آقاي شريعتمداري، بزرگ بمانيد!
دكتر غلامعلي رجايي

روزنامه «كيهان» در دو يادداشت به نقد نوشته اينجانب با عنوان «آخرين خاطره آيتالله توسلي چه بود؟» و حواشي آن پرداخته است. از قضا يادداشت نخست آن (4/2/87) را نماينده ولي فقيه در اين مؤسسه و مديرمسئول روزنامه نوشته و اتفاقا به دليل اين انتساب به مقام ولايت استفاده از برخي عبارات در آن از ايشان انتظار نميرفت. بلكه انتظار ميرفت از بهكارگيري عباراتي كه از آنها بوي تند عدم انصاف و تهمت و پيشداوري و ... استشمام ميشود، خودداري كنند كه جاي آن در اين بحث و مقال نيست.ايشان در موضعي جانبدارانه و نه واقعبينانه به نقد مقالهاي كه اين كمترين در سايت «تابناك» نوشته بودم، پرداخته و بدون ذكر نام ناقل خاطره و مؤلف آن كوشيده است با عنوانهايي نظير «جعل» و «تحريفكنندگان انديشههاي امام»، «دروغگو» ، «هراسان از رسوايي» و....به كساني كه وقتي بعضي كنج عافيت اختيار كرده بودند، در كنج زندانهاي ستمشاهي بودند، تاخته و به گمان خود سعي در دفاع از منزلت جناب آقاي مصباح يزدي و داماد مكرم ايشان جناب آقاي محمدي عراقي ـ كه اينجانب در تدين و ارادت وي به انديشههاي حضرت امام، سابقه مبارزاتي و منزلت انتساب به بيت شهادت و ... وي هيچ ترديدي ندارم ـ كرده است.
درباره اين يادداشت و مطلب پس از آن كه در ستون «نگاه» مورخ 5/2/87 «كيهان» آمده، چند مطلب براي تنوير ذهن جناب آقاي شريعتمداري و خوانندگان گرامي روزنامه كيهان و به ويژه خوانندگان محترم سايت «تابناك» ضروري به نظر ميرسد تا حقيقت بهتر آشكار شود.
1. همان گونه كه از متن مقاله حقير در «تابناك» برميآيد، در آن مقاله كمترين اشارهاي به نام آقاي مصباح يزدي و آقاي محمدي عراقي نشده و اين نهايت رعايت حرمت كساني است كه آقاي شريعتمداري سعي كرده در تعظيم منزلت آنها داد سخن بدهد. از قضا همين رعايت نيز مورد اعتراض عده بسياري از خوانندگان مقاله شده كه «اين چه طرز تاريخنگاري است و با چند نقطه، چه خدمتي به خواننده ميكند؟» كه البته ايراد درستي است و اين از مشكلات تاريخنگاري معاصر است كه گاه حقيقت فداي برخي مصلحتها ميشود؛ بنابراين، اگر آقاي شريعتمداري منصفانه به داوري بنشيند، درمييابد كه نهايت اهتمام براي رعايت حرمت آقايان شده است و بهتر است بدانند اين كمترين در اين زمينه ـ البته در مورد حذف نام آقاي مصباح ـ نظر موافقي نداشتم كه نظر مسئولان سايت «تابناك» بر نظر من به دليل مسئوليتي كه در اداره اين سايت دارند، فايق آمد و از قضا با پاسخ و تعابير آقاي شريعتمداري معلوم شد دوستان تابناكي تا حدودي درست ميانديشيدهاند!
2. جناب آقاي شريعتمداري كه از ياران قديم امام در مبارزه هستند و مسئوليت مؤسسه «كيهان» را در ادامه مسئوليتهاي قبلي بر عهده گرفتهاند، بهتر ميدانند با روش احساسي و پيشداورانه نميتوانند و نبايد به جنگ و طرد و رد مطالبي كه قبول ندارند، بروند. گمان نميكنم ايشان با اين يادداشت بعضا نيمهاحساسي قصد داشتهاند زيربناي تاريخ شفاهي را ـ كه نوشتهها و گفتهها و مقالات روزنامه تابع مديريتشان مشحون از اين روش است ـ بزنند و اصولا هر نقلقولي را دروغ و تحريف بخوانند.
جناب شريعتمداري حتما در اين سالها كه كار مطبوعاتي كرده و بيشتر از پيش دستي به قلم بردهاند، ميدانند كه صرف نقل از يك «مرده» به تعبير ايشان، دليل سستي يك روايت در تاريخنگاري نبوده و نيست. چه رسد به اين كه از پيش قضاوت كردهاند، اگر آقاي توسلي نمرده بود، ما (من و آقاي موسوي لاري) به سراغ مرده ديگري ميرفتيم و (عليه آقاي مصباح) از او مطلبي را به امام منتسب ميكرديم.
3- در مورد صدور يا عدم صدور حكم امام براي آقاي محمدي عراقي بهتر است به كليه حكمهايي كه امام براي نمايندگان خود در سپاه صادر كردهاند و تماما در صحيفه نور آمده، مراجعه دقيقتري داشته باشند.
تا آنجا كه اسناد «صحيفه نور» نشان ميدهد، در هيچ حكمي امام به آقاي محمدي عراقي حكم انتصاب ندادهاند و اتفاقا فاصله زماني بين سالهاي 64 تا 67 نيز نمايانگر اين است كه هرچند ايشان در سپاه نمايندهاي تعيين نكردهاند، باز اين خلأ نبود نماينده ايشان در سپاه موجب آن نشده است كه به آقاي عراقي حكم بدهند يا طبق روال بعضيها دستكم به ايشان حكم سرپرستي بدهند.

نكتهاي كه آقاي شريعتمداري از آن به عنوان حكم استناد كرده، متأسفانه چند مغلطه دارد و بعيد است نشاندهنده عدم اطلاع ايشان از بكارگيري عنوان حكم باشد و اين كه طبيعي است آقاي عراقي در اين سالها از موضع جانشيني نمايندگي امام _ كه از قضا در اين مكاتبات امضاي خودشان هم همين عنوان جانشيني و نه نمايندگي است_ با امام درباره بعضي مسائل مكاتبه كرده و از ايشان نظرخواهي ميكرد كه امام هم گاه بدون خطاب به ايشان و گاه با خطاب ايشان بدون عنوان نماينده، پاسخ لازم را ارايه كردهاند. جناب آقاي شريعتمداري چگونه اين مكاتبات را به حساب صدور حكم نمايندگي ميگذارد و از عنوان جانشين نماينده امام كه آقاي عراقي در بعضي نامهها به امام مينوشته غافل است؟ مگر ميشود كسي هم نماينده امام باشد و از ايشان حكم داشته باشد و هم خود را جانشين بنامد يا جانشين خودش باشد؟
نكته مهمتر كه آقاي شريعتمداري بهتر است به آن عبارت داشته باشد، اين است كه هرگز رويه امام اين نبوده و نيست كه جانشين كسي كه او را نماينده خود در سپاه منصوب كردهاند، را هم خودشان تعيين كنند و به علاوه براي اين جانشين حكم مسئوليت هم صادر كنند.
خيال جناب آقاي شريعتمداري راحت باشد كه اين نه بخت ناقلان خاطره، بلكه بيدقتي و شتابزدگي ايشان است كه در هيچ كجاي 22 جلد «صحيفه نور» حتي يك خط حكم از امام درباره ادعاي ايشان وجود نداشته و ندارد.
4. آقاي شريعتمداري در مقاله خود از اين خاطره صد درصد مطمئن و درست با عنوان داستان جعلي و «دروغگويي رو به رسوايي» ياد كرده كه «ناقلان آن در جهت ترويج افكار انحرافي خود، آن را جعل كردهاند»، اما بهتر است بدانند مرحوم آيتالله آقاي توسلي اين خاطره را نه تنها براي جناب آقاي موسوي لاري، بلكه براي جمعي از دوستاني كه در جلسهاي خدمت ايشان بودهاند، بيان كردهاند؛ بنابراين، بحث سستي روايت اين خاطره ـ يا داستان جعلي به تعبير آقاي شريعتمداري ـ نيز كه خيال كردهاند، شنونده و راوي خاطره تنها يك نفر بوده، از اساس نادرست است و اميد است ساير دوستاني كه آن شب اين مطلب را از مرحوم آقاي توسلي شنيدهاند، پرده مصلحتطلبي و گوشهنشيني را به كناري زنند و براي روشن شدن حقايق و ثبت درست خطوط انديشه امام در تاريخ، ضمن نقل كامل شنيده خود از آن مرحوم، آن را براي اطلاع آقاي شريعتمداري به «كيهان» نيز بفرستند.
آقاي شريعتمداري بهتر است بدانند حتي اگر ناقل اين خاطره يك نفر هم باشد، اين خاطره در تاريخ شفاهي مانند روش قبول روايات خبر واحد واجد اهميت فراوان است و از قضا زندگي امام پر است از اين خبرهاي واحد و كتب خاطرات مرتبط با حضرت امام آكنده از آنهاست، مانند خبر سقوط شاه كه سركار خانم دكتر زهرا مصطفوي، دختر امام خبر را به ايشان ميدهند و عكسالعمل امام را نقل مينمايند و يا خبر تصرف شهر خرمشهر به دست نيروهاي رژيم بعثي عراق كه داماد امام، جناب آقاي دكتر محمود بروجردي خبر را به امام ميرسانند و عكسالعمل امام را نقل ميكنند.
5. با كمترين دقت در متن مقاله معلوم ميشود كه اين كمترين قصد پرداختن به نظر حضرت امام در مورد آقاي محمدي عراقي نداشتهام و از كنار مطالب فراوان مربوط به شخصيت و خدمات و .. ايشان رد شدهام، به گونهاي كه حتي از يك عبارت اين مطلب نميتوان برداشت كرد كه خداي ناكرده تخريب شخصيت ايشان ـ كه خود از نزديك شاهد خدمات و زحمات و حضور ايشان در جبهههاي جنگ بودهام ـ مدنظر من يا آقاي موسوي لاري بوده است، اما اينكه چگونه آقاي شريعتمداري اين مطلب را هدف تصور كرده و بر اساس آن ما را از رسوايي ترساندهاند را بايد خود ايشان منصفانه داوري كنند.
هر كس كمترين شناختي از امام و سيره عملي ايشان داشته و دارد، به خوبي ميداند امام اگر با حضور آقاي عراقي در سپاه مخالف بود، كمترين ترديدي در ادامه خدمت ايشان، آن هم پس از جانشين نمايندگيشان در اين نهاد مقدس ميكردند و فراتر از آن، اگر مخالف اين حضور بودند، روال ايشان اين نبود كه با كسي تعارف كنند، بلكه به صراحت نظرشان را اعلام ميكردند. بهتر است جناب آقاي شريعتمداري قضيه را به ابعاد ديگري نكشانند و حقايق را بدون اتهام زدن به ديگران، آن هم با فرجام رسوايي لاپوشاني نكنند كه كمكي به حل مسئله نميكند. از قضا اين يادداشت باعث شد بينندگان فراوان مطالب «تابناك» كه آن همه در عدم ذكر نام اين دو بزرگوار به مسئولان «تابناك» و حقير اعتراض ميكردند، توسط آقاي شريعتمداري مصاديق خاطره را بشناسند كه از اين جهت لابد سپاسگزار ايشان خواهند شد!
6. در پايان به عنوان يك برادر كمسنو سالتر از آقاي شريعتمداري كه برخلاف ادعاي ايشان در دوران مبارزه كنج عافيتي نداشتهام و مانند ايشان هرچند اندك، طعم تلخ و شيرين شكنجه و زندانهاي رژيم شاهنشاهي را چشيدهام، به ايشان عرض ميكنم سياستبازي آن هم با انديشههاي امام به كار بچههاي زندان و جنگ نيامده و نميآيد و به شما هم نميآيد.
كاش مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني در تبيين خطوط ناگفته انديشه امام و بيان اسرار زندگي امام، اينگونه مهر سكوت بر لب نميزد و با درج اسرار و حقايقي از اين دست كه كم هم نيستند، ساحت مقدس انديشههاي امام را عرصه تاختوتاز دوستاني كه اين انديشهها را به هر دليل برنميتابند، قرار نميداد. جناب آقاي شريعتمداري، آنچه در آن مقاله بدان اشاره رفت، تنها ترسيم نقاطي از انديشه زلال حضرت امام بود كه از تاريكخانه ذهن و سينه يار صديق حضرت امام مرحوم آقاي توسلي رازگشايي شد. راستي شما از چه ميترسيد كه اينگونه برآشفته شدهايد؟
نكته مهمتر كه آقاي شريعتمداري بهتر است به آن عبارت داشته باشد، اين است كه هرگز رويه امام اين نبوده و نيست كه جانشين كسي كه او را نماينده خود در سپاه منصوب كردهاند، را هم خودشان تعيين كنند و به علاوه براي اين جانشين حكم مسئوليت هم صادر كنند.
خيال جناب آقاي شريعتمداري راحت باشد كه اين نه بخت ناقلان خاطره، بلكه بيدقتي و شتابزدگي ايشان است كه در هيچ كجاي 22 جلد «صحيفه نور» حتي يك خط حكم از امام درباره ادعاي ايشان وجود نداشته و ندارد.
4. آقاي شريعتمداري در مقاله خود از اين خاطره صد درصد مطمئن و درست با عنوان داستان جعلي و «دروغگويي رو به رسوايي» ياد كرده كه «ناقلان آن در جهت ترويج افكار انحرافي خود، آن را جعل كردهاند»، اما بهتر است بدانند مرحوم آيتالله آقاي توسلي اين خاطره را نه تنها براي جناب آقاي موسوي لاري، بلكه براي جمعي از دوستاني كه در جلسهاي خدمت ايشان بودهاند، بيان كردهاند؛ بنابراين، بحث سستي روايت اين خاطره ـ يا داستان جعلي به تعبير آقاي شريعتمداري ـ نيز كه خيال كردهاند، شنونده و راوي خاطره تنها يك نفر بوده، از اساس نادرست است و اميد است ساير دوستاني كه آن شب اين مطلب را از مرحوم آقاي توسلي شنيدهاند، پرده مصلحتطلبي و گوشهنشيني را به كناري زنند و براي روشن شدن حقايق و ثبت درست خطوط انديشه امام در تاريخ، ضمن نقل كامل شنيده خود از آن مرحوم، آن را براي اطلاع آقاي شريعتمداري به «كيهان» نيز بفرستند.
آقاي شريعتمداري بهتر است بدانند حتي اگر ناقل اين خاطره يك نفر هم باشد، اين خاطره در تاريخ شفاهي مانند روش قبول روايات خبر واحد واجد اهميت فراوان است و از قضا زندگي امام پر است از اين خبرهاي واحد و كتب خاطرات مرتبط با حضرت امام آكنده از آنهاست، مانند خبر سقوط شاه كه سركار خانم دكتر زهرا مصطفوي، دختر امام خبر را به ايشان ميدهند و عكسالعمل امام را نقل مينمايند و يا خبر تصرف شهر خرمشهر به دست نيروهاي رژيم بعثي عراق كه داماد امام، جناب آقاي دكتر محمود بروجردي خبر را به امام ميرسانند و عكسالعمل امام را نقل ميكنند.
5. با كمترين دقت در متن مقاله معلوم ميشود كه اين كمترين قصد پرداختن به نظر حضرت امام در مورد آقاي محمدي عراقي نداشتهام و از كنار مطالب فراوان مربوط به شخصيت و خدمات و .. ايشان رد شدهام، به گونهاي كه حتي از يك عبارت اين مطلب نميتوان برداشت كرد كه خداي ناكرده تخريب شخصيت ايشان ـ كه خود از نزديك شاهد خدمات و زحمات و حضور ايشان در جبهههاي جنگ بودهام ـ مدنظر من يا آقاي موسوي لاري بوده است، اما اينكه چگونه آقاي شريعتمداري اين مطلب را هدف تصور كرده و بر اساس آن ما را از رسوايي ترساندهاند را بايد خود ايشان منصفانه داوري كنند.
هر كس كمترين شناختي از امام و سيره عملي ايشان داشته و دارد، به خوبي ميداند امام اگر با حضور آقاي عراقي در سپاه مخالف بود، كمترين ترديدي در ادامه خدمت ايشان، آن هم پس از جانشين نمايندگيشان در اين نهاد مقدس ميكردند و فراتر از آن، اگر مخالف اين حضور بودند، روال ايشان اين نبود كه با كسي تعارف كنند، بلكه به صراحت نظرشان را اعلام ميكردند. بهتر است جناب آقاي شريعتمداري قضيه را به ابعاد ديگري نكشانند و حقايق را بدون اتهام زدن به ديگران، آن هم با فرجام رسوايي لاپوشاني نكنند كه كمكي به حل مسئله نميكند. از قضا اين يادداشت باعث شد بينندگان فراوان مطالب «تابناك» كه آن همه در عدم ذكر نام اين دو بزرگوار به مسئولان «تابناك» و حقير اعتراض ميكردند، توسط آقاي شريعتمداري مصاديق خاطره را بشناسند كه از اين جهت لابد سپاسگزار ايشان خواهند شد!
6. در پايان به عنوان يك برادر كمسنو سالتر از آقاي شريعتمداري كه برخلاف ادعاي ايشان در دوران مبارزه كنج عافيتي نداشتهام و مانند ايشان هرچند اندك، طعم تلخ و شيرين شكنجه و زندانهاي رژيم شاهنشاهي را چشيدهام، به ايشان عرض ميكنم سياستبازي آن هم با انديشههاي امام به كار بچههاي زندان و جنگ نيامده و نميآيد و به شما هم نميآيد.
كاش مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني در تبيين خطوط ناگفته انديشه امام و بيان اسرار زندگي امام، اينگونه مهر سكوت بر لب نميزد و با درج اسرار و حقايقي از اين دست كه كم هم نيستند، ساحت مقدس انديشههاي امام را عرصه تاختوتاز دوستاني كه اين انديشهها را به هر دليل برنميتابند، قرار نميداد. جناب آقاي شريعتمداري، آنچه در آن مقاله بدان اشاره رفت، تنها ترسيم نقاطي از انديشه زلال حضرت امام بود كه از تاريكخانه ذهن و سينه يار صديق حضرت امام مرحوم آقاي توسلي رازگشايي شد. راستي شما از چه ميترسيد كه اينگونه برآشفته شدهايد؟
جناب شريعتمداري! شما از بزرگان دوره زمان مبارزه هستيد. تقاضاي من اين است كه بزرگ بمانيد هرچند بسيار مشكل است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ای کاش بزرگ بود!!!!
کلا آقای شریعت مداری خیلی با لحن تکراری و عجولانه صحبت می کنند.
جناب آقای دکتر رجایی،
در این گونه مواقع و برهه هاست که یاران واقعی امام و مدافعین راستین اندیشه ها و خط امام بزرگوارمان معلوم می گردد. مرحبا بر غیرت و شهامت انقلابیتان.
از دست اندر کاران سایت تابناک نیز برای فاهم آوردن عرصه روشنگری در ارتباط با حقایق انقلاب کمال سپاس را داریم.
خدا تابناک و دکتررجایی و همقطارانش را هدایت و عاقبت به خیر کند.
خداوند ان شاء الله همه دشمنان و تحریف کنندگان تاریخ و چاپلوسان و مذبذبین را اصلاح فرماید و اگر اصلاح پذیر نیستند لعنت کند. آری ! به قول آقای رجائی شما از چه می هراسید که اینگونه بر آشفته شده اید ؟ از روز برای مردم و تاریخ روشن است که چه کسی راست می گوید و چه کسی تحریف می کند و به صراحت دروغ می گوید. خداوند همه ما را عاقبت به خیر نماید.
جناب اقاي رجايي،
سوالي كه دارم اين است كه هدف شما از نقل اين خاطره چه يوده است ، آيا اين بوده است كه امام نمي خواسته اند كه فلاني نماينده ايشان در سپاه باشند؟ جواب اين سوال كه واضح است آري، دليل آن هم مبرهن است كه سمت مزبوررا به ايشان نداده اند و لزومي به نوشتن مقاله نيست ولي همينكه در اين مملكت كه خدا را شكر قحط الرجال هم كه نبوده است چرا شخص ديگري را تعيين ننمودند يا با تدبيري جانشيني نمايندگي را هم از ايشان سلب ننمودند سوال اينجاست كه در ان سالهاي بحران سپاه چه كسي نظرات امام در سپاه را جاري و ساري مي نمود؟ آيا كسس جز آقاي عراقي؟ كه اگر امام ايشان را بخاطر عقايد پدر خانمش كه از نظر شما در مشي امام براي سپاه مضر تشخيص داده بودند و با توجه به اينكه امام هم با كسي تعارف نداشت چرا عوض ننمودند؟
آقاي رجايي دعا كنيد كه خدا به همه ما تقوا دهد كه تقوا ما را از خيلي امور برحذر و ما را در قبول اشتباهات و توفيق استغار ياري مي رساند.
مگر آقای شریعتمداری چه نشانه هائی از بزرگی دارند که آقای رجائی خواسته اند ایشان همچنان بزرگ باقی بمانند؟!
و منهم من ینتظر!!!.چقدر سخت است پاک و متعهد بر اصول شرع انور بودن.
شما برادران تعم از نگارنده و مدیران سایت و مدیر کیهان و...که همگی ادعای سوابق بندگی خدا و مبارزه و... را دارید در این وادی امتحانات چقدر رعایت تقوا میکنید؟این همه دروغ و مصادره به مطلوب و...برای چیست.خوب میدانید که حرام است.
رمز موفقیت امام این بود که از حرام فرار میکرد.بهوش باشید این آخر عمری نبازید و ما را طریق شرک یاد ندهید.
بخشی از اظهارات آقای شریعتمداری برابر قانون کشور جمهوری اسلامی جرم است و البته حرام عندالله که...
انشاالله همهء ما تقوای لازم را در نوشتن نیز رعایت کنیم.دست مریضاد به مطلب مستدل برادر رجائی و سایت وزین تابناک.روح همهء شهدا و امام و مرحوم عراقی شاد باد.یا علی
سلام.شما خیلی زیبا مطالب را عنوان نمودید.متشکرم.خداوند عاقبت مارا ختم به خیر کند و گمراهان را هدایت فرماید.در اصلاح خود بکوشیم.میتوان بهتر بود بهتر شنید .
جناب اقاي رجايي
باسلام از پاسخ متين وصريح ورك وراست وبي شيله پيله ومنصفانه ومودبانه شما واقعا لذت بردم.
حقير از افتخاراتم اين است كه مقلد حضرت امام هستم وبه همين دليل هم دعا گوي افرادي كه جرات بيان واقعيت وحقيقت را دارند وبدون در نظر گرفتن مقام ومنصب مخاطب حقيقت را ميگويند ميباشم.
حقير از زمانيكه موضوع اب خوردن از ظرف مورد استفاده شده درحوزه را شنيدم ( درزمان اوائل انقلاب ) به دنبال ان شخص بودم تا شناختم واز ان زمان تا به حال به هرطريق ممكن انزجار خودرا از اين فرد در همه جا اعلام كرده ام كه بهترين جا همين سايت تابناك است.....
انجمن حجتيه ميدانم واز عملكرد ريا كارانه ومنافقانه اين انجمن تا حدي باحبرم هميشه تفكر اين افراد را در نقطه تقابل با امام ميبينم وبه همين دليل هيچگاه مقام علمي وفقهي ايشان برايم اهميت نداشت وندارد واز طيفي هم كه ايشان را بلند مرتبه مي انگارد متنفرم .
اميد خداوند بزرگ بر اجر دنيوي واخروي شما بيفزايد وجرا ت وشهامت شمارا در بيان واقعيت ها حفظ نمايد.
بالاخره آقاي رجائي شما با نقل جلسه ختم مرحوم آقاي توسلي به شيوه جناب آقاي ابطحي خدشه اي كه مي خواستيد به آقاي مصباح وارد كردي و اصلا آقاي محمدي عراقي فرع قضيه بود!
يادتان هست در آن نوشته اشاره كرده بوديد هم اكنون نيز ميني بوسهاي پر از ... را به قم ميبرند!.
فاين تذهبون!
متأسفم برای شما با این افکار "تابناک" تان ! مطمئن باشید در طول این سالها امثال شریعتمداری و مصباح یزدی و محمدی عراقی ، خیلی بیشتر از مرحوم توسلی و موسوی لاری و عبدالله نوری از امام و اندیشه ی آن حضرت دفاع کردند .
صد افسوس برای برادر عزیز و دوست داشتنی ، جناب آقای غلامعلی رجایی که از نزدیک توفیق مصاحبت و رفاقت با ایشان را داشته ام و کتاب های وزین او از خاطرات جبهه و شهدا گرفته تا مجلدات خاطرات شفاهی از زندگی امام بزرگوار را در کتابخانه ی خود دارم . رجایی عزیز ، صفا و صمیمیت توسلی و خاتمی و کروبی قبول ، اما فراموش نکن که پشت سر اینها شیاطینی مانند گنجی ، باقی ، سروش و اربابانشان سنگر گرفتند و چه جفاهایی که بر سر انقلاب و نظام_این میراث گرانبهای امام راحل_ نیاوردند . ان شاءالله که دوست نداری دوباره حاکمیت به دست انها بیفتد .
وقتی جناب شریعتمداری به عنوان منتقد دولت !!!! از دستان پر مهر رئیس جمهور عدالتخواه جایزه می گیرند دیگر از این شخص چه انتظاری می توان داشت.به این موضوع توجه کنید : روزنامه های ایران و کیهان منتقد دولت هستند!!!
جناب آقای دکتر رجایی!
از پاسخ کامل، بی پرده و شیوای جنابعالی به مدیر مسئول محترم کیهان صمیمانه سپاسگزارم. براستی وجود تک چهره هایی همانند شما در جهت روشن شدن افکار عمومی در حالی که خیل عظیمی از مردم توانایی و یا دسترسی به رسانه های جمعی را برای بیان روشن و شفاف نظراتشان ندارند نعمتی است که در چنین شرایطی قدر و منزلت آنها مشخص می شود.
آقای نلسون ماندلا که مسلمان هم نیست ، حدود سی سال در زندانهای آپارتایدی جوانی اش را به مردم کشورش تقدیم کرد و پس از آزادی تنها پس از یک دوره ریاست جمهوری،بدون هیچ توقع، قدرت را رها کرد و به زادگاهش برگشت. من نمیدانم چرا عده ای که خودشان را از همه مسلمان تر هم میدانند به این دلیل که مدتی( نمیدانم چند ماه یا چند سال) در زندان ستمشاهی بوده اند هر زندان رفته یا نرفته دیگری رامجاز به اظهار نظر نمیدانند.به آقای شریعتمداری و امثال ایشان باید گفت: شما که بخاطر اعتقاد و آرمانهای الهی تان مبارزه کرده اید، تا کی میخواهید سایه منت خود را برسر مردم حفظ نمایید.
بزرگ نبوده و نيست و نخواهد بود . حقيقت را فداي مصلحت نكنيد.
KAMAKAN AZIZI MESLE JENABEALI HAFEZ VAGHIYATE NEZAM HASTID VA BA TAHRIFHA BARKHORD MIKONID
عالی
آاقی رجایی عزیز
با همه احترامی که برای شما قائلم، نمی دانم که چرا شما و همسلکان شما می خواهید از خاطره ای که باید در اصل و شرایط حدوث و گوینده آن تحقیق کافی و وافی نمود برای خود برگ برنده و برای دیگری توسری درست کنید. اگر شما طبق نوشته این مقاله خود را تابع ولایت می دانید بدانید نقطه نهایی حمله شما (همان پدر خانم آقای ...) کسی است که مقام رهبری او را از بزرگترین متفکرین کنونی اسلامی شمرده و از جنس شهید مطهری می داند. پس بیایید از خدا بترسیم و به خاطر اهداف حزبی و جناحی خود او را فراموش نکنیم.
(گرچه می دانم همچون نوشته های پیشین نه خود آنرا می خوانید و نه اجازه چاپ آنرا می دهید)
لطفا در معیار هایتان در خصوص بزرگی انسانها تجدید نظر فرمایید. انسان بزرگ به جز خدا هیچکس را بزرگ نمیبیند. حتما اینرا در نظر داشته باشید و بدانید کسی که جز در مقابل خدا کرنش و تواضع مینمایدبزرگ نیست. جز خدا هیچکس!
بزرگ بمانيد!?
ما هم نفهمیدیم اصلا" چرا این مطلب باید اینقدر برادر حسین را ملتهب کند تا آسمان و ریسمان را بهم ببافد که این خاطرات درست نیست و یک رسوایی است . واقعا" چرا؟
اگر چه ثابت كرده ايد كه توان تحمل نظري غير از نظر خودتان را نداريد اما باز هم مي نويسم.
ديگر مسأله را زياد كش ندهيد. مي خواستيد از شريعتمداري گاف بگيريد كه نشد. شريعتمداري زرنگ تر از اينها است كه شما بتوانيد او را ضايع كنيد. آقاي رضايي هم كه حرفش را تأييد كرد. ديگه چه حرفي براي گفتن داريد.
چه سنگين و با وقار. خدا ايشان را حفظ كند و انشاء الله طبق خواسته ايشان كساني كه نقل قول از آيت الله توسلي شنيده اند آنرا بازگوكنند كه حقايق بيشتر روشن شود . با تشكر از سايت شما
آنه كه باحضور امام نمي توانستندعرض اندام كنند با رحلت ايشان از سايه برون آمدند و بدنبال انتقام گيري در جاي جاي نظام نفوذ كردند و امروز روشنائي را مي بينيم. فردا روزي خواهد آمد كه باران صديق امام تاوان پس بدهند و هر يك به نوعي در گوشه اي به اتهامي دادي بخواهد . انروز كه در برابر حكم انجمن حجتيه سكوت كردند ثانيه به ثانيه فعال تر شدند تا به چنين روزهائي برسند . سران انجمن حجتيه كه امروز پيرو ولايت فقيه شده اند خود ميدانند چه ميكنند . فرزندان معنوي امام بروند و براي خود فكري بكنند . چه زيبا ابن خلدون در مقدمه خود اين مسير را پيش بيني كرده بود .
تقاضای عاجزانه از شما دارم که لال شوید.
اقاي رجايي دمت گرم حال كردم.روح مرحوم توسلي ومرادش امام خميني شاد باد.
شاید آقای لاری و رجایی جهت تفنن و ادخال سرور و نه تخریب شخصیت به نقل این خبر واحد پرداخته اند!
"خمینی زدایی"پروژه ای است که مدتها کلید خورده.به اظهارات و مکتوبات آقایان نگاهی بنیدازید.
خدا عاقبت همه را ختم به خیر کند.
از تابناکی ها که مرز خود را با دیگر اصولگرایان مشخص کرده اند سپاسگذارم.
بسیار عالی بود
برادر گرامی آقای دکتر رجایی؛
سلام
مقاله اولیه و پاسخ برادر بزرگوار آقای شریعتمداری و جواب شما را خواندم.
به نظرم رسید چند نکته را با شما که می دانم ان شا الله دوستدار نظام و انقلابید در میان بگذارم و امیدوارم سایت تابناک هم آنقدر ظرفیت و حس مسوؤلیت داشته باشد که آن را درج کند.
اینکه در مجلس ختمی از قول حضرت امام مطلبی گفته شود آن هم به نقل از دیگری که او هم در قید حیات نیست!!! وبعد ما رگ مسوؤلیتمان گل کند و برای ثبت در تاریخ !!!؟و بدون پی بردن به صحت مطلب آن را نقل کنیم ؛ آیا با فرمایش حضرت امام در وصیت نامه ایشان که فرموده اند:"پس از مرگ من مطالبی به من نسبت داده می شود و فقط آنهایی صحیح است که به خط وامضای من باشد یا در صدا و سیما مطلبی را گفته باشم " مطابقت دارد ؟!!
آیا به عواقب این گونه اقدامات غیر مسوؤلانه خود اندیشیده اید؟!
آیا این دستاویزی نمی شود تا هر گروه سیاسی با نقل خاطره ای که صحت وسقم آن معلوم نیست در سدد تخریب رقیب سیاسی برآیند؟!
و از آن بدتر این که شما که خود را تلخ وشیرین چشیده زندان و شکنجه ها می دانید مهره این سوء استفاده باشید و عامل نشر اغراض سیاسی گروهها در قالب تاریخ.
آیا فکر نمی کنید در روز حساب باید جواب گوی نوشته ها و گفته هایتان باشید و نمیتوان صرفا با انتصاب آن به دیگری از حساب و کتاب رهایی بجوئید؟
جناب آقای دکتر ؛
من نوشته های شما را مطالعه میکنم
همانگونه که شما به آقای شریعتمداری توصیه کرده اید ،من به عنوان برادر کوچکتان عرض میکنم که اجازه ندهید با تحریک احساساتتان - که البته به جای خود لازم است - شما را وادار به نقل مطالبی کنند که اگر دوباره و منصفانه وخوب بنگرید تتیجه ای جز اختلاف و ضربه زدن به انقلاب و آرمان بزرگ امام راحل نخواهد داشت و قطعا روح بزرگ ایشان راضی به آن نخواهد بود.
امید وارم گروههای سیاسی ما به آن درک وشعوری برسند که منش حضرت امام و اندیشه های والای ایشان را به عنوان نصب العین ودستورالعمل خود قرار دهند
قصد من به فرموده قرآن عزیز :"فذکر ان نفعت الذکری "فقط تذکری برادرانه بود.
"فاعتبروا یا اولی الابصار "
برادر شما
طلبه کوچکی از حوزه علمیه قم
لازم است بلكه واجب است آقاي شريعتمداري در خصوص مطالب مطروحه جناب آقاي رجائي دلايل ومدارك مستدل كتبي راهمانند ايشان ارائه نمايند در غيراينصورت ضروري است خاضعانه ازمحضرامام امت وامت امام به خاطر قلب حقايق وتحريف تاريخ معذرتخواهي نمايند.
آقای دکتر
1-پاسختان در پاراگراف دوم بند5 نقض کل مقصودتان است.
2-طبق فرمایش امام در وصیت نامه شان،وظیفه ما آن است که هر نقل قولی از امام رد کنیم مگر آنکه قلم وصدای ایشان به تایید کارشناسان برسد.
3-با شریعتمداری مجادله نکن كه...
مطمئنا نگارنده مطالب پیام ستون "کیهان و خوانندگان" خود حسين شريعتمداري رييس روزنامه كيهان ميباشد. .
بزرگ ماندن مثل زنده ماندن گاهی دست خود ادم نیست دوست من جناب اقای رجایی
مرسي ذهنمان روشن شد.
با سلام،
چند نکته، اگر دوست داشتید چاپ کنید.
اول، به عنوان یک خواننده، برایم خیلی جالب بود که جناب رجایی از آیت الله مصباح یزدی که در فقاهت و فیلسوف بودن ایشان کوچکترین شکی نمی توان کرد ... مدام و پی در پی به عنوان جناب آقای مصباح یزدی یاد می کردند!! امیدوارم این بخاطر مسائل سیاسی و غرض ورزی نباشد.
دوم، من کمی به ناقل اولیه خاطره آیت الله توسلی، یعنی حجت الاسلام و المسلمین موسوی لاری شک دارم، و امیدوارم دیگر دوستان حاظر در آن جمع بر درست بودن ادعای ایشان تصدیق کنند.
سوم، خوانندگان این نظر را (اگر چاپ شود، همه ... اگر نشود، برادران تابناک) را به بیانات مقام معظم رهبری در مورد آیت الله مصباح جلب می کنم.
مجیدی از منچستر انگلستان
واقعا" بزرگی وبزرگ ماندن سخت است.
...,مگراسباب بزرگی همه آماده شود
چرا به خود زحمت نمیدهید تا از خود اقای عراقی بپرسید که جریان حقیقت دارد یا خیر ؟
بسمه تعالی
با تشکر از جناب آقای دکتر رجایی بابت این روشنگری
از اینکه حزب الله ومبارزین حماسه ساز عرصه دفاع مقدس هنوز صامت و ثابت قدم در راه دفاع از آرمانهای امام هستند "خدا را شاکریم...اندیشه سبزتان چون خون شهیدان مستدام باد
جناب آقای رجائی عزیز! آقای موسوی لازی فرموده اند که امام از دادن حکم نمایندگی به آقای محمدی عراقی خودداری کردند و گفتند که حکم نمایندگی را به کسی بدهدم که افکار پدرخانمش را در سپاه پیاده کند! خوب برادر عزیز چرا نمی پذیری که نتیجه این نقل همانا نعل بالنعل مساوی است با تخریب شخصیت همان پدرخانم یعنی آقای مصباح یزدی.
احسنت
با سلام به جناب اقای رجائی بسیار عزیز . من هر گاه نوشته ای از شما باشد با توجه به ارادتی که نسبت به قلم بسیار شیوای شما دارم انرا مطالعه میکنم . تنها ایرادی که بر شما وارد میدانم و با uذر خواهی بسیار بیان میکنم ان است که با داشتن تفکری بسیار بالا هنگام نوشتن نگاهی به اصل مطلب نمیکنید و همه را بزرگ میدانيد و قلم بسیار شیوای خود را صرف افرادي مي كنيدكه . . امیدوارم روزی برسد که اقایان شعار زاده و ... دست از سر این ملت نجیب بردارند . . شما را نمیشناسم لکن به قلمتان و فهمتان حسادت میکنم .
Ahsant aghaye Rajaiee
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.