از خوابیدن در باد گذشته تا ستیز با هویت ایرانی؛
چه دلیلی دارد از ایرانی بودن خود دلگیر یا مأیوس باشیم؟
درست مثل فردی که بیمار شده و تلاش میکند بهبودی حاصل کند و خوب میداند اگر غرق در این موضوع شود که پیشتر سالم بوده و یا افق دیدش این باشد که دردش نابود کننده و ویرانگر است، هیچ نتیجه ای جز نابودی نخواهد دید؛ ولو بیماری که بدان مبتلاست، بیماری سختی نباشد.

به گزارش «تابناک»، از جمله تغییراتی که در سالهای اخیر در زندگی هایمان ایجاد شده و اثرات آن را به شکل ملموسی میتوان در جامعه دید، هم صدایی هایی است که اغلب از شبکه های اجتماعی شروع شده و گاه به شدت آزار دهنده و غیر قابل تحمل میشوند و متأسفانه راه خاصی برای مقابله با آنها سراغ نداریم.
ناگفته پیداست که منظورمان هم صدایی هایِ مطلوبی چون جنبش های اجتماعی نیست که گاه در اتفاقاتی مانند تشییع شهدای غواص به خلق صحنه های شاهکاری منجر میشود که همگی در تفسیرش انگشت به دهان میمانیم که بالعکس، موج های مخربی است که گاه به سرعت بروز کرده و فروکش میکنند و متأسفانه گاه آنقدر ریز و مداوم هستند که میتوانند تا مدت ها به تخریبشان ادامه دهند.
نمونه گل درشت این موج ها را میتوان در تخریب هایی به یاد آورد که گاه با موج جوک سازی علیه اقوام از راه میرسند و آنچنان آزار دهنده میشوند که گویی در پس چهره هر کداممان، دشمنی قدرتمند برای تضعیف هویت ملی ایرانیان نشسته و از هیچ تلاشی برای پیشبرد اهدافش مضایقه نمیکند، وگرنه مگر میشود خودمان اهل فلان قومیت باشیم و بعد درباره قوم خودمان جوک بسازیم، ریشخند کنیم و قهقهه بزنیم؟ پس چگونه انتظار داریم که دیگران ناراحت نشوند و از مضحکه شدن قومیتشان رنج نبینند؟
اما هرچه این موج های بزرگ مخرب را به سادگی میتوان شناسایی کرد و حتی ممکن است از اینکه میبینیم در انتهای فروکش کردن تب و تاب این موج های مخرب، عدهای به اشتباهات خود پی برده و در سطح بالاتری از درک و فهم قرار میگیرند، احساس خرسندی کنیم، شناسایی برخی موج های تخریبی نه ساده است و نه به نتایج خوبی منجر میشود؛ مثل موج هایی که خواسته یا ناخواسته به تضعیف هویت ایرانی منجر میشوند.
نمونه این موج ها را میتوان در عیب و اشکالاتی دانست که اغلبمان به ایرانیان نسبت میدهیم؛ امثال سخنان «همگی دزدیم؛ حرف بیخود زیاد میزنیم؛ تنبلیم؛ کلاهبردار و ریاکاریم؛ دروغگوییم؛ سوءاستفاده گریم و...» که حتما بارها و بارها انواع آن را از زبان دیگران شنیده یا حتی خودمان در گفتوگو با دیگران از به کار بردنشان، آن هم به کرات، ابایی نداریم!
نه اینکه این ویژگی های نامطلوب را نمیتوان در جامعه ایرانی دید و وارداتی از جاهای دیگر یا زاییده وهم و خیال هستند، نه! ولی آیا واقعا همه جامعه ایرانی به این سیاهی است و هیچ ویژگی مثبتی نداریم؟ آیا حتی خودمان ویژگی مثبتی نداریم که بتوانیم با تکیه بر آن، بخشی از جملات منفی فوق را غیر منصفانه بخوانیم و مردودشان بدانیم؟ مثلا دروغگو نباشیم و به این دلیل، «همه دروغگوییم» را جمله ای مردود و به دور از انصاف بدانیم؟
این جملات شاید بهترین مثال برای توصیف موج مخربی باشند که سالهاست کشورمان را در برگرفته و روز به روز بر تخریب هایشان ادامه میدهد تا جایی که ممکن است برخی هایمان به این باور برسیم که راه اصلاحی وجود ندارد و به هیچ عنوان نمیتوان روی بهبود اوضاع جامعه ایرانی مان امید ببندیم و حتی از آن بدتر، روز به روز اوضاع و احوالمان بدتر هم خواهد شد.
بر این اساس موجی از ناامیدی در جامعه فراگیر میشود که مؤلفه های ریز و درشت و مختلف جامعه هم به یاری آن میآیند و تقویتش میکنند؛ اینجاست که تا خبر افشای یک اختلاس به گوشمان میرسد، سیل اتفاقات منفی دیگر را کنارش ردیف میکنیم تا به این نتیجه برسیم که تلقین ها درباره خوب نشدن اوضاع درست بوده یا تا یک خبر درباره فسادی دیگر میشنویم، استقرا میکنیم که این فسادها همه در راستای فرضیاتی است که درباره رو به زوال بودن جامعه در شبکه های اجتماعی دست به دست میشود!
با این نوع تفکر است که برخی هایمان به گذشته های دور رجوع کرده و از خوبی های ایران قدیم سخن میگوییم و حتی گاه به گونهای درباره شکوه و عظمت کشور در برهه های سپری شده تاریخی سخن میگوییم که گویی در آن دوران شکوه بی نقصی بر وطنمان حاکم بوده و گاه این جامعه آرمانی را در کشورهای دیگر مییابیم و به گونهای سخن میگوییم که انگار همه داشته های ایشان خوب است و در مقابل همه هست و نیست جامعه ایرانی اشکال دارد.
با این نگاه صفر و صدی روشن است که هیچ برآیند خوبی از اوضاع نداشته باشیم و احساسمان از آینده کشور، تیره و تار باشد؛ اما پس نقش ما چه؟ آیا آینده چیزی غیر از برآیند نقشهایی است که ما امروز ایفا میکنیم؟
اگر در پاسخ به این پرسش، کمی تأمل کنیم درخواهیم یافت چه در باد گذشته ــ ولو پرشکوه هم بوده باشد ـ بخوابیم و چه همه چیز را سیاه ببینیم و مأیوس باشیم، آینده را از دست خواهیم داد، مگر اینکه نقدهایی را که به جامعه مان وارد است، در حکم آگاهی از بیماریمان بدانیم و در راستای درمان آن بکوشیم.
یعنی اگر بپذیریم دروغ در جامعه مان رایج است و به فکر درمان این اشکال باشیم، راه را درست انتخاب کردهایم نه آنکه بگوییم در گذشته راستگو بودیم یا با این بیماری دروغگویی، آینده مان تیره و تار خواهد بود! تنها با این رویکرد است که نه دلگیر خواهیم شد و نه یأس را به خودمان راه خواهیم داد.
درست مثل فردی که بیمار شده و تلاش میکند که بهبودی حاصل کند و خوب میداند اگر غرق در این موضوع شود که پیشتر سالم بوده و یا افق دیدش این باشد که دردش نابود کننده و ویرانگر است، هیچ نتیجه ای جز نابودی نخواهد دید؛ ولو بیماری که بدان مبتلاست، بیماری سختی نباشد. برعکس این موضوع نیز صادق است؛ یعنی بیماری که بیماری صعب العلاج را با امید پشت سر میگذارد و سلامتی اش را باز مییابد.
بنابراین، جا دارد که توجه داشته باشیم هر چه ممکن است برخی نقدهایی به جامعه ایرانی وارد است، وارد باشد، ولی این نقدها تا آنجا مفیدند که به تشخیص بیماری جامعه کمک کرده و منجر به شکل گیری تلاشی برای درمان شوند، وگرنه خود به بیماری های بزرگتری تبدیل میشوند که خطرناک تر از هر دردی است؛ درد هویت ستیزی که در بسیاری از پیامک ها و متن هایی که در شبکه های اجتماعی و نرم افزارهای ارتباطی به اشتراک میگذاریم، دیده میشود و جا دارد با نه گفتن به این خواندن این پیام ها، به مقابله با آن برخیزیم، وگرنه کیست که نداند مدینه فاضله، نه در گذشته وجود داشته و نه در کشور دیگری قابل یافت است!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
زنده باد ایران ولی نه ایرانی
بنده به عنوان یه سیستانی از خطه زابل از مردم ایران بشدت بدم میاد چون این مردم از دشمنان قوم من یعنی(افغانا) از دل و جونشون در خیابان ها و در فضای مجازی حمایت کردن ولی وقتی که افغانا اب رو به روی ما بستن هیچ گونه حمایتی مردم و سلبریتی های ایرانی از ما نکردن . بخدت فراموش نمیکنم و به نسل اینده خودم انتقال میدم این حرف هارو
هرکسی که کامنت منو میخونی منم مثل خودت بنده خدا هستم ولی جرمم این هست که سیستانی بدنیا اومدم و اینکه خواهش میکنم بخاطر نخودی ها خودی هارو نرنجونید و از غریبه ها دفاع نکنین . از اقوام خود ایران دفاع کنین
به تاریخ ایران افتخار میکنم ولی الان نود درصد ایرانیان غریبه پرست هستن و هیچ توجهی به فرهنگ اصیل و غنی ایران کهن نمیکنن. بیشتر ایرانیا ایرانی نما هستن دلشون ایرانی نیست . یادم نمیاد سرداران و پادشاهان خوب ایرانی از دشمنان وطن خودشون دفاع کرده باشند
باز هم میگم زنده باد ایران نه ایرانی
سلام
یه عده کسایی که نظر دادن افغان هستن
خوب اگر شما افغانا نمک نشناس و ضد ایران و ایرانی نباشید که افغان نیستید
این همه گفتین مرگ بر شاه مرگ بر امریکا کجای دنیا رو گرفتین !
فقط ببین چند نفر از تو ایران موندن متنفرن!کامنتارو بخون متوجه میشی
من ازایران متنفرم چون یک روزتوتهران همه به من ادرس اشتباه دادن یامیدونستن ولی میگفتن بلدنیستم. ومردم ایران به جای اینکه به خاطرحق وحقوق پایمال شدشون توسط دولت تظاهرات کنند
فقط بلدن بگن مرگ برامریکا. واقعاخیلی زشته
از ایرانی بودنم احساس حقارت میکنم، تازشم نفر ۲۴ جهان بعد از عراق و کویت از نظر هوش شدیم ولی شک ندارم تو بی فرهنگی رو دست قوم مغول تو ریاکاری رو دست آل صعود و تو لاف زدن رو دست خودمون زدیم
واقعا متاسفم واسه کشوری ک هیچ ارزشی واسه مردمش قائل نیست. هرکسی فکر صندلی خودشه، دریغ از ی ذره ثبات یا آرامش، همش حرف همش وعده همش وعید ولی کو؟؟ خبری از روزای روشن نیست ک نیست
از این کشور متنفرم و دلایل خودم دارم کاش واقعا اینجا بدنیا نمیومدم
ای کاش ایرانی نبودم
دهه ی هشتادی هستم
ای کاش ایرانی نبودم
از ایران متنفرم خوش به حال هر کس تونست از اینجا بره.
کشوری که نتونه توزیع مرغ در شب عیدو سامان بده فقط باید مهاجرت کرد.... مهاجرت کنیم
ما جامعه خوبی بودیم...
ما مردمه خوبی هم بودیم...
و همینطور متحد...
ما زخم خوریم و زخم خوردیمو زخم خوردیم...
متنفرم از ایرانی متنفر فقط منتظرم زودتر کارم جور شه برم حااااللللم بهم میخوره ازینجا
ولی من عا ایرانم از منظره هاش لذت میبرم
چرا بیشتر مردم به بدی های ایران نگاه میکنن
مردم به این مهمون نوازی
خونه های تاریخی زیبا
تاریخ باشکوه
مادر گذشته بزرگترین فرمانرواییی رو داشتیم
چراباید مایوس باشم
چراباید نا امید باشم که بزرگترین پادشاهان بزرگترین سرداران تاریخ در ایران بودم
من12 سالمه و همه اینارو خوب میدونم که زیبا ترین کشور رو دارم برم فرقی نداره کجا هستم و چیکار میکنم فقط میدونم اگر یه روزی کل ایران از بین بره خیلی از ایرانیا زنده میمونن یاد ایران رو زنده نگه میدارن و یاد وتاریخ ایران
مانباید بشینیم یجا بگیم چرا کشور من اینجوریه چرا کشور من اونجوریه ما باید خودمون کشورمون رو بسازیم
همینجوریه که ایران به جایی نمیرسه
خیلی ها عین شما بودن اما وقتی ودشون رو شناختن تونستن از خودشون دانشمند بسازن
من افتخار میکنم که سخت ترین زبون دنیا رو میتونم مثل بلبل صحبت کنم
چون هر کسی نمیتونه بیاد این زبون رو یاد بگیره
اگه این کشور و مردم و زبانش بی ارزش بود فردوسی شاهنامه ور نمینوشت تا این زبان زنده بمونه یا گسای دیگه خودشون رو به کشتن نمیدادن به خاطر این آب و خاک
اونا هم مثل شما آدمای عادی بودن ولی عشقی به وطن داشتن که تونستن هم نام ایران وهم نام خودشون رو توی تاریخ ثبت کنن
حالا من نمیخوام بشینم یه جا زانوی غم بغل بگیرم که چرا ایرانیم میرم راجع گذشته ی خودم تحقیق میکنم که ببینم که ریشه ام از کجا اومده و من کی هستم
چرا مردم دنیا از مردم ایران متنفر هستن
به خاطر کارایی که آدمای گذشته کردن
الهم عجل لولیک الفرج. انشالله با ظهور اقا تمام مشکلات و بی فرهنگیهای تاریخی و دینی حل خواهد شد.
فقط میتونم بگم با تک تک سلولهام از این آب و خاک متنفرم،دوست دارم برم جایی که هیچ اسمی از این کشور و مردمش نباشه
تابناک عزیز . بنده خودم از ایران و بسیاری از مردمانش متنفرم
حالا دلیل میخواهید فقط یک روز رو براتون تعریف کنم تا بدونید چرا متنفرم.
صبح زودتر از همیشه بیدار شدم با حال خوش و خوشرو وارد مترو شدم تعدادی از مردم بزور سوار مترو شدند و تا برسم سر کار دو تا دعوا دیدم . یکی هم چون پای من ناخواسته به ایشان خورد کلی به من ناسزا گفت و من سکوت کردم .
من از این که بگم ایرانی هستم خجالت میکشم
چرا باید تو این همه فشار زندگی کنم.
به نظر من بی عدالتی ها و خودی و غیر خودی فرض کردنها باعث یاس و نامیدی می گردد
من چند كامنت از حقايقى كه هم ميدونند مثل مظلوميت و بدبختى كه امروزه همه رو ازار ميده و كسى كه انكارش ميكنه، بايد خيلى خوش يا ديوانه باشه، فورى ورودى مرامسدود كردند
پاینده ایران
خوشبحال من
جامعه ایرانی نشون داد که چقدر راحت فرهنگ یه ملت در عرض چند سال دچار فقر وفلاکت و انحطاط میشه
من به ايراني بودنم افتخار ميكنم
با درود
نویسنده جان گویمت که مشکل این که همیشه دوران طلایی کشورها و اقوام در اذهان می مونه و ایران باسنان ( فقط دوره هخامنشیان) دوره طلایی بوده و چه خوبه که این دوران دوباره در مدارس تدریس بشه چون جوانان ما بی هویت شدن دنبال فرهنگ های ملل دیگر میرند
دیگه واژه انسان رو نمیشه روی ایرانی جماعت گذاشت
خیلی موافقم یا این حرف . مردم بدی داریم . من گاهی از هموطن خودم وحشت میکنم
اکثر مطالب در جای خودش جالب بود.
خیلی منفی فکر میکنید
درغگویی ، ریا ، غیبت ، دورویی ؛ انفاق ، تظاهر
اگه از ایرانی بودن قرار باشه گرانیها و رنجهایش برای من باشد و درآمدهای بالا و ناز و نعمتش برای عده ای خاص همان بهتر که اجانب و داعش بر ایران مسلط شوند.
بقیه ی نظرات تایید نمیشه؟
يه دشت سرسبز يه رود پرآب
يه سد محکم داشتيم تو سيلاب
من و امثال من (ترک -لر و...)بدلیل ساختن جکهای کذب قومیتی و پرداختن به آن نه تنها از ایرانی بودن خود دلگیرم بلکه دیگر هیچ تعصبی به این کشور ندارم،فارسها خود مظهر جوک و طنز میباشند.
من به ایرانی بودن خودم افتخار نمیکنم و خوشحال نیستم چون درحال حاظر چیزی برای افتخار کردن و خوشحالی و امیدواری به آینده وجود نداره. هر روز داریم بدبخت تر از دیروز میشیم.
فقط اعدام
متاسفام
ایرانی بودن؟؟؟
من با هیچکسی کاری ندارم وفکر نمیکنم که به کسی مربوط باشه ولی من از ایرانی بودن خودم متنفرم و حال بدی بهم دست میده
ما از خوشيها دلامون آزرد
خستم میفهمی خسته :-(
ما اصالت وپيشينه غني خود را از دست داديم
خطاب به آم.زش و پرورش
من سی ویک سال سن دارم و تا پایان مرداد از پایان نامه ارشدم دفاع می کنم.خواهش می کنم در مورد سن تجدید نظر فرمایید.
ماهویت تاریخی نداریم
فقر فرهنگی می دونید چرا بیداد می کنه؟؟
متاسفانه دولت ایران هیچگونه علاقه ای به ملی گرایی ندارد
اقای نویسنده
خدایی دزد وریاکارو دورو و...... هستیم یا نه کلاه خودت رو قاضی کن
با درود به شما هموطنان عزیز : اجداد ما اعتقادات پاک داشتند که اندیشه و روحیه مردم را برای محبت,انصاف,وحدت,مودت و عدالت در همه حوزه ها پرورش می داد؛
من واقعا احساس شرم و پشیمانی میکنم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.