سالی که رکورددار آمار طلاق بود
طلاق را چه یک حقوقدان بررسی کند، چه یک جامعهشناس و چه یک روانشناسان؛ لزوماً نمیتوان منفی دانست. اما اینکه چرا طلاق اتفاق میافتد؛ مسئلهای است که دست کم در ممکلت بسیار چالش برانگیز است. بگذریم از این که هنوز مسئولان نمیدانند چرا نرخ افزایش طلاق رشد چشمگیری دارد...
به گزارش فرارو، «طلاق» از بزرگترین هشدارهای سال 88 بود. آمارهای نگرانکنندهای که در این سال راجع به رشد نرخ طلاق منتشر شد، در مقطعی به باز شدن پای مجلس در این امر انجامید.
بررسی آماری وضعیت طلاق در سال 88
نخستین هشدارهای رشد نرخ طلاق، به شهریورماه برمیگشت. زمانی که محسن زنگنه، رئیس سازمان ملی جوانان استان تهران در شهریورماه خبر از رشد 21 درصدی طلاق در استان تهران در ششماهه نخست سال 88 داد.
اندکی بعد، ناهيد اعظم رام پناهي؛ معاون مركز اطلاعات و آمار زنان، ميانگين نسبت طلاق به ازدواج در كشور در شش ماهه نخست سال جاري را 24/13 درصد اعلام نمود.
انتشار آمار طلاق مربوط به نهماهه نخست سال 88، باعث شد تا نگرانیها دوباره به افکار عمومی باز گردد. سازمان ثبت احول، از ثبت قریب به 93هزار طلاق در 9 ماهه نخست خبر داد. آماری بیشتر از آمار 12ماهه 85 و 84 و با اختلافی کم نسبت به آمار 100هزار طلاق 12ماهه 86. این آمار خبر از رشد سریع نرخ طلاق در ایران میداد.
وضعیت طلاق را حتی اگر با استناد به حرفهایی نمایندهای چون ستار هدایتخواه بررسی نکنیم که معتقد است 30 تا 35 درصد ازدواجها در ایران به طلاق ختم میشوند، باز هم باید نگرانکننده دانست.
شیب تند نمودار ذیل، به خوبی حکایت از رشد روزافزون نرخ طلاق با ضرباهنگی ثابت دارد. چه اینکه تخمین آمار 12ماهه سال 88 بر اساس، تناسب با آمار 9ماهه آن، تباینی با آمارهای موجود در سالهای گذشته ندارد.

طلاق چرا؟
پیش از هرچیز باید به این نکته اذعان داشت که وقوع طلاق، امری بسیار طبیعی است، و صفر رساندن نرخ آن، نه ممکن است و نه مطلوب. نکتهای که همواره در تحلیلهای کسانی که خود را صاحب نظر و رای در این زمینه غافل میماند، آن است که بیش از آنکه دلایل وقوع طلاق اهمیت داشته باشد، دلایل رشد نرخ آن را باید بررسی کرد.
این مسئله یک دلیل مشخص دارد، آن هم این است که نه در میان مسئولین و نه در افکار عمومی، فاکتورهای موثر در پایداری و دوام زندگی شناسایی نشده اند. تنها پس از شناسایی این فاکتورهاست که میتوان به قضاوت نشست و فهمید کدام متغیر تغییر نموده است، که نرخ طلاق، هر روز بیش از گذشته افزایش مییابد.
مروری بر اظهار نظرهای کارشناسان در سال 88، راجع به علل و عوامل طلاق به خوبی روشنگر این مسئله است که تا چه حد از فقدان یک نگاه مشترک رنج میبریم.
اولین موضع را بخوانید از قول یک عضو کمیسیون اجتماعی؛ هادی مقدسی درباره علل و عوامل رخداد طلاق باور دارد: « مشکلات معیشتی، افزایش خشونت و درگیریهای خانوادگی را به دنبال دارد و در نهایت زوجین تصمیم به جدایی می گیرند.»
اما موضع دیگر را بشنوید از عضو هیئت رئیسه کمیسیون اجتماعی. جواد صبور، در گفتگو با خبرگزاری خانه ملت، به ریشه یابی دلایل رشد طلاق پرداخته و گفته بود: «مهمترین مشكلات طلاق مربوط به آموزههای غربی و تبلیغات منفی و مخرب است كه توسط ماهوارهها در جامعه رواج مییابد.»
وی این امر را موجب جدایی از فرهنگ اصیل ایرانی-اسلامی و رشد طلاق دانسته بود. به اعتقاد صبور وجود مشکلات اقتصادی-اجتماعی در درجه اهمیت بعدی قرار دارند.
موضع دیگر را مربوط به رئیس سازمان ملی جوانان استان تهران است. کسی که نخستین بار زنگهای خطر رشد نرخ طلاق را در سال 88 به صدا در آورد. وی درباره علل افزایش بیش از حد طلاق در 6 ماهه نخست امسال، را مربوط به مسائل سیاسی دانست: «یکی از دلایل این مسئله دوری خانوادهها از مسائل اجتماعی و ارتباط مستقیم آنها با مسائل سیاسی است.»
اگرچه نیمنگاهی به نمودار آمار طلاق در طی 6 سال گذشته بیاساس بودن این ادعا را ثابت میکند. چه اینکه نرخ رشد طلاق در طی تمام این سالها آهنگی یکنواخت داشته است. بماند که آقای زنگنه در آن جلسه چندان برای طلاق ابراز نگرانی نکرده بود؛ بلکه از بی متولی بودن ازدواج در ایران گلایه و فاصله بلوغ تا ازدواج را در ایران 15 سال عنوان نموده بود.
این را در حاشیه بشنوید که زنگنه در جلسه شهریورماه از تاسیس سامانه ازدواج برای ساماندهی این امر پرده برداشته بود؛ اما این سامانه در نخستین اقدام خود پس از راهاندازی اقدام به صدور گواهینامه صلاحیت ازدواج کرد! موضوعی که طنز اسفندماه 88 شد.
اسماعیل داغستانی، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران ولی معتقد است: «عدم دستیابی به بلوغ کامل، شایعترین علت طلاق در میان جوانان است.»
به باور وی «این مساله باعث می شود تا جوانان نتوانند در مواجه با مشکلاتی مانند بیکاری، مسایل و بحران های اقتصادی، عکسالعملهای منطقی و قابل قبولی را از خود نشان دهند و در برخوردهای ناگهانی با این مسایل، قادر به درک یکدیگر نیستند و نمی توانند صحبت های طرف مقابل را به خوبی دریابند.»
داغستانی همچنین میگوید: «مهاجرت افراد شهرستانی به پایتخت، باعث از همگسسته شده پیوندهای قومی خانوادهها می شود و فرد بهدور از کانون خانواده قرار گرفته و از حمایت لازم برخوردار نیست.»
موضع بعدی را به نقل از یک زن میشنوید. فاطمه بداغي نماينده قوه قضاييه در شوراي فرهنگي اجتماعي زنان اعتقاد دارد: «عوامل خانوادگي و اجتماعي به يك ميزان در افزايش طلاق موثر است.»
وی روابط درون خانواده ها، عدم تفاهم، كراهت، سوء رفتار زوجين و مداخله اطرافيان در زندگي را از جمله عوامل درون خانوادگي در ازدواجهاي منجر به طلاق دانست و گفت: «بيكاري، تغيير قوانين، اعتياد و... از جمله عوامل اجتماعي است كه بر افزايش تعداد طلاق در كشور تاثير گذار است.»
ماجرا جایی درامتر میشود، که بشنویم اختلالات جنسیتی از دلایل اصلی طلاق هستند. اینها که میخوانید حرفهای سال 87 رئیس انجمن علمی، تخصصی باروری و ناباروری ایران است.به گفته محمدرضا نوروزی، اختلال جنسی یکی از 5 علت طلاق در ایران است.
مديركل دفتر امور آسيبديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي، موسوی چلک نیز از صاحبنظران این عرصه است: « 40 درصد از مردان مراجعهكنندگان به مراكز مداخله در خانواده بهزيستي به منظور كاهش طلاق مجبور بودند كه طي روز بيش از هشت ساعت كار كنند؛ 51 درصد از زوجين قبل از طلاق سابقه متاركه داشته و نزديك به 10 درصد مردان مراجعهكننده از نظر سني كوچكتر از زن هستند.»
بد نیست در پایان دو اظهار نظر درخور توجه را به نقل از یکی از مسئولین دولتی و یکی از نمایندگان حامی دولت در مجلس هم بخوانیم.
ستار هدایتخواه میگوید: «بر اساس آمار50 درصد ازدواجهاي دانشجويي منجر به طلاق مي شود.» وی در این اظهار نظر تخصص افزوده بود: «بيش از 90 درصد ازدواجهاي عاشقانه هم به طلاق ختم ميشود.» البته آمار طلاق از نظر آقای هدایتخواه را که خدمتتان عرض کردیم...
این اظهار نظر شگرف را هم بخوانید از عضو کمیته راهبردی مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری. زهرا شرفالدین با اشاره به انجام تحقیق در ارتباط با علل افزایش طلاق در جامعه گفت: «رعایت نکردن عفاف از سوی بانوان، ارتباط ها خارج از خانواده و ارسال پیامکهای مستهجن به همکاران مرد علل عمده افزایش طلاق در جامعه است.»
چه باید کرد؟
جواد مقدسی در ابتدای زمستان از ورود مجلس به مسئله طلاق خبر داده بود. وی میگفت مجلس با جدیت این امر را پی خواهد گرفت؛ اما در ماههای بعد خبری نشد که نشد. گمان میکنم هنوز هم در مسئله طلاق باید حرف سه ماه پیش خود را تکرار کنیم:
«این از بدیهیات است که برای چاره کردن رشد فزاینده پدیده طلاق، باید درک درستی از علل و عوامل آن وجود داشته باشد، که وجود اظهارات متفاوت و متناقض فراوان در میان مسئولان امر، حکایتگر فقدان سابقه قدرتمند پژوهش در این زمینه است.» به راستی چه کسی میتواند همه را به درکی مشترک برساند؟
به گزارش فرارو، «طلاق» از بزرگترین هشدارهای سال 88 بود. آمارهای نگرانکنندهای که در این سال راجع به رشد نرخ طلاق منتشر شد، در مقطعی به باز شدن پای مجلس در این امر انجامید.
بررسی آماری وضعیت طلاق در سال 88
نخستین هشدارهای رشد نرخ طلاق، به شهریورماه برمیگشت. زمانی که محسن زنگنه، رئیس سازمان ملی جوانان استان تهران در شهریورماه خبر از رشد 21 درصدی طلاق در استان تهران در ششماهه نخست سال 88 داد.
اندکی بعد، ناهيد اعظم رام پناهي؛ معاون مركز اطلاعات و آمار زنان، ميانگين نسبت طلاق به ازدواج در كشور در شش ماهه نخست سال جاري را 24/13 درصد اعلام نمود.
انتشار آمار طلاق مربوط به نهماهه نخست سال 88، باعث شد تا نگرانیها دوباره به افکار عمومی باز گردد. سازمان ثبت احول، از ثبت قریب به 93هزار طلاق در 9 ماهه نخست خبر داد. آماری بیشتر از آمار 12ماهه 85 و 84 و با اختلافی کم نسبت به آمار 100هزار طلاق 12ماهه 86. این آمار خبر از رشد سریع نرخ طلاق در ایران میداد.
وضعیت طلاق را حتی اگر با استناد به حرفهایی نمایندهای چون ستار هدایتخواه بررسی نکنیم که معتقد است 30 تا 35 درصد ازدواجها در ایران به طلاق ختم میشوند، باز هم باید نگرانکننده دانست.
شیب تند نمودار ذیل، به خوبی حکایت از رشد روزافزون نرخ طلاق با ضرباهنگی ثابت دارد. چه اینکه تخمین آمار 12ماهه سال 88 بر اساس، تناسب با آمار 9ماهه آن، تباینی با آمارهای موجود در سالهای گذشته ندارد.

آمار طلاق در طی سالیان گذشته با نرخ ثابتی رشد کرده است
طلاق چرا؟
پیش از هرچیز باید به این نکته اذعان داشت که وقوع طلاق، امری بسیار طبیعی است، و صفر رساندن نرخ آن، نه ممکن است و نه مطلوب. نکتهای که همواره در تحلیلهای کسانی که خود را صاحب نظر و رای در این زمینه غافل میماند، آن است که بیش از آنکه دلایل وقوع طلاق اهمیت داشته باشد، دلایل رشد نرخ آن را باید بررسی کرد.
این مسئله یک دلیل مشخص دارد، آن هم این است که نه در میان مسئولین و نه در افکار عمومی، فاکتورهای موثر در پایداری و دوام زندگی شناسایی نشده اند. تنها پس از شناسایی این فاکتورهاست که میتوان به قضاوت نشست و فهمید کدام متغیر تغییر نموده است، که نرخ طلاق، هر روز بیش از گذشته افزایش مییابد.
مروری بر اظهار نظرهای کارشناسان در سال 88، راجع به علل و عوامل طلاق به خوبی روشنگر این مسئله است که تا چه حد از فقدان یک نگاه مشترک رنج میبریم.
اولین موضع را بخوانید از قول یک عضو کمیسیون اجتماعی؛ هادی مقدسی درباره علل و عوامل رخداد طلاق باور دارد: « مشکلات معیشتی، افزایش خشونت و درگیریهای خانوادگی را به دنبال دارد و در نهایت زوجین تصمیم به جدایی می گیرند.»
اما موضع دیگر را بشنوید از عضو هیئت رئیسه کمیسیون اجتماعی. جواد صبور، در گفتگو با خبرگزاری خانه ملت، به ریشه یابی دلایل رشد طلاق پرداخته و گفته بود: «مهمترین مشكلات طلاق مربوط به آموزههای غربی و تبلیغات منفی و مخرب است كه توسط ماهوارهها در جامعه رواج مییابد.»
وی این امر را موجب جدایی از فرهنگ اصیل ایرانی-اسلامی و رشد طلاق دانسته بود. به اعتقاد صبور وجود مشکلات اقتصادی-اجتماعی در درجه اهمیت بعدی قرار دارند.
موضع دیگر را مربوط به رئیس سازمان ملی جوانان استان تهران است. کسی که نخستین بار زنگهای خطر رشد نرخ طلاق را در سال 88 به صدا در آورد. وی درباره علل افزایش بیش از حد طلاق در 6 ماهه نخست امسال، را مربوط به مسائل سیاسی دانست: «یکی از دلایل این مسئله دوری خانوادهها از مسائل اجتماعی و ارتباط مستقیم آنها با مسائل سیاسی است.»
اگرچه نیمنگاهی به نمودار آمار طلاق در طی 6 سال گذشته بیاساس بودن این ادعا را ثابت میکند. چه اینکه نرخ رشد طلاق در طی تمام این سالها آهنگی یکنواخت داشته است. بماند که آقای زنگنه در آن جلسه چندان برای طلاق ابراز نگرانی نکرده بود؛ بلکه از بی متولی بودن ازدواج در ایران گلایه و فاصله بلوغ تا ازدواج را در ایران 15 سال عنوان نموده بود.
این را در حاشیه بشنوید که زنگنه در جلسه شهریورماه از تاسیس سامانه ازدواج برای ساماندهی این امر پرده برداشته بود؛ اما این سامانه در نخستین اقدام خود پس از راهاندازی اقدام به صدور گواهینامه صلاحیت ازدواج کرد! موضوعی که طنز اسفندماه 88 شد.
اسماعیل داغستانی، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران ولی معتقد است: «عدم دستیابی به بلوغ کامل، شایعترین علت طلاق در میان جوانان است.»
به باور وی «این مساله باعث می شود تا جوانان نتوانند در مواجه با مشکلاتی مانند بیکاری، مسایل و بحران های اقتصادی، عکسالعملهای منطقی و قابل قبولی را از خود نشان دهند و در برخوردهای ناگهانی با این مسایل، قادر به درک یکدیگر نیستند و نمی توانند صحبت های طرف مقابل را به خوبی دریابند.»
داغستانی همچنین میگوید: «مهاجرت افراد شهرستانی به پایتخت، باعث از همگسسته شده پیوندهای قومی خانوادهها می شود و فرد بهدور از کانون خانواده قرار گرفته و از حمایت لازم برخوردار نیست.»
موضع بعدی را به نقل از یک زن میشنوید. فاطمه بداغي نماينده قوه قضاييه در شوراي فرهنگي اجتماعي زنان اعتقاد دارد: «عوامل خانوادگي و اجتماعي به يك ميزان در افزايش طلاق موثر است.»
وی روابط درون خانواده ها، عدم تفاهم، كراهت، سوء رفتار زوجين و مداخله اطرافيان در زندگي را از جمله عوامل درون خانوادگي در ازدواجهاي منجر به طلاق دانست و گفت: «بيكاري، تغيير قوانين، اعتياد و... از جمله عوامل اجتماعي است كه بر افزايش تعداد طلاق در كشور تاثير گذار است.»
ماجرا جایی درامتر میشود، که بشنویم اختلالات جنسیتی از دلایل اصلی طلاق هستند. اینها که میخوانید حرفهای سال 87 رئیس انجمن علمی، تخصصی باروری و ناباروری ایران است.به گفته محمدرضا نوروزی، اختلال جنسی یکی از 5 علت طلاق در ایران است.
مديركل دفتر امور آسيبديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي، موسوی چلک نیز از صاحبنظران این عرصه است: « 40 درصد از مردان مراجعهكنندگان به مراكز مداخله در خانواده بهزيستي به منظور كاهش طلاق مجبور بودند كه طي روز بيش از هشت ساعت كار كنند؛ 51 درصد از زوجين قبل از طلاق سابقه متاركه داشته و نزديك به 10 درصد مردان مراجعهكننده از نظر سني كوچكتر از زن هستند.»
بد نیست در پایان دو اظهار نظر درخور توجه را به نقل از یکی از مسئولین دولتی و یکی از نمایندگان حامی دولت در مجلس هم بخوانیم.
ستار هدایتخواه میگوید: «بر اساس آمار50 درصد ازدواجهاي دانشجويي منجر به طلاق مي شود.» وی در این اظهار نظر تخصص افزوده بود: «بيش از 90 درصد ازدواجهاي عاشقانه هم به طلاق ختم ميشود.» البته آمار طلاق از نظر آقای هدایتخواه را که خدمتتان عرض کردیم...
این اظهار نظر شگرف را هم بخوانید از عضو کمیته راهبردی مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری. زهرا شرفالدین با اشاره به انجام تحقیق در ارتباط با علل افزایش طلاق در جامعه گفت: «رعایت نکردن عفاف از سوی بانوان، ارتباط ها خارج از خانواده و ارسال پیامکهای مستهجن به همکاران مرد علل عمده افزایش طلاق در جامعه است.»
چه باید کرد؟
جواد مقدسی در ابتدای زمستان از ورود مجلس به مسئله طلاق خبر داده بود. وی میگفت مجلس با جدیت این امر را پی خواهد گرفت؛ اما در ماههای بعد خبری نشد که نشد. گمان میکنم هنوز هم در مسئله طلاق باید حرف سه ماه پیش خود را تکرار کنیم:
«این از بدیهیات است که برای چاره کردن رشد فزاینده پدیده طلاق، باید درک درستی از علل و عوامل آن وجود داشته باشد، که وجود اظهارات متفاوت و متناقض فراوان در میان مسئولان امر، حکایتگر فقدان سابقه قدرتمند پژوهش در این زمینه است.» به راستی چه کسی میتواند همه را به درکی مشترک برساند؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
عدم دستیابی به بلوغ کامل، عدم مهارت كافي براي حل مسئله و عدم آموزش لازم براي زندگي كردن... به نظر من عامل اصلي طلاق اين است كه «بلد نيستيم و به بچه هايمان ياد نداده ايم كه چگونه زندگي كنند چون خودمان هم بلد نبوديم».
افزایش تحصیلات-افزایش توقع-عدم اشتغال-بیکاری-عدم ازدواج-رواج فساد
بزرگترین علت طلاق خیانت مردان به اسم حق انتخاب چندین همسر با عناوین مختلف است.
يك سوال : "لطفا كمك كنيد" يكي از دوستانم بادختر ي ازدواج كرد ودر ابتدا اورا گول زدند وگفتند عرف خانواده ما مهريه بالاست اين بنده خدا هم براي اينكه دل دختر نشكند مهريه 1000سكه اي راپذيرفت غافل از اينكه قصد آنها فقط كلاهبرداري بود بعد از مدتي به بهانه هاي واهي دختر تقاضاي طلاق كرد وطلاق گرفت منتهي آخرين روز عده يعني سه ماه بعد ، به مهريه اش رجوع كرد بدون اينكه فرصتي براي دوستم باقي بماند وكارشان به دادگاه كشيده شده ولي الحق والانصاف تاحالا ديده بوديد زني تقاضاي طلاق كند با بخشيدن مهريه طلاق بگيرد واينجوري روز آخر عده ، رجوع كند ومهريه بگيرد لطفا اگر كسي ميتواند كمك كند تاحق اين مرد ضايع نشود. اگر جلوي اين نوع كلاهبرداري گرفته نشود هرروز تعداد طلاقها بيشتر مي شود؟
اگر مسایل معیشتی اینقدر که توسط افراد مورد تاکید قرار میگیرد مهم هست، چرا طبق آمار در شمال شهر تهران درصد طلاقها بیشتر از درصد طلاقها در جنوب شهر است؟
تئوریها باید با اتفاقات مطابقت داشته باشند تا صحت آنها تایید شود وگرنه اشتباه هستند.
نکته این است که بیشتر انسانها (و نه همه)با مرفه شدن، اصول اخلاقی و شرعی را کمتر رعایت میکنند
نمیدونم چرا تابناک با من مشکل داره؟!
بنظر من عامل اصلی طلاق "دخالت بزرگترها و دیگران" است!!!!!!!!! بزرگترها باید پاسخگو باشند! اگر بزرگترها بجای نقشهای مخرب و منفی نقش خود را خوب ایفا کنند میزان طلاق به مقدار قابل توجهی کاهش خواهد یافت!
یکی از دلایل طلاق در ایران این است که ازدواج نوعی معامله شده خانواده زن و مرد هزار جور حرف در مورد مهریه می زنند اما از تفاهم صحبتی نمی کنند در صمن توی ایران یک جورهایی قطحی شوهر است هر مردی که پول داشته باشه حالا هر چقدر هم کم تحصیلات یا زشت باشد شانس ازدواج بالایی دارد که می تواند موفقیت آمیز هم نباشد
اتفاقا چند زنه بودن باعث زن ها دست و پاشونو بیشتر جمع کنن و حواسشون به زندگیشون باشه
سلام
اين قدر دست زنان را در طلاق باز نگذاريد تا آمارها كاهش پيدا كنند ، وقتي يك زن با زنداني كردن شوهر خود مي تواند طلاق بگيرد معلوم است چه مي شود
90 درصد دادخواستهاي طلاق از سوي زنان است
چرا فکر نمی کنید افزایش دخترای با سواد و دانشگاهی عدم پایبندی دخترها به سنت ها و شرع اسلام. رشد فیمسنیسم در جامعه انهم در حد وحشتانک که تماما باعث افزایش توقعات زنان می شود ریشه اصلی افزایش آمار طلاق و گسست خانواده می شود. مردها در جامعه فعلی بسیر بسیار تحت فشار هستند چه از نظر مسایل مالی چه از نظر طرز برخورد جامعه و زنان با آنها. در دادگاه های خانواده وقتی بحث مهریه و طلاق پیش میاد قاضی با زن عاطفی برخورد می کنه و با مرد قانونی. برای یه مرد کابوسه با یه زن که مهریه سنگین داره و اخلاق بسیار نفرت انگیر داره روز به روز سر کنه البته مهریه سنگین هم نمی تونه مرد رو مجبور کنه تا تلاش نکنه خودش رو از این مسیبت نجات بده حتی اگر مجبور بشه تا آخر عمر اقساطی مهریه بده یا حتی به زندان بره. مهریه سنگین برای خانومها باعث شده تا احساس قدرت کنن و مثل قدیما دیگه توی زندگی زناشویی نیم من نباشن. عدم پرداخت نفقه و مهریه می تونه مرد و راهی زندون کنه اما اگه یه زنی از شوهرش تمکین نکنه که وظیفه اصلی و اصلی و اصلی زن هست و لا غیر فقط نفقه بهش تعلق نمی گیره. بازی مهریه شده نون دونی وکلا و تمبر باطل کردن برای قوه قضاییه. نتیجه قانون حمایت از خانواده هم در مورد مهریه مشخص نشد و مسکوت گراشته شده.
خیلی مسخره اس این همه آدم به خاطر خود ازدواج، ازدواج می کنن و کارشون به طلاق می کشه اونوقت قانون سهمیه کارشناسی ارشد و اون داستانها در می آید.
یکی از مشکلات اصلی افزایش طلاق، بعضی از قوانینی هستند که در کشور اجرا می شود
مثل حق چند زنه بودن مردان که موجب از هم پاشیدگی خانواده ها می شود
تابناک، لطفا در این مورد یک تحقیق معتبر و مستند ارائه بده، باور کن ثواب داره!!!
برای شناختن ازدواج میکنند و بعد می از شناختن می فهمند اشتباه بوده. جلوی ضرر را از هر کجا بگیری نفع است.
وضعيت معيشتي مردم بسیار اسفناك شده .كار فقط براي مديران و پارتي دارها هست. مردم زير بار سياسي بازي و جنگ بين آقايان در حال له شدن هستند . بعد ميپرسيد چرا طلاق زياد شده؟امسال براي بچه هايتان لباس خريده ايد تا ببينيد براي يك بچه 2 ساله بايد حداقل 150هزار تومن پول بدهيد انهم براي جنس هاي آشغال چيني و مالزي و ...
واقعا بايد اول از بی متولی بودن ازدواج در ایران گلایه كرد و اينكه فاصله بلوغ تا ازدواج در ایران 15 سال هست و آثار تبعي اين موضوعات در شكل جدايي نمود پيدا ميكند.
سوالي كه جوابش كاملآ روشن و واضح است دليل طلاق اين است كه وقتي با وعده هاي دروغين به جوانان و ايجاد كارهاي كاذب آنها را ترغيب به ازدواج مي كنند نتيجه اي جز اين نخواهد داشت و مطمئن باشيد كه اين مسئله سال به سال رو به افزايش خواهد داشت و تنها چاره اش ايجاد شغلي مطمئن و آزادي (از نوع آگاهانه) جوانان (دختر و پسر) براي انتخاب همسر براي خود و عدم پافشاري خانواده ها بر روي فرد مشخصي است كه متاسفانه اين مسئله در جامعه ما هنوز فرهنگسازي نشده
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.