آخرین خبرعکس ماهواره‌ای حیرت‌انگیز از رشته‌کوه هیمالیا
3بازدید

وقتی كه ورزش به مسلخ می‎رود

حكايت ورزش و سياست، براي اهالي اين دو عرصه، حكايتي هميشگي و تكراري بوده است. انگار از روزي كه داستان ورزش براي ايرانيان شيرين شد و گفت‎وگوي عوام الناس در اتوبوس و تاكسي ختم به سياست شد،

هم سياسيون به اين انديشه افتادند كه از فراگيري و شهرت‎آفريني ورزش بهره بگيرند و هم ورزشي‎ها در اين انديشه كه از قبل نزديك شدن سياسيون به خودشان، ماهي هم مي‎شود صيد كرد و خوشبخت بود. ديگر بماند كه بر نيل به اين دو مقصود، چه‎ها كه پديد آمد و چه‎ها كه نشد. آن‎چه مقصود اين نوشتار است، يافتن پاسخي براي اين سئوال است كه در نهايت نتيجه ميل طرفين به اين وصلت خير بود يا شر؟ سياه بود يا سفيد؟

پنجره: نگاه به آن‎چه براي ديگران به وقوع پيوسته، نه آن كه هميشه درست و مفيد باشد، اما مي‎تواند دورنمايي از آن‎چه را كه مي‎تواند در ورزش ما رخ دهد، حاصل آورد. سياسي‎ها همه‎جاي دنيا ورزش را دوست دارند. آن را سريع‎ترين راه براي رسيدن به پله‎هاي بالايي شهرت و محبوبيت مي‎دانند و ناديده‎اش نمي‎انگارند. يك‎جا اول ریيس باشگاه مي‎شوند و بعد نخست‎وزير و يك‎جا همین‎که شاهزاده شدند و بر كرسي خلافت يا نيابت خلافت نشستند، ياد فوتبال به سرشان مي‎افتد و رياست فدراسيوني را هم به عهده مي‎گيرند.

خلاصه چندان توفيري ندارد حال و روز ورزش و سياست در كشورهاي توسعه‎يافته و مدرن يا شيخ‎نشين‎هاي سنت‎گرا و بدون ريشه. عروس ورزش همه‎جاي دنيا خواستگارهاي پروپاقرص خودش را دارد كه كفش آهنين به پا كرده‎اند و به ضرب چوب و چماق هم از آن گذشت نمي‎كنند، اما مسأله آن است كه در عموم كشورها اهالي سياست چون از ورزش كام گرفتند، حاضر به قبول ناكامي‎هاي ذاتي آن هم هستند. چون عامل پيروزي‎شان در عرصه قدرت و ثروت ورزش بود حاضر هم بودند كه پاي شكست‎ها و هزينه‎هاي ورزش بايستند. يعني خلاصه رفيق گرمابه و گلستان بودند.
نمونه‎هاي اين طرز تفكر و نوع رفتار هم كم نيست. از ژاك شيراك كه حاضر بود از پلكان هواپيماي حامل تيم شكست خورده فرانسه بالا برود تا سيلويو برلوسكوني كه ميان تمام دردسرهاي سياسي و اخلاقي‎اش، حاضر است پاسخگوي ناكامي‎هاي تيم مطبوعش هم باشد. يك جريان رفت و برگشت و حساب‎گرانه ميان دو عرصه فراگير كه نتيجه‎اش توسعه و پيشرفت ورزش هم بوده است. كنار تمام نتايج ديگري كه براي طرفين حاصل مي‎كرد.

داستان اهالي ورزش و سياست در ايران اما چيز ديگري است؛ در طول تاريخ كم نداشته‎ايم چهره‎هاي علاقه‎مند به قدرت و ثروتي را كه فقط «شهرت» كسر داشتند و به همين منظور پاي به عرصه ورزش گذاشتند، اما چون بادي وزيد و آسمان ابري شد، رخت خود را از اين خانه بيرون كشيده و راه ديگر رفتند. آن‎ها حاضر به پرداخت هزينه‎هاي طبيعي مديريت ورزش نبودند و آن‎چه كه از ظواهر امر برمي‎آيد، فعلا هم رفتاري جز اين نخواهند داشت.

ورزش از نظر آن‎ها مخروبه‎اي است كه نياز به سرپرستي و هدايت‎شان دارد و در واقع آن‎ها جان بركفاني هستند كه بي‎هيچ چشم‎داشتي حاضر شده‎اند تمام اعتبار و آبروي‎شان را براي آباد كردن اين بيابان حراج كنند! اين همان مصيبت بزرگ ورزش كشور است. ورزشي كه ابزار دست سياسيون بوده و يك روز بايد افول و سقوط را تجربه كند و يك روز ديگر تعليق و تحريم. ورزشي كه قرار بود عامل پيوند ميان آدم‎ها باشد و اين روزها عيني‎ترين نماد گسست و اختلاف شده است. ورزشي كه براي به كف آوردن جايگاه‎ها و پايگاه‎هاي مهم آن چپ و راست به هم مي‎زنند و كوچك و بزرگ چشم در چشم هم مي‎ايستند، ورزشي كه حال و احوالش با چنين اوضاع و احوالي حتما بهتر از اين نخواهد شد، حتي اگر ریيسش لباس وزارت به تن كند يا كنار دست ریيس دولت بنشيند

عليرضا دبير

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.