آخرین خبرعکس ماهواره‌ای حیرت‌انگیز از رشته‌کوه هیمالیا
2بازدید

نوزاد نارس، نتیجه تجاوز شوم

۷ ماه در بدترين وضعيت گذشت و به هيچ کس چيزي نگفتم تا اين که چند روز قبل متوجه شدم دردهايم طبيعي نيست و حس مي کردم زمان زايمانم نزديک شده است، براي همين هم از خانه فرار کردم و به مشهد آمدم.

خراسان: مادرم هر روز مي پرسيد چرا پريشان و بهم  ريخته شده اي و حال و حوصله نداري؟ نکند اتفاقي افتاده است؟ اما من خجالت مي کشيدم به او بگويم چه بلايي سرم آمده است و باردار هستم.

۷ ماه در بدترين وضعيت گذشت و به هيچ کس چيزي نگفتم تا اين که چند روز قبل متوجه شدم دردهايم طبيعي نيست و حس مي کردم زمان زايمانم نزديک شده است، براي همين هم از خانه فرار کردم و به مشهد آمدم.

«زينت» در دايره اجتماعي کلانتري شهيد فياض بخش مشهد افزود: نمي دانستم به کجا بروم و چه خاکي بر سرم بريزم. توي خيابان ناگهان حالم خراب شد و توسط چند فرد ناشناس به بيمارستان انتقال پيدا کردم و زايمان کردم.زماني که به هوش آمدم به من گفتند بچه نارس است و او را توي دستگاه گذاشته اند. با دلهره به خانم دکتر گفتم اين بچه، طفل نامشروع است و آن ها موضوع را به پليس ۱۱۰ اطلاع دادند و ماموران انتظامي نيز خانواده ام را در جريان گذاشتند.

من اهل يکي از روستاهاي اطراف مشهد هستم و ۶ سال قبل پدرم فوت کرد. خواهران و برادرانم همگي سر خانه و زندگي خودشان رفته اند و مرا با مادر پيرم تنها گذاشته اند. به دليل اين که دستمان جلوي کسي دراز نباشد در يک کارخانه کارگري مي کردم. اما حدود ۹ ماه قبل يک روز که براي خريد داروهاي مادرم به شهر آمده بودم چون عجله داشتم و مي خواستم زودتر به سر کار برگردم يک خودروي سواري پيکان کرايه کردم، راننده جوان خودرو گفت: اگر ايرادي ندارد يک مسافر ديگر هم سوار کنيم که سهم کرايه شما کمتر شود.

من که نمي دانستم او چه نقشه اي برايم کشيده است قبول کردم و پس از چند دقيقه جوان ديگري نيز سوار پيکان شد، اما متاسفانه وقتي از شهر خارج شديم اين ۲ جوان حيوان صفت با توسل به زور و تهديد مرا در بياباني پرت و خلوت مورد آزار و اذيت قرار دادند و سپس در نزديکي جاده اي فرعي رهايم کردند.

آن روز با نگراني خودم را به خانه رساندم و چون مادرم مريض بود در اين  باره چيزي نگفتم. پس از گذشت مدتي متوجه شدم باردار هستم. تنها يکي از دوستانم که متاهل است از اين راز شوم خبر دارد و حتي با هم به آزمايشگاه هم رفتيم.

زينت با چشماني اشک بار گفت: چون از نظر ترکيب بدني و ظاهري ام تغيير چنداني نکرده بودم مشکلم زياد به چشم نمي آمد و فقط مادرم متوجه حالت هايم شده بود و بيچاره فکر مي کرد به دليل کار زياد در کارخانه خسته و کوفته هستم. با اين وضعيت و مشکلي که برايم به وجود آمده است نمي دانم چه خاکي بر سرم بريزم. کاش آن روز سوار تاکسي يا ميني بوس شده بودم و اين همه بدبختي و روسياهي برايم به بار نمي آمد.

درخور يادآوري است ماموران کلانتري شهيد فياض بخش مشهد اقدامات قانوني و حمايتي لازم را در اين باره آغاز کرده اند و تحقيقات پرونده هم چنان ادامه دارد.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.