بازگشت واقعی از دنيای مردگان
گفتگو با مردی که 24 ساعت در سردخانه بود

تصور شما از جهان پس از مرگ چيست؟ اين پرسشي است كه از همان ابتداي خلقت، بشريت را به تفكر واداشته است و هر كس با توجه به باورهايي كه در فطرت خود دارد، جهان پس از مرگ را براي خود ترسيم كرده است.بودهاند انسانهايي كه چند ساعت و حتي سه روز پس از مرگ زنده شدهاند و اظهارات آنها در حالي كه همه تصور ميكردهاند براي هميشه كالبد خاكي را ترك گفتهاند، دستمايه گزارشها و فيلمهايي شده كه مخاطبان را به فكر فرو برده است.
ميگويند مرگ دير و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد و هر موجود زندهاي روزي شاهد شتر مرگ خواهد شد كه مقابل پاي او به زمين نشسته و راه فراري از آن وجود ندارد.
برخي زندگي پس از مرگ را شيرين و برخي سخت و طاقتفرسا ميدانند. تاريخ تاكنون تجربههاي زيادي از انسانهايي داشته كه پس از مرگ و در حالي كه آماده تدفين بودهاند، به يكباره زنده شدهاند و پس از گذشت سالها از اتفاقي كه برايشان رخ داده است با شگفتي ياد ميكنند.
يكي از كساني كه از دنياي مردگان بار ديگر به جهان هستي بازگشته «مازيار كشاورز» است؛ مرد 52 سالهاي كه پس از يك تصادف وحشتناك 24 ساعت بعد در سردخانه بيمارستان زنده شد و اكنون نيز از اعضاي هيات مديره شركت پست جمهوري اسلامي ايران است.
براي شنيدن حرفهاي او از آن 24 ساعت يخزده به ديدارش رفتيم.
ميگويند كسي كه يكبار مرگ را تجربه كرده ديگر از مرگ نميترسد؛ آيا شما هنوز از مرگ واهمه داريد؟
در اين دنيا نميتوان كسي را يافت كه از مرگ نهراسد. شايد بخش عمدهاي از اين ترس به دليل دلبستگيهايي است كه در جهان خاكي به وجود ميآيد و دل كندن از آن بسيار سخت و مشكل ميشود. واقعيت اين است كه من هم از مرگ ميترسم.
دليل عمده اين ترس چيست؟
شايد به اين دليل كه نميدانم در آن جهان چگونه بايد پاسخگوي اعمال خود باشم. باور كنيد از وقتي كه اين حادثه برايم رخ داد روزي نيست كه به آن فكر نكنم. ميدانم كه خداوند مرا دوست دارد و بازگشت من از دنياي مردگان فرصت دوبارهاي است كه كمتر نصيب كسي ميشود.
حادثه چگونه و در چه سالي براي شما رخ داد؟
آذر 1374. آن روز هم مانند امروز برف ميباريد و من كه آن زمان مديركل پست استان كردستان بودم، ساعت 8 صبح به اتفاق راننده، حبيبالله كشاورز سوار يك پاترول شديم تا به قروه برويم. وقتي حركت كرديم، متوجه شدم او شب قبل به دليل آن كه به خانهاش مهمان آمده خوب نخوابيده بود. از او خواستم تا اجازه دهد من رانندگي كنم. برف بشدت ميباريد، به طوري كه پنج ساعت طول كشيد تا از سنندج به قروه رسيديم. خيلي خسته بودم. وقتي براي سوختگيري در پمپ بنزين توقف كردم، او از خواب بيدار شد و خواست رانندگي كند، من نيز در صندلي عقب خوابيدم و 42 روز بعد چشم باز كردم.
وقتي شما خواب بوديد حادثه رخ داد؟
بله، بعد شنيدم كه در نزديكي صالحآباد، خودروي ما با يك تريلي حاوي سنگ برخورد كرده و شدت اين تصادف به حدي بود كه از شيشه عقب خودرو به ميان جاده پرتاب شده بودم. پس از حادثه من نفس نميكشيدم و به تصور اين كه فوت كردهام رويم پتو انداخته بودند.
آن روز جسد مرا پشت يك وانتبار عبوري قرار داده و به اميد نجات به بيمارستان برده بودند كه در آنجا پس از معاينه و به دليل آن كه آثار و علائم حياتي در من وجود نداشت، مرا تحويل سردخانه ميدهند.
چگونه متوجه شدند شما زنده هستيد؟
ظاهرا 24 ساعت بعد يكي از كارگران سردخانه بيمارستان كه مشغول جابهجايي اجساد بوده در يك لحظه متوجه ميشود انگشت شست پايم تكان ميخورد. او سراسيمه موضوع را به پزشكان اطلاع ميدهد. وقتي مرا از سردخانه خارج ميكنند، ظاهرا تنها پزشك جراح نيز پس از چند ساعت عمل بيمارستان را ترك كرده بود، اما تقدير چنين بود كه من زنده بمانم.
مگر چه اتفاقي رخ داده بود؟
پزشك جراح پس از خروج از بيمارستان و در نزديكي خانهاش متوجه ميشود سررسيد خود را در بيمارستان جا گذاشته و چون نياز به آن داشت، براي برداشتن سررسيد به بيمارستان ميآيد كه با مشاهده وضعيت من بلافاصله 7 عمل جراحي سخت روي من انجام ميدهد و سپس مرا به بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان منتقل ميكنند.
در اين مدت چه احساسي داشتي؟
تصادف را كه به ياد نميآورم، اما در بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان خود را ميديدم كه در اتاق به پرواز درآمده بودم. مدام در گوشهاي از سقف كه حالت زاويه را داشت قرار ميگرفتم و پيكر خود را ميديدم كه در زير دستگاه تقلا ميكند. احساس سبكي خاصي داشتم و خيلي خوشحال بودم. هر بار كه همسر و فرزندانم را ميديدم كه با ديدنم گريه ميكنند، به آنها ميخنديدم و از آنها ميخواستم گريه نكنند، اما صداي مرا نميشنيدند. دلم ميخواست اتاق را ترك كنم. خيلي تلاش ميكردم، اما نميتوانستم.
چرا؟
پدربزرگم را ميديدم كه او نيز پس از سالها كه از زمان مرگش ميگذشت به ملاقاتم آمده بود. من او را خيلي دوست داشتم. از او پرسيدم كجا زندگي ميكند، اما تنها به من لبخند ميزد و ميگفت در جايي خيلي خوب. وقتي از او خواستم مرا هم همراه خود ببرد، گفت نه، تو بايد برگردي. التماسهايم بيفايده بود و او توجهي نميكرد.
چه مدت در اين حالت قرار داشتي؟
42 روز بيهوش بودم و سرانجام وقتي به كالبدم بازگشتم با گرماي آفتابي كه از پنجره اتاق بيمارستان به صورتم افتاده بود، از خواب بيدار شدم.
اين تجربه را چگونه ميبيني، چه حسي به آن داري؟
شيرين بود و شيرينتر از آن ديدار با فرزندانم و يكي از دخترانم كه بسيار به او علاقه دارم.
چند فرزند داريد؟
سه فرزند؛ دو دختر و يك پسر.
پس از اين حادثه به مرگ فكر ميكني؟
هر روز و ميدانم كه خداوند به من فرصت زندگي دوباره داده است. باور كنيد براي كار خوب خيلي زود دير ميشود.
حالا نگاه شما به زندگي با قبل از حادثه فرق كرده است؟
اعتقاد من بر اين است كه فاصله زندگي تنها ميان اذان و نماز است؛ وقتي فردي متولد ميشود در گوش او اذان ميگويند و وقتي ميميرد برايش نماز ميخوانند. بايد پذيرفت كه زندگي يك نعمت الهي است كه مدام بايد شكر كرد.
ميگويند زندگي همراه با آرزوهاست شما به آرزوي خود رسيدهايد؟
زندگي هميشه پر از فراز و نشيب است. دوست داشتم فوتباليست شوم، پايم شكست. رفتم كشتي كتفم در رفت. احساس ميكنم پس از حادثهاي كه برايم رخ داد، برخي از آرزوهايم رنگ باخت و به اين باور رسيدم كه فرصت كوتاه است و نبايد دل كسي را شكست. مگر زندگي چه ارزشي دارد كه به خاطر اين چند روز ديگران را از خود برنجانيم و به همه و حتي دوستان و نزديكان خود بد كنيم.
راستي چه بر سر راننده شما در آن حادثه آمد؟
(چشمانش پر از اشك ميشود) او مرا به بيمارستان رسانده بود و به دليل پارگي طحال و خونريزي داخلي جان باخت.
اصالتا كجايي هستيد؟
متولد قائمشهر هستم. شناسنامهام صادره از اردبيل است و از 26 سال پيش نيز يكي از مديران شركت پست هستم.
و كلام آخر.
دعا كنيد همه عاقبت به خير شويم و روزي نيايد كه ببينيم توشهاي براي سفر نداريم. از خداوند ميخواهم توفيقي دهد تا همديگر را دوست داشته باشيم. همين.
منبع: جام جم
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
دوستان اصلا شک نکنید کاملا درست هست
از وقتی که خواهرم که بیست روز از ازدواجش می گذشت فوت کرده دیگه به مرگ علاقه پیدا کردم دوست دارم زود برم پیشش به دنیای بعد از مرگ اعتقاد دارم
بله مرگ کامل شیرین ترین چیز ممکن و راحت ترین هست و بعد از آن دنیایی بسیار زیبا هست و این آقا اگه احساس معلق بودن در هوا داشته و همه چیو میدیده ولی نمیتونسته حرف بزنه به علت داروهای بیهوشی بسیار قوی در اعمال جراحی بوده و میکن های و داروهای بعدش ممکنه الان حواس پرتی و حتی فراموشی هم گرفته باشه ولی مرگ اصلا درد نداره ولی هیچوقت خودکشی نکنید این اشتباست و خدا نمیپذیره و فقط مرگ به اذن خدا زیباست خدارو شاکر باشید به خاطر تمام نعمتهایی که به شما داده تا میتونید کار خوب کنید خدا بخشنده و مهربان هست شما بندگی کنید به درست
هر چی راجب اون دنیا گفته درسته اونایی که به خدا ایمان دارند واعتماد میدونند حرف آقای کشاورز جز حقیقت چیزی نیست
سلام
اثبات دنیای پس از مرگ به کمک عقل سالم بسیار آسان است
اما امکان برگشت به دنیا پس از مرگ وجود ندارد و تمام نمونه های موجود ناشی از اشتباه پزشکی در تایید مرگ است
.
.
.
آن را که خبر شد خبری باز نیامد
سلام من امروز یک ننه داشتم که مرد دوست داشتم خودم بمیرم اما اون نمیره چکار کنم ایا می شه زندش کرد دلم براش شده یک زره خواهش می کنم یک راهی بهم بدید خواهش می کنم یک کاریکنید التماس دعا
سلام وقتی میگید خدا وجود دارد یعنی باید سخن اورا هم گوش داد سخن او قران است پس در قران بصورت کامل توضیح داده شده که ان دنیایی وجود دارد وقتی که عاشق خدا باشی همه ی این چیزارو قبول داری ولی وقتی اعتقاد نداشته باشی دنبال بهانها میگیرید ما انسانها ناشکریم وخدا به این بزرگی و زیبایی و نمیبینیم میگن همیشه طوری زندگی کن از صد رصد شاید یک درصد همه ی این واقعیتها وجود داشته باشن پس حداقل نمیتونی کسی و به راه راست هدایت کنی کسی و هم گمراه نکنید من عاشقتم خدا جونم تنها ارامش زندگیمی ومیدونم دنیا یی ب این بزرگی و افریدی حتما جوابی هم هست برای تمام ادمهاییی که ناسپاس وناشکر بودن
کاش من بفهمم کی میمیرم
من به روح و جسم اعتقاد دارم چون در خواب زمانی جدایی اینا رو احساس کردم خودم بالا تر بسیار سبک و راحتتر و جسمم بسیار سنگین رو تختخواب وقتی همسرم بیدارمکرد عرق کرده بودم و اون روح سبک وارد این جسم سنگین شد به هر چی که شما اعتقاد دارید و به خدا که خودم اعتقاد دارم قسم که داستان نیست باور بفرمایید
هیچ دنیای دیگه ای وجود ندارد و تمام اینها داستانه و توهمه .
از خدابترسین و مسلمان شوید
کاملا دروغ سرهم کرده
سلام دوستان من بیشتر از ۱۶سال هست که خواننده ی مجله روزهای زندگی هستم وبخش آنهایی که مردند و زنده شدند را دنبال میکنم همه ی اینها واقعیت هستند واین یک معجزه از طرف خداست تا مارابه عالم آخرت آگاه کند جای هیچ شکی نیست
ای کاش این حرفا از روی واقعیت باشه نه از روی تعصب دینی مذهبی
سلام چرامقاله من چاپ نشد من دراین رابطه مطاعله دقیق دارم
لایک
سلام روح لعل گوهرین خداوندست که وجودیت انسان را به پاکی شکل میدهد هرگز تغییرنکرده فقط اعمال ماانسانها درورای ان هاله بلورین این گوهرشب تاب را مکدر میسازد چون صفات خداوندی را دارا میباشد زمانی که ازجسم الوده به گناه ازاد میگردد نقش محسناتش انسان کامل است بدین دلیل انها که به جسم خاکی برمیگردند ارزومند ان لحضات منورانه رادارندانسان بدون اذن خدا نمیتواند ازوابستگی به جسم رهاشود انکس که میگوید جسم خود رامیدیده ولی نمیتوانسته ازمحیط خارج شود
این کفریات چیه میگی .روحی که خدا از اون در ما دمید یه مخلوقی هست مثل ملائکه نه اینکه خدا استعفرالله از خودش در ما دمیده من روحی مثل کتاب من دفتر من میمونه یه نوع داراییه نه وجود خودش
لایک
من هم چندین سال پیش از بلندی پرت شدم تا ۳ هفته تو کما بودم ، ولی نه این نشانه هایی بود که شما عرض کردید و نه چیزی دیدم ، اصلا هیچی نبود ، از لحظهای که پرت شدم همه چی برام خاموش شد ، هیچی نبود نه نوری و نه چیزی هیچی ، تا اینکه تو بیمارستان گیج و منگ به هوش اومدم و اطرافیانم رو دیدم ... نمیدونم این خرافات و این داستانها از کجا میاد؟!
لایک
سلام دوستان،شاید سوالم خنده بار باشه ولی آیا تا حالا جایی شنیده اید مرده ای پس از چندروز در قبر زنده بشه و به زندگی برگرده و زندگی کنه؟؟
لایک
آدمی که یه بار مرده و زنده شده به نظر خیلیا دیگه نباید دروغ بگه !درسته!؟؟؟ ولی بنظر من مجبوره دروغ بگه!!! مجبووووره
لایک
سلام
لایک
خییلی جالب بود من همیشه فک میکردم لحظه بعد از مرگ خیلی وحشتناکه و فرشته مرگ میاد روح آدمو با زجر از بدن میکشه بیرون.. پس این چیزایی که تو کتاب سیاحت قبر نوشته چیه؟؟
لایک
برای اثباط وجود دنیای پس از مرگ دنبال داستان وماجرا نگردید به عقل خودتون رجوع کنید که به خاطر همین عقل هستش که خداوند انسان را اشرف مخلوقاتش میدونه
لایک
برای اثباط وجود دنیای پس از مرگ دنبال داستان وماجرا نگردید به عقل خودتون رجوع کنید که به خاطر همین عقل هستش که خداوند انسان را اشرف مخلوقاتش میدونه
لایک
لایک
شاید باورتون نشه اما من هر چند روز اینو تجربه میکنم، روحم از بدن خارج میشه گاهی وقتا از اتاق نمیتونم بیرون برم اما گاهی اوقات تا دور دست ها پرواز میکنم بالای شهرمون میچرخم اولها که اینحور میشدم خیلی میترسیدم اما دیگه ترسم ریخته و عادت کردم اوایل می ترسیدم برنگردم اما بعد از چند بار فقط حس لذته، خیلی تجربه جالبیه مثل پرنده ها پرواز کنی، نمیدونم چرا اما برای من زیاد اتفاق می افته، با تشکر از تابناک
لایک
من خودم سرم اومده و اون دنیا این قدر زیباست که این دنیا یه ذره اون نیست باور کنید اعتقاد داشته باشید در حالت کما قلب خفیف کار میکند وبدن نمی میرد روح در بالای سر در پرواز است وگاهی یه نفر او را به یه جاهای زیبا ودیدنی عبور میده وبرمیگردونه تا سرت نیاد باور نمیکنی در طول سفر مکانهای با نور هایی که تا حالا ندیدیم می بینیم ولی بدون این بدن مثالی که داریم
لایک
گفتهای ایشان با آیات قرآن مغایرت دارد
لایک
آق لطفا نظر مرا بگزار ثبت بشه 10 بار ارسال کردم ثبت نشده خطرناک هم نیست لطفا ثبتش کن.باسلام به دوستان عزیز:وقتی انسان خواب است یا در کما هست به این دلیل که علائم حیات دربدنش مشاهده میشود وبدلیل اینکه فقط بدنش بیحس هست به هرچیز فکر کند مانند دیدن خواب آنرا میبیند وحتی ممکن است سوال کند وجواب هم بشنود وممکن است روح یاجسم خود را ببیند که میشود اسمش را روح هم گذاشت ولی اگر کاملا بمیرد و علائم حیات دربدنش دیده نشود دیگر هیچگونه روحی وجود ندارد و مغزش دیگر زنده نیست که فکر کندو خواب یا روح ببیند.همانطور که کشاورز گفت تازمانی که در سردخانه علائم حیات دیده نشده وجراحی نشده روحی وجود نداشته ولی از زمانی که جراحی شده و وضعش رو به بهبود رفته دوباره مغزش توانسته فکر کند و روح یا بچه خود را در عالم رویا ببیند که اسمش را روح گذاشته.اگر به قسمت ودیوها برویدخانمی هست که در تابوت در قبر زنده شده جیغ کشیده و 12دقیقه بعدمیمیرد.این نشان میدهد که روح وجود نداشته چرا که این خانم کاملا مرده بوده واگر روح وجود داشت زمانی که زند ه شد وخود را درتابوت دید جیغ نمیکشید ویک دفعه متوجه نمیشد که مرده است.پس عزیزان به نشانه ها وکارهای خدا با دورنگی ودو رویی نگاه نکنید.خداوند به انسان درکمال صداقت نشان داده که وقتی برگی به زمین می افتد ویا انسانی میمیرد میپوسد وخاک میشودولی انسان از آنجا که خودش دو رو و دو رنگ هس فکر میکند خداوند هم ...و مردن وپوسیدن را کامل نشان نداده وروحی در کار است.
لایک
دوستان وقتی انسان کاملا نمرده است ودر کوما یا خواب است ممکن است روح وجود داشته باشد به دلیل آنکه علائم حیات دربدنش مشاهده میشود و به هرچیز فکر کند آن رابه صورت خواب دیدن، مشاهده وحتی ممکن است در عالم رویا از کسی سوال کند وجواب هم بشنود.ولی اگر کسی کاملا بمیرد ودر بدنش علائم حیات وجود نداشته باشد دیگر روحی وجود ندارد.همانگونه که اون آقا فرمودن تا زمانی که در سردخانه بودند روحی وجود نداشته ولی اززمانی که علائم حیات در بدن ایشان مشاهده و جراحی و انتقال داده میشوند به بیمارستان ،روح وجود داشته.چونکه دوباره زنده شده وبه هرچیز فکر میکرده به صورت خواب دیده میشده.واضح بودن یا نبودن رویا بستگی به بیهس یا بیهوش بودن بدن آن فرد داره.هرچه بدن آرامتر و حس کمتری داشته باشد واضح تر رویا میبیند تا زمانی که کاملا بمیرد و رویا کاملا پاک شود.خداوند با صداقت و راستگویی کامل مردن وپوسیدن بدن را به انسان نشان داده ولی از آنجا که انسان موجودی دو رو و دو رنگ میباشد فکر میکند خدا هم دو رنگ و دو رو میباشد و در رابطه با مردن همه چیز را کامل نشان نداده و ممکن است زندگی بعد از مرگ وجود داشته باشد.
لایک
اقای ناشناس به دیگران احترام بزار.وقتی این رو یاد گرفتی بعد بیا بحث کن
لایک
سلام. من پسر 9ماهمو تازه از دست دادم. تنها فرزندم و همه دنیای من بود والبته هست. تو کما رفته بود. خیلی از این تجربیاتو سرچ کردم تا بدونم.اون چه حالی داشته و داره. و خیلی ارامش میگیرم.وقتی همه از سبکی ارامش و خوبیهای اون دنیا میگن. خدایا تنها ارزوم داشتن دوبارشه و این تو اون دنیا میسر میشه انشاا...
لایک
باسلام مجدد خدمت دوستان عزیز تجربه بنده که اشاره کردم سه روز در کما بودم و ضریب هشیاریم هم چهار بود یعنی یکی مانده به مرگ.من تجربه ای که داشتم زبان قاصر از گفتن اونه
لایک
چرت
لایک
خداوند عاشق بندگانشه این برا من ثابت شده من تا به حال سه بار این تجربه رو داشتم دقیقا سبکی ؛دیدن جسم خودم؛ یکبارش یک کف پا که به اندازه کل بدنم بود پا گذاشت روم وجونم در اومد جسد خودم رو دیدم که خوابیده بودم هرچه شوهرم رو صدامیکردم نمیشنید یه چیز داغ توی گوشم ریخته شد یه حس عجیبی بود نه درد یه چیز که نمیشه توصیفش کرد التماس به خدا که بهم فرصت بده تازه چهل روز بود زایمان کرده بودم وهمش میگفتم بچه ام خیلی کوچیکه به خاطر اون بهم فرصت بده قول میدم نماز بخونم ولی با دیدن تونل نور یک حسی منو می کشوند به سمت نور؛نور باز وبسته میشد انگار شک داشت کاملا باز بشه ولی من دوست داشتم باز بشه یکدفعه بسته شد ومن برگشتم الان دیگه از مرگ نمیترسم فقط از قبر میترسم وعاشق خدام , نگرانی ام شرمساری از اونه پس از مرگ ؛البته هنوز نماز نمیخونم ولی هرروز توفکرش هستم میدونم خدا دوستم دارم ومن بنده ناسپاسی ام وفرصت زیادی ندارم احتمالا دفعه چهارم دیگه بازگشتی نیست
لایک
بنده هم تجربیات زیادی را مطالعه کرده ام
ترس از قبر اشتباه است
بعد از مرگ به هیچ وجه ما در قبر نخواهیم بود چون دنیایی که
در آن خواهیم بود دنیای مادی نیست
در هیچ یک از تجربیات نزدیک مرگ اقامت در قبر را ندیده ام
دروغ هر چه بزرگتر باورش آسان تر
لایک
اگه دنیای بعد.از.مرگ واقعیت داره
لایک
انالله واناالیه راجعون
لایک
خییییلی عجیب بود ، من خودم از یه بنده خدایی شنیدم که بیماری قلبی داشته و تو مسجد تنها بوده ، اونوقت یه لحظه یه حس عجیبی بهش دست میده و تا چند لحظه جسم خودشو میبینه که افتاده رو زمین و خودش رو هواس . بعد مثل اینکه چند نفر متوجه میشن و میان کمک و احیای قلبی و ... ولی خدا به هممون رحم کنه با این همه گناه و دروغگویی و دل شکوندن ، کاش بفهمیم اینجا یه مهمونیم و آخرش بدجور باید جواب پس بدیم ....
لایک
هر چیزی امکان دارد خداوند قادر به انجام هر کاری هست
لایک
اقاى عباس اریا میتونید تجربتون رو تعریف کنید خیلی خیلی علاقمندم
سلام دوستان بنده سه روزی که کما بودم خیلی وقایع و حقایق رو دیدم اما سخته و یجورایی غیر قابل وصف میدونید چون اونجا دیگه زمان و مکان معنا نداره و در بی زمانی خیلی چیزها من دیدم نمیدونم از کجا شروع کنم من فقط جزیی نوشتم بیست سی صفحه شده الان.
ببخشید درجواب آقای آرش موسوی خواستم بگم منم متنو خوندم ومتوجه این قضیه شدم که یه کم تضاد داره ودوباره که اونو خوندم متوجه شدم که ایشون بعداز اینکه علائم حیاتی درشون دیده نمیشه به سرد خونه رفتن وبعداز24ساعت یکی از کارکنان متوجه تکون خوردن پای ایشون میشن وبعد اطلاع میدن که گفتن پزشک معالجشون بیاد که7عمل سخت روشون انجام میدن وبعد از42روز بهوش میان.یعنی بعداز اینکه از سرد خونه میان بیرون 42روز طول میکشه تابهوش بیان.
باسلام خدمت همه دوستان
ببینید این خرفا واقعیت داره..حال من کاربه افرادی که تجربه خودشونو گفتن ندارم.ولی برای تو خواب چند باراتفاق افتاده.
یه بارش که خیلیم ترسیدم نزدیکای سحر بود من یه خواب ترسناک دیدم خواب دیدم بایه قطار تصادف کردم بعداز ترس ازخواب پریدم ولی هنوز حالت نیم خیز نگرفته بودم که دیدم مثل پر سبک شدم باخودم گفتم من چرا اینجوری شدم هرکاری میکردم خودمو به سمت پایین بکشم نمیتونستم انگاریه قدرت عظیم داشت منو سمت خودش میکشوند بعددیم دستم ازپنجره اتاق رد شدبرگشتم نگاه به پایین انداختم که خودمو دیدم کنار دست خواهرم خوابیده بود انقدر ترسیدم که حدوحساب نداره زمان معنی نداشت فکرای جورواجور به سرم میزد ولی شایدباورتون نشه انگارهمه اون فکرا فقط چند ثانیه طول کشیده بود تازه فهمیده بودم که مردم.ازترس نمیدونستم چکارکنم فقط یادمه خدارو به حضرت ابلفضل قسم دادم که بعدروحم برگشت به جسمم.بعدش میترسیدم شبا بخوابم تایه مدت دوست نداشتم شبا بخوابم.
اینجابود که فهمیدم وقتی میگن خواب برادر مرگه یعنی چی
اقاى عباس اریا من واقعا علاقمندم تجربه شما از دنیاى بعد از مرگ رو بدونم میشه توچیح بدید بىصبرانه منتزر جوابتونم
اگه بدونید چه لذتی داره همین الآن وصیت نانه هاتون رو مینویسید و بعد پرواز خودکشی
حقیقت داره
چون یک پزشک اوروپایی 150 نفر که بر اثر حوادث برای مدتی مردند و بعد زنده شدند رو بررسی کرد واز همه اون ها وقایع بعد از مرگ رو پرسید
و پاسخ های مشترکی که همه دادند این بود:
بالای سر پیکر خود بودن و خودشونو میدیدن و حس آرامش و عشق نامشروطی داشتند
واقعا داستان جالبی بود
لطفا سری مستند برنامه «نسیم حقیقت» رو که چند بار هم از تلویزیون پخش شده ببینید. در این مستند افراد زیادی با هر دین و مذهب، ایرانی و خارجی، تجربه ی مرگ و بازگشت شون به دنیا رو به اشتراک گذاشتند. کاش به جای اینهمه مچ گیری و ذره بین گذاشتن روی روایت، به اصل قضیه فکر کنیم. افراد زیادی در اطراف خودمون این تجربه رو پشت سر گذاشتن.
خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز من خود مردن را خواهم آموخت
سلام برأي من هم پرواز روح خيلي رخ داده به حدي كه مي توانم ادعا كنم جسم و روح و يك نوع سوي هم هست يعني مراحل بيرون از جسم و خيلي عظيم
ما شانس نداریم میگیرن میزننمون فرشته ها فقط دعا کنید که شاد باشیم حداقل تو اون دنیا
حدیث صوتی سلمان و مرده رو گوش کنید تو نت هست اونوقت می بینی این تو بمیری با هیجان فرق داره
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.