شانزدهمين سالگرد تولد فرزندم علي را به او تبريك بگو
حسین پس از پانزده سال در نخستین نامه به همسرش نوشت: امروز با نمایندهٔ صلیب سرخ ملاقات داشتم و مشخصات مرا ثبت کرد و گفت که از این به بعد میتوانم نامه برایت بنویسم. من نمیدانم که چقدر این حرفها درست هست و ما میتوانیم نامه برای همدیگر بنویسیم ولی من هنوز شک دارم و اگر آن نامه به دست تو رسید، برایم آدرس محل زندگی خودت را بنویس تا نامههای بعدی را به آنجا بفرستم.

در میان نامهای ماندگار تاریخ دفاع مقدس، نام «حسین لشکری» همواره از درخشانترین نامهای فهرست بلند و نورانی نسل حماسه و فداکاری است. او خلبانی شجاع و مؤمن بود که در راه دفاع از میهن اسلامیاش با دشمن متجاوز جنگید و سالهای اسارت او نمونهای افتخارآفرین از وفاداری یاران انقلاب شد. این مجاهد نستوه که از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به «سید الاسرا» لقب گرفت، قدیمیترین آزاده ایران اسلامی بود که با بردباری و تحمل رنجها و مشقات فراوان در مدتی نزدیک به بیست سال در سلولهای انفرادی و اردوگاههای رژیم بعث عراق، تابلوهایی از ایمان و معنویت و مقام رضا و تسلیم در برابر امتحانات الهی را برای ما به نمایش گذاشت.
امیر سرتیپ خلبان حسین لشکری در سال ۱۳۳۱ در قریه ضیاآباد از توابع قزوین به دنیا آمد. در سال ۱۳۵۱ وارد نیروی هوایی شد و در سال ۱۳۵۶ با درجه ستوان دومی فارغالتحصیل از دانشگاه خلبانی شد.

سه ماه اول دوران اسارت در سلول انفرادی بود و پس از آن در مدت هشت سال با حدود شصت نفر دیگر از همرزمان در یک سالن عمومی و دور از چشم صلیب سرخ جهانی نگهداری شد.
پس از پذیرش قطعنامه، وی را از دیگر دوستان جدا کردند و بخش دوم دوران اسارت ده سال به طول انجامید.
وی پس از شانزده سال اسارت به نیروهای صلیب سرخ معرفی شد و دو سال بعد در هفدهم فروردین ۱۳۷۷ به خاک مقدس وطن بازگشت.

این مسأله هستهای خیلی شبیه قضیه جنگ است، ما باید این جنگ را ببریم. هیچ کشوری دلش به حال ما نسوخته است. ما باید این علم را داشته باشیم، این نقطه جایی است که اگر الان کوتاه بیاییم، وابستگی ما دوباره به غرب شروع میشود، باید بایستیم و مقاومت کنیم و پیروز شویم.

خلبان شهید لشکری، پس از تحمل رنجها و مصائب نزدیک به دو دهه اسارت و تنها یک دهه پس از آزادیاش از زندانهای ارتش بعث عراق نوزدهم مرداد در هجدهم مرداد ۱۳۸۸ بر اثر عارضههای ناشی از اسارت به شهادت رسید و در قطعه ۵۵ بهشت زهرا (س) در کنار دیگر همرزمانش آرام گرفت.

متن نامه به این شرح است:
اولین نامه به ایران برای همسرم
(۱۳ /۳/ ۱۳۷۴) ـ ۱۹۹۵/۶/۴
به نام خدا
همسر عزیزم سلام، حالت چطور است. انشاءالله که خوب هستی. حال علی چطور هست و به یاری خدا او هم که خوب هست.
من این نامه را برای اولین بار برایت مینویسم. امروز ملاقات با نمایندهٔ صلیب سرخ داشتم و مشخصات مرا ثبت کرد و گفت که از این به بعد میتوانم نامه برایت بنویسم. من نمیدانم که چقدر این حرفها درست هست و ما میتوانیم نامه برای همدیگر بنویسیم ولی من هنوز شک دارم و اگر آن نامه به دست تو رسید، برایم آدرس محل زندگی خودت را بنویس تا نامههای بعدی را به آنجا بفرستم. از آنجا که نمیدانم هنوز آنجا هستید یا نه و در کجا منزل و مکان دارید، نامه را برای نیروی هوایی نوشتم. امید دارم که آنها هم سعی بکنند و به دست شما برسانند.
خودم هم باور ندارم که نامه مینویسم. وضعیت من معلوم نیست و تو شرعاً و عرفاً اجازه داری که اگر خواستی ازدواج بکنی، میدانم که خیلی سخت هست ولی چاره چیست، در تربیت علی کوشا باش و من راضی به راحتی و آسایش شما هستم.
حسین لشکری

به نام خدا
حسین عزیزم سلام، حالت چطور است؟ نامهات رسید و خیلی خوشحال شدم. پس از ۱۶ سال حیرانی و بیخبری از تو نامه دریافت کردم. نامهات خیلی خشک بود، نمیدانم روزگار چطور برایت میگذرد. من ۱۶ سال در اوج بیخبری برای تو صبر کردم و با مشکلات زندگی مبازه کردم و تو خیلی راحت مینویسی بروم و ازدواج کنم. بنیاد شهید از سالها قبل و همچنین بعضی از اقوام گفتند بروم و ازدواج کنم گرچه تو نوشتی مخیر هستی ولی وقتی خودم فکر میکنم که در این میان علی را داریم، او موجودی بیگناه است، چه تقصیری دارد که باید سرنوشت ناپدری را داشته باشد، من هم وقتی در میهمانیهای فامیل میبینم که هر کس با شوهرش هست و من تنها هستم به این مسئله فکر میکنم، آیا میتوانم ازدواج کنم یا نه؟ ولی چهره معصوم و بیگناه علی را میبینم. آیا سرنوشت برای او چه نوشته است لذا از ازدواج پشیمان میشوم. زندگی برایم سخت شده ولی چه باید بکنم سعی خودم را میکنم، تو هم دعا کن و از خدا کمک بخواه. ناراحت نشوی من هم احساس دارم.
قربانت ـ منیژه لشکری
و اما یکی دیگر از نامههای شهید لشکری نیز خواندنی است به ویژه آنجا که پس از گذشت سالها غربت و در اوج تنهایی و رنج دوران سخت اسارت، هنوز تاریخ تولد نخستین فرزندش را به یاد دارد و جشن تولد او را تبریک میگوید. با هم این نامه را میخوانیم:
همسر عزیز و صبورم، سلام. نامهٔ تو را دریافت کردم. بسیار خوشحال شدم. حال من خوب است و دعاگوی شما هستم.
سال نو و عید نوروز را به شما تبریک میگویم.
پنج قطعه عکس میفرستم. مواظب خودتان باشید. میدانم سخت است. ولی چه باید کرد؟ خدا این طور خواسته. ما هم صبر میکنیم. هر وقت دلتنگ شدی، نماز بخوان، قرآن بخوان و توجه به خدا بکن، خدا صبر میدهد. انشاءالله همدیگر را میبینیم.
تاریخ تولد علی ۹ /۲ /۱۳۵۹ میباشد. شانزدهمین سالگرد تولدش را به او تبریک بگو.
همسرت ـ حسین لشکری ۲۸ /۱۲/ ۷۴
------------------------------------
منبع: کتاب ۶۴۱۰ / نشر اجا / چاپ سوم ۱۳۸۷ ص ۱۹۷
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
دوستان این بزرگمرد خاطرات دوران اسارت را در کتاب 6410 از انتشارات عقیدتی سیاسی ارتش نوشته است. خواندن آن را به همه دوستداران ایشان توصیه می کنم.
دلم واسه پدرم خیلی تنگ شده فرزند شهید
هوس کردم یکی از اون پیراهن ها که یک عکس روشه و زیرش نوشته: my hero رو با عکس ایشون تنم کنم.
از صمیم قلبم این شهید را دوست داشتم و همواره هم یادش در دلم هست. هیچوقت اولین تماس تلفنی با همسرش پس از ورود به خاک مقدس ایران را که تلویزیون زنده پخش کرد از یاد نمی برم تمام خانواده ما به پهنای صورتشان اشک ریختند و خدا را شکر کردند. روحت شاد ای مرد بی ادعای آسمان ایران. چه خوب اسمانی شدی....
علی آقا الان دندانپزشکن .منم از بیماراشونم.واقها مثل پدرش گله..
ای فرمانده لشکر دلها ، از خدا برای ما هم دعوت نامه ی شهادت را بخواه .
خدا رحمت کند . انسان آزاده.
سلام بر روح پرر فتوح عقاب آسمان ایران شهید لشکری که الحق اسوه صبر و استقامت است.
روحش شاد واقعا سخته با کلمات نمیشه این سختی و زجری که این شهید و خانمشون توو این همه سال کشیدنو ر موردش حرف زد دم شون گرم ایول فقط خدا میتونه جبران کنه بشر هر کاریم بکنه باز کمه
انصافاً تکان دهنده بود تو سایت خوابگاه نشستم حیف روم نمیشه گریه کنم جلو بچه ها وگرنه می خواستم با خوندن اون نامه ها های های گریه کنم !!
الله اکبر الله اکبر !!!!!! درود بر عطمت این همه صبر و بردباری ! وقتی فکرشو میکنم بدنم میلرزه 20 سال اسارت اونم در سلولهای انفرادی !خداوند روحش را قرین رحمت خودش بفرماید !!! آمین یا رب العالمین
در عكس چهارم آن سردار سپاه كه در كنار ايشان نشسته و در حال گفتگو با هم هستن سردار شهيد حاج حمدالله دكامي فرمانده سپاه كرمانشاه بودند كه در سال 1381 در حين بازگشت از ماموريت تهران در جاده ساوه تصادف نمودند و به روحشان ملكوتي شد. اين سردار شهيد نيز 10 از عمرشان را در اسارت نيروهاي بعثي بودند.
وای چقدر گریه کردم به خدا غربت از کلام آن شهید مظلوم و همسرش می بارید.روحش شاد برای علی آقا و خواهر کوچکش و مادر بسیار صبور او آرزوی عاقبت به خیری می کنم. درک آن ها بسیار سخت است.این خانواده حق بزرگی بر ما دارند.
خدایا برمحمدوال محمدصلوات بفرست وروح این شهیدوالامقام را قرین رحمت خویش قرارده وازحضوردرجوارمولای متقیان امیرمومنان اوبهرمندساز امین
خدایش بیامرزد و با اولیای الهی محشور نماید.
روحش شاد اگر نبودند این مردان خدا امروز ما در آسایش نبوده ایم مردان مقاومت که فولاد در حضورشان شرمنده شد. خدایا چنان کن ما در روز قیامت بادیدن این شهیدان شرمنده نشویم
درود و سلام خدا بر شهيد لشكري و همسر صبورش انشا،الله ميهمان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام باشند خدا به همسرش و فرزند عزيزش اجرو پاداش دنيوي و اخروي دهد
ما به این عزیزان بدهکاریم اینان بودن ورفتن ما ماندیم روسفیدشان کنیم برای شادی روحشان صلوات.
ناخوداگاه اشکم در اومد...
اللهم فک کل اسیر...
سلام و درود خداوند بر دلیر مردان و غیور مردانی همچون شهید لشکری که با صبر و تحمل شکنجههای دشمنان خدا مصداقی از انا... معالصابرین شدند و به ما درس صبر و مقاومت و آزادگی دادند. به یاری خدا در جنگ علمی و پیشرفت هستهای با مقومت و ایثار پیروز خواهیم شد.
برای شادی روح شهدای دیروز(جنگ تحمیلی) و شهدای امروز (عرصه علم و فنآوری) صلوات
سبحان الله از این استقامتها و صبوریها
man kari na be eghtesad daram na jang vali az nazare man hamchin adamaeevagheaan ghabele taghdiram.
vaghean in adamaro bayad ro cheshamon negah darim
خداوند روحش را قرین رحمت کرده و با سید و سالار شهیدان محشورش گرداند
سلام و درود خدا بر شهیدان و همرزمانشان
سلام بر روح پاک شهیدان خواندن این مطالب دل انسان را ریش می کند و نفرین خدا را برای صدام و یاران جنایت کارش از خدا می خواهد امید است خانوادههای این شهیدان همیشه در عزت و بزرگواری زندگی کنند . حمید از زاهدان
بسیار زیبا بود
این اجازه دادن برای ازدواج
و ان نپذیرفتن
به قدری زیباست که کلام ناتوان است
بنده افتخار آشنايي با اين شهيد عزيز راداشتم.تواضع ايشان برايم درس بود.ايشان بدون هيچ تشريفات و چشم داشت خاصي به كار و فعاليت پرداخته بود و از هيچ امتيارز خاصي استفاده نكرد.من معتقدم اين مرد بزرگ لياقتش بيش از اينها بود.اي كاش اندكي از تشريفات و امكانات رفاهي مسوولين و مديران شامل حال اين بزدگمردمي شد
هر چند خودش از اين ها گريزان بود.روح او و تمامي شهدا شاد.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
من خود قریب هشت سال اسیر بودم اما با دیگر دوستان بودم اما این شهید عزیز نمی دانم این مدت را در زندان انفرادی چگونه بسر برده است من یک آزاده درک شرایط او برایم سخت است و وقتی نامه به همسرش را خواندم گریه ام گرفت الان نیز که این مطلب را مینویسم گریه ام گرفته است خدا به حق امام علی علیه السلام روحش را شاد کند و او را با ائمه اطهار محشور کند ما را هم با ایشان
درود بر این عشق مستحکم و صبر و پایداری برای رضای خدا ...
روحش شاد ،یادش جاویدان وتربت خاکش سرمه چشمانمان
جايگاه اين مردان خدا واسوه هاي مقاومت وفداكاري در نزد حق تعالي رفيع است انشاء ا.. رفعيتر گردد.
شهداي عزيز مان افتخار ما ايرانيان هستند.
روحش شاد. امیدوارم بتونیم راهشون رو ادامه بدیم. خداوند به همسرش صبر عنایت کنه انشالاه.
درود به همسر این مجاهد آزاده ، درس یاری در میدان تنهایی را شما معلم هستی.
خدا رحمتش کنه به خانوادش هم صبر بده
کجایند مردان مرد، مردان بی ادعا؟!
مردان بزرگ سرزمینم باعث سربلندی و سرافرازی مائید چه همت و دوران چه آنهای که بنام ایران ومردمش جنگیدند
هرگز فکر نکنم کسی 16 سال اسارت را بفهمد یا کسی بی پدر ماندن آنهای پدرانشان بزرگترین و بهترین وباغیرت ترین مردان این سرزمین بودند
همه باید صبرواسقامت در مقابل سختیهارا از اسوه مقاومت حسین لشگری بیاموزیم
سلام خدا بر این اسوه مقاومت که اگر اراده خداوند نبود ، صبر حتی یک لحظه آن برای این دو نفر غیر ممکن می بود .
خواندن این نامه ها خیلی راحت است ولی درک واقعی و درس گرفتن از آن برای هر انسانی برنمی تابد .
انشا الله خدا به هممون عنایت داشته باشه .
اشکمون دراومد ممنون تابناک که از این مطالب میگذلری تا مارو بیشتر با حماسه سازان دفاع مقدس آشنا کنی
بلی آنان که از این پیش بودند * چنین بستند راه ترک و تازی*از آن این قصه را گفتم که امروز*بدانی قدر و بر هیچش نبازی*
درود
خدا رحمتش كنه چه رنجهاي كه نكشيده
درود و سلام خداوند بر شهیدان سرفراز میهنمان . الان پسر شهید حدود 33 سالش باید باشد و حالا که یک مرد می باشد انشاء اله حامی مادر بزرگوارش باشد خداوند عزت خانواده محترم و معزز شهدارا روز به روز افزون فرماید
نمي دونم جواب اين ها رو چه طوري مي خواهيم بديم
الگوى تمام عيار مردان خدائى در عمل و زبان. روحش شاد.
سلام وصلوات خداوند بر آن عزیز سفر کرده که ما عزت ایران اسلامی و امنیت خود را مدیون رنج و هجران وی وذیگر آزادگان و خانواده های محترمشان داریم.
قهرمانان پاسداری از خاک وطن همیشه جاودانه اند .
ایران و ایرانی سربلند باد
آفرین و درود برغیرت و همیت رزمندگان اسلام امیدوارم خداوند پاداش این صبر ایشان را عاقبت بخیری فرزندشان علی قرار دهد
روحش قرین مهربانی باشد.
خدايا هرلقمه ناني كه دراين مملكت با آرامش مي خوريم مديون چنين مردان بزرگي هستيم در اين ماه مبارك اجر وي را چندين برابر كرده وعلي نامبرده را سربلند گردان.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.