آرتور جورج سرمربي ايران ميشود
هر چند آرتور جورج گزينه اصلي هدايت تيم ملي فوتبال کشورمان است، اما هنوز تکليف او به طور قطعي مشخص نشده است و همه چيز در نشست فردا با اعضاي کميته انتقالي و مسئولان فدراسيون فوتبال مشخص خواهد شد.
گزينه اصلي هدايت تيم ملي فوتبال کشورمان، صبح فردا وارد تهران خواهد شد تا مذاکرات نهايي را با مسئولان فوتبال کشورمان انجام دهد.
به گزارش مهر، نشست امروز کميته انتقالي، در حالي عصر امروز به پايان رسيد که سخنگوي اين کميته از قطعي شدن انتخاب سرمربي تيم ملي خبر داد.
يک منبع آگاه با تأييد اين خبر به خبرنگار مهر گفت: آرتور جورج، گزينه اصلي کميته انتقالي براي هدايت تيم ملي فوتبال کشورمان است که بنا بر مذاکرات صورت گرفته، قرار است صبح روز پنجشنبه براي انجام مذاکرات نهايي وارد تهران شود.
آشناي با آرتور جورج:
سيزده فوريه سال 1946 روز تولد آرتور جورج است. اين مربي پرتغالي که ظاهرا به زبانهاي فرانسوي، پرتغالي، اسپانيايي، ايتاليايي و آلماني تسلط دارد، از سال 1964 با بازي در تيم پورتو به دنياي فوتبال حرفهاي وارد شد. پس از يک سال بازي در تيم پورتو، آرتور جوان به آکادميکا پيوست و چهار سال در اين تيم بازي کرد. در چهار فصل بازي براي تيم آکادميکا، جورج 96 بازي انجام داد و 72 گل به ثمر رساند. درخشش در تيم آکادميکا، باعث شد تا مسئولان باشگاه بنفيکا، ترغيب به جذب آرتور جورج شوند. او به بنفيکا رفت و در سالهاي 1969 تا 1975 براي اين تيم بازي کرد. 95 بازي براي بنفيکا و زدن 72 گل براي اين تيم کارنامهاي درخشان را براي جورج بر جاي گذاشت. جورج در سال 78 پس از سه فصل بازي براي تيم بلننزه از دنياي فوتبال خداحافظي کرد.
او در اين سه فصل، 51 بازي انجام داد و 16 گل به ثمر رساند.
آرتور جورج در سالهاي 1967 تا 1977 شانس بازي در تيم ملي فوتبال پرتغال را داشت و در اين مدت، تنها شانزده بازي ملي انجام داد که ثمره آن تنها گلزني در يک بازي بود.
آرتور جورج يک سال پس از خداحافظي از دنياي فوتبال به جرگه مربيان پيوست و سرمربي تيم ويتوريو گيمارش شد. او در فصل 80 ـ 79 سرمربي اين تيم بود. پس از آغاز نه چندان اميدوار کننده در تيم گيمارش، جورج به تيم بلننزه پيوست و باز هم يک فصل همراه با ناکامي که او را يک سال خانهنشين کرد.
آرتور دوباره به دنياي مربيگري بازگشت و در فصل 83 ـ 82 سرمربي پورتيمنونسه بود. يک سال پس از جدايي از اين تيم، آرتور جورج به پورتو رفت. او در سالهاي 1984 تا 1987 سرمربي پورتو بود. پس از آن به تيم ماترا ريسينگ فرانسه پيوست و يک فصل با اين تيم بود. مقصد بعدي آرتور جورج، تيم پورتو بود که در سالهاي 88 تا 91 اين تيم را همزمان با تيم ملي فوتبال پرتغال هدايت کرد.
جورج در سال 91 بار ديگر به فرانسه بازگشت و اين بار سرمربي پاريسن ژرمن شد. سه فصل هدايت تيم فوتبال پاريسن ژرمن، زمينهساز بازگشت دوباره او به پرتغال شد. جورج به زادگاهش بازگشت و اين بار هدايت بنفيکا را در فصل 1995-1994 پذيرفت. پس از آن آرتور حضور در فوتبال ملي را با مسئوليت تيم ملي سوئيس تجربه کرد. ناکامي با سوئيس در جام ملتهاي 1996 انگليس، باعث جدايي جورج از اين تيم شد و او دوباره به خانه بازگشت و سرمربي تيم ملي کشورش شد. شکست در راهيابي به جام جهاني 1998 فرانسه، باعث شد تا جاي خود را به «اوليويرا» بدهد و به تيم «ويتس آرنهم» هلند برود. پس از همکاري کوتاه با اين تيم هلندي، جورج دوباره هدايت تيم پاريسن ژرمن را پذيرفت. به دست آوردن نتايج ضعيف با اين تيم، جورج را از فوتبال اروپا دلزده کرد. او پس از يک سال خانهنشيني از سال 2000 به فوتبال آسيا آمد و سرمربي النصر عربستان شد.
پس از دستيابي به رتبه سوم مسابقات فوتبال ليگ عربستان با تيم النصر، جورج سرمربي الهلال شد و با اين تيم به عنوان قهرماني ليگ عربستان رسيد. او سال 2002 به اروپا آمد و سرمربي آکادميکا کوئيمبرا شد. جورج يک فصل در اين تيم ماند و پس از آن، به زسکا مسکو روسيه پيوست. او پس از جدايي از تيم زسکا با هيچ تيمي همکاري نداشته و ظاهرا منتظر پذيرش مسئوليت تيم ملي فوتبال کشورمان است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بابا اين چه وضعشه ، نمی فهمم تا کی بايد اين كارها رو ادامه بديم. اينجا ديدم اين آقا جراحی مغز و قلب هم داشته ، هيچی ديگه دست فدراسيون درد نکنه که اين همه تحقيق کرده.
مي خواستم به آقايان به خصوص رئيس سازمان ورزش كشور بابت اين انتخاب تبريك بگويم. اين بابا را با اين كارنامه درخشان تو هيچ جاي ديگر دنيا راهش نمي دهند به جز ايران. البته اين را هم فراموش نكنيد به قول يكي از مجريان راديو جوان مربيگري در تيم ملي ايران سعادت مي خواهد و يك افتخار در كارنامه هر مربي خارجي محسوب ميشود و بايد آنها التماس و خواهش بكنند تا ما درباره انتخاب آنها فكر كنيم
دست مسئولين براي اين انتخاب بسيار شايسته درد نكند.
انصافا يافتن چنين مربي موفقي نياز به زمان بسيار زيادي داشت .! كه به حق مسئولين محترم به خوبي در كمترين زمان ممكن چنين مربي بزرگ و موفقي را براي تيم ملي ايران انتخاب كردند!
کارنامه اش در 10 سال اخیر اصلا جالب توجه نیست . با توجه به اینکه جراحی تومور مغزی و همچنین جراحی قلب باز داشته بنظر انتخاب درستی بنظر نمی رسد .
مثل انتخاب این مربی برای تیم ملی کشورمان مثل مسافری است که وقتی بلیط اتوبوس گیرش نمیاد صندلی روی بوفه اتوبوس را با جان و دل می خرد به امید اینکه به مقصد برسد و چنان خسته و کوفته از این سفر روی صندلی بوفه میشود که وسط راه بخودش میگوید ای کاش همان توی خونه مانده بودم !! مگر مجبوریم که اینقدر تعلل کنیم تا همه مربی های خوب بروند و ناچار برای اینکه بگوئیم مربی خارجی گرفتیم اینقدر سطح انتظار مان را پائین بیاوریم .بنده همان مربیان داخلی خودمان را با همه کاستی هایشان را با اینجور مربی خارجی عوض نمیکنم .
به نظر اينجانب در اينده به متن بالا بايستی چنين اضافه کرد :
اين مربي خوشانس پس از مربيگری در تيم ملی ايران وشکستهای پي در پي حتي از تيمهای ضعيف با دريافت پول کلان وجوايز ارزنده برای هميشه به کشورش برگشت وخانه نشين شد
يه دونه موفقيت هم تو كارنامه اين بابا نيست . واقعا ملاك انتخاب ايشون چي بوده ؟
به نظر بنده شاید آقای جرج بهترین گزینه برای هدایت تیم ملی نباشند ولی معتقدم با توجه به سابقه شان و البته اعتباری که دارند -سرمربیگری پرتغال و سوئیس - و همچنین آشنائی نسبی با فوتبال آسیا، گزینه مناسبی برای فوتبال کشورمان باشند.
كارنامه مطلوبي نيست.آقاي صفائي هم به حق با ايشان مخالفت كرده است. اقاي سانتيني براي اين پست مطلوب تر است و اگر نشد از مربيان با دانش ايراني استفاده شود. اقايان جلالي و پورحيدري و ذوالفقارنسب و شايد هم قطبي براي اين كار مناسبند. پول كشور را بيهوده دور نريزيد.مربي خارجي را بگذاريد براي تيمهاي پايه.
به به عجب كارنامه درخشاني !
اين همه ملت رو منتظر كذاشتن آخرش يكي رو ميارن كه كارنامه اي ناموفق دارد , اين هم نتيجه اين همه دعواي بيفايده , خسته مان كردند , تو همه چيز دعوا حتي فوتبال ؟!
این سوابق چندان درخشان نیست ولی مهم تر از همه نشان می دهد مربی بدشانسی است و شانس خود از عوامل مهم برای مربیان است. هرچند بنظر می رسد این عنصر خرافی است ولی در دنیای فوتبال واقعا برای خود جایی دارد. مثلا هیدینگ مربی هلندی در هر تیمی بوده بنحوی شانس آورده و آن تیم را به تورنمنت های مهم رسانده است. لذا این عنصر را دست کم نگیرید.
این که همش ناکام بوده
ایشان که همش یا ناکام بودند یا نتایج ضعیف گرفتند!!!!! واقعا دست فدراسیون درد نکنه! بیچاره مردم ما که به این تیم و مربی دل می بندند. متاسفم
من این متن را هی خواندم، هی گفتم، خوب به یک چیزی میرسیم، هی خواندم، هی گفتم به یک چیزی میرسیم، یک موفقیتی، باز هی خواندم، هی به انتها نزدیک تر شدم، .... من پیشاپیش قهرمانی ایشان با الهلال را به همگان تبریک میگویم، اگر این هم نبود باید دق میکردیم!!!!
کارنامه اش چندان تعریفی ندارد مخصوصا در رده ملی که همیشه درمقدماتی های جام جهانی ناکام مانده است.ظاهرا طبق روال سابق بعد از اسم های دهن پرکن همچون تراپاتونی و ونبلز{این بین فقط جای مورینیو خالی بود} دوباره دنبال مربیان درجه دو رفتیم.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.