«ما و اعراب» در گفتوگو با محمد علی سبحانی:
دولت نهم به اعراب پیام اشتباهی میدهد
نمونه دیگری برای این ادعا، برقراری دوباره رابطه با الجزایر در دولت خاتمی است؛ در واقع پس از مدت مدیدی تیرگی روابط ما در این دوره با کشور الجزایر روابط عمیقی برقرار کردیم. اما مثلا ببینید در این دولت ما نه تنها با مصر نتوانستیم رابطهمان را بهبود ببخشیم، رابطهمان با مغرب هم قطع شد. البته من نمیگویم همه مسائل به دلیل قصور دولت نهم است اما در مجموع عملکرد دولت نهم درخصوص اعراب یک سیر منفی داشته است.

سرویس سیاست خارجی «تابناک» ـ همسایگی ایران با کشورهای عربی و همچنین قرار گرفتن این مجموعه در یکی از استراتژیکترین مناطق ژئوپلتیکی جهان سبب شده تا همواره موضوعات مربوط به ایران و اعراب در کانون توجه قرار گیرد.
برای همین منظور سعی خواهیم کرد تحت عنوان «ما و اعراب» با انتشار دیدگاههای اساتید و صاحبنظران این حوزه به مدلی منسب برای تعامل با کشورهای عربی برسیم. به همین سبب با دکتر محمد علی سبحانی، سفیر سابق ایران در لبنان و کارشناس مسائل خاورمیانه، گفتوگویی تلفنی انجام دادیم.
سبحانی تحلیل خود از رابطه ایران و اعراب پس از جنگ تحمیلی تا شروع دولت نهم اینگونه ارائه کرد : بحث رابطه با اعراب، مسأله حساسی است. به طور طبیعی بسیاری از عوامل بر رابطه ایران و اعراب تأثیرگذاراست. پس از جنگ تحمیلی به میزان خیلی زیاد روابط دو طرف به سمت عقلانیت و تعامل پیش رفت. یعنی در دولت هاشمی تلاش زیادی شد تا زمینههای همکاری مشترک بیشتر مورد توجه قرار گیرد و از سوی دیگر موارد اختلافی، حل و یا به میزان قابل توجهی کاهش یابد.
این مسیر در دوره ریاستجمهوری هاشمی نتایج خیلی خوبی داشت و سپس در دوره آقای خاتمی به دلیل نوع نگاه ایشان نسبت به روابط خارجی با محوریت تنشزدایی و صلحطلبی سبب شد در سایه تنشزدایی در جهان، رابطه با اعراب هم تحت تأثیر این شرایط بهبود قابل توجهی پیدا کند، بنابراین کمترین میزان تنش و اختلاف میان ایران و اعراب را در این دوره میبینیم.
سبحانی ادامه این روند در دولت نهم را اینگونه ارزیابی کرد: در دولت نهم این روابط از استحکام لازم برخوردار نیست، یعنی روابط بین ایران و کشورهای عربی به ضعف گراییده و دستگاه دیپلماسی ما نتوانسته است از ظرفیتهای همکاری منطقهای و بینالمللی که در گذشته ایجاد شده بود، استفاده کند. به طور نمونه رابطه با مصر را ببینید، در دوره ریاستجمهوری آقای خاتمی رابطه دو کشور بسیار بهبود یافته بود تا جایی که احساس میشد روابط دیپلماتیک دو کشور به زودی از سر گرفته خواهد شد اما اکنون به این رابطه بنگرید که چگونه شده است!
در هر حال ما باید توجه داشته باشیم که مصر کشوری بزرگ با پیشینه تمدنی غنی است و در جهان عرب نیز تأثیرگذار است پس نمیتوان اهمیت آن را انکار کرد و برای همیشه با آنها قطع رابطه کرد.
نمونه دیگری برای این ادعا، برقراری دوباره رابطه با الجزایر در دولت خاتمی است؛ در واقع پس از مدت مدیدی تیرگی روابط ما در این دوره با کشور الجزایر روابط عمیقی برقرار کردیم. اما مثلا ببینید در این دولت ما نه تنها با مصر نتوانستیم رابطهمان را بهبود ببخشیم، رابطهمان با مغرب هم قطع شد. البته من نمیگویم همه مسائل به دلیل قصور دولت نهم است اما در مجموع عملکرد دولت نهم درخصوص اعراب یک سیر منفی داشته است.
این کارشناس مسائل خاورمیانه در ادامه دلایل و عوامل این سیر نزولی را اینگونه برشمرد: نخستین دلیل این است که دولت نهم، سیاست تنشزدایی هاشمی و خاتمی را که شانزده سال ادامه داشت و توانسته بود یک اطمینان خاطری برای همسایگان ایجاد و روابط را در سطح خوبی برقرار کند اما این رویه در دولت نهم به کنار رفت درواقع خواسته یا ناخواسته نوع دیپلماسی تهاجمی جایگزین سیاست تنشزدایی شد و این مسأله به نوعی همه تلاشهای شانزده ساله قبل از آن را تحتالشعاع قرار داد.
دومین عامل از نظر من لحاظ نشدن عرف دیپلماتیک در اقدامات دوت نهم بوده است. این رعایت نکردن عرف دیپلماتیک در رابطه با اعراب بیشتر دیده می شود، برای نمونه به حضورهای نابهنگام و نابجا یا بدون برنامه ما نگاه کنید این رفتارها نوعی پیامهای اشتباه به طرفهای ما داد.
شما به سفر رئیسجمهور کشورمان به عربستان نگاه کنید، بدون آنکه طرف عربستانی به این سفر پاسخ دهد و مقامی در سطح رئیسجمهور را برای دیدار از کشورمان روانه کند، برنامهریزان دستگاه دیپلماسی ما در فاصله کوتاهی دوباره برنامه سفر آقای احمدی نژاد را برای دیدار از عربستان طراحی میکنند.
این نوع رفتار سبب القای این تفکر در طرف عربستانی مبنی بر نیاز ما به آنها شده یا موضوع شرکت ناگهانی در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس و نشاندن رئیسجمهور زیر تابلوی مجعولی که نام خلیج فارس را تحریف کرده بود، نمونه بارزی از موقعیتنشناسی دستگاه دیپلماسی ما بوده است.
سبحانی در ادامه گفت: این رفتارهای نابجا و نابهنگام در حالی رخ داد که صحبتها و موضعگیریهای دولت نهم، تند و تهاجمی بود. درواقع هیچگونه هماهنگی در سیاستهای اعمالی و اعلامی دولت نهم در عرصه سیاست خارجی به ویژه در ارتباط با اعراب دیده نمیشود.
سفیر سابق ایران در لبنان افزود: ما وقتی از روابط دوجانبه صحبت میکنیم، باید صحبتهای طرح مقابلمان را جدی بگیرم، دقت کنید که ما با کشورهای عربی همسایه از لحاظ دینی، فرهنگی و اقتصادی مشترکات بسیاری داریم اما در حال حاضر در بعد روابط دو یا چندجانبه با اعراب در وضعیت نامناسبی قرار داریم.
البته توجه داشته باشید این تنشزدایی که ما از آن سخن میگوییم، به معنای کوتاه آمدن یا سکوت در برابر تهاجم یا تعرض نسبت به مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران نیست بلکه معتقدم دیپلماسی ما باید بر اساس منطق، تعادل و تلاش برای کاهش تنشها طرحریزی شود و بهرهبرداری همهجانبه از آن کنیم این بهرهبردای میتواند شامل کمرنگ شدن ضرورت حضور آمریکایی ها در منطقه، بهرهگیری از بالاترین ظرفیتهای اقتصادی منطقه برای تبدیل شدن به قطب برتر منطقهای بر اساس سند چشمانداز بیست ساله و بازگرداند ثبات روانی به منطقه باشد.
سبحانی در پایان تأکید کرد: نباید فراموش کنیم که برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه، نمیتوانیم دیپلماسی تهاجمی را در دستور کار خود داشته باشیم. ما در این شرایط، نیازمند دوری از تنشها و اولویت دادن به همکاری با کشورهای منطقه هستیم.
برای همین منظور سعی خواهیم کرد تحت عنوان «ما و اعراب» با انتشار دیدگاههای اساتید و صاحبنظران این حوزه به مدلی منسب برای تعامل با کشورهای عربی برسیم. به همین سبب با دکتر محمد علی سبحانی، سفیر سابق ایران در لبنان و کارشناس مسائل خاورمیانه، گفتوگویی تلفنی انجام دادیم.
سبحانی تحلیل خود از رابطه ایران و اعراب پس از جنگ تحمیلی تا شروع دولت نهم اینگونه ارائه کرد : بحث رابطه با اعراب، مسأله حساسی است. به طور طبیعی بسیاری از عوامل بر رابطه ایران و اعراب تأثیرگذاراست. پس از جنگ تحمیلی به میزان خیلی زیاد روابط دو طرف به سمت عقلانیت و تعامل پیش رفت. یعنی در دولت هاشمی تلاش زیادی شد تا زمینههای همکاری مشترک بیشتر مورد توجه قرار گیرد و از سوی دیگر موارد اختلافی، حل و یا به میزان قابل توجهی کاهش یابد.این مسیر در دوره ریاستجمهوری هاشمی نتایج خیلی خوبی داشت و سپس در دوره آقای خاتمی به دلیل نوع نگاه ایشان نسبت به روابط خارجی با محوریت تنشزدایی و صلحطلبی سبب شد در سایه تنشزدایی در جهان، رابطه با اعراب هم تحت تأثیر این شرایط بهبود قابل توجهی پیدا کند، بنابراین کمترین میزان تنش و اختلاف میان ایران و اعراب را در این دوره میبینیم.
سبحانی ادامه این روند در دولت نهم را اینگونه ارزیابی کرد: در دولت نهم این روابط از استحکام لازم برخوردار نیست، یعنی روابط بین ایران و کشورهای عربی به ضعف گراییده و دستگاه دیپلماسی ما نتوانسته است از ظرفیتهای همکاری منطقهای و بینالمللی که در گذشته ایجاد شده بود، استفاده کند. به طور نمونه رابطه با مصر را ببینید، در دوره ریاستجمهوری آقای خاتمی رابطه دو کشور بسیار بهبود یافته بود تا جایی که احساس میشد روابط دیپلماتیک دو کشور به زودی از سر گرفته خواهد شد اما اکنون به این رابطه بنگرید که چگونه شده است!
در هر حال ما باید توجه داشته باشیم که مصر کشوری بزرگ با پیشینه تمدنی غنی است و در جهان عرب نیز تأثیرگذار است پس نمیتوان اهمیت آن را انکار کرد و برای همیشه با آنها قطع رابطه کرد.
نمونه دیگری برای این ادعا، برقراری دوباره رابطه با الجزایر در دولت خاتمی است؛ در واقع پس از مدت مدیدی تیرگی روابط ما در این دوره با کشور الجزایر روابط عمیقی برقرار کردیم. اما مثلا ببینید در این دولت ما نه تنها با مصر نتوانستیم رابطهمان را بهبود ببخشیم، رابطهمان با مغرب هم قطع شد. البته من نمیگویم همه مسائل به دلیل قصور دولت نهم است اما در مجموع عملکرد دولت نهم درخصوص اعراب یک سیر منفی داشته است.
این کارشناس مسائل خاورمیانه در ادامه دلایل و عوامل این سیر نزولی را اینگونه برشمرد: نخستین دلیل این است که دولت نهم، سیاست تنشزدایی هاشمی و خاتمی را که شانزده سال ادامه داشت و توانسته بود یک اطمینان خاطری برای همسایگان ایجاد و روابط را در سطح خوبی برقرار کند اما این رویه در دولت نهم به کنار رفت درواقع خواسته یا ناخواسته نوع دیپلماسی تهاجمی جایگزین سیاست تنشزدایی شد و این مسأله به نوعی همه تلاشهای شانزده ساله قبل از آن را تحتالشعاع قرار داد.
دومین عامل از نظر من لحاظ نشدن عرف دیپلماتیک در اقدامات دوت نهم بوده است. این رعایت نکردن عرف دیپلماتیک در رابطه با اعراب بیشتر دیده می شود، برای نمونه به حضورهای نابهنگام و نابجا یا بدون برنامه ما نگاه کنید این رفتارها نوعی پیامهای اشتباه به طرفهای ما داد.
شما به سفر رئیسجمهور کشورمان به عربستان نگاه کنید، بدون آنکه طرف عربستانی به این سفر پاسخ دهد و مقامی در سطح رئیسجمهور را برای دیدار از کشورمان روانه کند، برنامهریزان دستگاه دیپلماسی ما در فاصله کوتاهی دوباره برنامه سفر آقای احمدی نژاد را برای دیدار از عربستان طراحی میکنند.
این نوع رفتار سبب القای این تفکر در طرف عربستانی مبنی بر نیاز ما به آنها شده یا موضوع شرکت ناگهانی در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس و نشاندن رئیسجمهور زیر تابلوی مجعولی که نام خلیج فارس را تحریف کرده بود، نمونه بارزی از موقعیتنشناسی دستگاه دیپلماسی ما بوده است.
سبحانی در ادامه گفت: این رفتارهای نابجا و نابهنگام در حالی رخ داد که صحبتها و موضعگیریهای دولت نهم، تند و تهاجمی بود. درواقع هیچگونه هماهنگی در سیاستهای اعمالی و اعلامی دولت نهم در عرصه سیاست خارجی به ویژه در ارتباط با اعراب دیده نمیشود.
سفیر سابق ایران در لبنان افزود: ما وقتی از روابط دوجانبه صحبت میکنیم، باید صحبتهای طرح مقابلمان را جدی بگیرم، دقت کنید که ما با کشورهای عربی همسایه از لحاظ دینی، فرهنگی و اقتصادی مشترکات بسیاری داریم اما در حال حاضر در بعد روابط دو یا چندجانبه با اعراب در وضعیت نامناسبی قرار داریم.
البته توجه داشته باشید این تنشزدایی که ما از آن سخن میگوییم، به معنای کوتاه آمدن یا سکوت در برابر تهاجم یا تعرض نسبت به مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران نیست بلکه معتقدم دیپلماسی ما باید بر اساس منطق، تعادل و تلاش برای کاهش تنشها طرحریزی شود و بهرهبرداری همهجانبه از آن کنیم این بهرهبردای میتواند شامل کمرنگ شدن ضرورت حضور آمریکایی ها در منطقه، بهرهگیری از بالاترین ظرفیتهای اقتصادی منطقه برای تبدیل شدن به قطب برتر منطقهای بر اساس سند چشمانداز بیست ساله و بازگرداند ثبات روانی به منطقه باشد.
سبحانی در پایان تأکید کرد: نباید فراموش کنیم که برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه، نمیتوانیم دیپلماسی تهاجمی را در دستور کار خود داشته باشیم. ما در این شرایط، نیازمند دوری از تنشها و اولویت دادن به همکاری با کشورهای منطقه هستیم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
hala kodom siasate dolate nohom moshkel nadashte ke in yeki
معلوم می شود که شما از اصل تغییر در مشی ساسی هر کشوری در تعامل باکشور دیگر بر اساس رویدادهای منطقه ای و نوع تعامل کشورها با آن است و اصولا بلوکهای سیاسی میان چند کشور بر مصالح انها تکیه دارد { مثلا کشورهای مصر و اردن و عربستان سعودی و... دیدگاه مشترک در مورد تعامل با رژیم صهیونیستی در جنگ و تجاوز اسرائیل به غزه را دارا بوده و این اختالاف بین کشورهای عربی بیشتر است تا برسد به کشور جمهوری اسلامی ایران که مدافع مردم مظلوم فلسطین خارج از سیاستهای تعیین شده استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی است .
بر این اساس مقایسه نوع ارتباط بین کشورها در زمانهای مختلف و بر اساس رویدادهای همان زمانها صورت می گیرد .
مگر حضرت امام خمینی { قدس } ارتباط با رژِم مصر را در آن زمان بخاطر خیانت کمب دوید قطع ننمود ؟
بايد به اين نكته هم توجه داشت كه تاكنون هيچ زمان به اندازه چندسال اخير ، كشورهاي عربي رابطه شان و حمايتشان از امريكا و رژيم صهيونيستي به اندازه حالا نبوده است و اينك كه روابط خود و سرسپردگي خود را با امريكا و اسرائيل عيان كرده اند و با حمايتهاي آشكاري كه از آنها مي كنند ، تبديل به جيره خواران و سرسپردگان امريكا و اسرائيل شده اند كه البته قبلا هم بوده اند ولي بروز نمي دادند ولي حالا اين سرسپردگي را آشكار نموده اند . با اين وصف دولت ايران كه در صف اول دشمني با اسرائيل پليد مي باشد چه بايد بكند ؟ اگر دولتهاي خاتمي و هاشمي بودند فكر مي كنيد چه مي كردند ؟ آيا باز هم روابط آرماني با آنها داشتند ؟ پس كمي واقع بين باشيد .
در اينكه وزارت خارجه ما داراي ضعف در عملكرده هيچ شكي نيست ولي مشكلات بوجود اومده رو نميشه به پاي اين دولت گذاشت.اقتضاي شرايط اين رفتارهاي اقاي احمدي نژاد رو سبب ميشد.من با شيوه تهاجمي و طلبكارانه ايشون در سياست خارجي كاملن موافقم
جناب سبحانی بعید است از فردی با مختصات شما که در زمان نزدیک به انتخابات درخصوص مصری که اینهمه فجایع در سرزمینهای اشغالی با چراغ سبزایشان به ثمرنشست را نماد عدم استفاده از ظرفیتهای روابط خارجی دولت نهم بانگارید- جناب سبحانی شماخود واقفید که همین اعراب با ما در زمان جنگ چه کردند و درزمان آقای هاشمی و خاتمی هم در خصوص جزایر سه گانه چه گفتند و اینک هم استمرار همان داستانهاست.اما نکته مهم اینست که وضعیت امروزایران درنگاه بین الملل کاملا متفاوت شده است دوم آنکه متاسفانه در نگاه شما تناقضی آشکاروجود دارد و آنهم اینست که در مانیفست و استراتژی شما نوعی سازشکاری وعبور ازمنافع ملی و سرزمین مقدس ایران وجود دارد اما با عنوان استفاده از ظرفیت و صلح طلبی!! جناب سبحانی کدام صلح طلبی؟
کدام جنگ افروزی؟بخدابعید است که شخصی با سابقه شما تنها بدلیل گرایشات جناحی و ذهنی سخنانی اینگونه ناسنجیده و خام برزبان براند.
آیا کلام شما با آموزه های دینی درتعارض نیست؟آیا این تعارض زشت نیست؟
چرا در مورد مسائل خارجی واقعیت ها را نمی نویسید .
کی در دوران خاتمی حرف از تغییر نام خلیج فارس یا جزایر سه گانه بود...
کی به حجاج ایرانی اهانت می کردند چه را فقط می خواهید اینها رو به خاتمی نسبت دهید خاتمی همونی بود که هر جا می رفت به اسقبالش می امدن
همین در سیاست دولت نهم با اعراب بس که عربستان در یک سال 60میلیلرد تجهیزات جنگی خرید اینارو برای اعراب نخریدن .... هیچگاه اعراب دولت نهم را دعوت نکردن فقط خودش می رفت...
اگرچه بنده موافق آقای خاتمی هستم و با عملکرد سیاست خارجی دولت نهم بویژه در مواجهه با غرب زیاد موافق نیستم اما در خصوص نحوه تعامل آن با کشورهای عربی نظر مثبت دارم و فکر میکنم اعراب در طول این سی سال پس از انقلاب اسلامی از سعه صدر و خوشرویی ایران سو استفاده نموده و اکنون به حدی از وقاحت و غرگی رسیده اند که به مهمترین و عزیزترین دارایی ایرانیان یعنی خاک و تمامیت ارضی شان چشم طمع دوخته اند. از آقای سبحانی میپرسم که مگر در دوره آقای خاتمی که روابط ما با همین اعراب به قول شما به دور از تنش شده بود ادعاهای پوچ بر ضد جزایر ایرانی و خلیج پارس نمینمودند؟ اولین و مهمترین مساله در تعاملات سیاسی میان دولتها و ملتها احترام به حقوق و خاک سرزمینی یکدیگر است که ما در مواجهه با اعراب چنین چیزی را تاکنون نیافته ایم.
(آقا شما را به خدا این پیغام مرا درج کنید. دستم درد گرفت ازبس تایپ کردم.)
از اين اظهار نظرها ايشان دو عملكرد را مقايسه كرده است و آنهم بدون در نظر گرفتن شرائط خاص موجود مانند جنگ لبنان و جنگ غزه تهديد اسرائيل بر عليه ايران و كمك مصر و مغرب با آن و حسد كشور هاي عربي از قدرت يافتن ايران و ....
. و. قم
من از جناب آقاي سبحاني صميمانه سپاسگزارم كه با بيان صادقانه حقايق تلخ سياست خارجي دولت نهم، به بهبود اين سياست در دولتهاي بعدي كمك ميكنند
رابطه با اعراب - در همین یک موضوع روشن ببینید چقدر زیگزاگ میزنیم! بنظرم مسئله این دولت و آن دولت نیست. سیاست روشنی تعریف نشده. نه برای رابطه با اعراب و نه هیچ کشور ذیگر.تعارف را هم کنار بگذاریم : اصولا هم سیاست خارجی و هم سیاست داخلی ما بر پایه گذاشته شده که قدرت مانور نداریم. آچمز شده ایم. مجبوریم یک سری شعارها را تکرار کنیم.
دولت مغرب رابطه اش را یک طرفه قطع کرد یا ایران!!!!!!!!!!!
جناب سبحاني خود بهتر ميدانيد كه روابط ما با حكام وابسته عرب كه اتكايي جز حمايت غرب را براي تداوم حكومتشان ندارند بيش از هرچيز به روابط ما باغرب وامريكا مربوط ميباشد .هرگاه روابط ما باغرب خوب بوده وامتياز داده ايم اينان نيز با ما مدارا كرده اند وحالا كه نميخواهيم به غرب امتياز بيدليل بدهيم اعراب نيز جسور وشجاع شده اند. البته بعضي روشهاي غلط مثل سفر بي موقع ممكن است موضوع راتشديد كند ولي عامل اصلي نيست .
عامل اصلي بي اتكايي اغلب حكام عرب به مردم خود و اتكاي كامل به غرب است كه سبب هراس ايشان از ج.اا وحضور مردم در اين حكومت ميشود .چاره اين ترس تنها تغيير ماهيت حكام است نه تغيير ماهيت ما انگونه كه بعضا تجويز ميشد وميشود.
یک سوال - اسرائیل و امریکا از درگیری ایران و اعراب سود میبرند یا از کاهش تنش ما با اعراب ؟
ما چه بخواهيم چه نخواهيم ،بزرگترين ابر قدرت منطقه و آسيا هستيم و بزرگترين امتياز ژئوپوليتيك را در جهان دارا هستيم . الان دكتر احمدي نژاد با نفوذ ترين و با قدرت ترين رئيس جمهور دنياست ، چه بخواهد وچه نخواهد ، حالا چرا نبايد از اين قدرت و اقتدار استفاده نمايد؟ايكاش از بيست سال پيش همين سياست را داشتيم.
اینا رو ول کنید بچسبید به کومور و زنگبار و ... کشورهای زیر پونز نقشه. به این میگن سیاست خارجی!!!!!!
بفرماييد اگر مسائلي كه در مورد لبنان و فلسطين كه در دولت احمدي نژاد بوجود آمد در زمان خاتمي و يا هاشمي بوجود مي آمد آنها چه كاري مي توانستند بكنند كه پاي مصر به نزاعها كشيده نشود.
آقای سبحانی زیاده طلبی های دولت آقای بوش، که با عنوان خاورمبانه جدبد و شرایط خاص منطقه طی چهار سال گذشته را از باد برده اند؟ چرا میخواهیم مشکلی که ریشه آن در خارج مرزهایمان است، داخلی تصورش کنیم؟ آیا این در راستای منافع ملی ماست؟
اقتدار را باید از کشور ترکیه و جناب اردوغان آموخت. با وجود اینکه با تمام کشورها رابطه حسنه دارد ولی هر جا که لازم باشد به خاطر منافع ملی خود و منافع مسلمانان با قاطعیت می ایستد و از هیچ کس هم نمی ترسد و به او احترام هم می گذارند.
حکومتهای عربی، در ستیز با ایران و ایرانی، هیچ تفاوتی با اسرائیل ندارند!
من نمی دانم این موضوع ساده را کی مسئولین سیاست خارجی می خواهند دریابند؟
اين آقا ميدانند كه 90 درصد دولت هاي عربي اسرائيلي و آمريكايي هستند كه ميگويند بايد با آن ها تعامل بي چون و چرا داشته باشيم. بعضي وقت ها دوستان از در دروازه تو نميروند و بعضي وقت ها ...
البته صحبت های اقای سبحانی بیانگر دیدگاههای شخصی ایشان است ولی انچه که مهم است و این سخنان را تاحدوددی تایید میکند ، منحل کردن معاونت عربی و افریقایی وزارت خارجه و ایجاد معاونت کشورهای مشترک المنافع و خاورمیانه است که چنین تعییراتی در ساختار اداری وزارت خارجه دال بر تائید گفته های اقای سبحانی می تواند باشد
در نقد بالا اصلا ملت ها در نظر گرفته نشده اند . فقط دولت ها را در نظر گرفته اند
طرف مخالف احمدی نژاد حرف بزند حالا مهم نیست چه بگوید.
بی انصافها وقتی در بدترین شرایط مصر فلسطینیها را محاصره کرد و برای توجیه خیانت خود به ایران بد و بیراه می گوید ما بیاییم برای برقراری روابط با مصر کاسه لیس آنها بشویم؟
جناب سبحانی رجال ما از تصمیم مراکش که نه سر پیاز است ونه تهپیاز باید سرمشق بگیرند که چطور باید پای حق وحقوق ایران ایستاد، ولی آفت این سکوت و بیتصمیمی در بازار سیاه دبی و پولهای خوابیده شده در آنجاست برای وقت مبادا که بادو اعراب ودبی بیشتر از ما ازین وضعیت خبر دارند و نتیجه اش سکوت رجال ماست
قطع رابطه تنهابعلت حرکات غیر سیاسی سفیر وقت جمهوری اسلامی ایران در الجزایر بود و نه سیاست های اشتباه دولت آن زمان.
وابط ایران واعراب با توجه به اینکه هیجکدام از طرفین همدیگر را قبول ندارند هیچگاه پا نمی گیرد وایرانیان هجمههای اعراب را در دهه های گذشته را فراموش نمینمایند
تربت
نوچه هاي آمريكايي كه در زمان جنگ، مخارج و گاهي تسليحات طرف مقابل ما رو تأمين مي كردن، حالا براي ما شاخ هم شدن!! دقيقا همون رويه اي كه بر عليه هم زبانهاي خودشون، يعني لبناني ها و فلسطيني ها در پيش گرفتن!
حالا با اين تفاسير، لابد توقع دارين بريم بشينيم پيش ملك عبدالله و مبارك (عليهم اللعنه) و چايي هم بخوريم؟!!
بد نيست به يک سوال و یک معضل هم توجه ویژه شود و حتی گزارشی مستقل: وقتي در يک سال اول دولت نهم ، تعداد قابل توجهي از سفارت خانه ها بدون سفير اداره شدند و در این یک سال آخر دولت هم حدود 30 - 40 نمايندگي در انتظار معرفي سفيران جديد هستند، چه مي شود کرددر اين بلا تکليفي ها و آیا می شود بدون کادر کامل نمایندگی ها را چرخاند؟در حال حاضر هم سفيران قبلي عليرغم پايان ماموريت قانوني خود، همچنان در محل ماموريت هستند و کار هم نمي توانند بکنند چون که هر روز فکر مي کنند که فردا نخواهند بود. براي اداره ديپلماسي اولين شرط حضور سفيران مجرب و مصمم است و وقتي دو سال از 4 سال دولت اخير، همواره کارکنان و سفيران در نمايندگي ها بلاتکليف بوده اند آيا مي توان محاسبه کرد که چه ضررهايي تحميل شده است. سفيراني بعضا نا موفق به ناحق ماندند. در حالی که سفیر دولت سابق بودند هنوز در راس کارند و به 5 سال (و آن هم برخلاف مقررات وزارت خارجه که حد اکثر 4 سال است) نزدیک می شوند و سفيراني موفق به ناحق برگردانده شدند. شايد يکي از اصلي ترين کارها و ضرورت ها در دستگاه ديپلماسي در حال حاضر، حل معضل سفارت هاي بي سفير و تعيين تکليف تعداد قابل توجهي از سفارت خانه ها باشد تا حد اقل دستاوردهاي سياست خارجي محفوظ بماند. آیا این صحیح است که سفرای جدید به دلیل مسابل انتخاباتی اعزام نشوند و کلی از نمایندگی ها ندانند که بر اساس کدام برنامه و خط مشی و اصولی باید کار کنند؟ ...
توجه داشته باشیم که سردی روابط ما با کشور های منطقه باعث نفوذ بیشتر اسرائیل و انزوا ایران می شود.
در دوران خاتمي ما حرفي براي گفتن نداشتيم كه برادران عرب ! با ما مشكلي پيدا كنند . محمد از تهران
از قضا ما هرچه در زمینه سیاست خارجی برایمان به ارث رسیده از زمان خاتمی است. خاتمی هرچه هاشمی ساخته بود را خراب کرد و با یک نظریه قابل نقد به اسم گفتگوی تمدنها سیاست خارجی را به جای رقابت تبدیل کرد به مماشات کرد! دولت نهم ایرادات بسیار زیادی دارد اما شخص آقای احمدی نژاد یک پتانسیل قوی در سیاست خارجی هستند که البته ربطی هم به دولت ندارند و خودشان خوب جا افتادند. میوه سیاست خارجی دولت نهم را بی شک دولت بعد از احمدی نژاد خواهد چید! کافیست کمی واقع بین باشید
دنیای عجیبی است // در دولت خاتمی باچپ روی افراطی روزگاری سیاست خارجی دوران هاشمی وولایتی رامتهم به سازشکاری دربرابر عربها (ازهرنوع انها) میکردند و امروز سینه چاک روابط باعربها شده اند برنامه ریزیهای اشتباه سفرهای غیر معقول وبی حساب وکتاب برای خاتمی .......هنوزازخاطره ها فراموش نشده (ازجمله سفر به چین که قرار بود رییس جمهور چین به ایران بیاید اشتباها خاتمی به چین رفت وتازه انجا متوجه شد که دیگر کاراز کار گذشته بود وا...را مورد عتاب قرار دادو.......)
قطع روابط باالجزایر درهمان دوران حساس هم باتدبیر وشاهکار همین باند انجام گرفت .......
بنده خدا منطقی و درست اظهار نظر نموده است. مفهوم اقدام اعراب در خصوص نام خلیج همیشه فارس را شوخی نگیرید. فرض بفرمایید ما قبول نکردیم ولی در تمام نشریات و کتب جهانی نام آن تغییر کند. آن وقت سیمای محترم می گوید چون در کتب ما تغییر نکرده پیروز شدیم ولی واقعیت چیست؟ آن هم وقتی که مالزی این اقدام را انجام می دهد؟
کاملا با صحبتهای جناب سبحانی موافقم.
من يك سوال دارم چرا وزارت امور خارجه اين همه برنامه هاي سفر براي احمدي نژاد تدارك مي بيند؟ وقتي تعداد سفرها كه زياد شود ديگه فرصتي براي فكر كردن نمي ماند .
همانطور كه اظهار كرديد وقتى رئيس جمهورى اسلامى ايران زير تابلوى با نام(خليج.... ) خليج فارس مى نشيند واضح است كه اين اقدامات يك نوع ضعف توام با ارادت تلقى ميشود و همسايگان عرب توقع دارند با اين همه اخلاص رئيس جمهور ايران، زمينه تغيير نام خليج فارس و تقديم سه جزيره ايرانى به آنان به زبان خوش فراهم كند ... چون آنها بالاتر از اين به پشتيبانى جامعه ملل از سياست خارجى شان اطمينان دارند.
ایشان که کارشناس مسائل سیاسی و روابط خارجی است باید این را هم بداند که در زمانه ای که تمام دشمنان این مرزوبوم با تمام توان و امکانات خود و با سیطره بر کشورهای منطقه قصد تغیر در نوع حکومت و یا حداقل نوع گفتمان ملت و دولتمردان این کشور دارد از موضع قدرت صحبت کردن نه نشان از تهاجمی بودن سیاست کشور ما بلکه نشان از آمادگی بسیار بالا در همه سطوح برای خنثی سازی توطئه آنان است چطور ایشان این همه ادعای غیر مستند کشورهای منطقه را نمی بیند و فقط سیاست شجاعانه نظام مقدس جمهوری اسلامی را به انفعال دعوت می کند خیر در دنیای امروز باید بتوان از موضع قدرت توان بازدارندگی دفاعی خود را به رخ استکبار و همدستانش رساند ما نه قصد تهاجم و درگیری و آشوب در منطقه را داریم و نه طرفدار آنیم ما فقط از موضع قدرت توان بسیار بالای بازدارندگی خود که می تواند سایه آرامش را در منطقه و کشورهای ضعیف همسایه بگستراند صحبت می کنیم آقای کارشناس سیاست مد نظر شما یعنی کرنش و تعظیم در مقابل خواست استکبار و این در ادبیات انقلاب جایی ندارد
مشکل از دولت نهم نیست بلکه مشکل از سال های دور وجود آن دسته از دیپلمات هایی است که سیاست را بانیرنگ وحیله برای کسب منافع فردی وگروهی اشتباه گرفته اند
يعني از ديگاه ايشان وقتي مصر سر از پاي نشناخته به كمك اسرائيل در پي قلع وقمع مقاومت لنان و فلسطين است سياست خاتمي كارآمد خواهد بود؟؟؟
جناب آقای سبحانی ضروری است که با توجه به اهمیت قطع رابطه با الجزایر در آن برهه زمانی که مضرات فراوانی را برای سیاست خارجی ما و همچنین بر جبهه های جنگ ایجاد نمود ، توضیح دهند که این قطع رابطه تنهابعلت حرکات غیر سیاسی سفیر وقت جمهوری اسلامی ایران در الجزایر بود و نه سیاست های اشتباه دولت آن زمان.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.