پانزده سال میگذرد و ما هنوز به خاطره زندهایم؛
پانزدهمین سالگرد «حماسه ملبورن»؛ مرگ تدریجی یک رؤیا!
پس از نزدیک به یک دهه سختی جنگ، اینک فرصتی یافته بودیم تا مردم با خیال آسوده، گونههای دیگر زندگی را دریافته و خود را در میدانهای دیگر بیازمایند. خلاصه آن که همپای همه نمادهایی که در آن سالها، به ایرانی حس فتح دروازههای جدید جهانی را میداد، تیم سیبیلوی محمد مایلی کهن، بزرگترین افتخار فوتبالی ایران را به دست آورد تا جای خود را در دل و یاد مردم به عنوان یک نماد باز کند.

به گزارش «تابناک»، هنگامی که تری ونهبلز و تیم ملی فوتبال استرالیا با کلی شانتاز خبری در هشتم آذر ماه سال ۷۶، راهی کشور خطرناکمان (به زعم ایشان!) شدند، شاید بسیاری از ما دوست داشتیم، پاسخشان را به زبانی بدهیم که برای نشان دادن مهارتشان در آن به سرزمینمان میآمدند، چراکه پس از نزدیک به یک دهه سختی جنگ، اینک فرصتی یافته بودیم تا مردم با خیال آسوده، گونههای دیگر زندگی را دریافته و خود را در میدانهای دیگر بیازمایند.
خلاصه آن که همپای همه نمادهایی که در آن سالها، به ایرانی حس فتح دروازههای جدید جهانی را میداد، تیم سیبیلوی محمد مایلی کهن با علی دایی، خداداد عزیزی، کریم باقری و احمد عابدزاده و بسیاری دیگر از نام آشنایان، بزرگترین افتخار فوتبالی ایران را پس از پیروزی انقلاب به دست آورد تا آن تیم به یادماندنی و ستارههایش، جای خود را در دل و یاد مردم به عنوان یکی از همان نمادها باز کند.
شاید هماکنون و از نگاه خیلیها، تیمی که پیش از بازی نذر صلوات و پس از هر گل، سجده میکرد و دعای ملت ایران را پشت سر خود داشت، با اصول حرفهای فوتبال روز نخواند که قطعا هم نمیخواند؛ اما چه خوب و چه بد، همان تیم با مربی مذهبیاش، تا کنون بلندترین قله افتخار فوتبال ایران را به دست آورده و با گذشت پانزده سال (از روز هشتم آذر) همچنان ایرانیها از آن با افتخار و به عنوان «حماسه ملبورن» یاد میکنند و آن بازی را نماد تلاش بیاندازه و شمار غیرت ملی، افتخار و فوتبال ناب ایرانی میدانند.

* اما چه شد که هشتم آذر ۷۶ از یاد ایرانیها نرفته و نمیرود؟!
* چگونه میشود، پس از پانزده سال، هیچ یک از تیمهای ملی ایران در دورههای گوناگون، استواری و انرژی تیم سال ۹۸ را نداشتهاند؟ چرا نسل فوتبال ما در سال ۹۸ هنوز «نسل رؤیایی» شناخته میشوند و هنوز هیچ یک از تیمهای ملی، نتوانستهاند، جای آن تیم را در یادهای مردم بگیرد؟
سالهاست این پرسشها، اذهان فوتبالدوستان ایرانی را آزار میدهد؛ تیمی که روزگاری خود را به قله فوتبال آسیا رساند و قدرت برتر این قاره بود، در سراشیبی سقوط قرار گرفت؛ چنان که نه تنها اکنون این تیم، نماد غرورآفرین در میان ایرانیها شناخته نمیشود که سلطه مطلق ژاپن و کره جنوبی و استرالیا را پذیرفته و دیگر بازی با لبنان و ازبکستان هم لرزه بر اندام ما میاندازد؛ یعنی پرپر شدن رؤیای جهانی شدن فوتبالمان که میرفت محقق شود اما رفته رفته نابود شد!
بیگمان، یکی از دلایل پیروزی تیم دهه هفتاد و ماندگاری آن در یاد ایرانیها، این بود که این تیم، به گونهای برونداد زندگی اجتماعی ما ایرانیها در یک دهه گذشتهاش بود. کشوری که برای پاسداشت خاک خود، قهرمانیها و از جانگذشتگیها کرده و روحیه غیرتمندانه در آن نهادینه شده بود، تیم ملی هم داشت که به آن افتخار میکرد. کمتر کسی است که به یاد نداشته باشد، علی دایی با طحال پاره در بازی با بحرین، بیست دقیقه بازی کرد یا در همان سال هفتاد و شش، احمدرضا عابدزده به رغم مصدومیت شدید، دلاورانه در برابر توپهای ژاپنیها ایستاد؛ سر بانداژ شده علی دایی، یکی از همان نمادهای پیروزی است که مدتهاست رنگ باخته؛ نه اینکه مصدوم نداشتهایم که شاید دلاورانه نجنگیده و البته اسیر حاشیه شدهایم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
فقط حسرت اون روزا مونده تو دلمون
اون موقع همه به عشق تیم بازی می کردن الان به عشق پول بازی می کنن
از خداداد عزیزی زننده گل دوم و سرنوشت ساز هیچ اسمی نبردین
یادش بخیر واقعا تیمی که مایلی کهن ساخته بود در تاریخ فوتبال ایران کم نظیر بود
باید بپذیریم که آن تیم محصول تیمهایی بود که بازیکن می ساختند مثل شاهین و بانک ملی و دارایی و ... قبول کنیم که آن تیم دست پرورده مربیان زحمت کشی مانند پرویز دهداری بود ... قبول کنیم که آن تیم محصول برنامه ریزی فدراسیونهای قوی با اشخاص فوتبالی و مدیران قوی مثل مصطقوی و صفایی فراهانی بود که این نسل فوتبال در سالهای بعد هم افتخار آفرید و دکتر دادکان تغییر یافته همان تیم را به جام جهانی 2006 برد. آن موقع ما وحدت و گذشت و مردانگی و احترام به پیش کسوت در فوتبالمان موج می زد، در حد امکاناتمان برنامه ریزی هم داشتیم، اما اکنون چه!؟
به قول خود خداداد این از بدبختی ماست که هنوز به بازی ایران و استرالیا می بالیم
فوتبالی که پیروزی هاش با حماسه و معجزه باشه تکلیفش مشخصه
وقتی که پول وغرور وادعا جای غیرت و مذهب جوانمردی را میگیرد چه توقعی باید داشت
بعنوان یک معلم انتقالی به تهران آمده بودم درآن ساعت دانش آموزان برخلاف خواست مدیر مدرسه که درب را قفل کرده بود از دیوارها بالا رفتند تا بتوانند درخانه آن مسابقه یبادماندنی را ببینند وعملا مدرسه تعطیل شد وما بیکار نشسته بودیم یک نفر پیشنهاد کرد خودمان هم ببینیم TV را به دفتر آوردیم ونشستیم هرگز آن گل خداداد عزیزی را فراموش نمی کنیم
ح ی ی ی... یادش بخیر اون موقع سرباز بودم توی پادگان و هی حرص میخوردم که بیرون توی شهر چه خبره...وبازم یادش بخیر بازیکنان سیبیلوی تیم ملی ...
مایلی کهن توی ان بازی مربی نبود. یاد ریس فدراسیون اون موقع هم بخیر. ادم مدیری بود..
من سوم راهنمایی بودم یادش بخیر
تیم ملی دهه 70 از یک پرسپولیس متحد وقوی ویک استقلال متحد تشکیل شده بود که متشکل از بازیکنان تمام شهرستانهای ایران بود ولی همان زمان هم بسیاری معتقد بودن که نباید به این دو تیم اینقدر بها داد و اشتباه هم همین بود که با قوی شدن سایر تیمها وبازیکن سالاری هیچوقت تیم ملی قوی نداشتیم
یادش به خیراون روز. سال پنجم ابتدایی بودم. مدرسمون 15 دقیقه زودتر تعطیل کرد اومدم خون. فکر کنم بازی ساعت 1 شروع شد. همۀ خانواده با هم بازی رو دیدیم. آخر بازی تقریباً هممون گریه می کردیم. آخه نسل ما تا قبل از این، حضور ایران رو در جام مهانی ندیده بود و واقعاً برای ما اون روز و اون بازی اوج هیجان بود. هیچ وقت گلهای عزیزی و باقری مخصوصاً عزیزی از ذهن ایرانی ها پاک نخواهد شد. از نظر من خداداد عزیزی بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران در بعد از انقلابه.
آقا سینا
فرمایش شما صحیح؛ ولی اون یه تیم بود و همه اش ستاره. عابدزاده, باقری؛ دایی؛ عزیزی؛ میناوند؛ پاشازاده؛ مهدوی کیا؛ فک کنم دین محمدی, زرینچه و .......
الان نکته ای که مهمه فقط یه چیزه!:
پول پول پول پول پول پول پول پول پول پول ....
یادش به خیر .... یعنی یاد غیرت به خیر ... کجا رفت غیرت؟ کجا؟ این فقط فوتبال نیست کل زندگی رو آدم خوشش نمیاد و چاپلوسی در اجتماع حال آدم رو به هم می زنه.
تکیه بر تقوا ودانش در طریقت کافریست
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
متاسفانه نه هنر فوتبال داریم و نه راهرو محکمی هستیم
فقط احساساتی و بی منطق!!!
باید قبول کرد وقتی در مقابل تیمهای دسته دوم و سوم آسیا اینقدر ضعیفیم برویم جام جهانی که چه شود ؟ فقط آبرو ریزی کردن و چشم و چال حریف را درآوردن که این دوره از نعمت این بازیکن نیز خدا را شکر محرومیم!!
البته هر دم از این باغ بری میرسد که این نعمات در فوتبال ما رو به فزونی است.( لطفاً در کامنتها و پاسخها احساس را دخیل نکنید که من هم یک هموطن احساسیم و خیلی ناراحت میشم)
به نکته خیلی خوبی اشاره کردی.بازیکنی که انگیزه اش پول باشد و در بازی ملی فقط به فکر سلامتی خودش باشد و میلیاردها تومان بیت المال را حق واقعی خودش بداند چطور می تواند از غرور ملی دفاع کند.
در حماسه ملبورن بنده 14 سال داشتم وقتی تا دقایق آخر 2 بر صفر عقب بودیم امید داشتم که 2 تا گل رو جبران کنیم و با تلوزیون سیاه و سفید که خوب هم نشون نمی داد با علاقه خاصی واسه بچه ها دعا می کردم.وقتی 2 تا گل رو زدیم و رفتیم جام جهانی کلی گریه کردم.اون موقع بچه ها غیرت داشتن افتخار آفرینی واسه ایران رو واسه خودشون اوج افتخار میدونستن.اما الان چی.باور کنید وقتی تیم ملی دقیقه 50 یک صفر عقب می افته دیگه هیچ امیدی ندارم که بچه ها عرضه جبران کردنشو داشته باشن.
منه کارمند در یکسال کمتر از 10 تومن حقوق میگیرم.چرا یه بازیکن که نه تحصیلات درست و حسابی داره نه مثل ما شبا بی خوابی کشیده بیاد و واسه یه فصل 300،400 میلیون پول بگیره و توجیهشون هم این باشه که ما از 35 سالگی بازنشست میشیم و دیگه در آمدی نداریم!!!مشکل فوتبال ما اینه که بازیکنای امروزی نمی دونن کی پاس بدن به کی پاس بدن و...یعنی قدرت تصمیم گیری ندارن.مشکل فوتبال ما پولهای بادآورده است و بازیکنانی که با همون پولهای باد آورده خودشون رو تحمیل تیم های میکنن.
ول کنید شمارابه خدا ،حماسه حماسه
یه فوتبال بود ،برنده شدیم و رفتیم جام جهانی ، دست خالی برگشتیم همین
خدادادعزيــــــــــــزي،تك باتك با دروازبان،مارك بوســــــــــنيچ وگل گـــــــــــــــــــل....
يادش بخيريادش بخير
منظورتون تعصب وغیرته که تو مدلهای فوتبالیست نمای امروزی همچین چیزی نیست یاد اون سیبیلوهای قدیم بخیر.....!
بازی ایران - استرالیا یعنی یک بازی زنده که اگر این فیلم را 1000دفعه ببینیم احساس میکنیم که انگار همین حالا در حال برگزاری میباشد، و هیچ موقع تکراری نمیشود ... یادش بخیر
وقتی پول جای غیرت و غرور ملی را میگیره، وقتی حرف زدن و رفاه جای عمل کردن و تلاش رو میگیره، وقتی از شادی و رفاه خانواده مان بیشتر از شادی ملتمان خوشنود می شویم و وقتی های دیگر...
علی دایی در فوتبال ما یه دونه است, اون غرور زیباش که هیچ وقت ناامید نمیشه رو دوست دارم,
خدایی اون زمان شور و حالی داشت راهیابی به جام جهانی که قابل وصف و تکرار شدنی نیست!
متشكرم بسيار سنجيده نوشتيد
جدا از فوتبال سایر قسمتها هم به این مصیبت دچار شدند چون ارزش ها فراموش شد
از زمانی که این فوتبال به اصطلاح حرفه ای شد خیلی چیزها در این فوتبال بر باد رفت
یادم می آد بخاطر این بازی از اداره مرخصی گرفتم، اومدم خونه. وقتی خداداد گل دوم رو زد، بی اختیار و با تمام وجود گریه کردم. یادش بخیر. هیچ وقت این بازی رو فراموش نمی کنم.
ما مدرسه بودیم سر کلاس .بعد ازینکه بردیم همه ریختیم تو حیاط
بخیر، چه روز خوبی بود
فکر نمی کنم دیگه تکرار بشه!!!!!!!!!!!!
کجایی غیرت که یادت بخیر...
وارد شدن پول بسیار زیاد در فوتبال و تغییر نسل جوانان ایران زمین و رو آوردن به راحتی ها و زندگی بی دردسر از مصادیق عوض شدن کل جامعه ایرانی است نه فقط فوتبال
زنده باد دلاورانی چون عابدزاده و دایی این مردان واقعا مرد هستند و غیرت و شرافتشون همیشه در فکر و جانمان ریشه کرده است
چقدر همین دایی رو کوبیدین؟چه تو مربی گری چه تو بازیگریش
فوتبالم .فوتبالای قدیم
آفرین بر پارگراف آخر
فریاد از پول پول پول
در همان زمان هم آن تیم رویایی خوانده نمیشد .
بلکه تیمی که در آن علی پروین و شاهرخ بیانی بازی کرده بودند رویایی خوانده میشد .
به تدریج با پیشرفت فوتبال دیگر کشور ها و عقب ماندگی ورزش حرفه ای در ایران باعث خواهد شد تا سالهای آینده از تیم فعلی به عنوان تیم رویایی یاد شود !
بعد از همون جام جهانی بود که دستمزد فوتبالیست ها شروع کرد به بالا رفتن و دیگه هیچ وقت تیم ملی مثل قبلش نشد.
تیترتون کولاک بود، کولاک!!
یادش بخیر چه تیم ملی ای داشتیم...
اگه اين پولي رو كه خرج فوتبال كرديم ؛ خرج بيس بال ميكرديم ، الان توي دنيا اول بوديم .
اگر همه بازیهای تیم ملی در حد بازی با استرالیا
بود که دیگر اسمش حماسه ملبورن نمیشد .
کره شمالی در جام جهانی اشک پرتقال را با
بازیکن افسانه ای اش یعنی اوزه بیو در آورد .
ایران با دانمارک با چنگ و دندان در کپنهاک مساوی کرد و کره جنوبی را با شش گل له کرد
اما به تاجیکستان و جیک جیکستان باخت
چون دیگر عرق ملی وجود ندارد
نه تنها در بین فوتبالیستها بلکه در بطن جامعه هم پول نقش موثر را ایفا میکند
همه دنبال پول اند
چون جامعه ثبات اقتصادی ندارد
وقتی اقتصاد حل شه همه چی حله !!!!!!!
توره خدا اينقدر خرج اين فوتبال بي خاصيت نكنيد .
اگر ما اون موقع قدرت اول آسیا بودیم چرا مستقیم جام جهانی نرفتیم؟
باید بگم من متنای ورزشی زیادی می خونم ولی هیچی این متن شما نمی شد .....
باور کردنی نیست که 11 سال گذشت!!
داداشی شانزده سال و الان دیگه اندی
با توجه به هزينه هاي هنگفتي كه خرج فوتبال اين كشور شده ، اين فوتبال چه خاصيتي براي ما داشته ؟!
فوتبال توي ايران بايد كلا" تعطيل شه .
اااي ي ي ي روزگاااااار
آنقدر بدون حساب و كتاب به خورد اين مثلا" فوتباليست ها دادن كه هيچكدومشون حاضر نيستند مايه بذارن !
یادش به خیر . ناگهان چقدر زود دیر می شود.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.