نگاه شما: انتقال پایتخت هنر نیست
بخش «نگاه شما» برای ارائه و معرفی «نگاه» مخاطبان «تابناک» به همه موضوعات است. هر مخاطب «تابناک» میتواند با مد نظر قرار دادن شرایط همکاری با این بخش، «نگاه» خود را بفرستد تا در معرض دید و داوری دیگر مخاطبان قرار گیرد.
محمود صباغی در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشت:
در یکی دو روز گذشته، مجلس کلیات طرح ساماندهی و انتقال پایتخت سیاسی و اداری را به تصویب رساند. به این ترتیب عملا موضوع انتقال تهران به عنوان پایتخت ۲۲۸ ساله ایران، وارد فاز اجرایی و عملیاتی خواهد شد. طرح انتقال تهران سالهاست مورد نظر بوده، ولی گاهی واقعیتها و نگاه کارشناسانه به مسأله و اینکه چرا باید چنین کرد و اصولا چنین کاری شدنی است یا نه تا امروز مسکوت مانده است. نگرشی واقع گرایانه یادآور میشود که انتقال پایتخت از جمله اموری است که به ماهها و شاید سالها کار کارشناسی نیاز دارد.
باید از مدافعان و طراحان انتقال تهران پرسید که مبنای این کار چیست؟ آیا شلوغی بیش از اندازه؟ ترافیک سنگین؟ دوری مراکز اداری و سازمانهای مختلف از یکدیگر؟ اصلا شاید برای گریز از زلزله و بلایای طبیعی باشد؟ زیرا مدتهاست میشنویم که شهر تهران بر روز بیش از بیست گسل زلزله قرار گرفته است و اصولا هر کدام از هزار و یک ناهنجاری و مشکلاتی که امروز گریبانگیر تهران شده میتواند انگیزهای برای دفاع از این طرح بلندپروازانه باشد. انگیزهها و ادّله هر چه که باشد به جرأت میتوان گفت این اقدام میتواند به نوعی فرار از چارهجویی مشکلات لاینحل امروزمان باشد.
بنا بر تاریخچه ۲۲۸ ساله تهران، این شهر در دوره حاکمیت کریم خان زند بنا و سپس در دوره اغا محمدخان قاجار به عنوان پایتخت ایران انتخاب شد و بعدها ثابت شد که این انتخاب، کاری سنجیده و کارشناسی شده و بر اساس اصول درست بوده است. تا پایان سده گذشته و حتی تا پایان جنگ جهانی دوم، طهران و مجموعه روستاهای شمالی ان «شمیرانات» واقع در دامنه جنوبی سلسله جبال البرز، شهری زیبا و خوش اب و هوا با درختان فراوان اغلب چنار و نارون با چشمههای فراوان و پراب و قنوات متعدد با جمعیتی متناسب با وسعت ان روز با مردمی یکدست و دلسوز و خونگرم نسبت به آب و خاک خویش و با فرهنگی ارزشمند و گرانقدر بوده است. جان کلام آنکه اگر طهران ان روزبه تهران امروزبدل شده ایا جز این است که ما ساکنان ان و مدیران شهری ناکارآمد با سیاستگذاریهای خطا به این روز نشاندهایم؟ غیر از این است که مشکلات حاّد شهری و ترافیک سنگین و طاقتفرسا را ما با اصرار بیهوده بر «ماشینیسم» ـ به معنای جامع و عاّم ـ پایهگذار شدیم و به صورتی فزاینده بزرگتر و لاینحلتر کردیم؟ سکان هدایت این شهر بزرگ را به دستان نمیگویم نالایقان اما قطعا به ناتوانان سپردیم تا با تصمیم گیریهای نادرست و تک بعدی به بیراهه امروز برسیم؟
حال فرض کنید همین فردا شهری خوش آب و هوا و متناسب با تمام معیارهای لازم برای یک پایتخت معتبر و مبتنی بر تمام اصول و مبانی شهر سازی و مناسب یک پایتخت مدرن را تحویلمان دادند، آن گاه چه خواهد شد؟ ساکنانش را چه کسانی تشکیل خواهند داد؟ ساختمانهایش چطور؟ با پدیده غیر قابل کنترل «مهاجرت» چه خواهید کرد؟ اتومبیلهای فرسوده را چطور؟ سوخت ماشینآلات و خودروها از کجا تأمین خواهد شد تا به همراه مسأله وارونگی، وضعیت آلودگی هوای پاییز و زمستان در وضعیت «هشدار» و «ناسالم» قرار نگیرد تا مجبور نباشید هر از گاهی شهر جدید را یکسره تعطیل کنید؟ چگونه به ساکنان شهر جدید پایتخت خواهید فهماند که گوشه و کنار خیابانها و جوی آب زبالهدان نیست؟ با فرهنگها و خرده فرهنگها چه باید کرد؟ ساکنان شهر جدید پایتخت قطعا از کره مریّخ نبوده و جمعیتی از همین حدود ۸۰ میلیون نفر حاضر در ایران خواهند بود. چنین است که به ضرس قاطع مدعی هستم که ۲۲۸ سال بعد دوباره در همین جایی خواهیم بود که امروز هستیم. دیری نخواهد گذشت که آن شهر نیز مانند تهران امروز شده و باید در اندیشه پایتخت دیگری بود.
بیگمان این اقدام سیکل بستهای است که به هیچ نتیجه مثبتی نخواهد رسید. چشم بر واقعیات مسلم بستن و در پی شهر دیگر بودن، شرط عقل نبوده و راه حل خوبی برای یک «پایتخت» نیست. بحرانی که در نتیجه جابجایی پایتخت بوجود خواهد آمد، قابل پیش بینی نیست امّا چشمانداز آینده شهر جدید قابل تصور است. در ابتدا یافتن منطقهای چون «طهران ۲۲۸ سال پیش» با وسعتی قابل گسترش، به سادگی مقدور نیست. این ابتداییترین چالشی است که فراروی ما قرار دارد. انتخاب شهرهای امروز کشور را برای پرهیز از سوءتفاهمات احتمالی نمیتوان مورد مطالعه قرار داد. بعد از تعیین محدودهای با تمام معیارهای لازم برای یک پایتخت و سپس شامل شهرسازی بر مبنای تمام ملاحظات سیاسی و بعد از آن تجهیز و انتقال نیرو و انرژی و ابزار تکنولوژیکی، انتخاب نیروهای دولتی، تجهیز و اسکان، جمعیت و خلاصه هزار و یک مشکل پیدا و پنهان، هر کدام در پروسهای محدود میشود که گذر از ان به سادگی مقدور نخواهد بود. انتقال سکنه تهران فعلی و نیروهای لازم از سراسر کشور به شهر ایدهال فرضی چه پیامدهایی خواهد داشت؟ تردید نکنید همین مشکلات و همین ترافیک و همین شلوغی و همین انفجار جمعیتی در انتطار است و خلاصه در بر همان پاشنه خواهد چرخید و تنها گرهای بر گرههای امروز کشور افزوده خواهد شد.
اجازه بدهید بدون تعارف بگویم ما که ید طولایی در پروژههای نیمه کاره و طرحهای ناتمام در مقیاسی بسیار کوچکتر از ساخت یک پایتخت، فراوان داریم چگونه از پس چنین طرح عمرانی غول اسا بر خواهیم امد؟ کنترل، بهسازی و اداره بهینه همین شهر تهران، که دارای معیاروسطح تواناییهای بسیار پایینتری است، سالهاست کسی و تشکیلاتی از پس ان بر نیامده چطور در راهی گام نهیم که انتهایش را هر نگاه منطقی میتواند متصوّر شود؟.... در این زمینه گفتنی بسیار است امّا برای پرهیز از اطاله کلام سخن کوتاه، اما لازم است اشاره شود که یادداشت حاضر سخنی از سر سوز دل و تمایلات «ناسیونالیستی» است و بیانصافی است اگر نگارنده متهم به اشکال تراشی و صفات دیگری شود.
سخن کوتاه کنم و در پایان بگویم که میگویند «تجربه چراغ راه اینده است». اصولا در طرحها و پروژههای عظیم و غول اسا از تجارب دیگرانی که در زمینههای مشابه موفق عمل کردهاند، هم در بخش کارشناسی و هم در حوزه عملیاتی بهرهگیری میشود. در کدام یک از بیش از ۲۲۰ کشوری که در جهان وجود دارد راه حل مشکلات پایتخت را در انتقال دیدهاند؟ شاید که در تاریخ جهان معدود شهرهایی باشند که چنین تجربهای را از سر گذارندهاند اما قطعا دارای دلایل و انگیزههای قابل قبول بوده و هیچ کدام در شرایط مشابه امروز ما نبودهاند. و باز برای اینکه محکوم به انتقاد کورکورانه نشویم، این را هم بگوییم که مشکل تهران ریشه در ضعف شدید فرهنگی دارد که تمام بحرانهای کشور از ان سرچشمه میگیرد.
ارتشا و کلاهبرداریهای رایج که سیستم اداری ما از آن به شدت رنج میبرد، رسوخ فساد و رانتخواری در سیستم اقتصادی، ترافیک خود ساخته، الودگی هوا و الودگی صوتی، شلوغیهای سرسامآور (که در مقیاسی کوچکتر از ویژگیهای تمام شهرهای بزرگ دنیاست)، روابط اجتماعی ناسالم، ناهنجاریها و بزهکاریها و سوق جرم و جنایت بسوی ناامنی و خشونت بیشتر، بحران فرهنگ اجتماعی، مهاجرتهای بحرانزا و... را چگونه میتوان کنترل کرد؟
پاسخ به این سؤال و اجرای ان در تهران امروز، بیتردید شهرمان را به بهترین و شایستهترین و مناسبترین و ارامترین بدل خواهد کرد و در جهان نیز نمونه خواهد بود و تردید ندارم که دیگران برای استفاده از تجارب ما صف خواهند کشید. این حقیقت مسلّم تنها راهی است که عاقلانه، ممکن، منطقی به نظر میرسد و در اینصورت چشمانداز اینده یک «پایتخت معتبر و زیبا و قابل سکونت» بخوبی دیده میشود. و در غیر ان جز تیری در تاریکی نیست... .
* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.
در یکی دو روز گذشته، مجلس کلیات طرح ساماندهی و انتقال پایتخت سیاسی و اداری را به تصویب رساند. به این ترتیب عملا موضوع انتقال تهران به عنوان پایتخت ۲۲۸ ساله ایران، وارد فاز اجرایی و عملیاتی خواهد شد. طرح انتقال تهران سالهاست مورد نظر بوده، ولی گاهی واقعیتها و نگاه کارشناسانه به مسأله و اینکه چرا باید چنین کرد و اصولا چنین کاری شدنی است یا نه تا امروز مسکوت مانده است. نگرشی واقع گرایانه یادآور میشود که انتقال پایتخت از جمله اموری است که به ماهها و شاید سالها کار کارشناسی نیاز دارد.
باید از مدافعان و طراحان انتقال تهران پرسید که مبنای این کار چیست؟ آیا شلوغی بیش از اندازه؟ ترافیک سنگین؟ دوری مراکز اداری و سازمانهای مختلف از یکدیگر؟ اصلا شاید برای گریز از زلزله و بلایای طبیعی باشد؟ زیرا مدتهاست میشنویم که شهر تهران بر روز بیش از بیست گسل زلزله قرار گرفته است و اصولا هر کدام از هزار و یک ناهنجاری و مشکلاتی که امروز گریبانگیر تهران شده میتواند انگیزهای برای دفاع از این طرح بلندپروازانه باشد. انگیزهها و ادّله هر چه که باشد به جرأت میتوان گفت این اقدام میتواند به نوعی فرار از چارهجویی مشکلات لاینحل امروزمان باشد.
بنا بر تاریخچه ۲۲۸ ساله تهران، این شهر در دوره حاکمیت کریم خان زند بنا و سپس در دوره اغا محمدخان قاجار به عنوان پایتخت ایران انتخاب شد و بعدها ثابت شد که این انتخاب، کاری سنجیده و کارشناسی شده و بر اساس اصول درست بوده است. تا پایان سده گذشته و حتی تا پایان جنگ جهانی دوم، طهران و مجموعه روستاهای شمالی ان «شمیرانات» واقع در دامنه جنوبی سلسله جبال البرز، شهری زیبا و خوش اب و هوا با درختان فراوان اغلب چنار و نارون با چشمههای فراوان و پراب و قنوات متعدد با جمعیتی متناسب با وسعت ان روز با مردمی یکدست و دلسوز و خونگرم نسبت به آب و خاک خویش و با فرهنگی ارزشمند و گرانقدر بوده است. جان کلام آنکه اگر طهران ان روزبه تهران امروزبدل شده ایا جز این است که ما ساکنان ان و مدیران شهری ناکارآمد با سیاستگذاریهای خطا به این روز نشاندهایم؟ غیر از این است که مشکلات حاّد شهری و ترافیک سنگین و طاقتفرسا را ما با اصرار بیهوده بر «ماشینیسم» ـ به معنای جامع و عاّم ـ پایهگذار شدیم و به صورتی فزاینده بزرگتر و لاینحلتر کردیم؟ سکان هدایت این شهر بزرگ را به دستان نمیگویم نالایقان اما قطعا به ناتوانان سپردیم تا با تصمیم گیریهای نادرست و تک بعدی به بیراهه امروز برسیم؟
حال فرض کنید همین فردا شهری خوش آب و هوا و متناسب با تمام معیارهای لازم برای یک پایتخت معتبر و مبتنی بر تمام اصول و مبانی شهر سازی و مناسب یک پایتخت مدرن را تحویلمان دادند، آن گاه چه خواهد شد؟ ساکنانش را چه کسانی تشکیل خواهند داد؟ ساختمانهایش چطور؟ با پدیده غیر قابل کنترل «مهاجرت» چه خواهید کرد؟ اتومبیلهای فرسوده را چطور؟ سوخت ماشینآلات و خودروها از کجا تأمین خواهد شد تا به همراه مسأله وارونگی، وضعیت آلودگی هوای پاییز و زمستان در وضعیت «هشدار» و «ناسالم» قرار نگیرد تا مجبور نباشید هر از گاهی شهر جدید را یکسره تعطیل کنید؟ چگونه به ساکنان شهر جدید پایتخت خواهید فهماند که گوشه و کنار خیابانها و جوی آب زبالهدان نیست؟ با فرهنگها و خرده فرهنگها چه باید کرد؟ ساکنان شهر جدید پایتخت قطعا از کره مریّخ نبوده و جمعیتی از همین حدود ۸۰ میلیون نفر حاضر در ایران خواهند بود. چنین است که به ضرس قاطع مدعی هستم که ۲۲۸ سال بعد دوباره در همین جایی خواهیم بود که امروز هستیم. دیری نخواهد گذشت که آن شهر نیز مانند تهران امروز شده و باید در اندیشه پایتخت دیگری بود.
بیگمان این اقدام سیکل بستهای است که به هیچ نتیجه مثبتی نخواهد رسید. چشم بر واقعیات مسلم بستن و در پی شهر دیگر بودن، شرط عقل نبوده و راه حل خوبی برای یک «پایتخت» نیست. بحرانی که در نتیجه جابجایی پایتخت بوجود خواهد آمد، قابل پیش بینی نیست امّا چشمانداز آینده شهر جدید قابل تصور است. در ابتدا یافتن منطقهای چون «طهران ۲۲۸ سال پیش» با وسعتی قابل گسترش، به سادگی مقدور نیست. این ابتداییترین چالشی است که فراروی ما قرار دارد. انتخاب شهرهای امروز کشور را برای پرهیز از سوءتفاهمات احتمالی نمیتوان مورد مطالعه قرار داد. بعد از تعیین محدودهای با تمام معیارهای لازم برای یک پایتخت و سپس شامل شهرسازی بر مبنای تمام ملاحظات سیاسی و بعد از آن تجهیز و انتقال نیرو و انرژی و ابزار تکنولوژیکی، انتخاب نیروهای دولتی، تجهیز و اسکان، جمعیت و خلاصه هزار و یک مشکل پیدا و پنهان، هر کدام در پروسهای محدود میشود که گذر از ان به سادگی مقدور نخواهد بود. انتقال سکنه تهران فعلی و نیروهای لازم از سراسر کشور به شهر ایدهال فرضی چه پیامدهایی خواهد داشت؟ تردید نکنید همین مشکلات و همین ترافیک و همین شلوغی و همین انفجار جمعیتی در انتطار است و خلاصه در بر همان پاشنه خواهد چرخید و تنها گرهای بر گرههای امروز کشور افزوده خواهد شد.
اجازه بدهید بدون تعارف بگویم ما که ید طولایی در پروژههای نیمه کاره و طرحهای ناتمام در مقیاسی بسیار کوچکتر از ساخت یک پایتخت، فراوان داریم چگونه از پس چنین طرح عمرانی غول اسا بر خواهیم امد؟ کنترل، بهسازی و اداره بهینه همین شهر تهران، که دارای معیاروسطح تواناییهای بسیار پایینتری است، سالهاست کسی و تشکیلاتی از پس ان بر نیامده چطور در راهی گام نهیم که انتهایش را هر نگاه منطقی میتواند متصوّر شود؟.... در این زمینه گفتنی بسیار است امّا برای پرهیز از اطاله کلام سخن کوتاه، اما لازم است اشاره شود که یادداشت حاضر سخنی از سر سوز دل و تمایلات «ناسیونالیستی» است و بیانصافی است اگر نگارنده متهم به اشکال تراشی و صفات دیگری شود.
سخن کوتاه کنم و در پایان بگویم که میگویند «تجربه چراغ راه اینده است». اصولا در طرحها و پروژههای عظیم و غول اسا از تجارب دیگرانی که در زمینههای مشابه موفق عمل کردهاند، هم در بخش کارشناسی و هم در حوزه عملیاتی بهرهگیری میشود. در کدام یک از بیش از ۲۲۰ کشوری که در جهان وجود دارد راه حل مشکلات پایتخت را در انتقال دیدهاند؟ شاید که در تاریخ جهان معدود شهرهایی باشند که چنین تجربهای را از سر گذارندهاند اما قطعا دارای دلایل و انگیزههای قابل قبول بوده و هیچ کدام در شرایط مشابه امروز ما نبودهاند. و باز برای اینکه محکوم به انتقاد کورکورانه نشویم، این را هم بگوییم که مشکل تهران ریشه در ضعف شدید فرهنگی دارد که تمام بحرانهای کشور از ان سرچشمه میگیرد.
ارتشا و کلاهبرداریهای رایج که سیستم اداری ما از آن به شدت رنج میبرد، رسوخ فساد و رانتخواری در سیستم اقتصادی، ترافیک خود ساخته، الودگی هوا و الودگی صوتی، شلوغیهای سرسامآور (که در مقیاسی کوچکتر از ویژگیهای تمام شهرهای بزرگ دنیاست)، روابط اجتماعی ناسالم، ناهنجاریها و بزهکاریها و سوق جرم و جنایت بسوی ناامنی و خشونت بیشتر، بحران فرهنگ اجتماعی، مهاجرتهای بحرانزا و... را چگونه میتوان کنترل کرد؟
پاسخ به این سؤال و اجرای ان در تهران امروز، بیتردید شهرمان را به بهترین و شایستهترین و مناسبترین و ارامترین بدل خواهد کرد و در جهان نیز نمونه خواهد بود و تردید ندارم که دیگران برای استفاده از تجارب ما صف خواهند کشید. این حقیقت مسلّم تنها راهی است که عاقلانه، ممکن، منطقی به نظر میرسد و در اینصورت چشمانداز اینده یک «پایتخت معتبر و زیبا و قابل سکونت» بخوبی دیده میشود. و در غیر ان جز تیری در تاریکی نیست... .
* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
جالبه! اونی که تو پایتخته با انتقالش مخالفه چون از نظر مادی به ضررش تموم میشه. ولی کسی که اونجا نیست یا موافقه انتقال پایتخته یا اصلاً نظری نداره.
کسانی که ایده جلوگیری از ورود (مهاجرت) شهرستانیها به تهران را میدهند خوبست که همزمان از ورود محصولات ازشهرستانها به تهران را هم جلوگیری کنند. ازز ورو گاز و نفت و محصولات کشاورزی و ... چه شود. واقعا این پیشنهادات واین خود برتری بینیها بشرمانه و در درجهای اسفل تر از نژاد پرستی است
همين چند تا وزير و سفير هم از تهروون برند ديگه كسي دلش براي تهرام نمي سوزه و بدتر ميشه همون بهتر كه وزير و وكيل مجلس و سفرا در تروون بمونند شايد به خاطر اون يه فكري براي الودگي بشه . تعجب مي كنم اقاي روحاني هم از انتقال پايتخت دفاع كرده فكر كنم نگران دولت بيم و اميد است
با سلام
ساده ترین استراتژی ها میگه وقتی بودن توی یه منطقه به معنی خطر هست باید اون منطقه باید ترک بشه حالا اینکه بعضی اینقدر چرا اصرار میکنند اونجا بمونند و میگن این یعنی پاک کردن صورت مسئله جای سوال داره مگه تهران مدینه فاضله است یا فکر کردن دارند با دشمن می جنگند که خاک وطن رو از دست میدن
بهترین راه حل انتقال پایتخت به یه شهر دیگست
هیچکس کشته مرده تهران نیست یا به خاطر آب و هوا و فرهنگ و هنر اون شهر پا نشده بیاد تهران, همون جمعیتی که طی این سالها بخاطر رفاه و امکانات بیشتر رفته تهران مهاجرت میکنه اون شهر
البته این نظر دادن ها توی تابناک بی فایده است چون چاپ نمیشه فقط نظر اونها که میگن پایتخت بشه شهر ما چاپ میکنند
به جای این کارها در جنوب ایران سرمایه گزاری کنید دیگر مردم از شمال و مشهد و آذربایجان به آنجا می روند نه به تهران
کشور یهو یی شدیم
همه کارها یکدفعه و یهو انجام میشه.
بدون کوچکترین بررسی و کار کارشناسی و آینده نگری و ...
به شهرستان ها امکانات تهرانی بدین مردم حمله نمی کنن بیان تهران.بجای سرمایه گذاری تو تهران بیاین تو جزایر و سواحل خلیج فارس سرمایه گذاری کنید. سواح آزاد بشن کشور آزاد بشه
اگه با این گونه پولها سالانه در حد توان توی هر شهرستان کوچک و بزرگ یکی دوتا کارخانه می ساختند مردم بخاطر بیکاری هجوم نمیبردند تهران اونایی هم که تهران بودند برمی گشتند شهر خودشون کار کنند اینجوری تولید هم بیشتر میشد و تورم میومد پایین صادرات افزایش پیدا میکرد و اقتصاد رونق میگرفت پس تا زمانیکه به تولید به طو ر جدی اهمیت داده نشه هیچ کاری درست نمیشه
نویسنده عزیز متن، ای کاش در ابتدای متن چکیده ای میگذاشتید که ما متوجه منظور شما در این متن سر در گم بشویم! ابتدا مطرح میفرمایید امر انتقال پایتخت نیاز به کار کارشناسی زیاد دارد و در بند سوم به یک جمله تمام آن کارهای کارشناسی را پیش گویانه امری غیر ممکن و بی ثمر میدانید. و در آخر بدون هیچ راه کاری شهرتان به شهری تبدیل شده که تمام دنیا برای گرته برداری از آن باید پشت درب فرودگاه به اصطلاح بین المللی اش صف بکشند.!!!!!!
امیدوارم در مقالات آینده به وقت مردم احترام گذاشته و این فرهنگ را حداقل در خود نهادینه فرمایید.
دوست عزیز اتفاقآ اگر متن را با دقت دو باره و سه باره بخوانید متوجه خواهید شد که از قضا متن بسیار روشن و گویاست. منظور آن است که طهران را ما تهران کردیم.با سوءمدیریت و هزار و یک مشکل و کاستی. ما که از انجام پروژه های بسیار کوچکتر بر نمیآییم چطور میخواهیم "پایتخت" بسازیم. اگر همین تهران را کنترل و بهینه سازی کنیم نتیجه بخش بوده و دیگران برای رؤیت و کپی برداری از تهران بهسازی شده ، صف خواهند کشید. لطفآ چند باره بخوانید، متوجه روانی متن خواهید شد
چیزی که غصه دار است این است که تمامی مشکلات و معضلات تهران بزرگ در سایر کلانشهرها نیز وجود دارد و واضح است که انتقال پایتخت باعث حل اساسی هیچیک از معضلات موجود در آن نخواهد شد و اگر به فرض بتوان مراکز سیاسی و اداری را به مکان دیگری منتقل کرد با جمعیت انبوهی که در تهران خواهند ماند چه خواهید کرد آیا اصولا" نیاز به برطرف کردن معظلات موجود در شهر تهران کنونی پس از انتقال پایتخت نخواهد بود ؟
به نظر من در دراز مدت و به صورت مرحله ای طرح موجهی میتونه برای کشورمون داشته باشه . . .
تمرکز زدایی از تهرا فکر بدی نیست یادمون نره این فشار زیاد روی تهران اگه امروز هشداره شاید فردا تبدیل به فاجعه بشه . . .
سلام
من یه پیشنهاد موضوع دارم که بسیار مهم و فوریه ...
چند شب پیش گزارشی از صدا و سیما پخش شد که در سطح شهر به صورت سیار آلودگی وسایل نقلیه را اندازه میگرفتند ...
کارشناسی که آورده بودند گفت که 8000 تاکسی پیکان در سطح تهران کار میکنند که اندازه 2000000 ( دو میلیون ) خودروی استاندارد دود و آلاینده تولید میکنند ...
واقعا تاسف بار و نا امید کنندست که یک دولت نمیتواند 8000 دستگاه تاکسی پیکان رو از رده خارج کنه تا به اندازه دو میلیون دستگاه خودرو هوای تهران پاک بشه !!!
من فکر کنم هزینه یک روز تعطیل کردن تهران و یا درمان بیماران حال و آینده آلودگی هوا از هزینه از رده خارج کردن این 8000 دستگاه تاکسی پیکان بیشتر باشه ...
از طرفی این پیکان ها چون تاکسی هستند دائما در حال کارند یعنی تعطیلی ندارند حتی اگر شهر تعطیل باشد یا زوج و فرد یا طرح ترافیک سراسری تاکسی ها تردد میکنند ...
این همه آدم به خاطر بیماری های آلودگی میمیرند . چه سرطانها و حمله های قلبی که رخ میدهند ...
پایتخت رو میخواهند جابجا کنند که بسیار زمان بر و پر هزینه است ولی 8000 تا پیکان را نمیتوانند از رده خارج کنند !!!
لطفا پیگیری کنید ...
شاید خدایی نکرده قربانی بعدی آلودگی هوا از نزدیکان شما باشد ..
به عنوان رسانه نسبت به این نا حقی و اجحاف عکس العمل نشان دهید ...
متشکرم از زحماتتون ...
انتقال پایتخت هنر است اتفاقا و علت اینکه بقیه کشورها این کار را نمی کنند این است که هنر نزد ایرانیان است و بس.
اتفاقا هنره و از واجبات
باعث ایجاد یک شهر جدید مدرن میشه
و یک قطب اقتصادی جدید در کشور ایجاد می شه
منطقه ای بین اراک و همدان نیز مناسب این کار است
یکم بررسی کنید
شما نمیدونی بین همدان و اراک چقدر آب و هوای زمستانیه سختی هست که اینو میگی
احتمالا یا بچه محلاتی و یا ....
غلط است پایتخت باید جابجا شود
تهران و حومه ظرفیت پذیرش جمعیت جدید را ندارند و فرایند اشتغال زایی در محیط پیرامونی و شهرستانها هم فرایندی طولانی و دیر بازده است. دوست عزیز اگر تهران با همین اهنگ رشد کند بقول سردار طلایی تا دو سال دیگر قفل میشود. بهترین راهکار کوتاه مدت وضع قوانین محدودکننده مهاجرت است مانند عدم انتقالی کارمندان و محدودیت ثبت نام مدارس مانند شهرپکن که برای زندگی در ان نیاز به مجوز است.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.