بمبهاي خوشهاي صدام، اسباببازي نوجوانان اسلامآباد غرب
يكي از بينندگان «تابناك» با بيان خاطرهاي از هشت سال دفاع مقدس و بمباران شهرها توسط رژيم بعثي صدام به مناسبت آلودگي مناطقي از لبنان به بمبهاي خوشهاي، آورده است: به ياد ميآورم سال 1363 يا 1364 بود، من به همراه دوستان همبازيم در يکي از روستاهاي اطراف اسلامآباد غرب مشغول بازي بوديم. طبق معمول همه روزه، هواپيماهاي عراقي شروع به بمباران کردند. ما به اين وضع اسفناک عادت کرده بوديم اما اين سري عجيب بود. به همراه دوستان که عموما 16 تا 20 ساله بوديم از بالاي يکي از تپهها به اين بمباران نگاه ميکرديم اين دفعه بمبها فرق داشتند به صورت رديفي از دو منطقه فرود ميآمدند، يکي از رديفها از پشت روستاي اميرآباد ـ حوالي پادگان اللهاکبر ـ تا وسطهاي شهر ريخته شد و عده بسيار زيادي از دانش آموزان را شهيد کرد.
ما به دنبال اينکه اين بمبها از چه نوعي هستند، رفتيم و مواجهه شديم با تعداد بسيار بسيار زيادي بمب کوچک که فاصله چند متر در دو رديف به صورت منظم تا 1 کيلومتر روي زمين بود و بسياري از آنها منفجر نشده بودند. بمبهايي مانند ليوانهاي استيل امروزي منتهي دوکيشکل که انتهاي آن مانند يک ميخ در زمين فرو رفته بود و قسمت بالايي آن نيز پرههاي شيشهاي بود.
ما قصد داشتيم بازي کنيم، بمبها را از زمين درميآورديم و پره شيشهاي را باز مي کرديم و چاشني آن را به آرامي خارج ميکرديم. مسابقه گذاشتيم و هر يک تعداد 10 عدد را براي خود جمع کرديم. عاقبت هم آنها را در جايي مخفي ميکرديم تا به وقتش براي ماهيگيري انفجاري از آن استفاده کنيم. روشش را ياد گرفتيم و براي ماهيگيري آنها را استفاده کرديم.
به هر حال خواستم خاطره بمب خوشهاي را از ميهن عزيزمان ايران که ساليان سال کودکانش با بمب سرو کار داشتند و کودکانه آن را خنثي ميکردند، گفته باشم و البته بگويم آن زمان هيچکسي نگفت در ايران چند هزار بمب خوشهاي منطقههاي فراواني را آلوده کرده است!
ما به دنبال اينکه اين بمبها از چه نوعي هستند، رفتيم و مواجهه شديم با تعداد بسيار بسيار زيادي بمب کوچک که فاصله چند متر در دو رديف به صورت منظم تا 1 کيلومتر روي زمين بود و بسياري از آنها منفجر نشده بودند. بمبهايي مانند ليوانهاي استيل امروزي منتهي دوکيشکل که انتهاي آن مانند يک ميخ در زمين فرو رفته بود و قسمت بالايي آن نيز پرههاي شيشهاي بود.
ما قصد داشتيم بازي کنيم، بمبها را از زمين درميآورديم و پره شيشهاي را باز مي کرديم و چاشني آن را به آرامي خارج ميکرديم. مسابقه گذاشتيم و هر يک تعداد 10 عدد را براي خود جمع کرديم. عاقبت هم آنها را در جايي مخفي ميکرديم تا به وقتش براي ماهيگيري انفجاري از آن استفاده کنيم. روشش را ياد گرفتيم و براي ماهيگيري آنها را استفاده کرديم.
به هر حال خواستم خاطره بمب خوشهاي را از ميهن عزيزمان ايران که ساليان سال کودکانش با بمب سرو کار داشتند و کودکانه آن را خنثي ميکردند، گفته باشم و البته بگويم آن زمان هيچکسي نگفت در ايران چند هزار بمب خوشهاي منطقههاي فراواني را آلوده کرده است!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اینجانب نویسنده خاطره مذکور این موضوع را در جواب خبری نگاشتم که اعلام کرده بود چند هزار بمب خوشه ای لبنان را آلوده کرده بود . هدفم این بود که بگویم در آن زمان که صدام بی رحم هموطنان ما را در غرب و جنوب زیر آتش انواع سلاحهای مخرب قرار داده بود کجا بودند کسانی که بگویند هیهات دبیرستان حمزه سید الشهدای اسلام آباد غرب ،هنرستان چمران،مدرسه ناصر خسرو و محوطه آموزشی این شهر با اکثر دانش آموزانش توسط بمبهای خوشه ای و حتی بمب هائی که محوطه های وسیعی به اندازه یک زمین فوتبال را تخریب می نمود شهید شده اند . من آنزمان پیکر مطهر شهید بابک رمضانی را دیدم که فقط 17 سال داشت و تا درب منزل خونچکان خود را رسانده بود . من آنزمان پیکر همکلاسی والیبالیست خود را محمد نجفی را دیدم که از وسط دونصف شده بود و من فقط 16 سال داشتم . در آن گیر و دار بمبهای هر روزه آن دژخیم مفلوک ما بودیم و علم آموزانی که هر لحظه بیم مرگ داشتیم و دبیرانی که توانا و جسور درس می آموختند . مظلومیتی بود. عجیب و جسارتی بود غیر قابل توصیف. آری جوانانی که با خون و پوست و گوشت ماندیم تا حریم آینده این مرز و بوم را بر فراز بمبهای خوشه ای و غیر خوشه ای بسازیم . و ماندیم .
اما توصیه ای دارم که نه از زبان کنونی ماست بلکه ناله ای خفته در درون 16 سالگی من . دوستان نازنین و عزیز ما شجاعانه ماندیم . اما از یاد نبریم که ایران تنها در مقابل نه یک دیکتاتور عرب بلکه تمام کشورهائی ایستادگی کردیم که اوصاف کمکهایشان بی دریغشان به صدام در اسناد رسمی منتشر شده است . یکی از این کشورهای عرب نگفت که جوانان بی دفاع غرب و جنوب ایران را در مدارس به خاک و خون نکشید . یکی نگفت که بمبهای خوشه ای چه مصیبتی را برای مادران و پدران چشم براه فرزند درس خوانشان آورده است . و اکنون ما می گوئیم که در لبنان بمب خوشهای هنوز وجود دارد و آن مناطق را آلوده کرده است. بحث بر سرچرائی خبر نیست . اما بدانیم که همین خبرها هیچگاه از هیچ تریبونی مظلومیت مردم ما را اعلام نکرد . و ما حتی پس از پایان دفاع مقدسمان تمرکزی روی مردم بی دفاع شهرهای مرزی خود نکردهیام. خاطرات بمبهای خوشه ای مردم دیار ما بسی فراوانتر از موجودی تمام بمبهای فروریخته در لبنان است . بیائیم و بمب نگاری و آودگی مناطق وسیع از کشورمان را نه در دیر زمان گذشته بلکه در همان ایام دفاع خونین ما از کشور را هم بنویسیم تا جوانان لبنانی هم بیا موزند بمب خوشه ای را چگونه خنثی کنند . . اما
در سال 65 من دانشجو بودم كه هواپيماهاي عراقي شهر كرمانشاه را با بمبهاي خوشه اي مورد حمله قرار دادند. بمبها داخل يك محفظه استوانه اي از جنس فابر گلاس قرار داشتند. بمبهاي خوشه اي از داخل آن محفظه آزاد شده و روي زمين پراكنده مي شدند و در سطح زمين منفجر مي شدند. خيلي از مردم كوچه و بازار شهيد شدند. به هر حال در آن زمان ما در اول خط جنگ قرار داشتيم و امروز در آخر خط امكانات!
بمباران خوشه اي در تاريخ 1/10/1365 توسط رژيم پليد صدام انجام شد در آن زمان من كلاس سوم ابتدائي مدرسه شهيد پرويزي بودم كه بمباران مصادف با تعطيلي مدرسه بود و خدا ميداند چه فاجعه اي به وجود آمد اكثر همكلاسي هاي ما گرفتار تركش بمب هاي خوشه اي شدند و شهيد مجروح شدند.البته من و پسر عمويم دو ساعت قبل از بمباران با شنيدن صداي آژير قرمز از مدرسه فرار كرديم شايد تقدير چنين بود كه ...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.