دریاچه ارومیه مرده است!
هماکنون در کشور مجاور ما و برای نجات دریاچه اورال، هشت کشور اروپایی در تلاشند، ولی تنها توانستهاند بخشی از آن را احیا کنند. این در حالی است که ما نتوانستیم تا کنون نظر نمایندگان استانهای مجاور را جلب کنیم یا حتی یک نشست مشترک با این نمایندگان داشته باشیم.

در سیزده سال گذشته، سطح آب دریاچه ارومیه ۶ متر کاهش یافته و هم اکنون به یک متر رسیده است. متأسفانه بروز خشکی در دریاچه ارومیه، مسائل و مخاطرات زیستمحیطی فراوانی را نیز به دنبال آورده که میتوان به خطر وقوع توفانهای نمکی و تغییر آب و هوای منطقه از معتدل به گرمسیری با بادهای گرم اشاره کرد.
به گزارش «تابناک»، شهریور ماه امسال، حمید چیتچیان، وزیر نیرو در زمانی که ۸۰ درصد از دریاچه ارومیه خشک شده بود، درباره احتمال اجرای طرح انتقال آب دریای خزر به دریاچه ارومیه گفت: طرح انتقال آب دریای خزر به دریاچه ارومیه در مرحله مطالعه است و در این باره در حال انجام مطالعات زیستمحیطی و فنی هستیم تا ببینیم این انتقال ممکن است یا خیر؟

بررسی طرح انتقال آب دریای خزر
پیشتر برخی مباحث مانند تغییر الگوی کشت، استفاده از روشهای نوین در استفاده از آب کشاورزی، بستن چاههای غیرمجاز برداشت آب و لزوم همکاری مستقیم مردم برای جلوگیری از فاجعه دریاچه ارومیه و همچنین توقف مطالعات سدسازی و پروژههای نیمهتمام مطرح شده بود؛ افزون بر این، باروری ابرها، فرهنگسازی و بهینهسازی مصرف آب، تحویل حجمی آب، آمایش سرزمین و جلوگیری از برداشت بیرویه، لایروبی رودها، تدوین سیستم واحد مدیریتی و سیاسی، حمایتهای مدیریتی از آبیاری تحت فشار، بررسی انتقال ریزگردها و جلوگیری از افزایش جمعیت در حوضه آبریز نیز مطرح شده است.
این گزارش در ادامه آورده است، انتقال آب از طریق دریای خزر و رود مرزی ارس، دو گزینه دیگر مطرح در این بخش است که متفاوتتر از دیگر برنامههای نجات دریاچه ارومیه است. هرچند طرح انتقال آب دریای خزر از سال ۸۹ مطرح بوده و در آن زمان به عنوان تنها راه نجات دریاچه ارومیه نیز نامیده شده بود، هزینهبر بودن انجام چنین طرح بزرگی، لزوم رعایت قواعد و مقررات بینالمللی در این باره، فاصله دستکم ۳۰۰ کیلومتری دریاچه ارومیه با دریای خزر، نبود چنین تجربهای در کشور و مسائلی از این دست، باعث شده تا به امروز چنین موضوعی تنها در حد مطالعه بماند.
دکتر عابد فتاحی نیز گفت: هماکنون دریاچه ارومیه حدود ۸۰ درصد خشک شده، ولی برای احیای آن ۲۴ راهکار پیشبینی شده و گفتهاند از این تعداد، ۱۲ راهکار را به شکل اضطراری که انجام میدهند و از این میزان راهکار هم قرار است سه تای آن عملیاتی شود.

وی افزود: یکی از این راهکارها، انتقال آب حوزه به حوزه و دومی استفاده از روشهای نوین برای آبیاری مناطق پیرامون دریاچه ارومیه است که در این روش، نزدیک ۲.۷ میلیارد لیتر آب وارد دریاچه ارومیه میشود.
وی در تشریح اوضاع دریاچه گفت: دریاچه بخش جنوبی خود را از دست داده و به کلی محو شده و اکنون لایههای ضخیم نمک بستر دریاچه را احاطه کرده است. چند روز پیش نیز شاهد بادهای شدید با سرعت بالای ۵۰ کیلومتر در ساعت را در این منطقه دیدیم که باعث ایجاد بادهای نمکی در اطراف دریاچه شد.
این نماینده افزود: این بادها نخستین خطر را متوجه آذربایجان شرقی کرد. دوستان ما در آنجا وقتی به آنها میگفتیم شنهای نمک هست و یا احتمال ایجاد ریز نمکها وجود دارد، با ما شوخی میکردند و به این گفتهها اعتنایی نمیکردند.
مسئولان استانهای مجاور همکاری نمی کنند!
این نماینده گفت: چندین سال پیش، یعنی از سال ۷۶ که از وسعت دریاچه ارومیه کم شده بود، در محلی به نام باری، دهکده بسیار مدرن و توریستی با امکانات رفاهی برای احیای دریاچه ارومیه ساخته شد، ولی متأسفانه در این مدت استانهای همجوار از جمله کردستان و آذربایجان شرقی هیچگونه توجهی به این موضوع نکردند.
فتاحی افزود: حتی در برخی از مواقع مسئولان و نمایندگان استان آذربایجان شرقی ساز مخالف هم سر میدادند و عنوان میکردند که نمایندگان ارومیه کار سیاسی میکنند. این گونه کارها باعث شد تا دریاچه خشک شود و اکنون نیز زیستگاه حیوانات این دریاچه از بین رفته است.
وی افزود: دریاچه ارومیه دیگر چیزی ندارد که بتوان آن را احیا کرد. به نظر من دریاچه ارومیه مرده است و نمیتوان با این راهکارها، برای نجات آن کاری کرد؛ این دریاچه نیاز به توجه بیش از این دارد.

نماینده مردم ارومیه گفت: با توجه به اوضاع کنونی دریاچه، باید سخنان آقای کردوانی اجرا شود؛ وی بر این باور است که باید هر چه زودتر بستر دریاچه با پوشش گیاهی جایگزین شود تا ریزنمکها وارد آسمان ایران نشود، با این اوضاع و این گونه که مسأله را شوخی انگاشتهاند، اوضاع درست نمیشود

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
درحال حاضر امكان استخراج نمك و ساير املاح معدني انباشته شده در درياچه اروميه براحتي مي تواند انجام شود اين كار باعث خواهد شد در صورت احياي درياچه مذكور از ميزان شوري آن نيز تا حدودي كاسته شده و محيطي بهتر براي اكوسيستم آن ايجاد گردد.
به نظر مي رسد در حالي كه مطالعات براي احياي آن صورت مي گيرد، با اولويت و فوريت لازم اين كار نيز انجام شود.
بنظرم خزر رو هم خشک کنین خیالتون راحت بشه . چرا از آبهای آزاد استفاده ممکن رو نمی کنین؟
دریاچه شور شیراز هم کاملا خشک شده و وضع برای کشاورزی و محیط زیست پیرامون آن بسیار خطرناک و بحرانی است.
کشاورزی رو سامان بدید درست آب مصرف کنند.
به مردم از طریق رسانه ملی یاد بدید چاه عمیق منبع بی انتهای آب نیست و این آب تموم شدنیه. وقتی خشک شد حتی برای آشامیدن خودمون آب نداریم!
آی ملت تو بیابون برنج نکاریییییییید!
باید عرض کنم که:
مهمترین عامل کم شدن آب دریاچه، برداشت غیر مجاز از مجرایی به قطر 30 متر میباشد.
لذا با این کمبود مقدار آب، سطح پایین آمده و تبخیر بیشتر میشود و میزان شوری اب بالا میرود.
در وهله بعد کمبود میزان بارندگی است که باعث بروز موارد فوق میباشد.
واقعا اگر بدنبال احیای این دریاچه هستند لازم است :
1- تشکیلات سازمانی قوی وکارشناسی تعریف شود.
2-برنامه های اجرایی مشخص تدوین گردد که اولین آن به نظر من باز کردن سدها ابریز دریاچه در قبال پرداخت سوبسید به کشاورزانی که از انجام این کار زمینشان از زیر اب خارج میشود البته بامطالعات قبلی.
3- برنامه زمانبندی اجرایی ومالی برای اجرای برنامه باحد اکثر 30 درصد انحراف.
4- جلب داوطلبان برای انجام برنامه درقبال قبول مسئولیت در برهه زمانی تعیین شده ویا بانظر اصلاحی مدون وتعهداور.
5-گزارش مرتب عملکرد به ستاد مرکزی که از خبرگان ومدیران بالای کشور تشکیل میشودوبررسی دقیق گزارشها توسط کارشناسان ماهر درکارگروهها.
6- قطع سوبسیدها بصورت تدریجی بااعمال الگوی کشت وجا انداختن ان بطوری که بااتمام طرح سوبسید دهی هم تمام شود.
بزودی نمکها به تهران هم خواهد رسید سرطان چشم و ریه و پوست همه گیر خواهد شد
واقعا این وضع تا کی ادامه پیدا خواهد کرد؟ یکی به داد این دریاچه برسه. وقتی هم اعتراض می کنیم انواع اقسام برچسب هارو به ما میزنند
بزرگترین دریاچه کشور(ارومیه) رو داریم خشک میکنیم. بزرگترین رود کشور (کارون) رو داریم خشک میکنیم. بزرگترین بحران زیست محیطی دنیا رو (پدیده ریز گردها) ایجاد کردیم. شهرهامون تبدیل به آلوده ترین شهر های دنیا شدن(اهواز و تهران و خرم آباد و ... )
دریاچه های بختگان وپریشان در استان فارس هم خشک شده اند .بنابر این تمام دریاچه ها در سطح کشور یا خشک شده اند یا در حال خشک شدن هستند.مشکل ابعاد وسیعی دارد که حل آن از عهده دولت خارج است .خود مردم با تشکیل نهاد های غیر دولتی و غیر سیاسی و با کمک کارشناسان ایرانی و خارجی از سراسر دنیا بفوریت برنامه ریزی کرده و با کار و تلاش شبانه روزی جلوی فاجعه را بگیرند .
باسلام
دوستان و هموطنان عزیز
ایران کشوری است با اقلیم خشک و باید در دوران ابتدایی بجای عکس دریاچه ارومیه یا رود کارون، بیابانها و خشکسالیها را نشونمون میدادن تا همه در مصرف آب هوشیار میشدیم
نکته دیگر اینکه همانقدر که دریاچه ارومیه اهمیت دارد، رودخانه ها و دریاچه های خشک شده دیگه در استانهای فارس-سیستان و بلوچستان و اصفهان و غیره اهمیت دارند. همه جای ایران سرای ماست و وقت تنگی به هم نپرید و همدل بشویم. اب برای کشاورز آذری مایه حیات است ولی آیا صحیح است میلیاردها دلار هزینه کنیم تا آب خزر را منتقل کنیم درحالیکه میتوان به کشاورز آذری کمک خرجی داد و کشت محصولات پرآب را ممنوع کنیم و سدهای احداثی را باز و چاههای آب را محدود به برداشت میزان مشخص آب کرد و غیره و از این طریق حیات را به دریاچه برگردانیم؟ ایا اقلیم ایران در جنوب و جنوب شرق و جنوب غرب با مشکلات کم آبی مواجه نیست؟ برای آنها چقدر باید خرج کرد؟ یا اینکه اصلا مهم نیستند؟
آیا تا حالا فکر کردید میشه از همین بحرانها فرصت درست کنیم؟ مثلا چرا مسابقات رالی بیابان در ایران برگزار نمیشود تا درآمد آن را صرف جلوگیری از گسترش بیابان کنیم؟ و مواردی از این قبیل.
خواهش میکنم مسئله آب و خشک سالی را در همه ایران ببینیم و راهکارهای مفید ارایه کنیم نه اینکه آذری ها مدام کامنت بذارند و هیاهو راه بندازند انگاری که مابقی مردم ایران جلوی نزولات آسمانی را گرفتن تا دریاچه ارومیه خشک بشود. برادر و خواهر اذری من، آب چشمه های آذرباییجان هم اکنون هم به مصرف خودتان میرسد و بهتر است در حوزه کشاورزی که بسیار سنتی هستیم تغییر ایجاد کنیم و هرکس از اشنا و اقوام خودش شروع کند تا با همیاری دولت و مکانیزه شدن کشاورزی از اتلاف منابع آب جلوگیری کنیم. دیر هست اما باید از این راه بگذریم و گرفتن آب از خزر بیشتر شبیه شوخی میمونه تا طرح مفید و اجرایی.
دریاچه ارومیه از دوجنبه قابل بررسی است اولین نگاه نگاه تعصبی که هموطنان اذر دارند و دومی نگاه علمی
از نگاه اول دریاچه ارومیه باید احیا شود و از لحاظ علمی بنظر اساتید باید کاملا خشک و کاربری ان عوض شود
از دولت تدبیر و امید می خواهیم راههای علمی را نیز مد نظر قرار دهند و بااستفاده از نظرات کارشناسان و اساتید داخل و خارج کشور این بحث را خاتمه دهند
برای نجات دریاچه امیدی نیست حداقل ازگسترش نمک وزایش بیابان جلوگیری کنیم...
وقتی آب رودخانه هایی که سالیان سال است به این رودخانه میریزد یکدفعه قطع شود آیا دریاچه خشک نمی شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آفرین به این هوش و زکاوت شما امیر آقا !!!!!!!
مرد حسابی چطور میتونی میلیارد ها تن نمک جمع آوری و دفن کنی ؟ باهوش
ببخشید اینها همه اش داستان است .باید شرکتی با چند لودر و تعداد کثیری کمپرسی از همین الان تاسیس شود و به اندازه یک الی دو متر سطح دریاچه خشک شده با خاک پوشش داده شود اب شیرن رابا کلی هزینه بریزیم داخل نمک که چی چه تضمینی است احیا شود و طبیعت قادر است خودش را بازیافت کن انهم در پرو سه زمانی طولانی و بدون دخالت انسان و در خصوص کاربریش هم فکر اساسی کرد .
اگر قراره به انتقال آب خزر فکر بشه اول باید ببینیم که این انتقال آب چه اثری روی سواحل شمال می گذاره تا مشکل دو تا نشه
خشک شدن 90%دریاچه ها تالابها
کاهش روز افزون آبهای زیرزمینی
کاهش50%جنگلهای شمال کشورو جنگلهای زاگرسی
نابودی کامل تالاب انزلی از سطحی بالغ بر21000مترمربع به7000مترمربع
خیزمعکوس آب کارون درنتیجه شوری خاک ونابودی بسیاری از نخلها جنوب غربی کشور و...
واقعآآدمو به فکر فرومیبره
خزر رو هم خشک کنید خیال همه راحت بشه
متاسفانه روز به روز که میگذرد راهکارها کم اثرتر و بی فایده تر میشوند.آوردن آب از خزر بسیار رویایی و نشدنی است.فقط لوله گذاری و ساخت ایستگاههای پمپاز که از کوها و دشتها بگذارد چند سال طول میکشد.آب ارس نیز آنقدر نیست که دردی دوا کند.فقط باید سریعا و بی وقت کشی سدها باز شوند.
انتقال آب خليج فارس به دشت كرمان به طول 500 كيلومتر در حال اجراست و زمان احمدي نژاد پروژه انتقال آب خزر به سمنان هم در حال اجراست ، حالا چطور نمي شود آب خزر را به درياچه اروميه انتقال داد ؟ در ضمن فقط 170 كيلومتر لازم است لوله گذاري شود و آب خزر را به رودخانه آجي چاي در سراب رساند ، آب اين رودخانه كه حالا هم شور است ولي بسيار اندك شده خود بخود تا درياچه اروميه مي رود .
خداحافظ دریاچه ارومیه ... پایان ...
بشینید و راهکار بدید . !!!
دریاچه خشک شد. دریاچه مرد. دریاچه از بین رفت.
افسوس...
هیچکس به فکر گونه ها و طبیعت کشور نیست
باید عرض کنم که:
مهمترین عامل کم شدن آب دریاچه، برداشت غیر مجاز از مجرایی به قطر 30 متر میباشد.
لذا با این کمبود مقدار آب، سطح پایین آمده و تبخیر بیشتر میشود و میزان شوری اب بالا میرود.
در وهله بعد کمبود میزان بارندگی است که باعث بروز موارد فوق میباشد.
با سلام
چرا دیاچه ی ارومیه مرده است؟
اگر مسئولین پل کلانتری را نمی زدند مگر چه می شد؟
شما پیش از زدن پل کلانتری شاهد کاهش آب بودید؟
با زدن پل ارتباطی بین شهر های ارومیه و تبریز آب دریاچه ارومیه پایین آمد.
با تشکر
ربطي به پل ندارد عزيز جان !
صددرصد با شما موافقم
کمی فکر کنی هم بد نیست آب ورودی به دریاچه قطع و یا بسیار بسیار کم شده چه ربطی به پل داره؟
از روی پل کلانتری (که یکی از عوامل مهم به هم ریختن اکوسیستم دریاچه ارومیه بود و همچنین ساخت آن هزینه چند صد میلیاردی داشت) که دریاچه رو نگاه می کنی، خدا شاهده آدم جوری دلش میگیره که... اصلا، ابدا با شنیدن نمی تونید بفهمید که چه حالی میشه آدم. واقعا ناراحت کنندست. کل وجود آدمو غم می گیره موقع دیدن دریاچه...
کف دریاچه را ایزوگام کنید و دوباره آبگیری نمایید
ایکیو اب دریاچه بخار میشه
دریاچه بقدر کافی نمک داره.تودیگه بیشترش نکن با نمک!
کاملا موافقم
در کنار تمامی عوامل فوق که منطقی است نظیر برداشت بی رویه آب از ورودی های دریاچه؛نبایستی از عامل تغییر اقلیم که متاسفانه بسرعت در حال انجام است غافل شد. گرم شدن هوا در سطح جهان باعث می شود که کشورهای خاورمیانه تا 50 سال دیگر به مناطق بی و آب و علف نظیر عربستان تبدیل شود. در این حالت دیگر مشکل دریاچه های داخلی نیست بلکه غیر قابل زیست شدن این مناطق است .یک فاجعه جهانی که بطور حتم اتفاق خواهد افتاد و راه گریزی از آن نیست. سرنوشتی که خود بشر برای خود رقم زد با سوزاندن میلیاردها تن سوخت فسیلی.
اگر تغییر اقلیم موثر است، پس چرا در فاصله نزدیک ارومیه، دریاچه وان خشک نمیشه؟
من نمیدونم اين وسط وزارت نيرو و جهاد کشاورزی چه کار میکنند. مثل قارچ سد ساخته میشه. و هر کسی واسه خودش چاه میزنه و هر چی دلش بخواد میکاره.
سد يک تکنولوژی است که به درد ايران که هوای گرم و خشک داره نمیخوره. همچنين ديگر در هيچ کشور توسعه يافتهای سدی ساخته نمیشه.
ما که تو خوزستان خاک میخوریم 66 برابر حد مجاز مسئولین کک شون هم نمی گزه بعد یک و نیم برابر حد مجاز در تهران شده دردسری که باید بودجه دو سال کشورو براش بدن که آب خزرو بکشن اینطرف البرز.
کارونم قد یه جوب آب براش مونده اونم میخوان ازش بگیرن.
بابا ما هم به خدا ایرانی هستیم. حداقل یک صدم توجهتون رو به اینطرف نقشه بندازید مارو می بینید.
با تشکر یه خوزستانی که از از بین رفتن زادگاهش میترسه
دلیل خشک شدن رودخانهها و درياچههای ايران سوء مديريت است، چرا که هيچ نظارت و کنترلی بر مسائل مرتبط با آب و کشاورزی وجود نداره. به عنوان مثال:
1) احداث بی رويه و بدون مطالعه سدها يکی از عوامل آن هست
2) برنج کاری در استانهای کوهستانی و خشک مثل لرستان و کردستان که آب از چاه استخراج میکنند.
وضعيت درياچه خيلي وخيم تر از اين حرفاست درياچه خيلي وقته مرده اگه مشكل تهرونيا بود خيلي وقتا پيش تو بوق و كرنا گفته مي شد اما اين شهرستاني هاي بيچاره بايد همه چي رو يا اصلا دريافت نكنن يا مثل نوشدارو بعد مرگ سهراب دريافت كنن .
نمونش هم همین گرد و غبار که چند ساله خوزستانی ها رو گرفتار کرده وقتی به تهران رسید همه فعال شدند
تهرانیها همه شهرستانیهای مهاجر به تهران هستند!دست از این ما و شما گفتنها بردارید.
با سلام،يكي از راهكارهاي باصطلاح كارشناسي كه كاملا"غير كارشناسانه و غير عقلايي ميباشد انتقال آب از ارس و شورسازي منابع آب شيرين ميباشد كه طرح آن بسيار درد آور ميباشد،
متأسفانه تمام رودخانهها و درياچههای ايران يا خشک شدن يا در حال خشک شدن هستند و به زودی ايران تبدیل به یک کویر بزرگ مثل افریقای مرکزی و عربستان خواهد شد.
خیلی هنر میخواد یکی از بزرگترین دریاچه های جهان رو خشک کنی
تنهاترين راه ممكن آوردن آب از درياي خزر است هرچند كه هزينه هاي بيشتري را داشته باشد . به زحمت و هزينه اش مي ارزد !!!
خیلی ها پیش از آغاز قرن 21 معتقد بودند که قرن 21 قرن جنگ آب است نه خاک، اکنون زمان آن فرا رسیده و باید شاهد این پدیده تلخ باشیم. در قرآن کریم بارها به اهمیت آب اشاره شده است مانند « و جعلنا من الماء کل شیء» در سوره واقعه در آیات 68 تا 70 در باره اهمیت آب می فر ماید که آیا در آبی که می نوشید اندیشه کرده اید؟آیا شما آن را از ابرها نازل کرده اید یا ما آن را نازل کرده ایم؟ اگر بخواهیم آن را شور و بدمزه قرار می دهیم. در هر صورت خداوند نعمت های فراوانی بر ما ارزانی داشته است اما این ما هستیم که باید به خوبی از آن ها بهره ببریم و در نگهداری از آن ها بکوشیم. هنگامی که در پارک ناهار خوران گرگان جنگل را ویران و به جای آن ساختمان می سازد و نیز ط.ل پارک ملی گلستان در گذشته نه چندان دور یکصد کیلومتر بوده اما اکنون به دلیل بی توجهی مردم و عدم وظیفه شناسی اداره محیط زیست، اکنون طول آن از بیست کیلومتر تحاوز نمی کند، و وقتی که انواع حیوانات وحشی که بعضا فقط چند نمونه آن در ایران وجود دارد و نسل آن ها و نیز نسل بسیاری از پرندگان و سایر حیوانات در حال انقراض است، و هنگامی که سد سازی و پروژه های انتقال آب بدون کارشناسی و بدون توجه به مشکلات زیست محیطی پس آن انجام می شود و هنگامی که محیط زیست بی اهمیت است ، آنگاه باید کدام مصیبت را در باره محیط زیست بخوانیم و برای کدام یک گریه کنیم؟
به نظر من انتقال آب درياچه خزر بهترين راه كار است. مي تواند به عنوان راهكار براي موارد ديگر نيز باشد. ضمنا در طول مسير نيز باعث استفاده ميتواند باشد.
انتقال آب آخرین و بدترین گزینه است فعلا باید فکری برای کاهش تبخیر و لایروبی و افزایش راندمان آب مصرفی حوزه کرد مضافا اینکه انتقال آب از خزر بودجه کلان و تکنولوژی بالایی می خواد که هیچ کدوم را ما نداریم متاسفانه!
این دریاچه فقط برای آذربایجانشرقی و غربی نیست مال ایرانه . پس اگر کاری باید کرد کل ایران هستش که باید بسیج بشه نه دو استان و اگر هم خدای ناکرده ضرری هست که باز برای کل ایرانه.
نباید فکر کرد دریاچه ارومیه فقط برای ارومیه هست بلکه متعلق به ایران و جهان هستش و نابودی آن به منزله نابودی محیط زیست میتواند فاجعه بار باشد و عواقب آن را بچه هایمان و آیندگان بیشتر حس میکنند البته به خودمان هم میرسد
باید بدانید عمق لایه های نمک تا چند متر است و لایه های خاک زیرین هم نمکی می باشد پس برداشتن آن امکان پذیر نیست
باید علاوه بر کارشناسان داخلی از کارشناسان محیط زیست کشورهای اروپایی و آمریکا برای احیا دریاچه ارومیه استفاده کرد و باید به این مسأله یک دید جهانی داشت و از غرور بیجا دوری کرد.
چرا سدها را باز نميكنند. مگه نميگن به خاطر سدسازي هستش؟
آب مورد نیاز مردم منطقه هم باید تامین بشه کشور ما با کم آبادی و شیوه های غلط استفاده از آب روبه رو است
سیزده سد بر روی چهارده رودخانه منتهی به دریاچه ارومیه زده شده. خب معلوم است که اینطور میشه. شما را به خدا این قوی سپید زیبا را دریابید.
حالا قوی سپید شده قبلا ارغوانی بود !
باور كنيد حل اين معادله آنچنان سخت نيست.
1- تعطيلي موقت سدهاي احداث شده بر روي رودخانه هاي حوزه آبريز
2- انتقال آب از رودخانه هاي نزديك (مانند ارس و ...) به رودخانه هاي حوزه درياچه اروميه
3- انسداد موقت چاه هاي عميق حوزه آبريز
4- بارور نمودن ابرهاي منطقه بصورت علمي
کار سختی هست ولی شدنیه نه به اون صورتی که شما گفتین:
1. زهکشی مسیر رودخانه های ورودی به دریاچه اولین و مهمترین کاریه که باید انجام بشه و تا بحال باید انجام میشد تا اون آب کمی هم که می خواد به دریاچه برسه تبخیر نشه
2.افزایش راندمان کشاورزی با استفاده از آبیاری قطره ای
3. تعطیل کردن کشاورزی تا حداقل سه سال و پرداخت خسارت محصول برای بالا آوردن آب دریاچه تا حدی که از تبخیر کم بشه
4 کور کردن چاه های آب تا حد امکان
5 کوچک کردن دریاچه تا حد امکان برای افزایش عمق آب برای کاهش تبخیر
6 در صورت نیاز انتقال آب مازاد از حوزه های دیگر
7در صورت نیاز باروری ابرها
8 همه این کارها با مدیریت صحیح در سه بازه زمانی اضطراری میان مدت و بلند مدت باید اجرایی شود
ولی حیف و صد حیف که ..... همانطور که در این 10 سال فقط جلسه گذاشتن حرف زدن همایش گذاشتن ولی حتی یک قدم کوچک که همون لایروبی مسیر و مصب رودخانه ها میتونست باشه برای نجات همان آب باریکه ای که بزور خودش را به دریاچه میرسوند
انتقال آب شور بسیار گران و نشدنی است .
گران هست اما نشدنی نیست.
همه اینها بخاطر ساختن سدهایی است که بدون مطالعه وتنهابرای تبلیغات سیاسی افراد خاصی در مناطق فوق انجام شده است ومتاسفانه ادامه هم دارد مانند ساخت سد گتوند وحالا باید منتظر نابودی استان خوزستان بخاطر شور شدن رودخانه کارون بود متاسفانه ساخت این همه سد است.که بسیاریازارگانهانیزبدون مطالعه زیست محیطی ملی اقدام به اجرای ساخت این سدها نموده اند
ایا سازمان های خارجی کمک گرفته نشده برای چاره اندیشی؟
من فکر میکنم دانشمون در مسائل محیط زیست خیلی پایینه.
مگه اصلا دانش اینکار رو داریم
خلاصه طرح توجيهي تصفیه فاضلاب روستايي حوزه آبخيز درياچه اروميه
(با هدف تولید آب کشاورزی و بهبود واریز آب به دریاچه)
بازچرخانی فاضلاب تصفیه شده و امکان استفاده از آن در کشاورزی
شايد يكي از مهمترين رسالتهاي كشور سياستگذاري در استفاده از آبهاي نامتعارف در کشور است، آبهايي که بطور روزانه حاصل فعاليت عمومي و زندگي روزمره مردم بوده و بهترين منبع براي تامين آب در کاربريهاي خاص نظير آبياري فضاي سبز، کشاورزي و يا تزريق در آبهاي زيرسطحي پس از تصفيه يا ورود به حوضچه درياچهها است.
با توجه به اينكه دهه آينده دهه جنگ آب است و دسترسي هر جامعه¬اي به آب سالمتر و بيشتر موجب بقاي بيشتر و توسعه پايدار خواهد شد، لذا استفاده مناسبتر از آب موجود و استفاده مجدد از پساب و سالمسازي آب از ضروريات برنامه¬ريزي راهبردي كشورها ميباشد.
در اين راستا براي استفاده بهتر از پساب براي حفظ محيط¬زيست و تامين آب سالم كشور براي پيروزي در جنگ آينده در اولويت کشورها و مناطق قرار گرفته است. لازم به ذکر است عدم تحقق تصفيه فاضلاب خصوصا در نواحي پرتراکم جمعیتی، معضلات زيست محيطي را به سان قبل و بسيار بيش از پيش افزايش داده و چنانچه به بهرهگيري از سامانههاي آسان تصفيه فاضلاب همت گمارده نشود ميزان مشکل شديدا افزايش خواهد يافت. تجربه اثبات کرده بزرگترين مشکل در کشور، نظام نگهداري تجهيزات است و چنانچه از سامانه تصفيه با باکتري در مبدا براي تصفيه فاضلابهای خانگی مورد استفاده قرار گيرد راه حل مناسبی برای کاربری خاص یعنی بهرهگیری از پساب تصفیه شده در کشاورزی و واریز آبهای جاری به جای داخل کردن در مزارع کشاورزی ورود مستقیم آبهای جاری به دریاچهها خصوصا در نواحی آبریز حوزه این دو دریاچه میباشد بدین ترتیب میزان متنابهی از آب مستقیما وارد دریاچهها میشوند.
1. سامانه تصفيه با باکتري در مبدا، بزرگترين خدمات تصفيهاي در مناطق خصوصا صعبالعبور و کوهستاني در کشور ايتاليا طي دهه هفتاد ميلادي ارائه کرد و از آن پس بود که دنيا با يک سامانه ارزان تصفيه فاضلاب مواجه شد؛ لذا توسعه کاربرد آن میتواند در منطقه حوزه آبریز دریاچهها نیز مورد کاربرد باشد.
2. هزينه انجام تصفيه فاضلاب به کمک اين سامانه بسيار اندک بوده به گونهاي که قابل مقايسه با ساير سامانههاي تصفيه فاضلاب نظير هوازي مکانيکي، غيرهوازي مکانيکي و ساير موارد نیست.
3. بهترين کاربرد اين سامانه در روستاها است که بازگشت فاضلاب تصفيه شده ميتواند در بخش کشاورزي مورد استفاده قرار گيرد در عين حال اين سامانه قابليت تصفيه فاضلاب در مجموعههاي دامداري و دامپروري را نيز دارد بدين ترتيب بيشترين مطلوبيت متوجه بخش کشاورزي براي استفاده از پساب تصفيه شده خواهد بود تا آب جایگزین مستقیما وارد دریاچهها شود.
4. لذا با عنايت به بيانات مقام معظم رهبري و حماسه اقتصادی لذا بازچرخاني پساب تصفيه شده که به شکل ارزان از اين سامانه حاصل ميگردد بزرگترين دستاورد در اين سال محسوب خواهد شد و مقدار متنابهی آب سالم وارد دریاچهها خواهد شد.
5. همان گونه که گفته شد تمامی روستاها قابلیت نصب و راهاندازی این سامانه را دارند.
6. به ازای هر 5 نفر روزانه 1 مترمکعب پساب تولید میشود که به ازای جمعیت 750000 نفری شامل 2000 روستا و 9 شهر اطراف دریاچه ارومیه همه روزه میتوان 125000 مترمکعب پساب را در شهرها و روستاهای حوزه آبریز ارومیه تصفیه کرد و با استفاده از این مقدار آب در کشاورزی سایر آبهای جاری را مستقیما به دریاچه واریز کرد.
7. با عنایت به نصب هر دستگاه 5 مترمکعبی برای 5 واحد روستایی به طور میانگین در 25000 نقطه از 2000 روستای اطراف دریاچه ارومیه و 9 شهر آن نیاز به نصب همین 30000 دستگاه است تا به واسطه آن بتوان حدود 150000 مترمکعب پساب روزانه تولید کرد که با هزینه یکباره 3000 میلیارد ریال، حدود 54750000 مترمکعب سالانه پساب تصفیه شده مستقیما وارد چرخه مصرف کشاورزی شده و به همین ازا و حتی با ضریب 3 آب وارد دریاچه ارومیه میشود.
8. در هر روستا به مدت یک ماه قابلیت نصب دستگاهها وجود دارد به عبارت دیگر روستاهای حوزه ابریز ارومیه کاملا نصب سامانه میشود.
اميد است با عنايت و توجه مسئولين محترم گام اساسی در تامین آب سالم برای قسمتی از تامین آب دریاچههای ارومیه و پریشان برداشته شود.
خسرو سلجوقی
ما شــــــــــــــــــــــــــــــــــاء اله
مسیولین دولت جدید تو را به خدا کاری کنید. که این استان زیبا و پر از محصولات کشاورزی به خاک سیاه ننشیند.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.