در ماده 23 این لایحه که به مسأله ازدواج مجدد پرداخته شده است، مواردی ذکر شده که همه معلول هستند و علت نیستند که بخواهیم بر اساس آنها این اجازه را به مرد بدهیم که ازدواج مجدد داشته باشد. زیرا اگر این موارد ذکر شده نیز وجود داشته باشد، پس از ازدواج و ورود زن به خانه شوهرش صورت گرفته است. بنابراین باید علت آن را در زندگی خانوادگی که با مرد داشته است، جستوجو کرد.
گمان میکنم تاکنون تحقیقی در رابطه با اینکه ازدواج مجدد مردان تا چه اندازه به ثبات و دوام خانواده دوم کمک کرده، صورت نگرفته است. اما با یک نگاه اجمالی به اطراف خود میتوانیم با صراحت بگوییم که وقتی مرد ازدواج دوم میکند ، موفق نمیشود خانه آباد دومی را نیز بنا کند.
در ماده 23 لایحه حمایت از خانواده 10 شرط در نظر گرفته شده که بر اساس آن مرد میتواند ازدواج مجدد داشته باشد. اما در هیچ کجای لایحه حمایت از خانواده ذکر نشده است که اگر مرد بدون اینکه هیچکدام از این شروط را دارا باشد، ازدواج مجدد کرد، چه مجازاتی برای او در نظر گرفته شده است؟ چرا قانون در این رابطه سکوت کرده است؟
لایحه حمایت از خانواده در رابطه با ازدواج مجدد کلیگویی کرده است و یکطرفه به میدان رفته است.
عقیم بودن زن یکی از شروط لازم برای ازدواج مجدد مرد در نظر گرفته شده است و این در حالی است که با پیشرفتهای پزشکی صورت گرفته در حال حاضر حل مشکل عقیمی بسیار آسان است و دیگر این مورد نباید دلیلی برای ازدواج مجدد مرد باشد.
لایحه حمایت از خانواده از قانون سال 53 بسیار ضعیف است و این در حالی است که قانون باید به مرور زمان و با توجه به پیشرفت زمان، کاملتر، مترقیتر و عادلانهتر شود، نه اینکه عقبگرد داشته باشد.
در قانون سال 53 به زن این حق داده شده بود در صورتی که همسرش ازدواج مجدد داشته باشد، طلاق بگیرد اما در لایحه حمایت از خانواده در این رابطه سکوت شده است. اگر هدف از ازدواج بر اساس آیات قرآن، ایجاد آرامش، سکینه، مودت و رحمت است، باید بگوییم ازدواج مجدد هیچکدام از اینها را به خانه نمیآورد بلکه سکینه و آرامش خانواده را نیز بر هم میزند و به نظر میرسد مردان فقط برای تنوعطلبی و هوسرانی خود دست قانون را باز گذاشتند، تا ازدواج مجدد را قانونی کنند و این در حالی است که قانونیشدن ازدواج مجدد باعث بیاعتمادی و تزلزل در خانوادهها میشود.