخارج انتخاباتي خويش برداشت مالي داشته است!
بنا بر اين گزارش، اكنون توان و حمايت مالي هيلاري کلينتون براي رقابت با باراک اوباما به پايان خود رسيده و اين احتمال ميرود كه او ناچار شود در ماههاي آينده، از دور رقابت با اوباما کنار کشيده و رقابت انتخاباتي را رها كرده، ميدان را براي اوباما و جان مک کين خالي كند.
اما جمهوريخواهان با حمايت همهجانبه از مک کين که يک نومحافظهکار بوده و علاوه بر حمايت از سياستهاي بوش، مواضع تندتري نسبت به روسيه داشته و خواهان قدرتنمايي بيشتر آمريکا در برابر روسيه و چين است و همچنين نميخواهد تغييرات مهمي در سياست جنگافروزي آمريکا پديد آورد، خود را در برابر باراک اوبامايي ميبيند که قصد ايجاد يک انقلاب سياسي در سياستهاي خارجي آمريکا را دارد.
اوباما که خواهان مذاکرات مستقيم با ايران بدون هيچ پيششرطي است و همچنين قصد دارد وجهه عمومي آمريکاييها را در دنيا افزايش دهد، قصد پر كردن خلأ اساسي در سياست خارجي آمريکا را دارد، حال آنكه در اين اوضاع که آمريکا درگير دو جنگ در منطقه خليجفارس است، ايجاد اين انقلاب سياسي در جامعه کنونياش، به ويژه براي سياستمداران کاخ سفيد، امري خارج از ذهن به شمار ميرود.
اما مک کين 71 ساله، دستكم براي يک دوره گذر چهار ساله، شيوه آمريکاييپسندتري در ستاد انتخاباتي خود انتخاب کرده است. او هماکنون تلاش ميكند مشکل کهولت سن خود را با حرکت روي پنجههاي کفش خود و ورزش روزانه بيش از سه ساعت، به گونهاي جبران كند. وي همچنين با ارايه برنامههاي کوتاهمدت، اين ذهنيت را در جامعه آمريکا پديد آورده که آمريکا به يک دوران گذار نياز دارد تا سياستهاي خود را با جهانيان متعادلتر كند؛ او خود را فردي مناسب براي يک دوران چهار ساله به جامعه آمريکا معرفي نموده است.
اشتباه استراتژيک دمکراتها براي روي کار آوردن دو کانديداي سياهپوست و زن، اين فرصت را به جمهوريخواهان ميدهد که نه تنها از «هاکبي ايوانجليست» صرف نظر كنند، بلکه «ميت رومني» را نيز کنار زده و سياستهاي تند جان مک کين را براي مقابله با دو کانديداي حزب دمکرات روي ميز انتخاباتي خود قرار دهند.
با نزديک شدن به انتخابات آمريکا، روز به روز، حمايتهاي جهاني از باراک اوباما افزايش پيدا ميکند. در اين راه، کشورهاي مخالف آمريکا در صف مقدم هستند، اما جامعه آمريکا در اين شرايط، اين تحول گسترده را برنميتابد، چرا که کاخ سفيد از هماکنون، خود را براي مقابله با اوباما آماده كرده است و در اين زمينه، از همه اهرمهاي فرهنگي خود استفاده ميكند. به گونهاي كه حتي «مايک تايسون»، قهرمان سياهپوست مشتزني سنگين وزن جهان، در يك اعلام رسمي گفته است كه اگر باراک اوباما رئيسجمهور آمريکا شود، او را خواهند کشت و يا «دانيل اورتگا» رياستجمهوري باراک اوباما را يک انقلاب خوانده است.
شايد اين امر باعث افزايش مشارکت آمريکاييها در انتخابات رياستجمهوري شود و اين انتخابات را رقابتي و هيجانانگيز كرده و مشارکت بيشتري را در انتخابات ايجاد كند، اما تغيير 180 درجهاي سياست آمريکا در چهار سال آينده، با توجه به سرمايهگذاريها آمريکا در اين مدت و همچنين سياستهاي جاري اين کشور، بسيار بعيد به نظر ميرسد.
هماکنون هيلاري کلينتون ميداند كه در رقابت با اوباما، يا بايد هرچه در توان مالي خود دارد، از دست بدهد و يا اين که هرچه زودتر از گردونه رقابت بيرون رود و برداشت از حسابهاي شخصياش را متوقف كند، اما در طرف مقابل جان مک کين، روز به روز شرايط خود را براي برگزيده شدن به عنوان رئيسجمهور آمريکا افزايش ميدهد و شانس مهم او، انتخاب کانديداي دمکرات در برابر اوست. براي او رقابت با هيلاري کلينتون، بسيار مشکلتر از رقابت با باراک اوباماست. او ميتواند به راحتي با فرهنگ آمريکايي خود، به مقابله با اوباما برود و خود را رئيسجمهور آينده آمريکا معرفي نمايد، چرا که وي از ضعفهاي جامعه آمريکا در اين زمينه، اطلاعات کافي داشته و ميداند چگونه با رنگين پوستي که مورد حمايت کشورهاي مخالف آمريکا واقع شده، در جامعهاي كه تا چند سال پيش سران آن به سرخپوستكشي مشغول بودند، مبارزه كند.
به گزارش خبرنگار «تابناك» از واشنگتن، دمکراتها که گمان ميکردند ميتوانند از وضعيت اسفبار آمريكا در عراق و افغانستان استفاده نموده و انقلابي در آمريکا راه اندازند و يك رئيسجمهور زن يا سياهپوست را براي نخستين بار در آمريکا به کاخ سفيد بفرستند، در ارزيابيهاي خود دچار اشتباه شدهاند.هماكنون در ستاد انتخاباتي «باراک اوباما» ميليونها دلار هزينه ميشود و او هيچگونه مشکلي از سوي حاميان مالي خود ندارد و نه تنها در جامعه آمريکا و رنگين پوستان، بلکه در جامعه ضدآمريکايي خارجنشين هم داراي پايگاه حمايتي است و حتي حمايت «دانيل اورتگا»، «چاوز»، «مورالس» و برخي ديگر از رهبران مخالف آمريکا در آمريکاي جنوبي و ديگر نقاط دنيا را در اختيار گرفته است، با نشان دادن «مارتين لوترکينيگ» در تيزرهاي انتخاباتي خود و همچنين حمايت همهجانبه رنگين پوستان، هماكنون در مقابل خود، هيلاري کلينتون را ميبيند که براي سومين بار از حسابهاي شخصياش براي مخارج انتخاباتي خويش برداشت مالي داشته است!
بنا بر اين گزارش، اكنون توان و حمايت مالي هيلاري کلينتون براي رقابت با باراک اوباما به پايان خود رسيده و اين احتمال ميرود كه او ناچار شود در ماههاي آينده، از دور رقابت با اوباما کنار کشيده و رقابت انتخاباتي را رها كرده، ميدان را براي اوباما و جان مک کين خالي كند.
اما جمهوريخواهان با حمايت همهجانبه از مک کين که يک نومحافظهکار بوده و علاوه بر حمايت از سياستهاي بوش، مواضع تندتري نسبت به روسيه داشته و خواهان قدرتنمايي بيشتر آمريکا در برابر روسيه و چين است و همچنين نميخواهد تغييرات مهمي در سياست جنگافروزي آمريکا پديد آورد، خود را در برابر باراک اوبامايي ميبيند که قصد ايجاد يک انقلاب سياسي در سياستهاي خارجي آمريکا را دارد.
اوباما که خواهان مذاکرات مستقيم با ايران بدون هيچ پيششرطي است و همچنين قصد دارد وجهه عمومي آمريکاييها را در دنيا افزايش دهد، قصد پر كردن خلأ اساسي در سياست خارجي آمريکا را دارد، حال آنكه در اين اوضاع که آمريکا درگير دو جنگ در منطقه خليجفارس است، ايجاد اين انقلاب سياسي در جامعه کنونياش، به ويژه براي سياستمداران کاخ سفيد، امري خارج از ذهن به شمار ميرود.
اما مک کين 71 ساله، دستكم براي يک دوره گذر چهار ساله، شيوه آمريکاييپسندتري در ستاد انتخاباتي خود انتخاب کرده است. او هماکنون تلاش ميكند مشکل کهولت سن خود را با حرکت روي پنجههاي کفش خود و ورزش روزانه بيش از سه ساعت، به گونهاي جبران كند. وي همچنين با ارايه برنامههاي کوتاهمدت، اين ذهنيت را در جامعه آمريکا پديد آورده که آمريکا به يک دوران گذار نياز دارد تا سياستهاي خود را با جهانيان متعادلتر كند؛ او خود را فردي مناسب براي يک دوران چهار ساله به جامعه آمريکا معرفي نموده است.
اشتباه استراتژيک دمکراتها براي روي کار آوردن دو کانديداي سياهپوست و زن، اين فرصت را به جمهوريخواهان ميدهد که نه تنها از «هاکبي ايوانجليست» صرف نظر كنند، بلکه «ميت رومني» را نيز کنار زده و سياستهاي تند جان مک کين را براي مقابله با دو کانديداي حزب دمکرات روي ميز انتخاباتي خود قرار دهند.
با نزديک شدن به انتخابات آمريکا، روز به روز، حمايتهاي جهاني از باراک اوباما افزايش پيدا ميکند. در اين راه، کشورهاي مخالف آمريکا در صف مقدم هستند، اما جامعه آمريکا در اين شرايط، اين تحول گسترده را برنميتابد، چرا که کاخ سفيد از هماکنون، خود را براي مقابله با اوباما آماده كرده است و در اين زمينه، از همه اهرمهاي فرهنگي خود استفاده ميكند. به گونهاي كه حتي «مايک تايسون»، قهرمان سياهپوست مشتزني سنگين وزن جهان، در يك اعلام رسمي گفته است كه اگر باراک اوباما رئيسجمهور آمريکا شود، او را خواهند کشت و يا «دانيل اورتگا» رياستجمهوري باراک اوباما را يک انقلاب خوانده است.
شايد اين امر باعث افزايش مشارکت آمريکاييها در انتخابات رياستجمهوري شود و اين انتخابات را رقابتي و هيجانانگيز كرده و مشارکت بيشتري را در انتخابات ايجاد كند، اما تغيير 180 درجهاي سياست آمريکا در چهار سال آينده، با توجه به سرمايهگذاريها آمريکا در اين مدت و همچنين سياستهاي جاري اين کشور، بسيار بعيد به نظر ميرسد.
هماکنون هيلاري کلينتون ميداند كه در رقابت با اوباما، يا بايد هرچه در توان مالي خود دارد، از دست بدهد و يا اين که هرچه زودتر از گردونه رقابت بيرون رود و برداشت از حسابهاي شخصياش را متوقف كند، اما در طرف مقابل جان مک کين، روز به روز شرايط خود را براي برگزيده شدن به عنوان رئيسجمهور آمريکا افزايش ميدهد و شانس مهم او، انتخاب کانديداي دمکرات در برابر اوست. براي او رقابت با هيلاري کلينتون، بسيار مشکلتر از رقابت با باراک اوباماست. او ميتواند به راحتي با فرهنگ آمريکايي خود، به مقابله با اوباما برود و خود را رئيسجمهور آينده آمريکا معرفي نمايد، چرا که وي از ضعفهاي جامعه آمريکا در اين زمينه، اطلاعات کافي داشته و ميداند چگونه با رنگين پوستي که مورد حمايت کشورهاي مخالف آمريکا واقع شده، در جامعهاي كه تا چند سال پيش سران آن به سرخپوستكشي مشغول بودند، مبارزه كند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
جمهوري خواه يا دموكرات هيچ فرقي نميكند. از آغاز انقلاب تا كنون انواع روساي جمهور دموكرات يا جمهوري خواه را ديده ايم . هر دوي آنها دشمن ملت ايران هستند. و همه آنها به نحوي چه از بدو نهضت و چه در جنگ 8 ساله و چه پس از آن به ايران ضربه زده و تحريم كرده اند. و همه بدون استثناء نوكر اسرائيلند و به حفظ امنيت آن پايبند. بنا بر اين بفرموده يكي از كاربران ما بايد فقط توكلمان به خدا باشد. و هر گونه گشايش احتمالي در اين امر را نيز ناشي از اراده خداوند بدانيم.
واقعا آمریکاییها سیاست جالبی دارند. با آوردن یک سیاه پوست و مخالف سیاست دولت فعلی با علم به اینکه او انتخاب نخواهد شد مبالغ کلانی از کمکهای کشورهای مختلف خارجی مخالف سیاستهای دولت کنونی را جمع می کنند که این کمکها باعث ایجاد شغل و بهبود وضع اقتصادی خواهد شد ولی سیاست آنها هیچ تغییری نخواهد کرد.
متاسفانه این مقاله به بازی های درگیر انتخابات آمریکا اشاره ای نمیکندواز نظر دهندگان هم فقط یکی دوتااینجابه مسئله مهم صیهونیسم و لابی یهودیان در آمریکا بدرستی اشاره کردند زیرا بدون اشاره به صیهونیسم جریانات بنظرمی آید که روند طبیعی خود را طی میکند درصورتیکه انتخابات با نقشه صیهونیستها به جلو میرود. بوستون گلوب که صاحب آن نیویورک تایمز است مک کین ازجمهوریخواهان و اوباما از دموکرات هاراحمایت میکند.این برنامه ی نئوکانهای یهودی است که میخواهند بنفع اسراییل مک کین جنگ طلب و جنگ افروزرادرکاخ سفید بنشانند وبهمین جهت از اوباما طرفداری میکنند زیرا فکر میکنند با اوباما نه هیلاری بهتر میتوانند به مقاصد خود یعنی شکست اوباما درمقابل مک کین بعلت مسئله نژادی نائل شوند. بهمین جهت نیویورک تایمز ارگان صیهونیستی بجای جودیت میلر، که درراه انداختن جنگ عراق بنفع اسراییل با علم کردن اسلحه های کشتارجمعی به دروغ وهمکاری نزدیک با خودفروختگان و نوکران صیهونیسم، احمد چلبی وکنان مکیه، افشا ومجبوربه استعفاء شدهم اکنون یک نئوکان یهودی وبدنام دیگربنام"ویلیام کریستول" که با بوش و چینی همکاری بسیار نزدیک داردوازطریق مجله اش کامنتری ارگان صیهونیستی حامی اسراییل به دروغگویی و هدایت انتخابات می پردازد اخیرا" توسط نیویورک تایمز برای همکاری با این روزنامه صیهونیستی دعوت به همکاری شده که در ستون نظرات به دسیسه بازی بپردازد و او هم اکنون درخدمت این روزنامه که قشر باسواد و بانفوذ آنرا میخوانند درآمده است. برنامه اینست که اوباما ازطرف دموکراتها انتخاب شود و درمقابل مک کین جنگجو به مقابله بپردازد و بقیه را نئوکانهای یهودی با همکاری افراد شناخته شده نظیر جوزف لیبرمن و هات پارتض که عملا" درانظارعمومی خواستاربمباران ایران شدند ومک کین هم با آنها همراه شد ودرضمن خیال ماندن درعراق حتی تا 100 سال دیگررامد نظردارد با راه انداختن کارزاری پراز دروغ و دسیسه و به احتمال زیاد انجام یک کارتروریستی ،
نظیر اسپانیا که برای انتخابات مجدد نخست وزی دست راستی اسپانیا چندسال پیش صورت گرفت ولی نتیجه معکوس داد و مردم با هوش اسپانیا
"انظار" نخست وزیر حامی بوش رابیرون انداخته ودیگری رابرکرسی وزارت نشاندند ،یا درآمریکا یا درکشوری دیگر بعدازتابستان براه خواهند انداخت که تمام بحث ها بر "تروریسم" استوارگردد و مردم تحمیق شده آمریکا را ترسانده و نوکرصیهونیسم را برکرسی بنشانند. هم اکنون تمام ایرانیان و عربهای مقیم آمریکااوباما را انتخاب کرده اند. اوباما و مک کین هر دو حامی منافع امپراتوری آمریکا هستند و کسی نمیتواند بدون حمایت صیهونیسم کاری در آمریکا انجام دهد.بنابراین نزدیکی اوباما به کمپ صیهونیسم و رونویسی کردن حرفهای لابی یهودیان درمورد ایران ممکنست تا اندازه ای در جهت همراه کردن لابی با خود باشد چون بدون داشتن این گروه خطرناک انتخاب شدنش غیرممکنست.
بهمین جهت ایرانیان و سایر افراد باید به هرکاری دست زده که از آمدن کاندیدای صیهونیسم یعنی مک کین جنگ افروز برعلیه ایران جلوگیری بعمل آورند.
انتخاب مك كين ميتواند به نفع ايران باشد چرا كه با فشار بر روسيه و چين رابطه اين دو كشور با ايران مستحكم تر ميشود و افكار عمومي مردم منطقه بيشتر بر عليه آمريكايي ها ميشود و ممكن است گروه هايي در منطقه بوجودآيند كه خواهان مبارزه مسلحانه و سياسي با آنان و حاكمان حلقه به گوش فعلي كه در برخي كشورهاي عربي وجود دارند بشوند و در حقيقت هرچه رئيس جمهور امريكا تند رو تر باشد مردم منطقه و دولتها بيشتر به ايران گرايش پيدا ميكنند. در شوراي امنيت آمريكا نميتواند چيزي عليه ايران تصويب كند چون روسيه و چين هم براي دفاع از خود هم كه شده مجبورند مواضع ضد آمريكايي بگيرند.
يا علي
چرا دموكراتها هيلاري كلينتون را كه يك زن پا به سن گذاشته است و يا اوباما را كه او نيز سياهپوست است به صحنه انتخابات ميفرستند؟ چون كميته مشترك و غيررسمي جمهوريخاهان و دموكراتها از ابتدا بر سر مالكيت 4 تا 8 سال آينده رياست جمهوري با هم به توافق رسيده اند و جان مك كين به عنوان رياست جمهور آينده آمريكا "انتخاب شده بود."
(مثل دور قبل كه از كانديداتوري مجدد الگور جلوگيري نموده و جان كري پدربزرگ را كانديداي دموكراتها نمودند.)
اگر نظام سياسي حاكم بر آمريكا قصد داشت رويه سياسي حاكم بر اين كشور را تغيير دهد و قدرت را براي مدتي سمت دموكراتها بفرستد، به جاي هيلاري كلينتون كه زن است و به جاي اوباما كه سياهپوست است، يك كانديداي مرد - جوان - سفيدپوست و جذاب را به ميدان ميفرستاد و نه مثل دور قبل جان كري فسيل شده را.
به زعم تمامي جامعه شناسان آمريكايي، ملت آمريكا به كسي راي خواهند داد كه يا حمايت عظيم لابي هاي سرمايه داري را داشته باشد (به عبارتي به آنها قبولانده شود كه اين فرد چه پير، چه جوان، كانديداي اصلح است) و يا از نظر كاراكترهاي سطحي و ظاهري به گونه اي آنها را تحت تاثير قرار دهد كه تحقق آمال و آرزوهاي خود را در انتخاب او ببينند. تكنيكي كه از دوره كندي كارايي خود را ثابت كرد. نيكسون علي رغم اينكه حقوقداني سخنور و سياست مداري ورزيده بود اما شگرد دموكراتها را در تكيه بر جذابيت و مردمي بودن كندي دست كم گرفت. كندي اولين رئيس جمهور آمريكا بود كه دوربين تلويزيون را به داخل خانه خود راه داد تا مردم آمريكا با او احساس قرابت كنند. مردم با نگاه به چهره نيكسون و تيپ صحبت وكيل گونه او به ياد مصيبت ها و گرفتاريهاي خود مي افتادند در حاليكه با ديدن چهره و لحن آرام كندي و تماشاي او در خانه اش كه با دختربچه و سگ خود بازي ميكند، خانواده اي خوشبخت را ميديدند كه ميتوانست جزئي از زندگي و آينده آنها باشد. به همين سادگي! اين مسئله به حدي تكان دهنده بود كه عليرغم اينكه كندي رئيس جمهور خارق العاده اي نبود ليكن پس از 30-40 سال هنوز هم محبوبترين رئيس جمهور آمريكا باقي مانده است. به قول نيل پستمن "مردم آمريكا ديگر پاي سخنراني هاي 5 ساعته آبراهام لينكلن نخواهند نشت و اگر امروز بنجامين فرانكلين مخترع برقگير و رئيس جمهور آمريكا با سري كچ و شكمي چاق در خيابانهاي نيويورك راه رود كسي به او نگاه هم نخواهد انداخت، روزي خواهد آمد كه جناح هاي سياسي در آمريكا هنرپيشه هاي هاليوود و لاس وگاس را براي كسب راي مردم به صحنه خواهد آورد."
در باره صحبت هايي هم كه دموكراتها در مورد تغيير سياست خارجي آمريكا به زبون ميآرن، به قول خودموني: دروغ ميگن!
بايد اين واقعيت را درك كنيم كه بين اين دو حزب در آمريكا از نظر توسعه طلبي و مبارزه با كشورهاي مخالف بخصوص كشورهاي اسلامي و جانب داري از صيونيستها تفاوتي وجود ندارد. و اين فقط جنگ قدرت در درون نظام حاكم بر آمريكاست
حتی اگر باراک اوباما در انتخابات امریکا پیروز شود نمی توان چندان امیدوار بود که بتواند تغییرات قابل توجهی در این کشور ایجاد کند. او چگونه خواهد توانست در برابر غول های رسانه ای این کشور مقاومت کند؟ رسانه هایی که با وجود علم به ناکارآمدی سیاست های تندروانه بوش با این حال در روش خود بر علیه دیگر کشورها هیچ تغییری ایجاد نمی کنند. به نظر شما اگر اوباما رئیس جمهور امریکا شود و اعلام کند می خواهیم مثلا با ایران مذاکره بی قید و شرط انجام دهیم عکس العمل رسانه های این کشور چه خواهد بود؟ شکی نیست که منافع آنها چندان تامین نمی شود.
تفسیردرست به نظر میرسد و جمهوری خواهان هنوز این کارتهایشان را رو نکرده اند درهر صورت اوباما از همین الان مهره ای سوخته به نظر میرسد وقدرت مانور جمهوری خواهان درمقابل او زیاد است
به نظر من ما نمي تونيم خيلي در نتيجه انتخابات آمريكا موثر باشيم، ونزوئلا و ديگر كشورهاي آمريكاي لاتين هم در اذهان آمريكايي ها منفي هستند پس بايد ما براي انتخاب هر كدام از كانديداهاي جمهوري خواه و يا دموكرات رويكردي متناسب با هر كدام رو در پيش بگيريم.
چه هیلاری و چه اوباما هر کدام انتخاب شوند آمریکایی ها نه به سیاه رای میدهند و نه به زن در هر صورت مک کین رای خواهد آورد.
انتخابات آمریکا را مطالعه میکردم بسیار عجیب بود. ضمن اینکه من فکر میکنم آمریکا سرمایه سالاری است و سرمایه رییس جمهور را انتخاب میکند و برای دور بعد ۲۰۰۸ در آمریکا برای تلطیف اوضاع و رشد بیشتر سرمایه خانم کلینتون از قبل انتخاب شده و فقظ تبلیغات نیاز است تا رای مردم به این جهت برگردد. در این دوره از انتخابات برای آماده سازی مردم به رای دادن به یک زن که در میان مردم آمریکا چندان مقبول نیست اوبامای سیاهپوست را در انتهای چپ گذاشته اند تا باکشیدن مردم به آن طرف مردم ذهنشان با خانم کلینتون اخت شود. در آنطرف هم مک کین ۷۲ ساله اسیر جنگی سابق است که آهنگ حمله به ایران را می خواند و خیال جمع است که مردم به آنطرف نمی روند
بدیهی است که هر قدرت و تمدنی دوران افولی دارد . قرار گرفتن افراد در راس قدرت از نشانه های این تحول و دوران افولی است چنین بنظر می رسد که پیروزی اوباما قدرت جهانی امریکا را با سراشب افول روبرو می سازد و البته این احساس قابل تشخیص در میان سیاسون امریکا هم قوت گرفته که با پیروز ی اوبا ما نه تنها قدرت جهانی که امریکا هم از دست می رود.از نگاه نگارنده در صورت پیروزی اوباما بحران های داخلی و خارجی امریکا تشدید و شدت می گیرند
آنان از این سه نفر هر کسی که مورد احتیاجشان باشد رو می آورند و هر دو حزب دز یک راستا حرکت می کنند
به نظر من هر چه باشد و شعارهای انتخاباتی هر چقدر هم فریبنده باشند باز هم یک شخص نیست که سیاست آمریکا را تعیین می کند. اگر خوب دقت کنیم می بینیم که سالهاست لابی صهیونیستی بر آمریکا و سیاستهای آن سایه انداخته و روسای جمهور فقط عروسک های خیمه شب بازی در دست این لابی هستند.
باقی ماندن بوش علیرغم همه دیوانگی هایش و عدم محبوبیتش در نزد مردم امریکا و حمله مستقیم به دو کشور منطقه و حمله نیمه مستقیم به حزب الله لبنان و چراغ سبز به اسرائیل برای سرکوب مردم فلسطین همه و همه سیاستهای لابی صهیونیستی است و نه مردم آمریکا و یا شخص رئیس جمهور و لذا آمدن یک رئیس جمهور دموکرات و یا جمهوری خواه اگر با حمایت لابی صهیونیستی نباشد و قرار دادهای مخفیانه با آنها امضا نکرده باشد به لحاظ منطقی و عقلی امری محال است.
در خصوص منافع ملت و کشور عزیزمان ایران هم باید بگویم که تنها و انها اتکال به خداوند و برخورداری از حمایت مردمی و اتحاد و یکپارچگی و حلقه زدن دور ولایت فقیه می تواند تامین کننده منافع ما باشد و نه تغییر رئیس جمهور و یا روی کار آمدن یک سیاهپوست در امریکا.
حتی رابطه با کشور های عربی نیز تنها در ظاهر امر و دیپلماسی می تواند موثر باشد و در باطن به این کشور ها نیز نمی توان اعتماد کرد.
پس بیایید با ایمان به خدا و تکیه با بازوان قدرتمند جوانانمان ایرانی آباد و آزاد بسازیم و فارغ از تغییرات آمریکا باشیم
باتوجه به محبوبیت بالای اوباما وی از شانس بالاتری نسبت به مک کین برخوردار است.
متاسفانه همانطور که شما اشاره کردید احتمال انتخاب نامزد حزب جمهوریخواه در حال حاضر بیشتر است. اینت انتخاب به نفع ایران نیست چرا که این آقا از پیش خبر از گسترش جنگ آمریکا با مخالفانش را داده که زیاد خبر خوبی برای ایران و منظقه نیست.
اما هنوز احتمال انتخاب اوباما کم نیست. متاسفانه بدلیل مشکلات بین ایران و آمریکا امکان تاثیر گذاری ایران در این انتخابات زیاد نیست.
نظر تحلیلگر محترم کمی تا قسمتی کوتاه بینانه است.
اوباما گزینه اصلی مردم امریکاست و مک کین گزینه اصلی سیاستمداران جنگ طلب.
بر خلاف تحلیلی این شخصیت محترم، اوباما فقط توانسته ظرف 3 ماه محبوبیتی معادل یک سیاستمدار کهنه کار بدست اورد.شکل مک کین هزاران است : پیر است بالای هفتاد.
جنگ طلب است و جنگ افروز
اصولا آنانی که در آمریکا سابقه جنگی دارند بسیار در بین دولتمردان محترم و در بین مردم منفورند. این را از رقیب جمهوری خواه کلینتون در دور دوم هم میشود فهمید.
با سلام
به نظر من در گام اول براي ما اين مسئله مهم است كه بدانيم چه گزينه هائي براي رئيس جمهور آينده امريكا در برخورد با مسائل جهاني از جمله مسئله ايران وجود دارد وسپس به اين مسئله بپردازيم كه كدام يك از جناح در صورت پيروزي بيشتر در جهت منافع ما حركت خواهند كرد.پر واضح است كه انتخاب ما بين بسيار بد و بد است زيرا هيچ يك از سردمداران آينده كاخ سفيد به طور كامل در جهت منافع ما حركت نخواهند كرد.پس از طي اين مراحل ميتوان مسير حركت نظام را تعيين كرد كه آيا لازم است با فرستادن پيامهاي روشن ويا دو پهلو و ايجاد موج كاذب زمينه را براي موج سواري كانديدائي خواص ايجاد كرد يا نه؟
تجربه نشان داده كه امريكائيها در پاداش دادن به حاميانشان چه به صورت كامل و چه به صورت خفيف بسيار ناتوان هستند پس بايد درآمدهاي سياسي حاصل از اين كار را برسي كرد.
يك نكته مهم هم اين است كه اگر مثلا اوباما رييس جمهور آينده امريكا شد و خواست به وعده خود عمل كند و به طور مستقيم با دولت ايران در سطحي بالا گفتگو كند يا پا را اين فراتر گذاشته و قصد سفر به ايران را به عنوان پاداش داشته باشددر آن صورت ما تا چه اندازه آماده پذيرش اين پاداش هستيم؟
بنده معتقدم جمهوری اسلامی هنوز یک استراتژی مشخص و قوی برای زمانی که ، کسی مثل اوباما دست مذاکره و کاهش تنش ، دراز کند ، ندارد ( یا حداقل اعلام نکرده است) و از آنجا که سیاست های جنگ طلبانه امریکا در هشت سال گذشته هم بشدت وجه ایالات متحده را تنزل داده است و هم بر قدرت جمهوری اسلامی افزوده...بنابراین انتخاب مک کین میتواند تیر خلاصی به انسجام ایالات متحده باشد...در حالی که انتخاب اوباما ایران را کم وبیش در یک موضع انفعال قرار خواهد داد ...امیدوارم که مردان عرصه سیاست نظام ( که در هر شرایطی توانسته اند گلیم نظام را از آب بیرون بکشند) با انتخاب اوباما دچار سردرگمی نشوند.
نباید فراموش کرد که چه اوباما و چه مک کین هیچ کدام هر چقدر هم مواضعی تند علیه ایران داشته باشند نمی توانند از بوش تند تر باشند و خواسته یا ناخواسته باید به سیاست های متنوع ایران تن در دهند. ایران هم اکنون قدرت اول منطقه است!
این بازی ی امریکایی ها خود حدیثی است ازنوع حدیث شیاطین ! باراک اوباما فقط یک بازیچه است. آنچه تا کنون استنباط کرده ام برنده نهایی مک کین است . مگر مثل جریان و اترگیت رسواشوند .یا حق
انتخاب رييس جمهور آمريكا اگر چه به ظاهر متكي به افكار عمومي است اما در حقيقت كميته سه جانبه ارتش ، سازمانهاي اطلاعاتي و سرمايه داران پيش از برگزاري انتخابات نتيجه آن را تعيين مي كنند.
كميته سه جانبه در چند دوره اخير ملاحظات سياست خاورميانه اي و به ويژه مساله اسراييل را بيش از ديگر عوامل در تعيين رييس جمهور دخيل دانسته است. موضع گيريهاي ايران و وضعيت سياسي خاورميانه در اتخاذ تصميم نهايي سياست مداران پشت پرده آمريكا بيش از عوامل مورد توجه نويسنده نقش آفرين هستند.
پيشنهاد شما چيست. شايد اظهار نظر صريح حاميان خارجي اوباما باعث تهيج احساسات ملي امريكايي ها به نفع مك كين شود. و يا انها( جمهوري خواه ها) منتظر خارج شدن هيلاري از گردونه رقابت و ضربه زدن نهايي به اوباما باشند كه تا ان زمان برگ هاي برنده خود را نگه مي دارند. در هر صورت منافع ايران با انتخاب امريكا مرتبط است و نقش موثري هم مي توانند در كسب منافع خود داشته باشد به شرطي كه امريكايي ها و خواسته هاي انها را دقيق بشناسد و قواعد بازي پنهان را بلد باشد.
استفاده از نظر صاحبان فن در عرصه سياست و سرمايه مالي در صورت نياز و يا حتي انجام تدابيري كه به نحوي باعث چرخش افكار مردم امريكا از يك گروه به گروه ديگر شود مانند اقداماتي در خاورميانه و يا .... بسيار موثر مي باشد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.