آخرین خبرتصاویر ناوگروه تئودور روزولت در مسیر خاورمیانه؛ کی می‌رسد؟
6بازدید
۹۹

با هم تاریخ بخوانیم

مسئولیت‌پذیری فاصله بدبختی و خوش‌بختی ایران است!

خواندن این مطلب را به این خاطر توصیه می‌کنیم که شاید اثبات کند، حقیقتا تاریخ درس‌آموز است؛ درس‌هایی درباره دلیل بدبخت شدن کشورها، دلیل در جا زدن‌ها و جلو نرفتن‌ها و مشکلاتی که هنوز حل نشده‌اند.

آنچه خواهید خواند، برداشت‌های شخصی از مرور رخدادهای تاریخی در چنین روزی است. این برداشت شخصی می‌تواند ناقص و اشتباه بوده و یا با آنچه شما به آن اعتقاد دارید، متفاوت باشد.

به گزارش «تابناک»، وبسایت «تاریخ ایرانیان در این روز» مجموعه‌ای است از مطالبی که روزنامه‌نگاری خوش ذوق درباره تاریخ ایران و جهان در هر روز منتشر می‌کند. جا دارد به دلیل مفید بودن آن و چیزهای فراوانی که از آن آموخته‌ایم، به مؤلف آن، ادای احترام کنیم.

برداشت نخست: مسئولیت‌پذیری فاصله بدبختی و خوش‌بختی است.

امروز سالروز دو رخداد در فاصله زمانی فراوان و در دو جغرافیای گوناگون است که در کنار هم گذاردن آن‌ها می‌تواند آموزنده باشد.

۱) یک میهن‌دوست آتنی به نام فیلیپیدس Philippidess پس از آگاهی از تصرف جزیره «اوبوآ» به دست نیروی دریابرد ایران و پیاده شدن طلیعه این نیرو در «آتیکا» و دشت ماراتن، ۲۴۰ کیلومتر فاصله آتن تا اسپارت را در دو شبانه روز دوید تا از سران اسپارت بخواهد که نیروی کمکی به آتن بفرستند. وی دوم سپتامبر سال ۴۹۰ پیش از میلاد به اسپارت رسید و درخواست خود را مطرح ساخت. فیلیپیدس از جانب کسی مأموریت نداشت و حس میهن‌دوستی، او را به دویدن ۲۴۰ کیلومتری وادار کرده بود و همین کار ـ در تاریخ ـ بر اهمیت عمل او افزوده است.

۲) دوم سپتامبر سال ۱۹۸۷ محاکمه یک جوان نوزده ساله آلمانی به نام ماتیاس روست Mathias Rust که سه ماه و نیم پیش از آن (نوزدهم ماه می‌) با یک هواپیمای یک موتوره سسنا از مرز شوروی گذشته و پس از ۶۴۰ کیلومتر پرواز در میدان سرخ مسکو فرود آمده بود، در دادگاه این شهر آغاز شد؛ ماتیاس این هواپیمای کوچک را کرایه کرده و از هلسینکی پایتخت فنلاند به پرواز درآمده بود.
پرواز این هواپیما از مرز تا کنار دیوارهای کرملین ـ که نشان دهنده ضعف شوروی بود ـ باعث شگفتی جهانیان شد که با به یاد آوردن موضوع ساقط کردن هواپیمای جاسوسی «یو _ ۲» آمریکا و جت مسافربری کره جنوبی، دفاع شوروی را خلل ناپذیر می‌پنداشتند. ضعف شوروی در آن روز، ناشی از نداشتن وسائل رهگیری و دفاع هوایی نبود، بلکه در بی‌اعتنایی و سهل‌انگاری کارکنان مربوط بود که نشان می‌داد، نظام وقت آن کشور به دلیل کاهش انگیزه و عدم دلسوزی ملی در یک رخوت و سستی قرار گرفته بود.


در تاریخ سال‌های اخیر ایران، نمونه‌های جالبی از این احساس مسئولیت هست که کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ برای نمونه، «دریاقلی سورانی» اوراق‌فروشی آبادانی در آبان ماه ۱۳۵۹ در آغاز جنگ تحمیلی، ۹کیلومتر را در شب و با دوچرخه‌ای کهنه رکاب زد تا مانع غافلگیری نیروهای ایرانی و سقوط آبادان شود.



عجیب نیست اگر ادعا شود احساس مسئولیت یک نفر بر سرنوشت جنگ بین دو کشور، تأثیر قطعی داشته است. رفتار آن شهید غریب را مقایسه کنید با برخی مسئولینی که اشتباهاتشان را با دلیل و روشن به آنها نشان می‌دهی و ... .

برداشت دوم: اقتصاد ایران از شهید بهشتی تاکنون

آیت‌الله دکتر بهشتی در مصاحبه اختصاصی با روزنامه اطلاعات که در شماره دهم شهریور ۱۳۵۹ آن روزنامه بازتاب داده شده، گفته بود که دادگاه‌های انقلاب باید هر چه زود‌تر به دارایی افراد که از راه حرام به دست آمده است، رسیدگی کنند.

وی در این مصاحبه دیدگاه‌‌های خود را که عمدتا زمینه اقتصادی دارند، اعلام داشته بود که خلاصه برخی نکات آن از این قرار است:

ــ صنایع مادر و بازرگانی خارجی باید دولتی باشند (تا هیچ مقامی متهم به واگذاری خارج از ضوابط نشود).

ــ کارخانه‌ها و مؤسسات بزرگ را ـ که بیرون از مقوله صنایع مادر هستند ـ می‌توان به صورت تعاونی اداره کرد. اگر تعاونی‌ها تقویت شوند بخش خصوصی (سرمایه‌داران انفرادی) فرصت و زمینه باد کردن (بزرگتر شدن) به دست نمی‌آورند.

ــ نیمی از اموال کسانی که مالیات نداده‌اند متعلق به دولت است.

ــ اموال رباخواران باید مصادره شود (به جامعه و نماینده آن دولت داده شود).

ــ اموال کسانی که از راه بند و بست با مقامات دولتی صاحب کارخانه و... شده‌اند، مال خودشان نیست و متعلق به بیت المال است.

ــ کسانی که از راه فروش اراضی موات (بلا استفاده) صاحب ثروت شده‌اند این ثروتشان حرام است.

ــ عموم مردم باید امکان کار و فعالیت داشته باشند.

از زمان سخنان شهید بهشتی تاکنون، اقتصاد ایران بسیار بزرگ‌تر شده است و به دنبال آن، اقتصاد جهانی تغییرات زیادی هم کرده است؛ اما جالب آنکه مشکلات اقتصاد ایران،‌‌ همان مشکلات سی سال پیش است: فساد ناشی از دسترسی به رانت و امتیازات، بهره بانکی، ندادن مالیات، بیکاری، زمین‌خواری و... .

این شاید دلیلی بر این باشد که مشکلات حل ناشدنی فوق ناشی از یک نظام اقتصادی هستند که با وجود تغییر شدید نظام سیاسی کشور همچنان قدیمی و بدون تغییر باقی‌ مانده است.

برداشت سوم: اختلافات مذهبی تا چه هنگام، گریبان‌گیر خاورمیانه است؟

۱) امام خمینی در اجتماع نمایندگان مردم عجب‌شیر و جوانرود که به دیدار ایشان شتافته بودند، با بیانات مبسوطی که در شماره ۱۵۹۴۲ روزنامه اطلاعات (شهریور ۱۳۵۸) بازتاب آن آمده است، گفته بود که اختلافی میان شیعه و سنی نیست و آن‌ها که با اسلام مخالفند، اختلاف بین شیعه و سنی را عنوان می‌کنند.

۲) تفسیر‌های یکم و دوم سپتامبر ۲۰۰۳ روزنامه‌های جهان درباره ترور آیت الله حکیم و اوضاع عراق بود. برخی مفسران نوشته بودند که این روز‌ها روش تهیه و انتشار اخبار مربوط به رویدادهای عراق، به گونه‌ای است که نشان می‌دهد هدف، گسترش اختلافات مذهبی در عراق است. این مفسران در این موضوع متفق القول بودند که اگر اختلافات مذهبی مردم عراق شدت یابد، نه تنها برقراری امنیت در آن کشور به این زودی و آسانی امکان پذیر نمی‌شود، بلکه دامنه این اختلافات به کشورهای همسایه و سراسر منطقه گسترش خواهد یافت.

۳) احمدی‌نژاد در مکه در اجلاس سران کشورهای مسلمان: دشمنان می‌خواهند جنگ شیعه و سنی راه بیندازند.


برداشت چهارم: ما رسانه‌ها و رسانه‌ای‌های بی‌سواد

مؤلف در وب‌سایت «تاریخ ایرانیان در این روز» می‌نویسد: «دوم سپتامبر ۲۰۰۴ چاپ دوم و ترجمه اسپانیایی تألیف چهار جلدی تاریخ رسانه‌ها توزیع شد. از مندرجات این کتاب چنین برمی‌آید که (تا آن زمان) ایران تنها کشور جهان بوده است که نظام‌نامه روزنامه‌نگاری نداشته است [تا سال ۲۰۱۰ هم نشده است]».

و در توضیح این نظام‌نامه می‌گوید: «نظامنامه روزنامه‌نگاری هر رسانه را تعریف می‌کند و خصوصیات سه نوع روزنامه (حزبی، تخصّصی و جامع = حرفه‌ای) را بیان می‌دارد. «نظام روزنامه‌نگاری» سازمان و برنامه روزنامه را به دست می‌دهد؛ از جمله چه کسی را می‌توان روزنامه‌نگار خواند و شرایط احراز این عنوان چه باید باشد. چه فردی را با چه پیش شرایطی می‌توان به عنوان خبرگیر استخدام کرد. طول ماندن در هر سمت تحریریه (اتاق خبر) و چگونگی ارتقای از خبرگیری به خبرنگاری به دبیری میز و معاونت سردبیر اجرایی و بالاخره سردبیر...».

این را بگذارید در کنار کیفیت امروز روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها و البته صدا و سیمای ایرانی؛ مثال هم معدود گزارش‌هایی که ده‌ها خبرنگار خبرگزاری‌های ایرانی از جلسه دبیرکل سازمان ملل در دانشکده وزارت خارجه بیرون دادند، گزارش که نه، حاشیه‌نگاری‌های مبتذل و پر از اشتباه.



جالب روایت همین خبرگزاری‌هاست از مشکل خبرنگاران ایرانی که به علت ندانستن زبان خارجه، نمی‌توانستند با مقامات خارجی حاضر در اجلاس عدم تعهد مصاحبه کنند.  صدا و سیما که بدتر و بی‌سوادتر

برداشت پنجم: رابطه پلیس و وزارت کشور با دانشکده حقوق

یازدهم شهریور ۱۳۳۲ شهربانی دولت زاهدی تصمیم گرفت که آن دسته از افسران این سازمان را که از دکتر مصدق هواداری کرده بودند و شهرت ناسیونالیستی داشتند، ولی دلیل محکمی برای زندانی کردنشان وجود نداشت، اخراج کند و یا در اختیار وزارت کار گذارد که چنین شد.

هفت سال بعد، همین شهربانی (پلیس کشور) مجبور شد که برای اصلاح کلانتری‌ها و امنیت شهر‌ها،‌‌ همان افسران را که غیرنظامی شده بودند، با‌‌ همان درجه‌هایی که در اواخر حکومت دکتر مصدق داشتند، به خدمت پلیس بازگرداند و بسیاری از آنان که در دوران بیکاری، از دانشکده حقوق دانشگاه فارغ التحصیل شده بودند، در رأس کلانتری‌های تهران ظاهر شدند و دفعتا رأسای کلانتری‌های پایتخت که پیشتر سرهنگ‌ها بودند، سروان‌ها و ستوان‌ها (عقب افتاده از ترفیع) شدند و شهر را اصلاح کردند و به عربده‌کشی‌ها، جاهل‌بازی‌ها و باج‌خوری‌ها که پس از براندازی ۲۸ امرداد (به دلیل شرکت این قبیل افراد در کار براندازی) شدت یافته و به صورت امری عادی درآمده بود پایان دادند.

همین افسران پس از انقلاب، در زمان دولت موقت، مقامات تراز اول شهربانی کشور را بر عهده گرفتند و پلیس ازهم پاشیده را احیا کردند.

شایسته‌سالاری و امنیت که موضوعی مهم است در دوره زاهدی فراموش شده، ولی آیا ما درباره جدا بودن پلیس و وزارت کشور از دانشکده‌های حقوق اشتباه نمی‌کنیم؟

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ایرانی۱۳۹۱/۰۶/۱۳ ۰۰:۱۸

آخری خیلی خوب بود. متاسفانه ما ایرانی ها فقط حرف می زنم،حتی مشکلات را تشخیص می دهیم اما عمل نمی کنیم!

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۲۲:۱۳

با تمام احترامی که به شهید والا مقام بهشتی عزیز دارم باید اعتراف کرد که همین مواضع باعث فرار سرمایه و از بین رفتن بخش خصوصی و ایجاد رانت در اقتصاد دولتی پس از انقلاب شد.

کارمند۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۲۱:۰۹

من به نظر خودم واعتراف روسایم مسولیت پذیر ومنظبط هستم.وهمیشه به همکاران وارباب رجوع احترام میگذارم اما میدونید نتیجه چیه؟چون مبادی آداب هستم همیشه بصورت شفاهی از من تقدیر میشه که حتی یک برگ کاغذ برای تشویق کتبی مثلا خرج نشه.چون اهل جاروجنجال نیستم میدونن سروصدا در نمی یارم.او.....لطفت اساتیدی که برای این مطلب کامنت گذاشتن بگن تا کی ادامه بدم صبرم داره از سوئ مدیریت اداره مون سر میره

Cyrus۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۹:۴۷

you can not expect a citizen of a third world country with same level of mentality, understanding and responsibility to act like if he is from a developed country

مصطفی۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۹:۲۲

تحلیل ومثال ها بسیار آموزنده ای نموده اید بنظر من یکی ازشایسته سالاری باید خودخودخواهی منی یت وتعریف کردن ازخود وچاپلوسی برای مدیر بالا دستی خود نباشد بجای ان باید احساس واقعی خوب برای مردم خود داشته باشد تنها باین فکر کندبهبود وضع جامعه اش ومنافع ملی کشورش بخود او وخانوده وجامعه اش ازگرفتن مسئولیتش بهره میبرند

آسان۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۷:۵۸

دختر خواهرم از آمریکا آمده بود از فرودگاه که بر میگشتیم با موبایل صحبت میکردم و کمربند ایمنی هم نبسته بودم یک ساندویچ نون و پنیر هم میخوردم چشمهایش از تعجب گشاد شده بود با وجود اینکه 10 سال بیشتر نداشت با همان فارسی کمی که بلد بود بهم تذکر میداد که این کارها غلط است.
احترام به قانون و نظم و مسولیت پذیری هم مثل اصول مذهبی باید آموزش داده شود آن هم درسنین پایین

مهدی از نهران۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۷:۴۸

بسمه تعالی
من میخواهم بدون مقدمه وارد متن شوم ، چون نوشته های نسبتاً مناسبی در بالا آمده است . به نظر من تمدونی که حاصل آن نشود ، فرهنگ ، بکار هیچ ملت و مملکتی نمی خورد .
نکته دوم اینکه دل خوشی ما به این بود که شاید این یک دوره گذار است و باید مملکت بلاجبار آن را پست سر بگذارد ، ولی آرام ، آرام دارد به نقطه بحرانی نزدیک می شود ، و نیاید هاله ای از خوش خیالی این فضاء را احاطه کند. نکته بعد پیشرفت باید موزون و همه جانبه و متناسب باشد ، پیشرفت در یک موضوع یا چند موضوع نمی تواند یک کشور را نجات دهد ، جالب اینکه همه کارهای بزرک از امور ساده و ابتدایی حاصل می شوند ، مثل نظم و انضباط که دوستان در مورد آن صحبت کرده اند .به امید پیشرفت ، فهم و معرفت برای ملت بزرگ ایران و انصاف ، عدالت برای مسئولین در هر رده و پست .خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشید و ما رستکار.
این بنده خدا یک نفر عادی در جامعه هستم.

arezo۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۷:۰۲

من دانشجوی دکتری تخصصی هستم،در یک موقعیت استخدام هیئت علمی با داشتن 28 مقاله علمی و معدل بالای 18و امتیازات چشمگیر دیگر تنها بدلیل اینکه اقایان کارگروه جذب یک نفر سفارش شده زیر سر داشتند پرونده ام را فاقد صلاحیت علمی معرفی کردند،با تمام تلاشی که کردم در بین مسولان رسیدگی به تخلفات اداری کسی که احساس مسولیت کند و به این تخلف اشکار رسیدگی کند نیافتم،اقایان مسئول فقط به این موضوع فکر میکنند چطور صبح را ظهر و ماه را به اخر برسانند تا جیبشان پر شود...................

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۶:۳۲

هیییییییییییییییی روزگارررررررررررررررررر

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۵:۵۲

خبر خبر ، آی خبر
دریا قلی یک درس شد در فارسی ششم ابتدایی. دست مولفان کتاب درسی درد نکند.

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۵:۲۴

یاد و خاطره شهید سورانی و تمامی شهدای گرانقدر که با فداکاری خود از ناموس این میهن پاک دفاع کردند را گرامی می داریم. امیداست مسئولین, لیاقت خدمت در این خاک عزیز را داشته باشند.

بي نام۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۴:۵۷

واقعا باور نميكنم كه يك نظر كاملا منطقي و مفيد حتي در اين سايت كه يكهزارم ايراني ها هم آنرا مطالعه نميكنند درج شده باشد .
اميدوارم اين مقاله طليعه ارزشمند شدن مسئوليت پذيري باشد تا كم كم افراد مسئول باور كنند ديوانه نيستند بلكه اتفاقا در شرايط بدي قرار گرفته بودند

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۴:۰۴

[جانا سخن از دل همه مردم ایران می گویی کجاست گوش شنوا....

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۳:۵۶

همچنانكه پذيرش كاري خارج از حيطه علمي و توان تبعات خطرناكي دارد؛ نپذيرفتن مسؤوليت با وجود داشتن توان اجرا خيانت است.

الفا۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۲:۳۳

یادش بخیر اول انقلاب همه از مسئولیت پذیری و حساسیت مسئولیت حرف میزدند.خیلی هامیگفتند: کلکم راع وکلکم مسئول عن رعیته. (همه نگهبان ومسئولید نسبت به مردم). ویا میگفتند مامورم ومعذور معنی نداره . مامورم و مسئول درسته.خیلی ازمسئولین دوتا خودکارداشتند یکی برای نوشتن نامه های اداری یکی برای استفاده شخصی. ویا میگفتند اگرکسی(مسئولی) اصلح ترواعلم تر از خودش سراغ داشته باشه بایدجایش را به اوبدهد.(یعنی شایسته سالاری). ولی حالا چرا؟

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۰۹:۰۳

بی مسولیتی صدا و سیما در ترجمه غلط سخنان سخنرانان اجلاس سران ابروی رسانه های ایران را برد امیدوارم تکرار نشود

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۶:۳۵

این نظرو بهتر بود تو خبر مربوطه مینوشتین چون فقط مسأله مسئولیت پذیری نیست خیلی مسائل دیگه پشتشه

فرهاد۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۰۸:۴۸

ما ملت یک زمانی خواب بودیم ولی حالا بیداریم ولی فکر می کنیم بیداریم!!!!

رضا۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۰۸:۳۸

با سلام/
11 سال توی یکی از ارگان های نیمه دولتی مشغول به کار هستم.(بخش مالی). مشکل اقتصادی کشور ما نیاز به یک انقلاب اقتصادی داره.

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۰۷:۴۶

مسئوليت پذيري يعني پاسخگو بودن وقتي به بهانه هاي مختلف از پاسخ دادن تفره ميرويم يعني از مسئوليت دور شديم

222۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۰۱:۰۷

فوق العاده مطالب زیبایی بود

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۰۰:۵۲

متاسفانه از مسئوليت پذيري فقط اسمي مانده اگر شما كسي را پيدا كرديد كه مسئوليت پذيري در كار خود انجام داد سلام برسانيد

هــادی۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۶:۳۳

هستن من خیلی دیدم از کارمند معمولی تا مدیر و استاد و راننده تاکسی و کاسب و ... .
فقط این افراد چون برای رضای خدا کار میکنن هیاهو ندارن و دیده نمیشن.

مسعود۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۲۳:۴۱

مسئولیت پذیری به خودی خود به وجود نمی آید . اگر آن اوراق فروش 9 کیلومتر رکاب زد برای نجات جان کشورش بود برای خودش برای ثبات و امنیت و اعتقاداتش بود .
مسئولیت پذیری انگیزه می خواهد . اگر نفعی در قبال یک مسئولیت نباشد چرا باید مسئولیت پذیر بود .
انگیزه ی معنوی آن رضای خداست که شکر خدا برای اکثرمان کم اهمیت شده است . پس می ماند سود مادی و یا ضرر و زیان های احتمالی !!!
دانشجویی که در بهترین دانشگاه هم درس خوانده با کدام انگیزه (برای مسئولیت پذیری) در وطن بماند وقتی هیچ ظرفیت و پتانسیلی برای استفاده از او وجود ندارد .
کارمندی که وجدان کاری دارد وقتی رییس دزد داشته باشد وقتی بقیه کارمندان او را بایکوت کنند با چه انگیزه ای مسئولیت پذیر باشد .

حرفم اینه که نباید انتظار داشت مسولیت پذیری خود به خود به وجود بیاید یا با شعار کلیشه ای "از خودمان شروع کنیم " . باید ساز و کاری مثل مشوق و جریمه های جدی برای مسولیت های مختلف در نظر گرفت . شاید فرجی شد .
مساله ی بعدی ناظران بر سازوکار های ذکر شده است که خود داستانی مفصل است .

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۶:۳۲

حرف شما درسته آقا مسعود ولی خیلی وقتا ما اینها رو بهانه می کنیم برای فرار از مسئولیت

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۲۳:۲۰

مقاله بسیار مناسب و وزینی بود. اما مناسبتر است که بعد از انتقاد راهکار نیز ارائه دهید

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۶:۳۱

راهکارها در نظرات هست فقط باید عمل بشه بهش: مسئولیت پذیری

مهدی۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۲۳:۱۷

به نظر بهتر بود به قسمت اول یادداشت بیشتر پرداخته می شد . در خاطره جالب از یک شهید که می خواست برای باز کردن میدان مین راه برود در مقابل دیدگان دوستانش پوتین خود را از پا در می آورد دوستانش به او می گویند تو که می خواهی شهید شوی پس چرا پوتین را از پا در می آوری ؟ در پاسخ آن شهید گمنام بزرگوار می فرمایند . این پوتین برای بیت المال است بعد از من کسی می تواند از آن استفاده کند حالا شما مقایسه کنید این رفتار را با برخی آقایان مدیر امروزی را که بیت المال را کرده اند بیت الحال ؟!!...

علی۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۲۱:۳۳

تابناک عزیز برای فیلتر شدن عجله نکن

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۲۱:۱۰

فرهنگ مسئولیت پذیری از میوه تازه معاصر 8سال دفاع مقدس بیرون می اید که اگر درست تدوین وفراگیر شود ملت طعم زندگی ودوران شیرینی راخواهد چشید اگر سینه چاکان دروغین بگذارند

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۲۰:۲۹

من کارگر یکی از شرکت های مس هستم .می خواستم موضوعی را برایتان بگویم شاید پندی باشد.چندی پیش یک جوان تازه فارغ التحصیل شده از دانشگاه امیرکبیر برای مدیریت تولید کارخانه ما امد.روزهای اول که دیدمش خیلی در قید و بند مسائل مذهبی ،کلاس گذاشتن و خیلی چیزها نبود .ولی این جوان بسیار بسیار قانونمند بود و برای اجرای قانون می گفت حتی به پدرم هم اجازه بی مسئولیتی،تنبلی و غیره را نمی دهم.همچون کارگر کار می کرد و برای اجرای قانون حتی دعوا می کرد.او بسیار شوخ طبع و تا حدی هرزه گوست ولی در عین حال برای کاری که به ما می سپرد دعوا میکند.شب و روز بی خوابی می کشد و می گوید که برای من فرقی ندارد که مال پدرم باشد یا کسی دیگه باید مسئولیت پذیر باشید .در مدت دو ماه کارخانه ما را از ورشکستگی نجات داده و چنان نظمی به ما داده که من هنوز باورم نمی شه.

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۶:۲۹

کسی که واقعاً در قید مذهب باشه حتی اگه براش باعث سختی بشه و یا به ضررش باشه مطمئناً مسئولیت پذیر و نترس هم خواهد بود.

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۲۲:۰۳

مسئولیت پذیریش خیلی خوبه و اگر در قید وبند مذهبی هم باشه خیلی خیلی بهتره ... بخدا اسلام بقدری جامع هست که برای هر کاری دستوالعمل کامل داده ... برید بخونید تفسیر کنید میبینید . مشکل ما دوری از دین و ظاهرگراییست .

علی۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۹:۵۵

اکثر کسایی که نامشان جاودانه شد افرادی بودند که مسئولیت پذیر بودند...بدون هیچ چشم داشت مالی در جهت پیشبرد کشور گام بر میداشتند..
جالبه بدونید پروفسور حسابی بعد از اینکه بهترین موقعیت مالی و علمی رو تو آمریکا رها میکنه و میاد ایران، بهش یه خر (الاغ) میدن که بره نقشه از مناطق ایران تهیه کنه....و این بزرگوار باکمال جسارت و تلاش،وظیفشو انجام میده و حتی نزدیک بوده تو کوه و کمر به دلیل گزش مالاریا جونش رو ازدست بده...
خدا وکیلی چند درصد مسئولین الان و نمایندگان مجلس، همچین روحیه مسئولیت پذیری و وطن پرستی دارن؟!!! چند درصد هستن که مثل شهید رجایی تنها دو دست کت شلوار داشته باشن؟؟؟!!!
دشمنان بیخود نبوده میدونستن کیارو باید از میون بردارن...
مثلا چرا دوست عزیز جناب خاوری رو ترور نکردن؟تاحالا فکر کردید؟!!!

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۹:۰۳

نظری ندارم ولی بهتر بود در متن مقاله گذری به نظام آموزش وپرورش می انداختید که باعث نابودی انگیزه در کودکان می شود در این سی سال یک نظام آموزشی پایدار در کشور نبود از نظام آموزشی استبدادی معلمان در دهه 60 تا نظام بی محتوی حال حاضر که کودکان بدست تقدیر می سپارد
با وزیری .....

هادی۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۸:۲۵

بهتر بود از تصویر مقبره جدید قهرمان ملی شهید دریاقلی سورانی استفاده میکردید .

اسماعیل فراهانی ازمحله نیروگاه قم۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۸:۱۴

حمال کلمه عربی بروزن فعال ومبالغه میباشدیعنی کسیکه زیاد تلاش وفعالیت میکند وحمال هم یعنی کسیکه زیادبار جا بجامیکند واین قشر جامعه بسیار محترم وارزشمند میباشند چرااین کاربر ناشناس به این قشر زحمت کش توهین میکند وشما هم اظهارات سخیف انرا منتشر میکنید

غلامرضا۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۷:۵۸

كلكم راء و كلكم مسئول

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۷:۴۹

با سلام
من واقعا نمي دونم اين كامنتها توسط مسئول يا افراد ذي نفوذ خوانده مي شود فقط همين بس كه آقايون چه ان براي اين مقام و منسبها دست و پا ميزنند كه هيچ ابايي هم از خراب كردن و ضايع كردن سايرين ندارند .حالا با هزارتا لابي بازي و اين و ببين و اون و بخر به جايگاه كه ميرسن شروع ميكنند از بودجه بيت المال به نفع خودشون برداشت كردن أنقدر هم وقيحانه كه ادم خشكش ميزنه، حالا اونجا از همه بدتر ميشه كه يه ادم حسابي هم پيدا ميشه از سمت عزلش كنه ، از هزارجا به ننه مرده زنگ ميزنن كه اگه برش داري چنين و چنان ..... نمونش هركي تو ادارات دولتي كار كرده ديده ....
حالا با اين وضع به نظرتون مملكت اباد ميشه.....
الان همه دنبال سرقفلي پست هاي دولتي اند تا توشه دنيوي ذخيره كنند نه توشه اخروي..... خداييش اين بود هدف ما..... خداييش اينه لياقت ما...
طرف تا سر پست همش ميگه وأي كه خيلي زحمت داره و خونوادم و نميبينم و غرو غرو غر.....
حالا بعد يه مدت ميخواي جابه جاش كني ، از زمين و زمان بهت زنگ ميزنن و خودش اويزون هزارجاست كه برش ندارن.... بابا جان مگه تو نبودي ميگفتي خسته شدم و از خونوادم بريدم و ......
واقعا من دلم ميسوزه

س شیراز۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۷:۰۲

من هم مدرس دانشگاه هستم متاسفانه بعد از انقلاب فرهنگ تظاهر و دروغ و ریا جای خود را به شایسته سالاری داد مسئولین فکر کردند هرکس دم از مسجد و قرآن بزند کافی است ولی در تعهد آنها به این مفاهیم ارزشمند شاخصی نداشتند ، تربیت و اصالت در خانواده به فراموشی سپرده شد اگر افرادی نقدی منصفانه و در چاچوب قانون داشتند و خواستند مطابق قانون عمل کنند به حاشیه رانده شدند و عملا شایسته سالاری واقعی جای خود را به چاپلوسی داد اینقدر که حتی یک مدرس دانشگاه جرات نقد کاملا علمی و در چارجوب نهج البلاغه و سیره معصومین را ندارد. باید گزینش اصلاح گردد و به آزاداندیشی در چارچوب حقوق انسانی و اسلامی احترام گذاشته شود. و مرتب دارایی مسئولین مشخص و الکترونیکی بررسی شود.

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۰۳:۵۲

سلام . استاد عزیز جمله اولتون از نظر ادبی غلطه. همه این مشکلات به قانون ضعیف که به مسئولیت های فرد محور منجر شده بر میگرده. یعنی یه استاد دانشگاه یه رییس یه مدیر یه کارمند یه راننده یه وزیر یه نماینده هر کاری بخواد میتونه انجام بده. مثلا یه استاد بهت بگه من تو رو میندازم یا یه کارمند بگه کار تو رو انجام نمیدم. عمرا بتونی کاری کنی مگر اینکه فداکاری کنه و کلی هزینه بدی تا ته خط بری و طرف رو رسوا کنی و قانون از تو حمایت نمیکند.

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۶:۵۳

زمانی بعضی آرمانها واقعی بود و ارزش داشت.
بعد از ان شعار شد .و ارزش داشت
الان در ادارات حتی شعار دادن انها مورد تمسخر قرار میگیرد .
در ادارات بگو خدمت ،مسئولیت،تواضع مسخره ات میکنند
به نظر من ما نیاز به یک انقلاب دیگری از نوع فرهنگی داریم .نه اقتصدی و ...

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۶:۴۹

من یک مدیر اقتصادی بودم, طی سه سال, سود واقعی مجموعه را بیش از 100درصد افزایش دادیم. سال چهارم مدیر مافوق جدید آمد و گفت اینجا چه سود بدهد چه زیان, من یک حقوق بیشتر ندارم, روش کارم هم اینگونه است که میگم, میتونی باش نمیتونی . . . ما هم رفتیم. ایشان آسوده خاطر بود که بخاطر ارتباطاتش همیشه مدیر است. اینجا نشد جای دیگر.من به اشتباه(در ایران) تصور میکردم برای ماندگاری و ارتقاء, باید با احساس مسئولیت واقعی, کارآمدی ام را نشان دهم, غافل از آنکه میبایست ارتباطاتم کارآمد باشد نه . . .

محمدمعتمدی۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۲۲:۵۲

من هم مدیرشرکت دولتی بودم شرکت زیان ده رابه سوددهی رساندم درمقابل درخواست های غیرقانونی شرکت راواگذارکردم متآسفانه شرکت درفاصله 9ماه به زیاندهی برگشت ومنحل شد

علی احمدی۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۶:۴۳

ماتیاس هاینریش روست جوان المانی عضو پایگاه ( c.i.a ) در هامبورک المان غربی از فرودگاهی در فنلاند هواپیمای سسنا یک موتوره را تا پاینخت شوروی هدایت و ان را در وسط میدان سرخ به زمین نشاند و از سد دفاع هوایی شوروی بسلامت گذشت و روی اقایان را کم کرد . بعد عده ای رزمنده مسلمان در افغانستان بکلی بر هیبت و عظمت پوشالی ارتش سرخ خط بطلان کشیدند

رضا۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۶:۳۳

این یاداشت را م ینویسم تا بدانید مسولیت پذیری چیز تیست که با شعار حل شود موضوع اساسی تر از این حرفهاست :
1- فارغ التحصیل بهترین دانشگاه این کشور بعد از فارغ التحصیلی زمین و زمان را می شکاد تا کشف کند از چه راهی میتواند خدمت به کشور را دودره کند - جالب است بدانید با 5 - 6 میلیون تومتن هزینه فوق لیسانس دانشگاه دولتی به راحتی میتواند معافت سربازی بگیرد .
2- بعد از معافیت دنبال اینست که چطوری مدرکش آزاد کنه آن هم با کمترین تلاش میره تو شهرستان تو کاریابی ثبت نام میکنه بعد 3 ماه نامه میاره که کار ندادند
3- مرحله سوم : حالا باید یه پولی جور کنه که از مملکت خارج بشه

حالا با این اوضاع مسئولیت پذیری چه معنی میدهد عزیزم - تحصیلکرده دانشگاه دولتی که اینجوری باشه برو سراغه دانشگاه ازاد و افراد پول دار
دو دستی مملکت را تقدیم کردن رفته عزیزم
حالا تابناک ببینم چطوری میخواهی اینو بزاری

abazar۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۶:۲۲

باتشکر از نویسنده محترم
خواهشمند است:
1-هر اشکال را به حراج بگذارید و از صاحب نظران در خواست راه حل نمایید .به بهترین راه قابل اجرا جوایز متناسب با فواید حاصله بدهید.
2-برای درک صحیح مردم جدول مقایسه با معیار و ملاک قابل اندازه گیری سال 1357و 1391 بنویسید.
2-1متوسط ثروت افراد بالای 20سال
2-2آمار با سوادبالای 6سالمرد وزن
2-3آمار مرگ ومیر زیر 5سال کودکان و مادران سرزا
2-4تولید ناخاص ملی
2-5میزان صادرات وواردات
2-6میزان درآمد سرانه
2=7نرخ بیکاری
2-8نرخ تورم
با تشکر-اباذر میرزائی-11/6/1391

sahar۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۱:۱۶

اینارو از تو کتاب پیدا کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟

امیر احمد اکبری اسبق تبریز۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۶:۱۳

حالا می توان فهمید مرحوم بهشتی چرا مظلوم بود و چرا یک ملت بود برای ملت ما
و واقعا چه کسانی شادمان از شهادت آن بزرگوار شده اند

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۵:۴۴

دولتی کردن صنایع و تحارت همان کاری که در کشورهای کمونیستی انجام شد و به تابودی صنعت و اقتصاد آنها منتهی شد

ناشناس2۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۲۰:۴۶

اگه نخوندی برو بخون:پتروشیمی اصفهان(خصوصه)بسته شد. حالا یه عده آأم بیچاره که 25 به بالا سابقه کار دارن بیکار میشن .(از نعمتهای خصوصی سازی) مگه من چند دفعه زندگی رو باید از صفر شروع کنم اون هم در این سن و سال..فکر میکنید اگه اونها میدونستن وضعت همینه عمرا استخدام صنعت نفت و پتروشیمی میشدن ؟؟؟
من چند دفعه زندگی میکنم که باید مسئولیت پذیر باشم برای کی؟/برای چی؟؟؟
برد در زندگی با کسی است که بفهمه باد در آینده کدوم طرفیه .
تا حلال کسی به عزل و نصبهای این 8 ساله توجه کرده .

به اسکندر گفتند :اگه میخواهید به این قوم متمدن حکومت کنید نا توانان و خواران را به بزرگترین کارها و بلعکس نصب کنید.

هر کی باید کلاه خودش بچسبه باد نبره

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۵:۳۴

من بچه که بودم همیشه میگفتم چرا آدما از زیر کار در میرن؟ من اگه بزرگ بشم و سر یه کاری برم، حتما وجدان کاری خواهم داشت. و نمیدونم چی شد که کم کم وجدان کاریم رو از دست دادم و همرنگ جماعت شدم.

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۲۱:۵۷

این همرنگ جماعت شدن همیشه هم خوب نیستا ...

احسان۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۵:۲۹

دلیل مسئولیت ناپذیری خودمان را می توانیم در نظرات بالا ببینیم. هرکس شروع فرآیند مسئولیت پذیری را از دیگری توقع دارد.استاد از دانشجو،دانشجو از استاد،مردم از مسئولین]مدیران از زیردستان.اگر می خواهیم واقعا تغییری بیفتد باید به جد وبا مطالعه ووجدان مسئولیت پذیری را از خودمان شروع کنیم.

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۲۱:۵۷

همینه ... همه ی مانشستیم بقیه بیاند کارا رو درست کنن .. آخرشم همه فحشا میرسه به بالادستیا

حسین۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۵:۲۳

من هم در کارم مسئولیت پدیر بودم ولی چی شد نتیجه این شد که وقتی رئیس ما بازنشست شد، پست را با رانت و رفیق بازی دادن به یکی دیکه (از ذوستانشان)

vahid۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۵:۱۰

سلام. یک اندیشمندی به منظور توسعه یافتگی، کشورها را با توجه به دسترسی به آبهای آزاد و همچنین منابع انسانی آنها تقسیم بندی کرده و زمان توسعه یافتگی کشور های کمتر توسعه یافته و در حال توسعه را با توجه به این دو معیار مشخص نموده است ولی در مورد ایران مدت زمان مشخصی را بیان نکرده و گفته که ایران از هر دو معیار برخوردار می باشد آن روزی که مدیریت ایران اثر بخش باشد آن روز ایران را توسعه یافته بدانید.

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۴:۲۹

من یک نوجوان 19 ساله ام.
خیلی دوس دارم که بسیار مسولیت پذییر باشم .ولی تحت شرایطی پیچیده قرار گرفته ام و قرار دارم که نتیجه سو مدیریت آقایون به اصطلاح مسولیت پذیر می باشد...
باید اون قد روی مسولیت پذیری کودکان و نوجوانان کار بشه که این قبیل مسائل ریشه ای بشه...
اتفاقا الان من در کمال بی مسولیتی مطلق به سر میبرم که همچنان در پیدا کردن راه برون رفت از این مسئله را ندارم ...
و دود چنین معضلاتی مطمئنا که به چشم خودم میره اما مطمئنم به کسای دیگه سرایت میکنه...

sahar۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۱:۱۴

اشه نوجوان حتما به مشکلات شما رسیدگی میشه دختر یا پسر خوب مگه اینجا اتاق مشاورست ؟؟؟؟؟؟

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۰۸:۳۶

یادت باشه که مسئولیت پذیری به هیچ وجه ربطی به مسائل محیطی و افراد دور و بر آدم نداره. این یک حس درونیه که باید بتونی تقویتش کنی. اتفاقا ارزش مسئولیت پذیری در چنین محیطهایی به مراتب بیشتر از حالت عادیه.

ramin۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۰۰:۵۳

یک نصیحت ازمن به تو من یک معلمم استادی داشتیم میگفت دانشمندان دنیا به این نکته رسیدن که صراط مستقیم تونمازکه ماازخدامیخاهیم مارابدان هدایت کنه چیزی نیست جزعدالت درامورزندگی وعدم افراط وتفریط درهرکاری حتی دینداری وعبادت انسانی خوبه که درهمه زمینه بتونه رشد کنه رشدعلمی بدون رشد مذهبی وادب فرهنگ به دردنمیخوره رشدورزشی بدون رشدعلمی به دردنمیخوره علم وایمان دوبالی هستندکه بااون انسان میتونه پیشرفت کنه به همین خاطره که دنیای غرب بعدازرشدمادیات اکنون به معنویات روی کرده اند وروزبه روزبه تعدادمسلمونااضافه میشه پس درزندگی نگه داشتن حداعتدال خوبه درمصرف آب وبرق وگازوالبته استفاده ازاینترنت ونکته دیگر اینکه انسان عقل داردو احساس حضرت علی(ع)میفرمایدشجاعترین انسانهاکسی است که عقلش براحساسش غلبه دارد

ramin۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۰۰:۴۲

یکی ازخصلت های انسانها اینه که دوست دارن تقصیرهارو گردن اینو اون بندازن ماانسانها استعدادهایی داریم که بایدکشف شده وپرورش یابند مثل صدا وصوت یا خط ونقاشی یااستعدادهای دیگر

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۲۱:۵۶

نوجوان ؟ اونوقت 19 سالته ؟
خوبی ؟

علی۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۴:۲۶

این اخری خیلی قشنگ گفت احسنت.

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۴:۲۴

اگر مسئولیت پذیر بودیم ...
1- معضل فرهنگی امروز جوانان ما حل می شد چرا که آن دختر یا پسر را فرزند خود می دانستیم و برای اینکه منحرف نشود از هیچ کوششی دریغ نمی کردیم
2- برای حفظ بیت المال حتی یک کاغذ کوچک را بحساب جیب خود حساب می کردیم بیش از نیمی از سرمایه مملکت هدر نمی رفت
3- اگر آب و برق و گاز وووووبحساب این می گذاشتیم که برای آیندگان هم است و فرزندان این آب و خاک به این سرمایه نیاز دارند این همه هدر داده نمی شد
4- 5- 6- وووووو
و ایکاش بعنوان مسلمان طبق فرمایش قرآن کمی عمل می کردیم

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۱۴:۵۲

وایکاش امام زمان (عج) ظهور می کرد تا گردن همه بدکاران، منافقان، دروغگویان و ریاکاران را میزد. انشاء ا... آن روز هم فرا خواهد رسید.

محمدعلی۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۴:۱۹

عالی بود. امیدوارم گوش شنوا هم پیدا بشه براش.

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۱ ۱۴:۱۶

تنها خبرنگاران ايراني نبودند كه نمي توانستند با ديگران ارتباط برقرار بكنند . متاسفانه إز مسئولين هم بودند. اين عدم تسلط به زبان انگليسي فقط بين مسئولين ايران است و بسيار مايه شرمندگي.

ناشناس۱۳۹۱/۰۶/۱۲ ۰۸:۲۶

دست آموزش و پرورش و آموزش عالی درد نکنه!! 16 سال درس می خونیم و لیسانس می گیریم نصف عربهای حاشیه خلیج فارس انگلیسی بلد نیستیم.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.