آخرین خبرتصاویر ناوگروه تئودور روزولت در مسیر خاورمیانه؛ کی می‌رسد؟
3بازدید
۵۱

فرمانده نوزده ساله تیپ ذوالفقار

دوست داشتم به هنگام مرگ آنقدر زجر بکشم تا خداوند مرا پاک ببرد

محسن تو به شهادت می‌رسی و شهادت تو هم این گونه است که دشمن اسیرت می‌کند و شرط آزادی‌ات را دادن اطلاعات و توهین به امام می‌گذارد و وقتی تو خواستهٔ آن‌ها را برآورده نمی‌کنی، ابتدا تیری به پیشانی‌ات می‌زنند و سپس تیر‌بارانت می‌کنند.

دوست داشتم به هنگام مرگ آنقدر زجر بکشم تا خداوند مرا پاک ببرد
دوست داشتم به هنگام مرگ آنقدر زجر بکشم تا خداوند مرا پاک ببرددر کوچه‌پس‌کوچه‌های تهران، صدای گریه نوزادی پیچید و خانواده‌ای متدین در آذر ماه سال ۱۳۴۲ تولد او را جشن گرفتند و‌ محسن نامیدندش‌. ضعف توان جسمی، محسن را بار‌ها تا پای مرگ پیش برد، ولی خواست خداوند آن بود که محسن بماند.

محسن دوران شیرین کودکی را با شور و حال خاص خود گذراند و تحصیلات ابتدایی را در مدرسه یغمایی جندقی تهران پشت سر گذراد. او که اسلام در وجودش ریشه دوانیده بود، با حضور در مساجد، شیرینی دین در کامش ریخته شد و جانش با دم مسیحایی امام (ره) روحی تازه گرفت.

محسن که نوجوانی آگاه بود، سپس در صف مبارزین رژیم طاغوت قرار گرفت و با انجام فعالیت‌های گوناگون در این جهاد بزرگ شرکت کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همچون دیگر دانش‌آموزان به هنرستان بازگشت و به تحصیل مشغول شد.

فعالیت‌های ‌دوران دفاع مقدس:

جرقه‌های دسیسه از گوشه و کنار ایران جنایت آفرید و نورانی هم در تابستان سال ۱۳۵۹ پس از گذراندن دوره آموزشی در پادگان امام‌حسین (ع) عازم کردستان شد و با حضور در تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) یگان ذوالفقار شروع به خدمت ‌و در عملیات بیت‌المقدس شرکت کرد. مدتی بعد محسن به همراه حاج احمد متوسلیان، رهسپار سوریه و لبنان شد و به کمک شیعیان لبنان ـ که به مقابله با اسرائیل می‌پرداختند ـ شتافت. پس از پایان عملیات والفجر مقدماتی فرماندهی تیپ ذوالفقار را بر عهده گرفت.

محسن نورانی در خرداد ماه سال ۱۳۶۲ بنا به سنت حسنه نبوی با خواهر شهید علیرضا ناهیدی (فرمانده قبلی تیپ ذوالفقار) ازدواج‌ و زندگی مشترک خویش را در کنار سفیر خمپاره‌ها و به دور از آرامش در اسلام‌آباد غرب آغاز کرد؛ اما مدتی بعد، لذت دیدار پروردگار در کامش شیرین‌تر آمد و ندایی از عرش او را فرا خواند و در ۲۱/ ۵ / ۱۳۶۲ بر اثر برخورد چندین گلوله به شهادت رسید.

روایتی از همسر شهید:

خانم ناهیدی، همسر بزرگوار شهید نورانی‌ از ازدواجش با محسن این گونه یاد می‌کند: بلافاصله بعد از ازدواج به اسلام آباد غرب رفتیم و در آنجا ساکن شدیم.‌‌ همان روز اول مرا در خانه گذاشت و ‌به خط رفت. یک هفتهٔ بعد آمد. حال عجیبی داشت که برایم تعجب‌آور بود. معلوم بود که خیلی ناراحت است. وقتی علت را پرسیدم، با بغض گفت: «آن موقع که برادرت علی شهید نشده بود، فرمانده تیپ بود و به خاطر مسئولیتم اجازه نمی‌داد به خط مقدم بروم. الان هم که فرمانده تیپ شده‌ام، به هیچ وجه اجازه رفتن به خط را به من نمی‌دهند…».

من خوابی را که چند شب پیش دیده بودم، برایش تعریف کردم و گفتم: «اتفاقاً من هم خواب دیدم که تو شهید می‌شوی، روز و ساعتش را خدا می‌داند، ولی مطمئن باشد که انشاءالله شهادت نصیبت خواهد شد».

نماز شب‌های محسن حال و هوای عجیبی داشت. با آن که بیست سال بیشتر نداشت، چنان از درگاه خدا طلب بخشش می‌کرد و شهادت را در راه او درخواست می‌کرد که هر شنونده‌ای به حیرت می‌افتاد و دلش می‌لرزید.

هنگانی که برای آخرین دیدار، ساعت ۲ نیمه شب به خانه آمد، با وجود خستگی زیاد، هنگامی که همسرش به او گفت: «کمی استراحت کن، صبح زود می‌خواهی بروی جلو»، تبسمی کرد و گفت: «نه، می‌خواهم مقداری با تو صحبت کنم».

آن شب، محسن دستانش را حنا گرفت و عطر خوش رایحه‌ای به خود زد. همسرش به او گفت: «هیچ وقت آخرین دیدار را با برادرم علیرضا فراموش نمی‌کنم. وقتی حرف می‌زد، احساس عجیبی به من دست می‌داد. الان هم که شما دارید صحبت می‌کنید،‌‌ همان احساس را دارم».

به چشمان محسن که خیره شدم، دیدم به یک نقطه خیره شده ‌و به فکر فرو رفته است. اشک از چشمانش سرازیر شده بود. آهسته گفت: واقعاً خدا می‌خواهد این شهادت را نصیب من کند؟ واقعاً من لیاقت شهادت ‌در راهش را دارم؟

با این سخنان اشک از دیدگان همسرش جاری شد، محسن با تعجب گفت: بیشتر از این از شما انتظار داشتم، چی شد؟ روحیه‌ای که پس از شهادت علیرضا در تو بود، کجاست؟
همسرش گفت: «نه بخدا من برای این که شما شهید شوید گریه نمی‌کنم، گریه‌ام از روح والا و بزرگ و ارزشمند شماست و به مقام بالایی که نزد خدا دارید، غبطه می‌خورم. شما کجا هستید و دیگران کجا؟

محسن آهی کشید و گفت: خدا را شکر که همیشه یاری‌ام کرده است، از اول زندگی تا کنون.

چگونگی شهادت:

چند روز پیش از شهادت محسن نورانی، حاج همت در خوابی که دیده بود، خبر شهادت محسن و چگونگی آن را برایش تعریف کرد:
«محسن تو به شهادت می‌رسی و شهادت تو هم این طور است که دشمن اسیرت می‌کندو شرط آزادی‌ات را دادن اطلاعات و توهین به امام قرار می‌دهد، و وقتی تو خواستهٔ آن‌ها را برآورده نمی‌کنی، ابتدا تیری به پیشانی‌ات می‌زنند، سپس تیربارانت می‌کنند‌».

خواب حاج همت در ۲۱ مرداد ۱۳۶۲ تعبیر شد. وقتی محسن همراه چند تن از همرزمانش از اسلام آباد غرب می‌آمدند، در کمین کومله گرفتار شدند. کومله پس از تیر‌اندازی به ماشین حامل محسن و دوستانش، نخست آن‌ها را مجروح می‌کنند، سپس به بالای پیکر بی‌جان محسن آمده و پس از این که از گرفتن اطلاعات ناامید می‌شوند، از او می‌خواهند ‌به امام توهین کند و وقتی او به امام درود می‌فرستد، اول تیری به پیشانی او زده، سپس تیربارانش می‌کنند.

وصیت نامه محسن نورانی:

بسمه تعالی

سپاس خدای را که هدایت کرد ما را به این دین که اگر هدایت نمی‌کرد ما از هدایت یافتگان نبودیم.

با سلام بر خانواده گرامی

مادر جان، من راه خود را یافته بودم باید در این راه فدا می‌شدم. چندین بار فکر می‌کردم که شاید هنوز خلوص نیت ندارم که هنوز هم زنده‌ام ولی بالاخره نصیبم شد.
می‌دانم که خیلی اذیتت کرده‌ام؛ از آن زمان که بچه بودم هر شب را بالای سرم می‌گذراندی و آن زمان هم که بزرگ شدم، روز خوشی را از من ندیدی می‌دانم. آرزو داشتی فرزند خوبی برایت باشم، آرزو داشتی بر خود ببالی و در درگاه خداوند سر بلند باشی ولی..‌. خدایا مرا ببخش.
پدر عزیزم، هرگز زحماتت را فراموش نخواهم کرد؛ از آن زمان که دو شیفته کار می‌کردی تا در خانواده‌ات سر‌بلند باشی. آرزو داشتی در پیری عصای دستت باشم، می‌دانم که فرزند خوبی برایت نبودم که برای بزرگ کردنم و سالم تحویل جامعه دادنم سعی خود را کردی ولی... خدایا مرا ببخش.

خواهشمندم بر جنازه من گریه نکنید ـ البته در پیش مردم ـ تا دشمنان بر عظمت اسلام پی ببرند و بدانند که شما ناراحت نیستید از این که فرزندتان در راه اسلام فدا شده است تا کور شود چشم منافق.
آنقدر گناه کرده‌ام که دوست داشتم جنازه‌ام به دست دشمن بیفتد و او آنقدر لگد به من بزند تا گناهانم در درگاه خداوند پاک گردد.

دوست داشتم در موقع مرگ آنقدر زجر بکشم تا خداوند مرا پاک ببرد. وقتتان را نمی‌گیرم از همگان درخواست بخشش دارم؛ از پدر، مادر، خواهران عزیزم، برادرانم و کلیه فامیل و دوستان.

فرزند حقیرتان محسن نورانی
والسلام
مورخه ۱۴ /۱۰/ ۶۱

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

masoume۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۱۳:۴۵

سلام تشکر ازشما-----انشاالله تواین زمان شهدا الگوی جوانان ما باشند----------دشمن از راه شهدا منحرفشون نکنند----------شهدا برای همه مسلمانان جهان دعا کنید مخصوصا جوانان----------یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی

محمدرضا از بندرعباس۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۱۲:۵۴

باسلام
فقط میشه گفت غیرت وسادگی رو باید ازاین آدما یاد گرفت نه اهل ریا بودند نه اهل فیلم بازی کردن

اسحاق سعیدی۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۱۲:۴۶

سلام و درود خدا بر شهیدان که با اهدای خون خود عزت و افتخار برای وطن کسب کردند و خداوند ما را در قیامت با آنها مشهور بگرداند

حسين۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۱۲:۳۳

سلام برراست قامتان تاريخ وفرزندان روح الله(ره)

طاهری۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۱۱:۳۱

اللهم ارزقنا شفاعتهم
یادش بخیر
لازم است بدانید برادر کوچکتر ایشان هم بعد از شهادت محسن فرمانده تیپ و نهایتا شهید شد. روح هر دو برادر شاد باد .
من یکی از بچه محلهای آنها در میدان مقدم و مسجد حضرت مهدی (عج) هستم.

مهدی۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۱۱:۰۷

دوست عزیز! از منفی دادن دیگران ناراحت نباش چرا که آن ها شاید هنوز به این باور و یقین نرسیده اند که این شهیدان بر حق بوده اند و نزد پروردگارشان دارای مقام و گرنه پیکر یکی از آن ها بعد از 16 سال سالم به وطن باز نمی گشت!

مصطفی۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۱۰:۴۴

پس از شهدا ما چه کردیم ؟-شهید خرازی

بهروز بختیار۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۱۰:۲۴

آنها که شهید شدنند به سعادت رسیدند خدا به فریاد ما برسد

محمد۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۱۰:۱۶

باید بدانیم یا می میریم و یا شهید می شویم
راه سومی نداریم
باشد که رستگار شویم

سیدحسن۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۱۰:۰۷

تابناک خیلی ممنون که بعضی وقتها یادوخاطره های دفاع مقدس رازنده میکنی .
باشدکه مسئولین نیز بدانند کرسیهایی که برآن تکیه زدنند راحت بدست نیامده حرمت دارد وبایدبرای هرتصمیمی به ارزشها وعزت ایران اسلامی توجه کنند. انشاا...

علی۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۱۰:۰۴

دلم گرفت.خدااااااااااااااااااااااا برای چی ما قدر نشناس شدیم؟؟؟روحشون شاد

جلال۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۰۹:۵۸

ما مدیون این بزرگواران هستیم

محمدعلی رضازاده۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۰۸:۴۳

مسلمانی که لا اله الا الله بر زبانش جاری میکند و برای حفظ ناموس و وطن پا به این عرصه میگذارد به نقطه ای رسیده است که دیگر حفظ جان برایش معنی ندارد (خدا خدا خدا)

مجید کاظمی۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۰۸:۳۶

ضمن تشکر از تابناک به دلیل درج زندگی نامه شهدا امیدوارم این اقدام به صورت مداوم در سایت ادامه داشته باشد تا علاوه بر آگاهی افراد بر زندگی نامه شهدا حال و هوای آن روز ها زنده نگه داشته شود .

مجيدي۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۰۸:۳۲

روحت شاد خدا ما را از شهدايمان جدا مكن خشو به حالشان كه رفتن و بد به حال مان كه با حسرت و افسوس آن روزها كه شهادت نصيب ما نشد روزگار مي گذرانيم خدايا يك لحظه تا دم مرگ ما را غافل از شهدايمان مكن آمين

عبدالله۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۰۸:۰۰

درود خدا بر مردان راست قامتی که برایمان آبرو خریدند و خوشا به سعادتشان .

ابراهیم۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۰۷:۲۸

درود و سلام خداوند بر همه شهیدان از صدر اسلام تا کنون. سلام بر این شهید بزرگوار با این همه اخلاص و چه سعادتی را خداوند نصیبش کرد انسان غبطه میخورد به اینچنین انسانهائی بزرگوار و از خود گذشته. خدایا ما را شرمنده خون شهدا قرار مده.

شهاب برمکی۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۰۲:۴۶

تنها کسانی مردانه میمیرند که مردانه زندگی کرده اند .درود بر مادرانی که چنین فرزندانی پرورده اند.

ایرانی۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۰۲:۳۳

خداوند مارو بیامرزد وراه را به ما نشان دهد، واقعا جای شهدا در میان ما خالیست، اون روزا چه حال وهوای خوشی داشت، امام، جبهه، بسیجی، خط مقدم، جنگ، جهاد، شهادت وافتخار و دیدار معبود، یادش بخیر

جواد۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۰۱:۳۲

نشود زمزمه یاد شهیدان خاموش
سوز عرفانی این نغمه ز جای دگر است

یاد همه شون بخیر!
چقدر جاشون خالیه!

بازمانده۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۰۰:۵۱

اگر آنها اینچنین جان را نثار نمی کردند
اکنون ما هم مثل افغانستان و عراق و ...
امنیت ما از جانفشانی آنهاست
خدایا بر روح این مردان بزرگ رحمت فرست

معلم۱۳۹۲/۰۵/۲۲ ۰۰:۲۴

شرمنده ایم

حسن۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۲۳:۲۲

بزرگ مردان گمنام بی ادعا

حسن ن۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۲۳:۱۳

برقامت رعنای شهیدان صلوات

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۲۲:۴۴

در لجنزار زندگی که همه جا را بوی تعفن گرفته است بوی شهیدان روحم را تازه کرد.

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۲۱:۲۹

درود برمردان خدا

alimohammad۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۹:۳۱

عکس شهدا را می بینیم و عکس شهدا عمل می کنیم

حسین۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۸:۳۹

خدایا به ما این توفیق را بده تا پاسدار آرمان شهدا باشیم کسانیکه آرامش ، امنیت ، استقلال و اقتدار مملکت حضرت صاحب الامر را با خون خود مستقر نمودند

نورا۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۷:۴۳

روح بزرگوارت شاد ای کسی که در عرش الهی قرار داری محتاج شفاعت شما هستیم در روز قیامت

محسن۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۷:۳۱

السلام علیکم یا شهدا

سعید تمر۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۷:۳۰

یاد و راهتان گرامی و عزیز

التماس دعا
التماس دعا

امیر۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۷:۲۶

شادی روحش صلوات

سلام۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۷:۰۶

دلا بسوز...

حسن۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۶:۵۷

درود بی کران پروردگار بر روح و روان شهیدان که جان بر کف نهاده و از دین و ملت و مملکت دفاع جانانه کردند. روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد.

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۶:۰۰

خدایا یاری کن تا وارثان لایقی برای جانهای فدا شده این اولیائت باشیم

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۵:۴۱

بسی گفتیم و گفتند از شهیدان/شهیدان را شهیدان می شناسند....

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۵:۳۸

بزرگ بودن و بزرگ زیستنند. کاش نسلشان اکنون نیز تداوم داشته باشد. ان شاء الله.

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۵:۳۸

خدایا :
آنکس که تورا شناخت ، جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دوجهان را چه کند

بهرام۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۵:۳۶

بنام ا لله حرمت پاک خون شهیدان درودبرروح و روان پا ک همه ی شهیدان اسلام

جمشید۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۵:۳۳

عجب عکس های خاطره انگیزی ،
شهید پالیزبان ، حاج عباس برقی ، کاظمی ، بختیاری ، نامی ، عالی و مابقی دوستانی که یاد و خاطرشون همیشه زنده است .
از تابناک عزیز تشکر می کنم ، یاد اون روزها بخیر ...

جواد۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۵:۳۰

شرمساریم شهیدان که چنین پژمردیم .
زنده ماندید شما ما همه اینجا مردیم .
سرو و پر بار شما ما همه بی بار و بریم.
بال پرواز شما ما همه بی بال و پریم .

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۵:۲۹

خوشا به سعادتشان انشاا... مارا دعا کنند

جواد۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۵:۲۵

شرمساریم شهیدان که چنین پژمردیم .
زنده ماندید شما ما همه اینجا مردیم .
سرو و پر بار شما ما همه بی بار و بریم.
بال پرواز شما ما همه بی بال و پریم .

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۵:۲۴

اونا کجا بودن ما کجاییم

shahram۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۵:۰۱

درود خداوند بر همه شهیدان این مرز و بوم

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۴:۵۴

بزرگ مردان گمنام بی ادعا

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۴:۵۱

درود بر روان پاک شهدا که تا ابد مدیون مجاهدت های آنان هستیم.

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۴:۴۹

روحش شاد

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۲۰:۲۲

باسلام خدارحمتش کند روحش شاد

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۷:۲۴

شما را به خدا چرا منفی میدین؟ بی غیرت شدید؟ با رای منفی شما چیزی از محسن کم نمیشود، همانطور که با لگد منافقان کومله چیزی از او کم نشد. برای خودتان متاسف باشید...

رضا۱۳۹۲/۰۵/۲۱ ۱۶:۳۹

درود بر این مردان پاک، روحش شاد

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.