گرایش استادان دانشگاه به مقالههای فروشی
هزینه نگارش مقاله و گرفتن تاییدیه برای انتشار در مجلات آی.اس.آی هم از یک میلیون و ٥٠٠هزار تومان شروع میشود و باتوجه به نوع مقاله و رشته دانشگاهی و همچنین مجلهای که مقاله تاییدیه انتشار در آن میگیرد تا ٢میلیون و نیم و حتی ٣ میلیون تومان متغیر است.
همه کسانی که استاد دانشگاه میشوند از اول استاد تمام نیستند. هر چند که در ادبیات روزمره به هر کسی که در دانشگاه درس میدهد، میگویند «استاد دانشگاه» اما در فضای آکادمیک خود دانشگاهها، فرق است بین مدرس، استادیار و استاد تمام. آنچه تفاوت بین این رتبهبندیها در دانشگاهها را تعیین میکند، فعالیت علمی استادان، تعداد کتابهایی که نوشته یا تالیف کردهاند و پایاننامههایی که با دانشجویان داشتند همه برایشان امتیازاتی دارد که موجب ارتقای آنها از رتبهای به رتبه دیگر میشود.
به گزارش شهروند، حالا همین موضوع بهانه خوبی برای فعالیت شرکتهایی شده که به جای استادان کتاب مینویسند و مقاله تولید میکنند. خیلی از این شرکتهای ارتقای استادان، زیرزمینیاند و یک شماره تلفن بیشتر ندارند و تعدادی دیگرشان هم نام دارند و هم نشانی.
در خیابان انقلاب همانجا که به کتابفروشیها و دانشگاه تهرانش معروف است، در خانههای قدیمی که حالا دیگر بسیاری از آنها به دفتر انتشارات یا فعالیتهای فرهنگی دیگر تبدیل شدهاند، شرکتهایی هم هستند که کارشان تولید کتاب است اما انتشارات نیستند. آنها جمعی از فارغالتحصیلان دانشگاهی را گردهم آوردهاند تا برای استادان دانشگاهها و دانشجویان دکتری، مقاله و کتاب بنویسند. بخشی از فعالیتهای آنها هم در ارتباط با خدماتی است که به دانشجویان برای نگارش پایاننامههایشان ارایه میکنند اما در سالهای اخیر تعداد استادانی که به مشتریان دایمی این شرکتها تبدیل شدهاند هم کم نیستند. در خیابان انقلاب اگر دنبال کتاب یا جزوهای باشی، کارتپخشکنها، تبلیغاتی به دستت میدهند که روی آنها نوشته «مقاله آی.اس.ای در همه رشتهها»، «تالیف و ویراستاری کتاب»، «پایاننامه شما را کتاب میکنیم». سرخط یکی از این آگهی ها را که بگیری به طبقه دوم ساختمانی میرسی که چهار اتاق، یک منشی و دو تایپیست دارد.
منشی فهرستی از مشاوران برای رشتههای مختلف را به دستت میدهد و میگوید: «ببینید رشته تحصیلی شما به کدام مشاور مربوط است، همان روزی که مشاور میآید، وقت بگیرید.» او البته بعد توضیح میدهد که «اگر نمیتوانید بیایید میتوانید درباره موضوع مقاله به مشاور ایمیل بزنید.» مشاوران موسسه در رشتههای متنوعی فعالیت میکنند، از رشتههای فنی و مهندسی گرفته تا انواع رشتههای زیرمجموعه علوم انسانی. درباره مقالات پزشکی میگویند که خودشان کار نمیکنند اما افرادی را میشناسند که در این زمینه میتوانند مشاوره بدهند! روند سفارش کار به این صورت است که ابتدا حوزهای که قرار است مقاله یا کتابی در آن نوشته شود را انتخاب میکنید، بعد از آن مشاور آن حوزه به شما موضوعاتی را برای نگارش مقاله پیشنهاد میدهد.
آقای معینی، مشاور سی و چند سالهای است که در حوزه علوم انسانی مشورت میدهد، وقتی میشنود که قرار است مقاله برای انتشار در یکی از مجلات با درجه آی.اس.آی نوشته شود، چند دقیقه وقت میخواهد تا جواب بدهد. بعد در حالی که یک فهرست چند صفحهای را کنترل میکند، ٥ موضوع را پیشنهاد میدهد: «تاثیر ماهواره بر میزان خشونت و قانونگریزی جوانان»، «تحلیل محتوای مسائل دینی در برنامههای تلویزیونی کودکان»، «بازنمایی نقش زنان در خانواده در سریالهای تلویزیونی» و موضوعات دیگری که به گفته او به دلیل اینکه مبانی نظری و محتوایی تا اندازهای آمده است، سریعتر نوشته میشود. هزینه نگارش مقاله و گرفتن تاییدیه برای انتشار در مجلات آی.اس.آی هم از یک میلیون و ٥٠٠هزار تومان شروع میشود و باتوجه به نوع مقاله و رشته دانشگاهی و همچنین مجلهای که مقاله تاییدیه انتشار در آن میگیرد تا ٢میلیون و نیم و حتی ٣ میلیون تومان متغیر است. معینی میگوید: « ٣٠درصد هزینه نگارش و انتشار مقاله را وقتی سفارش میدهید، ٢٠درصد را پس از اینکه مقاله تأیید شد، پرداخت میکنید و ٥٠درصد هم پس از انتشار نهایی دریافت میشود.» به گفته او، این مقالات در مجلههای آسیایی و اروپایی که مورد تأیید وزارت علوم هستند، منتشر میشود.
کتابنویسی از ٤ تا ٧میلیون تومان
در نقطهای دیگر از خیابان انقلاب، در شرکتی که ریاست آن را یک استاد دانشگاه بر عهده دارد، علاوه بر مقالاتی که برای انتشار در مجلههای آی.اس.آی تهیه میشود به شما پیشنهاد نگارش یا تالیف کتاب هم میدهند. البته این پیشنهاد تنها برای رشتههای حوزه علوم انسانی است و در این شرکت کسی را پیدا نمیکنید که برای شما در فلان رشته پزشکی کتابی بنویسد. خانم «مینو. ک»، به عنوان مشاور و مسئول ثبت سفارشات این شرکت میگوید که در اینجا کتابهایی که نوشته میشود همه تالیفی هستند.
او میگوید: «مشتریان کتابها بیشتر استادان دانشگاهها و همینطور دانشجویان دکتری هستند. من نمیدانم که چرا عدهای اصولا با این موضوع مخالفت میکنند، ما در این شرکت درواقع برای بسیاری از این افراد نقش دستیار را ایفا میکنیم و این هیچ ایرادی ندارد چون اجازه نمیدهیم که مطالب کپی شود و همه ضوابط یک کتاب یا مقاله تالیفی را رعایت میکنیم، یعنی به منابعی که از آنها استفاده کردیم، ارجاع میدهیم.» به گفته او، این کتابها و مقالات را تعدادی از دانشجویان قوی که از دانشگاهها فارغالتحصیل شدند یا در مقاطع تحصیلات تکمیلی در حال ادامه تحصیل هستند، بر عهده دارند. قیمتی که این شرکت برای تالیف کتاب میدهد، بسته به نوع کتاب از ٤ تا ٧میلیون تومان در رشتههای علوم انسانی متغیر است. درباره مقالات هم هزینه تولید و انتشار مقالات در مجلات معتبر خارجی را جمعا ٢میلیون و ٥٠٠هزار تومان اعلام میکند و میگوید: «برای اینکه اطمینان داشته باشید، کل هزینه را پس از دریافت تاییدیه پذیرش پرداخت میکنید.» در همین دفاتر، خدمات متعددی هم به دانشجویان تحصیلات تکمیلی، یعنی همانها که قرار است در آینده عضو هیأت علمی دانشگاهها شوند و دانشجو تربیت کنند، ارایه میشود. مشاوران و پرسنل این دفترها قادرند در عرض کمتر از نیمساعت یک کار کلاسی را به نام شما کنند یا حتی چند مقاله مرتبط با فلان درس را که پیشتر به صدها دانشجوی دیگر فروختهاند، به نام شما بزنند و به اصطلاح خودشان «کارِ شما را راه بیندازند.»
از پایان نامهسازی به کتابسازی و مقالهسازی
در دهههای اخیر، همزمان با افزایش تعداد دانشجویان مقطع کارشناسیارشد از یک سو و افزایش تعداد فارغالتحصیلان دانشگاهها، نوشتن پایاننامه برای این دانشجویان به شغلی البته کاذب برای تعدادی از این فارغالتحصیلان تبدیل شد. سفارش پایاننامه محرمانه بود و حتی پس از روز دفاع هم کسی نمیفهمید این پایاننامه حاصل کارِ خود دانشجو نبوده است. بعدها اما این
پایان نامهسازی آنقدر درآمدزا شد که تعدادی از فارغالتحصیلان دانشگاهی که هنوز شغل ثابتی نداشتند، شرکتهایی زدند و پایاننامهنویسی برای دیگران شد شغل آنها. این در حالی است که اصولا نوشتن پایاننامه دانشجویی توسط دیگران مصداق بارز تقلب علمی است. حالا اما موضوع از سطح دانشجویان فراتر رفته و به استادان آنها رسیده است و تعدادی استادان دانشگاهها که معلمان علمآموزیاند و دانشجویان، اخلاق علمی و حرفهای را از آنها میآموزند، مشتریان ثابت همین شرکتهای تولید مقاله و کتابند. چه اتفاقی افتاده، هم شماری از دانشجویان و هم شماری از استادان دانشگاهها در عرصههای رقابتهای علمی و تولید دانش سفارش مقاله و کتاب میدهند و به اسم خودشان منتشر میکنند، آیا اخلاق علمی در دانشگاهها سقوط کرده است؟
دکتر «احمد شیرزاد»، استاد دانشگاه صنعتی اصفهان و عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ششم، رواج تقلب علمی و کتابسازی و مقالهسازی در میان دانشجویان و دانشگاهیان را ناشی از عوامل مختلفی میداند، یکی از علتها به گفته او توسعه برنامهریزی نشده و بیهدف دورههای آموزش دکتری در ایران است. به گفته او، افزایش ناگهانی دوره تحصیلات تکمیلی در سالهای اخیر موجب شده، تعداد زیادی دانشجوی دکتری پذیرش و بعد فارغالتحصیل شوند، در حالی که در دانشگاهها برای آنها کاری وجود ندارد و این باعث شده صف طولانی پشت درهای دانشگاهها برای عضویت در هیاتهای علمی شکل بگیرد. او با یادآوری نخستین دورههای پذیرش دانشجویان در مقطع کارشناسی ارشد، در اواسط دهه ٦٠ به سیاستهای سختگیرانهای که در آن سالها برای پذیرش دانشجو در مقاطع تحصیلات تکمیلی اتخاذ میشد، اشاره کرد و گفت: «شورای گسترش آموزش عالی، مجوزها را سختگیرانه صادر میکرد و درواقع این مجوزها پس از ماهها مذاکره صادر میشد. نتیجه این بود که کیفیت واقعا متفاوت بود و نتایج آن در بدنه آموزش عالی مشخص میشد.
به مرور دانشگاههای دیگری به نظام آموزش عالی پیوستند، در دانشگاه هم تقاضا برای ادامه تحصیل در مقاطع تکمیلی بیشتر شد و از سوی دیگر دولت هم به زور به دانشگاهها فشار میآوردند که دانشگاهها دانشجو بگیرند، نتیجه این شد که افرادی وارد دورههای دکتری شدند که واقعا با هدف فعالیت دانشگاهی نیامدند.» به گفته شیرزاد، افزایش تعداد فارغالتحصیلان بیکار در مقاطع لیسانس و فوقلیسانس هم تقاضا برای ادامه تحصیل در مقاطع دکتری را افزایش داده. درواقع افراد به جای اینکه با هدف فعالیت علمی و کمک به توسعه دانش، تحصیلاتشان را ادامه دهند، با هدف پیدا کردن شغلی بهتر و افزایش درآمد درس میخوانند.
شیرزاد میگوید: «در نظام آموزشی بسیاری از کشورهای جهان، دورههای کاردانی به مراتب در زندگی افراد میتواند مفیدتر باشد در ایران اما تب مدرکگرایی و داشتن برگهای که نشاندهنده هویت و شخصیت باشد، بالا گرفته است و یک نوع تازه به دوران رسیدگی فرهنگی در ایران بهوجود آمده است که بخشی از پیامدهای آن همین کتابسازی و مقالهنویسی است. در بسیاری از کشورهای جهان، اگر کسی علاقهمند به تحصیل است و میخواهد کار دانشگاهی کند، دکترا میگیرد و بقیه عمرش را در دانشگاه میگذراند و کار دانشگاهی میکند و سایر افراد هم بدون نیاز به چنین مدارکی در موقعیت اجتماعی خودشان محترم هستند و در این کشورها بهویژه دنیای غرب احترام افراد به مدارک محدود نمیشود.»
به گفته این استاد دانشگاه، جهتگیری غلط دولت گذشته از نوع دیگر نیز باعث شده که افزایش بیرویه و خارج از نرم جهانی را در تحصیلات تکمیلی داشته باشیم اما کسانی استادراهنما میشوند که خودشان به اندازه کافی مهارت پژوهشی ندارند. بعضی استادان که صلاحیت و مهارت دارند، تعداد دانشجویانی که جذب میکنند بیش از توانمندیهایشان است. الان استادانی هستند که ٣٠ دانشجو را راهنمایی میکنند و این معنایی ندارد جز اینکه کیفیت پایین میآید و نقش استادراهنما به حد یک نفر که از بالا مدیریت میکند، پایین میآید و کسی اصلا پایاننامهها را نگاه نمیکند و دانشجویان به جای تولید علم، مقالات تالیفی ارایه میکنند که مجموعه کاغذهایی است که به هم منگنه میشود.
روند رو به گسترش انتشار مقالهها و کتابهایی که به واقع ارزش علمی ندارند، نه فقط در ایران که پیامدهای جهانی برای جامعه علمی کشور داشته است. کم نیستند نشریات معتبر علمی که به دلیل سرقت علمی و تکرار آن از پذیرش مقالات علمی از ایران خودداری یا با دیده تردید به آنها مینگرند و نام ایران را در کنار نام کشورهایی میبرند که مثل چین و ترکیه به دلیل سرقتهای ادبی مکرر در محافل علمی، خوشنام نیستند. به گفته شیرزاد، برای مواجهه با مشکل کتابسازی و مقالهسازی در ایران و رواج آن میان شماری از دانشگاهیان، ارتقای استادان باید ضابطهمند شود و وزارت علوم هم باید دید سیاسی را بردارد و اجازه دهد اهل علم نظر دهند. به گفته او، از سوی دیگر باید درباره تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی تجدیدنظر شود و بازار اشتغال بهبود پیدا کند چرا که برای مثال مهندسی که از دانشگاهی معتبر فارغالتحصیل و بابت مهارت حرفهایاش ارزشگذاری میشود، به دنبال فوقلیسانس و دکتری نیست و جایی که رزومههای کاری مهمتر از رزومههای دانشگاهی است، تقاضا برای دریافت مدارک کاذب پایین میآید.
تالیف و باز هم تالیف
برای آدمهایی که دانشگاه مقصد نهایی نیست، انتشار مقاله و کتاب سفارشی مایه آبروریزی و ضداعتباری برای حیثیت علمی نیست. در منطق این گروه که البته تعدادی از آنها به عضویت هیأت علمی دانشگاهها هم درآمدهاند، آنچه مهم است اینکه سالی چند مقاله و کتاب به رزومه آنها اضافه شود، حالا اینکه این مقالهها بازتولید مقالات دیگران یا تالیفی کممایه از منابع دست اول علمی هستند، برایشان کمتر اهمیتی ندارد، چرا که رزومه حرف اول را میزند.
آنطور که «محمدجواد هروی»، نایبرئیس دوم کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی میگوید، یکی از دلایل گسترش شرکتهایی که برای استادان کتابنویسی و مقالهنویسی میکنند، نوع نظام رتبهبندی آنها هم هست. نظامی که صرفا به تعداد مقالات و کتابهای منتشرشده به نام اساتید نگاه میکند و توجه زیادی به کیفیت آنچه ارایه شده، ندارد.
به گفته او، افرادی هستند که در سال ٢٠ مقاله تولید میکنند اما وقتی به محتوای این مقالات نگاه میکنید، میبینید که همه آنها گردآوری است و هیچ ایده خلاقانهای در آنها وجود ندارد، در حالی که در یک نظام آموزشی سالم دانشگاهی ممکن است افراد سالی یک یا دو مقاله و هر چند سالی یک کتاب داشته باشند اما هر کدام از این آثار نتیجه مطالعات و پژوهشهای مستقلی باشد و در نوع خود به یک اثر دست اول تبدیل شود نه مقاله و کتاب تالیفی که جز بازگویی چند باره مباحث از پیش گفته شده، نتیجه دیگری ندارد.
هروی میگوید: این ایراد به نظام رتبهبندی دانشگاههای ما هم بازمیگردد و صرفا به تعداد مقالات ای اسای نگاه کردن درست نیست، بلکه باید نظامی برای بررسی کیفی مقالات و کتابها وجود داشته باشد، به این معنا که چقدر این مقالات موثر بوده است. در حالی که متاسفانه به تعداد مقاله توجه میشود و به اثرگذاری توجهی نمیشود و نتیجه میشود استاد که در حال تحصیل است، دانشجویان دکتری را به کار بگیرد و به کمک آنها مقاله تولید کنند.
به گفته هروی، نقطه نگرانکننده ماجرا اینجاست که تعدادی از همین کتابها که اصولا از نوع کتابهای ضعیف و گردآوری شده هم هستند، توسط برخی مراکز تحقیقاتی هم منتشر میشوند یا تعدادی از سازمانهای دولتی آنها را در شمارگان بالا خریداری میکنند و این یکی از مشکلاتی است که زمینه را برای فعالیت بیشتر افرادی که به این ترتیب سعی میکنند برای خود اعتبار علمی بسازند، فراهم میکند.
سقوط اخلاق پژوهش
رواج کتابسازی و مقالهسازی در میان دانشگاهیان که البته در علوم انسانی به مراتب هم رایجتر از دیگر رشتههاست، نهتنها اعتبار علمی ایران را در محافل علمی جهان کاهش داده و مخدوش کرده، در نگاهی کلانتر نشان میدهد اخلاق علمی و پژوهشی در ایران آسیبدیده است و فعالیت شرکتها و دفاتری که برای ارتقای استادان به آنها خدمات میدهند هم نشانهای بارز که نشان میدهد اخلاق در پژوهش و فرآیند تولید دانش در ایران به چه روزی افتاده و چند صد پله سقوط کرده است که اگر چنین دفاتری مشتری نداشته باشند، اینقدر پر تعداد نمیشود. از سوی دیگر اگرچه در نظام آموزش عالی تقلب علمی مجازاتهایی دارد و حتی افرادی که برای مثال پایاننامهای جعلی را به نام خود ارایه کنند به دلیل تقلب علمی ممکن است از تحصیل محروم شوند اما واقعیت این است که در شرایطی که معیارهایی غیراز دستاوردهای علمی در نظام دانشگاهی در ارتقای علمی استادان و همچنین حضور آنها در پستهای مدیریتی و مدیرگروهی نقش دارد، کتابسازیها و مقالهسازی استادان، آنها را برای از دست دادن جایگاهشان نگران نمیکند. از سوی دیگر، برخی استادان جوان برای تدریس از کتابهای مختلف استفاده میکنند و بعد از چند سال به این باور میرسند، جزوهای که اینگونه به دست آوردهاند و با آن تدریس کردهاند، اثر خودشان است و آن را در یک کتاب و به نام خودشان منتشر میکنند.
اگرچه کتابسازی نه فقط در میان استادان دانشگاه که در سطوح و لایههای دیگری از نویسندگان و فعالان حوزه نشر هم رواج دارد اما ضربهای که رواج این روحیه در میان دانشگاهیان به فرآیند آموزش میزند، پیامدهایی بسیار فراتر از آنچه در ظاهر به نظر میرسد، به دنبال دارد. کمترین هزینه آن نشان داده، راه انحرافی به دانشجویانی است که با آموزههای چنین استادانی قرار است استادان آینده دانشگاههای کشور باشند و بیشترین هزینه آن ضربهای است که نظام علمی دانشگاهی از صدها جلد کتاب و هزاران مقالهای میخورد که به نام تولید علم و دانش نوشته میشوند و آمار کمی تولید مقالات و کتابهای دانشگاهی را بالا میبرند اما در عمل هیچ نقشی در تولید دانش ندارند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خوبه گفتید ما هنوز داریم برا مقاله پوند می گیریم خیلی عقبیم
من الان دانشجوی دکترام. ...
هر استادی واسه خودش یه مقاله میخاد ، تازه با یه عالمه درس و مشق اضافه
شاید برخی این جوری باشند ولی دوراز انصاف است همه اساتید محترم رو قاطی این مسئله کنیم .بهترین اساتید در این کشور داریم.همه یه جور نیستند عمو
استاد تمام داریم با 300 مقاله ای اس ای، و لی به هیچ زبان خارجی آشنائی (در حد نوشتن مقاله) نداردو جالب تر از آن جایزه هم میگیرد و بقیه اساتید را با تعداد انتشارات ایشام مقایسه می کنند.
باز هم جالب تر در هیچ کدام از مقالات ایشان نویسنده مسئول هم نیست و اون وسط مسط هاست.
بهتر است بازار مدرک و دانشگاه را جمع کنید و فکری به حال صنعت کشور نماییم. به نظر بنده تمامی این مشکلات نتیجه سیاستهای غلط مسولان آموزشی کشور می باشد. جایی که تعداد و آمار مقالات خروجی میشود معیار ارتقا و فارغ التحصیلی دانشجویان!!!! اگر بازار شغلی مناسبی در جامعه ایجاد شود مطمئن باشید که بازار مدرک گرایی از رونق خواهد افتاد. ولی متاسفانه این امر را مسولان آموزشی نمی پسندند چون درآمدشان کم می شود. دانشگاه آزاد، روزانه، شبانه، غیرانتفاعی، پردیس بین الملل، پیام نور، علمی کاربردی و... همه و همه به دنبال جذب بیشتر مشتری و فروش مدرک هستند نه چیز دیگر!!!
اخلاق حرفه ای در همه حرفه ها از میان رفته است، کدام حرفه در امان است، پزشکی؟ قضاوت؟ روحانیت؟ وکالت؟ نظامی؟ رانندگی؟ پلیس؟ خبرنگاری؟ ..
دیرزمانی است که استادان اخلاق در این کشور، اخلاق را بوسیده و در طاقچه گذاشته اند و نان روزگار می خورند تا از دیگران کم نیاورند. این کشور را چه شد؟
این اتفاقات فقط در کشوری رخ می دهد که قانون گریز است و بی نظارتی بر دستگاه آموزش عالی ما حکمفرماست بروید تحقیق کنید خیلی از اساتیدی که عنوان دانشیاری و استاد تمامی را به یدک می کشند از ادبیات اولیه در حوزه روش تحقیق رشته خود و حتی با یک نرم افزار تخصصی در رشته خود آشنایی ندارند و یا اینکه در حوزه تخصصی خود حرفی نو و جدید برای گفتن ندارند و ماشاالله الی ماشاالله آقایانی که کیلویی دکتری خود را در یکی از دانشگاه های دوغوزآباد هند و مالزی و درجه چهار انگلستان گرفتند از سر خیر و برکت دانشجویان دکتری جوان این مرز و بوم بدون هیچ زحمتی به درجه دانشیاری و استاد تمامی می رسند و بر فیش حقوقی آنها یک میلیون در ماه بیشتر می شود... یک کلام عرض کنم عمق کلاهبرداری آموزشی و پژوهشی در آموزش عالی کشور عمیق تر از این حرفهاست و نتایج این اقدامات نادرست و ضعیف آموزش عالی در طی دو دهه اخیر را امروز در جامعه شاهد هستیم نبود کیفیت لازم در تولیدات و خدمات عرضه شده ایرانی به مردم و این همان دستاورد ضعیف مخصوصاً در حوزه علوم انسانی است.یک عضو علمی با درجه استاد تمامی باید مثل پروفسور حسابی مثل پروفسور صمیمی بایستی حرف های جدیدی برای گفتن داشته باشند و در اذهان یک ملت خاطره ساز باشند و منشا خیر و برکت نه این آقایان پروفسورنآب و کم سواد!!!!!!! که لایق درجه استاد تمامی نیستند اما آموزش عالی کشور بدون هیچ حساب و کتابی فقط با چند مقاله و کتاب، آنها را به استاد تمامی می رساند.
حداقل کاری که وزرات علوم باید در باره این استادان قلابی انجام دهد این است که انها را بلافاصله از دانشگاه اخراج کنند
علم تعطیل، بسیلری از استادان هم فوق تعطیل
ساختار ارتقای اساتید باید مورد بازبینی قرار گیرد. الان ارایه مقاله ISI به خارج از کشور و پرداخت به دلار مورجب خروج ارز و چاپ مقاله های بی کیفیت میشود که تنها برای خارجی ها پول ساز است.
سلام
بنده از بهترین دانشگاه صنعتی مملکت مدرک گرفتم و مشغول کار هستم و البته به صورت حق التدریس هم دانشگاه(سراسری و آزاد) درس می دادم. از این ترم دیگه کلاس نگرفتم. علت هم همین مسائل و البته بی ارزش شدن علم بود. متاسفانه مثل گذشته دانشجوها دنبال علم برای افزایش معلومات نیستند و فقط دنبال مدرک گرفتن و ... و این یعنی انحطاط و بدبختی که در آینده گریبان مملکت را خواهد گرفت.
یک دلیل مساله که در این مقاله اشاره شده افزایش کمی مقطع ارشد و دکتری است...........
با سلام
شما به عینیت قضیه نگاه نکنید. هیچ فکر کرده اید این مقالات و پایان نامه ها توسط چه کسانی نوشته می شود و در کدام ژورنال ها به چاپ می رسد. دانشجویان دکترایی که بیکار هستند و به هیچ منابع پولی هم دسترسی ندارد لذا از این طریق ارتزاق می کنند. این درخواست ها جهت نگارش نیز از طرف کسانی است که فقط به دنبال مدرک هستند و مهم نیست به چه طریقی به آن دست یابند.
یک کار ساده موضوع پایان نامه ها و... رو یک سازمان بر اساس نیاز سنجی ارائه کنه.
یا مثلا در زمینه پزشکی و.. موضوع رو موسسه رویان تعیین کنه.
ایجاد ارتباط بین دانشگاه و سازمان ها و صنعت و... از طریق ارائه موضوع تحقیق و نیاز از سازمان ها و... به دانشگاه
چرا وزرات علوم به این نابسامانی رسیدگی نمی کند؟ با این حساب دانشگاهها چگونه می توانند مشکلات جامعه را حل کنند؟
با سلام،
یکی از علل ترویج مقالات با نمایه ISI ، هیئت ممیزه های ارتقاء اعضای هیئت علمی مستقر در دانشگاه ها و پژوهشگاه ها می باشند که داشتن حداقل 20 امتیاز (که از این شرط بعنوان قانون نانوشته یاد می کنند) از مقالات با نمایه ISI را یکی از شرایط لاینفک برای ارتقاء گذاشته اند. جاب تر میشود وقتیکه بدانیم در بین اعضای هیئت ممیزه ها اساتیدی هستند که خود سردبیر مجله های علمی-لاتین در داخل کشور هستند و بجای تلاش در ارتقاء کیفیت و محتوای علمی نشریه ایی که مسولیت آنرا بعهده دارند، مروج نمایه های علمی ISI شده اند. وقتی هم با دفتر نظارت بر هیئت ممیزه ها در وزارت علوم تماس می گیریم و در اینمورد توضیح میخواهیم می گویند هیئت ممیزه ها اختیار دارند شرایط را سخت تر از آنچه که وزارت علوم در نظر گرفته است در نظر بگیرند. در نتیجه این عملکرد وزارت علوم و هیئت ممیزه ها، محققین با سواد کشور جهت ارتقاء علمی مجبور به نشر اطلاعات خود در نشریات خارجی می شوند. از آسیب های اجتماعی این رویکردها در وزارت علوم، میتوان به محتویات گزارش درج شده اشاره کرد. بازار کاذبی که در طی چندسال اخیر سودهای کلان نسیب دلالان علم کرده است تا ترویج تفکر ناتوانی در خودکفایی علمی کشور و اینکه یک خارجی باید توان علمی ما را ارزیابی کند و حس سرخوردگی و خود کوچک بینی را هم میتوان به آسیب های مطرح شده اضافه کرد. بنظر می آید که دستهایی در کار هستند که عمدا" میخواهند ما را ناتوان و وابسته به بیگانگان نشان دهند.
مشکل فرصت طلبی برخی ها خصوصا رشته های فنی پیشرو ماجرا بودند و نظام غلط ارتقای و ترفیعات کمی را تحمیل دانشگاهها کردند که فقط در جهان مفولکی چون ایران و چند کشور بدبخت دیگر مثا برخی کشورهای دموده اروپای شرقی، پاکستان و ... مقالات خارجی ای اس ای مد شده است . این مقالات غالبا در مجلات جعلی در مدت زمان اندکی چاپ میشوند که غالبا مشکلات عدیده املایی و انشایی دارند. در مجلات معتبر خارجی پذیرش مقالات در تمام حوزه ها بویژه علوم انسانی فوق العاده مشکل است و چاپ آنها زمانبر (حداق 4 تا 7 سال) است. بنظر میرسد باید اساتید و دانشجویانی که اینگونه سو استفاده کردند رتبه ها و ارتقاهایشان پس گرفته شوند و تنزل رتبه پیدا کند این مستلزم بستر قانونی مناسب است و وزرارت علوم بکلی کمیت گرایی و مقالات کذایی ای اس ای را از ترفیعات و ارتقاها حذف کند تا فرصت طلبان نتوانند سو استفاده کنند. مثلا چه ایرادی دارد کتاب و یا مقاله بفارسی با کیفیت بالا نوشته شود . جای بسی تاسف خواهد که که مایه شرمندگی تلقی شود. این تحمیلا تماما سوغت هدفمند رشته های علوم و فنی و مهنسی بوده و تقدم تقلبات را بررسی کنید اینها مقدم تر و وسیع تر آلوده شدند و از فرصتهای ارتقا کاملا سود جستند.
بعلاوه حقوق استاد دانشگاهیی که مطابق با شئونات نیست بناچار به دکه مقاله و کتاب نویس روی میاورد.
خیلی مطلب مفیدی بود. واقعن متاسفم
با سلام،
یکی از علل ترویج مقالات با نمایه ISI ، هیئت ممیزه های ارتقاء اعضای هیئت علمی مستقر در دانشگاه ها و پژوهشگاه ها می باشند که داشتن حداقل 20 امتیاز (که از این شرط بعنوان قانون نانوشته یاد می کنند) از مقالات با نمایه ISI را یکی از شرایط لاینفک برای ارتقاء گذاشته اند. جاب تر میشود وقتیکه بدانیم در بین اعضای هیئت ممیزه ها اساتیدی هستند که خود سردبیر مجله های علمی-لاتین در داخل کشور هستند و بجای تلاش در ارتقاء کیفیت و محتوای علمی نشریه ایی که مسولیت آنرا بعهده دارند، مروج نمایه های علمی ISI شده اند. وقتی هم با دفتر نظارت بر هیئت ممیزه ها در وزارت علوم تماس می گیریم و در اینمورد توضیح میخواهیم می گویند هیئت ممیزه ها اختیار دارند شرایط را سخت تر از آنچه که وزارت علوم در نظر گرفته است در نظر بگیرند. در نتیجه این عملکرد وزارت علوم و هیئت ممیزه ها، محققین با سواد کشور جهت ارتقاء علمی مجبور به نشر اطلاعات خود در نشریات خارجی می شوند. از آسیب های اجتماعی این رویکردها در وزارت علوم، میتوان به محتویات گزارش درج شده اشاره کرد. بازار کاذبی که در طی چندسال اخیر سودهای کلان نسیب دلالان علم کرده است تا ترویج تفکر ناتوانی در خودکفایی علمی کشور و اینکه یک خارجی باید توان علمی ما را ارزیابی کند و حس سرخوردگی و خود کوچک بینی را هم میتوان به آسیب های مطرح شده اضافه کرد. بنظر می آید که دستهایی در کار هستند که عمدا" میخواهند ما را ناتوان و وابسته به بیگانگان نشان دهند.
قابل توجه صدا و سیما و 20:30
اگه سوژه برای آموزش و پرورش کم داری ان رو هم میتونی به حساب آموزش و پرورش بزاری
همین هست که نخبه ها فراری هستند. آیا به نظر شما در چنین محیط کثیفی امکان تحصیل صادقانه وجود دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه بسا چنین افراد بیسوادی که به سادگی دکترا میگیرند و با مقاله های خریداری شده رزومه قوی برای خود جعل می کنند، با پارتی بازی ها، در اولویت های بسیار بالاتری از دانشجویان نخبه شریف قرار میگیرند و جالب آن است که بدون هیچ عذاب وجدانی حس برتری و ریاست هم نسبت به آن ها دارند.
مقاله پخته و به جایی بود و به یکی از دردهای کشور اشاره داشت. متاسفانه کمیت گرایی جای کیفیت گرایی را گرفت هاست.
استادی میشناسم که سالی 30 مقاله تولید می کند همه سطح پائین و بدون نواوری و استادی که سالی دو مقاله با کیفیت تولید میکند. مدیران به فکر باشند
مشکل سیستم مدیریت دانشگاهها و نظام ارتقا است که از استادان هیچ انتظاری ندارند جز اینکه ماشین چاپ مقاله شوند!! برای دوستانی که اطلاع ندارند عرض میکنم که طبق قوانین کشور همه دانشگاهها هیات امنایی شدند که فارغ از مقررات کشور فضایی بهتر برای اعضای هیات علمی فراهم شود ولی در عمده دانشگاهها مثل دانشگاه فردوسی مشهد، زابل، ... با اهرم این هیاتهای امنا چنان فشارهایی برای امور اداری، سرکوب نظری و سلایق، چاپ مقالات بی کیفیت به هیات علمی وارد میشود(بدون توجه به رسالت اصلی آموزش در دانشگاه) که همه آرزوی کارمند معمولی شدن را دارند. بزودی اینها هم از لحاظ کیفیت مثل داشگاه آزاد خواهند شد
وقتی سیاست رسمی کشور فقط تولید مقاله است (بدون توجه به کاربرد آن در کشور) این ناهنجاریها قابل انتظار هستند. میلیاردها ریال از منابع ملی کشور صرف آموزش عالی میشود درحالیکه این مجموعه هیچ ارزش افزوده ای برای صنعت کشور ندارد!
سلام
اما مهم تعهده که همه همین استاد تمام ها دارند.
وقتی معیارها سیاسی است افراد فکر می گنند چگونه استفاده کنند. امروز در دانشگاه همه دستمال ابریشمی دارند و در مقاله نویسی تقلب می کنند . دولت نیز بدون انکه بفهمد هدف از مقله چیست به تعداد کار دارد . تمامی مقلات غیر مفید برای ماست . دولت باید مرتبه و ارتقا را به کسانی دهد که مشکلی از صنایع کشاورزی و.... را حل کند. امروز وقتی یک استاد حقوق جند برابر یک مخقق بدون مدرک یا یک همکلاس سابق خود که کار دیگری انتخاب کرده همه مایلند استاد دانشگاه شوند و اگر استاد در طول سال 8 ساعت کلاس برود و یک مقاله درست یا نادرست داشته باشد اصلا لازم نیست در دانشگاه فعال باشد و حتی خضور داشته باشد . مشکلات زیادی در دانشگاه ها هست و کسی جرات وارد شدن به انها را ندارد. و دانشگاهیان را از متن جامعه جدا کرده اند تا این گروه مهم سر گرم خود باشند
نکته ظریف: در دانشگاه افرادی استخدام شده اند که توان تالیف مقاله و کتاب را ندارند و کسانی استخدام نشده اند که توانایی دارند و برای آن ها کتاب و مقاله می نویسند!!! ... البته همه اساتید دانشگاه اینطور نیستند.
فقط وزارت علوم باید برای ارتقای اساتید یک آیین نامه جدید تهیه کند. چون تمام این کارها برای ارتقای اساتید انجام میشه. باید اجرایی بودن و عملگرایی اساتید مورد ارزشیابی قرار بگیره و نه صرفا انتشار مقاله و کتاب. نمیدونید برای ارتقا اساتید چه روغنی از دانشجو میکشن. جناب رییس جمهور هم به جای شعار " چند تا مقاله ای اس ای؟؟؟" بهتر است به وزارت علوم دستور تغییر در آیین نامه ارتقا را دهند. ببینید چند تا استاد میتونن ارتقا پیدا کنن.
همه را با یک چوب راندی. حداقل کلمه "برخی" را جلو عبارت استادان دانشگاه می گذاشتی.
من دانشجو ارشدم واقعا استاد داریم که آدم میمونه چه جوری دکتری گرفته باره علمی دقیقا صفر
چی خرید وفروش نمیشه متاسفانه ائئین نامه ها ودستورالعمل ها همه را داره سوق می ده بسوی خلاف
متاسفانه تا زمانی که دست اندرکاران وزارت علوم اساتید دانشگاه هستند که خودشان از تصمیمات وزارت خانه بهره میبرند، این روند ادامه خواهد داشت. افزایش بی رویه دانشجویان دکترا و تحصیلات تکمیلی بدون هیچچ گونه امکانات حداقلی و همین مقالات و کتبی که شما ذکر کردید بودن در نظر گرفتن محتوی آنها، ناشی از تصمیمات اساتید دانشگاه در شورای گسترش وزارت علوم است که خود ذی نفع در این تصمیمات هستند.
وقتی اساتید راهنما حتی چند ساعت ناقابل رو صرف پایان نامه دانشجو نمی کنه، چه انتظاری از دانشجو دارید ک از کس دیگه ای در قبال پرداخت حق الزحمه کمک و مشاوره نگیره
وقتی دانشگاه آزاد 12000 دکترا پذیرش میکند چه انتظاری دارید.
یکی از دلایل این موضوع عدم تناسب امکانات دانشگاهی با تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی است. من خودم دانشجوی دکترا یکی از دانشگاه های دولتی هستم ولی امکان استفاده از امکانات تمامی آزمایشگاه ها در یک بازه زمانی خاص وجود ندارد و اکثر اوقات باید در نوبت و منتظر باشیم. به همین لیل تمامی دانشجویان با کمبود وقت روبرو می شوند. و موقع دفاع از پایان نامه مسئولین دانشگاه کمبود امکانات خود را نادیده می گیرندوخود را با دانشگاه های معتبر جهان مقایسه می کنند و توقع دارند که دانشجوی حداقل دو تا مقاله با ضریب تاثیر بالا داشته باشند.
وقتی معیارها اساتید برای مقایسه دانشحویان شده است مقایسه تعداد مقالات ای اس ای که معلوم نیست داوری شده است یا نه؟
وضع دانشگاه از این بهتر نمی شود، مقالاتی هیچ محتوایی ندارد من الان دکترم یک جای تحقیقاتی کار میکنم ولی اصلا مقاله که نویسندگانش ایرانی باشد نمیخوانم
در جواب اون دوست به دکترمون بگم. شما که مقاله نویسندگان ایرانی رو نمیخونی لابد انتظار داری کس دیگری بیاد و مقاله شما رو بخونه؟
منکر مقاله بالا نیستم ولی منکر جملات شما هستم
با وجود همه ضعف هایی که به آموزش عالی کشور وارد است به ویژه اهمیت بی اندازه به موضوع مقالات که موجب تقلیل وظیفه آموزشی اساتید دانشگاه شده است ولی لازم به ذکر است که فرآیند ارتقاء اساتید با بررسی پرونده آنان در هئیت ممیزه دانشگاه صورت می گیرد و خوشبختانه هنوز در دانشگاه های دولتی معتبر امکان ارتقاء اساتید به صورتی که ذکر شده است واقعا برای قریب به اتفاق اساتید میسر نیست.
متاسفانه بسیاری از کتابهایی که در کشور منتشر میشود ترجمه و گردآوری است و فاقد ارزش علمی است. و چون از چند منبع گردآوری شده به جای مترجم از عنوان مولف استفاده می کنند!
همانگونه که هر اختراع صرف ثبت شدن در سازمان ثبت اختراعات (چه در ایران چه خارج ایران) تا زمانی که ارزیابی نشود فاقد اعتبار است کتاب نیز باید توسط اساتید فن در همان رشته ارزیابی شود و سپس عنوان تالیف گیرد.
وقتی دانشگاه آزاد 12 هزار دانشجوی دکتری می گیرد همین می شود. الان یک بنده خدایی دانشگاه آزاد یکی از شهرستانها دکتری قبول شده، اساتیدش کارشناسی ارشد هستند!!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.