تعرضهای محسوس و نامحسوس به زنان در سکوت
آنقدر حقوق زنان نادیده گرفته شده که گمان می کنند هنگام تجربه آزار جنسی فقط خودشان بايد از خودشان محافظت کنند... سکوت قانونگذار در مقابل آزار جنسی و فقدان قوانین حمایتی از آزاردیده، ازدلایل سکوت زنان در برابر آزار جنسی است
روزنامه «قانون» از آسیب اجتماعی پنهان علیه زنان گزارش می دهد:
سارا 24ساله: «روزهایی که کارم زود تمام میشود اگر در ساعت شلوغی رفت وآمدهای مترو باشد، در محل کارم میمانم تا مطمئن شوم مترو خلوت شده. در راهروهای باریک مترو تجربه آزارهای مختلف را داشتهام. از لمس بدنم گرفته تا نگاههای بدی که بسیار آزارم میدهد. هیچگاه وارد واگنهای بخش آقایان نمیشوم، حتی اگر دیرم شده باشد و واگنهای خانمها جا نداشته باشد. مرتب احساس ناامنی دارم».
مائده 38 ساله: «مدیر ما با کارمندان بیش از اندازه احساس صمیمیت میکند. روزی هنگامی کــه در دفترش تنها بودیم و از کار صحبت میکردیم، پیغامی در تلگرامش آمد، شروع به خندیدن کرد، آن را بــه راحتی بــه مــن هــم نشان داد. فیلم تجاوز بــه دختری بود که پنهانی از او گرفته شده بود. نمی دانستم چه کنم. بدون این که فیلم را نگاه کنم گوشی را به او دادم و با عذرخواهی از اتاق خارج شدم».
ثریا 30 ساله: «از دوستانم تعریف اجناس ارزان بازار را شنیده بودم. البته همکارم گفته بود که باید صبح زود بروم تا خلوت باشد وگرنه در آن شلوغی بازار، خرید سخت می شود. آدرس گرفتم و صبح زود برای خرید به بازار تهران رفتم. نگاه برخی کسبه بسیار آزاردهنده بود. ازکنار هر چرخ دستی که رد میشدم متلکی میشنیدم. از خرید پشیمان شدم و برگشتم». فاطمه 32 ساله: «مدیر بخش مــا پسر جوانی است. یــك مــاه پــس از آمدنم در شرکت روزی برای من شعری در تلگرام ارسال کرد. سپس شروع کرد مرا بــه نام کوچك صدا زدن. گاهی اوقات نیمـه شب پیغامی میداد و نام من را در پیغام مینوشت. یك بار که فقط جواب سلامش را دادم، شروع کرد بــه دادن پیغام هایی و احساس جنسی اش را نسبت بــه من گفتن...»
این ها بخشی از تجربه عموم زنانی است که در کنار ما زندگی میکنند. زنانی که ظاهرا در آرامش و امنیت زندگی روزمره شان را سپری میکنند اما وقتی پای صحبتهایشان مینشینیم، تجربههای تلخی از حضور در اجتماع داشتهاند. زنانی که پرورش دهنده نسل های آینده این سرزمین هستند اما آزارهای اخلاقی و جنسی هر روزه ،آزارشان میدهد. حسی که در بلندمدت منجر به گسترش بیاعتمادی به دیگران در فضای جامعه میشود. هیچکدام از زنان در بیان تجربه تلخشان صحبتی از ارگان رسمی که از آنها در برابر این نوع آزار حمایت کند، نمیکنند.
به گمان خود اين زنان، اين موضوعات اموری از بدیهیات هر جامعهای است و صرفا باید خود را از آن دور کنند. هیچکدام از این زنان به حق و حقوق انسانی و شهروندیشان اشاره نداشتند. آنقدر حقوقشان نادیده گرفته شده که گمان میکنند صرفا باید برابر این تجربهها، خودشان از خودشان محافظت کنند.از دهههای دور، متلک انداختن به گروهی از زنان و دختران در فضاهای عمومی شهر و اصطلاحا سر کوچهها، ناهنجاریاي بوده که رواج داشته و در عین حال، برخوردهایی نیز با آنها صورت میگرفت. برخوردهایی که عمدتا لوتیها و غیرتیهای محل در دفاع از زنان و دختران میکردند.
اکنون اما سطح و عمق متلکها، رفتارهای غیراخلاقی، آزارهای جنسی و... علیه زنان و دختران آنچنان پیش رفته که گویی نوعی فرهنگ میان گروهی از مردان این سرزمین شده است.از نگاههای منزجرکننده به زنان تا پیشنهادهای غیر اخلاقی که مجرد و متاهل و باحجاب و بدحجاب نمیشناسد، این سالها به عنوان رفتاری بس نکوهیده در هیاهوهای روزانه شهر رشد کرده است.
مصادیق آزار جنسی زنان
در حالی که در باور بسیاری از افراد تنها مصداق آزار زنان، لمس جسمی است که از آن به عنوان آزار جنسی نام میبرند،این آزار گاه در کلام و رفتار و حتی در نوع نگاه نیز میتواند از مصادیق آزار جنسی زنان تعریف شود.
از جمله مصادیق آزارهای کلامی عبارتند از: گفتن داستانها، شوخیها و طنزهای جنسی، پرسیدن سوالاتی در مورد زندگی شخصی یا جنسی فرد، کنایههای جنسی در گفتار، اظهار نظر در مورد ظاهر و پوشش فرد، پیشنهاد یا دعوت جنسی ناخواسته، درخواستهای مکرر برای قرار ملاقات یا رابطه خارج از عرف، توصیفات و نظرات جنسی یا معذب کننده راجع به شکل یا وضعیت اعضای بدن زنان در محیطهای مختلف در جامعه، متلکها و آزارهای روحی خیابانی و غیره كه میتوانند از مصادیق آزار جنسی زنان باشند.همچنین مصادیق آزارهای روانی عبارتند از نشان دادن تصاویر نامناسب جنسی، چشم چرانی و چشمک زدن، ارسال نامه، یادداشت، پیامک و غیره.
سکوت زنان برای حفظ آبرو!
اما حفـظ آبـرو از مهمترین دلیل سکوت زنان آزاردیده در برابر آزارهای اخلاقی و جنسی است. به عقیده کارشناسان، در اکثر این مــوارد، جامعه غالبا زن را متهم میکند که خود مقصر و عامل رفتار ضد اخلاقی است. بــه علاوه نگرشی کــه رســانههای عمومی ترویج میکنند این است که نوع رفتار و پوشش زن در اکثر موارد عامل تجربه چنین آزارهایی اسـت و اگر زنان نخواهنــد، چنین آزارهایی اتفاق نمیافتد. بدیهی است وقتی فضای جامعه به گونهای باشد که زنان را مسبب اصلی وقـوع آزار جنسی بداند، زنان با علنی کردن موارد آزار اخلاقی و جنسی، مورد فشار مضاعف از سوی جامعه قرار ميگیرند و مایل یا قادر به تحمل آن نميباشند. وجود فضاهایی که در آن فرد آزاردیده خود را مقصر احساس کند و از اینکه مورد آزار جنسی قــرار بگیرد احساس گناه کند، دلیل دیگر سکوت زنان در برابر آزار جنسی است. همچنین ترس از عدم حمایت خانواده و دوستان نیز در این دست فضاها به شدت پررنگ است و مانعی دیگر برای علنی کردن تجربه آزار جنسی محسوب می شود.
ازسویی، در محیط های کاری، تنگناهای اقتصادی و نگرانی بابت از دست دادن شغل، دلیل بسیار مهم و موثری بــرای سکوت در برابر آزار جنسی زنان است. حتی در مواردی تنگناهای معیشتی باعث میشود زن بــهطور ناخواسته و از روی اجبار بــه روابط خاصی در محیط کار تن دهد. سکوت قانونگذار در مقابل آزار جنسی و فقدان قوانین حمایت کننده از آزاردیده، ناآگاهی زنان از دستورالعملهای موجود و بیاطلاعی درباره حقوق خود، تردید درباره نتیجه بخش بودن شکایت و مجازات مجرم و همچنین دشوار بودن اثبات ادعا، از دیگر دلایل سکوت زنان در برابر آزار جنسی است.
نبود آمار شفاف برای آزار جنسی زنان
بــر اساس اعلامیه سازمان بین المللی کار (ILO) آزار جنسی در محیط کار بارزترین نمود تبعیض جنسیتی است و مصداق نقض حقوق بشراست. طبق گزارش های این سازمان، بین 40 تا 50 درصد از زنان در کشورهای اتحادیه اروپا، در محیط کار خود دارای تجربیات ناخواسته و اجباری درباره آزار و اذیت جنسی، برقراری روابط جنسـي و دیگر اشکال خشونت جنسی هستند. در کشورهای آسیا- اقیانوسیه نیز، تجربه شکلهای مختلفی از اذیت و آزار کلامی، جسمی یا جنسی برای 30 تا 40 درصد زنان کارگر، گزارش شده است. در تحقیقاتی که در11 کشور اروپایی انجام شده بود، 30 تا50 درصد زنان در محل کار مورد آزار قرار میگیرند در حالی که این آمار برای مردان 10 درصد است. از میان کشورها در اتریش 81 درصد زنان در محیط کارمورد آزار قرار گرفتهاند و کمترین آزار در محیط کار در اروپای شمالی مربوط به کشور سوئد است کــه رقــم آن دو درصد است.
در انگلیس این آمار 54 درصد ا و در آمریکا 44 درصد است. با این حال، آمار شفافی از میزان آزار جنسی زنان در دست نیست. نبود این آمار از یک سو به دلیل مشکلات قانونی است که تعریف مشخصی ازآزار جنسی به عنوان جرم وجود ندارد و در قوانین ایران این مساله به وضوح جرم انگاری نشده است و درواقع قانونگذار در این زمینه سکوت کرده است واز سوی دیگر سکوت زنان آزاردیده و عدم تمایلشان به بیان تجربیات تلخی که دراین زمینه داشتهاند، باعث شده تا حق و حقوق زیادی از زنان این سرزمین تضییع شود. نبود آموزش اجتماعی به زنان و به رسمیت نشناختن مساله آزار جنسی زنان در محیطهای مختلف به تلخی این ماجرا بیشتر دامن می زند.
جای خالی مطالبه گری زنان
بررسیهای کارشناسی نشان میدهد تا زمانی که سازمانهای غیردولتی اجازه ورود به مساله خشونت علیه زنان را نداشته باشند، این پدیده به شکل جدی به عنوان یک مساله اجتماعی در جامعه مورد توجه قرار نخواهد گرفت زیرا مطالبهگری در زمینه رسیدگی به خشونت علیه زنان وجود ندارد. تا زمانی که بیان مورد خشونت قرار گرفتن از سوی زنان در جامعه و فرهنگ ایرانی تابو باشد، مساله خشونت علیه زنان دیده نخواهد شد. متاسفانه مسیر خشونت علیه زنان از مسیر قانونی نیز کمتر دیده شده و افزایش زمینههای بروز خشونت علیه زنان نشان از جای خالی قانون در این مساله مهم اجتماعی دارد. هرچند لوایحی همچون تامین امنیت زنان در برابر خشونت سعی در پر کردن جای خالی این مهم دارد اما از سوی دیگر زمینههای فرهنگی لازم در جامعه همراه با تصویب این نوع قوانین باید فراهم شود.
تا زمانی که زنی بعد ازشكايت از خشونت و حقوق انسانیاش، مورد مذمت قرار گیرد، نمیتوان انتظار داشت که صرف قانونگذاری موجب شود در زماني کوتاه، این معضل جدی زنان در فضای جامعه حل شود. پیش درآمد این نوع قانونگذاریها، آموزشهاییست که باید به شهروندان داده شود تا هرکسی به حق و حقوقش وحدو حدودش آشنایی پیدا کند.
بررسی گستره ضمانت اجرای کیفری در موضوع تعرضهای خیابانی
نا امنی زنان در سایه سکوت
باتضمين حفظ آبرو، افراد با اطمینان خاطر از تعرضکنند گان شکایت می کنند
مهرشاد ایمانی
وقتی چندی پیش آقای رییسجمهور از منشور غیرالزامآور «حقوق شهروندی» رونمایی کرد، چنین پیامی به مردم ایران منتقل شد که دولت در راستای احقاق حقوق حقه افراد قدم بر خواهد داشت. چنین گزارهای هنوز منتفی نشده است اما به نظر میرسد اگر دولت را به معنای خاص یعنی قوه مجریه قلمداد کنیم، نمیتوان انتظار داشت که چنین سندی در آینده از اعتبار کافی برخوردار باشد. از اینرو باید دولت در این زمینه به مفهوم عام یعنی تمام نهادهای اجرایی، قانونگزاری و قضایی قلمداد شود. بدین معنا که نه فقط با ارائه چنین منشوری بلکه در تمام ابعاد، مجموعه نهادها و قوا، حق امنیت و آرامش مردم را از اوجب واجبات بدانند. این مقدمه کوتاه مدخل بحث موضوعی بسیار مهم به نام تعرضهای خیابانی است. مسالهای که علاوه بر وجه نقض قوانین موضوعه، به امنیت روانی اجتماعی نیز بر میگردد. بهطوری که در شرایط کنونی ایجاد مزاحمت کلامی و گاه فیزیکی به یکی از دغدغههای بخش عظیمی از بانوان این کشور بدل شده است. شاید در نگاه نخست این پدیده ناهنجار، یک خطای فردی از جانب بزهکاران شناخته شود اما اگر به شیوه مواجهه قضایی با این مهم توجه کنیم، در مییابیم که یکی از علل شیوع چنین رفتارهایی، عدم شکایت از جانب تعرضشوندگان است. پس در خوانش علل این موضوع آنچه پیش و بیش از سایر اسباب مورد ارزیابی است، عدم شکایت است که خود زمینهساز اطمینان بزهکاران به عدم ضمانت اجرای دقیق در این موضوع و به تبع آن بالارفتن جسارت ایشان در انجام اعمال بزهكارانه ميشود. اما شکایت نکردن نیز خود معلول عللی از جمله ترس از میانرفتن آبرو و نیز نبود یقین در خصوص نتیجهآور بودن شکایت است. موضوع نخست یعنی ترس از فروریختن شأن اجتماعی، مسالهای کاملا اجتماعی است که شاید با فرهنگسازی موثر بتوان چنین دغدغهای را در مسیر درست خود هدایت کرد اما موضوع دوم همان بحثی است که در مقدمه ذکر شد؛ یعنی حمایت دولت به معنای عام از حقوق شهروندان که یکی از مصادیقش دادرسی سریع در خصوص مسائل مزاحمت است. به قطعیت در صورت شکایت در موضوعی چون تعرضهای خیابانی، پیگیری موثر از جانب مقامات قضایی صورت خواهد گرفت و حتی احکام متناسب نیز صادر خواهد شد اما آنچه در رسیدگی امر مزبور قدری خلل ایجاد میکند، عدم تسریع در صدور حکم است. هرچند نباید به بهانه تسریع، حکم خالی از عدالت شود اما میتوان با سازوکاری مناسب در مسالهای که جامعه هر روز با آن دستوپنجه نرم میکند، احکام را برای عبرتانگیزی سایر بزهکاران، به طور قطعی و با سرعت بیشتری صادر كرد تا هم از فشار هیجانات منفی بر بانوان بکاهد و هم تنبهی باشد برای سایرین که بدانند در صورت ارتکاب چنین رفتارهایی با کیفر متناسب روبهرو خواهند شد.
عدم شکایت از تعرضکنندهها به ریشههای فرهنگی باز میگردد
در این باب «حمید جنتی»، وکیل پایهیک دادگستری معتقد است که امکان شکایت از تعرضکنندگان اجتماعی کاملا وجود دارد اما آنچه مانع شکایت در این زمینه میشود، به فرهنگ نادرست بخشي از مردم باز میگردد. این حقوقدان در گفتوگو با «قانون» گفت: «در حال حاضر مشکل در این زمینه، عدم شکایت افراد است. بسیاری حتی وقتی تجاوزی هم صورت میگیرد، شکایت نمیکنند. در چنین پروندههایی در درجه نخست باید بستری امن برای شاکی ایجاد شود که اطلاعات پرونده به طور کاملا سری باقی بماند و در درجه بعدی باید خانودهها تعرض را به عنوان یک آسیب اجتماعی قلمداد کنند نه آنکه تقصیر را بر گردن تعرضشونده بیندازند.
آزار فرد مورد تعرض
اکنون عکس این قاعده رفتار میشود به نحوی که اگر خانمی مورد تعرض قرار گیرد، خانوادهاش به جای آنکه پیگیر مطرح شدن شکایت از متهم باشند، علت تعرض را در فرد تعرض شده جستوجو میکنند که چنین رفتارهایی باعث سرشكستگی برای آن خانم میشود. باید فرهنگسازی شود که همه بدانند اگر به کسی تعرض شد، او نقش و دخالتی در ایجاد این موضوع نداشته است. فرض کنید که در خیابان به خانمی متاهل سخنی ناروا گفته شود. شوهر نباید پس از آن اتفاق نگاهی متفاوت به خانمش داشته باشد. رسانههای ما اعم از صداوسیما، نشریات و... باید تبیین کنند که شکایت در ایندست مسائل نه از حیث شرعی و نه اخلاقی ایرادی ندارد. اگر چنین فضایی فراهم شود میتوان از بحث شکایت سخن به میان آورد زیرا دیگر هراس از بین رفتن آبرو وجود نخواهد داشت. در این حالت دیگر بزهکار حاشیهای امن برای خود احساس نمیکند و متوجه میشود که اگر به حریم کسی تعدی کند، قانون درباره او به قطعیت اعمال میشود.
یعنی باید فضایی فراهم شود تا بزهکار احساس نکند که جرمش یا نادیده انگاشته یا با جریمهای اندک حلوفصل میشود. هرچند دستگاه قضا هم باید بدون هرگونه مماشات با ایشان برخورد کند تا امنیت اجتماعی بهطور کامل پدید آید».
ضمانت اجرای قوانین باید حتمی و قطعی باشد
موضوعی که در خصوص مزاحمتهای خیابانی به چشم میخورد، این است که گویی در این امر برخورد نهادهای ذیربط با قطعیت لازم همراه نیست.
شاید برای اثبات این مدعا بتوان تعدیهای کلامی و فیزیکی را با مسالهای به نام بدحجابی مقایسه کرد به نحوی که در برهههای مختلف زمانی، نهادهای ذیربط تمام همتشان معطوف به برخورد با بانوانی میشود که شاید از حجاب مناسبی برخوردار نباشند. فارغ از قانونی بودن یا نبودن اصل طرح گشت ارشاد، به نظر میرسد تاحدی در مواجهه با خاطیان تعرضها چنین قاطعیتی در کار نیست. حمید جنتی در پاسخ به این پرسش که تبعات مماشات در خصوص تعرضهای خیابانی چیست، اظهار داشت: «در این خصوص ضمانت اجرا وجود دارد اما حتمیالاجرا نیست. مشکل جامعه ما این است که در بسیاری از جرایم سنگین و زیانبار، برخورد قاطع و سریع صورت نمیگیرد. مشاهده میشود که در خصوص یک روزنامهنگار تمام قوانین بندبهبند اجرا میشود اما در بسیاری از جرایم، مجازات متناسب به سرعت و با قطعیت اجرا نمیگردد. اکنون شرایطی پیش آمده است که مجرمان با این استدلال که اتفاقی نمیافتد و به نحوی حل میشود، اطمینان خاطر نسبی نسبت به آینده دارند. من با سالها تجربه وکالت یک نکته را به خوبی فهمیدهام که بسیاری از مجازاتها حتمیالاجرا نیست. خیلی از موکلانی که پیش من میآیند، میگویند که کاش مال مردمخوار بودیم تا شاکی. واقعیت این است که امروزه شاکی بیش از متهم سرگردان است و باید زحمت بکشد تا به حق خود برسد. از لحاظ جرمشناسی حتمیالاجرا بودن یک مجازات ضعیف، اثراتش بیشتر از مجازات شدید محتملالاجراست. محتمل بودن اجرای مجازات باعث گرفتارشدن شاکی و تجری مجرم می شود زیرا مجرمان ذهنشان به این سمت میرود که مجازاتی در کار نخواهد بود. از سویی دیگر در طول دادرسی هم باید تمام شرایط مهیا باشد که اسرار شاکی به صورت سری باقی بماند تا مردم احساس امنیت قضایی کنند. در صورتی که احساس اعتماد به سیستم قضایی داشته باشند، به راحتی از بزهکار شکایت میکنند زیرا میدانند که با شرایطی معقول از جمله مدت زمان مناسب برای رسیدگی، به حقشان خواهند رسید.
نکته دیگر که اشاره به آن خالی از لطف نیست این است که چرا در کشورهای توسعه یافته میزان جرایم پایینتر است؟ یکی از علل این مهم این است که آن کشورها از امکانات روز دنیا به درستی استفاده میکنند. شهرهای بزرگ باید به انواع دوربینهای مداربسته در معابر عمومی برای کنترل جرایم مجهز شوند. فیلمی در تلگرام منتشر شد که جیب بری بعد از دیدن دوربین در محل سرقت به دوربین تعظیم میکند و کیف را به صاحبش پس میدهد.
پس در صورت مجهز بودن شهرها، قطعا ارتکاب چنین جرایمی کاهش مییابد. به هر حال با ذکر این موضوعات میتوان نتيجه گرفت که میزان ارتباط ارتکاب جرایم با فناوری رابطهای مستقیم دارد».
جرمانگاری برای تعرضهای خیابانی موجب بالارفتن حساسیت موضوع میشود
«ژرژیک آبرامیان»، عضو کمیسیون حقوقی مجلس اما باور دارد در حال حاضر ضمانت اجرای کاملی برای جرایم مزاحمت من جمله تعرض وجود دارد. او در گفتوگو با «قانون» گفت: «در گذشته هم مسائلی چون متلکپراکنی و بهطور کلی مزاحمت برای نوامیس وجود داشت. چنین رفتارهایی به قطعیت قابل پیگیری است. هر چند شاید در مواردی اثبات مدعای مزاحمت سخت باشد اما دستکم قابل پیگیری هست. موارد زیادی وجود دارد که افراد در این خصوص شکایت کردهاند و از پس شکایت ایشان، حکم مقتضی هم صادر شده است. اگر منظور تلقی جرم خاص برای این عمل بزهکارانه باشد، خیر، چنین جرمی وجود ندارد اما تحت عنوان کلیتر یعنی مزاحمت قابل بررسی است. شاید تفکیک مزاحمت برای نوامیس از سایر مزاحمتها باعث بالابردن حساسیت موضوع شود. طرح شکایت، بیشتر یک موضوع فرهنگی است بهطوری که بسیاری برای مخدوشنشدن آبروی خود از این مساله عبور میکنند. دیگر آنکه باید دید که آیا میارزد برای چنین امری، بسیار دوندگی در دادگاهها انجام شود؟ به هر حال شکایت در حوزه تعرضهای خیابانی قابل طرح است اما اینکه به چه میزان فایده اجتماعی دارد بحث دیگری است».
نبود احساس امنیت در خانمها باعث برهم خوردن تعادل روانی خانواده می شود
در همین زمینه «سارا گلستانی»، کارشناس ارشد مشاوره خانواده، مهمترین پیامد منفی تعرضها را احساس ناامنی و سرکوب اجتماعی برای خانمها میداند. او در گفتوگو با «قانون» اظهار داشت: «در جامعه فعلی ما به خصوص در تهران، کافی است که زن باشید و با هر نوع پوششی از منزلتان بیرون روید تا با انواع تعرضها روبهرو شوید. شکل تعرض ممکن است یک نگاه نابهنجار یا رفتار و گفتار نادرست باشد اما آنچه در این تفاوت یکسان است، نقض حریم خصوصی آن زن است. پس متاسفانه فضای اجتماعی در مواجهه با موضوع تعرض، فضایی مسموم است. بر روی این موضوع باید کار عمیق کارشناسی انجام شود و در دایره کار کارشناسی قطعا امر آموزش از اهمیت بالایی برخوردار است. باید به آقایان آموزش داده شود که خانمها به عنوان یک فرد از این اجتماع حق امنیت و آرامش دارند و خانمها هم از حقوق اجتماعی خود مطلع شوند. تاکید میکنم در جامعه فعلی ما به دلیل بالا بودن میزان افسردگی، تحریکپذیری روانی افراد بالاست و این خود باعث میشود مبنای رفتار اجتماعی، به جای تفکر و منطق، احساسات و هیجانات آنی باشد. در حال حاضر به دلیل برآورده نشدن بسیاری از نیازهای عاطفی و جنسی شاهد رفتارهایی چون تعرض به خانمها هستیم و ضرورت دارد در این خصوص فکری جدی و اساسی صورت گیرد زیرا در اولویتبندی احساس امنیت، خانمها بیش از آقایان باید این حس را درک کنند. به دلیل آنکه نقش یک خانم به جهت ایجاد تعادل روانی در خانوادهها بسیار تعیینکننده است. اگر خانمی نتواند احساس آرامش کند، تعادل روانی خانواده و به تبعش جامعه بر هم میخورد. به طوری که در ابتدا خود آن خانم به دلیل نداشتن احساس امنیت متوسل به رفتارهای ناشی از استرس میشود که از پی این حالت، بخش وسیعی از انرژی او از بین میرود. در نتیجه نمیتواند به راحتی و با اعتماد به نفس کافی آنچه در توان دارد را به منصه ظهور رساند و باید مدام بر رفتارهای خود ملاحظات متعدد داشته باشد.
دیگر آنکه وقتی آقایان هم شاهد چنین تعرضهایی نسبت به زنها هستند، در ارتباط با خانواده خودشان احساس امنیت ندارند. این موضوع باعث میشود ایشان نتوانند همسر، خواهر یا فرزندان خود را برای فعالیتهای اجتماعی آزاد گذارند. بنابراین این پدیده شوم هم برای خانمها و هم برای آقایان مشکلات اساسی ایجاد میکند».
تعرض باعث ایجاد آثار روانی بسیار عمیق میشود
گلستانی درباره آثار روانی تعرضهای خیابانی گفت: «اولین مشکل این است که پس از این ناهنجاری، احساس ناامنی اجتماعی تشدید میشود زیرا زن احساس میکند در قبال این رخداد امکان دفاع لازم را ندارد. در نتیجه احساس ناکامی و عدم اعتماد به نفس در او ایجاد میشود. وقتی عضوی از جامعه احساس ناامنی کند، اعتمادش تحتالشعاع قرار میگیرد و نسبت به سایرین به خصوص آقایان در روابط اجتماعیاش بدبین میشود. این بدبینی حتی گاهی به علت خطای شناختی تعمیم، در مورد همسر هم اعمال می شود. از سویی دیگر در فرد تعرضشده حجم زیادی از خشونت به وجود میآید و به دلیل آنکه آن خشم به کنش اجتماعی تبدیل نشده، به نفرت تبدیل میشود. میتوان حدس زد که وقتی رفتارهای تعرضآمیز بالا رود، به سبب عدم دفاع متناسب به چه میزان هیجانات سرکوبشده هم بالا میرود. اما این پرسش که تعرض تا چه میزان در روان یک زن میتواند تاثیرگذار باشد را با توجه به تفاوت فیزیولوژیک زن و مرد پاسخ میدهم. خانمها در هر ماه یک دوره تغییرات هورمونی را تجربه میکنند. این تغییرات هورمونی باعث ایجاد ویژگیهای روانی و اخلاقی خانمها و تفاوتشان با آقایان میشود. ویژگیهایی نظیر جزیینگری، تاثیرپذیری محیطی، احساسات و عواطف سرشار و... پس حتما تاثیرپذیری هیجانی خانمها بیش از آقایان است که البته در افراد مختلف بسته به رشد روانی و فضای تربیتی میتواند این ویژگیها متفاوت باشد اما تا جایی که تجربه نشان داده است، در خانمها بیش از آقایان این چنین مسائلی اثرگذار است زیرا میزان هیجاناتی که در خانمها برانگیخته میشود بیشتر از آقایان است و این موضوع در جامعه جنسیتیای چون ایران که زن و مرد مفهومی کاملا جدا از هم دارند و از ابتدا جداسازی در این خصوص انجام میشود، چند برابر است».
آموزش، بزرگترین راهکار فرهنگی است
این مشاور خانواده در پایان از راهکارهای فرهنگی در باب تعرضهای خیابانی سخن گفت: «همانطور که در ابتدای سخن گفتم، در حوزه فرهنگی مهمترین راهکار، آموزش صحیح به خانمها و آقایان است. خانمها باید از حقوق شهروندیشان آگاه شوند و آقایان هم باید بدانند که با یک نگاه نامناسب یا یک سخن نابهنجار، چه آثار مخربی بر یک خانم میگذارند. آقایان باید متوجه این نکته باشند که رفتار نامناسب در مواجهه با خانمها مانند یک چرخه به خانواده خودشان بر میگردد زیرا اثرات منفی آن در جامعه پخش میشود. از لحاظ اجتماعی هم به زعم من باید یا قوانین لازمالاجرایی در این خصوص وضع شود یا اگر قوانین مدونی در این باره وجود دارد، به صورت قاطع اجرا شود تا براي همگان مشخص شود که اگر کسی تعرض کرد عملش بی پاسخ نمیماند».
از مجموع بحثها به نظر میرسد زیبنده کشور ایران نباشد که در عرصه اجتماعی رفتارهایی مادون شأن انسانی رخ دهد. قطعا وجه مهم تعرضات خیابانی، در اصلاح فرهنگی نهفته است به نحوی که کارشناسان امر باید طریقی متناسب برای اصلاح تعرضکنندگان بیابند اما وجهی دیگر که قطعا کم اهمیت نیست، موضوع چگونگی برخورد قضایی با ایشان است. مقصود ما این نیست که ضابطان قضایی با فضایی شبهنظامی، در صدد کنترل فضای عمومی باشند، بلکه منظور آن است که اولا؛ با فرهنگسازی مناسب، تعرضشوندگان مجاب شوند که شکایت در این حوزه به معنای از بین رفتن آبروی فردی و اجتماعیشان نیست و ثانیا؛ دستگاه قضایی برای دلگرم شدن شاکی به احقاق حق معنوی، با دادرسی سریع و قاطع مبادرت به صدورت حکم مقتضی کند تا پس از این کمتر شاهد چنین اعمالی باشیم.
سارا 24ساله: «روزهایی که کارم زود تمام میشود اگر در ساعت شلوغی رفت وآمدهای مترو باشد، در محل کارم میمانم تا مطمئن شوم مترو خلوت شده. در راهروهای باریک مترو تجربه آزارهای مختلف را داشتهام. از لمس بدنم گرفته تا نگاههای بدی که بسیار آزارم میدهد. هیچگاه وارد واگنهای بخش آقایان نمیشوم، حتی اگر دیرم شده باشد و واگنهای خانمها جا نداشته باشد. مرتب احساس ناامنی دارم».
مائده 38 ساله: «مدیر ما با کارمندان بیش از اندازه احساس صمیمیت میکند. روزی هنگامی کــه در دفترش تنها بودیم و از کار صحبت میکردیم، پیغامی در تلگرامش آمد، شروع به خندیدن کرد، آن را بــه راحتی بــه مــن هــم نشان داد. فیلم تجاوز بــه دختری بود که پنهانی از او گرفته شده بود. نمی دانستم چه کنم. بدون این که فیلم را نگاه کنم گوشی را به او دادم و با عذرخواهی از اتاق خارج شدم».
ثریا 30 ساله: «از دوستانم تعریف اجناس ارزان بازار را شنیده بودم. البته همکارم گفته بود که باید صبح زود بروم تا خلوت باشد وگرنه در آن شلوغی بازار، خرید سخت می شود. آدرس گرفتم و صبح زود برای خرید به بازار تهران رفتم. نگاه برخی کسبه بسیار آزاردهنده بود. ازکنار هر چرخ دستی که رد میشدم متلکی میشنیدم. از خرید پشیمان شدم و برگشتم». فاطمه 32 ساله: «مدیر بخش مــا پسر جوانی است. یــك مــاه پــس از آمدنم در شرکت روزی برای من شعری در تلگرام ارسال کرد. سپس شروع کرد مرا بــه نام کوچك صدا زدن. گاهی اوقات نیمـه شب پیغامی میداد و نام من را در پیغام مینوشت. یك بار که فقط جواب سلامش را دادم، شروع کرد بــه دادن پیغام هایی و احساس جنسی اش را نسبت بــه من گفتن...»
این ها بخشی از تجربه عموم زنانی است که در کنار ما زندگی میکنند. زنانی که ظاهرا در آرامش و امنیت زندگی روزمره شان را سپری میکنند اما وقتی پای صحبتهایشان مینشینیم، تجربههای تلخی از حضور در اجتماع داشتهاند. زنانی که پرورش دهنده نسل های آینده این سرزمین هستند اما آزارهای اخلاقی و جنسی هر روزه ،آزارشان میدهد. حسی که در بلندمدت منجر به گسترش بیاعتمادی به دیگران در فضای جامعه میشود. هیچکدام از زنان در بیان تجربه تلخشان صحبتی از ارگان رسمی که از آنها در برابر این نوع آزار حمایت کند، نمیکنند.
به گمان خود اين زنان، اين موضوعات اموری از بدیهیات هر جامعهای است و صرفا باید خود را از آن دور کنند. هیچکدام از این زنان به حق و حقوق انسانی و شهروندیشان اشاره نداشتند. آنقدر حقوقشان نادیده گرفته شده که گمان میکنند صرفا باید برابر این تجربهها، خودشان از خودشان محافظت کنند.از دهههای دور، متلک انداختن به گروهی از زنان و دختران در فضاهای عمومی شهر و اصطلاحا سر کوچهها، ناهنجاریاي بوده که رواج داشته و در عین حال، برخوردهایی نیز با آنها صورت میگرفت. برخوردهایی که عمدتا لوتیها و غیرتیهای محل در دفاع از زنان و دختران میکردند.
اکنون اما سطح و عمق متلکها، رفتارهای غیراخلاقی، آزارهای جنسی و... علیه زنان و دختران آنچنان پیش رفته که گویی نوعی فرهنگ میان گروهی از مردان این سرزمین شده است.از نگاههای منزجرکننده به زنان تا پیشنهادهای غیر اخلاقی که مجرد و متاهل و باحجاب و بدحجاب نمیشناسد، این سالها به عنوان رفتاری بس نکوهیده در هیاهوهای روزانه شهر رشد کرده است.
مصادیق آزار جنسی زنان
در حالی که در باور بسیاری از افراد تنها مصداق آزار زنان، لمس جسمی است که از آن به عنوان آزار جنسی نام میبرند،این آزار گاه در کلام و رفتار و حتی در نوع نگاه نیز میتواند از مصادیق آزار جنسی زنان تعریف شود.
از جمله مصادیق آزارهای کلامی عبارتند از: گفتن داستانها، شوخیها و طنزهای جنسی، پرسیدن سوالاتی در مورد زندگی شخصی یا جنسی فرد، کنایههای جنسی در گفتار، اظهار نظر در مورد ظاهر و پوشش فرد، پیشنهاد یا دعوت جنسی ناخواسته، درخواستهای مکرر برای قرار ملاقات یا رابطه خارج از عرف، توصیفات و نظرات جنسی یا معذب کننده راجع به شکل یا وضعیت اعضای بدن زنان در محیطهای مختلف در جامعه، متلکها و آزارهای روحی خیابانی و غیره كه میتوانند از مصادیق آزار جنسی زنان باشند.همچنین مصادیق آزارهای روانی عبارتند از نشان دادن تصاویر نامناسب جنسی، چشم چرانی و چشمک زدن، ارسال نامه، یادداشت، پیامک و غیره.
سکوت زنان برای حفظ آبرو!
اما حفـظ آبـرو از مهمترین دلیل سکوت زنان آزاردیده در برابر آزارهای اخلاقی و جنسی است. به عقیده کارشناسان، در اکثر این مــوارد، جامعه غالبا زن را متهم میکند که خود مقصر و عامل رفتار ضد اخلاقی است. بــه علاوه نگرشی کــه رســانههای عمومی ترویج میکنند این است که نوع رفتار و پوشش زن در اکثر موارد عامل تجربه چنین آزارهایی اسـت و اگر زنان نخواهنــد، چنین آزارهایی اتفاق نمیافتد. بدیهی است وقتی فضای جامعه به گونهای باشد که زنان را مسبب اصلی وقـوع آزار جنسی بداند، زنان با علنی کردن موارد آزار اخلاقی و جنسی، مورد فشار مضاعف از سوی جامعه قرار ميگیرند و مایل یا قادر به تحمل آن نميباشند. وجود فضاهایی که در آن فرد آزاردیده خود را مقصر احساس کند و از اینکه مورد آزار جنسی قــرار بگیرد احساس گناه کند، دلیل دیگر سکوت زنان در برابر آزار جنسی است. همچنین ترس از عدم حمایت خانواده و دوستان نیز در این دست فضاها به شدت پررنگ است و مانعی دیگر برای علنی کردن تجربه آزار جنسی محسوب می شود.
ازسویی، در محیط های کاری، تنگناهای اقتصادی و نگرانی بابت از دست دادن شغل، دلیل بسیار مهم و موثری بــرای سکوت در برابر آزار جنسی زنان است. حتی در مواردی تنگناهای معیشتی باعث میشود زن بــهطور ناخواسته و از روی اجبار بــه روابط خاصی در محیط کار تن دهد. سکوت قانونگذار در مقابل آزار جنسی و فقدان قوانین حمایت کننده از آزاردیده، ناآگاهی زنان از دستورالعملهای موجود و بیاطلاعی درباره حقوق خود، تردید درباره نتیجه بخش بودن شکایت و مجازات مجرم و همچنین دشوار بودن اثبات ادعا، از دیگر دلایل سکوت زنان در برابر آزار جنسی است.
نبود آمار شفاف برای آزار جنسی زنان
بــر اساس اعلامیه سازمان بین المللی کار (ILO) آزار جنسی در محیط کار بارزترین نمود تبعیض جنسیتی است و مصداق نقض حقوق بشراست. طبق گزارش های این سازمان، بین 40 تا 50 درصد از زنان در کشورهای اتحادیه اروپا، در محیط کار خود دارای تجربیات ناخواسته و اجباری درباره آزار و اذیت جنسی، برقراری روابط جنسـي و دیگر اشکال خشونت جنسی هستند. در کشورهای آسیا- اقیانوسیه نیز، تجربه شکلهای مختلفی از اذیت و آزار کلامی، جسمی یا جنسی برای 30 تا 40 درصد زنان کارگر، گزارش شده است. در تحقیقاتی که در11 کشور اروپایی انجام شده بود، 30 تا50 درصد زنان در محل کار مورد آزار قرار میگیرند در حالی که این آمار برای مردان 10 درصد است. از میان کشورها در اتریش 81 درصد زنان در محیط کارمورد آزار قرار گرفتهاند و کمترین آزار در محیط کار در اروپای شمالی مربوط به کشور سوئد است کــه رقــم آن دو درصد است.
در انگلیس این آمار 54 درصد ا و در آمریکا 44 درصد است. با این حال، آمار شفافی از میزان آزار جنسی زنان در دست نیست. نبود این آمار از یک سو به دلیل مشکلات قانونی است که تعریف مشخصی ازآزار جنسی به عنوان جرم وجود ندارد و در قوانین ایران این مساله به وضوح جرم انگاری نشده است و درواقع قانونگذار در این زمینه سکوت کرده است واز سوی دیگر سکوت زنان آزاردیده و عدم تمایلشان به بیان تجربیات تلخی که دراین زمینه داشتهاند، باعث شده تا حق و حقوق زیادی از زنان این سرزمین تضییع شود. نبود آموزش اجتماعی به زنان و به رسمیت نشناختن مساله آزار جنسی زنان در محیطهای مختلف به تلخی این ماجرا بیشتر دامن می زند.
جای خالی مطالبه گری زنان
بررسیهای کارشناسی نشان میدهد تا زمانی که سازمانهای غیردولتی اجازه ورود به مساله خشونت علیه زنان را نداشته باشند، این پدیده به شکل جدی به عنوان یک مساله اجتماعی در جامعه مورد توجه قرار نخواهد گرفت زیرا مطالبهگری در زمینه رسیدگی به خشونت علیه زنان وجود ندارد. تا زمانی که بیان مورد خشونت قرار گرفتن از سوی زنان در جامعه و فرهنگ ایرانی تابو باشد، مساله خشونت علیه زنان دیده نخواهد شد. متاسفانه مسیر خشونت علیه زنان از مسیر قانونی نیز کمتر دیده شده و افزایش زمینههای بروز خشونت علیه زنان نشان از جای خالی قانون در این مساله مهم اجتماعی دارد. هرچند لوایحی همچون تامین امنیت زنان در برابر خشونت سعی در پر کردن جای خالی این مهم دارد اما از سوی دیگر زمینههای فرهنگی لازم در جامعه همراه با تصویب این نوع قوانین باید فراهم شود.
تا زمانی که زنی بعد ازشكايت از خشونت و حقوق انسانیاش، مورد مذمت قرار گیرد، نمیتوان انتظار داشت که صرف قانونگذاری موجب شود در زماني کوتاه، این معضل جدی زنان در فضای جامعه حل شود. پیش درآمد این نوع قانونگذاریها، آموزشهاییست که باید به شهروندان داده شود تا هرکسی به حق و حقوقش وحدو حدودش آشنایی پیدا کند.
بررسی گستره ضمانت اجرای کیفری در موضوع تعرضهای خیابانی
نا امنی زنان در سایه سکوت
باتضمين حفظ آبرو، افراد با اطمینان خاطر از تعرضکنند گان شکایت می کنند
مهرشاد ایمانی
وقتی چندی پیش آقای رییسجمهور از منشور غیرالزامآور «حقوق شهروندی» رونمایی کرد، چنین پیامی به مردم ایران منتقل شد که دولت در راستای احقاق حقوق حقه افراد قدم بر خواهد داشت. چنین گزارهای هنوز منتفی نشده است اما به نظر میرسد اگر دولت را به معنای خاص یعنی قوه مجریه قلمداد کنیم، نمیتوان انتظار داشت که چنین سندی در آینده از اعتبار کافی برخوردار باشد. از اینرو باید دولت در این زمینه به مفهوم عام یعنی تمام نهادهای اجرایی، قانونگزاری و قضایی قلمداد شود. بدین معنا که نه فقط با ارائه چنین منشوری بلکه در تمام ابعاد، مجموعه نهادها و قوا، حق امنیت و آرامش مردم را از اوجب واجبات بدانند. این مقدمه کوتاه مدخل بحث موضوعی بسیار مهم به نام تعرضهای خیابانی است. مسالهای که علاوه بر وجه نقض قوانین موضوعه، به امنیت روانی اجتماعی نیز بر میگردد. بهطوری که در شرایط کنونی ایجاد مزاحمت کلامی و گاه فیزیکی به یکی از دغدغههای بخش عظیمی از بانوان این کشور بدل شده است. شاید در نگاه نخست این پدیده ناهنجار، یک خطای فردی از جانب بزهکاران شناخته شود اما اگر به شیوه مواجهه قضایی با این مهم توجه کنیم، در مییابیم که یکی از علل شیوع چنین رفتارهایی، عدم شکایت از جانب تعرضشوندگان است. پس در خوانش علل این موضوع آنچه پیش و بیش از سایر اسباب مورد ارزیابی است، عدم شکایت است که خود زمینهساز اطمینان بزهکاران به عدم ضمانت اجرای دقیق در این موضوع و به تبع آن بالارفتن جسارت ایشان در انجام اعمال بزهكارانه ميشود. اما شکایت نکردن نیز خود معلول عللی از جمله ترس از میانرفتن آبرو و نیز نبود یقین در خصوص نتیجهآور بودن شکایت است. موضوع نخست یعنی ترس از فروریختن شأن اجتماعی، مسالهای کاملا اجتماعی است که شاید با فرهنگسازی موثر بتوان چنین دغدغهای را در مسیر درست خود هدایت کرد اما موضوع دوم همان بحثی است که در مقدمه ذکر شد؛ یعنی حمایت دولت به معنای عام از حقوق شهروندان که یکی از مصادیقش دادرسی سریع در خصوص مسائل مزاحمت است. به قطعیت در صورت شکایت در موضوعی چون تعرضهای خیابانی، پیگیری موثر از جانب مقامات قضایی صورت خواهد گرفت و حتی احکام متناسب نیز صادر خواهد شد اما آنچه در رسیدگی امر مزبور قدری خلل ایجاد میکند، عدم تسریع در صدور حکم است. هرچند نباید به بهانه تسریع، حکم خالی از عدالت شود اما میتوان با سازوکاری مناسب در مسالهای که جامعه هر روز با آن دستوپنجه نرم میکند، احکام را برای عبرتانگیزی سایر بزهکاران، به طور قطعی و با سرعت بیشتری صادر كرد تا هم از فشار هیجانات منفی بر بانوان بکاهد و هم تنبهی باشد برای سایرین که بدانند در صورت ارتکاب چنین رفتارهایی با کیفر متناسب روبهرو خواهند شد.
عدم شکایت از تعرضکنندهها به ریشههای فرهنگی باز میگردد
در این باب «حمید جنتی»، وکیل پایهیک دادگستری معتقد است که امکان شکایت از تعرضکنندگان اجتماعی کاملا وجود دارد اما آنچه مانع شکایت در این زمینه میشود، به فرهنگ نادرست بخشي از مردم باز میگردد. این حقوقدان در گفتوگو با «قانون» گفت: «در حال حاضر مشکل در این زمینه، عدم شکایت افراد است. بسیاری حتی وقتی تجاوزی هم صورت میگیرد، شکایت نمیکنند. در چنین پروندههایی در درجه نخست باید بستری امن برای شاکی ایجاد شود که اطلاعات پرونده به طور کاملا سری باقی بماند و در درجه بعدی باید خانودهها تعرض را به عنوان یک آسیب اجتماعی قلمداد کنند نه آنکه تقصیر را بر گردن تعرضشونده بیندازند.
آزار فرد مورد تعرض
اکنون عکس این قاعده رفتار میشود به نحوی که اگر خانمی مورد تعرض قرار گیرد، خانوادهاش به جای آنکه پیگیر مطرح شدن شکایت از متهم باشند، علت تعرض را در فرد تعرض شده جستوجو میکنند که چنین رفتارهایی باعث سرشكستگی برای آن خانم میشود. باید فرهنگسازی شود که همه بدانند اگر به کسی تعرض شد، او نقش و دخالتی در ایجاد این موضوع نداشته است. فرض کنید که در خیابان به خانمی متاهل سخنی ناروا گفته شود. شوهر نباید پس از آن اتفاق نگاهی متفاوت به خانمش داشته باشد. رسانههای ما اعم از صداوسیما، نشریات و... باید تبیین کنند که شکایت در ایندست مسائل نه از حیث شرعی و نه اخلاقی ایرادی ندارد. اگر چنین فضایی فراهم شود میتوان از بحث شکایت سخن به میان آورد زیرا دیگر هراس از بین رفتن آبرو وجود نخواهد داشت. در این حالت دیگر بزهکار حاشیهای امن برای خود احساس نمیکند و متوجه میشود که اگر به حریم کسی تعدی کند، قانون درباره او به قطعیت اعمال میشود.
یعنی باید فضایی فراهم شود تا بزهکار احساس نکند که جرمش یا نادیده انگاشته یا با جریمهای اندک حلوفصل میشود. هرچند دستگاه قضا هم باید بدون هرگونه مماشات با ایشان برخورد کند تا امنیت اجتماعی بهطور کامل پدید آید».
ضمانت اجرای قوانین باید حتمی و قطعی باشد
موضوعی که در خصوص مزاحمتهای خیابانی به چشم میخورد، این است که گویی در این امر برخورد نهادهای ذیربط با قطعیت لازم همراه نیست.
شاید برای اثبات این مدعا بتوان تعدیهای کلامی و فیزیکی را با مسالهای به نام بدحجابی مقایسه کرد به نحوی که در برهههای مختلف زمانی، نهادهای ذیربط تمام همتشان معطوف به برخورد با بانوانی میشود که شاید از حجاب مناسبی برخوردار نباشند. فارغ از قانونی بودن یا نبودن اصل طرح گشت ارشاد، به نظر میرسد تاحدی در مواجهه با خاطیان تعرضها چنین قاطعیتی در کار نیست. حمید جنتی در پاسخ به این پرسش که تبعات مماشات در خصوص تعرضهای خیابانی چیست، اظهار داشت: «در این خصوص ضمانت اجرا وجود دارد اما حتمیالاجرا نیست. مشکل جامعه ما این است که در بسیاری از جرایم سنگین و زیانبار، برخورد قاطع و سریع صورت نمیگیرد. مشاهده میشود که در خصوص یک روزنامهنگار تمام قوانین بندبهبند اجرا میشود اما در بسیاری از جرایم، مجازات متناسب به سرعت و با قطعیت اجرا نمیگردد. اکنون شرایطی پیش آمده است که مجرمان با این استدلال که اتفاقی نمیافتد و به نحوی حل میشود، اطمینان خاطر نسبی نسبت به آینده دارند. من با سالها تجربه وکالت یک نکته را به خوبی فهمیدهام که بسیاری از مجازاتها حتمیالاجرا نیست. خیلی از موکلانی که پیش من میآیند، میگویند که کاش مال مردمخوار بودیم تا شاکی. واقعیت این است که امروزه شاکی بیش از متهم سرگردان است و باید زحمت بکشد تا به حق خود برسد. از لحاظ جرمشناسی حتمیالاجرا بودن یک مجازات ضعیف، اثراتش بیشتر از مجازات شدید محتملالاجراست. محتمل بودن اجرای مجازات باعث گرفتارشدن شاکی و تجری مجرم می شود زیرا مجرمان ذهنشان به این سمت میرود که مجازاتی در کار نخواهد بود. از سویی دیگر در طول دادرسی هم باید تمام شرایط مهیا باشد که اسرار شاکی به صورت سری باقی بماند تا مردم احساس امنیت قضایی کنند. در صورتی که احساس اعتماد به سیستم قضایی داشته باشند، به راحتی از بزهکار شکایت میکنند زیرا میدانند که با شرایطی معقول از جمله مدت زمان مناسب برای رسیدگی، به حقشان خواهند رسید.
نکته دیگر که اشاره به آن خالی از لطف نیست این است که چرا در کشورهای توسعه یافته میزان جرایم پایینتر است؟ یکی از علل این مهم این است که آن کشورها از امکانات روز دنیا به درستی استفاده میکنند. شهرهای بزرگ باید به انواع دوربینهای مداربسته در معابر عمومی برای کنترل جرایم مجهز شوند. فیلمی در تلگرام منتشر شد که جیب بری بعد از دیدن دوربین در محل سرقت به دوربین تعظیم میکند و کیف را به صاحبش پس میدهد.
پس در صورت مجهز بودن شهرها، قطعا ارتکاب چنین جرایمی کاهش مییابد. به هر حال با ذکر این موضوعات میتوان نتيجه گرفت که میزان ارتباط ارتکاب جرایم با فناوری رابطهای مستقیم دارد».
جرمانگاری برای تعرضهای خیابانی موجب بالارفتن حساسیت موضوع میشود
«ژرژیک آبرامیان»، عضو کمیسیون حقوقی مجلس اما باور دارد در حال حاضر ضمانت اجرای کاملی برای جرایم مزاحمت من جمله تعرض وجود دارد. او در گفتوگو با «قانون» گفت: «در گذشته هم مسائلی چون متلکپراکنی و بهطور کلی مزاحمت برای نوامیس وجود داشت. چنین رفتارهایی به قطعیت قابل پیگیری است. هر چند شاید در مواردی اثبات مدعای مزاحمت سخت باشد اما دستکم قابل پیگیری هست. موارد زیادی وجود دارد که افراد در این خصوص شکایت کردهاند و از پس شکایت ایشان، حکم مقتضی هم صادر شده است. اگر منظور تلقی جرم خاص برای این عمل بزهکارانه باشد، خیر، چنین جرمی وجود ندارد اما تحت عنوان کلیتر یعنی مزاحمت قابل بررسی است. شاید تفکیک مزاحمت برای نوامیس از سایر مزاحمتها باعث بالابردن حساسیت موضوع شود. طرح شکایت، بیشتر یک موضوع فرهنگی است بهطوری که بسیاری برای مخدوشنشدن آبروی خود از این مساله عبور میکنند. دیگر آنکه باید دید که آیا میارزد برای چنین امری، بسیار دوندگی در دادگاهها انجام شود؟ به هر حال شکایت در حوزه تعرضهای خیابانی قابل طرح است اما اینکه به چه میزان فایده اجتماعی دارد بحث دیگری است».
نبود احساس امنیت در خانمها باعث برهم خوردن تعادل روانی خانواده می شود
در همین زمینه «سارا گلستانی»، کارشناس ارشد مشاوره خانواده، مهمترین پیامد منفی تعرضها را احساس ناامنی و سرکوب اجتماعی برای خانمها میداند. او در گفتوگو با «قانون» اظهار داشت: «در جامعه فعلی ما به خصوص در تهران، کافی است که زن باشید و با هر نوع پوششی از منزلتان بیرون روید تا با انواع تعرضها روبهرو شوید. شکل تعرض ممکن است یک نگاه نابهنجار یا رفتار و گفتار نادرست باشد اما آنچه در این تفاوت یکسان است، نقض حریم خصوصی آن زن است. پس متاسفانه فضای اجتماعی در مواجهه با موضوع تعرض، فضایی مسموم است. بر روی این موضوع باید کار عمیق کارشناسی انجام شود و در دایره کار کارشناسی قطعا امر آموزش از اهمیت بالایی برخوردار است. باید به آقایان آموزش داده شود که خانمها به عنوان یک فرد از این اجتماع حق امنیت و آرامش دارند و خانمها هم از حقوق اجتماعی خود مطلع شوند. تاکید میکنم در جامعه فعلی ما به دلیل بالا بودن میزان افسردگی، تحریکپذیری روانی افراد بالاست و این خود باعث میشود مبنای رفتار اجتماعی، به جای تفکر و منطق، احساسات و هیجانات آنی باشد. در حال حاضر به دلیل برآورده نشدن بسیاری از نیازهای عاطفی و جنسی شاهد رفتارهایی چون تعرض به خانمها هستیم و ضرورت دارد در این خصوص فکری جدی و اساسی صورت گیرد زیرا در اولویتبندی احساس امنیت، خانمها بیش از آقایان باید این حس را درک کنند. به دلیل آنکه نقش یک خانم به جهت ایجاد تعادل روانی در خانوادهها بسیار تعیینکننده است. اگر خانمی نتواند احساس آرامش کند، تعادل روانی خانواده و به تبعش جامعه بر هم میخورد. به طوری که در ابتدا خود آن خانم به دلیل نداشتن احساس امنیت متوسل به رفتارهای ناشی از استرس میشود که از پی این حالت، بخش وسیعی از انرژی او از بین میرود. در نتیجه نمیتواند به راحتی و با اعتماد به نفس کافی آنچه در توان دارد را به منصه ظهور رساند و باید مدام بر رفتارهای خود ملاحظات متعدد داشته باشد.
دیگر آنکه وقتی آقایان هم شاهد چنین تعرضهایی نسبت به زنها هستند، در ارتباط با خانواده خودشان احساس امنیت ندارند. این موضوع باعث میشود ایشان نتوانند همسر، خواهر یا فرزندان خود را برای فعالیتهای اجتماعی آزاد گذارند. بنابراین این پدیده شوم هم برای خانمها و هم برای آقایان مشکلات اساسی ایجاد میکند».
تعرض باعث ایجاد آثار روانی بسیار عمیق میشود
گلستانی درباره آثار روانی تعرضهای خیابانی گفت: «اولین مشکل این است که پس از این ناهنجاری، احساس ناامنی اجتماعی تشدید میشود زیرا زن احساس میکند در قبال این رخداد امکان دفاع لازم را ندارد. در نتیجه احساس ناکامی و عدم اعتماد به نفس در او ایجاد میشود. وقتی عضوی از جامعه احساس ناامنی کند، اعتمادش تحتالشعاع قرار میگیرد و نسبت به سایرین به خصوص آقایان در روابط اجتماعیاش بدبین میشود. این بدبینی حتی گاهی به علت خطای شناختی تعمیم، در مورد همسر هم اعمال می شود. از سویی دیگر در فرد تعرضشده حجم زیادی از خشونت به وجود میآید و به دلیل آنکه آن خشم به کنش اجتماعی تبدیل نشده، به نفرت تبدیل میشود. میتوان حدس زد که وقتی رفتارهای تعرضآمیز بالا رود، به سبب عدم دفاع متناسب به چه میزان هیجانات سرکوبشده هم بالا میرود. اما این پرسش که تعرض تا چه میزان در روان یک زن میتواند تاثیرگذار باشد را با توجه به تفاوت فیزیولوژیک زن و مرد پاسخ میدهم. خانمها در هر ماه یک دوره تغییرات هورمونی را تجربه میکنند. این تغییرات هورمونی باعث ایجاد ویژگیهای روانی و اخلاقی خانمها و تفاوتشان با آقایان میشود. ویژگیهایی نظیر جزیینگری، تاثیرپذیری محیطی، احساسات و عواطف سرشار و... پس حتما تاثیرپذیری هیجانی خانمها بیش از آقایان است که البته در افراد مختلف بسته به رشد روانی و فضای تربیتی میتواند این ویژگیها متفاوت باشد اما تا جایی که تجربه نشان داده است، در خانمها بیش از آقایان این چنین مسائلی اثرگذار است زیرا میزان هیجاناتی که در خانمها برانگیخته میشود بیشتر از آقایان است و این موضوع در جامعه جنسیتیای چون ایران که زن و مرد مفهومی کاملا جدا از هم دارند و از ابتدا جداسازی در این خصوص انجام میشود، چند برابر است».
آموزش، بزرگترین راهکار فرهنگی است
این مشاور خانواده در پایان از راهکارهای فرهنگی در باب تعرضهای خیابانی سخن گفت: «همانطور که در ابتدای سخن گفتم، در حوزه فرهنگی مهمترین راهکار، آموزش صحیح به خانمها و آقایان است. خانمها باید از حقوق شهروندیشان آگاه شوند و آقایان هم باید بدانند که با یک نگاه نامناسب یا یک سخن نابهنجار، چه آثار مخربی بر یک خانم میگذارند. آقایان باید متوجه این نکته باشند که رفتار نامناسب در مواجهه با خانمها مانند یک چرخه به خانواده خودشان بر میگردد زیرا اثرات منفی آن در جامعه پخش میشود. از لحاظ اجتماعی هم به زعم من باید یا قوانین لازمالاجرایی در این خصوص وضع شود یا اگر قوانین مدونی در این باره وجود دارد، به صورت قاطع اجرا شود تا براي همگان مشخص شود که اگر کسی تعرض کرد عملش بی پاسخ نمیماند».
از مجموع بحثها به نظر میرسد زیبنده کشور ایران نباشد که در عرصه اجتماعی رفتارهایی مادون شأن انسانی رخ دهد. قطعا وجه مهم تعرضات خیابانی، در اصلاح فرهنگی نهفته است به نحوی که کارشناسان امر باید طریقی متناسب برای اصلاح تعرضکنندگان بیابند اما وجهی دیگر که قطعا کم اهمیت نیست، موضوع چگونگی برخورد قضایی با ایشان است. مقصود ما این نیست که ضابطان قضایی با فضایی شبهنظامی، در صدد کنترل فضای عمومی باشند، بلکه منظور آن است که اولا؛ با فرهنگسازی مناسب، تعرضشوندگان مجاب شوند که شکایت در این حوزه به معنای از بین رفتن آبروی فردی و اجتماعیشان نیست و ثانیا؛ دستگاه قضایی برای دلگرم شدن شاکی به احقاق حق معنوی، با دادرسی سریع و قاطع مبادرت به صدورت حکم مقتضی کند تا پس از این کمتر شاهد چنین اعمالی باشیم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
متاسفانه هیچ سازمان یا نهادی برای فرهنگ این مردم کاری نمی کنه. مردم به راحتی زباله و نخاله رو میریزن تو طبیعت. به زنان و دختران بی احترامی می کنن. به سادگی سر جای پارک آدم می کشن و ... ما کلی سازمان های عریض و طویل فرهنگی داریم که کلی هم بودجه می گیرن. به غیر از یک سری موعظه های تکراری و همایشهای بی فایده ، چه کار مفیدی می کنن؟ ایا آموزش و ترویج شعور و فهم اجتماعی کار فرهنگی نیست؟!!!! آیا آموزش شخصیت و وقار و متانت کار فرهنگی نیست؟!!!! ظاهرا ما به جای انسانهای آرام و متین ، دوست داریم یه مشت عربده کش بار بیاریم تا یه جاهایی بدردمون بخورن!!!
اگه طبق قوانين اسلام رفتار بشه اين مشكلات هم از بين ميره. 1- زن بايد بهمراه يك مرد محرم بيرون برود.2- زن حجاب خود را كامل رعايت كند. نه فقط يه شال بندازد سرش و كلي آرايشو شلوارهاي تنگو مانتو تنگ 3- پليس شريعت ايجاد شود و بصورت نامحسوس اونائي كه دست به مزاحمت مي زنند را شناسائي و بدون درنگ در ملا عام به مجازات برساند.
بدحجابی وحضور گسترده زنان در ادارات از علل تعرض به زنان وگسترش فساد است.
یک نکته هم بنده بگویم
در جامعه ما هر کس فرهنگ و فکر و مرام و دیدگاه خود را دارد
و حاضر نیست از آن دست بکشد
و هر نظر دیگری جز دیدگاه خود را رد می کند
نتیجه اش همین بحثهای بی فایده است
d
تفکیک جنسیتی از عنفوان کودکی باعث خیلی معضلات اجتماعی میشه.
جامعه باید جوری ساخته شه که اگه زنی با وضع به قول معروف بی حجاب و حتی بد حجاب وارد جامعه شد، کسی بهش بی احترامی نکنه.
مگه کسی که به قول شما تن فروش باشه، باید مورد اهانت و تعرض قرار بگیره؟
به نظر من اگه زن حد و حدود خودش را بداند خیلی کم اتفاق می افتد کسی او را اذیت کند من که خودم مرد هستم وقتی خانمی را میبینم که حدود خودش را می شناسد به خود اجازه نگاه کردن نمیدهم
ملت اونقدر تحقیر شدن که از تحقیر دیگری لذت میبرن. اصولا احترام به دیگری سالهاست رخت بربسته از جامعه.
باید قوانین سفت و سخت با ضمانت اجرای قوی وجود داشته باشه، گرچه قانون هم توی مملکت بی ارزشه.
رفتار زشت بعضی از آقایون با زنان و دختران بشدت محکوم میشه. اما باید به ریشه های این معضل پرداخت.
مشکلات اقتصادی باعث میشه خیلی از جوانان (دختر و پسر) نتونن تا سنهای خیلی بالا ازدواج کنن. افرادی هم هستند که توانایی ازدواج دائم ندارن و هیچ راه حلی براشون در نظر گرفته نمیشه. از طرفی نیازهای خدادادی عاطفی و جنسی رو هم که نمیشه منکر شد. خوب به نظرتون میشه به آدم گرسنه گفت غذا نخور و حتی به غذا فکر نکن؟؟؟ در غیر اینصورت باید بهش گفت روانی؟؟؟ منحرف؟؟؟ چرا واقعیتها رو نمی بینید؟
بجای تعجب از این مسائل و راه حل برای برخورد با معلول، باید علتها رو از بین برد. ساده کردن شرایط ازدواج جوانان از طریق رونق اقتصادی، حذف تشریفات و مراسم دست و پاگیر ازدواج و همچنین پذیرش ازدواج موقت برای شرایط خاص.
مردهای با شخصیت زیادی هستند که امکان ازدواج رو ندارن ولی به خودشون اجازه نمیدن با بی فرهنگی شخصیت خودشون رو زیر سوال ببرند. این چه حرفیست که میفرمایید؟
حقوق شهروندی یعنی اینکه:
1-خلافکاران و مجرمان طوری تبیه شوند که جرات خلاف نداشته باشند-
2- خلافکاران در زندانها پروار بندی نشوند
3-حقوق شهروندی احترام به حق شاکی باشد نه پروار بندی و احترام به متهمین و خلافکاران و مجرمان
4-هزینه سنگین برای مجرمین و درس عبرت برای دیگران
5-تعامل با قوه قضائیه و پلیس
6-حمایت از قوه قضائیه و پلیس
7-عدم حمایت از مجرمین ومتخلفین و برخورد قاطع با انها
بنده ضمن عذر خواهی از عموم مردم ایران در خصوص ابراز این نظر باید عرض کنم اصولاً برای انجام هر کاری یک پیش زمینه هایی وجود دارد مثلا برای آشپزی باید مواد تشکیل دهنده آن را فراهم سپس اقدام به تهیه آن غذا نمود یا برای انجام هر نوع ورزشی باید وسایل و ابزار آن را آماده نمود و سپس انجام داد حالا خانمی که از وسایل آرایشی آن هم در حد فاجعه از لباسهای افتضاح در حد فجیع استفاده می کند خود را برای چه چیزی آماده و محیا نموده آیا عقلا و عرفاً این موضوع غیر از این اینست که تجهیز شدن به ابزار و لوازم زیبایی مقدمه انجام عملی است که به رابطه جنسی ختم می شود و این یک واقعیت است که خیلی ها می خواهند از آن فرار کنند لیکن حقیقتی غیر قابل کتمان است البته با هزار و یک توجیه رد می کنند ولی همه چشمان خود را بسته اند.
مهیا ! استاد .
خوب كه چي ؟ مگه چي ميشه
با این پوششی که مخدرات تشریف می آورند بیرون اون هم تو کشور اسلامی که کلی برای این امنیت تلاش شده و خون ریخته شده خوب معلوم است که دیگر حرمتی برای بانوتن مخصوصا این علیا مخدرات با این وضعیت پوشش نمی ماند !
اونوقت این چیزی که فرمودین اسمش امنیته خداییش؟! پس خوش به حال غربیا که به جای خون ریخته شده ،با عقل و منطقشون امنیت رو اونم بدون منت" به جامعشون میدن"
تو ایران عنوان میشه این خشونتها فقط مال غربیهاست!! اما امار میگه دارن دروغ میگن و همه جای دنیا شاید با درصد کمی اختلاف این مساله باشه و همونطور که هموطنان مثال اوردن ربطی به حجاب و این مسایل هم نداره,بسیاری از زنان باحجاب هم مصون نیستند ,شاید کمتر دچار شن اما میشن!! چون آدم متجاوز ومشکل دار توتمام دنیا هست ,مساله نوع برخورد قانون و فرهنگ جامعه هست ,ما قانون محکم داریم اما فرهنگ درست برخورد کردن نه!!! به جای حمایت از شخص آزار دیده اونو نابود میکنیم!!!,مساله نوع برخورد هست,تو اون کشورها,علاوه بر قانون فرهنگ اون جامعه هم حق دفاع داده به زن !!! متجاوز رو باید نابود کرد نه از ترس آبرو مخفی!!!
دوران گذر سنت به مدرنیته همینه
نخیر این دوران گذر به قهقراست
چرا شما رفتارهای یک مرد را همانند یک موجود بی شعور و صددرصد غریزی می دانید یعنی اگر زنی با آرایش و ظاهر نامناسب در جامعه رفت و آمد کند، مرد آزاد است که هر طور خواست با او برخورد کند پس نقش خانواده، تربیت، اخلاق و شعور چه می شود. این خیلی سطحی نگریست. با این توجیه دوستان یاد پالوف افتادم که در آزمایشگاه حیوانات را شرطی می کرد. خواهش می کنم مقام انسانیت را نازل نکنید.
قانون در این زمینه بسیار ضعف است، و زنان اگر نتوانند تعرض را اثبات کنند خودشان محکوم می شوند پس ترجیح می دهند سکوت کنند و این سکوت کر کننده است.
تو مملکتی که مد شده دخترای زیر 20 سال سیگار به دست توی پیاده روها قدم میزنن و مثل آدمهای مست قهقهه میزنند و تو سرو کله هم میزنند چه توقعی از مردان میتوان داشت ؟ جالبه که همین دختران هم از سوء نظر مردان شکایت دارند
با تشکر از ارائه این مطلب .سوال این است که بعضی دخترها ویا خانمها که با پوشش دور از شان اجتماعی این جامعه به هنجار شکنی دست می زنند و آحاد مردم جامعه را آزار می دهند.و زمینه وسوسه در افراد مریض را تشدید وباعث صدمه به افرادی که غالبا در این وادی نیستند می شوند.در کجای این گزارش قرار دارد؟.اما آنکه هنجار شکنی می کند .منتظر این اتفاقات هستند و یا خدای نکرده برای همین امر .......بیرون میآیند.
با تشکر از ارائه این مطلب .سوال این است که بعضی دخترها ویا خانمها که با پوشش دور از شان اجتماعی این جامعه به هنجار شکنی دست می زنند و آحاد مردم جامعه را آزار می دهند.و زمینه وسوسه در افراد مریض را تشدید وباعث صدمه به افرادی که غالبا در این وادی نیستند می شوند.در کجای این گزارش قرار دارد؟.اما آنکه هنجار شکنی می کند .منتظر این اتفاقات هستند و یا خدای نکرده برای همین امر .......بیرون میآیند.
واقعاً بباید افسوس خورد واقعیت این است که سرزمینم تاریخ دارد ولی تهی از فرهنگ است و روز به روز بدتر میشود.
نه همه اظهار نظرها را ئارد می دانم و نه همه را رد می کنم، رفتار و منش برخی از خواهران محترمه در ایران اسلامی و رفتار برخی از برادران شریف معنا و مفهوم خاصی را می رساند که مخاطب بعضاً برداشت درست و گاهی درک نادرست از حرکت ایشان می نماید. به عنوان فردی که عمری در ینگه دنیا زندگی می کنم شرایط، قوانین و برخورد جامعه در این کشورها به گونه ای است که حریم افراد محترم شناخته شده و فرد که جویای مسائل این چنینی هم می باشد تعریف شده است. بروز حرکات خارج از عرف از سمت و سوی افراد لوند و عشوه گر جرم تلقی شده و با آن برخورد لازم صورت می گیرد. به عبارتی جامعه توسعه یافته حتی تفکر توسعه یافته دارد.
اولا در جواب اقایی که در جمهوری اذربایجان ساکن است ما نمیدونستیم بهشتی متمدن در همسایگی کشورمان قرار دارد شما بروید در لایه های پنهان اجتماع این جمهوری تا ببینی چه فسادی وجود دارد دوما در کشور ما دلیل جامعه شناسی داره شما وقتی کسی یا چیزی رو محدود کنی از جاهای دیگر خود رو نشون میدهد فرقی هم نمیکند میتواند شامل هر چیزی بشود...بحث بسیار مفصلی است در جامعه شناسی...بحران اجتماعی که دلایل جنسی که محرکهای ان نیز اقتصادی و فرهنگی و.....
رضا مشکل شما دقیقا همانطور که خودت گفتی "ندانستن" است.فقط کافیست یک میلیون تومان هزینه کنی و یک سفر به ارمنستان و یا آذربایجان بروی آنوقت متوجه میشوی که امنیت برای بانوان یعنی چه! مطمینم در ارمنستان میتوانی زنت را نصف شب در امنیت کامل به خیابان بفرستی کاری که متاسفانه در ایران در روز روشن نیز نمیتوان کرد !
آیا این خانم سارا 24 ساله که در ابتدای این مقاله لب به شکایت گشوده بود. چگونه ظاهری داشت؟ آیا با یک ظاهر دخترانه که این روزها مد هستش؟ با ظاهری لوند و عشوه ای و شهوت بر انگیز؟ آیا دخترها و زنهایی که در جامعه اینگونه میچرخند و با ظاهر دلفریب و دورباش کورباش خودشان، مردها به خصوص مجردها را آزار میدهند، خودشان نقشی در آزار جنسی مردها ندارند؟ اما در مترو، قشری که از مترو استفاده میکنند، اغلب از اقشار کم درامد جامعه هستند، بسیاری مجرد، فاقد امکانات مالی برای تشکیل زندگی، لذا رخدادن این رویدادها تنها بازگو کننده یک خرد و حکمت قدیمی است. از هر دست بدهی، از همان دست میگیری. و مثل قدیمی که چیزی که عوض داره، گله نداره
باز تقی به توقی خورد شماها گیر دادید به پوشش زنان و دختران!!! این از بدبختی شما هست که چنین چیز کوچی رو بهانه می کنید شماها کشور خارجی برید چه خاکی تو سرتون می کنید لابد از شدت شهوت سنگ کوپ می کنید، خجالت بکشید دیگه...
اظهار نظر در مورد ظاهر و پوشش فرد اگه از طرف نیرو انتظامی و گشت ارشاد باشه حتی اگه به بازداشت هم منجر بشه اما خشونت محسوب نمیشه. درسته؟
غیرت فقط چاقو به دست گرفتن و دفاع ار ناموس نیست.تصویب قانون و محکم اجرا کردن آن به طوری که هیچ مردی در خیابان جرات نگاه چپ حتی به زن عریان نداشته باشد هم عین غیرت است .کاری که در غرب سالها انجام میگیرد.
من یک مرد هستم اما درد بانوان سرزمینم را کاملا درک میکنم و شرمنده ام!
دوست من یک خانم مجرد است که همیشه پوشش چادر دارد، بدون آرایش و رفتار جدی و سنگین، ولی تقریبا تمام مصادیق آزار جنسی از سوی مدیر تازه داماد یک سازمان مهم دولتی علیه وی ابراز شد که در نهایت فقط توانست به روانپزشک مراجعه کند. حتی با قاضی مشورت کرد که ایشان فرمودند اگر شکایت کنی به شدت با آن فرد برخورد خواهد شد ولی شغلت را هم از دست خواهی داد.
من شاهد لمس کردن یک خانم توسط کارگر یک اغذیه فروشی بودم که با اعتراض شدید آن خانم همراه شد و آقای با پلیس 110 تماس گرفت و پلیس موتور سوار نه تنها کاری نکرد بلکه از مغاره دار پشتیبانی کرد و خودش به آن خانم توهین کرد و گفت زیادی حرف بزنی خودت را همراه با بچه و ماشینت میبرم کلانتری ما هم که به این وضع اعتراض کردیم گفت حرف زیادی نزنید به شما ربطی ندارد.
گسترش فرهنگ غرب
فیلم
سریال
عدم توان ازدواج و محرک های اجتماعی و بی ایمانی و...
اگه فرهنگ غرب گسترش می یافت که خوب بود!!! در غرب یک زن در هر پوششی باشه مردها جرأت ندارند نگاه بد بکنند یا متلک بگن
فیلم فروشنده!!!!
ضمن تایید مطلب شما باید این رو هم توجه داشته باشیم که درصدی از این اتفاقات مربوط به نوع حجاب ، پوشش، آرایش و ... غیره یک خانم هم می شود. هرچند که مردان هم وظیفه دارند اخلاق را رو رعایت کنند و مواظب چشم خود و رفتار خود باشند...
اگه حرف شما درست بود که الان تو کشورای غربی مثل استرالیا که زنها در تابستون کمترین میزان لباس رو میپوشن و به خیابون میان باید بیشترین میزان تجاوز به حقوق زنها رو داشته باشیم. در حالیکه این کشور یه کشور امن برای زنها محسوب میشه. چون قوانین اون کشور آزادی زنها رو محترم میشمره و اجازه نمیده انسانها به حقوق همدیگه تحاوز کنند.برعکس کشور ما
این چه حرفیه؟ مردان وظیفه ندارند فقط حق دارند
شکایت کنی اولین پاسخی که می شنوی این است که " حتماً خودت یک کاری کردی که اون آقا به خودش اجازه داده به حریم تو تحاوز کنه " یا " چون چادر سرت نبوده بهت بی احترامی شد " ........ !
هیچ چیزی بدتر از چشم چرانی و خیره شدن جنس مذکر در خیابان و مکان های عمومی نیست .
خدا سلامت کند استادی بنام دکتر سرندی داشیم که دائما ورد زبانش این بود که : اگر از پرواز پرندگان در آسمان بالای سرمان نمی توانیم جلوگیری کنیم لااقل می توانیم که جلوی لانه ساختن شان روی سرمان را بگیریم .
استاد شما هم یک عقده ای بیمار بوده
الان خود زنان به مردا تجاوز میکنن
نه بابا.مواظب خودت باش بلا و ملا سرت نیارن
متاسفانه این آزار و اذیت ها زیاد هست از فرد تحصیلکرده تا عوام و بیسواد به خودشون اجازه میدن به زن و دختر تعرض کنند و جالبه وقتی دنبال مجازات میری زن رو مقصر قلمداد می کنند و جوری رفتار میشه که انگار زن عامل اصلی وقوع تعرض هست! آخه چرا؟؟؟؟
مهمترین علت این رفتارها تربیت بد و آموزش های غلط هست از قرن ها پیش در تمام آموزه های دینی و غیر دینی مرد رو بالاتر از زن قرار دادند و به نوعی زن جنس دست دوم محسوب میشه، از این به بعد هم همینه!
اما یک سری کشورها هستند که در این مورد قوانین بسیار خوبی گذاشتند تا هر بی سر و پایی اجازه تعرض نداشته باشه این قوانین همان چیزی هست که در کشور ما به اشتباه تعبیر شده و میگن غرب به زن آزادی داده تا ازش سوء استفاده کنه که اینطور نیست! تو این مملکت هیچی به زن ندادن و دارن سوء استفاده می کنند، تهش یه مهریه هست که اونم کلی راه داره که می تونی از پرداختش فرار کنی!!!!
عالی بود
وقتی از یک شهر کوچک به کلان شهر تهران آمدم دو چیز تعجب مرا بر انگیخت: فحش های رکیک (اغلب ناموسی) که مثل نقل و نبات میان مردم رد و بدل می شد که در شهری که من بودم هر کدام از آنها می توانست منجر به دعوای بزرگ و حتی قتل شود و برای این منظور کسی جرإت استفاده از آن را به خود نمی داد و دوم متلک هایی که به زنان و دختران می گفتند. فرقی نمی کرد دختر باشد، خانم شوهردار باشد، در کنار فرزندش و حتی در کنار شوهرش، جوان و پیر به او متلک می گفتند و بی شرمانه به این رفتار شرم آورشان هم افتخار می کردند. من الآن در جمهوری آذربایجان زندگی می کنم. اینجا همه چیز آزاد است (به جز روسپی گری که به آن مثل تجارت انسان می نگرند و در قانون جرم سنگینی دارد). من مردی را ندیدم که نگاه آن چنانی به زن بکند. زنان حجاب ندارند و حتی در فصول گرم سال لباس چندان مناسبی نمی پوشند ولی ندیدم مردی در مترو بالای سر آنها ایستاده و اندام آنها را دید بزند. وقتی یک زن وارد مترو می شود مردان جوان و حتی پیر از جای خود بلند می شوند و به سمتی دیگر می روند و نگاهی هم به پشت خود نمی کنند تا آن زن در جای آنها بنشیند. گاهی چند نفر برای یک نفر از جا بلند می شوند. طوری شده که من گمان می کنم نشستن در صندلی قطار برای یک مرد چندان زیبنده نیست چون ایستگاه بعدی بالاخره مجبور خواهی شد که جای خود را به یک خانم بدهی. اینجا هم فحش و متلک گناه های نابخشودنی هستند. شما می توانید به هر دختر و خانم سلام کرده و با ایشان به صریح ترین زبان ممکن صحبت کنید ولی اگر پیشنهاد دوستی شما را نپذیرفت باید راه خود را بگیرید و بروید (البته از این رفتارها در موارد نادر رخ می دهد و معمولاً کسانی که همدیگر را از قبل می شناسند - البته اگر نشناسی هم کسی به آن به عنوان رفتار زشت و زننده نگاه نمی کند). من نمی گویم قواعد اینجا تا چه حد درست یا غلط است. با اصول شرع سازگاری دارد یا ندارد ولی دست کم از حیث اجتماعی آن برای من خیلی خوشایند است و درست مثل شهر کوچک ترک نشین خودم است (البته با این استثنا که آنجا مرد با زن غریبه صحبت نمی کرد). اینجا هم ناهنجاری هایی دارد ولی در داخل جامعه نیست و مثل سرطان مخلوط روزمرگی مردم نشده است. در کلان شهر تهران هیچ جا شما امنیت ندارید. پر رویی و پرحرفی به عنوان یک فضیلت محسوب می شود. اگر هر کدام از ما به اصل خود برگردیم به اصول همان جایی که از آن آمده ایم پایبند باشیم باور کنید زندگی برایمان خیلی شیرین خواهد شد. اگر در کلان شهری مثل تهران کسی ما را نمی شناسد خدایی آن بالا هست که همه ی ما را می شناسد. چگون رفتار خود را در اداره ای که در آن کار می کنیم آراسته می کنیم (بخصوص زمانی که در دید مافوق هستیم یا در میدان دید یک دوربین) چرا نباید رفتار خود را محضر خداوند تنظیم کنیم؟ آیا شکی داریم که تمامی لحظات زندگی ما ثبت و ضبط می شود؟
پاسخي به حسن. خيلي عجيبه كه شما همون زمان كه متوجه شدي زنت با پسري در ارتباط هست، طلاق ش ندادي خيلي عجيب بوده واقعن.
متاسفانه هميشه در مملكت ما از همه چيز به بدترين شكل ممكن استفاده ميشه. من متاهل هستم. متاسفانه روز اولي كه رفتم و با دختري كه معرفي كرده بودند صحبت كردم همش بم دروغ گفت. من فرد مذهبي هستم و زني محجبه و نمازخوان و متدين ميخاستم. متاسفانه از همون اوايل زندگي فهميدم كه خانمم با يه پسر ارتباط داره. با وساطت پدر و مادرم گذشت كردم. ولي بعد از چند سال دوباره فهميدم مدتهاست كه وارد كانالهاي روانشناسي تلگرام شده و اونجا هم با يه پسر ديگه رابطه داشته و ديگه زندگي واسه من جهنم شد. الان دارم طلاقش ميدم. متاسفانه خانمهاي جوان ظرفيت يه موبايل رو هم ندارن. البته مردها هم همينطور شدن.
كلام آخر اينكه ما ملت بي ظرفيتي هستيم كه از هر چيزي استفاده بدش رو ياد ميگيريم.
اگر ارگانی هم در رابطه جهت این موضوعات و شکایات اینجوری باشه مطمئنا حق رو به خانم ها نمیدن. به خاطر اینکه صد در صد در رابطه با نوع پوشش خانم ها ایراداتی رو مطرح میکنن با توجه به قوانین کشور ما در ارتباط با پوشش زن... زنان در جامعه ما و در این موارد محکوم به سکوت هستن.
حرف زدن خیلی ساده است، ولی در عمل هیچکاری نمیشه کرد.
مدیر نمایندگی یکی از شرکتهای بزرگ هر روز برای من کلی اس ام اس ناجور ارسال می کرد ، همینکه شکایت کردم، از کار اخراج شدم.
بعد کلی دادگاه رفتن هنوز نتونستم متن اس ام اس هاشو در بیارم.
بله خیلی ساده هست، کار پیش نمیره. هیچکس همکاری نمی کنه.
خیلی از زمانه جلوتر هستید.جامعه ایران اماده پذیرش همچین موضوعی هست؟جامعه ایران بیمار است ودلیلش راهم حتما روانشناسان بخوبی میدانند.از ایران که خارج میشوید در هیچ کشوری تا این اندازه نسبت به زنان رفتار ناهنجار دیده نمیشود با اینکه در ان کشورها چیزی به نام پوشش اسلامی وجود ندارد.بهر حال همین که به درد پرداختید عالی بودولی درمان ان کمی پیچیده است.با شکایت هم حل نمیشود وفقط پرونده های بیشمار خاک خورده در دادگستری را زیاد میکند.
خیلی خیلی موافقم
از همین سارا خانم و مائده خانم وثریا خانم نوعی که بپرسید چرااینقدر غلیظ ارایش میکنند اگر به شما نگویند به تو ربظی ندارد جواب قانع کننذه ای هم نمیدهند من مرکز اموزشی خصوصی دارم بیش از شصت درصد دختران زیر 16 سال که به کلاسهای ما می ایند ارایش حرفه ای مو و صورت میکنند از پوششهاکه اصلا نمیشود حرف زد تازه ما مرکز شهر هستیم همه گوشی هوشمند دارند که پر است ازمطالب بدور از شان یک نوجوان هیچکدامشان یک هنر درست و حسابی بلد نیستند بنظر من بعنوان یک معلم که بیست سال خارج از ایران زندگی کرده است مشکل به خود زنان ما و نحوه تربیت انها باز میگردد همین اموزشکاه را من در هلند و المان داشتم ارایش کردن و خودنمایی های اینچنینی در مراکز اموزشی نوعی تحجر فکری محسوب میشد فقط اینجور رفتارها را میشد در جشنها و مراسم خاص جوانان دید ان هم در یکی دو روز اخر هفته اینجا ظاهرا تمام طول هفت روزهفته تعطیلات است بالاترین میزان جراحی زیبایی در جهان و بالاترین میزان مصرف مواد ارایشی در جهان و بالاترین خرید خودوهای لوکس سفارشی ساز در جهان نتیجه یک رویکرد و تربیت غلط فرهنگی است این موضوع باید اصلاح شود
حرف شما مصداق انکار آزادی فردی است
اگر چنین است در سواحل اروپا و آمریکا یا حتی همین دوبی کوچولوی خودمون باید شاهد اتفاقاتی بدتر از این در آزار زنان باشیم که اینگونه نیست. خود من گاهی اوقات فقط یه مسواک زدم و از خونه اومدم بیرون، با پوششی بسیار ساده، باز هم حرف شنیدم. در حالی که انقدر اخم کردم و قیافه بداخلاق به خودم گرفتم، ابروهام خسته شدند. دیدم دخترهای چادری که بهشون متلک گفته شده. هیچ ربطی به خانم نداره. این مسئله ریشه در تربیت مردان ما داره که توسط مادرانشون ادب نشدند که زن، بسیار محترمه و حواستو جمع کن!!!
ممنون از مطلب مناسبتون
اگر بستر رفع نیازهای آقایون فراهم باشه و متاهل ها هم زندگی مناسبی داشته باشن میشه احتمال داد که مشکلات به طرز قابل توجهی کم بشه. ولی جفت این موارد کمه.
یعنی اصلا لازم نیست اقایون زحمت بکشند جلوی نفسشون را بگیرند. مگه بچه تشریف دارند
سلام.
این طرز آمار دادن و بیان کردن یک موضوع به این شیوه اصلا منطقی و باور پذیر نیست. بالاخره ما هم داریم توی این جامعه زندگی می کنیم. می بینیم که این رفتارها در بین چه قشری اتفاق میافته.
در مورد مثالهائی که زدید قبول دارم که وجود داره ولی نه این که برای هر خانمی اتفاق بیفته. جوری صحبت می کنید که انگار اگر خانمی هم با چادر و پوشش موقر و سنگین هم در این محیطها باشه این اتفاقات براش می افته. متأسفانه عده ای از خانم ها در مرحله اول با طرز پوشش و آرایششون خواسته یا ناخواسته سیگنالهائی می فرستند که طرف مقابل راحت تر می تونه همچین رفتارهائی که مثال زدید رو انجام بده، حالا اگر رفتار و گفتار این خانم هم همون پیام ظاهرش رو بده که دیگه هیچی...
متاسفم برای خودم که با پوشش چادر در جامعه ای زندگی میکنم که مردهاش شماها باشین . متاسفم برای طرز فکرتون و کوری چشمتون که این همه مشکلات فراوون که جامعه بیمارصفت برای من و امثال من ایجاد میکنه رو نمی بینن
همین طرز فکر بیمار امثال شما به خود اجازه میدهد به هر کس که مثل خودش نیست آزار برساند!
خانم یا آقای محترم بنده پوششم چادره. من هم از این گزندها در امتن نیستم. خواهر همسر بنده نیز از روبنده استفاده میکنه. اما برای ایشون هم متلکهای خاص ظاهرشون در نظر میگیرن.
مردم بیمار
مردم بیمار، مردم بی فرهنگ
حتما اثر تبلیغات منفیه ماهواره هاست دیگه...
موضوع حجاب نیست فرهنگ است که باید از خانواده شروع بشه
اخیر در سفری به آذربایجان ساعت 1 نیمه شب همراه همسرم برای رسیدن به هتل مجبور شدیم از وسط یک پارک تقریبا تاریک رد بشیم از دور دیدم حدود 15 جوون در مسیر سنگفرش پارک وایساده بودند و گرم خنده و صحبت بودند و تا از دور مارو دیدند ساکت شدند ...حقیقت کمی نگران شدم ولی وقتی از کنارشون میخواستیم رد شیم همگی چند متر سریع کنار رفتند تا ما رد بشیم و سکوت کردند بعد چند متر که ما دور شدیم دوباره شروع کردند به صحبت و خنده
یاد میدون هفت حوض محلمون افتادم که با همسرم برای خرید میریم برخی جوونها رکیک ترین فحشه و شوخیها رو بدون توجه به زن و بچه مردم با هم دارند
مشکل روانی در جامعه ما بیداد میکنه...
البته همه دنیا این مشکلات هست ولی برای جامعه که ادعای فرهنگ داریم بیشتر خودشو نشان میدهد .
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.