فرهنگ عمومی «6»
آیا ما «تفکر ستیز» و «علم ناپذیر» یم؟
از مهمترین دلایل علم ناپذیری جامعه ایرانی، این است که تفکر در جامعه ایران فردی است و در حوزه علم، تفکر فردی مضر است. رشد و دریافت علمی به فرد منحصر نمیشود؛ یعنی برای رشد علمی، نیازمند معاشرت جمعی هستیم تا به صورت جمعی به سوی تفکر جمعی حرکت کنیم. در فرهنگ عمومی ایرانیان، سهیم کردن و سهیم شدن با دیگران، بسیار سخت است؛ به راستی، دیگر دلایل این علمگریزی ایرانی چیست؟

سرویس اجتماعی ـ یکی از ویژگیهای عمومی جامعه ایرانی، علمناپذیری و عدم شکلگیری تفکر است؛ علمپذیری مسألهای تربیتی و اکتسابی است و یک جامعه باید آن را به دست آورد و این گونه نیست که به صورت ذاتی در جامعهای وجود نداشته و این تقدیر تاریخ بوده که جامعه ای علم ناپذیر و تفکرستیز به فعالیت خود ادامه دهد.
به گزارش «تابناک»، این علمناپذیری و عدم شکلگیری تفکر به عنوان یک معضل در فرهنگ عمومی ایرانیان در بخشی ناشی از تعریفی است که ما از زندگی داریم که در این تعریف، حرکت و برنامهریزی برای آینده نقشی ندارد، زیرا توجه به آینده، ابزاری را با خود میآورد که ضرورتا علم را به میدان میکشد، ولی به دلیل سنن انباشته در فرهنگ عمومی ایرانیان، ما بیشتر در گذشتهها زندگی میکنیم، در حالی که یک جامعه علمی، جامعهای رو به آِینده است.
بنابراین، یکی دیگر از مشکلات ایرانیان در این زمینه، این است که تفکر در جامعه ایران فردی است و در حوزه علم تفکر فردی مضر است. رشد و دریافت علمی به فرد منحصر نمی شود؛ یعنی برای رشد علمی، نیازمند معاشرت جمعی هستیم تا به صورت جمعی به سوی تفکر جمعی حرکت کنیم. در فرهنگ عمومی ایرانیان سهیم کردن و سهیم شدن با دیگران بسیار سخت است؛ در سهیم شدن استنباطی، علمی، کاری و حرکتی.
بنابراین، در جامعه ایران، کار جمعی، پدیدهای نایاب و دشوار است و این شاید در بخشی به دلیل قرنهای حاکمیت نظامهای استبدادی در کشور بوده که فردیت را در تفکر هم حاکم کرده و فرد ایرانی، همواره یک احساس ناامنی در سهیم و شریک کردن دیگران در کارها و دستاوردهای خود داشته است.
پس یکی دیگر از موانع علم گریزی در فرهنگ عمومی ایرانیان، حجم محوری و توجه بیش از اندازه بر کمیت بوده که همواره کیفیت را قربانی خود کرده است و کیست که نداند در شکلگیری تفکر و علم، کمیت و حجم سهمی ناچیز دارد.
از دیگر دلایل ایجاد چنین فرهنگی غرور فردی است، به بیان دیگر، نبود تواضع لازم در کار علمی و پذیرش شناخت علمی. در جامعه ایرانی غرور فردی بسیار نیرومند است و به افراد اجازه حرکت به سوی کار علمی را نمیدهد.
اما شاید یکی از مهمترین دلایل علم ناپذیری جامعه ایرانی این است که افرادی ناآشنا و کم ظرفیت ـ که مرز کار علمی را نمیشناسند ـ وارد کار علمی شدهاند و اجازه نمیدهند علم آن گونه که باید رشد کند. به عبارت دیگر، جامعه ایرانی، فرهنگ علم و جامعه علمی را نداشته است و افزون بر این، ایجاد تحول در جامعه بر پایه یک سیر مرحله ای هیچگاه در کشور ما وجود نداشته و هرازگاهی تحولی مثبت ایجاد شده، اما این تحول چون بر مبنای تفکر، آینده محوری، کار جمعی و تدریجی نبوده، منقطع و ابتر باقی مانده است.
بیگمان این دلایل، تنها بخشی از معضلات فرهنگ عمومی ایرانیان درباره علم و تفکر است؛ اما چه دلایل دیگری ممکن است در این علم ناپذیری و تفکرستیزی در جامعه ای ایرانی باشد؟
به گزارش «تابناک»، این علمناپذیری و عدم شکلگیری تفکر به عنوان یک معضل در فرهنگ عمومی ایرانیان در بخشی ناشی از تعریفی است که ما از زندگی داریم که در این تعریف، حرکت و برنامهریزی برای آینده نقشی ندارد، زیرا توجه به آینده، ابزاری را با خود میآورد که ضرورتا علم را به میدان میکشد، ولی به دلیل سنن انباشته در فرهنگ عمومی ایرانیان، ما بیشتر در گذشتهها زندگی میکنیم، در حالی که یک جامعه علمی، جامعهای رو به آِینده است.
بنابراین، یکی دیگر از مشکلات ایرانیان در این زمینه، این است که تفکر در جامعه ایران فردی است و در حوزه علم تفکر فردی مضر است. رشد و دریافت علمی به فرد منحصر نمی شود؛ یعنی برای رشد علمی، نیازمند معاشرت جمعی هستیم تا به صورت جمعی به سوی تفکر جمعی حرکت کنیم. در فرهنگ عمومی ایرانیان سهیم کردن و سهیم شدن با دیگران بسیار سخت است؛ در سهیم شدن استنباطی، علمی، کاری و حرکتی.
بنابراین، در جامعه ایران، کار جمعی، پدیدهای نایاب و دشوار است و این شاید در بخشی به دلیل قرنهای حاکمیت نظامهای استبدادی در کشور بوده که فردیت را در تفکر هم حاکم کرده و فرد ایرانی، همواره یک احساس ناامنی در سهیم و شریک کردن دیگران در کارها و دستاوردهای خود داشته است.
پس یکی دیگر از موانع علم گریزی در فرهنگ عمومی ایرانیان، حجم محوری و توجه بیش از اندازه بر کمیت بوده که همواره کیفیت را قربانی خود کرده است و کیست که نداند در شکلگیری تفکر و علم، کمیت و حجم سهمی ناچیز دارد.
از دیگر دلایل ایجاد چنین فرهنگی غرور فردی است، به بیان دیگر، نبود تواضع لازم در کار علمی و پذیرش شناخت علمی. در جامعه ایرانی غرور فردی بسیار نیرومند است و به افراد اجازه حرکت به سوی کار علمی را نمیدهد.
اما شاید یکی از مهمترین دلایل علم ناپذیری جامعه ایرانی این است که افرادی ناآشنا و کم ظرفیت ـ که مرز کار علمی را نمیشناسند ـ وارد کار علمی شدهاند و اجازه نمیدهند علم آن گونه که باید رشد کند. به عبارت دیگر، جامعه ایرانی، فرهنگ علم و جامعه علمی را نداشته است و افزون بر این، ایجاد تحول در جامعه بر پایه یک سیر مرحله ای هیچگاه در کشور ما وجود نداشته و هرازگاهی تحولی مثبت ایجاد شده، اما این تحول چون بر مبنای تفکر، آینده محوری، کار جمعی و تدریجی نبوده، منقطع و ابتر باقی مانده است.
بیگمان این دلایل، تنها بخشی از معضلات فرهنگ عمومی ایرانیان درباره علم و تفکر است؛ اما چه دلایل دیگری ممکن است در این علم ناپذیری و تفکرستیزی در جامعه ای ایرانی باشد؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
عجبی یکی پیدا شد به جای گفتن عبارات هجو مانند : ملت غیور ، بهترین ها در دنیا و ... یه کم هم از ما ایرانیان انتقاد کرد ؟ واقعا ممنون .
ریشه در عدم کنترل و سند درازمدت توسعه دارد.
با امدن مدیر قانون می اید و با رفتن قانون مدیریت و امور معلق میشود و 2-1.5 سال بقا می یابند. عمدتا.
یک کار تکراری 5 سال تکرار و اکنون نیز مجدد دارد تکرار میشود.
یک نفر نیست بگوید چرا 5 سال تکراری میکنی و درجا می زنی؟
آقای ناشناس، اقلآ از رای منفی دیگران به خودت خجالت بکش.
خیلی خوب مختصر و مفید اشاره کردی . این مشکل انقدر در فرهنگ ما ایرانیها ریشه دارد که حتی وقتی به خارج از کشورهم برای ادامه تحصیل می ایی با ان درگیری تا از وجودت پاکش کنی . خیلی دردناکه! و حل این مشکل ایجاد یک بستر مناسب فکری در خانواده و اجتماع ایرانه . خانواده....چه کلمه غریبی !! یاد یک مرد معتاد... شاید بیکار...شاید بدبخت...شاید هم معمولی افتادم با یک مادر از خودراضی...بیمار...بی مسئولیت.... شایدم معمولی ویک فرزند ...از درس فراری...درگیر دعواهای پدرومادر با چشمانی نگران....منتظر روزهای تعطیل...با مدرسه و حیاط کوچک...شایدم معمولی!!!ایا جایی برای ارائه صورت این مسئله هست که به حل ان پرداخت؟؟؟!!!!
این سوالات را طرح نکنید ورها کنید چون تازه کار لوث می شود جادارد نظرات این عزیزان جمع بندی وهم برای مسولان فرستاده شود وهم چنین روی هر قسمت از آنها پی در پی کار شود واز کسانی که حرف قابل توجهی زده اند خواسته شود نظرات خود را مشروح نوشته وپیشنهاد ارایه کنند وگر نه نمک بر زخم ملت پاشیدن است درد گفتن نیمی از هنرست اما مشروط به بیان راه درمان .
رسانه ملی را خوب آمدی!! ممکنه بفرمایید این رسانه به قول شما "ملی"!! پس از انتخابات اخیر چگونه عمل کرد!!؟؟ آنجایی که در ده کوره های اروپا و آمریکا شلوغی ها را دیدند و در پایتخت کشور از خیابان صدای تظاهرات بلند بود و از رسانه به قول شما "ملی" ترانه گل و بلبل!!! (و البته جزیی ترین مشکلات مردم آمریکا و...)!
باز هم بگویم یا قانع شدید!؟!؟!؟
اینجانب با تحصیلات عالیه عضوی از این ملتم! کودکان کار و متکدیان سر گذرها (که به قول یک مقام مسئول سازماندهی شده هستند) هم عموما عضو همین ملتند. کی و کجا این رسانه به قول شما "ملی" مشکلات ازدواج، بیکاری و ... جوانان تحصیلکرده و یا همان متدیان سر گذر را تا رسیدن به نتیجه ملموس پیگیری کرد!؟!؟!؟؟؟ جز مشتی سریال سریالی!! که یا مثلا طنز (به واقع هجو) یا درام (و بواقع عذا) یا ... به خورد ملت میدهند، در پایان هم طی جشنی اضافه بر حقوق فضایی بازیگرانشان، از آنها تقدیر و تشکر کرده و برای خود کف می زنند و نوشابه باز میکنند!!
خواهشمندم کمی واقع بین تر باشید تا جوانان تحصیلکرده این مرز و بوم را از روی بیکاری به پاسخ نکشانید!!! متشکرم.
به هیچ عنوان این مطالب را که ناشی از یک ذهن بیمار و مالیخولیایی است قبول ندارم !! به نظر شخص نویسنده لیاقت این رسانه را ندارد!
ناشناس، دقیقآ ذهن بیمار و مالیخولیایی را خودت داری و انگار متوجه آن نیستی! نویسنده ای که با شجاعت مطالب خودش را گفته، نالایق میدانی؟ شرم بر تو.
بنده هم بخشی از حرفهای نویسنده را قبول ندارم ولی توهین کار صحیحی نیست
با سلام
ما زمانی دانشجوی مقطع کارشنای بودیم والان ارشد.اون چیزی که من در این مدت به وفور دیدم نه علم ستیزی بود و نه تفکر آن.اون مطلب سرمایه اندوزی بود.
وقتی یک استاد بیشتر زمانشو برای بدست آوذدن پول صرف میکنه،کی میتونه هدف اصلیشو دنبال کنه!!!
مديران ارشد دولتي، عليرغم ادعاي ظاهري، هيچ عقيدهاي به پژوهش ندارند. اينجانب با بیش از 20 سال كار سطح بالاي پژوهشي و عليرغم عشق و علاقه به كشور، هر روز از اين كه تاكنون مهاجرت نكردهام تا در يك مركز پژوهشي خارجي كار كنم، احساس شكست خوردگي ميكنم، چون مسئولان اين كشور حتي برنامهريزي عادي هم بلد نيستند، واي به حال سياستهاي پژوهشي. پژوهشگران خوب در اين كشور به هرز ميرند و عمر آنها تلف ميشود. ما آرزو داريم كارهاي ماندگار و خوب براي كشور انجام دهيم، ولي به طور سيستماتيك اجازه كار نميدهند و حتي كارهاي خوب انجام شده را به نابودي ميكشند.
برخی مشكلات جدي و اساسي به شرح زير است:
1- مديران مراكز پژوهشي در کشورهای خارجي از درون مجموعههاي خودشان ارتقا مييابند و با همه مسائل در آن سازمان آشنا هستند، اما در ايران توسط سياستمداران و از خارج مجموعهها منتصب ميشوند. این مدیران نیز پس از چند سال كه كمي آشنايي و دلسوزي پيدا ميكنند، عوض ميشوند. ضمناً هميشه گوش به فرمان تصميمات بالاييها هستند و هيچگونه مقاومتي در برابر تصميمات اشتباه نميكنند، زيرا پست مديريت را بيشتر از منافع سازماني و ملی دوست دارند.
2- مديران اين كشور واقعاً هيچ علاقه و اعتقادي به علم و پژوهش ندارند. از جمله به دلايلي كه شما در مقاله نوشتهايد. آنها علو . تحقیقات جدی را تنها مزاحم می دانند، چون با خیلی از برنامه های آنها تناقض پیدا می کند. عدم باور و علاقه مردم به علم نیز به همین دلیل است. اگر مدیران ارشد کشور و مسئولین اجرایی به علم و پژوهش اعتقاد داشتند و در عمل از آن بهره می بردند، مردم نیز به این اعتقاد می رسیدند.
3- هر روز يك برنامه تنشآور جديد براي مراكز پژوهشي وضع ميشود. يك روز دستور می دهند که این مراکز بايد به شهرستانها منتقل بشوند، هر روز شكل بودجهها را تغيير ميدهند، جلوي استخدام در این مراكز را گرفته اند كه طبعاً امكان توسعه را از بين ميبرد و مؤسسات پژوهشي را با ركود مواجه ميكند، یک روز مقاله ISI افتخار است، یک روز ممنوع می شود.
4- یک مشكل بزرگ، كه نشانی از ملوكالطوايفي در اين كشور است، اين است كه مديران رده بالاي دولتي به علت مشكلات شخصي كه با يكديگر دارند، با ايجاد موانع، نتايج كارهاي پژوهشي را به خاطر دشمني با يكديگر از بين ميبرند (حتي پس از تصويب كامل كار). هزار مانع جلوي پژوهشگران بيچاره ميگذارند تا مشكل شخصي خود با يك مدير ديگر را حل كرده و روي او را كم كنند. مقامات بالاتر نيز از اين موضوع ميگذرند، چون هر مديري پسرخاله و خواهرزاده يك نفر ديگر است و وزرا يا مقامات ديگر ترجيح ميدهند دخالت نكنند.
اینها تنها گوشه ای از مشکلات پژوهش در این کشور است. لطفاً یک فراخوان بدهید تا پژوهشگران، مشکلات خود را ارسال کنند (البته باید نگران آن افراد ناآشنا و کم ظرفیت هم بود) تا ببینید در چه وضع بدی هستیم.
با سلام و تقدير از اينكه چنين موضوعي را مطرح كرده ايد ، و اين يك حقيقت است كه جامعة ايراني زياد علم پذير نيست ، اما علت اين علم ناپذيري همچنين راههاي برون شد از اين حالت چيست و چگونه مي توان يك جامعه را علم پذير نمود خود بحث مفصلي است . من در كتابي بنام « نجدين » يا « راه حق و باطل » اين موضوع را بر رسي نموده ام و چون بحث مفصلي است نمي توان در اين مختصر بيان نمود ، اين كتاب در شرف پايان مراحل چاپ بوده و بزودي منتشر خواهد شد ، ضمناً آقاياني كه از طرح اينگونه مطالب تحقير ملت ايران را برداشت مي كنند بايد واقع نگر بوده و با چنين شعار هاي الكي مانع پيشرفت يك ملت نشوند ، خداوند كساني را كه علم و دانش را دوست داشته و در جهت اشاعة آن مي كوشند موفق گرداند .
خاک تو سر علم زده تون!!
خجالت نمیکشید اینطور حرف میزنید؟!
یک پیشنهاد :
همین تیتر خبری را برای چند روز به عنوان تیتر اول نگه دارید تا برگواران علم و دانش از تعطیلات برگردند و نظر دهند شاید برآیند نظرات قابل ارائه به مراکز تصمیم گیری باشد و اقدامی جدی در این خصوص صورت بگیرد. با متهم کردن همدیگر به جایی نمیرسیم
یک نگاهی به شاخصهای علمی و اقتصاد علمی داشته باشیم میبینیم که ایران در خصوص مقالات رتبه خوبی دارد ولی این مقاله برای کجا و با چه هدفی تولید میشود، بلاشک اگر هدف ارتقای کشور باشد سایر شاخصهای علمی مخصوصا شاخصهای اقتصادی علم و دانش در کشور رشد میکند در حالی که چنین نیست و ایران در سایر شاخصها عملکرد قابل قبول و یا حداقل متناسب با مقالات ندارد
یک نگاهی به شاخصهای علمی و اقتصاد علمی داشته باشیم میبینیم که ایران در خصوص مقالات رتبه خوبی دارد ولی این مقاله برای کجا و با چه هدفی تولید میشود، بلاشک اگر هدف ارتقای کشور باشد سایر شاخصهای علمی مخصوصا شاخصهای اقتصادی علم و دانش در کشور رشد میکند در حالی که چنین نیست و ایران در سایر شاخصها عملکرد قابل قبول و یا حداقل متناسب با مقالات ندارد
با سلام،
مطلب به جا و حقیقتی غیر قابل انکار است.من دو علت دیگر به جز مطالب بالا و نظرات دوستان عرض میکنم یکی ضعف دانشگاهها و به طور کل سیستم آموزشی کشور در ترویج کار گروهی و اهمیت دادن به کارهای علمی انجام شده(به لحاظ بار علمی) و دومی استفاده ابزاری دولت و دستگاههای دولتی از عنوان کارهای علمی و پژوهشی(به جای توجه به کیفیت بیشتر به کمیت و تعداد پروژه ها و بودجه صرف شده توجه میشود و محور ارزیابی سازمانهاست و به عنوان پرستیژ بهره می برند) در خاتمه پیشنهاد میکنم جهت شناسایی بیشتر عوامل و دلایل تحقیقی انجام شود
تشکر
بنام خدا
اولین مسئله اینکه بسیاری از مشکلات جامعه ما از ضعف در آموزش و پرورش سرچشمه میگیرد. زیرا تمام این آموزشها باید در مدارس و توسط معلمان مجرب به دانش آموزان آموزش داده شود و آن بخش بودجه کشور که متاسفانه در بخشهای تبلیغات هزینه می شود باید به سمت آموزش و پرورش هدایت شود. مسیله دوم نبود سیستم نظارتی سالم و مقتدر در حوزه های مختلف از جمله حوزه علم و فناوری است. من به جرات می توانم بگویم که کشور ما در مقایسه با کشورهای پیشرفته، در زمینه نظارت بسیار ضعیف عمل می کند و عملکرد هیچ محققی در حوزه علم و فناوری با معیارهای واقعی سنجیده نمی شود. من به عنوان یک عضو هیات علمی دانشگاه با 15 سال سابقه کار، بسیار مشتاق هستم که عملکرد 15 ساله اینجانب توسط یک گروه تخصصی زبده مورد بررسی قرار گیرد اما متاسفانه چنین خبری نیست. فقط در اینجا وجدان کاری بنده است که مرا وادار به فعالیت میکند و گرنه می توانم با حداقل تلاش 15 سال آینده خود را نیز سپری کنم بدون اینکه آب از آب تکان بخورد. ضمنا در این حالت بامشکلات کمتری مواجه خواهم بود و کسی هم به من کاری نخواهد داشت. در کشورهای پیشرفته رمز بقاء یک محقق، تلاش بی وقفه و کار گروهی است و کسی که نتواند تلاش کند و خلاقیت نداشته باشد بدون هیچ ملاحظه ای به سرعت حذف می شود.
وقتي دانشجويان و افراد مي بينند پستهاي بالاي كشور و سمتهاي رسمي اجرايي و... شايستگان بر راس امور نيستند و افرادي با نسبت سببي يا نسبي و فاميل بازي و قبيله گرايي و ... بر راس كار هستند و... وقتي يك جوان 28 ساله به صرف اينكه در ستاد انتخاباتي يك كانديداي رياست جمهوري بوده است به سمت مديرعامل يكي از بزرگترين شركتهاي خودروسازي كشور و خاورميانه مي رسد... تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل..!
در كشوري كه اقتصادش دلالي و رانتي است و يك نفر كم سواد با استفاده از رانت و دلالي و ... مي تواند به ثروتهاي هنگفت دست يابد علم روز به روز كم ارزشتر مي شود. وقتي نخبگان و جوانان مي بينند مغزها و افراد ممتاز حمايت نمي شوند و با پيشنهادهاي وسوسه انگيز و خوب به خارج از كشور مي روند معلوم است كه ارزش علم پايين و پايين تر مي آيد.
به من اکثر دانشجویان تفکرشان بر این مبنا است که مدرکی بگیرند که بتوانند به درامدی برسند در صورتی که دانشجو نباید صرفا با کلاسهای دانشکده ارضاع شود باید خود در ارتباط رشته اش مطا لعه داشته باشد البته شاید این مو ضوع در فکر قشری از جوانان ما دور میزند که میبینند که در این جامعه چطور یک عده به راحتی به ثروت میرسند .
حقیقاتا درست است. متاسفانه استاد دانشگاه در ایران دانشجوی دکترا را به صورت مقاله می بیند. چون استاد با داشتن مقالات بیشتر رتبه بالاتر و حقوق بیشتر دریافت می کند. از طرفی دانشجوی دکترا برای فارغ التحصیلی باید مقاله بدهد. پس عملا استاد هیچ کاری در جهت کمک به دانشجو انجام ندهد خود به خود مقاله برای او به دست می اید چون برای دانشجو اجبار است. در چنین شرایطس چکونه می توان همکاری علمی را توجیه کرد وقتی هر دانشجویی دارد آب به آسیاب استاد می ریزد. چرا استاد دیگر خود را در گیر داشتن شریک در نتایج تحقیقاتی کند؟
مشکل اصلی پول هستش. وقتیکه یک دلال زندگیش از یک پژوهشگر بهترباشه انگیزهای پژوهشی ازبین میره.
کل بودجه تحقیق وپژوهش ایران: ۰/۶ درصد تولید ناخالص ملی
کل بودجه تحقیق وپژوهش ژاپن: ۳/۶ درصد تولید ناخالص ملی
البته این هم از یاد نره که تولید ناخالص ملی ژاپن پانزده برابر تولید ناخالص ملی ایرانست.
نتیجه: اقتصاد ژاپن باسرمایه گذاری درتحقیق وپژوهش میچرخد واقتصاد ایران هنوز هم نفتی وراکت ومانده چون ایران فروشنده تکنولوژی نیست.
تا بوده وهست اینچنین خواهد بود .جوش نزنید علم در ایران در کتابفروشی های جلوی دانشگله تهران است ،هرنوع تز وگزارش علمی با قیمت های متفاوت موجود است.
راه حل اینه که مسئول امر بیاد و همین کامنتها رو که بعضا به اندازه یک کتاب ارزش دارند، به عنوان یک گزارش و سند استفاده کنه.
راه حل اینه که مسئول امر بیاد و همین کامنتها رو که بعضا به اندازه یک کتاب ارزش دارند، به عنوان یک گزارش و سند استفاده کنه.
نمي خواهم حالا نظرم را راجع به ادعاي نويسنده بيان كنم زيرا فكر ميكنم موضوع خيلي نپخته مطرح شد.
براي بلوغ آن نياز است كه نويسنده محترم براي طرح موضوع قدري بيشتر بر روي آن كار كرده و دلايل هريك از ادعاهاي مطرح شده در متن را ارائه كند.
آفت اول از سوي جامعه در برخورد با چنين ادعاهائي سياسي كردن آن و آفت دوم پاسخ هاي عوامانه است.
تقاضا دارم مجددا طرح موضوع نمائيد و در مرتبه بعد قدري مستدل تر ادعا را مطرح نمائيد تا بر روي آن فكر كنم.
متشكرم.
تمام مطالبي كه عنوان كرديد مسئولين كشور اول بايد رعايت كنند.
تابي جان جمله اي كه گفتي درست زدي به هدف دليل اصلي غرور فردي و تعصب بيجاي ماست.
و دليل بعدي و از همه مهمتر فرهنگ . فرهنگ .فرهنگ .
امام راحل ره در اوايل انقلاب فرمود اگر فرهنگ اصلاح شود جامعه درست ميشود.
يه نگاهي به خيابانهاي پايتخت بندازين. هر روز كه از خيابان ها ميگذريم در جوي آب پر از آشغال و بوي زباله هست.
بنده دانشجوی دکتری هستم و با یکی از دانشگاه ها بصورت حق التدریس همکاری می کنم یک جلسه بخاطر نداشتن پول کرایه ماشین در کلاس حاضر نشدم. بدبخت ترین قشر در جامعه ما دانشجویان دکتری هستند؛
1- سنشون بالا رفته و دانشگاه ها هم بورسیه نمی کنند یا فرایند بورس شدن انقدر زیاد و طاقت فرسا است که ....
2- انتظارات از آنها زیاده، خانواده، جامعه، دانشگاه
3- 4 سال گزینش می شند به خاطر ماهی 700 هزار
4- باید حمالی اساتید را بکنند
5- باید پاچه خواری یاد بگیرند
6- و در کنار این ها هم درس بخونند هم تدریس کنند
قضاوت با شما
منم فارق التحصيل كارشناسي ارشد مهندسي مكانيك هستم. به نظر من دكتري خوندن تو ايران چيزي جز اتلاف وقت نيست. چرا كه من پنج سال زندگي مو بايد بزارم ذهنم را بشدت درگير كنم و اخرش هم هيچ سرمايه جز چندتا مقاله اي اس اي با بازار كاري نامعلوم فارق بشم. چه كاري آخه! ميرم سر كار تجربه كاري هم پيدا ميكنم بعد 5 سال هم لااقل 50 ميليون سرمايه دارم. تابناك لطفا نظر من رو انتشار بده.
منم دانشجوي دكتري هستم و با نظرات شما موافق!
مقاله بجایی بود. اما باید موضوع را بیشتر بشکافید. از نظرات خوانندگان می توان فهمید که به دو وجه موضوع توجه داشته اند. یکی چرا تحقیقات علمی به نتایج چشمگیری نمی رسد؟ دوم این که چرا فرهنگ عمومی ما علم ستیز است؟ در جواب سوال دوم باید بگویم که مردم ما به عالم خیلی بیشتر از علم احترام می گذارند. مثلا پزشکان مورد احترامند اما خیلی ها سرخود دارو مصرف می کنند. در رانندگی علم می گوید با توجه به سرعت باید از ماشین جلویی فاصله گرفت اما با وجودی که این موضوع اهمیت حیاتی دارد این فاصله به هیچ وجه رعایت نمی شود. گویی اعتقادی به آن وجود ندارد. کلا رفتار رانندگی ما نشان می دهد که از نظر فرهنگ علمی پایین هستیم. در تولیدات صنعتی، ساختمان سازی، و تجارت استانداردها را فدای سود شخصی می کنیم. از همه بدتر نوع آموزش ماست که برپایه محفوظات و آمادگی برای امتحانهای ورودی است. کمتر به دانش آموز یا دانشجو فرصت تعمق در مسائل، اکتشاف و تفکر انتقادی را می دهیم و ...
من فكر مي كنم ريشه مشكل در علم ناپذيري جامعه ايراني نيست بلكه در نداشتن مكانيزم و سيستمي است كه بتوانيم ارزش عالمان و صاحبان تفكر را ارج نهيم در جامعه اي كه نخبگانش زنداني و يا فراري مي شوند در جامعه اي كه نخبگان و شايستگان زير دست نابخردان قرار ميگيرند چگونه مي توان انتظار توليد علم و دانش داشت . خودتان قضاوت كنيد آيا 300 نماينده اي كه در مجلس داريم چه اندازه صاحب تفكر و علم و تجربه هستند آيا مي توان افتخار كرد كه مجلسي نخبه داريم جواب منفي است خارج از جناح بنديهاي سياسي آيا مكانيزمي كه بتواند نخبگان جامعه را براي انتخاب شدن عرضه كند داريم اگر نداريم وظيفه كيست كه اصلاح كند آيا مي توان بعد از 33 سال به حاكميت موجود اطمينان داشت كه ساختار را به گونه اي تغيير دهد كه نخبگان و شايستگان در معرض انتخاب مردم قرار گيرند
یک مورچه به خودی خود فاقد تفکر ، هوش و استدلال است و بنا براین باید کلنی مورچه ها از هم بپاشداما برخلاف این موضوع کلنی مورچه ها به شدت هوشمندانه عمل می کند و این را توی پل زدن بین برگ ها ، ساخت خاکریز در برابر سیل ، انواع همزیستی های مناسب می توان دید. در انسان ها هوش افراد با صفت خودخواهی آلوده می شود و همین عامل باعث پدید آمدن کلنی هایی می شود که دارای اجزاء هوشمند است اما خود آن کلنی هوشمندانه رفتار نمی کند. پس باید گفت غرور و خود خواهی عامل تباهی جامعه ایرانی است و تا مادامی که از این دو صفت فاصله نگرفتیم با جامعه ای خردسال طرف هستیم نه خرد سالار.
برو خرقه بسوزان درویش!
نظرت خوب بود ولی اول خودت خاکی ورند باش بعد برو منبر
در کشور ما علم معنای متفاوتی با دنیا دارد .وقتی میگویند امام صادق 4000 شاگرد سطح بالا داشته است , بالاترین انها کسی بوده که 20000 حدیث "حفظ" کرده است .
در حالیکه منشع علوم در کشور ایران بوده , نخبگان ایران در کشورهای دیگر برجسته ترین افراد هستند . شما هر مشکلی که در کشور میبینید تماما به رفتار مسئولین کشور بر میگردد
من خارج از ایران مدتی تحصیل کردم و نظام آموزشی آموزش محور رو تجربه کردم در ایران نظام آموزشی امتحان محور هست .
آیا می توانید تصور کنید که استادی روز امتحان به شما دو هفته دیگه برای امتحان و آماده شدن فرصت بده !
این حرف که خیلی عجیبه در دانشگاه یاگیلونیان لهستان انجام میشه و امتحان به دست استاد هست و نه آموزش
البته استاد هم از این قدرت سو استفاده نمیکنه و نمره مجانی نمیده
حالا ایران رو آموزش محور کنید !
درتحقیقات علمی مقدس شمردن هرچیزی قدم اول محقق را تبدیل به قدم آخرمیکندچون حق اطهارنظردرموردآن راندارداگرهم نظرداشته باشد بایدمثل نظرقبلی باشد وگرنه ازخط قرمزخارج ومرتد می شود دوم اینک محفوضات ونظریه های علمی دیگران را به مغزما می ریزندبع میگن تحویل بدیدپس این تولید علم نیست بله ما مصرف کننده علم هستیم هیچ وقت نمیگیم برونظری بهتراز ارسطو یا افلاطون را تحقیق وپیدا کن میگیم بهتراز نظر آنه نمیتونه نظریه ای وجودداشته باشه این یعنی بایکوت پیشرفت علم ودانش
نفرمودين اين افاضات محيرالعقول از كدام؟؟؟؟؟؟متفكري هست؟
ازهمان عددی که برای شناسائی خودت بکاربردی معلومه درچه حال وهوائی سیرمیکنی
خیلی بی شعوری تابناک ! خیلی
آرش، درود بر تو. حرفت کاملآ درست است. امیدوارم آن آقای ناشناس حد اقل از رای منفی مردم بخودش خجالت بکشد.
بی شعور کسی است که نمی خواد حتی صحبت های مخالف نظرش را بشنود! با این نحوه گفتارت به صدق مقاله فوق ایمان آوردم!
شاید در بخشی به دلیل قرن های حاکمیت نظام های استبدادی در کشور بوده که فردیت را در تفکر هم حاکم کرده ...
یه ذره فکر کنین !!!
این مطلب به هیچ عنوان صحت ندارد!! نشر اکاذیب نکن تابی جون ! فیلتر می شی ها! کی گفته جامعه ایرانی «تفکر ستیز» و «علم ناپذیر» است ؟!! به هیچ وجه اینطور نیست!
ناشناس جان، معلومه خیلی جوانی و در عالم خواب و خیال هستی!! واقع بین باش.
مرحله اول : دانشجو دكتري براي تز دكتري كار ميكند مقاله به اسم استاد است پس نيازي نيست كه استاد براي تز دانشجو وقت بگذارد و نيازي نيست كه استاد خودش را به روز كند. دوددوتا كردن هم همين را ميگويد.
مرحله 2: استاد از تز دانشجو سر در نمياورد و فقط سر جلسات چند سوال ...
مرحله 3 : تنها هدف براي دانشجو چاپ مقاله است به هر نحوي كه شد شد
اين مقاله اگر براي ژورنالهاي خارجي باشد امتياز بيشتر است.
پس عملا علم توليدي براي كشور ثروت توليد نميكند.
در مورد طرح و پروژه هاي پژوهشي غير دانشجويي هم اولين معيار روابط و آخرين معيار پول طرح و پروژه ميباشد
سلام خواستم اگر اين مطلبي را كه نوشته ام به دردتان خورد در سايت قررا داده شود و اگر نه در قسمت نظر بينندگان قرار گيرد
شخصيت ايراني در پيچ و خم علوم انساني
شخصيت ايراني از لحاظ تربيتي داري مشكل است و درست تربيت نشده است . شايد بتوان اذعان داشت سطح تحصيلات در جامعه ايران بالا رفته است اما اين امر د رحوزه آموزش قرار دارد و حوزه آموزش فقط ارائه يك سري دروس و مطالب در قالب نوشته به فرد است .
زماني مي توان اذعان داشت جامعه ايراني رو به تعالي و پيشرفت نهاده است كه نتيجه هاي اموزش به فرد ايراني در قالب شخصيتي او منجر به تربيت و پرورش گردد كه اين امر تنها برعهده آموزش پرورش يا دولت نيست .
جامعه ايراني جامعه اي عقب مانده از لحاظ توسعه علوم انساني است .
شايد كشور ما در راه علوم طبيعي و پزشكي و مهندسي پيشرفت هايي كرده باشد مثلا سلول هاي بنبادي را در راه تشخيص و درمان بيماري ها به كار برده است يا در حوزه پرتاب ماهواره يا انرژي هسته اي رشد داشته است اما د رحوزه علوم انساني پيشرفتي نداشته ايم براي همين هم هست كه يك مهندس يا دكتر داراي ارزشي بالا در جامعه است اما يك جامعه شناس يا روان شناس و يا نويسنده و ... د رجامعه ايراني اصلا شناخته نمي شود چون جامعه ايراني به ظاهر اهميت مي دهد هيچ گاه به خود زحمت ژرفنگري را نمي دهد
اگر ايران مي خواهد پيشرفت كند و جامعه راه تعالي را در پيش بگيرد راهش تحول و تحريك حوزه علوم انساني است و اين حوزه اي است كه متاسفانه ما نه مرد استخوان داري داريم و نه توان ورود به ا/ن را . شايد در اين حوزه 300 سالي از كشوري مثل المان يا فرانسه عقب تريم.
براي ورود به حوه علو انساني و تربيت نظريه پردازاني كه صاحب نظريه باشند جامعه ايران دو مشكل دارد:
يكي اين كه جامعه ايراني هنوز به اين ضرورت نرسيده است كه پيشرفت جامعه در گرو مهندس و پزشك و كارگر ماهر نيست بلكه جامعه ايران انسان هاي تربيت شده اي لازم دارد كه به مرور زمان قشري را به و جود اورند كه توان تفكر داشته باشند حوزه مديريت كشور با تفكر و انديشه هاي انها اداره شود
در يك كلام نيازمند تربيت يك قشر افراد فرهيخته در جامعه هستيم كه جامعه تحمل پذيرش انها را داشته باشد .
دومين مشكل جامعه ايران اين است كه نقد و نقد پذيري چه در حوزه خواص و چه در حوزه عوام جامعه بسيار ضعيف است يا اصلا اين فرهنگ با خيلي چيز ها اشتباه گرفته مي شود
حوزه هاي آموزش پرورش بخصوص در سطوح ابتدايي و راهنمايي بايد از سوي آگاه ترين و با سواد ترين و سيرترين افراد اداره شوند تعاريف جديدي از كاركرد مساجد خانواده و محيط اموزشي و پرورشي فرد ايراني ارائه شود
روحيه نقد و نقد پذيري در جامع ايران در طي چند نسل تمرين شود شايد بتوان به رگه هايي از ان دست يافت
و دست آخر اين كه ازانجا كه پيشرفت در حوزه علوم انساني بسيار دشوار است و هزينه هاي زيادي مي طلبد بسياري از كشور ها و جوامع حوصله قدم گذاشتن در اين حوزه را ندارند و بيشتر راغب به پيشرفت در علوم طبيعي و پزشكي و مهندسي هستند .و از سوي ديگر كشورهاي قدرتمند و پيشرو در اين حوزه در خوش بينانه ترين حالت اجازه پشيرفت در حوزه علوم انساني را به كشورهاي عقب مانده اي همچون ايران را نمي دهند چون استقلال و پيشرفت اصلي كشور ها در پيشرفت در حوزه علوم انساني است.
مهجوريت علوم انساني كه از بي استعداد ترين ها و گرسنه ترين افراد ايران تشكيل شده است مجال پيشرفت را به ايران نمي دهد و متاسفانه استعدادهاي ناب كشور در حوزه هاي پزشكي و مهندسي و كارگران يقه سفيدي به كار مي رود كه نهايت تاثيرشان نجات تعدادي بيمار يا فرستادن يك انسان به فضا است ولي هيچ گاه توانايي رهايي روح و تفكرو ذهن و انديشه انسان ايراني را ندارند و شخصيت ايراني همچنان در زير بار انباشت سنت هاي تاريخي خود مدفون مي شود .
در نهايت اين كه عدم وجود متخصص به معناي اخص كلمه در حوز علوم انساني جامعه ايراني را به سمتي سوق داده است كه هر كسي (همانند خود من) به خود اجازه مي دهد در اين حوزه اظهار نظر كند براي همين هم هست از سبزي فروش سر كوچه تا راننده و بقال و دانشجوي پزشكي و مهندسي و ... به خود اجازه مي دهند در مورد همه مسائل اجتماعي ايران اظهار نظر كنند مسائل سياسي مسائل اقتصادي مسائل روانشناختي مسائل جامعه شناسي و... حوزه هايي هستند كه حتي به اندازه انگشتان يك دست انديشمند نداريم كه صاحب ايده مقاله بين المللي و يا نظريه بين امللي باشد
ديگر نبايد در نقد و انتقاد تنها سيستم هاي سياسي حاكم بر جامعه ايران را هدف قرار داده بلكه منصفانه تر ان است كه هم سيستم سياسي حاكم بر جامعه و هم خود جامعه ايراني مورد نقد قرار گيرد و از اكنون از خودمان شروع كنيم .
ضمن تاييد نظرات آقا پيمان، ميخواستم اين حرفها را به نظرم تكميل كنم.
به نظر من مطلب اصلي از سوي بازتاب تمايزي بين علوم تجربي و فني و علوم انساني قائل نشده.
اگر بپذيريم كه يكي از هدفهاي اصلي هر علمي ايجاد يا شناسايي نظم در موضوع مورد بررسي است. بنابراين بايد همانطور كه آقا پيمان گفت، بين كاميابي علوم تجربي و فني در ايران و علوم انساني در ايران تمايز قائل شويم. شايد از يك نگاه كه خشنود كننده هم نيست، بايد قبول كنيم كه علوم انساني در ايران نتوانستهاند موفق باشند كه يكي از دلايل اصلي آن نگاه بچهيتيمي به آنهاست. تقويت و توجه به علوم انساني، يعني كمك كنيم كه ذهنيت ايراني با مفهوم نظم آشنا شود و در اين صورت هوشي كه مدعي هستيم بالاتر از متوسط دنياست، در مسيري منظم به دستاوردهايي بزرگ دست خواهد يافت.
نظم ذهني و رفتاري مهمترين مشكل جامعه ايران است.
نمونههاي زيادي ميتوان در اين خصوص بيان كرد كه در اينجا فرصت نيست.
عزت مستدام
آقای محمد جواد حتما منظور شما از سطح سواد همین مدرک های آبدوغ خیاری که اکثرا با پول و پارتی و سهمیه دست خیلی ها ست ؟؟؟؟ و این پیشرفتهای ملموسی هم که فرمودید را باید با کشورهای هم سطح دیگه مقایسه بشه نه با 40 سال پیش کشور خودمون .
با سلام جاب تابناک اگر می خواستی یک مقاله علمی تحلیلی وتحقیقی بنویسی چرا بی مقدمه شروع کردی نه نام نویسنده مشخص است نه به منابع تحقیقت اشاره کردی فقط نوشتی به گزارش تابناک
خوب این به گزارش تابناک با استناد به کدام منبع آوردی اصلا هدفت چه بوده گیریم که هدفت اشاره به یک پدیده ومعضل فرهنگی ایرانیان باشد اولا باید مقدمه وموخره داشته باشد ثانیا تعریف درستی از عنوان مقاله ات می نوشتی ثالثا منابع را در هر فصل ذکر می کردی رابعا تحقیق شما درباره کمیت هیچ استناد آماری ندارد از سایت پژوهنده وبالنده ای مثل تابناک بعید است چنین مقاله ای بی سرو ته بنویسد
با تشکر
ما مردم مغرور،احساسی،خودبزرگ بین و همه کاره ای هستیم ،از ویژگیهای بارز ما این است که در مورد همه چیز صراحتا قضاوت میکنیم ،مدام دنبال تخریب آدم های موفق هستیم تا بخشی از ناکامی های خود را توجیه کنیم از بدختی و فلاکت دیگران لذت میبریم و از خرد تا درشت سیاست مدار هستیم فرقی نمیکند کدام جناح به قدرت سیاسی دست پیدا کند بلافاصله شروع میکنیم به بایکوت اقلیت و این است عامل اصلی پسرفت! به محض اینکه با واقیعیت تلخ روبرو میشویم شروع میکنیم به فرافکنی و پیشینه تاریخی را به رخ حریف میکشیم در حالی که خودمان بهتر میدانیم از اینکه ما در گذشته که بودهایم هیچ نسیبمان نشده!لطفادرج کنید من هم یکی از شما از همین روزمره کارانم که فرصت سرک کشیدن به سایت شما را هر روز دارم
نظرات دوستان خيلي از مطلب اول دور افتاده خواهشا در مورد موضوع بحث كنيد .
دلایل زیر را نیز می توان در نظر گرفت
1- بالا بودن قدرت تحجر در ایران وسرکوب هر اندیشه نوین تا آنجا که مسولان نیز منفعل شده ومجبورند به حمایت از متحجران برخیزند 2- تفکیک علم وثروت وبر تر دانستن علم بجای آینکه علم حامی ثروت گردد
3- سیاست زدگی وتعمیم سیاستهای زمامداران در عرصه علم 4- دزدی اندیشه وعلم بجای تولید ونبود قوانین درست ودادگاهای رسیدگی کننده قوی 5- مدرک گرایی تا جایی که اخیرا ارزش دکترا از مقام های معنوی نظیر حجت الاسلام ها بیشتر شده و به آن اظافه میشود 5- بدلیل نبود شغل -دانشگاه و دانشجو بودن ایفای نقش می کند 6- تداخل بیش از حد حوزه های متفاوت علمی وعلمیه وتوقع نابجا از متخصصان در این زمینه ها 7 - بی ارزش بودن ذات نخبگی نزد زمامداران وبها دادن به خط وخطوط بجای نخبگی
متاسفانه افزايش كميت در تعداد دانشگاها و افزايش مدارك غير معتبر از دانشگاهاي مثلا علمي و كاربردي و پارتي بازي در گزيش اعضاي هيات علمي بخصوص در چند سال اخير باعث شده افراد لايق به عقب رانده شوند و سطح علمي در بعضي از دانشگاها پايين بيايد
نویسنده این مطلب کیست؟
الان بازار ایران برای سرمایه گذاری جلب توجه میکنه، به نظرم مسئولین کلی زحمت کشیدن تا جلب توجه سرمایه گذاران رو انجام بدن، من امارات زندگی میکنم و چند ماهی هست که سخت مشغول تحقیقات برای سرمایه گذاری در صنعت فراوردههای غذا در ایران هستم، خیلی از شرکتها عالی بودن تو روابط عمومی ولی پریروز به شرکتی که رستورانهای فرودگاه امام رو داره تماس گرفتم و از لحن برخورد غیر حرفهای معاونت بازرگانی بسیار متاسف شدم... ایشون به دلیل اینکه من اسم brand رو محرمانه عرض کردم حاضر نشدن هیچ اطلاعات کلی به من بدهند و فرمودند برای هر گونه اطلاعاتی باید شخصاً حضور پیدا کنم! متأسفم برای مسؤلینی که از نادانی اینقدر سنگ جلوی پیشرفت بقیه و خودشون میندازند، و تازه مسئول چنین پست مهمی هم هستند. که مهمترین ویژگیش روابط عمومی موفق باید باشه! همهٔ هزینهٔ دولت و مسئولین با این چنین برخوردهایی دود میشه...
روابط عمومی رابرای دفاع ازمجموعه ومدیریت ان میخواهندنه برای کاردیگری لطفامجددامزاحم انهانشوید
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.