گدایی چسبنده پدیدهای نو در قرن 21
این روزها وقتی در خیابانهای شلوغ شهر گام برمیداریم شاهد کودکانی هستیم که به بهانه دعافروشی گدایی کرده و با برانگیختن احساسات به اهداف خود که گرفتن پول از ماست، میرسند.
به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان، این روزها که به فصل آغاز مدارس نیز نزدیک هستیم، کمتر روزی است که پشت یکی از چراغهای قرمز به کودکانی بر نخوریم که با التماس از ما میخواهند، آدامس بخریم یا بابت پاک کردن شیشه ماشین پولی به آنها بدهیم.
اما برخلاف گذشته لباسهای آنها وصلهدار و مندرس نیست، اما نوع نگاه آنها آنقدر معصومانه است که کمتر کسی پیشنهاد آنها را رد میکند، حتی افرادی نیز وجود دارند، که بدون خرید جنس نیز به آنها کمک میکنند.
نکته جالب توجه بازیگری ایدهآل این گروه از کودکان است که با عجز و التماس به گونهای احساسات مردم را تحریک میکنند که کسی جرات پیدا نمیکند، پیشنهاد آنها را رد کند.
*گدایی به سبک دعافروشی
یکی از متکدیان یا به اصلاح عامیانه گداهای معروف شهر که شغل «دعافروشی» را دنبال میکند، دخترک پنج سالهای است که با در دست گرفتن برگههای کوچک دعا که شامل دعای «آیتالکرسی» است، سعی در تحریک احساسات مردم داشته و به شیوه حرفهای این کار را دنبال میکند، این کودک در ابتدا با وارد شدن در معابر شلوغ از جمله بانکها از مردم درخواست خرید دعا دارد و با بیان اینکه مریض دارد، از مردم میخواهد که به او کمک کنند و وقتی تقاضای او در خصوص خرید دعا رد میشود، از شخص میخواهد که مبلغی را به او کمک کنند.
به گفته برخی از ساکنان محل، برادر این کودک و پدرش او را مجبور به دعا فروشی و در نهایت گدایی میکنند.
*گلفروشی و آدامسفروشی
اما دیگری پسرک خردسالی است که در خیابانهای شلوغ زنجان زمانی که چراغ قرمز است، از رانندگان میخواهد که کالاهای او را خریداری کنند، اما وقتی این درخواست رد میشود، از رانندگان میخواهد که مبلغی را به او کمک کنند،کودکی که شاید درآمدش بیشتر از هر کدام ما باشد.
*معلولیت راهی برای درآمد
دخترک گدا که به ظاهر معلول است، به زحمت خودش را روی زمین میکشد و از این طریق در تلاش است تا توجه عابران را جلب کند که تا کنون نیز موفق عمل کرده است.
اما تفاوت این کودک با دیگران این است که بومی نیست و به تحریک خواهرش با لهجهای که شبیه به عرب زبانها است، به شغل پردرآمد گدایی مشغول است.
*گدایان مسافر
گدایان مسافر از دیگر اقشاری هستند که یک ساک رنگ و رو رفته و کهنه لوازم شغلی آنها است، گدایانی که هر روز و همیشه برای برگشت به دیارشان به مشکل خوردهاند! اما به هیچ عنوان بلیت قبول نمیکنند، فقط پول نقد!
آنها با ایستادن در مبادی خروجی شهر و ورود به اتوبوسهای عبوری اعلام میکنند که اهل شهر دیگری هستند و برای رسیدن به مقصد پول ندارند و از شما میخواهند که او را یاری کنید.
*گدایان نسخهدار
گدایان نسخهدار محل تردد این افراد حوالی درمانگاهها و بیمارستانها است و همیشه یک برگه از پزشک محترم که روی آن نام چند دارو نوشته شده را در دست دارند و بیماری لاعلاج وجه مشترک این گروه از گداها است.
*فعالیت خانوادگی گدایان
گروه دیگری از گدایان نیز در شهر فعالیت دارند که به صورت ترکیبی و خانوادگی گدایی میکنند، ترکیب این گروه از گدایان یک فرزند و یک زن یک بچه خسته با سر و صورت کثیف است که در آغوش مادر به خواب رفته است.
اما نکته جالب توجه این است که درآمد این گداها شاید بیشتر از یک کارمند معمولی و یا فردی باشد که یک شغل آزاد دارد، چراکه همواره با جالب توجه و ترحم همیشه بخش اعظمی از کمکهای مردمی به این گروه اختصاص پیدا میکند.
سوالی که در این زمینه وجود دارد، این است که چرا اینگونه گدایی در استان این روزها افزایش یافته است، شاید یکی از علل اصلی آن درآمد بالا و وسوسهانگیز آن است.
عادت کردن به شغل گدایی نیز از دیگر موضوعاتی است که موجب انجام این کار میشود.
*عادت کردن علت گدایی برادرم است
برادر یکی از همین گدایان است در گفتوگو با خبرنگار فارس با اشاره به وضعیت مالی مطلوبی که وی دارد، اظهار داشت: وضعیت مالی ما مناسب است و نیازی از نظر مالی نداریم، اما برادرم به صرف عادت این کار را انجام میدهد.
وی با اظهار تاسف از شغلی که برادرش در پیش گرفته است، ادامه میدهد، چند بار تلاش کردهام که برادرم را از این کار منصرف کنم اما موفق به این کار نشدهام.
این شهروند زنجانی درآمد برادرش را بیش از 2 میلیون تومان در ماه عنوان میکند و میافزاید: برخلاف تلاشهایی که من و خانواده برادرم انجام دادهایم، موفق به منع او از این کار نشدهایم.
وی ادامه میدهد: گدایی به یک عادت در وجود برادرم تبدیل شده است و هیچکس نمیتواند، مانع او شود.
*بیماری همسرم مرا مجبور به گدایی کرده است
یکی از گداهای زنجان نیز در گفتوگو با فارس عنوان کرد: بیماری همسرم موجب شده است که گدایی کنم.
ابرازات او جالب است،او اعتقاد دارد گدایی شغل شریفی است، اظهار میکند: من دوست ندارم برای حل مشکلم به دستگاههای حمایتی مراجعه کنم، چراکه خودم توانایی کار کردن دارم، درآمدی که من از گدایی دارم، حلال است، چراکه مردم با رضایت خود به من کمک میکنند.
وی با ابراز رضایت از درآمد خود میافزاید: من از درآمدم راضی هستم، همین که محتاج هیچ کس نیستم، برایم کافی است، بالاخره گدایی هم یک شغل است، مانند همه شغلها...
اما باید دید، مشکل این افراد چیست که اقدام به این کار میکنند، آیا احساسات ظریف مردم استان موجب این کار شده است و یا فصل مدارس و افزایش خرید منجر به این کار شده است.
به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان، این روزها که به فصل آغاز مدارس نیز نزدیک هستیم، کمتر روزی است که پشت یکی از چراغهای قرمز به کودکانی بر نخوریم که با التماس از ما میخواهند، آدامس بخریم یا بابت پاک کردن شیشه ماشین پولی به آنها بدهیم.
اما برخلاف گذشته لباسهای آنها وصلهدار و مندرس نیست، اما نوع نگاه آنها آنقدر معصومانه است که کمتر کسی پیشنهاد آنها را رد میکند، حتی افرادی نیز وجود دارند، که بدون خرید جنس نیز به آنها کمک میکنند.
نکته جالب توجه بازیگری ایدهآل این گروه از کودکان است که با عجز و التماس به گونهای احساسات مردم را تحریک میکنند که کسی جرات پیدا نمیکند، پیشنهاد آنها را رد کند.
*گدایی به سبک دعافروشی
یکی از متکدیان یا به اصلاح عامیانه گداهای معروف شهر که شغل «دعافروشی» را دنبال میکند، دخترک پنج سالهای است که با در دست گرفتن برگههای کوچک دعا که شامل دعای «آیتالکرسی» است، سعی در تحریک احساسات مردم داشته و به شیوه حرفهای این کار را دنبال میکند، این کودک در ابتدا با وارد شدن در معابر شلوغ از جمله بانکها از مردم درخواست خرید دعا دارد و با بیان اینکه مریض دارد، از مردم میخواهد که به او کمک کنند و وقتی تقاضای او در خصوص خرید دعا رد میشود، از شخص میخواهد که مبلغی را به او کمک کنند.
به گفته برخی از ساکنان محل، برادر این کودک و پدرش او را مجبور به دعا فروشی و در نهایت گدایی میکنند.
*گلفروشی و آدامسفروشی
اما دیگری پسرک خردسالی است که در خیابانهای شلوغ زنجان زمانی که چراغ قرمز است، از رانندگان میخواهد که کالاهای او را خریداری کنند، اما وقتی این درخواست رد میشود، از رانندگان میخواهد که مبلغی را به او کمک کنند،کودکی که شاید درآمدش بیشتر از هر کدام ما باشد.
*معلولیت راهی برای درآمد
دخترک گدا که به ظاهر معلول است، به زحمت خودش را روی زمین میکشد و از این طریق در تلاش است تا توجه عابران را جلب کند که تا کنون نیز موفق عمل کرده است.
اما تفاوت این کودک با دیگران این است که بومی نیست و به تحریک خواهرش با لهجهای که شبیه به عرب زبانها است، به شغل پردرآمد گدایی مشغول است.
*گدایان مسافر
گدایان مسافر از دیگر اقشاری هستند که یک ساک رنگ و رو رفته و کهنه لوازم شغلی آنها است، گدایانی که هر روز و همیشه برای برگشت به دیارشان به مشکل خوردهاند! اما به هیچ عنوان بلیت قبول نمیکنند، فقط پول نقد!
آنها با ایستادن در مبادی خروجی شهر و ورود به اتوبوسهای عبوری اعلام میکنند که اهل شهر دیگری هستند و برای رسیدن به مقصد پول ندارند و از شما میخواهند که او را یاری کنید.
*گدایان نسخهدار
گدایان نسخهدار محل تردد این افراد حوالی درمانگاهها و بیمارستانها است و همیشه یک برگه از پزشک محترم که روی آن نام چند دارو نوشته شده را در دست دارند و بیماری لاعلاج وجه مشترک این گروه از گداها است.
*فعالیت خانوادگی گدایان
گروه دیگری از گدایان نیز در شهر فعالیت دارند که به صورت ترکیبی و خانوادگی گدایی میکنند، ترکیب این گروه از گدایان یک فرزند و یک زن یک بچه خسته با سر و صورت کثیف است که در آغوش مادر به خواب رفته است.
اما نکته جالب توجه این است که درآمد این گداها شاید بیشتر از یک کارمند معمولی و یا فردی باشد که یک شغل آزاد دارد، چراکه همواره با جالب توجه و ترحم همیشه بخش اعظمی از کمکهای مردمی به این گروه اختصاص پیدا میکند.
سوالی که در این زمینه وجود دارد، این است که چرا اینگونه گدایی در استان این روزها افزایش یافته است، شاید یکی از علل اصلی آن درآمد بالا و وسوسهانگیز آن است.
عادت کردن به شغل گدایی نیز از دیگر موضوعاتی است که موجب انجام این کار میشود.
*عادت کردن علت گدایی برادرم است
برادر یکی از همین گدایان است در گفتوگو با خبرنگار فارس با اشاره به وضعیت مالی مطلوبی که وی دارد، اظهار داشت: وضعیت مالی ما مناسب است و نیازی از نظر مالی نداریم، اما برادرم به صرف عادت این کار را انجام میدهد.
وی با اظهار تاسف از شغلی که برادرش در پیش گرفته است، ادامه میدهد، چند بار تلاش کردهام که برادرم را از این کار منصرف کنم اما موفق به این کار نشدهام.
این شهروند زنجانی درآمد برادرش را بیش از 2 میلیون تومان در ماه عنوان میکند و میافزاید: برخلاف تلاشهایی که من و خانواده برادرم انجام دادهایم، موفق به منع او از این کار نشدهایم.
وی ادامه میدهد: گدایی به یک عادت در وجود برادرم تبدیل شده است و هیچکس نمیتواند، مانع او شود.
*بیماری همسرم مرا مجبور به گدایی کرده است
یکی از گداهای زنجان نیز در گفتوگو با فارس عنوان کرد: بیماری همسرم موجب شده است که گدایی کنم.
ابرازات او جالب است،او اعتقاد دارد گدایی شغل شریفی است، اظهار میکند: من دوست ندارم برای حل مشکلم به دستگاههای حمایتی مراجعه کنم، چراکه خودم توانایی کار کردن دارم، درآمدی که من از گدایی دارم، حلال است، چراکه مردم با رضایت خود به من کمک میکنند.
وی با ابراز رضایت از درآمد خود میافزاید: من از درآمدم راضی هستم، همین که محتاج هیچ کس نیستم، برایم کافی است، بالاخره گدایی هم یک شغل است، مانند همه شغلها...
اما باید دید، مشکل این افراد چیست که اقدام به این کار میکنند، آیا احساسات ظریف مردم استان موجب این کار شده است و یا فصل مدارس و افزایش خرید منجر به این کار شده است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بیشتر این افراد خانم ها را تحت تاثیر قرار میدهند . مردان کمتر گول این حقه باز ها را میخورند .
لطفا اضافه کنید:
در معابر کنار بیمارستانها همیشه یک زن، یک مرد و یک کودک عابران را برادر یا خواهر خطاب می کنند و برای مداوای کودکشان کمک می خواهند. جالب تر اینکه یکبار همین گروه سه نفره را کنار بیمارستان شریعتی دیدم و فردای آنروز مقابل بیمارستان امام خمینی بودند و چند روز بعد نزدیک بیمارستان سینا آنها را دیدم. یعنی برای اینکه چهره شان تکراری نشود پاتوق عوض می کنند.
آیا فکر کرده ایم که آینده این کودکان معصوم و بیگناه چه خواهد بود؟ و آیا میدانیم که علت خرد کردن شخصیت خود و دست پیش این و آن دراز کردن برای تهیه دارو و یا لقمه ای نان برای زن و بچه و خود چیست؟:بیکاری. گرانی .فقر و....آیا میدانیم که وضعیت این کودکان معصوم و بی گناه امروزی آنها را به تبهکاران فردا تبدیل خواهد کرد و جامعه مجبور خواهد شد در صدد تعقیب و مجازات آنچه خود تولید و تربیت کرده بر آید؟حال باید دید آیا ماشین تولید مجرم یعنی جامعه مسئول است و یا تولید یعنی مجرم؟کمی فکر کنیم و بخود آئیم و معلول را بجای علت گناهکار ندانیم. بدون رفع علت معلول پا بر جاست.
سلام
بالاخره مسئول جمع آوری و سامان دهی متکدیان چه سازمانی است؟
هجوم دختربچه های گدا برای شستن شیشه خودرو و فروش آدامس و دعا و ... در تقاطع دکتر قریب و آزادی امان مردم رابریده و هیچ کسی هم پاسخگو نیست
دیروز به یک گدا هزار تومان دادم گفت کم است و پنج هزار تومان می خواهم!!!!!!!!!!!
فکر کنم در یک روز به اندازه حقوق 10 روز کارمندان درآمد داشت.......
گدایی در جامعه کاری زشت ودر جمهوری اسلا می زشتر میباشد . خواهشمند است مقامات مسئول با این پدیده برخورد نمایند.
از قدیم گفتند گدایی کن تا محتاج خلق نشوی گسترش این پدیده به دلیل سو ئ مدیریت مسئولان است اگر درامد این افراد هرروز مصادره کنند این پدیده زشت خیلی زود از جامعه محو می شود
شما که به این خوبی صورت مسئله رو نشون می دید
خوب یه راه حل هم نشون بدید دیگه
متاسفانه یک سالی میشه یک عده که ظاهرا ایرانی هم نیستن با لباسهای کثیف وارد مغازه ها میشن و تا پول ندی آدمو دیونه میکنن نکته خاص این افراد این هست که سنشون خیلی کمه و دوم هر روز میان
از کودک فال فروشی پرسیدند مردم از تو چه میخواهند گفت مردم از من که در امروزم مانده ام فردایشان را میخواهند
با سلام و احترام. به جز موارد ذكر شده در متن، وجود اين افراد چهره شهر بزرگي مانند تهران را مخدوش كرده است. شما فكر كنيد افراد خارجي كه وارد ميشوند، چه ديدي نسبت به اين جامعه و افراد آن پيدا مي كنند. متأسفانه در پياده روها، اتوبوسها، متروها و اماكنك ديگر عمومي، وجود اين افراد باعث كلافگي مردم ميشود. هر طرف كه مي روي يك نفر را چسبيده به خود مي بيني. شايد اگر بشود اين افراد را جمع آوري كرده و نيازمندان واقعي را شناسايي كرده و از طرق صحيح تر به آنها رسيدگي كنيم، خيلي بهتر باشد.
متاسفانه افزايش گدايي به حدي رسيده كه تشخيص نيازمند واقعي از گدا خيلي سخت شده و بقول طرف آدم تو آمپاس مي مونه. من پيشنهادي داشتم در تبريز موسسه خيريه حمايت از مستمندان گشت هايي داره كه هرجا گدايي مي بينه آن را جمع آوري و در صورت تشخيص مستحق بودن آنها را تحت پوشش قرار ميدهدو ... الان تبريز از نظر گدايي شهر پاك شده.
اگر اين نهادها توسط دولت مورد حمايت و در ساير شهرها اجرايي بشه ريشه گداياني كه به عنوان حرفه به آن نگاه مي كنند پاك مي شود.
شاید واقعا فقیر هستن .....انگار فراموش کردیم گرانی چه به سر مردم اورده
در فصل درس و مدرسه مسوولان باید در صورت رویت هر کودکی که در خیابان وادار به کار شده، اون رو به کمپ های مناسب برن و والدینش رو بکشونن دادگاه تا این بساط جمع بشه
مسوولان در این شرایط مقصرند
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.