همسرکشی بهدلیل ترس از طلاق
دلبستگی شدید به همسر و ترس از جدایی او انگیزهای است که مردی مدعی است به دلیل آن همسرش را کشته است.پرونده این قتل برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شده است و متهم به زودی پای میز محاکمه میرود.
به گزارش شرق، متهم که مردی 65ساله به نام فردین است یکسال قبل بعد از کشتن همسرش فریبا دست به خودکشی زد اما زنده ماند. گزارش قتل فریبا توسط فرزندانش به ماموران پلیس داده شد.
دختر مقتول گفت: «من دانشگاه بودم و برادرم هم مدرسه بود، وقتی به خانه برگشتم جسد مادرم را دیدم. پدر و مادرم با هم اختلاف داشتند و احتمال دارد پدرم درباره مرگ مادرم اطلاعاتی داشته باشد.»
فردین بعد از انتقال جسد فریبا به پزشکیقانونی تحتتعقیب قرار گرفت. ماموران متوجه شدند این مرد بهدلیل مصرف زیاد قرص اعصاب دچار مسمومیت شده و در بیمارستان بستری است. پرونده پزشکی فردین نشان میداد او 40 قرص خوابآور خورده و قصد خودکشی داشت اما خواهرش خیلی سریع متوجه این موضوع شد، او را به بیمارستان منتقل کرد و توانست برادرش را از مرگ نجات بدهد. وقتی ماموران فردین را مورد پرسش قرار دادند و از او خواستند درباره قتل همسرش توضیح بدهد، مدعیشد قاتل نیست و اصلا هم در جریان مرگ همسرش قرار ندارد. او گفت روز حادثه خانه خواهرانش بود.
او درباره علت خودکشیاش گفت: «من و همسرم خیلی با هم مشکل داشتیم و جروبحث میکردیم.»وقتی ماموران زندگی شخصی این زوج را مورد بررسی قرار دادند، متوجه شدند فردین بهدلیل بیماری اعصاب و اعتیاد با همسرش مشاجرات زیادی داشت و حتی فریبا از او خواسته بود خانه را ترک کند. بنا به شواهد موجود مقتول تصمیم گرفته بود از شوهرش جدا شود. اختلاف این زوج به سالها قبل برمیگشت و آنها مدتی بود با هم صحبت نمیکردند.
ماموران همچنین فهمیدند فردین روز حادثه از خانه خودش خارج شده، ابتدا به خانه خواهر بزرگش رفته و سپس آنجا را به مقصد خانه خواهر کوچکترش ترک و بعد اقدام به خودکشی کرده است. این در حالی بود که پزشکیقانونی وقوع قتل را تایید و در گزارش خود عنوان کرد فریبا بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردنش جان خود را از دست داده است.
بنابراین فردین همچنان مظنون اصلی بود. گفتههای دختر فریبا نیز ظن ماموران را شدیدتر کرد، این دختر گفت: «مادرم آرایشگر و پدرم راننده کامیون بود. از وقتی یادم میآید پدرم به موادمخدر اعتیاد داشت. اعتیاد او آنقدر شدید شد که دیگر نمیتوانست سرکار برود و هر پولی که درمیآورد، خرج مواد میکرد.
مادرم از طریق آرایشگاهی که داشت هزینه زندگی را تامین میکرد و خرج دانشگاه من و هزینه تحصیل برادرم را میپرداخت. حتی کرایه خانه را هم مادرم میداد، همین موضوع باعث درگیری آنها بود و این اواخر مادرم برای جدایی خیلی مصمم شده بود. چند ماهی میشد که اختلاف آنها اوج گرفته بود و نمیتوانستند با هم زندگی کنند.
مادرم تهدید کرده بود از پدرم طلاق خواهد گرفت. شب حادثه پدرم خانه بود، صبح من به دانشگاه رفتم و بعد هم دیگر او را ندیدم وقتی برگشتم مادرم کشته شده بود. او هیچ دشمنی نداشت و من همچنان پدرم را مظنون میدانم.»
فردین در دور تازه بازجوییها به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: «فریبا را خیلی دوست داشتم. او همه زندگیام بود. کشتمش تا برای همیشه همسر من باقی بماند. همسرم از وقتی به بیماری عصبی مبتلا شدم با من مشکل پیدا کرد.
او میگفت دیگر نمیخواهد با من زندگی کند. سهماه بود با من صحبت نمیکرد. پول پیش خانه را او داده بود و به من گفت از خانه بیرون برو و حق نداری وارد خانه من بشوی. قصد داشت طلاق بگیرد، تلاش سهماهه من برای آشتیکردن فایدهای نداشت، حتی حاضر نبود با من صحبت کند و میگفت فقط در دادگاه حرف میزند. آنقدر فریبا را دوست داشتم که نمیتوانستم از او جدا شوم. تصمیم گرفتم فریبا را بکشم تا برای همیشه همسر من باقی بماند. او را غافلگیر کردم و در فرصت مناسب از پشت، روسری را دور گردنش انداختم و او را خفه کردم. سپس برای آخرین بار صورتش را بوسیدم و بدنش را غسل دادم و بعد از خانه خارج شدم و به منزل خواهرم رفتم. از آنجا به خانه خواهر کوچکترم رفتم و بعد از خداحافظی از آنها خودکشی کردم. 40قرص اعصاب را باهم خوردم تا بمیرم و پیش فریبا بروم اما متاسفانه مرا نجات دادند. دلم نمیخواهد زنده بمانم و میخواهم با فریبا بمیرم.
پرونده بعد از پایان تحقیقات مقدماتی، شکایت اولیایدم و صدور کیفرخواست به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و فردین به زودی محاکمه میشود.
به گزارش شرق، متهم که مردی 65ساله به نام فردین است یکسال قبل بعد از کشتن همسرش فریبا دست به خودکشی زد اما زنده ماند. گزارش قتل فریبا توسط فرزندانش به ماموران پلیس داده شد.
دختر مقتول گفت: «من دانشگاه بودم و برادرم هم مدرسه بود، وقتی به خانه برگشتم جسد مادرم را دیدم. پدر و مادرم با هم اختلاف داشتند و احتمال دارد پدرم درباره مرگ مادرم اطلاعاتی داشته باشد.»
فردین بعد از انتقال جسد فریبا به پزشکیقانونی تحتتعقیب قرار گرفت. ماموران متوجه شدند این مرد بهدلیل مصرف زیاد قرص اعصاب دچار مسمومیت شده و در بیمارستان بستری است. پرونده پزشکی فردین نشان میداد او 40 قرص خوابآور خورده و قصد خودکشی داشت اما خواهرش خیلی سریع متوجه این موضوع شد، او را به بیمارستان منتقل کرد و توانست برادرش را از مرگ نجات بدهد. وقتی ماموران فردین را مورد پرسش قرار دادند و از او خواستند درباره قتل همسرش توضیح بدهد، مدعیشد قاتل نیست و اصلا هم در جریان مرگ همسرش قرار ندارد. او گفت روز حادثه خانه خواهرانش بود.
او درباره علت خودکشیاش گفت: «من و همسرم خیلی با هم مشکل داشتیم و جروبحث میکردیم.»وقتی ماموران زندگی شخصی این زوج را مورد بررسی قرار دادند، متوجه شدند فردین بهدلیل بیماری اعصاب و اعتیاد با همسرش مشاجرات زیادی داشت و حتی فریبا از او خواسته بود خانه را ترک کند. بنا به شواهد موجود مقتول تصمیم گرفته بود از شوهرش جدا شود. اختلاف این زوج به سالها قبل برمیگشت و آنها مدتی بود با هم صحبت نمیکردند.
ماموران همچنین فهمیدند فردین روز حادثه از خانه خودش خارج شده، ابتدا به خانه خواهر بزرگش رفته و سپس آنجا را به مقصد خانه خواهر کوچکترش ترک و بعد اقدام به خودکشی کرده است. این در حالی بود که پزشکیقانونی وقوع قتل را تایید و در گزارش خود عنوان کرد فریبا بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردنش جان خود را از دست داده است.
بنابراین فردین همچنان مظنون اصلی بود. گفتههای دختر فریبا نیز ظن ماموران را شدیدتر کرد، این دختر گفت: «مادرم آرایشگر و پدرم راننده کامیون بود. از وقتی یادم میآید پدرم به موادمخدر اعتیاد داشت. اعتیاد او آنقدر شدید شد که دیگر نمیتوانست سرکار برود و هر پولی که درمیآورد، خرج مواد میکرد.
مادرم از طریق آرایشگاهی که داشت هزینه زندگی را تامین میکرد و خرج دانشگاه من و هزینه تحصیل برادرم را میپرداخت. حتی کرایه خانه را هم مادرم میداد، همین موضوع باعث درگیری آنها بود و این اواخر مادرم برای جدایی خیلی مصمم شده بود. چند ماهی میشد که اختلاف آنها اوج گرفته بود و نمیتوانستند با هم زندگی کنند.
مادرم تهدید کرده بود از پدرم طلاق خواهد گرفت. شب حادثه پدرم خانه بود، صبح من به دانشگاه رفتم و بعد هم دیگر او را ندیدم وقتی برگشتم مادرم کشته شده بود. او هیچ دشمنی نداشت و من همچنان پدرم را مظنون میدانم.»
فردین در دور تازه بازجوییها به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: «فریبا را خیلی دوست داشتم. او همه زندگیام بود. کشتمش تا برای همیشه همسر من باقی بماند. همسرم از وقتی به بیماری عصبی مبتلا شدم با من مشکل پیدا کرد.
او میگفت دیگر نمیخواهد با من زندگی کند. سهماه بود با من صحبت نمیکرد. پول پیش خانه را او داده بود و به من گفت از خانه بیرون برو و حق نداری وارد خانه من بشوی. قصد داشت طلاق بگیرد، تلاش سهماهه من برای آشتیکردن فایدهای نداشت، حتی حاضر نبود با من صحبت کند و میگفت فقط در دادگاه حرف میزند. آنقدر فریبا را دوست داشتم که نمیتوانستم از او جدا شوم. تصمیم گرفتم فریبا را بکشم تا برای همیشه همسر من باقی بماند. او را غافلگیر کردم و در فرصت مناسب از پشت، روسری را دور گردنش انداختم و او را خفه کردم. سپس برای آخرین بار صورتش را بوسیدم و بدنش را غسل دادم و بعد از خانه خارج شدم و به منزل خواهرم رفتم. از آنجا به خانه خواهر کوچکترم رفتم و بعد از خداحافظی از آنها خودکشی کردم. 40قرص اعصاب را باهم خوردم تا بمیرم و پیش فریبا بروم اما متاسفانه مرا نجات دادند. دلم نمیخواهد زنده بمانم و میخواهم با فریبا بمیرم.
پرونده بعد از پایان تحقیقات مقدماتی، شکایت اولیایدم و صدور کیفرخواست به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و فردین به زودی محاکمه میشود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
این مرد روانی ودیوانه بوده نه عاشق اگه واقعا عاشق زنش بود بعد عمری اذیت وآزار وشکنجه روحی که درحق زنش کرده خودشو میکشت که زنده نباشه چیزی ببینه توکه عرضه نداشتی راحتی وآرامش آسایش زندگیش فراهم کنی فقط بدبختش کردی اینقدر خودخواه سنگدل کج اندیش بودی نمیتونستی شادی وراحتیشو ببینی کشتیش چراخودتو نکشتی که سه نفر از دستت راحت میشدند این کجاش دوست داشتن وعاشقی هست لطفا نظرات رومانتیک واحساسی ندید هیچ کس تا خودش با معتاد زندگی نکنه نمیتونه این زن وزندگیش درک کنه اعتیادمساوی شکنجه روحی جسمی خانواده
الهی این مردک به درک واصل شود
زنش میخواسته از خونه بیرونش کنه زده کشتش حالا میگه از عشق بوده . عشق کیلویی چند بنده خدا مطمینی از ترس آوارگی و در به در شدن نبوده . عجبا
لعنت به اعتیاد.
زن بیچاره یک عمر بدبختی رو تحمل کرده آخرش هم بیگناه کشته شده
تو که انقد عاشق بودی 1ذره تلاش میکردی وضعیت خودتو بهتر کنی نه اینکه گند بزنی به زندگی چند نفر بعد قاتلم بشی......!!!!!!!!
این نامرد بی معرفت اگر عقل داشت و عاشق زنش بود اعتیادش را ترک می کرد و مخارج خانواده را پرداخت می کرد و همسرش را نسبت به خودش دلگرم می کرد نه این که او را بکشد این عاشقی نیست دیوانگی است .
مرگ بر معتادان باید همشونو اعدام کرد
اون آخرین بوسه اش منو خیلی تحت تاثیر قرار اد....
بوسیدن کسی که چند دقیقه قبل با آگاهی و تصمیم قبلیش کشته؟ اره راست میگی خیلی رمانتیکه!
بهتر بود فریبا برای درمان فردین هرکاری می توانست می کرد (ترک اعتیاد و بردن پیش روانپزشک و ...) نه اینکه باعث تشدید بیماریش شود اینجوری شاید زندگیشان نجات پیدا می کرد.
از کجا میدونی نکرده؟ زنی که انقدر غیرت داره که بار زندگی و دو تا بچه رو به دوش میکشه مطمئن باش همه راهها رو رفته. اعتیاد جز با اراده خود فرد قابل کنترل نیست. این آقا هم از بین همه کارهایی که در این سه ماه انجام داده اگر فقط یک سر به مراکز ترک اعتیاد میزد شاید زنش حداقل دلگرم میشد.
فقط و فقط مواد مخدر باعث قتل و جنايت مى شود به هيچكس رحم نمى كند حتى بهyou !!!
چاکریم .
فقط اعدام
امیدوارم زودتر اعدام بشه و بره به جهنم
عجبا .. همه جور قتل رو می شنویم اینم از عاشقیمون
این از دوست داشتن نبود اوج خودخواهی این مردک بود که راضی نبود همسرش یه لحظه با ارامش زندگی کنه و بدون اون زندگی خوبی داشته باشه اگه واقعا دوستش داشت سایه نحسشو از زندگی این زن کم میکرد نه اینکه بکشدش
قضاوت خیلی سخته
خیلی دلم سوخت هزار راه نرفته .چرا خانمها با یک دعوای بچگانه سریع اسم طلاق می آورند اونم با وجود بچه .طلاق در سنین پایین بسیار راحت تر است ولی بعد از چندین سال زندگی جدایی سخت است
__برای با هم بودن دنبال هزار بهانه می گردیم اما برای با هم نبودن بی بهانه
__تو زندگی حقایقی هست میشه فهمید ولی نمیشه فهمون
__ تفاهم یعنی توانایی تحمل تفاوتها
__ به خاطر سه چیز هیچگاه کسی را تحقیر نکنید
1.چهره
2. پدر و مادر
3.زادگاه
چون انسان هیچ حقی در انتخاب آنها ندارد.
زندگی را به هم تلخ نکنیم خوشبختی را با فکر و منش درست می توان به بهترین حالت تبدیا نمود و از داشته ها لذت وبه آینده امید وار بود پس همیشه داشته های خود را دوست بدارید و آن را با هیچ چیز عوض نکنید
ممنون از پندهایتان
ایشانهم کلی عرض نموده اند نه فقط برای این مطلب
ناشناس 11:35، دعواى بچگانه نبوده بلكه شما اگر متن گزارش را بخوانيد درخواهيد يافت كه چرا اين زن بيچاره (مقتول) ميخواسته طلاق بگيرد، ايا با شوهرى كه بيمارى روانى دارد و معتاد است و اعتيادش انقدر شديد است كه نميتواند سركار برود و خرجى خانواده را بدهد (بطوريكه تمام هزينه ها بر روى دوش زن بد بخت بوده) و دائماً با هم مشكل داشته و جر و بحث ميكردند ميتوان زندگى كرد؟ دست اخر كه قاتل هم از كار درامد.
غصه نخور ، به زودی حکم اعدامت رو میزارن زیر بغلت و بعدش هم میفرستنت پیش همسرت.
ما چرا کسانی که یک بار آدم کشته اند را اعدام می کنیم اما کسانی که بارها قمه کشیدن و زورگیری کردن رو باز دوباره آزاد می کنیم که به آغوش گرم جامعه بازگشته و به فعالیت های قمه کشی خود ادامه دهند؟
بالاخره معلوم نيست اعدام كنن!! نكنن!! يه روز ميگن ضد حقوق بشره!!! كمپين راه ميندازن!!! يه روز همه ميگن نه اعدام كنين!!! خداييش كي ميتونه با اين نظرات مردم ما حكومتداري كنه!!!
آخه رواني, خوب از همون اول خودتو ميكشتي كه برا هميشه همسر فريبا باشي نه اينكه برعكس اونو بكشي كه مثلا همسرش باشي. انشاءالله بچه هات رضايت ندن و بزودي به درك واصل شي.
طفلکی ، خیلی براش ناراحت شدم که بخاطر عشق به همسرش اونو کشته و بعدش خودکشی کرده تا بره پیش زنش ولی کار زشتی کردن نجاتش دادن و نگذاشتن بره ، الانم بهترین کار اینه که زودتر اعدامش کنن تا به خواسته اش برسه
يعني چي؟ واقعا مي ذاشتن خودکشي کنه!!! شما واقعا نمي دانيد که اگر خودکشي کرده بود الان پيش زنش که نبود هيچ، در عذاب الهي گرفتار بود!!! لااقل الان فرصت جبران داره
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.