طنز
وعدههای چاخان و پسته خندان


ای پسته شوخ و شنگ و خندان
ای قیمت تو برابر جان
ای برده دهان دلفریبت
هوش از سر مردم سخندان
عارف به تو گشته است پابند
عامی به جمال توست، حیران
رفتهاست ز وصف مغز سبزت
آوازه بر این بلند کیوان
در مجمع ظرفهای آجیل
هستی تو مثال قیصر و خان
بادام به بزم توست فراش
تخمهست به حضرت تو دربان
ز اعجاز مقام برترت، شد
هر صد گرمت دویست تومان
در محفل اغنیا غنودی
فارغ ز مشقت فقیران
نه در غم مردمان بیپول
نه فکر دوا و قرص و درمان
نه در صف مرغ و گوشت قائم
نه در پی نان و پودر ویلان
نه گوش ترا، که خسته گردد
از ضربه وعدههای چاخان
زان وعده که با دهل سرودند
درباره جنسهای ارزان
القصه دل ترا غمی نیست
آسودهای از جفای دوران
از دامن تو شده است کوتاه
دست من مفلس مسلمان
هفته نامه گل آقا. مهر 1371
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ديگه پسته ها هم نميخندند ... شايد چند وقت ديگه فيلمي هم بسازند : زماني براي خنديدن پسته ها ...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.