سید عباس نبوی:
روشهای حجتیه، بازسازی شده روشهای صهیونیستی است
کسانی از اینها که آمدند در نظام مدیریتی جمهوری اسلامی با شخصیتهای ارزشمند نظام خو گرفتند، سر یک دو راهی قرار گرفتند که چه کنند! همچنان مخفی و انجمنی و پشت پرده باقی بمانند یا نه، اینها را بگذارند کنار و تبدیل بشوند به یک عنصر خدوم در جمهوری اسلامی و خدمت کنند؟ بعضی کار را یکسره کردند و...

حجتالاسلام والمسلمين سیدعباس
نبوی در گفت وگوی اخیر خود با هفته نامه پنجره، نکات مهمی را درباره انجمن حجتیه، چگونگی شکل گیری، مواضع این فرقه و... توضیح داده است.
به گزارش «تابناک» اهم نکات مطرح در این گفت وگو به شرح زیر است:
• موضع حجتیه در برابر نهضت امام(ره) و انقلاب اسلامی
در برخورد با نهضت امام، انجمنیها همیشه «دو نبش» کار میکردند: یعنی به عنوان اینکه این یک نهضت مذهبی است، خود را با آن مرتبط میدانستند، ولی با تمسک به این اعتقاد که این نوع انقلابیگریها در این دوران سرانجامی ندارد، در فضای رسمی و حکومتی اعلام میکردند که ما جوانها و نوجوانها را به سمت انقلابی شدن سوق نمیدهیم. ما تنها به دنبال پرورش مذهبی اینها هستیم. رژیم شاه هم نواقصی دارد، اما یک رژیم شیعی است. عناصر بهایی همواره تلاش میکنند در این رژیم نفوذ کنند، ما هم تلاش میکنیم جلوی این نفوذ را بگیریم و به تعبیری تلاش میکنیم شاهنشاه فریب این وقایعها را نخورد.
مثل این مسألهای که امروزه در فضای سیاسی رسم شده است که یک مدیر ارشد کلی آدم دور خودش جمع میکند، همه کارها هم کارهای خود اوست، اما علاقهمندان به این شخص همیشه میگویند ما داریم تلاش میکنیم ایشان فریب آن آدمهایی را که جمع کرده، نخورد!
• چگونگی شیوههای رفتار تشکیلاتی انجمن حجتیه
انجمن حجتیه غیر از معرفی خودش برای اعضای رسمی محرم و خاص، اصلا هیچجا خودش را به عنوان انجمن حجتیه معرفی نمیکرد و این سنت را تا امروز هم نگه داشته است. اگر بخواهم یک تعبیر گویا و در عین حال تند داشته باشم که ناگزیرم از آن و چارهای هم نیست، این است که روشهای انجمن حجتیه در عالم تشیع، نوع بازسازی شدهای از روشهای صهیونیسم در جهان غرب است. در حضورهایشان، نفوذهایشان، برنامههایشان و بیاعتقادیهایشان که ممکن است به خیلی از مسائل واقعا پشت پا بزنند، این روشها دیده میشود.
انجمن فعالیتهای درآمدزِای مالی هم انجام میدهد. معمولا با گرفتن شهریههای هنگفت چند میلیونی از بچههای متمولین، به نوعی معامله میکنند: میگویند ما یک فرزند مرفه دنیای امروز، اما با چنین مذهبی به شما تحویل میدهیم و همین کار را هم میکنند.
برخورد من با انجمن حجتیه برخورد توصیفی، تحلیلی یا تاریخی نبوده است. از نوعی که بعضی از دوستان کتابهایی نوشتند و جریانهای سیاسی معاصر را بررسی کردند، بلکه من در تار و پود زندگانیام با این مسائل روبه رو شدم. افراد زیادی که از درون انجمن حجتیه بیرون آمده و وارد فضای انقلابی شدند، نتوانستند خودشان را بشناسند. اینها اول مذهبی انقلابی شدند، بعد التقاطی شدند، بعد هم کارشان به جریانهای چپ و مارکسیستی کشید.
• اینها کلام امام(ره) را قبول نداشتند
مدل کار انجمن حجتیه اصولا مدلی نبود که فعال بودن یا متوقف بودن آن را اساسا بشود تشخیص داد یا ارزیابی کرد. البته امام درباره انجمن حجتیه بیانیه مستقلی ندادند و موضعگیری ضمنی کردند. انجمن حجتیه بیانیه دادند که ما کلیه فعالیتهایمان را متوقف میکنیم تا زمانیکه اجازه فعالیت پیدا کنیم.
فکر و مسیر زندگی کسانی که وارد انجمن حجتیه میشدند، بر این اساس شکل میگرفت که در زمان غیبت هیچ حرکتی به سرانجام نمیرسد، بنابراین، فعالیت و مبارزات سیاسی حضرت امام را کاری لغو میدانستند. نه اینکه این کارها نتایج کوتاهمدت نداشته باشد، بلکه معتقدند که اصولا در فراز و فرود تاریخ این کارها بیفایده است و این تکلیف و مسئولیتی است که به دوش حضرت حجت گذاشته شده.
بنابراین، اینها کلا امام را قبول نداشتند که حالا موضعگیری امام در این قضایا نقشی ایفا کند. نوع فعالیتشان هم در فراز و فرودهای سیاسی کشور قابل تشخیص نبود. مثلا اینها هیچ گاه در انتخابات گوناگون موضع نداشتند. موضعگیری امام تأثیر چندانی در فعالیت اینها نداشت و کار خودشان را انجام میدادند؛ همان گونه از موضعگیری امام تا امروز همان روش و فعالیت را انجام دادند.
• روش تبلیغی حجتیه شبیه شست و شوی مغزی است
حجتیه هیچگاه آن گونه که قرآن کریم میفرماید دعوی و تبلیغ عمومی و اجتماعی ندارند؛ در حالیکه روحانیت شیعه بزرگترین چیزی را که از قرآن و روایات گرفته و بدان عمل میکند، همین تبلیغ عمومی است؛ یعنی ارکان و اعتقادات دین را باید به زبان و فراخوان و دعوت عمومی مطرح کرد. اینجا دعوت از حالت فردی و تمرکز بر جنبههای روانی شخصی کاملا خارج شده و دعوت عمومی مطرح میشود و همانطور که امیرالمؤمنین میفرماید، قلوب سالم و آگاه و اهل توجه به معنویت و عبودیت الهی جذب میشوند و بدل به جریان گسترده دینی میشوند.
خلاف این مسأله که یک دعوت شیطانی است، همان روش صوفیه، بهاییها و منافقین است: دنبال تکتک انسانها رفتن. مدل فعالیت حجتیه، نوعی تغذیه فکری شبیه شستوشوی مغزی به صورت سیال و بیرنگ و شناور است. شما در مواجهه با این افراد، متوجه نمیشوید که با انجمن حجتیه روبه رو شدهاید. انجمن حجتیه این کار را در حالت شیعی به عنوان ضد بهاییت، اما با همان روش بهاییت انجام میدهد.
• توسل حجتیهایها به علما نوعی استفاده ابزاری بود
امروز به یقین عرض میکنم که بخش بزرگی از بدنه تا سران انجمن حجتیه، فتاوای فقهی را به عنوان بهانه لازم دارند؛ نه برای تقلید و برای همین، به دنبال فتاوایی میگردند که بتوانند با آن به زعم خود، دنیای مدرن را فریب دهند! به همین دلیل بود که وقتی مرحوم آقای خویی حیَل ربا را جایز دانستند، حجتیهایها در اندک مدتی این حیل را به روش عمومی اقتصاد بدل کردند.
امام ـ رحمتالله علیه ـ با اطلاع قاطع دریافتند که آقایان انجمن حجتیه در شورای خودشان بعد از بحثهای متعدد، مصوب کردهاند که نیمه شعبان سال 13۵۷ مراسم بگیرند، در حالی که امام بیانیه داده بودند که ما امسال عید نداریم و عزای انقلاب است برای ما؛ به خاطر شهدای انقلاب. خب، جناب آقای حلبی شما به استناد چه مبنای فقهی در مقابل فتوا و نظر صریح حضرت امام مصوبهای را تصویب و بدان عمل کردید؟ بالاخره اینها مبنا میخواهد دیگر! بگویند ما از کدام مرجع تقلید پرسیدیم؟ ما که دیدیم تقریبا تمامی مراجع معظم تقلید حتی اگر در بخشهایی انتقاد داشتند یا داشته باشند، همراهی و حمایت اصلی خودشان را با انقلاب، امام و پیروی از امام و مقام معظم رهبری داشتند و حفظ کردهاند. حتی مرحوم آقای خویی در سالهایی که منتهی به انتفاضه دوم عراق شد، در سال ۱۹۹۲ کاملا مسیر را به سمت بالنده شدن مبارزه در عراق و همراهی با انقلاب اسلامی و جریان عمومی نهضت آورد.
آن گاه یک پرسش از حجتیهایها: این هم حضرت آیتالله خویی که آمدند به سمت انتفاضه در عراق. حالا دیگر پشتوانه شما چیست؟ بعدها اینها آمدند سراغ آیتالله سیستانی و الان هم گاه و بیگاه حضرت آقای سیستانی را مطرح میکنند. اما این هم دروغ است؛ چون از زمانیکه حضرت آقای سیستانی آمدند، جریانهای اصیل عراق را با داخل ایران همفکر و همجهت کردند و به ابتکار ایشان تقابل تبدیل به یک تبادل عمیق و گسترده شد و ایشان به نوعی جایگاه یک ولایت فقیه نانوشته و اعلام نشده را در عراق به عهده گرفتند و بعد ایشان فتوای صریح دادند که آرای ولیفقیه دست کم در امهات نظام جامعه باید مورد توجه قرار بگیرد و مبنا باشد، یکباره ما دیدیم که سیستانی سیستانی گویی انجمن حجتیه هم شل شد!
• چگونگی تعامل حجتیه با نظام در طول این سه دهه؟
کسانی از اینها که آمدند در نظام مدیریتی جمهوری اسلامی با شخصیتهای ارزشمند نظام خو گرفتند، سر یک دو راهی قرار گرفتند که چه کنند؟ همچنان مخفی و انجمنی و پشت پرده باقی بمانند؟ یا نه، اینها را بگذارند کنار و تبدیل بشوند به یک عنصر خدوم در جمهوری اسلامی و خدمت کنند؟ بعضیشان کار را یکسره کردند و آمدند داخل نظام و هر جا هم مطرح شد، گفتند ما قبلا در انجمن بودیم الان نیستیم. ولی بخش اعظمی از ایشان همچنان آن حالتهای دو نبش و سه نبش و اینها را حفظ کردهاند: بین انجمن و نظام در حالت رفت و برگشت بودند و هستند.
• تفسیر به رأی روایات آخرالزمانی
تفسیر حضرت امام ـ رحمتالله علیه ـ در اینباره این بود که: هر پرچمی منهای دعوی اهلبیت و این تفسیر در یک بیان گویا جایگاه انقلاب اسلامی را تعریف میکند. خیلی روشن است. هر پرچمی منهای دعوی اهلبیت بلند شود، انحراف و کفر است و به سرانجام نخواهد رسید؛ اما پرچمی که خود اهل بیت گفتند، اما «الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا» و خودشان ارجاع دادند به این پرچم، میشود یک روایتی باشد که بگوید هر پرچمی ولو پرچم خود ما اهلبیت، در زمان غیبت نعوذ بالله پرچم انحراف و کفر است؟ این خیلی تفسیر واضح و روشنی است. اینها دنبال بهانهاند و این روایات را هم بهعنوان بهانه لازم دارند و موضوعشان موضوع روایات نیست.
امام ـ رحمتالله علیه ـ در یک کلمه، کل مسأله اینها را بیان کردند. دین، تقوا، معنویت، تشیع، اهلبیت؛ همه اینها با هم اما عافیتطلبانه. قرآن کریم میفرماید نمیشود در راه خدا در هر دورهای ـ حالا که دوره مدرنیته غرب از همه سختتر است ـ مبارزه کرد، اما صدمه ندید و رنج را تحمل نکرد. اینها میخواهند این را بگویند که میشود! میشود دیندار بود، با خدا رابطه بنده و پروردگار را به احسن وجه داشت، با اهلبیت بهترین رابطه را داشت و در عین حال از زندگی بهترین لذت را برد. فقط اینها در روش خود میخواهند نشان دهند که جا و موضع استتارت را خوب بگیر، بعد همه اینها را بهدست میآوری... .
• جلسات بدون تابلو ولی با همان طرز تفکر
یک پرسش میپرسم: منهای ایمان و تقوا و عبودیت، انقلابی بودن چه ارزشی دارد؟ اگر از دید متدینانه بخواهیم به آن نگاه کنیم، باید بگوییم که هیچ ارزشی ندارد. ولی این گونه نیست. انقلابی بودن یک ارزش مهم و ذاتی دارد. خیلی حساس است. انقلابی بودن کاملا مساوی و معادل این است که انسان باید ضدظلم باشد. بدون ضد ظلم بودن انسان نمیتواند انقلابی باشد. وقتی انسان میخواهد ضدظلم باشد، باید سرچشمه حرکت خودش را از ظلم دور کند؛ بنابراین، به این که چه چیزهایی انسان را به این سمت میکشاند، باید توجه و آگاهی پیدا کند و حالت آگاهانه داشته باشد. اینجا دو چیز دست به دست هم میدهد؛ یکی تلاشی است که بايد برای ضدظلم بودن داشته باشد و چگونه راهی را برود که ظلم نورزد و ظلم نپذیرد و دوم هم جوششی که از درون فطرت آغاز میشود. اینجا فطرت خودبهخود میجوشد. وقتی فطرت جوشید، راههای انحرافی به صورت بدیهی برای فرد آشکار میشود.
باید برگردیم به جمله امام که میفرمودند خیلی باید هشیار باشیم، یکمرتبه چشم باز نکنیم و ببینیم حجتیه همه چیزهایی را که در انقلاب داشتیم، نابود کرده است. اصلا منظور امام از حجتیه فرد نیست. منظور امام از حجتیه افراد نیست. چهار پنج نفر شورای مرکزی و غیره ابدا نیست. منظور از حجتیه، مشی حجتیه است... .
متن کامل این گفت وگو را اینجا بخوانید.
به گزارش «تابناک» اهم نکات مطرح در این گفت وگو به شرح زیر است:
• موضع حجتیه در برابر نهضت امام(ره) و انقلاب اسلامی
در برخورد با نهضت امام، انجمنیها همیشه «دو نبش» کار میکردند: یعنی به عنوان اینکه این یک نهضت مذهبی است، خود را با آن مرتبط میدانستند، ولی با تمسک به این اعتقاد که این نوع انقلابیگریها در این دوران سرانجامی ندارد، در فضای رسمی و حکومتی اعلام میکردند که ما جوانها و نوجوانها را به سمت انقلابی شدن سوق نمیدهیم. ما تنها به دنبال پرورش مذهبی اینها هستیم. رژیم شاه هم نواقصی دارد، اما یک رژیم شیعی است. عناصر بهایی همواره تلاش میکنند در این رژیم نفوذ کنند، ما هم تلاش میکنیم جلوی این نفوذ را بگیریم و به تعبیری تلاش میکنیم شاهنشاه فریب این وقایعها را نخورد.
مثل این مسألهای که امروزه در فضای سیاسی رسم شده است که یک مدیر ارشد کلی آدم دور خودش جمع میکند، همه کارها هم کارهای خود اوست، اما علاقهمندان به این شخص همیشه میگویند ما داریم تلاش میکنیم ایشان فریب آن آدمهایی را که جمع کرده، نخورد!
• چگونگی شیوههای رفتار تشکیلاتی انجمن حجتیه
انجمن حجتیه غیر از معرفی خودش برای اعضای رسمی محرم و خاص، اصلا هیچجا خودش را به عنوان انجمن حجتیه معرفی نمیکرد و این سنت را تا امروز هم نگه داشته است. اگر بخواهم یک تعبیر گویا و در عین حال تند داشته باشم که ناگزیرم از آن و چارهای هم نیست، این است که روشهای انجمن حجتیه در عالم تشیع، نوع بازسازی شدهای از روشهای صهیونیسم در جهان غرب است. در حضورهایشان، نفوذهایشان، برنامههایشان و بیاعتقادیهایشان که ممکن است به خیلی از مسائل واقعا پشت پا بزنند، این روشها دیده میشود.
انجمن فعالیتهای درآمدزِای مالی هم انجام میدهد. معمولا با گرفتن شهریههای هنگفت چند میلیونی از بچههای متمولین، به نوعی معامله میکنند: میگویند ما یک فرزند مرفه دنیای امروز، اما با چنین مذهبی به شما تحویل میدهیم و همین کار را هم میکنند.
برخورد من با انجمن حجتیه برخورد توصیفی، تحلیلی یا تاریخی نبوده است. از نوعی که بعضی از دوستان کتابهایی نوشتند و جریانهای سیاسی معاصر را بررسی کردند، بلکه من در تار و پود زندگانیام با این مسائل روبه رو شدم. افراد زیادی که از درون انجمن حجتیه بیرون آمده و وارد فضای انقلابی شدند، نتوانستند خودشان را بشناسند. اینها اول مذهبی انقلابی شدند، بعد التقاطی شدند، بعد هم کارشان به جریانهای چپ و مارکسیستی کشید.
• اینها کلام امام(ره) را قبول نداشتند
مدل کار انجمن حجتیه اصولا مدلی نبود که فعال بودن یا متوقف بودن آن را اساسا بشود تشخیص داد یا ارزیابی کرد. البته امام درباره انجمن حجتیه بیانیه مستقلی ندادند و موضعگیری ضمنی کردند. انجمن حجتیه بیانیه دادند که ما کلیه فعالیتهایمان را متوقف میکنیم تا زمانیکه اجازه فعالیت پیدا کنیم.
فکر و مسیر زندگی کسانی که وارد انجمن حجتیه میشدند، بر این اساس شکل میگرفت که در زمان غیبت هیچ حرکتی به سرانجام نمیرسد، بنابراین، فعالیت و مبارزات سیاسی حضرت امام را کاری لغو میدانستند. نه اینکه این کارها نتایج کوتاهمدت نداشته باشد، بلکه معتقدند که اصولا در فراز و فرود تاریخ این کارها بیفایده است و این تکلیف و مسئولیتی است که به دوش حضرت حجت گذاشته شده.
بنابراین، اینها کلا امام را قبول نداشتند که حالا موضعگیری امام در این قضایا نقشی ایفا کند. نوع فعالیتشان هم در فراز و فرودهای سیاسی کشور قابل تشخیص نبود. مثلا اینها هیچ گاه در انتخابات گوناگون موضع نداشتند. موضعگیری امام تأثیر چندانی در فعالیت اینها نداشت و کار خودشان را انجام میدادند؛ همان گونه از موضعگیری امام تا امروز همان روش و فعالیت را انجام دادند.
• روش تبلیغی حجتیه شبیه شست و شوی مغزی است
حجتیه هیچگاه آن گونه که قرآن کریم میفرماید دعوی و تبلیغ عمومی و اجتماعی ندارند؛ در حالیکه روحانیت شیعه بزرگترین چیزی را که از قرآن و روایات گرفته و بدان عمل میکند، همین تبلیغ عمومی است؛ یعنی ارکان و اعتقادات دین را باید به زبان و فراخوان و دعوت عمومی مطرح کرد. اینجا دعوت از حالت فردی و تمرکز بر جنبههای روانی شخصی کاملا خارج شده و دعوت عمومی مطرح میشود و همانطور که امیرالمؤمنین میفرماید، قلوب سالم و آگاه و اهل توجه به معنویت و عبودیت الهی جذب میشوند و بدل به جریان گسترده دینی میشوند.
خلاف این مسأله که یک دعوت شیطانی است، همان روش صوفیه، بهاییها و منافقین است: دنبال تکتک انسانها رفتن. مدل فعالیت حجتیه، نوعی تغذیه فکری شبیه شستوشوی مغزی به صورت سیال و بیرنگ و شناور است. شما در مواجهه با این افراد، متوجه نمیشوید که با انجمن حجتیه روبه رو شدهاید. انجمن حجتیه این کار را در حالت شیعی به عنوان ضد بهاییت، اما با همان روش بهاییت انجام میدهد.
• توسل حجتیهایها به علما نوعی استفاده ابزاری بود
امروز به یقین عرض میکنم که بخش بزرگی از بدنه تا سران انجمن حجتیه، فتاوای فقهی را به عنوان بهانه لازم دارند؛ نه برای تقلید و برای همین، به دنبال فتاوایی میگردند که بتوانند با آن به زعم خود، دنیای مدرن را فریب دهند! به همین دلیل بود که وقتی مرحوم آقای خویی حیَل ربا را جایز دانستند، حجتیهایها در اندک مدتی این حیل را به روش عمومی اقتصاد بدل کردند.
امام ـ رحمتالله علیه ـ با اطلاع قاطع دریافتند که آقایان انجمن حجتیه در شورای خودشان بعد از بحثهای متعدد، مصوب کردهاند که نیمه شعبان سال 13۵۷ مراسم بگیرند، در حالی که امام بیانیه داده بودند که ما امسال عید نداریم و عزای انقلاب است برای ما؛ به خاطر شهدای انقلاب. خب، جناب آقای حلبی شما به استناد چه مبنای فقهی در مقابل فتوا و نظر صریح حضرت امام مصوبهای را تصویب و بدان عمل کردید؟ بالاخره اینها مبنا میخواهد دیگر! بگویند ما از کدام مرجع تقلید پرسیدیم؟ ما که دیدیم تقریبا تمامی مراجع معظم تقلید حتی اگر در بخشهایی انتقاد داشتند یا داشته باشند، همراهی و حمایت اصلی خودشان را با انقلاب، امام و پیروی از امام و مقام معظم رهبری داشتند و حفظ کردهاند. حتی مرحوم آقای خویی در سالهایی که منتهی به انتفاضه دوم عراق شد، در سال ۱۹۹۲ کاملا مسیر را به سمت بالنده شدن مبارزه در عراق و همراهی با انقلاب اسلامی و جریان عمومی نهضت آورد.
آن گاه یک پرسش از حجتیهایها: این هم حضرت آیتالله خویی که آمدند به سمت انتفاضه در عراق. حالا دیگر پشتوانه شما چیست؟ بعدها اینها آمدند سراغ آیتالله سیستانی و الان هم گاه و بیگاه حضرت آقای سیستانی را مطرح میکنند. اما این هم دروغ است؛ چون از زمانیکه حضرت آقای سیستانی آمدند، جریانهای اصیل عراق را با داخل ایران همفکر و همجهت کردند و به ابتکار ایشان تقابل تبدیل به یک تبادل عمیق و گسترده شد و ایشان به نوعی جایگاه یک ولایت فقیه نانوشته و اعلام نشده را در عراق به عهده گرفتند و بعد ایشان فتوای صریح دادند که آرای ولیفقیه دست کم در امهات نظام جامعه باید مورد توجه قرار بگیرد و مبنا باشد، یکباره ما دیدیم که سیستانی سیستانی گویی انجمن حجتیه هم شل شد!
• چگونگی تعامل حجتیه با نظام در طول این سه دهه؟
کسانی از اینها که آمدند در نظام مدیریتی جمهوری اسلامی با شخصیتهای ارزشمند نظام خو گرفتند، سر یک دو راهی قرار گرفتند که چه کنند؟ همچنان مخفی و انجمنی و پشت پرده باقی بمانند؟ یا نه، اینها را بگذارند کنار و تبدیل بشوند به یک عنصر خدوم در جمهوری اسلامی و خدمت کنند؟ بعضیشان کار را یکسره کردند و آمدند داخل نظام و هر جا هم مطرح شد، گفتند ما قبلا در انجمن بودیم الان نیستیم. ولی بخش اعظمی از ایشان همچنان آن حالتهای دو نبش و سه نبش و اینها را حفظ کردهاند: بین انجمن و نظام در حالت رفت و برگشت بودند و هستند.
• تفسیر به رأی روایات آخرالزمانی
تفسیر حضرت امام ـ رحمتالله علیه ـ در اینباره این بود که: هر پرچمی منهای دعوی اهلبیت و این تفسیر در یک بیان گویا جایگاه انقلاب اسلامی را تعریف میکند. خیلی روشن است. هر پرچمی منهای دعوی اهلبیت بلند شود، انحراف و کفر است و به سرانجام نخواهد رسید؛ اما پرچمی که خود اهل بیت گفتند، اما «الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا» و خودشان ارجاع دادند به این پرچم، میشود یک روایتی باشد که بگوید هر پرچمی ولو پرچم خود ما اهلبیت، در زمان غیبت نعوذ بالله پرچم انحراف و کفر است؟ این خیلی تفسیر واضح و روشنی است. اینها دنبال بهانهاند و این روایات را هم بهعنوان بهانه لازم دارند و موضوعشان موضوع روایات نیست.
امام ـ رحمتالله علیه ـ در یک کلمه، کل مسأله اینها را بیان کردند. دین، تقوا، معنویت، تشیع، اهلبیت؛ همه اینها با هم اما عافیتطلبانه. قرآن کریم میفرماید نمیشود در راه خدا در هر دورهای ـ حالا که دوره مدرنیته غرب از همه سختتر است ـ مبارزه کرد، اما صدمه ندید و رنج را تحمل نکرد. اینها میخواهند این را بگویند که میشود! میشود دیندار بود، با خدا رابطه بنده و پروردگار را به احسن وجه داشت، با اهلبیت بهترین رابطه را داشت و در عین حال از زندگی بهترین لذت را برد. فقط اینها در روش خود میخواهند نشان دهند که جا و موضع استتارت را خوب بگیر، بعد همه اینها را بهدست میآوری... .
• جلسات بدون تابلو ولی با همان طرز تفکر
یک پرسش میپرسم: منهای ایمان و تقوا و عبودیت، انقلابی بودن چه ارزشی دارد؟ اگر از دید متدینانه بخواهیم به آن نگاه کنیم، باید بگوییم که هیچ ارزشی ندارد. ولی این گونه نیست. انقلابی بودن یک ارزش مهم و ذاتی دارد. خیلی حساس است. انقلابی بودن کاملا مساوی و معادل این است که انسان باید ضدظلم باشد. بدون ضد ظلم بودن انسان نمیتواند انقلابی باشد. وقتی انسان میخواهد ضدظلم باشد، باید سرچشمه حرکت خودش را از ظلم دور کند؛ بنابراین، به این که چه چیزهایی انسان را به این سمت میکشاند، باید توجه و آگاهی پیدا کند و حالت آگاهانه داشته باشد. اینجا دو چیز دست به دست هم میدهد؛ یکی تلاشی است که بايد برای ضدظلم بودن داشته باشد و چگونه راهی را برود که ظلم نورزد و ظلم نپذیرد و دوم هم جوششی که از درون فطرت آغاز میشود. اینجا فطرت خودبهخود میجوشد. وقتی فطرت جوشید، راههای انحرافی به صورت بدیهی برای فرد آشکار میشود.
باید برگردیم به جمله امام که میفرمودند خیلی باید هشیار باشیم، یکمرتبه چشم باز نکنیم و ببینیم حجتیه همه چیزهایی را که در انقلاب داشتیم، نابود کرده است. اصلا منظور امام از حجتیه فرد نیست. منظور امام از حجتیه افراد نیست. چهار پنج نفر شورای مرکزی و غیره ابدا نیست. منظور از حجتیه، مشی حجتیه است... .
متن کامل این گفت وگو را اینجا بخوانید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
لطفا یک شرح کامل از این گروه انحرافی بدهید و در مورد تفکرات اشتباه آنها اطلاع رسانی دقیق کنید چون متاسفانه به گسترش فعالیتهای این گروه و منحرف شدن مردم توجهی لازم نمیشود.
لطفا یک شرح کامل از این گروه انحرافی بدهید و در مورد تفکرات اشتباه آنها اطلاع رسانی دقیق کنید چون متاسفانه به گسترش فعالیتهای این گروه و منحرف شدن مردم توجهی لازم نمیشود.
من با هاشون بودم یه سریاشون رو هم می شناسم توی جلساتشون هم رفتم اونقدر قشنگ از اسلام ناب حرف می زنن که آدم فکر می کنه امام زاده هستن. نمی گم آدمای بدی هستن ولی اونقدر از حرف تا عملشون فاصله هست که به من حس خوبی نمیده. در مورد بخش سیاسیش هم نظری ندارم
با سلام
تمامی سخنان حجت الاسلام نبوی از نظر بنده درست می باشد زیرا من با برخی از این افراد برخورد دارم و از روحانیت و اسلام و دین سوء استفاده کرده و در جهت رسیدن به اهداف خود و بعضا ظالمانه خود می باشند و در مواقع ای که کار خود را به سرانجام رساندن هیچ گونه توجه ای به روحانیت نداشته و سرای دنیوی خود را محکم می چسبند.( لطفا درج کنید تا دیگران نظر بدهند)
بیش از چند دهه است که منتظر جواب از این انجمن هستند اما چون داعیه آنان دوری از هیاهوهای سیاسی است منتظر نباشید
ضمن تشكر از مسيولين سايت. بنده هرگز فراموش نمي كنم گذشته اين اقايان را !ديگران در مبارزاتشان كتك مي خوردن و اين اقايان مشغول قلع و قمع بهاييان انهم با پول تاييديه ساواك . بيت المال زوركي . به فرمده امام شر اقايان كنده شد اما اينها باز از طريق برگزاري نقد هاي قلابي روي بهاييت مسير نا انساني خود را اينك در محيط هاي دانشگاهي و شبه ديني دنبال مي نمايند ودر اين ميان با تمسك بايجاد تفر قه در محيط ايران به زندگي حقيرانه خود ادامه مي دهند و كلي درد سر براي نظام در محيط هاي حقوق بشري فراهم مي نمايند از سايت تابناك در توضيحات و افشاي اين گروه سنتگراي افراطي تشكر مينمايم و با درود بي پايان به حجت ال اسلام جناب سيد عباس علوي
تابناك جان باز هم كه براي اينكه آمار سايت تون رو افزايش بديد از انجمن حجتيه مهدويه هزينه مي كنيد.
اگر شما از روي عناد با اين انجمن رفتار نمي كنيد چرا از درج نظرات كاربران موافق ششمين نظري كه منتشر كرده ايد خود داري ميكنيد!
يادتان هست براي تبليغ بهائيت تصاوير ساختمانهاي آنها را منتشر كرديد خود من 3 تا نظر دادم ولي از ترستان چيزي از نظرات را منتشر نكرديد حالا داريد با هزينه از انجمن و حرفهاي يكجانبه و بدون پاسخ خودتان را بيشتر نشان مي دهيد . اگر خود شما نظراتي را كه مخالفتان هستند منتشر مي كرديد حداقل مي توانستيد مدعي شويد كه اجازه پاسخ دادن دارند. تقوي يادتان نرود برادر !
راستش تا اونجا که من اینارو می شناسم گروهی هستند که معتقدند که با غرق شدن دنیا در فساد مقدمات ظهور فراهم خواهد شد بنابر این تلاش برای رفع ظلم را مقابله با ظهور می دانند. اینها هیچ حرفی از رهسپاری انسان در طول حیات مادی به سوی کمال انسانی ندارند. فلسفه انتظارشان یک روش منفعلانه در مقابل مفاسد است و به انتظار فعال اعتقادی ندارند. منهم دلم می خواد افراد این گروه بیشتر معرفی بشن و راجع به اندیشه هاشون بیشتر گفتگو بشه. مطمئن نیستم اما گروه آموزشی امام صادق بنظرم از طرفداران این اندیشه باشند. شاید نه لزوما همه آنها بلکه عده ای از اینان و شاید همه؟؟؟
انجمن حجتیه تشکیل شده از عقب ماند ه ترین آدم هائی که در خدمت به منافع انگلستان و امریکا هستند . از ابتدای انقلاب کارشان شکار بوده و دست اموزان شبکه های جاسوسی انگلستان در ایرانند .
با سلام
انگار بايد منم متاسف بشم كه نظرمو چاپ نمي كنيد . واقعا در نوشته ي من چه مورد ناشايستي ملاحظه كرديد كه آن را حذف به نا حق نموديد؟!! اون نظر رو چاپ كنيد تا مردن راجع به اون نظر بدن.
ما که نفهمیدیم چی شد اینا بالاخره ضد شیعن یا مبلغ شیعن ؟ متدینن یا بی دینن؟ اصلا کین کجان؟
برخورد دوگانه
اگه افراد سر شناس تو این انجمن ها نبود اونوقت باز برخورد صورت نمی گرفت؟. اقا اگه روششون صهیونستیه چرا برخورد نمیشه.
جانا سخن از زبان ما می گویی.
سایت محترم
بسیار متاسفم که نظر بنده را که شامل هیچ توهینی نیست منتشر نکرده اید.
در نظر بنده فقط یک سوال مطرح شده بود: چرا به انجمن حجتیه اجازه پاسخ گویی به این ادعاها داده نمی شود؟ آیا اخلاق اسلامی این گونه حکم می کند که یک طرفه به قاضی رفته و فقط ادعا و تهمت بشنویم وپاسخ آنها را نشنویم؟!
آیا شما آمادگی دارید که نظرات این گروه را به صورت کامل منتشر کنید؟
چه توقعاتی نکنه انتظار دارین به یک گروه منحرف یک تریبون اختصاص بدن؟! متاسفانه دولت و بقیه دستگاه ها این گروه رو دست کم گرفتن . برای خودشون جلسه میذارن تبلیغ میکنن چرا جلوشون رو نمیگیرن؟!
کاربر محترم
اولا سعی نکنید مظلوم نمایی برای این فرقه انحرافی کنید. دوم اینکه چه کسی گفته اینها اجازه پاسخگویی ندارند؟ سوم اینکه لطفا از اخلاق اسلامی مایه نگذارید چرا که اخلاق اسلامی نزد این فرقه به مسلخ برده شده است. ضمن اینکه اتفاقا طرح این مباحث برای روشن شدن افکار منحط این فرقه است که از هر طریقی و در محافل خود آنها را طرح می کنند و چهارم اینکه اگر این فرقه به جز اباطیلی که می بافند حرفی برای گفتن داشته باشند ما با پاسخ آن را منتشر می کنیم وگرنه ...
سايت ترسو وبزدل تابناك از ترس بسته شدن جرات اعلام اسامي را ندارد
تا وقتی کسی جرمش اثبات نشده اسم بردن جایز نیست ... اگه اسم می بردن مطمئنم خود شما می گفتین چرا اسم بردین ...
افراد زیادی هستند که در ایران این انجمن را گسترش می دهند،که متاسفانه برای مقابله تدبیر خاصی اندیشیده نشده
همه از انها بد مي گويند ولي چرا كسي جرائت نمي كند اسامي سران انها را اعلام كند؟
این حجتیه دیگه چه صیغه-ایه؟ واسه خودتون دین جدید تولید می کنید؟
ميشه چندتا از سرانشون رو نام ببريد؟ اينكه ديگه بازي با آبروي كسي نيست مثلا" روحانيون مبارز اعضاي مشخصي دارند كارگذاران اعضاي مشخصي داره مجاهدين انقلاب اسلامي و غيره خوب اين حجتيه ايها چندتا اسم ندارند؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.