ارتباط نامشروع به اجبار همسر
عباس و مهتاب، اعضاي بدن اصغر را در كيسه زباله گذاشتند. به جاده ورامين رفتند. روي كيسههاي سياه بنزين ريختند و جسد مثله شده مقتول را به آتش كشيدند. تن فروشي مهتاب با اطلاع همسرش به قتلي فجيع ختم شده بود. آنها صبح ديروز در دادگاه، قتل را به گردن يكديگر انداختند.
به گزارش اعتماد، روز گذشته ماموران زندان، زن و شوهر متهم به قتل را به دادگاه كيفري استان تهران آوردند. آنها بايد پشت جايگاه ميايستادند تا از آن شب، از زنا، قتل، مثله كردن و آتش زدن مقتول بگويند.
راس ساعت ١٠:٤٥ صبح ديروز، جلسه رسيدگي به پرونده عباس و مهتاب، متهمان قتل فجيع اصغر ٦٧ ساله با حضور خانواده مقتول در شعبه ٧١ دادگاه كيفري استان تهران كليد خورد. در اين پرونده، عباس كه همسرش مهتاب را مجبور به تن فروشي كرده و به ازاي آن پول ميگرفت متهم است كه سه سال پيش و در شب حادثه، به دليل اختلافات مالي با مقتول، با فشار دادن طناب به دور گردنش او را خفه كرده و به قتل رسانده است. همسر او مهتاب نيز كه در شب حادثه با اطلاع عباس، در خانه خودشان با مقتول تنها بود، به اتهام زنا و مشاركت در قتل از زندان به دادگاه آورده شده بود.
با آغاز جلسه دادگاه و پس از قرائت كيفرخواست، مهتاب به جايگاه احضار شد. مامور همراه دستبندش را باز كرد. مهتاب چادرش را جمع و جور كرد و پشت جايگاه ايستاد. در لحن صدا و لرزش دستهايش ديده ميشد كه هنوز تصوير آن شب برايش تازگي دارد؛ همان شبي كه اصغر را كشتند، جسدش را مثله كردند و به آتش كشيدند.
او از اتهام زنا شروع كرد و گفت: «من اتهام زنا را قبول ندارم اما بعضي وقتها عباس من را مجبور ميكرد كه براي پول اين كار را انجام دهم. اصغر از آشنايان دور ما است. شب حادثه اصغر به خانه ما آمده بود. من تنها بودم. عباس هم همهچيز را ميدانست. بعد از يك ساعت عباس به خانه آمد. نميدانم چه شد كه ناگهان با هم دعوايشان شد. عباس يك ليوان وايتكس كه روي طاقچه بود را برداشت و ريخت روي صورت اصغر. درگيري بالا گرفته بود. من هم كه ترسيده بودم يك چاقو را برداشتم و به پهلوي مقتول زدم. او روي زمين افتاد اما هنوز زنده بود. عباس طنابي را كه با خود آورده بود دور گردن اصغر پيچيد و فشار داد. بعد رو فرشي را هم روي دهان او گذاشت و آنقدر فشار داد تا خفه شد.»
اما داستان اين قتل هنوز ادامه دارد. آنها جسد اصغر را به حمام بردند و مثله كردند. مهتاب ادامه داد: «بعد از آن عباس جسد را به حمام برد و تكه تكه كرد. درون چند نايلون سياه كيسه زباله ريخت. كيسهها را در ماشين مقتول گذاشت و به جاده ورامين رفتيم. آنجا با بنزين كيسهها را آتش زديم و برگشتيم.» فرزندان مقتول مدام روي صندليهايشان جابهجا ميشدند. تصوير كشته شدن، مثله شدن و سوزانده شدن پدرشان جلوي چشمشان ويراژ ميرفت اما آنها يك چيز را فراموش كرده بودند؛ مقتول پيش از اين با مهتاب ارتباط نامشروع داشت و در ازاي آن به عباس پول ميداد؛ موضوعي كه وقتي رييس دادگاه بر آن تاكيد كرد، آنها سكوت كردند.
بعد از مهتاب، عباس كه در جريان بازجوييها و در دادگاه قبلي، به قتل اصغر اعتراف كرده بود در اين جلسه اظهارات قبلي خود را پس گرفت و همسرش را عامل اصلي قتل معرفي كرد. او در جايگاه ايستاد. صورتش مثل گچ سفيد شده بود. متهم رديف اول پرونده درباره روز حادثه گفت: «زن من وقتي ميگويد كه من او را مجبور به تن فروشي ميكردم، بايد برود بميرد. من فقط ميدانم كه مقتول با خانم من حساب و كتاب داشت اما رابطهشان پدر و دختري بود. يعني من اينطور فكر ميكردم» اما خانواده مقتول هم «رابطه پدر و دختري اصغر و مهتاب را باور نداشتند.»
عباس ادامه داد: «دو روز قبل از حادثه مقتول با برادر خانم من دعوايش شده بود و پاي من هم وسط آمد. بعد از آن ديگر او را نديدم تا شب حادثه وقتي به خانه رفتم ديدم اصغر بدون لباس آنجاست. من از موضوع خبر نداشتم وگرنه زنگ ميزدم و ميگفتم كه اين كار را نكند. آنجا با هم درگير شديم. من يك ليوان وايتكس كه روي طاقچه بود را برداشتم و روي صورتش ريختم كه ناگهان مهتاب با چاقو به پهلوي اصغر زد. او روي زمين افتاد اما وقتي من روفرشي را روي صورتش گرفته بودم جان نداشت.»
عباس هيچ حرفي از فشردن طناب دور گردن مقتول نگفت. همان طنابي كه در بازجوييها به خريد آن قبل از ارتكاب به قتل اعتراف كرده بود. او ادامه داد: «بعد از اينكه ديدم اصغر مرده، به پدر خانم و برادر خانمم زنگ زدم و موضوع را تعريف كردم. آنها كه آمدند گفتند بايد جسد را مثله كنيم تا بتوانيم از خانه بيرون ببريم. من رفتم كارتن بخرم كه اعضاي بدن اصغر را درون آن بيندازيم و پدرخانم و برادرخانم من هم جنازه را به حمام بردند و همانجا مثله كردند. اعضاي بدن را درون كارتن و كيسههاي زباله ريختيم. با ماشين مقتول به جاده ورامين رفتيم. آنها گفتند كه نبايد هيچ اثري باقي بماند. براي همين كيسهها را هم آتش زديم و برگشتيم. » با ثبت حرفهاي دو متهم، آنها براي آخرين دفاع دوباره پشت جايگاه ايستادند اما هركدام قتل را به ديگري نسبت دادند و سرجايشان نشستند.
عباس مدام به سقف نگاه ميكرد و مهتاب دستانش را ميفشرد. يكي از دختران مقتول چندبار سعي كرد كه با جابهجا كردن خود روي صندلي آنها را ببيند. خانواده مقتول تقاضاي قصاص عباس را داشتند. آنها ميگفتند كه او اصغر را كشته، جسدش را تكه تكه كرده و به آتش كشانده است. بين مهتاب و اصغر، رابطه پدر و دختري نبود...
به گزارش اعتماد، روز گذشته ماموران زندان، زن و شوهر متهم به قتل را به دادگاه كيفري استان تهران آوردند. آنها بايد پشت جايگاه ميايستادند تا از آن شب، از زنا، قتل، مثله كردن و آتش زدن مقتول بگويند.
راس ساعت ١٠:٤٥ صبح ديروز، جلسه رسيدگي به پرونده عباس و مهتاب، متهمان قتل فجيع اصغر ٦٧ ساله با حضور خانواده مقتول در شعبه ٧١ دادگاه كيفري استان تهران كليد خورد. در اين پرونده، عباس كه همسرش مهتاب را مجبور به تن فروشي كرده و به ازاي آن پول ميگرفت متهم است كه سه سال پيش و در شب حادثه، به دليل اختلافات مالي با مقتول، با فشار دادن طناب به دور گردنش او را خفه كرده و به قتل رسانده است. همسر او مهتاب نيز كه در شب حادثه با اطلاع عباس، در خانه خودشان با مقتول تنها بود، به اتهام زنا و مشاركت در قتل از زندان به دادگاه آورده شده بود.
با آغاز جلسه دادگاه و پس از قرائت كيفرخواست، مهتاب به جايگاه احضار شد. مامور همراه دستبندش را باز كرد. مهتاب چادرش را جمع و جور كرد و پشت جايگاه ايستاد. در لحن صدا و لرزش دستهايش ديده ميشد كه هنوز تصوير آن شب برايش تازگي دارد؛ همان شبي كه اصغر را كشتند، جسدش را مثله كردند و به آتش كشيدند.
او از اتهام زنا شروع كرد و گفت: «من اتهام زنا را قبول ندارم اما بعضي وقتها عباس من را مجبور ميكرد كه براي پول اين كار را انجام دهم. اصغر از آشنايان دور ما است. شب حادثه اصغر به خانه ما آمده بود. من تنها بودم. عباس هم همهچيز را ميدانست. بعد از يك ساعت عباس به خانه آمد. نميدانم چه شد كه ناگهان با هم دعوايشان شد. عباس يك ليوان وايتكس كه روي طاقچه بود را برداشت و ريخت روي صورت اصغر. درگيري بالا گرفته بود. من هم كه ترسيده بودم يك چاقو را برداشتم و به پهلوي مقتول زدم. او روي زمين افتاد اما هنوز زنده بود. عباس طنابي را كه با خود آورده بود دور گردن اصغر پيچيد و فشار داد. بعد رو فرشي را هم روي دهان او گذاشت و آنقدر فشار داد تا خفه شد.»
اما داستان اين قتل هنوز ادامه دارد. آنها جسد اصغر را به حمام بردند و مثله كردند. مهتاب ادامه داد: «بعد از آن عباس جسد را به حمام برد و تكه تكه كرد. درون چند نايلون سياه كيسه زباله ريخت. كيسهها را در ماشين مقتول گذاشت و به جاده ورامين رفتيم. آنجا با بنزين كيسهها را آتش زديم و برگشتيم.» فرزندان مقتول مدام روي صندليهايشان جابهجا ميشدند. تصوير كشته شدن، مثله شدن و سوزانده شدن پدرشان جلوي چشمشان ويراژ ميرفت اما آنها يك چيز را فراموش كرده بودند؛ مقتول پيش از اين با مهتاب ارتباط نامشروع داشت و در ازاي آن به عباس پول ميداد؛ موضوعي كه وقتي رييس دادگاه بر آن تاكيد كرد، آنها سكوت كردند.
بعد از مهتاب، عباس كه در جريان بازجوييها و در دادگاه قبلي، به قتل اصغر اعتراف كرده بود در اين جلسه اظهارات قبلي خود را پس گرفت و همسرش را عامل اصلي قتل معرفي كرد. او در جايگاه ايستاد. صورتش مثل گچ سفيد شده بود. متهم رديف اول پرونده درباره روز حادثه گفت: «زن من وقتي ميگويد كه من او را مجبور به تن فروشي ميكردم، بايد برود بميرد. من فقط ميدانم كه مقتول با خانم من حساب و كتاب داشت اما رابطهشان پدر و دختري بود. يعني من اينطور فكر ميكردم» اما خانواده مقتول هم «رابطه پدر و دختري اصغر و مهتاب را باور نداشتند.»
عباس ادامه داد: «دو روز قبل از حادثه مقتول با برادر خانم من دعوايش شده بود و پاي من هم وسط آمد. بعد از آن ديگر او را نديدم تا شب حادثه وقتي به خانه رفتم ديدم اصغر بدون لباس آنجاست. من از موضوع خبر نداشتم وگرنه زنگ ميزدم و ميگفتم كه اين كار را نكند. آنجا با هم درگير شديم. من يك ليوان وايتكس كه روي طاقچه بود را برداشتم و روي صورتش ريختم كه ناگهان مهتاب با چاقو به پهلوي اصغر زد. او روي زمين افتاد اما وقتي من روفرشي را روي صورتش گرفته بودم جان نداشت.»
عباس هيچ حرفي از فشردن طناب دور گردن مقتول نگفت. همان طنابي كه در بازجوييها به خريد آن قبل از ارتكاب به قتل اعتراف كرده بود. او ادامه داد: «بعد از اينكه ديدم اصغر مرده، به پدر خانم و برادر خانمم زنگ زدم و موضوع را تعريف كردم. آنها كه آمدند گفتند بايد جسد را مثله كنيم تا بتوانيم از خانه بيرون ببريم. من رفتم كارتن بخرم كه اعضاي بدن اصغر را درون آن بيندازيم و پدرخانم و برادرخانم من هم جنازه را به حمام بردند و همانجا مثله كردند. اعضاي بدن را درون كارتن و كيسههاي زباله ريختيم. با ماشين مقتول به جاده ورامين رفتيم. آنها گفتند كه نبايد هيچ اثري باقي بماند. براي همين كيسهها را هم آتش زديم و برگشتيم. » با ثبت حرفهاي دو متهم، آنها براي آخرين دفاع دوباره پشت جايگاه ايستادند اما هركدام قتل را به ديگري نسبت دادند و سرجايشان نشستند.
عباس مدام به سقف نگاه ميكرد و مهتاب دستانش را ميفشرد. يكي از دختران مقتول چندبار سعي كرد كه با جابهجا كردن خود روي صندلي آنها را ببيند. خانواده مقتول تقاضاي قصاص عباس را داشتند. آنها ميگفتند كه او اصغر را كشته، جسدش را تكه تكه كرده و به آتش كشانده است. بين مهتاب و اصغر، رابطه پدر و دختري نبود...
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اینکه هرکس نظری داره قبول .نظرات هم محترم . اما بسیاری از سئوالات جالبه .ولی پاسخ ها ونظرات جالبتر. ای کاش از روی وقت گذرانی باشه نه نظر کارشناسی. واما من!!!از زمانی که تجملات فکر..روح وجامعه را احاطه کرده برای دستیابی به علایق بعضی را ازخود بیخود واز انسانیت بدر میکند . درامد ماهی کمتر از یک ملیون ..هزینه های بیش از چند ملیون ..عدم مدیریت دخل وخرج.. مساوی است با +جنایت -قتل+زنا+ فبح عفت وغیرت ریخته واما رسانه ها انگار یا خوابند یا ناوارد یا خیلی خیلی وارد .خدا به همه ما رحم کند انشاالله.
لعنت خدا بر شما که اسم مبارک عباس را یدک می کشید
خیلی به هم گیر ندیم باهم مهربان باشیم ، سعه صدر داشته باشیم ، انتقادپذیر باشیم ...خیلی جدی نگیریم و...
بندري ها چقده بيكارن
لطفا در مورد کسی که به قتل رسیده و نمیتواند از خودش دفاع کند اظهار نظر نکرده و ابرویش را نبرید. به خانواده اش هم فکر کنید.
عاقبت تماشای برنامه ها و فیلمهای مبتذل ماهواره های که تماما ترویج روابط نامشروع میکنند همین است
حل این مشکلات فقط به دست مادرها حل میشه - مادرهای محترم لطفا برای بچه ها بیشتر وقت بگذارید و اونها را باعزت نفس بار بیارید.
از خدای برای آنها طلب بخشش گناهان و قدرت استغفار طلب می کنم.
امین
امیدوارم حکم دادگاه اعدام هر دو نفرشان باشه مقتول هم که حکمش جز اعدام نبود توسط سرنوشت اعدام شد فقط خنده ام میگیره از دفاع فرزندان مقتول از پدرشان
بنظرمن بایداین نوع مسایل را ازریشه ارزیابی کرد
جامعه ما بهتر شده داره بهترتر هم میشه
دیونه همه جای دنیا هست این دو تا هم روش چه ربطی به جامعه ما داره
مددکار اجتماعی نداریم مدرسه هام داره همه مکتب خونه ایی میشه یعنی باید مرغ و چوری ببریم مدرسه ثبت نام بچه شاید میخواستنئ بچه رو ثبت نام کنن
خدایا ازفقر به تو پناه میبرم
خداوند عاقبت همون رو ختم بخیر کنه
حیوان با حیوان این کار رو نمیکنه.
جامعه ما رو باش ، که به کجا داره میره .
فقط خدا به مملکت ما رحم کنه جامعه ما کجا داره میره ، فقر چه بلایی داره داره بر سر مردم ما میاره ، .........
من باور نمیکنم مرد ۶۷ ساله چنین کاری بکند چون که هر ادم عاقلی میداند که در این سن خبری نیست مشکل اصلی مادیات است وبس
من که باور نکردم ببینیم نظر آقا زینال چی هست؟
بذارین باز این پروفسورها نظر بدن
عاقبت کثافتکاری بهتره از این نمیشه. قاضی هر چه زودتر زمین را از وجود کثیف اینها پاک کن . اخر رذالت اند. اصلا حتی اگر اولیا دم انها رابخشیدند شما باید برای پاکی جامعه انها را به درک بفرستید
ای خدا ی حکیم نثل داعشی هارا ازکشور ما دور کن که دیگر شاهد چنین فاجه ای نباشیم. ما گفتیم داعش در عراق است نمی دانستیم که بدتراز داعش هم در کشور ما هست.
مرگ بر داعش
من اگه یه ادم مثل شده رو ببینم فک کنم در بست باید ببرن تیمارستان . کله ادم سوت میکشه چطوری میتونن بعد کشتن مثله هم بکنن . وای من میترسم
واقعا کسی که میشینه و یه آدم رو مثله میکنه، آدمه؟؟!! بیرحمی تا کجا؟...
تا چهار راه بعدی
دوستان فکر نمیکنید مقداری دروغ هم چاشنی کرده باشند ؟ چون بعضیهها که اقدام به این کارها میکنند به زن و ناموس خودشان هم تهمت ناروا میزنند حالا چون آن مرحوم زنده نیست که از خودش دفاع کند اینها هم هر چه به زبانشان جاری شد برای توجیه کارشان عنوان میکنند شایدبخاطر مسایل مادی بوده باشد یا شاید به بهانه کاری دیگه مرحوم را به آنجا کشیده باشند
راست میگه !!! از کجا معلوم ؟ یکی که قانون بلده جواب بده لطفا ؟ اینجور مواقع چرا باید به حرفهای برخاسته از بازجویی ها بسنده کرد؟ شاید از پیش برنامه ریزی شده باشه...البته به این پرونده کاری ندارم چون به هم دیگه تهمتهای فاحشی زدند نمیدونه تبانی باشه اما وقتی شخص ثالث مرده چطور میشه روا رو از ناروا تشخیص داد؟؟؟
اين چه ربطي به سريال امريكايي داره
اللهم اجعل عواقبَ امورنا خیرا
آقا یا خانم محمدجعفر می گم تردد شما در این صفحه خیلی زیاده یه جورایی مشکوکه البته جسارته ها!
زوج فردش کنیم سحر نه ؟ بهتر نیست؟
با موافقت شوهر زنای محسنه انجام شده باشد یا نشده باشد نحوه قتل و مثله کردن جسد و سوزاندن جسد نشان دهنده عدم سلامت روانی اشخاص موجود در ماجراست حتی اگر زن با این حرفها بخواهد یا بتواند از اتهام زنای محسنه بگریزد از اتهام قتل یا معاونت نمیتواندبگریزد
قاتل باید سرش جدا شود به حکم شارع مقدس معاونت در چنینن قتلی نیز حکم اعدام دارد کسانی که از ماجرا خبر داشتند و به پلیس نگفتند 3 تا 6 سال حبس باید محکوم شوند
محصنه....
اتفاقا نشان دهنده سلامت کامل عقلشونه است.
چون عقلشون گفته که با مثله کردن و سوزوندنش، چیزی از جنازه باقی نمیمونه تا پاشون گیر بیفته. سوزوندن جنازه کامل، خیلی سخت تره.
اصلا این مسئله خانوادگی به ما چه مربوط است که در مورد آن اظهار نظر کرده و قاتل و مقتول مشخص کرده و اعمال قانون و تعین محکومیت و.... کنیم؟همه در این ماجرا راضی بوده اند حالا این وسط سوء تفاهمی هم شده و یک نفر تلفات داشته به ما چه مربوط است؟ قضیه را ریش سفیدانه حل کنند اولاتر است
... همه در اين ماجرا راضي بوده اند ...
زينال جان ، يعني شما عقيده داري كه آن پست فطرتي هم كه كشته شده ، به كشته شدنِ خودش ، راضي بوده ؟
آقا زينال يك سؤال : شما علم ِغيب داري كه مي داني : ... همه در اين ماجرا راضي بوده اند ... ؟
زینال تقدیم میکند
برنامه جدید در تابناک. همه روزه و در هر زمان و مکانی..
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
بله اگر ریش سفیدی هم پیدا نشد از وایتکس استفاده شود که در لیوان موجود است جهت سفید کردن ریش زینال خان.... پاشو برو ماهی رو لنج آقات مونده.....
بزن به چاک بابا بیمزززه
چرا هروقت کم میاریم از پوشش خانمها سوءاستفاده میکنیم
قتل اصغر که حقش بوده این دو نفر هم اقلا باید سنگسار بشوند.
ماهواره نگاه كنيد تأثيري نداره!!!!!!!!!!! فقط مقداره جربزه مهم تره تا كجا پاي گناه وايسي- خداوند آخر و عاقبت بينندگانشو بخير كنه.
یکم فک کنید ببینید زن و شوهر چرا ایکارو کردن، چرا مرد زنشو مجبور به اینکار کرده؟؟
اگه اقتصاد مردم خوب باشه چرا باید بخاطر پول خود فروشی کنن؟؟
یه اتفاقاتی داره میوفته نه غیرتی مونده نه دین مونده به انسانیست و رحم
این موارد همیشه بوده و همیشه هست.
همیشه یک عده فقیرند. هیچ زمانی نبوده که در جوامع، فرد فقیر وجود نداشته باشه.
تو هم که فکر میکنی واسه هفت پشتمون بسه !!
... اه اه اه 2 تاییشونا باید اعدام کرد اون پیریم ب حقش رسید معلوم نیس با چنتا زن شوهر داره دیگه رابطه داشته
زینال پیداش نیس حال ی.... دیگه ب اسم ممد جعفر اومده .این ممد جعفر دیگه کیه هر .... میگه تابناک منتشر میکنه اونوقت نظرات منا منتشر نمیکنه.
ممد جعفر سابقه اش از زینال بیشتره.
ولی زینال اومد و از ممد جعفر تقلید کرد.
کجایی ممجعفر؟! بیا یه نظر پلیسی کارشناسی از خودت در وکن!
...... مهتاب چادرش را جمع و جور كرد ..... ???!!!!
ههههه
هندونه
پ ن پ. فکر کردی خدای ناکرده بی حجاب بوده؟!
زن: رابطه جنسی خارج از چارچوب زناشویی- شرکت در قتل-آتش زدن جسد مقتول.
شوهر:تحریک زن به روسپیگری-شرکت در قتل-آتش زدن جسد مقتول.
مرد 67 ساله: رابطه با زن شوهردار.
پدرزن:تکه تکه کردن جسد مقتول.
بچه ها:؟
برادرزن: تکه تکه کردن جسد مقتول.
محمد جعفر تو کار و زندگی نداری که هی نشستی نظرت را تایپ می کنی ؟؟؟؟
زینال با نام مستعار
این زینال بندری هست نه محمد جعفر اسمشو عوض کرده D:
آی گفتی .
چقدر راحت قضاوت می کنیم...
آقاي ناشناس كسي كه زبان قران و ديني خودش نفهمه نيايد ادعا كند كه من فلاني هستم
سبحان الله
پوشش بد خیلی از دخترها و زن ها در خیابان حتی این مرد 67 ساله را هم تحریک و ترغیب به زنا کرده است، مشکل از پوشش دختران در شهر است، آن را باید اصلاح کرد.
وااااای. حالا زینال رفت محمد جعفر اومد
جاهايي كه خانم ها پوشش مناسب ندارند .... یعنی میگید مادر و مادر بزرگ شما که حجاب داشتند امنیت نداشتند!
آقا لطفاً شما ديگه وسط دعوا نرخ تعيين نكن !
جاهايي كه خانم ها پوشش مناسب ندارند به مراتب به مراتب امنيت بالاتر است اين را به چشم خودم ديدم و نقل قول ديگري نمي كنم!
يك ليوان وايتكس كه روي طاقچه بود !!!!!!!!!
چررراا؟؟؟
من پيشنهاد مي كنم مسير پرونده را عوض كنيم و برويم دنبال چرايي روي طاقچه بودنِ ليوان وايتكس !
آفرین. واقعا وایتکس اونجا چی کار میکرده؟ اونم تو لیوان
این وایتکسه قضیه اش بو داره !!!! این چه خونه ای بوده که رو طاقچه اش وایتکس میذاشتند؟؟ البته عجیب نیست وقتی زن شوهر دار با کسی دیگه...و شوهرش هم میدونه و برادر و پدرش هم میدونند وایتکس روی طاقچه اونم تو لیوان چندان عجیب نیستا....نه ؟؟؟ شایدم اینا افراد دیگه ای رو هم نفله و و مثله کرده باشند و ابزار و ادوات کشتن و بی حال کردن در همه جای خونه بوده....لطفا بیشتر تحقیق بشه.....وا مصیبتا...وا مهتابا.....وا عباسسسسسسسسسسسسسسسس
با تشکر از نکته سنج محترم!
یعنی عـاشقتم. خیلی عالی بود.
کسی که زنشو میفروشه این کار هارو هم میکنه دیگه
واقعا این همه قساوت آدم یاد داعش میفته.....هرچند اون طرف هم گناهکار بوده.واقعا چقدر بی دینی و قساوت زیاد شده.خدایا به دادمان برس
این هم نتیجه توسعه اینترنت و فیلترینگ ضعیف و باز بودن سایت هایی مثل گوگل و یاهو، بفرمایید، تحویل بگیرین، جمع کنید اینترنت رو، جامعه را قاتل بار آورده است.
ببخشید جناب ضد اینترنت میشه بفرمایید این نظرات مسخره شما از کجا سرچشمه داره؟
گوگل رو خوب اومدی D: آخ آخ امان از گوگل ... موتور جستجو فقط گرگر
....همه چی از همین فیلترینگ بیش از حد شروع میشه! ذات باید درست باشه نه اینترنت
رطب خورده کی منع رطب کند.
میشه بفرمایید اینجا چه میکنید
در جامعه ما متاسفانه تعداد زنهایی که با آگاهی شوهرشان تن فروشی می کنند کم نیستند که فکر کنم بیشتر آنها دلیلش اوضاع اقتصادی باشد و باید مقصرش را پیدا کرد.
نکنه ...
شما آمارداری؟
اگر قتل کار این زن و شوهر باشد فقط باید زن را اعدام کنند، چون زنا هم کرده، مرد را نه تنها نباید مجازات کرد، بلکه باید به خاطر اینکه زنش خراب بوده ازش دلجویی کرد، البته احتمال اینکه قاتل فرد سومی باشد از همه قوی تر است.
واقعاً ؟ احسنت عالي بود ،چرا به فكر ما نرسيده بود ؟
آقاي محمد جعفر ، ضمن تشكر از نظر سازنده شما در پيشرفت اين پرونده ، بدين وسيله از شما دعوت مي كنيم به ما بپيونديد تا راز قتل ها را با كمك شما زودتر كشف كنيم .
منتظرتان هستيم تا بعنوان رئيس گروهمان بتوانيم در خدمتتان باشيم .
با احترام : پليس مدرسه !!!
می خوای یه دسته گل بایه جعبه شیرینی با یه بلیط ایتالیابه مرد بدن از دلش در بیاد؟؟؟
یعنی به مرد بگن عیب نداره که یارو رو خفه کردی بعد تیکه تیکه کردی ما هم ازت معذرت می خوایم. برو به سلامت
بروووو بابا با این نظر دادنت
بابا بامزه
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.