آخرین خبرعکس ماهواره‌ای حیرت‌انگیز از رشته‌کوه هیمالیا
1بازدید

بازخواني يك ما جرا از زبان متهم اصلي

از آن روز اسفندماه يك سال و دو ماه سپري شده است؛ همان روزي كه خلبان منصور شهركي و همسرش به قتل رسيدند، حالا «مرتضي» عامل قتل اين دو مي‌گويد كه از خانواده خلبان و همسرش مي‌خواهم مرا حلال كنند و ببخشند.

به گزارش اعتماد، از او مي‌پرسم مگر مي‌شود شما بروي و دو نفر را بكشي و بعد بگوييد من در زندان قرآن خواندم و اصلاح شدم پس تاوان كارهايمان را كجا بايد بدهيم. او اما تاكيد مي‌كند كه مي‌خواهم خانواده مقتول مرا ببخشند.

 آنچه مي‌خوانيد به اصرار مرتضي به يك گفت‌وگو تبديل شد، زيرا ما نيز از ابتداي وقوع اين قتل نمي‌توانستيم باور كنيم كه اين فرد صرفا براي سرقت برود اما دو نفر را بكشد. سوال‌هايي هم كه از او پرسيديم صرفا براي روشن شدن ماجرا بود.

ما در مقام قضاوت قضايي نيستيم و نمي‌توانيم درباره آنچه رخ داده قضاوتي كنيم اما فارغ از اينكه ما چه قضاوتي داريم شمايي كه به قصد سرقت به سراغ خلبان شهركي و همسرش رفتيد و مي‌گوييد به دليل اينكه من را شناسايي نكنند كشتم‌شان.

سوال ما اين است كه شما دست‌هاي مقتولان را با تسمه پلاستيكي بستيد اين را از كجا ياد گرفته بوديد، اين كار را هركسي بلد نيست؟

من كارشناس خودرو هستم اين بسته‌هاي پلاستيكي در قسمت موتور ماشين هميشه هست كه بااين سيستم‌ها و كابل‌ها را مي‌بندند. من اينها را آنجا ديده بودم. آن لحظه‌يي كه مي‌خواستم از خانه بيرون بيايم و فكر اين كار به سرم زد گفتم خب اگر دست‌هاي اينها را باز مي‌گذاشتم دنبالم مي‌كردند و داد و بيداد راه مي‌انداختند و اين منجر به اين شد كه من دست‌شان را ببندم و چون كسي هم با من نبود و تنها بودم، چيزي بهتر از تسمه به ذهنم نرسيد.

ما خبرنگاران وقتي اين مطالب را خوانديم باور نكرديم كه شما به تنهايي بتوانيد دست و پاي خلبان و همسرش را ببنديد.

من به خود خلبان گفتم دست و پاي همسرش را ببندد چون نمي‌خواستم دستم به ناموس مردم بخورد تا حالاهم نخورده بود و بعد من دست و پاي خودش را بستم.

در اين لحظات هم خلبان مقاومتي نكرد؟

من كلت همراهم بود و با كلت آنها را به اتاق بردم.

حتي اگر كلت همراهت بود بازهم آدم‌ها از خودشان دفاع مي‌كنند.

چون من با آنها صحبت كردم گفتم كه مشكل من چيه و هدفم را گفتم و گفتم كه من نه جاني‌ام و نه قاتل و نمي‌خواهم به شما صدمه‌يي بزنم و آنها هم قبول كردند.

مگر آنها چيزي به شما داده بودند كه فكر كنند خواسته ات برآورده شده؟

من چون مي‌خواستم اينكار را كنم احتمال همه‌چيز را در نظر گرفته بودم آنها را كه نمي‌شناختم از آگهي روزنامه رفته بودم كه من حتي قبل از آن در خيابان دولت يك ساختماني رفتم و يك اتومبيل موزراتي در آنجا ديدم و ديدم در پاركينگ دوربين است و موقعيتش نيست به خاطر همين سريع برگشتم و آمدم بيرون.

آنها هم ساختمان‌شان دوربين مداربسته داشت، چرا نسبت به آن احتياط نكردي؟

ساختمان واقع در دولت خيلي معلوم بود و نگهبان هم داشت اما آنجا نگهبان نداشت، فكر كردم يك جوري سرم را پايين مي‌گيرم كه چهره‌ام ديده نشود.

اينكه مي‌گوييد شما در ساختمان خيابان دولت به علت اينكه شيك‌تر بوده احتمال داديد دوربين‌ها كار كند و در ساختمان آنها كار نكند، به گونه‌يي مي‌خواهيد دليل تراشي كنيد.

خب آخر بسياري از دوربين‌ها به علت نپرداختن شارژ و اين جور مسائل كار نمي‌كند.

اينها جزو احتمال‌ها محسوب مي‌شودو آدم تا نرود و مطمئن نشود نمي‌توان قطعي گفت من نسبت به سن و سال خودم و چيزي كه اينجا در زندان مي‌بينم اكثر آنهايي كه براي سرقت مي‌روند تحقيق مي‌كنند و مثلا يك يا دو روز پيش مي‌روند به آن محل اما من هيچ كدام از اين كارها را نكردم. خيابان دولت به دليل نگهبان و ساختمان نوسازي كه داشت فكر مي‌كردم كه به هر حال ممكن نيست دوربين‌هايش كار كند اما ساختمان آنها اينطور به نظر نمي‌آمد و من احتمال دادم كه مي‌شود آنجا كار را انجام داد فقط احتمال دادم. نه وارد بودم و نه كسي با من بود من با تمام اشتباهاتم حركت كردم. كل اين قضيه در دو روز اتفاق افتاد. من روز اول كه با بازپرسم آقاي رودگر صحبت كردم يك عده‌يي دانشجو كه روان‌شناس هم بودند به آنها هم گفتم كه من از روز اول با صراحت و صداقت حرف زدم كه خودشان هم پي‌بردند به اين موضوع حتي در بازسازي صحنه هم تمام حرف‌هايم با بازسازي صحنه مطابقت داشت. دروغي من در حرف‌هايم ندارم.

شما گفتيد كه آمديد بيرون و دوباره برگشتيد چطور دوباره در را باز كرديد؟

كليد را برداشته با خودم آورده بودم پايين به دليل اينكه گفتم شايد بخواهم ماشين‌شان را بردارم. آن سوييچي كه در ريموت به آن وصل بود، داخلش كليد بود به همين دليل آن را برداشتم. وقتي رفتم پايين يك لحظه احساس كردم اين خلبان شايد آشنا داشته باشد و اگر اين‌طور باشد من را راحت شناسايي مي‌كنند. يك لحظه آن ترس در ذهن من افتاد كه اين كار را بكنم و ترسيدم. من خودم را براي هر چيزي آماده كرده بودم.

شما اين ترس را به همراه خودتان داشتيد. كسي كه اين ترس را داشته باشد نمي‌رود يك جرم سنگين‌تر مرتكب شود.

چون همه‌چيز مربوط به مريضي همسرم بود فقط به آن فكر مي‌كردم . آن لحظه مثل اين مي‌ماند كه در يك اتوباني شما قرار مي‌گيريد وقتي چند ماشين يك‌باره مي‌زنند روي ترمز شما بايد بهترين تصميم را بگيريد وقتي يك تصميم اشتباه بگيريد همه‌چيز اشتباه از آب در مي‌آيد، در آن لحظه هم دردها و مشكلات خانمم تمام فكر من را گرفته بود و اين ترس آن لحظه دامنگير من شده بود كه شناسايي نشوم.

اگر موضوع به سرقت مسلحانه ختم شده بود رضايت گرفتن هم ساده‌تر بود، شما كه چيزي هم نبرده بوديد، بنابراين كارساده‌تر مي‌شد.

مدام فكر مي‌كنم در مسيري كه داشتم مي‌رفتم كاش يك هواپيما حتي روي من مي‌نشست اما پاي من به آن خانه نمي‌رسيد كار و فكر من از اصل كار اشتباه بوده من از خدا طلب آمرزش گناهانم را كردم.

الان اينكه بگوييد اين فكر اشتباه بوده بچه‌هاي آنها را كه برنمي گرداند حالا ما مي‌خواهيم چه كار كنيم شما مي‌گوييد مقابل خدا زانو زديد حكايت خدا با بنده تكليفش روشن است اما بنده با بنده و بنده با جامعه فرق دارد، الان شما چه مي‌خواهيد بگوييد؟

من فقط طلب بخشش و مغفرت دارم، من مجرم و خلافكار نبودم از خانواده خلبان و همسرش مي‌خواهم فقط به اين فكر كنند كه من كسي بودم بدون پشتوانه. كسي كه از بچگي روي پاي خودم ايستاده بودم ديگر طاقتم طاق شده بود و نمي‌توانستم به تنهايي مشكلات و فشارهاي زندگي و مالي‌ام را حل كنم و يك آن به سرم زد.

خب الان فكر كنيد خانواده مقتولان همه اينها را شنيدند، گوش كردند و گفتند آره شما در اين موقعيت قرار گرفتيد اما بچه‌هاي ما خون‌شان ريخته شده است. اگر هركسي در اين موقعيت آدم بكشد كه ديگر سنگ روي سنگ بند نمي‌شود.

خدا در قرآن (من دو بار در زندان ختم قرآن كردم) گفته كه حق قصاص براي شاكي است اما در يك جاي قرآن گفته كسي كه از اين حقش بگذرد و گذشت كند آن مسلمان واقعي است. من مي‌خواهم بگويم ما همه مسلمانيم من هم اگر در شرايط آنها بودم تصميم بدتري مي‌گرفتم اما به بچه من رحم كنند.

چندي پيش در شهرستان نور، بخشش گرفتند اما اگر بخواهيم فكر كنيم كه ما يك اشتباهي را مرتكب مي‌شويم به هر قيمتي و بعد برسيم به پاي چوبه‌دار و بگوييم كه خدا گفته ببخشيد پس آدم‌ها تاوان كارشان را كجا بايد بپردازند. دو تا آدم كشته شدند اگر حتي فكر مي‌كرديم كه يك قتل اتفاقي بود يا درگير شده بوديد باز مي‌گفتم طي يك حادثه بود.

صورت مساله من يك قتل عمد بوده و خودم مرتكب شدم و مي‌دانستم كه چه‌كار دارم مي‌كنم و آن لحظه كه استدلالم برگشت يك چيزي است كه توجيه ناپذير است ولي كسي نمي‌تواند در آن شرايط من را درك كند آن ترس بر من غالب شده بود. من الان مثل شما دارم فكر مي‌كنم اما آنجا نه.

اين حق را به شما مي‌دهم كه ما نمي‌توانيم در آن لحظه جاي شما باشيم و قضاوت كنيم كه در آن لحظه شما در چه حال بوديد و اينكه شما قرآن را ختم كرديد و فرصتي برايتان بوده تا به آخرت فكر كنيد، اينها بسيار پسنديده است اما آيا شيوه درستي است كه آدم‌ها وقتي آزادند سراغ اين‌كار‌ها نمي‌روند و وقتي گرفتار شدند بگويند ما دو بار ختم قرآن كرديم حالا ما را ببخشيد.

نه اصلا من اين كار را براي خودم كردم نه براي كس ديگر چون من معجزه‌ خدا را ديدم در آگاهي گفتم كه خانمم حتي روحش هم خبر ندارد و او نجات پيدا كرد و معجزات خدا را ديدم، من 38 سال دارم اين كارها را بايد زودتر مي‌كردم و اشتباه ‌كردم كه زودتر به سمتش نرفتم. من دارم براي آن دو مرحوم نمازشان و روزهايشان را مي‌گيرم و اين را نمي‌خواهم براي كسي انجام دهم. همه اين كارها براي اين است كه بار گناهان من سبك‌تر شود و با باري سبك‌تر حتي اگر اينجا آخر عمر من باشد، بروم. اينها توجيه براي خانواده شاكي نيست، توجيه براي كار خودم است.

خب هنوز كه پرونده شما در دادگاه كيفري مطرح نشده است، آن روز مي‌توانيد از خودتان دفاع كنيد اما حالا چه مي‌خواهيد و به خلبان و همسرش چه مي‌خواهيد بگوييد؟

نمي‌دانم چه‌جوري بگويم تنها چيزي كه مي‌توانم بگويم طبق سنت خدا و پيغمبر من را ببخشند. حالا اين تصميم و حق طبيعي و شرعي آنهاست. فقط يك موقعي است كه انسان بعد از كاري كه مي‌كند و به اين باور مي‌رسد كه‌ اي كاش صبر در اين كار مي‌افتاد من فقط مي‌خواهم به آنها بگويم كه اين فرصت شما است اما با كشتن من آنها زنده نمي‌شوند اما دو بچه من آواره مي‌شوند و خانم مريضم. شايد باور نكنيد من در ادعاهايم مي‌گويم خدا‌يا در پناه خودت خانواده اين مرحوم را نگه دار.

مي‌خواهيد در دادگاه چه بگوييد؟

اينكه مرا حلال كنند و ببخشند و به اين فكر كنند من نه جاني بودم و نه خلافكار فقط به خاطر مشكلات بود.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۳/۰۲/۱۱ ۱۱:۰۲

بررسی کنيد. همين حرف هايش هم دروغ است. سابقه دار بوده که چنين جراتی کرده ولی شايد سابقه اش رو نشده است؟

مینا۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۲۳:۱۵

چقدر این قاتله سنگدله دلش براشون نسوخت برای بچه ها چی فقط اعدامممممممممممممممممممممممم

جناشناس۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۲۲:۵۵

در هر حال مرتکب جرم شده وقابل بخشش نیست.چرا!چون ماوقتی اشتباهی روبه وحشتناک انجام میدیم تازه به فکر توبه والتماس میافتیم

ناشناس۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۲۲:۴۱

نتیجه بخشش های بیهوده, عوض پشیمانی طلب بخشش دارد.

ناشناس۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۲۲:۱۴

بخشش یا عدم بخشش حق خانواده مقتولان هست، بهتره گزارشگر فقط گزارشگری کنه نه اینکه اینقدر اظهار نظر کنه

کوروش۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۲۱:۳۷

حتی یکی از سلولهای مغزم هم او را نمیبخشد . خیلی باید قسی القلب باشد که این زوج جوان و بی گناه را کشت . ختم قران و بخشش و اینطور حرف زدنها در مورد این جانی صدق نمیکنه .

کوروش۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۲۱:۳۷

حتی یکی از سلولهای مغزم هم او را نمیبخشد . خیلی باید قسی القلب باشد که این زوج جوان و بی گناه را کشت . ختم قران و بخشش و اینطور حرف زدنها در مورد این جانی صدق نمیکنه .

سارا۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۹:۵۸

حالا کمپین تشکیل بدین براش به زور رضایت بگیرید.... مد شده آخه!

حقوق بشر۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۸:۱۹

دوستان ببینید این آقا بدون بنامه ریزی که قتل نکرده
دانسته و گاهانه دونفرو کشته
می تونسته بر یکسال زندان ولی دستش به خون کسی آلوده نشه
این توجیه هسرم مریض بود نیز قابل قبول نیس
آره اگر من بوم دزدی تا پول مداوای آن را در بیاورم درست ول نه این کهدو نفرو کشم تا خانمم زنده بمونه
ما بین این قتل ها و قتل های ناخواسته تفات قائلیم
منظرو حقوق بشری ها بخشش این افراد نیست

شهروند۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۷:۲۴

فقط اعدام

فيضى۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۶:۵۸

مبلغ گفته شده را از حساب عابر بانك خلبان بر داشته و دور بين ها قاتل را لو داده اند بدترين مجازات را براى اين جانى خواستارم

ناشناس۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۶:۰۹

توبه گرگغ مرگه.اون خلبان و زنش فرزندان همه مردم ایران بودند و همه داغدار شدند.لعنت بر این قاتل بیرحم.فقط اعدام و لاغیر

ناشناس۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۶:۰۴

این قاتل عجب روئی دارد!!!!!!!!!!!

ناشناس۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۵:۲۱

"يك لحظه آن ترس در ذهن من افتاد كه اين كار را بكنم و ترسيدم. من خودم را براي هر چيزي آماده كرده بودم."
خوب دیگه حالا بلند شو عزیزم و یک پشتک وارو بزن چون کارت رو خوب انجام دادی آفرین به تو
حالا که خودتو برای هر چیزی آماده کردی پاشو برو اعدام شو عزیز دل

ناشناس۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۴:۲۹

چه رویی دارد که طلب بخشش میکند دلم میخواهد به ان فرزند بیچاره خلبان فکر کند که چطور پیکر پدر ومادرش را دیده وچه حالی شده باید ده بار اعدام شود نه یک بار فکر کرده ختم قران کرده خیلی لطف نسبت به خدا وند داشته

ناشناس۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۳:۴۹

فقط اعدام!

محسن۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۳:۳۴

من بودم حتما قصاص میخواستم.

ایرانی۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۳:۳۱

من نه قاضیم که بخوام تصمیم بگیرم نه خانواه اون بنده خدام فقط یه سوال دارم ازش بپرسید به قول خودش اونا بهش اعتماد کردند و دست و پای خودشون رو بستن توی بی وجدان چطور دلت اومد بکشیشون مگه با قرآن و نماز میتونی خودتو تبرئه کنی اتفاقا این قاتلو باید ...

جواد۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۳:۲۵

ماجرا به اين صورت اغاز شد كه خلبان هواپيمايى براى فروش ماشين خود كه مدل بالا بوده در روزنامه اگهى فروش ميدهد و اين شخص متهم با توجه به اينكه صاحب ماشين بايد ادم متمولى باشد تلفنى ادرس خلبان را از وى مى پرسد و متهم به بهانه خريد ماشين به خانه خلبان شهركى وارد مى شود ، در خانه خود خلبان و همسرش حضور داشتند ولى بچه انها خوشبختانه در ان زمان كلاس داشت و در خانه نبود ، متهم با كلت خلبان را وأدار مى كند كه دست همسرش را محكم با تسمه اى كه او با خودش اورده بود محكم ببندد، سپس از خلبان پول مى خواهد ، خلبان هم موجودى خود را كه مبلغ هفت ميليون ودويست هزار تومان بود به متهم مى دهد سپس خود متهم دست هاى خلبان را بسته و براى انكه سرو صدا نكنند دهان زوج را با چسب مى چسباندوسپس هر دو را به قتل مى رساند. خود خلبان شهركى مرد مهربان و خوش سخن بوده ، حالا قاتل اشك تمساح مى ريزد و مى كويد من بچه دارم و زنم مريض است مگر خلبان شهركى زن و بچه نداشت ، مگر تو به التماس هاى انها توجه كردى؟

ایرانی۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۳:۱۶

حالا بعد از قتل عمد جانماز آب می کشد. لحظه شماری می کنم برای اعدامش. فقط دلم می خواهد یک نفر حرف از بخشش بزند...

ناشناس۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۳:۰۲

خواهشا این قدر خانواده های مقتول رضایت ندهند . داره مد میشه که برن یکی رو بکشن بعد از طریق رسانه ها و جامعه و ... رضایت بگیرن . قصاص باید انجام بشه . حداقل اگر خاصیت بازدارندگی برای بقیه هم نداشته باشه ، جامعه از وجود حیوانات انسان نما پاک می شه .

ناشناس۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۳:۰۰

آهایییییی! این چرا هنوز زنده است؟؟؟ کی اعدام می شه؟

ناشناس۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۲:۵۲

این قتل عمد است. این یک اتفاق نبوده که کسی بخواهد ببخشد و بگذرد. او یک قاتل است و آزادی اش موجب نا امنی دیگر شهروندان است. یا حبس ابد بدون آزادی و مرخصی و بخشش و ... یا اعدام

ناشناس۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۲:۴۰

آیا این فرد دوست دارد شخص دیگری به خاطر مشکلات مالی خانواده اورا بکشد ؟همه مشکل دارند خیلی ها در سختی زندگی می کنند ولی دنبال کارهای خلاف نمی روند چه برسد به قتل ، آنهم دونفر. هیچ توجیهی قابل قبول نیست.

ناشناس۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۳:۳۲

از کجا فهمیده طرف خلبانه؟
حالا چی دزدیده؟
مگه مجازات سرقت مسلحانه مرگ نیست؟

ناشناس۱۳۹۳/۰۲/۱۰ ۱۲:۳۹

روانی هم که نیست. قتل عمد به دلیل ترس شناسایی. مثل یک راننده که میزنه و در میره و طرف میمیره/ فرقش اینه که راننده عمدا نزده. آخه این چیه چاپ کردی تابناک؟
خواستی مارو حرص بدی؟ کسی همدردی نمیکنه حتی یک درصد

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.