آخرین خبرعکس ماهواره‌ای حیرت‌انگیز از رشته‌کوه هیمالیا
3بازدید

گزارش «تابناک» از خانواده ای آبرودار که سرپناهی ندارند + تصاویر

شب‌های تهران هنوز پر درد است!؟

از ایشان می‌پرسم علی چند ماه است که اینجاست؟ می‌گوید تقریبا هشت ـ نه ماهی است که این خانواده در این مکان زندگی می‌کنند. می‌پرسم برای رفع مشکل اینها کاری کرده‌اید؟ مرد در پاسخم می‌گوید که بله با همه جا تماس گرفتیم. با کمیته امداد، سازمان بهزیستی، شهرداری و... اما هیچ نتیجه‌ای نگرفتیم!


مجنونم و دلزده از لیلی‌ها                           خیلی دلم گرفته از خیلی‌ها
 
گزارش خبرنگار «تابناک»ـ شاید اصلی‌ترین تفاوت یک روزنامه نگار با افراد عادی این باشد که حتی در نیمه شب ـ همان زمان که چشمان دیگران را خواب ربوده و بالش‌های نرم، خستگی کار روزانه خیابان‌های شهر را می‌زداید ـ چشمان او خواب آلودگی را تجربه نمی‌کند و هنوز هشیار و بیدار با بی تفاوتی‌ها دست و پنجه نرم می‌کند؛ بی‌تفاوتی‌هایی که گاه از روی ناآگاهی و گاه آگاهانه، زندگی‌هایی را به تباهی و نابودی می‌کشاند و زجرهایی را بر دیگران تحمیل می‌کند!

بیست و هفتم تیر ماه هم یکی از آن روزهای متفاوت بود. از خیابان طالقانی، تقاطع بهار رد می‌شدم که دیدن منظره‌ای برای نخستین بار، همه باورهایم را زیر سوال برد. بیشتر که دقت کردم دیدم حقیقت دارد. خانواده‌ای ایرانی, همجنس خودمان از همان‌هایی که خون آریایی در رگ هایشان جاری است. پدر و مادر و نازنینی 9 ساله در فرورفتگی یک شرکت آرمیده بودند. با خودم فکر کردم آیا اینها خوابند یا تمام ما آدم‌هایی که بر روی تخت‌های آن چنانی با تشک‌های خارجی طبی زیر هوای مطبوع کولرهای گازی مشغول استراحتیم؟


مجال رفتن نبود. قدم از قدم نمی‌توانستم بردارم؛ وظیفه حرفه‌ایم اقتضا می‌کرد که تلاش کنم به این خانواده نزدیک تر شوم با آنها گفت وگو کنم و از زجرهایی که از روزگار می‌کشند، بپرسم. از داستان آدم‌های نامردی که برای تنها اندکی کرایه در محله پامنار تهران اینها را از سقفی که داشتند محروم کرده‌اند.

برای ارگان‌های حمایتی که نعره‌هایشان گوش فلک را کر کرده است و دم از کمک و همیاری مستضعفین می‌دهند. هر یک به نوعی و هر یک به شکلی! ارگان‌هایی که با تشکیلات عریض و طویل، امکانات فراوان و بودجه‌های آن چنانی و تبلیغات فراوان سعی می‌کنند نشان دهند که ما کاملا در خدمت محرومین و مستضعفین هستیم. با اینکه در سفرهای گوناگون به مناطق جنوبی، شرقی، غربی و شمالی کشور گوشه‌های فراوانی از درد و رنجی که محرومین سرزمین من می‌بینند، دیده بودم و علت آن را در هزاران بهانه‌ای که مسئولین برای آن می‌تراشند، برای خود توجیه می‌کردم شاید دیدن علی و همسرش و نازنین کوچولو خط بطلانی باشد به همه شعارهایی که مسئولین و ارگان‌های حمایتی در راستای حمایت از محرومین سر می‌دهند.

بشاگرد، نیک شهر  و خیلی از مناطق محروم دور افتاده کشورم پیش کش! این اتفاق همین جا، در همین نزدیکی، در تهران بزرگ، دو سه کوچه آن طرف تر، درست بغل گوش من و شما افتاده است.

آیا انسانی که در نزد قادر متعال خود به جانی می‌ارزد، برای ما آدم‌های متمدن به نانی نمی‌ارزد؟!

علی بچه آبادان است؛ جنگ را حس کرده است. مدتی همدوش رزمندگان و شهدای جنگ بوده است. به هزار دلیل که من و تو می‌دانیم، کوچ کرده و به تهران آمده است. کارمند قراردادی یکی از فرهنگسراهای سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران شده و حالا با چوب تعدیل، چند صباحی است که کارش را از دست داده که البته مدیریت فعلی می گوید سال 74 تعدیل شده است. اجاره خانه ندارد که بدهد. صاحب خانه محترم! با استفاده از تمام ابزارهای قانونی ـ همان ابزاری که برای دفاع از حقوق انسان‌ها به وجود آمده‌اند ـ علی، همسرش و نازنین کوچک را با تمامی اثاثیه شان از خانه بیرون کرده است.

امرار معاش علی از پسماندهای فلزی زباله‌هایی است که شاید چند هزار تومنی را روزانه نصیبش کند تا بتواند با یک وعده غذای بسیار ساده، شکم همسر و بچه خود را سیر کند. ظاهر نازنین نشان می‌دهد که مدتی است روی آب را ندیده است. از علی علت را که جویا می‌شوم، می‌گوید پول ندارم. از وضعیت تحصیل نازنین می‌پرسم و با آهی پاسخ می‌دهد: نازنین مجبور است برای مدرسه به پامنار بازگردد. به مدارس نزدیک به اصطلاح همین محل سکونت که مراجعه کرده‌اند آنها را رانده‌اند تنها به علت وضع ظاهری! در حال صحبت با علی هستم که یکی از کارکنان شرکت که تو رفتگی آن، محل اسکان و زندگی علی شده، قصد خروج دارد. علی مجبور است که همسرش را از خواب بیدار کند تا راهی برای عبور فرد باز شود.

از ایشان می‌پرسم علی چند ماه است که اینجاست؟ می‌گوید تقریبا هشت ـ نه ماهی است که این خانواده در این مکان زندگی می‌کنند. می‌پرسم برای رفع مشکل اینها کاری کرده‌اید؟ مرد در پاسخم می‌گوید که بله با همه جا تماس گرفتیم. با کمیته امداد، سازمان بهزیستی، شهرداری و... اما هیچ نتیجه‌ای نگرفتیم!؟

همه این سازمان‌ها با یدک کشیدن متولی بودن و رسیدگی در امور محرومین کارها را به همدیگر پاس می‌دهند. هر یک می‌گوید این در شرح وظایف و اختیارات ما نیست و به ارگان دیگری مربوط می‌شود و ارگان دیگری نیز می‌گوید به عهده سازمان دیگری است و این دور باطل همچنان ادامه دارد. اما آنچه واقعیت دارد نازنین کوچک است که روی یک تکه کارتن بر سنگفرش سیمانی خیابان پر ازدحام ماشین‌های مدل بالا خوابیده است و امشب را نیز مانند صدها شب دیگری که گذشته به صبح خواهد رساند.

قصه آنجا دردناکتر می‌شود که علی می‌گوید به دفتر رهبری نیز مراجعه کرده‌ام و آنها نیز پولی برای تهیه سرپناهی در اختیار کمیته امداد قرار داده‌اند؛ اما هنوز پس از گذشت ماه‌ها هیچ اتفاقی نیفتاده است.

شاید این نیز مثل هزاران لطف و کرامتی است که از سوی رهبری نسبت به محرومین می شود، ولی در لایه‌های پایین تر افرادی که خود را شاید حتی بالاتر از آن جایگاه‌ها می‌دانند هیچ اهمیتی به این منویات نمی‌دهند.

به عنوان یک روزنامه نگار خاضعانه از ریاست محترم جمهور، شهردار محترم تهران و تمام آزادمردانی که می‌توانند سرپناهی هر چند کوچک برای نازنین و خانواده‌اش فراهم کنند، تقاضا می‌کنم سخاوتمندی خویش را از آنان دریغ نکنند و دستان یاری آنان را بفشارند.

راه‌های ارتباط با این خانواده دردمند برای «تابناک» محفوظ است. لطفا برای همیاری و کمک، از طریق نظرات کاربران همین خبر یا «تماس با ما»ی سایت «تابناک» دردی از این هم نوع خود دوا کنید که خداوند خود وعده اجر عظیم را به محسنین داده است... .

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

قث۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۸:۳۳

وای بر ما
نمیدونم کجا داریم میریم
چی شدیم
وای بر ما

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۸:۳۳

بنی آدم اعضای یکدیگرند، که در آفرینش زیک گوهرند. چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۸:۲۳

تابناک (فعلا) عزیز!!
حال می کنی معرفت و بزرگواری مردمی که اعلام امادگی برای کمک کرده اند. من یک معلمی بیش نیستم و توانایی کمک ندارم و لی دست همه این عزیزان را می بوسم و از تابناک هم انتظار می رود که نتیجه و عاقبت این خانواده (و موارد گذشته مثلا در مورد کودک آزاری ها) را اعلام نماید. من (وامثال من) دعاگوی همه این عزیزان هستیم. راستی! خیلی خوشحالم که ایرانیم!

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۸:۰۰

با خواندن اين كامنتها به ايراني بودن خود مي بالم ولي چرا در پايتخت كشورم بايد شاهد آن باشم نازنين بي سرپناه بر روي كارتن خالي آبميوه اي كه من بعنوان قاقا لي لي براي فرزندم مي خرم بخوابد؟ كجاي اسلام چنين چيزي را گفته؟ آيا من مسلمانم ؟

محمد مهذب۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۶:۴۸

تابناک جان لطفا یه گلریزون کنید در آستانه نیمه شعبان یه گره هم باز شه یه گرست. یه شماره حساب لطفا و یک یا حسین

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۶:۴۰

یک پیشنهاد دارم
ما به شما اعتماد داریم ، شما یک حساب بگذارید تو سایت ، ما اینترنتی پول واریز میکنیم کمک کنید به اینجور خانواده ها البته نه ریز ریز بلکه صبر کنید جمع بشه که کار یکی حل بشه تقریبا
همینطور میتونید یه بخش بگذارید و خبر بگذارید درباره افراد اینطوری و بگید این حساب واریز کنید

اینجوری هم شما بانی خیر شدید ، هم اینهمه آمار بازدید بالاخره یه حرکتی میکنند و شاید برای دیگران هم الگویی شدید و مشکلات خیلی ها حل شد
خواهش میکنم این کار رو بکنید
خیالتون هم از بابت کنایه ها راحت باشه ، دیگه تو مملکت اسلامی اگر در این حد اعتماد نباشه که چه فرقی داریم با غربیا
ممنون

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۶:۲۳

من پیشنهاد میدم همه اونایی که میخوان کمک کنن یه مبلغی جمع کنن پول پیش رهن کامل یه خونه بشه تا حداقل نصف مشکل اینا حل بشه
من خیلی ممنوم از اونایی که شماره حساب و این حرفا خواستن خیلی مردین کاشکی ذره ای در وجود بعضیا رحم و شفقت بود

فرشته۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۶:۰۹

با سلام
کمک به همنوع یک امر انسانی است اما باید مواظب بود که تبدیل به گدا پروری نشود در ضمن باید توجه داشت که به جای دادن ماهی به گرسنه باید به او ماهی گیری را یاد داد تا وابسته نبوده و این الغا شود که در برار کار مزد بگیرد دولت مسئول است اول علت مهاجرت این خانواده را بررسی کند وسپس در صورت موجه بودن اقدام به یافتن کاری مثل سریداری که شامل مکان هم میشود برای این شخص بنماید و از فرزند انها تا یافتن کار با جا نگهداری نمایید بابید کار زیر بنایی انجام داد.

ابراهيم/جانباز۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۶:۰۷

اگرلنز دوربينتون را باز تر ميكرديدعكس خانه هاي مجلل خيلي از آقايان مدعي را ميتوانستيد در كنار عكس اين خانواده ثپت كنيد شايد خجالت بكشيدندوهزينه حداقل يك سفر خارجيشان را صرف اينچنين موارد كنند

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۵:۵۹

مسئولين بهزيستي ،كميته امداد و شهرداري بايد پاسخگو باشند. خواهشمنديم پيگيري كنيد و شماره حساب هم معرفي كنيد

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۵:۵۵

بابا پیدا کنید این آدمها رو یه شماره حساب براشون باز کنید یا ازشون بگیرین اعلام کنید تا مردم کمکشون کنن. 1 روزم یک روزه من اگه هر روز صبح حمام نرم نمی تونم نفس بکشم اما این بچه...........

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۵:۵۳

اي واي بر مسلمانان اي واي كه فقط اسم مسلماني را مي كشيم

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۴:۲۹

وای برما

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۴:۲۰

اين مورد منعكس شد بقيه را چه كنيم؟ آيا كميته امداد حضرت امام نبايد به وظيفه اش عمل كند تا همراهي و باور مردم در آن متبلور گردد؟ آيا سازمان عريض و طويل بهزيست نبايد اعتماد مردم را جلب كند ؟ حل موردي اين موارد صرفا باعث پوشش بر كمك كاري و استنكاف مسئولين مربوطه از ايفاي وظيفه خواهد بود.

قادری۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۴:۱۸

آقایان مدعی اسلام! "من اصبح و لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم" کسیکه بیدار شود و به مشکلات مسلمانان همت نکند مسلمان نیست. شاید اینگونه محرومان را مسلمان نمیدانید و تنها کسانی را مسلمان می دانید که زیر پرچم شما سینه بزنند. من خجالت می کشم تصویر این نوگل عزیز را می بینم که بر تکه ای مقوا در خیابان خوابیده. پدر و مادرش چگونه می توانند این مسئله را برایش توضیح بدهند. این دختر بچه آیا در دبستان این شعر را اگر شنیده باشد که "بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی " اگر این شعر را شنیده و یا خوانده باشد گور هم نباید ما را بپذیرد که از حیوان پست تریم اگر با مشاهده این صحنه ها بی تفاوت سر در آخور زندگی خود داشته باشیم.

انوري۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۴:۱۴

متاسفانه ما ياد گرفته ايم كه مسولاني را كه در دسترسمان هستندمورد باز خواست قراردهيم مثلا اگر يك رييس بانك 10 دقيقه بيشتر وقت نهارش طول بكشد مسلما مورد بي مهري ما قرار ميگيرد ولي مسئولي كه زجر كشيدن اين بندگان خدا برايش اهميت ندارد چون جلوي چشممان نيست( با وجود پل هاي ارتباطي بسياري كه سازمان ها جهت ارتباط با مردم ايجاد كرده اند ) با خيال راحت به استراحت خود مي پردازد

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۲:۳۸

مگر ما چگونه مردمی شدیم؟
لطفا شما شماره حساب اعلام کنید.

ابراهیم۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۲:۳۸

سلام: به خود می بالم که ایرانی ام : به خود می بالم که آریایی ام :
باعث تاعثف است که در این مملکت زندگی میکنم که چنین افرادی در زیر سایه شهر با مشقت زندگی میکنند . :
آیا این است زندگی در ساییه رفاغت و دوستی ؟ آیا این است زندگی ؟
آیا این است مردانگی ؟ ایرانی غیرتتان کجاست ؟
خود را جای نازنین بگذاریدچه کار خواهید کرد .؟
کمک کمک کمک و دست کمک به دیگران.
اما باعث تاسف که حیف و میل در بیت المال می شود ؟
من کارمندم و حاضرم که نیمی ار حقوق یکماهه خود را که 150000 تومان میشود را به این خانواده بدهم لطفا شماره حساب بدهید تا مردم راحت بتوانند کمک کنند

احسان۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۲:۳۱

پشت میز کارم نشستم و اشک میریزم...از همون آب وخاک وگرمایی که این بنده خدا هم اهل اونجاست...و من باید به حال اونا اشک بریزم..به حال این بچه ای که امثال اون چند مایلی به جنوب در کشورهای حاشیه خلیج فارس با همون پول نفتی که سره سفره اونا هست (و لی اون وما هیچی ازش نمیدونیم) دارن تو ناز و نعمت بزرگ میشن و برای کشورهاشون یا بهتر بگم شیخ نشیناشون افتخار میشن...و من باید فقط اشک بریزم...اگرچه این وظیفه آشکار همان به اصطلاح سازمان نماهای دولتیست که کاری بکنند...اما اینبار هم به خودمان بسپاری...کاری بکنید...شماره حسابی اعلام کنید...بنده تمام وکمال به شما اعتماد دارم و میدونم کاری انجام میدهید.از سردار بزرگ ایرانی جناب آقای رضایی هم خالصانه تقاضا میکنم شخصا پیگیری حال این هموطن خوزستانی و خانواده شان باشند...در انتظار هماهنگی شماییم

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۲:۲۴

آقا ما که به کمک مسئولین کاری نداریم و ولی تو رو خدا یه شماره حساب اعلام کنید که به شه کمک کرد .
ما آدمیم ، نمی تونیم تحمل کنیم هم شهریمون اینطوری باشه

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۲:۲۲

پس چی شد این شماره حساب

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۲:۲۲

آقا این فرهنگ باید بین ایرانی ها جا بیوفته که تا چنین صحنه ای رو دیدن نباید فقط از دولت انتظار کمک داشته باشند. درست مثل غربی ها. اول اونهایی که میتونن باید دست به جیب بشن بعد از دولت درخواست کمک کنن.

حسین۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۲:۱۹

سلام . با خوندن گزارش بغض گلویم را فشرد، و با خوندن بعضی کامنت ها اشک در چشمانم حلقه زد. از دردها و گرفتاری ها مردم و از سوی دیگر محبتها و دلسوزیها و از خودگذشتگی هایشان .
واقعیت این است که روزمرگی ها ما را از هم دور کرده و کمتر به فکر همدیگر هستیم، و گویا سنتهای گذشته را فراموش کرده ایم. هر چند وظیفه دولت پابرجاست ولی ما مردم را چه شده است، که چندین ماه وضع این خانواده را دیده ایم و به روی خود نیاورده ایم.
با این وصف به نظر میرسد یکی از مهمترین کارکردهای رسانه ها در دنیای مجازی تصویر و ترسیم این واقعیتهاست، تا شاید اندکی به خویشتن بازگردیم.
قدردانی یک دانشجوی جامعه شناسی را بپذیرید.

amir۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۲:۱۴

برای تحصیل در خارج از ایران هستم ولی همیشه برای ایران و ایرانی هستم . تابناک قبل از اینکه این متولیان از موضوع خبردار بشوند و به خیانت متهم بشی لطفا شماره حساب معرفی کنید . خدا این متولیان رو هدایت کنه!!!

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۲:۱۲

لطفا"شماره حساب معرفي كنيد.

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۲:۱۲

بابت اين خبر مهمتون مواظب باشين به جرم سياه نمائي به صورت خودجوش کرکرتوتو پائين نيارن

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۲:۰۸

لطفا شماره حساب اعلام کنید تا در حد توانمون براشون پول واریز کنیم. تا دیر نشده...........

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۲:۰۲

آخ ای خدای من اون دختر کوچولوی ناز چه خوابی کرده...
ای خاک بر سر ما
بابا هر کی داره کمکشون کنه
تو را به جان زهرا (س)

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۵۸

با تشكر از خبر رساني تابناك - واي برما مگر امام راحل نگفت اين انقلاب براي محرومان است.اگه نهادهاي دولتي كاري نمي كنند نكنند ما كه نمرديم.لطفا شماره حساب بديد.

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۵۴

شماره حساب بدین !!!

asgar۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۵۲

خیلی متاثر کننده هست واقعاً!ولی وقتی عاقلانه نگاه میکنیم،چیزهای زیادی برای گفتن هست که ملاحظات شما مانع از پخش اون میشه
پس بهتره چیزی نگیم و چشمامون رو ببندیم و اهی بکشیم و سر در گریبان فرو ببریم ....
اما در عمل لطفا خودتون شماره حسابی جهت کمک معرفی کنید
با نظرات و دیدگاههای شما در خیلی موارد موافق نیستم اما بهتون کاملا اعتماد دارم
پس منتظر هستیم

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۵۱

جناب آقای محسن رضایی.ما دردکشیدگان ورزمندگان 8 سال دفاع مقدس از شما میخاهیم این مسئله را پی گیری و حل نمایید.ما منتظر خبر بعدی وخبر خوش سرو سامان دادن به این خانواده هستیم.یا علی مدد

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۵۰

هيچ بار نظرات من را درج نكرديد ولي خواهشا شماره حسابي سرعتر معرفي نماييد براي كمك ممنون

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۵۰

عجب صبري خدا دارد؟ عجب صبري خدا دارد؟
لطفا" بگوييد چطور مي‌توان به اين خانواده كمك كرد.

ياشار۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۴۹

با سلام وقدرداني از زحمات شما، لطفا در صورت امكان شماره حسابي را جهت كمك به اين خانواده اعلام فرماييد

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۴۷

لعنت به اين روزگار.

مهدی۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۴۷

با سلام
لطفا به بنده شماره حساب بدهید
با تشکر

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۴۵

با سلام
چه جوري ميشه به اين خانواده كمك كرد فكر كنم اگر چند نفري همت كنند بشه يه كارهايي كرد من خودم يه وام دارم كه تا چند روز ديگه بهم پرداخت ميشه ميتونم حدود 1500000 بهشون بدم

مریم۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۴۵

واقعا درد ناک است لطفا شماره حساب بدهید.

داود۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۴۳

خدايا تمامي انسانهاي را كه مي توانند و كمك نمي كنند ببخش

جعفر۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۴۳

با سلام لطفا شماره حساب براي كمك به اين بنده خدا اعلام فرمائيد

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۴۲

با سلام لطفآ شماره حسابي جهت واريز كمكها اعلام نمائيد.

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۳۲

شماره حسابی ارائه فرمائید تا بتوانیم دین خود را ادا کنیم و ضمنا" نهایت تشکر از خبرنگار که چنین مطلبی را به تصویر کشیده تا بخود آییم . با تشکر

شهرام۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۳۱

نازنین
حرفی برای گفتن نیست.

هانا۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۱۳

آقایان محترم دولت ببینند و خجالت بکشند!!!

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۱۳

واقعا متاثر شدم ..امیدوارم تابناک پیگیر وضع این خانواده باشه و اگه از نهادهای دولتی امیدی نیست شماره حسابی اعلام کنید که ما کمک کنیم

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۱۳

لطفا قبل از مدیریت جهان برای این خانواده دردمند کاری کنید...

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۱۳

با سلام لطفا شماره حساب معرفي نماييد

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۱۲

یعنی قبل از درخواست خبر نگار مممسسئئووولللییننن نمی دونند

احمدی۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ۱۱:۰۷

سلام -خدایی ادم خجالت می کشد
خیلی بی معرفت شدیم

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.