هر چند نقدهای متعددی بر دولت نهم وارد است که در طول سه و نیم سال گذشته در رسانههای پر شمار هر دو جریان سیاسی کشور و محدود رسانههای مستقل بدانها پرداخته شده است، اما به حکم «عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگوی» و بر سبیل انصاف، باید تصریح داشت که لیوان دولت نهم، نیمه پری نیز دارد که رسانههای مخالف دولت، آن را ندیده مینگارند و رسانههای موافقش نیز عمدتاً چنان شعاری بدان میپردازند که به ضد تبلیغ برای دولت تبدیل میشود (و اتفاقاً یکی از نکات مربوط به نیمه خالی دولت نهم، همین ضعف شدید اطلاع رسانی و شعار زدگی و بعضاً تملق گرایی مفرط در آن است ).
آنچه در سطور زیر به عنوان نیمه پر لیوان دولت نهم مورد توجه قرار گرفته، نقطه نظر نگارنده این نوشتار است و ای بسا، بسیاری را عقیده بر آن باشد که آنچه راقم این مرقومه قوت میشمارد، ضعف است و بالعکس.
اما رئوس این نیمه پر:
1- گسترش ارتباط با مردم
دولتهای برآمده از دل دمکراسی، نباید فقط در ایام منتهی به انتخابات، به میان مردم بروند ودر بقیه اوقات در حصار خود ساختهشان، خود را تافته جدا بافته بدانند.
هر چند در جهان معاصر، مکانیزمهایی وجود دارد که رابطه مردم و دولتمردان را بدون نیاز به جابجاییهای مکانی میسر میسازد (مثل ارتباطات حزبی) اما شرایط خاص کشورمان باعث شده است، دولتمردان برای آگاهی از وضعیت واقعی جامعه و حال و روز مردمان روزگار، ناگزیر از آن باشند که به میان مردم بروند تا تصمیماتی که برای آنان میگیرند، منطبق با نیازها و الزامات واقعی باشد نه بر اساس گزارشهای رسمی و آمارها و نمودارهای ساختگی که عمدتاً برای خوشامد بالا دستیها از سوی نمایندگان حکومت در شهرها و استانها تنظیم میشوند و سعی در گل و بلبل جلوه دادن امور مینمایند.
سفرهای استان دولت نهم، از این منظر قابل اعتناست و کسانی که این سفرهای تبلیغاتی قلمداد میکنند، در واقع با این اتهام، بر مثبت بودن این سفرها تاکید مینمایند چه آنکه اگر این سفرها منفی بود که نمیشد بر مبنای آن تبلیغات کرد.
نگاهی به نتایج این سفرها نشانگر آن است که بسیار پیش آمده. گرههایی که طی سالیان دراز ودر سطوح مدیریتی استان حل نمیشد، با حضور دولت، برای همیشه مرتفع گردیده است.
به علاوه این حس ناخوشایند را از مردم استانها و شهرهای کشور زدوده است که «ایران فقط در تهران خلاصه میشود»!
این حق مردم است که بتوانند با دولتمردان خود با سهولت تعامل کنند واین وظیفه دولت است که امکان این تعامل را فراهم آورد.
2- احیای شعارهای اصیل مردمی
عدالت محوری، بازگشت به ارزشها، رسیدگی به حال محرومان و... از جمله شعارهای و آرمانهای اصیل مردمی است که متأسفانه تا پبش از این، رو به کمرنگ شدن بود اما دولت نهم و رییس آن، با تاکید وتکرار این آرمان و شعارها بار دیگر آنها را کنج غربت به متن جامعه و حکومت باز گرداندند.
البته اینکه تا چه حدی دولت نهم موفق شده است این شعارها را عملیاتی کند، جای بحث است و بسیاری از منتقدان معتقدند که دولت نتوانسته است در عمل به این شعارها دست بیابد، اما با تفکیک بین شعار و عمل، همین اندازه که این آرمانها و شعارها را به سبد مطالبات عمومی بازگردانده و حتی خود نیز از این منظر مورد مطالبه و باز خواست مردم قرار گرفته، تحول ارزشمندی صورت گرفته است به گونهای که دولتهای آینده نیز ناگزیر خواهند بود به این اصول پایبند باشند و جوابگوی مردم.
3- در افتادن با مافیا
هر چند روزی احمدی نژاد گفت که اسامی اعضای مافیا در جیبش هست و هشدار داد که آنها را به مردم معرفی خواهد کرد و البته این افشاگری را انجام نداد، اما شکی نیست که دولت در حد وسع خود، با مافیا ـ که از موبایل گرفته تا حبوبات و غذای طیور و از آهن و مصالح ساختمانی گرفته تا کاغذ و قطعات خودرو، قدرت نمایی میکند ـ در افتاده و منافع آنها را به خطر انداخته و بعضاً قطع کرده است.
بدیهی است مبارزه با مافیایی که در طول سالیان متوالی، در درون سیستمهای اقتصادی کشور رسوخ کرده و تحکیم شده، به این سادگیها میسر نیست، ولی این که ابهت مافیا شکسته و مبارزه با آن نیز جزو مطالبات عمومی قرار گرفته، در همین حد نیز دستاورد بزرگی است.
4- مدیریت مصرف سوخت
اصل مدیریت مصرف سوخت، از جمله هدفهایی بود که دولتهای قبلی مدام به دنبال آن بودهاند ولی در عمل کاری نمیکردند.
دولت نهم، این ریسک را کرد که هزینههای ناشی از اعمال مدیریت مصرف سوخت را به ویژه در باره بنزین بپذیرد و وارد این وادی شود.
هر چند که به نحوه اجرای این طرح انتقاداتی وارد است ولی باید گفت که میبایست روزی کار مدیریت مصرف سوخت آغاز میشدکه این مهم در زمان دولت نهم رخ داد.
5 - طرح تحول اقتصادی
هدفمند کردن یارانهها نیز پس از پایان جنگ تا کنون، یکی از دغدغههای مشترک دولتها و اقتصاددانان بوده است اما از آنجا که دست زدن به یارانهها میتوانست تبعات گسترده اجتماعی و سیاسی داشته باشد دولتهای قبلی ترجیح دادند خود را به دردسر نیندازند تا این معضل، به دولت بعدی منتقل شود! و این در حالی است که قاطبه اقتصاددانان معتقدند هدفمند کردن یارانهها هر چقدر دیرتر انجام گیرد، تبعات منفی بیشتری خواهد داشت.
6 - تقویت سیاست خارجی
نفوذ سیاسی ایران در منطقه، به حدی است که در یکی دوسال آینده، مقامات و رسانههای عربی منطقه، مدام درباره قدرت یابی ایران هشدارمی دهند وابراز نگرانی میکنند.
بدیهی است که این مهم که عربها را تا بدین اندازه منفعل کرده، جز از طریق بهرهگیری درست از مؤلفههای قدرت در سطح منطقهای به دست نمیآید.
فایده این نفوذ نیز به دست آوردن برگ برندههایی است که میتواند در مذاکرات آینده ایران و آمریکا بسیار کارآیی داشته باشد و منافع ملی مان را تامین کند.
همچنین نفوذ دیپلماتیک به حیاط خلوت آمریکا یعنی آمریکای لاتین، نه تنها جایگاه بین المللی ایران را تقویت میکند، بلکه بازار وسیع این منطقه پرجمعیت دنیا را به روی ایران میگشاید به گونهای که هم اکنون محصولات ایران در کشورهای آمریکای لاتین در سطح مناسبی به فروش میرسد و این در حالی است که سهم ایران در برخی از کشورهای آمریکای لاتین، تا پیش از این، صفر بوده است اما اکنون تراز تجاری به سود ایران است.
در پرونده هستهای نیز، هر چند منتقدان با استناد به قطعنامههای صادره علیه ایران میگویند که دیپلماسی تهران ضعیف بوده، اما همین قطعنامهها، در نگاهی عمیقتر و منصفانه تر، گواه دیپلماسی موفق ایران است زیرا اولاً این قطعنامهها، همانی نبودهاند که آمریکا و اسرائیل در صدد تصویبش بودند، بلکه تا رسیدن به مرحله تصویب، بارها و بارها تعدیل شدهاند و این تعدیلها نیز،متأثر از فعالیتهای آشکار و نهان دیپلماتیک ایران بوده است.
ثانیاً، دیپلماسی ایران و بهره گیری آن از عوامل بیرونی قدرت،مانند نفوذ در عراق و لبنان و فلسطین، باعث شده است آمریکاییها که به طور کاملاً جدی در صدد حمله به ایران بودند، ناگزیر کوتاه بیایند و به صدور چند قطعنامه بسنده کنند.
ثالثاً، معنای سنگ زدن به قطار آن است که قطار حرکت کرده است والا هیچ مردم آزاری، به قطاری که در ایستگاه متوقف است، سنگ نمیزند.
معنای هجمه غربیها به فعالیتهای هستهای ایران نیز آن است که قطار هستهای ایران شتاب گرفته و آنان را نگران کرده است.
اگر تا قبل از دولت نهم، کسی سنگی نمیزد و قطعنامهای صادر نمیکرد به این دلیل بود که قطار ساکن بود و فعالیتهای هستهای متوقف و بنابراین، غربیها به هدف خود که توقف برنامه هستهای ایران بودند، رسیده بودند و بنابراین چه نیازی داشتند از اهرم شورای امنیت استفاده کنند؟ ولی اینک آنها منفعلانه «مجبور» به این کار شدهاند.
درباره آمریکا نیز، دولت نهم سیاست هوشمندانهای را پی گرفت و با دعوت واشنگتن به گفت و گویهای بدون پیش شرط، طرف مقابل را از به بهرهگیری از این حربه که «ایران اهل گفتوگو نیست»، خلع سلاح کرد تا جایی که این امر یعنی مذاکره بدون پیش شرط، به یکی از شعارهای انتخاباتی رئیس جمهور جدید آمریکا تبدیل شد و مورد حمایت مردم امریکا نیز قرار گرفت.
تردید نباید داشت که با توجه به ساخت محیط قدرت در داخل ایران،اگر قرار باشد روابط ایران و آمریکا به سمت عادی سازی برود، تنها این دولت است که میتواند این مهم را به سرانجام برساند.
7 - موفقیتهای دیگر
گذشته از این رئوس کلی در بسیاری از حوزههای مصداقی نیز میتوان دولت نهم را موفق دانست.
به عنوان مثال، اصلاح میزان تراز صادرات به واردات، کاهش میزان رشد تصادفات جاده ای،افزایش تعداد اورژانسهای بین جادهای به دو برابر کل تاریخ کشور، افزایش فضای ورزشی به دو برابر سالهای قبل در طول سه و نیم سال اخیر که زیرساخت مناسبی برای پیشرفت ورزش در آینده خواهد بود، موفقیتهای علمی در عرصه نانوتکنولوژِی، سلولهای بنیادین، داروهای نوین و تجهیزات دفاعی، اجرای طرح پزشک خانواده، افزایش حقوق بازنشستگان که آرزوی دیرینه ایرانیان بود، اشاره کرد که البته این فهرست میتوانست طویلتر از این باشد، ولی به دلیل ضعف مفرط در سیستم اطلاع رسانی دولت، خبرهای آن به صورت جدی به گوش مردم و از جمله راقم این سطور نمیرسد.
در پایان باید گفت آنچه گفته شد، به معنای بیعیب و نقص بودن دولت نهم نیست و نقدهای جدی نیز بر آن وارد است که نمونهاش را میتوان در ماجرای کردان یا انحلال سازمان مدیریت و برنامهریزی یا عرصه خدمات اینترنت دید؛ اما انصاف نیست که چشم بر نقاط قوت ببندیم و تنها، ضعفها را فریاد بزنیم و تصور کنیم که کوبیدن دولت نهم یک «پز» است!
منبع: رجانیوز
آنچه در سطور زیر به عنوان نیمه پر لیوان دولت نهم مورد توجه قرار گرفته، نقطه نظر نگارنده این نوشتار است و ای بسا، بسیاری را عقیده بر آن باشد که آنچه راقم این مرقومه قوت میشمارد، ضعف است و بالعکس.
اما رئوس این نیمه پر:
1- گسترش ارتباط با مردم
دولتهای برآمده از دل دمکراسی، نباید فقط در ایام منتهی به انتخابات، به میان مردم بروند ودر بقیه اوقات در حصار خود ساختهشان، خود را تافته جدا بافته بدانند.
هر چند در جهان معاصر، مکانیزمهایی وجود دارد که رابطه مردم و دولتمردان را بدون نیاز به جابجاییهای مکانی میسر میسازد (مثل ارتباطات حزبی) اما شرایط خاص کشورمان باعث شده است، دولتمردان برای آگاهی از وضعیت واقعی جامعه و حال و روز مردمان روزگار، ناگزیر از آن باشند که به میان مردم بروند تا تصمیماتی که برای آنان میگیرند، منطبق با نیازها و الزامات واقعی باشد نه بر اساس گزارشهای رسمی و آمارها و نمودارهای ساختگی که عمدتاً برای خوشامد بالا دستیها از سوی نمایندگان حکومت در شهرها و استانها تنظیم میشوند و سعی در گل و بلبل جلوه دادن امور مینمایند.
سفرهای استان دولت نهم، از این منظر قابل اعتناست و کسانی که این سفرهای تبلیغاتی قلمداد میکنند، در واقع با این اتهام، بر مثبت بودن این سفرها تاکید مینمایند چه آنکه اگر این سفرها منفی بود که نمیشد بر مبنای آن تبلیغات کرد.
نگاهی به نتایج این سفرها نشانگر آن است که بسیار پیش آمده. گرههایی که طی سالیان دراز ودر سطوح مدیریتی استان حل نمیشد، با حضور دولت، برای همیشه مرتفع گردیده است.
به علاوه این حس ناخوشایند را از مردم استانها و شهرهای کشور زدوده است که «ایران فقط در تهران خلاصه میشود»!
این حق مردم است که بتوانند با دولتمردان خود با سهولت تعامل کنند واین وظیفه دولت است که امکان این تعامل را فراهم آورد.
2- احیای شعارهای اصیل مردمی
عدالت محوری، بازگشت به ارزشها، رسیدگی به حال محرومان و... از جمله شعارهای و آرمانهای اصیل مردمی است که متأسفانه تا پبش از این، رو به کمرنگ شدن بود اما دولت نهم و رییس آن، با تاکید وتکرار این آرمان و شعارها بار دیگر آنها را کنج غربت به متن جامعه و حکومت باز گرداندند.
البته اینکه تا چه حدی دولت نهم موفق شده است این شعارها را عملیاتی کند، جای بحث است و بسیاری از منتقدان معتقدند که دولت نتوانسته است در عمل به این شعارها دست بیابد، اما با تفکیک بین شعار و عمل، همین اندازه که این آرمانها و شعارها را به سبد مطالبات عمومی بازگردانده و حتی خود نیز از این منظر مورد مطالبه و باز خواست مردم قرار گرفته، تحول ارزشمندی صورت گرفته است به گونهای که دولتهای آینده نیز ناگزیر خواهند بود به این اصول پایبند باشند و جوابگوی مردم.
3- در افتادن با مافیا
هر چند روزی احمدی نژاد گفت که اسامی اعضای مافیا در جیبش هست و هشدار داد که آنها را به مردم معرفی خواهد کرد و البته این افشاگری را انجام نداد، اما شکی نیست که دولت در حد وسع خود، با مافیا ـ که از موبایل گرفته تا حبوبات و غذای طیور و از آهن و مصالح ساختمانی گرفته تا کاغذ و قطعات خودرو، قدرت نمایی میکند ـ در افتاده و منافع آنها را به خطر انداخته و بعضاً قطع کرده است.
بدیهی است مبارزه با مافیایی که در طول سالیان متوالی، در درون سیستمهای اقتصادی کشور رسوخ کرده و تحکیم شده، به این سادگیها میسر نیست، ولی این که ابهت مافیا شکسته و مبارزه با آن نیز جزو مطالبات عمومی قرار گرفته، در همین حد نیز دستاورد بزرگی است.
4- مدیریت مصرف سوخت
اصل مدیریت مصرف سوخت، از جمله هدفهایی بود که دولتهای قبلی مدام به دنبال آن بودهاند ولی در عمل کاری نمیکردند.
دولت نهم، این ریسک را کرد که هزینههای ناشی از اعمال مدیریت مصرف سوخت را به ویژه در باره بنزین بپذیرد و وارد این وادی شود.
هر چند که به نحوه اجرای این طرح انتقاداتی وارد است ولی باید گفت که میبایست روزی کار مدیریت مصرف سوخت آغاز میشدکه این مهم در زمان دولت نهم رخ داد.
5 - طرح تحول اقتصادی
هدفمند کردن یارانهها نیز پس از پایان جنگ تا کنون، یکی از دغدغههای مشترک دولتها و اقتصاددانان بوده است اما از آنجا که دست زدن به یارانهها میتوانست تبعات گسترده اجتماعی و سیاسی داشته باشد دولتهای قبلی ترجیح دادند خود را به دردسر نیندازند تا این معضل، به دولت بعدی منتقل شود! و این در حالی است که قاطبه اقتصاددانان معتقدند هدفمند کردن یارانهها هر چقدر دیرتر انجام گیرد، تبعات منفی بیشتری خواهد داشت.
6 - تقویت سیاست خارجی
نفوذ سیاسی ایران در منطقه، به حدی است که در یکی دوسال آینده، مقامات و رسانههای عربی منطقه، مدام درباره قدرت یابی ایران هشدارمی دهند وابراز نگرانی میکنند.
بدیهی است که این مهم که عربها را تا بدین اندازه منفعل کرده، جز از طریق بهرهگیری درست از مؤلفههای قدرت در سطح منطقهای به دست نمیآید.
فایده این نفوذ نیز به دست آوردن برگ برندههایی است که میتواند در مذاکرات آینده ایران و آمریکا بسیار کارآیی داشته باشد و منافع ملی مان را تامین کند.
همچنین نفوذ دیپلماتیک به حیاط خلوت آمریکا یعنی آمریکای لاتین، نه تنها جایگاه بین المللی ایران را تقویت میکند، بلکه بازار وسیع این منطقه پرجمعیت دنیا را به روی ایران میگشاید به گونهای که هم اکنون محصولات ایران در کشورهای آمریکای لاتین در سطح مناسبی به فروش میرسد و این در حالی است که سهم ایران در برخی از کشورهای آمریکای لاتین، تا پیش از این، صفر بوده است اما اکنون تراز تجاری به سود ایران است.
در پرونده هستهای نیز، هر چند منتقدان با استناد به قطعنامههای صادره علیه ایران میگویند که دیپلماسی تهران ضعیف بوده، اما همین قطعنامهها، در نگاهی عمیقتر و منصفانه تر، گواه دیپلماسی موفق ایران است زیرا اولاً این قطعنامهها، همانی نبودهاند که آمریکا و اسرائیل در صدد تصویبش بودند، بلکه تا رسیدن به مرحله تصویب، بارها و بارها تعدیل شدهاند و این تعدیلها نیز،متأثر از فعالیتهای آشکار و نهان دیپلماتیک ایران بوده است.
ثانیاً، دیپلماسی ایران و بهره گیری آن از عوامل بیرونی قدرت،مانند نفوذ در عراق و لبنان و فلسطین، باعث شده است آمریکاییها که به طور کاملاً جدی در صدد حمله به ایران بودند، ناگزیر کوتاه بیایند و به صدور چند قطعنامه بسنده کنند.
ثالثاً، معنای سنگ زدن به قطار آن است که قطار حرکت کرده است والا هیچ مردم آزاری، به قطاری که در ایستگاه متوقف است، سنگ نمیزند.
معنای هجمه غربیها به فعالیتهای هستهای ایران نیز آن است که قطار هستهای ایران شتاب گرفته و آنان را نگران کرده است.
اگر تا قبل از دولت نهم، کسی سنگی نمیزد و قطعنامهای صادر نمیکرد به این دلیل بود که قطار ساکن بود و فعالیتهای هستهای متوقف و بنابراین، غربیها به هدف خود که توقف برنامه هستهای ایران بودند، رسیده بودند و بنابراین چه نیازی داشتند از اهرم شورای امنیت استفاده کنند؟ ولی اینک آنها منفعلانه «مجبور» به این کار شدهاند.
درباره آمریکا نیز، دولت نهم سیاست هوشمندانهای را پی گرفت و با دعوت واشنگتن به گفت و گویهای بدون پیش شرط، طرف مقابل را از به بهرهگیری از این حربه که «ایران اهل گفتوگو نیست»، خلع سلاح کرد تا جایی که این امر یعنی مذاکره بدون پیش شرط، به یکی از شعارهای انتخاباتی رئیس جمهور جدید آمریکا تبدیل شد و مورد حمایت مردم امریکا نیز قرار گرفت.
تردید نباید داشت که با توجه به ساخت محیط قدرت در داخل ایران،اگر قرار باشد روابط ایران و آمریکا به سمت عادی سازی برود، تنها این دولت است که میتواند این مهم را به سرانجام برساند.
7 - موفقیتهای دیگر
گذشته از این رئوس کلی در بسیاری از حوزههای مصداقی نیز میتوان دولت نهم را موفق دانست.
به عنوان مثال، اصلاح میزان تراز صادرات به واردات، کاهش میزان رشد تصادفات جاده ای،افزایش تعداد اورژانسهای بین جادهای به دو برابر کل تاریخ کشور، افزایش فضای ورزشی به دو برابر سالهای قبل در طول سه و نیم سال اخیر که زیرساخت مناسبی برای پیشرفت ورزش در آینده خواهد بود، موفقیتهای علمی در عرصه نانوتکنولوژِی، سلولهای بنیادین، داروهای نوین و تجهیزات دفاعی، اجرای طرح پزشک خانواده، افزایش حقوق بازنشستگان که آرزوی دیرینه ایرانیان بود، اشاره کرد که البته این فهرست میتوانست طویلتر از این باشد، ولی به دلیل ضعف مفرط در سیستم اطلاع رسانی دولت، خبرهای آن به صورت جدی به گوش مردم و از جمله راقم این سطور نمیرسد.
در پایان باید گفت آنچه گفته شد، به معنای بیعیب و نقص بودن دولت نهم نیست و نقدهای جدی نیز بر آن وارد است که نمونهاش را میتوان در ماجرای کردان یا انحلال سازمان مدیریت و برنامهریزی یا عرصه خدمات اینترنت دید؛ اما انصاف نیست که چشم بر نقاط قوت ببندیم و تنها، ضعفها را فریاد بزنیم و تصور کنیم که کوبیدن دولت نهم یک «پز» است!
منبع: رجانیوز