شرط احمقانه بازی، چهار نوجوان را روانه دادسرا کرد
پنجشنبه گذشته دو دختر نوجوان راهی کافهای در شمال تهران شدند تا طبق معمول آخر هفتهها بازی مافیا انجام دهند. نیلوفر و رکسانا، دو دختر 16 ساله بودند که عشق بازی مافیا داشتند اما در آن جمع عجیب و در جریان بازی مافیا، با ماده مخدر گل آشنا شدند.

در این بازی اعضا هربار شرطی برای برنده و بازنده میگذاشتند و اینبار شرط آنها برای بازندگان قاپیدن ۱۰ گوشی تلفن همراه در ۲۴ ساعت بود.
بازی شروع شد و تا پاسی از نیمهشب هم ادامه داشت. در نهایت نیلوفر و رکسانا و دو پسر جوان به نامهای آرمان و سپند که شهروندان بازی بودند، نتوانستند مافیاها را شناسایی کنند و در نهایت بازی را باختند و باید شرط را اجرا میکردند.
ساعت ۱۰ صبح جمعه گذشته بود که آنها دو به دو سوار بر دو موتورسیکلت راهی خیابانهای شمالی پایتخت شدند. در خیابانها پرسه میزدند و درنهایت زن جوانی را دیدند که مشغول صحبت با تلفن آیفون ۱۷ بود. رکسانا و آرمان که سوار یک موتورسیکلت بودند به سمت او رفته و رکسانا دستش را دراز کرد تا گوشی را بقاپد. اما زن جوان مچ دست رکسانا را گرفت و دختر جوان از روی موتورسیکلت به زمین افتاد در همین موقع آرمان نیز تعادلش را از دست داد و او هم به زمین افتاد. نیلوفر و سپند با دیدن این صحنه به کمک آنها آمدند.
زن جوان شروع به داد و فریاد کرد و رهگذران و کسبه به کمکش آمده و هر چهار دختر و پسر نوجوان دستگیر شدند. با اعلام موضوع به پلیس آنها با پروندهای که برایشان تشکیل شده بود، به دادسرای ویژه سرقت فرستاده شدند، اما باتوجه به سن کم آنها، پرونده با قرار عدم صلاحیت به دادسرای اطفال ارجاع شد.
دو دختر و پسر نوجوان کنار هم پشت در شعبه ایستاده بودند تا مأمور بدرقه پروندهشان را بگیرد و آنها را به دادسرای اطفال انتقال دهد. هر چهار نفرشان گریه میکردند. رکسانا در گفتوگویی کوتاه از سرقتشان گفت.
چرا آنقدر گریه میکنید مگر نمیدانستید عاقبت کار خلاف مجازات است؟
اگر پدر و مادرمان بفهمند که به خاطر سرقت بازداشت شدهایم سکته میکنند. ما نمیخواستیم کار به اینجا بکشد. اگر گل نکشیده بودیم این کارها را انجام نمیدادیم.
معتادید؟
جوگیر شدیم، همه در گروه یا گل میکشیدند یا شیشه و ماهم گل را انتخاب کردیم.
یعنی به خاطر گل دست به سرقت زدید؟
به خاطر کشیدن گل عقلمان را از دست داده بودیم. حسی به آدم دست میدهد که کارهای اشتباه را با اینکه میدانی درست نیست انجام میدهی. وقتی بازی مافیا را باختیم و شرط سرقت گذاشتند قبول کردیم. از طرفی جوگیر شده بودیم. نه گفتن را هم که بلد نبودیم. همه اینها دست به دست هم داد تا ما الان اینجا هستیم.
چندبار سرقت کردهاید؟
از شانس و بخت بد این اولین سرقتمان بود. من ریزجثه و لاغر هستم برعکس مالباخته شخصی درشت هیکل بود، طوری دستم را کشید و مرا روی زمین پرتاب کرد که همدستم نیز نقش زمین شد.
میخواستید با گوشی سرقتی چه کنید؟
ما به اینجاها فکر نکرده بودیم. فقط در سرمان عدد ۱۰ میچرخید و اینکه ۱۰ گوشی سرقت کنیم و به کافه ببریم و به سایر اعضای گروه مافیا نشان دهیم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
برای تاثیر گذاری و ادب شدن این نوجوانان حتما نباید از قوه قهریه استفاده کرد. با توجه به شخصیت و شرایط آنها باید تاثیر گذارترین کار رو انتخاب کرد. امیدوارم افراد مسئول بهترین تصمیم رو بگیرند که هم برای این نوجوانان تاثیرگذار باشه و هم در جامعه شاهد بروز چنین مواردی نباشیم.
گول این حرفها رو نخورید و این دزدان کثیف رو به اشد مجازات برسونید. اینا از قبل از هماهنگ کردن اگه گیر افتادن بگن شوخی بوده
قبل از قضاوت یه لیوان آب بخور
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.