چرا مهندسها زیاد تروریست! میشوند؟
فاش شدن درخواست طراح حملات یازده سپتامبر از مأموران بازجوی خود برای اینکه به وی اجازه دهند در زندان روی طراحی جاروبرقی کار کند، این پرسش را مطرح کرده که چرا در خاورمیانه مهندسین زیاد تروریست میشوند؟ البته در تعریف غربی، بسیاری از جریانات مقاومت هم تروریست نام میگیرد!


فاش شدن درخواست طراح حملات یازده سپتامبر از مأموران بازجوی خود برای اینکه به وی اجازه دهند در زندان روی طراحی جاروبرقی کار کند، این پرسش را مطرح کرده که چرا در خاورمیانه مهندسین زیاد تروریست میشوند؟ البته در تعریف غربی، بسیاری از جریانات مقاومت هم تروریست نام میگیرد!
در دوران زندان در رومانی، به یکباره خالد از نگهبانان خود خواست به وی اجازه دهند یک جاروبرقی طراحی کند! افسر مسئول سیآیای با مقر این سازمان در آمریکا تماس گرفته و از یکی از مدیران این سازمان اجازه گرفته میشود، خواسته زندانی برآورده شود، چون احتمالا به جلوگیری از دیوانه شدن وی تحت شکنجههای شدید نیز کمک میکرد. درست است که وی تحت این شکنجههای شدید به بعضی موارد اعتراف کرده، ولی اگر قرار است روزی محاکمه شود، باید عقلش سر جایش باشد. به همین خاطر پس از تخریب هدفمند روانی وی به قصد اعترافگیری، باید راه بازگشت هم باز باشد.
بیدار ماندن به مدت ۱۸۰ ساعت و ۱۸۳ بار غرق مصنوعی، تنها بخشی از شکنجههایی بوده که خالد تحمل کرده، ولی هنوز بنا بر گزارشها، از نظر روحی و جسمی سالم است، در حالی که افراد دیگری مانند رمزی بن الشیبه و دیگرانی که در لهستان و رومانی در زندانهای سیا بودهاند، از انواع بیماریهای روانی رنج میبرند.
زندانبانان خالد شیخ محمد که اکنون در گوانتانامو هستند، اقرار میکنند که وی به نحو خیرهکنندهای باهوش است و در صورتی که یک برنامه آموزش از راه دور هم در زندان باشد، وی میتواند دکترای مکانیک خود را بگیرد و حتی اختراعات چشمگیری را به ثبت برساند.
هر چند آمریکاییها تعریف دوگانهای از تروریسم دارند و هر کس را که به نفعشان باشد تروریست یا غیرتروریست میدانند، انتشار اطلاعات پیشگفته در آسوشیتدپرس راجع به خالد شیخ محمد، این پرسش را برای غربیها پیش آورده که چرا مهندسین در خاورمیانه زیاد تروریست میشوند؟
محمد عطا، یکی از هواپیماربایان در یازده سپتامبر، مهندس معمار بود؛ دو نفر از سه بنیانگذار گروه تروریستی لشکر طیبه در پاکستان اساتید دانشکده مهندسی لاهور بودند. حزبالله لبنان هم پر از مهندس است. جهادالبنا (جهاد سازندگی) یکی از شاخههای حزبالله که پس از جنگ در سال ۲۰۰۶، به بازسازی خرابههای جنگ مشغول است، بیش از ده هزار مهندس دارد (اشاره نویسنده به حزبالله در حالی است که حتی اروپا هم حزبالله را یک گروه تروریستی نمیداند).
این مسأله در سال ۲۰۰۹ در یک مقاله مورد توجه دیگو گامبتا، استاد جامعهشناسی دانشگاه اکسفورد و استفن هرتوگ، استاد علوم سیاسی مدرسه اقتصاد لندن قرار گرفته است. بر پایه تحقیق آنها، شمار مهندسین در گروههای خشن (نویسنده غربی، گروههای مقاومت را هم در این گروه قرار داده است) در کشورهای اسلامی سه تا چهار برابر میزان معمول با توجه به تعداد و نسبت دانشجویان است. از بین وضعیت ۴۰۴ نفر از اعضای این گروهها، سوابق تحصیلی ۱۷۸ نفر بررسی شده و ۷۸ نفر یعنی ۴۴ درصد آنها مهندس و در مجموع ۵۶. ۷ درصد فارغالتحصیل رشتههای مهندسی، پزشکی و علوم طبیعی بودند.
بنا به گفته محققین، این پدیده خاص کشورهای اسلامی است و برای نمونه در گروههای اروپایی و یا چریکهای آمریکای جنوبی صادق نیست. از نظر آنها این پدیده باید به تمایل برای رسیدن به پاسخهای نهایی و روشن مرتبط باشد. مهندسها به مسائلی میپردازند که پاسخ روشنی دارند، نه مانند برخی علوم دیگر که برای مسائل جواب قطعی ندارند و شاید بخشی از یک جواب درست باشد و بخشی دیگر نه. این نگرش مهندسها به کامل بودن یک جواب و مشخص بودن راه درست با عقاید سیاسی غیرقابل تغییر در خاورمیانه هماهنگ است. به نظر این محققین، مهندسین نسبت به بقیه جامعه در مورد عقاید خود محافظهکارترند و میانه خوبی با کثرتگرایی ندارند و طرفدار یک جامعه منظم یک شکل هستند.
مهندسین یک ویژگی دیگر هم دارند. از نظر اجتماعی مهندسین در کشوری مانند مصر در دهه ۱۹۷۰ با علاقه و تلاش زیاد مهندسی خواندهاند تا به کار مناسبی دست پیدا کنند. اما این نسل بسیار باسواد با کشوری مواجه شدهاند که هیچ چیز سر جای خودش نیست و آنها با عصبانیت تصمیم گرفتهاند که نظم (و عدالت) را برقرار سازند.
البته نظریات مطرح از سوی این دو محقق با چالشهایی هم مواجه است. ایراد مطرح نخست این است که جنبههایی از کار تروریست بودن! مثل سیم و فیوز بمب را طراحی کردن با کار مهندسی متناسبتر است و به این خاطر ممکن است، شانس تروریست شدن مهندسها بیشتر باشد، ولی این دو محقق استدلال میکنند که تنها عده کمی به کارهای فنی مشغولند ولی مهندسین کارهای مدیریتی سازمانها را هم به دست گرفتهاند و این مدیران ارتباط چندانی با کارهای عملیاتی روزمره ندارند.
یک چالش مهم دیگر به نظریه مطرح این است که نمیتواند به خوبی چگونگی تبدیل شدن یک مهندس به یک تروریست را پاسخ دهد، پاسخ فوری محققین حلقه ارتباطی بین پافشاری مهندسین بر افکار خود و نارضایتی آنها از وضعیت اجتماع است. در همین حلقه است که تروریست (گاهی کلمه مبارز درستتر خواهد بود) به وجود میآید.
احتمالا خالد شیخ محمد هم پس از صدها بار شکنجه غرق مصنوعی در زندانی در رومانی تلاش داشته، جایی از این دنیای بینظم را منظم کند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اساس تجهیزات تروریستی شامل بمبهای کنترلی و صوتی و مجاورتی و .... موشک و... بر اساس محاسبات الکترونیک و فنی و علمی است.
من بقیه کشورها را نمی دونم ولی تو ایران اغلب دانش اموزان باهوش رفتند و مهندسی خوندند. خوب این ادمای باهوش هم بیشتر از بقیه منتقد و ارمان گرا می شن. بر عکس تو کشورهای غربی بیشتر دانشجویان باهوش رشته های انسانی رو واسه ادامه تحصیل انتخاب می کنند
علت درصد بیشتر تروریست شدن مهندسین این است که به دنیا با چشم ماشینی نگاه می کنند نه انسانی و حتی انسانها را هم مانند کار فنی به ابزار تشبیه می کنند که یکی مثل اره شخصیت برنده ای دارد و یکی مثل چکش کوبنده.
مطلب خوبی بود تصمیم برای مهندسی خوندن عوض کرد میخوام برم پزشکی
با تشکر از تابناک عزیز
من هم یک یک مهندسم...یو ها ها ها ها
اکثر دانشمندان راه صحیح را بهتر انتخاب میکنند و به همین علت است که اسلام توصیه به فراگیری علوم میکند.
این یه تحقیق جالب و علمی هستش تو همین ایران خودمون به وضوح این مساله دیده میشه مهندسای مکانیک خیلی محافظه کارن جالب بدونید فارق التحصیلای ریاضی از اونا هم بد ترند.
البته این مربوط به رشته نیست مربوط به پارادایم اجتماعی هست که این رشته ها تو اون شکل گرفتن
برای انکه میخواهند دنیای جدید بسازند و باور دارند گه میتوانند
نکته قابل توجه این است که بیشتر مهندسین افراد هستند که با اصول منطق کار می کنند
و به همین دلیل با کار فکری و معنوی امکان تاثیر بیان بالاتر دارند که قدرت فنی و تاثیر هدایت فکری عاملی برای مواردی مثل 11 سپتامبر می شود
چون در کشورهای جهان سوم نه تنها جایی برای ابراز تواناییهای این قشر باهوش وجود ندارد بلکه بیکار هم هستند. در بهترین حالت یا مهاجرت می کنند یا به مشاغل غیرمرتبط روی می آورند.
به اين دليله كه در كشورهاي جهان سوم بر خلاف كشورهاي پيشرفته به جاي بها دادن به علوم انساني كه زيرساخت ها رو ميسازه به عالمان علوم فني بها داده ميشه و انچه كه واضحه اينه كه اين افراد از جامعه و شناخت انسان اطلاعي ندارند
از بیکاری
جالب بوددد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.