آخرین خبرتصاویر ناوگروه تئودور روزولت در مسیر خاورمیانه؛ کی می‌رسد؟
3بازدید
۶۵

شانزدهمين سالگرد تولد فرزندم علي را به او تبريك بگو

حسین پس از پانزده سال در نخستین نامه به همسرش نوشت: امروز با نمایندهٔ صلیب سرخ ملاقات داشتم و مشخصات مرا ثبت کرد و گفت که از این به بعد می‌توانم نامه برایت بنویسم. من نمی‌دانم که چقدر این حرف‌ها درست هست و ما می‌توانیم نامه برای همدیگر بنویسیم ولی من هنوز شک دارم و اگر آن نامه به دست تو رسید، برایم آدرس محل زندگی خودت را بنویس تا نامه‌های بعدی را به آنجا بفرستم.

شانزدهمين سالگرد تولد فرزندم علي را به او تبريك بگو
در میان نام‌های ماندگار تاریخ دفاع مقدس، نام «حسین لشکری» همواره از درخشان‌ترین نام‌های فهرست بلند و نورانی نسل حماسه و فداکاری است. او خلبانی شجاع و مؤمن بود که در راه دفاع از میهن اسلامی‌اش با دشمن متجاوز جنگید و سال‌های اسارت او نمونه‌ای افتخارآفرین از وفاداری یاران انقلاب‌ شد.

این مجاهد نستوه که از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به «سید الاسرا» لقب گرفت، قدیمی‌ترین آزاده ایران اسلامی بود که با بردباری و تحمل رنج‌ها و مشقات فراوان در مدتی نزدیک به بیست سال در سلول‌های انفرادی و اردوگاه‌های رژیم بعث عراق، تابلوهایی از ایمان و معنویت و مقام رضا و تسلیم در برابر امتحانات الهی را برای ما به نمایش گذاشت.

امیر سرتیپ خلبان حسین لشکری در سال ۱۳۳۱ در قریه ضیاآباد از توابع قزوین به دنیا آمد. در سال ۱۳۵۱ وارد نیروی هوایی شد و در سال ۱۳۵۶ با درجه ستوان دومی فارغ‌التحصیل از دانشگاه خلبانی شد.

با آغاز جنگ تحمیلی به خیل مدافعان کشور پیوست و پس از انجام دوازده مأموریت هوایپمای وی مورد اصابت موشک دشمن قرار گرفت و مجبور به ترک هواپیما شد که نهایتاً در خاک دشمن به اسارت نیروی بعث عراق درآمد.

سه ماه اول دوران اسارت در سلول انفرادی بود و پس از آن در مدت هشت سال با حدود شصت نفر دیگر از همرزمان در یک سالن عمومی و دور از چشم صلیب سرخ جهانی نگهداری شد.
پس از پذیرش قطعنامه، وی را از دیگر دوستان جدا کردند و بخش دوم دوران اسارت ده سال به طول انجامید.

وی پس از شانزده سال اسارت به نیروهای صلیب سرخ معرفی شد و دو سال بعد در هفدهم فروردین ۱۳۷۷ به خاک مقدس وطن بازگشت.

او که لحظه‌ای از پاسداری از خط شهدا و آرمان‌های انقلاب غافل نشد، در یکی از گفت‌و‌گوهای خود در رابطه با مقابله جدید استکبار جهانی با نظام جمهوری اسلامی در حوزه انرژی هسته‌ای یادآور شده است:

این مسأله هسته‌ای خیلی شبیه قضیه جنگ است، ما باید این جنگ را ببریم. هیچ کشوری دلش به حال ما نسوخته است. ما باید این علم را داشته باشیم، این نقطه جایی است که اگر الان کوتاه بیاییم، وابستگی ما دوباره به غرب شروع می‌شود، باید بایستیم و مقاومت کنیم و پیروز شویم.

در نهمین دوره انتخاب کتاب سال دفاع ‌مقدس (۲۴ آبان ۱۳۸۴)، به پاس روایت خاطراتش در کتاب «۶۴۱۰»، رتبه اول گروه «خاطرات خودنوشت» را از آن خود کرد. این اثر، شامل خاطرات امیر حسین لشکری، از دوران جنگ تحمیلی و اسارت است که در سال ۱۳۸۳، توسط سازمان عقیدتی ـ ‌سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است.

خلبان شهید لشکری، پس از تحمل رنج‌ها و مصائب نزدیک به دو دهه اسارت و تنها یک دهه پس از آزادی‌اش از زندان‌های ارتش بعث عراق نوزدهم مرداد در هجدهم مرداد ۱۳۸۸ بر اثر عارضه‌های ناشی از اسارت به شهادت رسید و در قطعه ۵۵ بهشت زهرا (س) در کنار دیگر همرزمانش آرام گرفت.

خلبان آزاده شادروان حسین لشکری در دوران اسارت خویش سال‌ها به دور از چشم نیروهای صلیب سرخ و بدون آنکه خبری از او در اختیار خانواده‌اش گذاشته شود، غریب و تنها بود و در سال ۱۳۷۴ یعنی نزدیک به پانزده سال پس از اسارت، نخستین نامه‌‌اش را برای خانواده و همسرش فرستاد.

 متن نامه به این شرح است:

اولین نامه به ایران برای همسرم
 (۱۳ /۳/ ۱۳۷۴) ـ ۱۹۹۵/۶/۴
به نام خدا
همسر عزیزم سلام، حالت چطور است. ان‌شاءالله که خوب هستی. حال علی چطور هست و به یاری خدا او هم که خوب هست.
من این نامه را برای اولین بار برایت می‌نویسم. امروز ملاقات با نمایندهٔ صلیب سرخ داشتم و مشخصات مرا ثبت کرد و گفت که از این به بعد می‌توانم نامه برایت بنویسم. من نمی‌دانم که چقدر این حرف‌ها درست هست و ما می‌توانیم نامه برای همدیگر بنویسیم ولی من هنوز شک دارم و اگر آن نامه به دست تو رسید، برایم آدرس محل زندگی خودت را بنویس تا نامه‌های بعدی را به آنجا بفرستم. از آنجا که نمی‌دانم هنوز آنجا هستید یا نه و در کجا منزل و مکان دارید، نامه را برای نیروی هوایی نوشتم. امید دارم که آن‌ها هم سعی بکنند و به دست شما برسانند.
خودم هم باور ندارم که نامه می‌نویسم. وضعیت من معلوم نیست و تو شرعاً و عرفاً اجازه داری که اگر خواستی ازدواج بکنی، می‌دانم که خیلی سخت هست ولی چاره چیست، در تربیت علی کوشا باش و من راضی به راحتی و آسایش شما هستم.

حسین لشکری

همسر صبور این خلبان آزاده نیز در پاسخ به این نامه این گونه نوشت:
به نام خدا
حسین عزیزم سلام، حالت چطور است؟ نامه‌ات رسید و خیلی خوشحال شدم. پس از ۱۶ سال حیرانی و بی‌خبری از تو نامه دریافت کردم. نامه‌ات خیلی خشک بود، نمی‌دانم روزگار چطور برایت می‌گذرد. من ۱۶ سال در اوج بی‌خبری برای تو صبر کردم و با مشکلات زندگی مبازه کردم و تو خیلی راحت می‌نویسی بروم و ازدواج کنم. بنیاد شهید از سال‌ها قبل و همچنین بعضی از اقوام گفتند بروم و ازدواج کنم گرچه تو نوشتی مخیر هستی ولی وقتی خودم فکر می‌کنم که در این میان علی را داریم، او موجودی بی‌گناه است، چه تقصیری دارد که باید سرنوشت ناپدری را داشته باشد، من هم وقتی در میهمانی‌های فامیل می‌بینم که هر کس با شوهرش هست و من تنها هستم به این مسئله فکر می‌کنم، آیا می‌توانم ازدواج کنم یا نه؟ ولی چهره معصوم و بی‌گناه علی را می‌بینم. آیا سرنوشت برای او چه نوشته است لذا از ازدواج پشیمان می‌شوم. زندگی برایم سخت شده ولی چه باید بکنم سعی خودم را می‌کنم، تو هم دعا کن و از خدا کمک بخواه. ناراحت نشوی من هم احساس دارم.

قربانت ـ منیژه لشکری

و اما یکی دیگر از نامه‌های شهید لشکری نیز خواندنی است به ویژه آنجا که پس از گذشت سال‌ها غربت و در اوج تنهایی و رنج دوران سخت اسارت، هنوز تاریخ تولد نخستین فرزندش را به یاد دارد و جشن تولد او را تبریک می‌گوید. با هم این نامه را می‌خوانیم:
همسر عزیز و صبورم، سلام. نامهٔ تو را دریافت کردم. بسیار خوشحال شدم. حال من خوب است و دعاگوی شما هستم.
سال نو و عید نوروز را به شما تبریک می‌گویم.
پنج قطعه عکس می‌فرستم. مواظب خودتان باشید. می‌دانم سخت است. ولی چه باید کرد؟ خدا این طور خواسته. ما هم صبر می‌کنیم. هر وقت دلتنگ شدی، نماز بخوان، قرآن بخوان و توجه به خدا بکن، خدا صبر می‌دهد. ان‌شاءالله همدیگر را می‌بینیم.
تاریخ تولد علی ۹ /۲ /۱۳۵۹ می‌باشد. شانزدهمین سالگرد تولدش را به او تبریک بگو.
همسرت ـ حسین لشکری ۲۸ /۱۲/ ۷۴

------------------------------------
منبع: کتاب ۶۴۱۰ / نشر اجا / چاپ سوم ۱۳۸۷ ص ۱۹۷



تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

علی۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۲۳:۲۱

دوستان این بزرگمرد خاطرات دوران اسارت را در کتاب 6410 از انتشارات عقیدتی سیاسی ارتش نوشته است. خواندن آن را به همه دوستداران ایشان توصیه می کنم.

مهدی۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۲۲:۲۲

دلم واسه پدرم خیلی تنگ شده فرزند شهید

محمد۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۲۲:۰۱

هوس کردم یکی از اون پیراهن ها که یک عکس روشه و زیرش نوشته: my hero رو با عکس ایشون تنم کنم.

محمد۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۲۱:۲۷

از صمیم قلبم این شهید را دوست داشتم و همواره هم یادش در دلم هست. هیچوقت اولین تماس تلفنی با همسرش پس از ورود به خاک مقدس ایران را که تلویزیون زنده پخش کرد از یاد نمی برم تمام خانواده ما به پهنای صورتشان اشک ریختند و خدا را شکر کردند. روحت شاد ای مرد بی ادعای آسمان ایران. چه خوب اسمانی شدی....

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۹:۳۶

علی آقا الان دندانپزشکن .منم از بیماراشونم.واقها مثل پدرش گله..

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۹:۲۱

ای فرمانده لشکر دلها ، از خدا برای ما هم دعوت نامه ی شهادت را بخواه .

امیر۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۸:۴۹

خدا رحمت کند . انسان آزاده.

مهرداد۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۸:۴۴

سلام بر روح پرر فتوح عقاب آسمان ایران شهید لشکری که الحق اسوه صبر و استقامت است.

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۸:۲۵

روحش شاد واقعا سخته با کلمات نمیشه این سختی و زجری که این شهید و خانمشون توو این همه سال کشیدنو ر موردش حرف زد دم شون گرم ایول فقط خدا میتونه جبران کنه بشر هر کاریم بکنه باز کمه

وحید۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۸:۱۴

انصافاً تکان دهنده بود تو سایت خوابگاه نشستم حیف روم نمیشه گریه کنم جلو بچه ها وگرنه می خواستم با خوندن اون نامه ها های های گریه کنم !!

حمید۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۷:۵۵

الله اکبر الله اکبر !!!!!! درود بر عطمت این همه صبر و بردباری ! وقتی فکرشو میکنم بدنم میلرزه 20 سال اسارت اونم در سلولهای انفرادی !خداوند روحش را قرین رحمت خودش بفرماید !!! آمین یا رب العالمین

عادل۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۷:۵۰

در عكس چهارم آن سردار سپاه كه در كنار ايشان نشسته و در حال گفتگو با هم هستن سردار شهيد حاج حمدالله دكامي فرمانده سپاه كرمانشاه بودند كه در سال 1381 در حين بازگشت از ماموريت تهران در جاده ساوه تصادف نمودند و به روحشان ملكوتي شد. اين سردار شهيد نيز 10 از عمرشان را در اسارت نيروهاي بعثي بودند.

ایرانی۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۷:۵۰

وای چقدر گریه کردم به خدا غربت از کلام آن شهید مظلوم و همسرش می بارید.روحش شاد برای علی آقا و خواهر کوچکش و مادر بسیار صبور او آرزوی عاقبت به خیری می کنم. درک آن ها بسیار سخت است.این خانواده حق بزرگی بر ما دارند.

امیرحسین۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۷:۴۸

خدایا برمحمدوال محمدصلوات بفرست وروح این شهیدوالامقام را قرین رحمت خویش قرارده وازحضوردرجوارمولای متقیان امیرمومنان اوبهرمندساز امین

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۷:۴۱

خدایش بیامرزد و با اولیای الهی محشور نماید.

نایب الله اصغری۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۷:۳۷

روحش شاد اگر نبودند این مردان خدا امروز ما در آسایش نبوده ایم مردان مقاومت که فولاد در حضورشان شرمنده شد. خدایا چنان کن ما در روز قیامت بادیدن این شهیدان شرمنده نشویم

علي اكبر۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۷:۲۰

درود و سلام خدا بر شهيد لشكري و همسر صبورش انشا،الله ميهمان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام باشند خدا به همسرش و فرزند عزيزش اجرو پاداش دنيوي و اخروي دهد

shahin۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۷:۱۶

ما به این عزیزان بدهکاریم اینان بودن ورفتن ما ماندیم روسفیدشان کنیم برای شادی روحشان صلوات.

ایران۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۷:۱۰

ناخوداگاه اشکم در اومد...

اللهم فک کل اسیر...

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۷:۰۹

سلام و درود خداوند بر دلیر مردان و غیور مردانی همچون شهید لشکری که با صبر و تحمل شکنجه‌های دشمنان خدا مصداقی از ان‌ا... مع‌الصابرین شدند و به ما درس صبر و مقاومت و آزادگی دادند. به یاری خدا در جنگ علمی و پیشرفت هسته‌ای با مقومت و ایثار پیروز خواهیم شد.
برای شادی روح شهدای دیروز(جنگ تحمیلی) و شهدای امروز (عرصه علم و فنآوری) صلوات

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۷:۰۷

سبحان الله از این استقامتها و صبوریها

erfan۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۷:۰۱

man kari na be eghtesad daram na jang vali az nazare man hamchin adamaeevagheaan ghabele taghdiram.
vaghean in adamaro bayad ro cheshamon negah darim

یاسر۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۶:۵۶

خداوند روحش را قرین رحمت کرده و با سید و سالار شهیدان محشورش گرداند

Ayeh۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۶:۴۱

سلام و درود خدا بر شهیدان و همرزمانشان

حمید۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۶:۳۴

سلام بر روح پاک شهیدان خواندن این مطالب دل انسان را ریش می کند و نفرین خدا را برای صدام و یاران جنایت کارش از خدا می خواهد امید است خانوادههای این شهیدان همیشه در عزت و بزرگواری زندگی کنند . حمید از زاهدان

دیده بان۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۶:۲۵

بسیار زیبا بود
این اجازه دادن برای ازدواج
و ان نپذیرفتن
به قدری زیباست که کلام ناتوان است

دكتر عباس گوهري۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۶:۲۳

بنده افتخار آشنايي با اين شهيد عزيز راداشتم.تواضع ايشان برايم درس بود.ايشان بدون هيچ تشريفات و چشم داشت خاصي به كار و فعاليت پرداخته بود و از هيچ امتيارز خاصي استفاده نكرد.من معتقدم اين مرد بزرگ لياقتش بيش از اينها بود.اي كاش اندكي از تشريفات و امكانات رفاهي مسوولين و مديران شامل حال اين بزدگمردمي شد
هر چند خودش از اين ها گريزان بود.روح او و تمامي شهدا شاد.

سید مهدی۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۶:۱۳

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

یک آزاده۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۶:۰۷

من خود قریب هشت سال اسیر بودم اما با دیگر دوستان بودم اما این شهید عزیز نمی دانم این مدت را در زندان انفرادی چگونه بسر برده است من یک آزاده درک شرایط او برایم سخت است و وقتی نامه به همسرش را خواندم گریه ام گرفت الان نیز که این مطلب را مینویسم گریه ام گرفته است خدا به حق امام علی علیه السلام روحش را شاد کند و او را با ائمه اطهار محشور کند ما را هم با ایشان

یاسر۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۵:۵۲

درود بر این عشق مستحکم و صبر و پایداری برای رضای خدا ...

رجبی۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۵:۵۲

روحش شاد ،یادش جاویدان وتربت خاکش سرمه چشمانمان

مصطفي۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۵:۵۲

جايگاه اين مردان خدا واسوه هاي مقاومت وفداكاري در نزد حق تعالي رفيع است انشاء ا.. رفعيتر گردد.
شهداي عزيز مان افتخار ما ايرانيان هستند.

رضا از اهواز۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۵:۴۴

روحش شاد. امیدوارم بتونیم راهشون رو ادامه بدیم. خداوند به همسرش صبر عنایت کنه انشالاه.

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۵:۳۵

درود به همسر این مجاهد آزاده ، درس یاری در میدان تنهایی را شما معلم هستی.

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۵:۳۳

خدا رحمتش کنه به خانوادش هم صبر بده

وحید۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۵:۲۵

کجایند مردان مرد، مردان بی ادعا؟!

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۵:۱۵

مردان بزرگ سرزمینم باعث سربلندی و سرافرازی مائید چه همت و دوران چه آنهای که بنام ایران ومردمش جنگیدند
هرگز فکر نکنم کسی 16 سال اسارت را بفهمد یا کسی بی پدر ماندن آنهای پدرانشان بزرگترین و بهترین وباغیرت ترین مردان این سرزمین بودند

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۵:۱۴

همه باید صبرواسقامت در مقابل سختیهارا از اسوه مقاومت حسین لشگری بیاموزیم

سید حامد۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۵:۰۶

سلام خدا بر این اسوه مقاومت که اگر اراده خداوند نبود ، صبر حتی یک لحظه آن برای این دو نفر غیر ممکن می بود .
خواندن این نامه ها خیلی راحت است ولی درک واقعی و درس گرفتن از آن برای هر انسانی برنمی تابد .
انشا الله خدا به هممون عنایت داشته باشه .

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۵:۰۴

اشکمون دراومد ممنون تابناک که از این مطالب میگذلری تا مارو بیشتر با حماسه سازان دفاع مقدس آشنا کنی

بلی آنان که از این پیش بودند * چنین بستند راه ترک و تازی*از آن این قصه را گفتم که امروز*بدانی قدر و بر هیچش نبازی*

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۴:۵۶

درود

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۴:۴۸

خدا رحمتش كنه چه رنجهاي كه نكشيده

محمدجواد۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۴:۴۳

درود و سلام خداوند بر شهیدان سرفراز میهنمان . الان پسر شهید حدود 33 سالش باید باشد و حالا که یک مرد می باشد انشاء اله حامی مادر بزرگوارش باشد خداوند عزت خانواده محترم و معزز شهدارا روز به روز افزون فرماید

نرگس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۴:۴۱

نمي دونم جواب اين ها رو چه طوري مي خواهيم بديم

موحد۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۴:۳۶

الگوى تمام عيار مردان خدائى در عمل و زبان. روحش شاد.

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۴:۲۵

سلام وصلوات خداوند بر آن عزیز سفر کرده که ما عزت ایران اسلامی و امنیت خود را مدیون رنج و هجران وی وذیگر آزادگان و خانواده های محترمشان داریم.

کامران۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۴:۲۱

قهرمانان پاسداری از خاک وطن همیشه جاودانه اند .
ایران و ایرانی سربلند باد

یک کودک زمان جنگ۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۴:۱۸

آفرین و درود برغیرت و همیت رزمندگان اسلام امیدوارم خداوند پاداش این صبر ایشان را عاقبت بخیری فرزندشان علی قرار دهد

ناشناس۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۴:۱۲

روحش قرین مهربانی باشد.

همتي۱۳۹۱/۰۵/۱۸ ۱۴:۱۱

خدايا هرلقمه ناني كه دراين مملكت با آرامش مي خوريم مديون چنين مردان بزرگي هستيم در اين ماه مبارك اجر وي را چندين برابر كرده وعلي نامبرده را سربلند گردان.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.