آزادی سیاسی، براندازی نرم نیست
مهدی مکارمی

یکی از شعارهای محوری مردم ایران در انقلاب اسلامی در سال 57 آزادی بوده است. در آن زمان، آزادی اجتماعی و به نوعی فرهنگی که از آن به عنوان بیبندوباری نیز یاد میشد، وجود داشت، اما چرا آزادی باز هم از جمله آرمانهای مردم کشورمان بود؟
استاد شهید مطهری از جمله متفکران بزرگ انقلاب اسلامی ماست و سیری در اندیشههای سیاسی ایشان به خوبی میتواند بیان کننده این آرمان ملی ما در دهههای گذشته باشد. اتفاقا از این نقطه نظر، ارتباط آزادی با انقلاب «اسلامی» معنایی خاص پیدا میکند. شهید مطهری از منظر یک اندیشمند برجسته اسلامی به دفاع و تأکید بر آزادی بیان و اندیشه و در کل آزادی سیاسی میپرداخت.
با نگاهی به اندیشههای ایشان به خوبی میتوان دریافت که نه تنها نباید از آزادی سیاسی حتی برای مخالفان بیمناک بود بلکه باید از آن استقبال کرد؛ هم حق انسانی است و هم برای دفاع از آرمان و باورهای دینیمان سودمند است.
به باور مطهری «اگـر در جـامـعـه ما محیط آزاد برخورد آرا و عقاید به وجود بـیـایـد، به طوری که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرفهایشان را مـطـرح کـنـند و ما هم در مقابل، آرا و نظریات خودمان را مطرح کـنـیـم، تنها در چنین زمینه سالمی خواهد بود که اسلام هر چه بیشتـر رشد میکند و به اعتقاد من، تنها طریق درست برخورد با افکار مـخـالـف، همین است والا اگر جلو فکر را بخواهیم بگیریم، اسلام و جمهوری اسلامی را شکست دادهایم، در جمهوري اسلامي هيچ محدوديتي در افكار وجود ندارد و از به اصطلاح، كاناليزه كردن انديشهها اثر نخواهد برد؛ همه بايد آزاد باشند كه حاصل انديشهها و تفكرات اصلي خود را عرضه كنند. (1)
حضرت علی (ع) که شیوه حکومتداری عادلانهشان زبانزد دوستان و دشمنان است، در پاسخ به یکی از یاران درباره به زندان افکندن و برخورد با یکی از مخالفان که قصد شورش و توطئه داشت، میفرمایند:
(انـا لو فعلنا هذا لکل من نتهمه من الناس ملانا السجون منهم ولا
ارانی یسعنی الوثوب علی الناس والحبس لهم و عقوبتهم حتی یظهروا لنا الخلاف)
اگر ما این کار [زندانی کردن] را درباره همه کسانی که آنان را بـه مـخـالـفـت مـتهم میکنیم، انجام دهیم، باید زندانها را از مـخـالـفان پر کنیم. من از آنان نیستم که به مردم بتازم و آنان را زنـدانـی کـنم و کیفر دهم، جز آن گاه که با ما اظهار مخالفت کنند و البته منظور حضرت از «اظهار» مخالفت هم مشخص است. در حالی که خوارج با حضرت مخالف بودند و به گفته شهید مطهری در همه جا در اظهار عقيده آزاد بودند، اما حضرت خودش و اصحابش با عقيده آزاد با آنان روبهرو مىشدند و صحبت مىكردند، طرفين استدلال مىكردند، استدلال يكديگر را پاسخ مىگفتند.
شايد اين مقدار آزادى در دنيا بىسابقه باشد كه حكومتى با مخالفان خود تا اين درجه با دمكراسى رفتار كرده باشد. مىآمدند در مسجد و در سخنرانى و خطابه على پارازيت ايجاد مىكردند و حتی به ایشان ناسزا میگفتند اما حضرت تا آن زمان که خوارج دست به اسلحه برای اظهار مخالفتشان نبردند، حضرت به مقابله با آنان برنخاست. به گفته استاد مطهری «امـیـرالـمـومنین(ع) با خوارج در منتهی درجه آزادی و دمکراسی رفـتـار کـرد. او خلیفه است و آنها رعیتش، هرگونه اعمال سیاستی بـرایـش مـقـدور بود، اما او زندانشان نکرد و شلاقشان نزد و حتی سـهمیه آنان را از بیتالمال قطع نکرد، به آنها نیز همچون سایر افـراد مینگریست. این مطلب در تاریخ زندگی علی عجیب نیست، اما چیزی است که در دنیا کمتر نمونه دارد.» (2)
از سوی دیگر، حضرت علی که حکومتداری او جایگاه خاصی در اندیشه سیاسی مطهری دارد حق انتقاد از حاکم را برای مردم محترم میشمرد و حتی از آن به عنوان حق خود بر آنها یاد میکند. حضرت علی ـ علیه السَّلام ـ میفرماید: و امّا حقی علیکم فالوفاء بالبیعة و النصیحة فی المشهد و المغیب. نهجالبلاغه، خطبهی 43.
و امّا حق من بر شما این است که به عهدتان وفا کنید و مرا در نهان و آشکار نصیحت نمایید.
حضرت امام خمینی نیز به پیروی از همین سیره بود که میفرمودند:«هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمام دار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده بدهد. (صحیفه نور، ج7، ص 91 ) یا آنجا که میگفتند: «اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتهای، خودت را حفظ کن.» (صحیفه نور، صص 33 و 43)
مطهری حتی امکان اشتباه کردن مردم را دلیل گرفتن آزادی سیاسی از آنها نمیدانند: «اگر به بهانه اين كه مردم قابل و لايق نيستند و خودشان نميفهمند آزادي را از آنها گرفت، اين مردم تا ابد بيلياقت ميمانند. مثلاً در انتخاب وكيل اگر بخواهند فردي را كه از نظر آنها شايسته است، تحمل كنند اين مردم تا قيامت مردمي نخواهند شد كه رشد اجتماعي پيدا كنند. رشد مردم به اين است كه آزادشان بگذاريم، ولو در آن آزادي ابتدا اشتباه هم بكنند.»(3)
امروز اما جامعه ما همچنان اصول و آرمانهای خود را طلب میکند و برای تحقق آنها تلاش میکند. نسل امروز نیازمند آشنایی و ارتباط بیشتر با این اندیشههای ناب است. اندیشه نابی که متحجران تاب تحملش را نداشتند و با گلوله در برابر آن قرار گرفتند. اگر مطهری و بهشتی امروز نیستند، اما همچنان اندیشهشان زنده است.
انقلاب ما برای آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی بود. اگر خوارج در حکومت علی آنهمه آزادی داشتند، اگر اسلام با همین آزادیها زنده بوده است، اگر با آزادی بیان میتوان از دین دفاع کرد، چرا نباید آنهایی که دلبسته به همین انقلاب و کشور و دینند بتوانند آزادانه حرفشان را بزنند؟
آیا اگر کسانی با برداشتهایی متحجرانه سد راه این آزادیها بشوند و اجازه طرح و بیان افکار و آرای گوناگون را در جامعه ندهند و به این حق انسانی نامهایی برای توجیه کردن گرفتن این حق طبیعی از آنها بدهند، نباید امروز نگران باشیم و خواهان بازگشت به همان اصول؟ آیا اینکه امروز چگونه میتوان از دین، از باورها، از انقلاب و نظام دفاع کرد دغدغه ما نیست؟ آیا همانگونه که نگران اسلامیت نظام باید باشیم نباید نگران سدکردن آزادی بیان و اندیشه و جمهوریت باشیم؟
امروز دفاع از حق انتقاد از حاکمان و مسئولان و بیان آزادانه انتقادات و آرا و اندیشهها و جلوگیری از برخوردهای تحدیدی و سلبی و کاهش هزینه فعالیتهای سیاسی، عدم برخوردهای قهرآمیز با فعالان سیاسی و مدنی به عنوان دغدغهای مهم برای بازگشت به آرمانهای انقلاب شکوهمند اسلامیمان مطرح است. نباید تصور کنیم همه خطرها از بیرون متوجه ماست، هر چقدر از این فضای آزادی که مطهری و بهشتی و امام برایمان ترسیم میکردند، تحت هر نامی فاصله بگیریم این هم یک خطر است؛ خطری بزرگ.
باور کنیم همان گونه که استاد مطهری میگفت: «اسلام به اين دليل باقي مانده كه با شجاعت و صراحت با افكار مختلف مواجه شده است. در آينده هم اسلام تنها و تنها با رویارویی صريح شجاعانه با عقايد و افكار مختلف است كه مي تواند به حيات خود ادامه دهد و من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار ميدهم كه خيال نكنند راه حفظ معتقدات اسلامي جلوگيري از ابراز عقيده ديگران است. از اسلام فقط با يك نيرو ميشود پاسداري كرد و آن علم است و آزادي دادن به افكار مخالف و مواجهه صريح و روشن با آنها.»
هر رفتار و برخوردی که باعث برخورد با فعالان سیاسی و منتقدان و جلوگیری از حق انتقاد و بیان بشود و به سلب حقوق مدنی دامن بزند و به افزایش هزینه فعالیتهای سیاسی در جامعه ما دامن بزند، با اندیشه مطهری به عنوان یک تئوریسین بزرگ انقلاب اسلامی و آنچه در حکومت علی(ع) در برخورد با مخالفان سرسختش دیدیم که از فضای آزادی بیان برای مخالفت و برخورد با حکومت حضرت استقاده میکردند، همخوانی و همراهی ندارد.
امروز باید از ارزشهای انقلابمان دفاع کنیم. بپذیریم که آزادی سیاسی در متن تعالیم اسلام عزیز و سیره ائمه و آرمانهای انقلاب شکوهمند ماست و نمیتوان با براندازی نرم ارتباطی داشته باشد. مراقب باشیم برخورد با براندازی نرم و دفاع از نظام و ایران عزیز، معنای سلب آزادیهای سیاسی را پیدا نکند.
1- پیروامون انقلاب اسلامی صفحه 49
2- جاذبه و دافعه علی(ع) شهید مطهری143
3- پيرامون جمهوري اسلامي، ص 12 – 124
4- پیرامون انقلاب اسلامی صفحه 16
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
نظرات بعضی دوستان انسان رو به یاد طالبان و اسامه بن لادن میندازه
دوستان که از این مقاله انتقاد می کنند و میگن گزینشی هست لطفا بگن که شیوه انتقاد و مخالفت با بی طرف نبودن نهاد ناظر بر انتخابات چی هست؟؟
دوستان بهتره به تاسی از سیزه ائمه اجازه بدیم تا سخن مخالف هم از رسانه ملی پخش بشه،نه اینکه زندان ها رو پر کنیم از مخالفین و بعد بگیم این سیره علی است
.این هم میشود که ما اگر بخواهيم جانمان تازه شود! و نيز بخواهيم جوانانمان به حقيقت اسلام و به درك عميق و به تحليل صحيح از حوادث سياسي و اجتماعي در هر زمان برسند و راه حق را از باطل تشخيص دهند بايد هم خودمان مطالعه كنيم و هم تشويق به مطالعه، تا براي پرسشهايمان پاسخ را بيابيم و حقيقت برايمان روشن شود. نه اينكه كسان ديگري براي ما مطالعه كنند!
خواهشن بذارینش وسط ، خوب توی دید باشه. روز میلاد امام علی(ع) است و مناسبت هم دارد...
خط به خط که می خواندم بغض، گلویم را می گرفت . خدا حفظ کند کسی که با این قلم شیوا از اسلام و انقلاب دفاع می کند.
به اسلام، این دین مترقی افتخار میکنم. به محمد، به علی و سیره شان می بالم.درود بر شما
چقدر پیام زیاده؟ پیشنهاد میکنم پیامهای موافق و مخالف را دسته بندی کنید و در یک پست جداگانه بهمراه مقاله بگذارید. جالب میشه. فکر کنم بیشنرین کامنت ها را داشته این مقاله
کاش صدا وسیما بجای خیلی از برنامه های بی محتوا از آقای مکارمی و دیگر متفکران و رهروان امام و استاد مطهری دعوت می کردند و به این موضوعات می پرداختند. این بهترین دفاعی است که می شود از اسلام و انقلاب و نظام در دنیا کرد
بايد اضافه كنم كه انباشت خواسته هاي مطرح نشده و سئوالات بي پاسخ توسط مسئولين باعث ايجاد عقده در روح آدمي ميشود كه به فرياد تبديل مي شود ويا سر مقر دشمن در ميآورد پس توصيه هاي بالا به هر جهت درمسير آرومانهاي انقلاب قابل ملاحظه است
ایکاش چنین افکاری فرصت بیشتری برای انتشار در سطح جامعه داشتند. آیا اگر صدا و سیما بجای برنامه های کم محتوا روزی 20 دقیقه برای انتشار این افکار سازنده زمان میگذاشت اسلام بهتر حفظ نمی شد؟
از تابناک تشکر میکنم. لطفا به این موضوع بیشتر بپردازید. نگذارید به اسم برخورد با براندازی نرم، ارمانهای انقلاب و امام مورد خدشه قرار بگیرد.
"...آیا همانگونه که نگران اسلامیت نظام باید باشیم نباید نگران سدکردن آزادی بیان و اندیشه و جمهوریت باشیم؟.... "
برادر عزيز آقاي مكارمي!
با سلام
ضمن تشكر از مطلب ارزشمند شما :
1- بي ترديد دليل اين كه اين مطلب و مطالبي از اين دست مورد استقبال قرار مي گيرد اين است كه مصاديقي بر خلاف سيره ائمه اطهار و در نقطه مقابل انديشه هاي شهيد مطهري متاسفانه در نظام اسلامي ما رسوخ كرده است و باعث مي شود مردم اين گونه يادداشت ها و پيام آن را كاملا لمس كنند و در نتيجه براي آن ها جاذبه داشته باشد .
2- و اما آن چه به عنوان يك تذكر دوستانه خواستم به عرض شما برسانم به استناد فرازي از يادداشت شما كه در بالا آوردم اين است كه چرا دو مقوله اسلاميت و جمهوريت را به عنوان دو ركن مجزا در نظر مي گيريد در حالي كه اسلاميت كه بر گرفته از شريعت اسلام است و براي انسان و رعايت حقوق انسان و صيانت از آزادي و كرامت انسان تاسيس شده است چيزي غير از جمهوريت نيست .
شما سوال كرده ايد همان گونه كه نگران اسلاميت هستيم بايد نگران جمهوريت هم باشيم !!
برادر عزيز!
اگر جمهوريت نباشد اسلاميت به عنوان مجموعه اي از حقوق انسان ها محلي از اعراب نخواهد داشت . ديني كه مردم مخاطب آن است . ديني كه در جاي جاي آيات كتابش دستور اكيد به رعايت حقوق مردم داده شده است . ديني كه راه و رسم تعامل انسان ها با يكديگر را نشان مي دهد . ديني كه به حقوق فردي و اجتماعي و سياسي مردم توجه داشته و براي هر يك راهكار ارئه مي دهد مگر محتواي آن را چيزي غير از حقوق جمهور مردم در بر مي گيرد كه ما تصور كنيم اسلاميت بدون جمهوريت قابل تصور است ؟!!و اين دو مقوله را به عنوان دو ركن تعريف نماييم .
مگر حكومت علي (ع) عنوان جمهوري اسلامي داشت ؟ نداشت و همه به نام حكومت علي و حكومت اسلامي آن را مي شناسيم اما به استناد مطالبي كه شما در بالا نوشتيد در آن حقوق انسان و آزادي مردم و جريان هاي افراطي در نهايت سعه صدر رعايت مي شد.كه دقيقا به دليل همين تعامل است كه ما آن را حكومت واقعي اسلامي مي دانيم . آيا اگراز حكومت علي آن چه از حقوق مردم در آن رعايت مي شد را بگيريم آيا مي توانيم به آن نام حكومت اسلامي بدهيم؟! هرگز ..
نتيجه : در صورت عدم رعايت جمهوريت ، قبل از جمهوريت اسلاميت از بين مي رود و در صورت عدم رعايت اسلاميت قبل از اسلاميت اين جمهوريت است كه زائل مي شود . جمهوريت و مسائل آن از اصول و مفروضات اسلام است و اين دو از هم جدا شدني نيستند و نبايد بگوييم عده اي در دفاع از اسلاميت با جمهوريت جدال مي كنند و يا بر عكس گروهي در دفاع از جمهوريت با اسلاميت در افتاده اند . اين دو در هم تنيده است و جمهوريت محتوا و موضوعات اسلاميت را تشكيل مي دهد ..
من در تعجبم که چرا موضوع تحمل نظرات مخالف امروزه باب این سایت و سایت های دیگر شده است. مگر کسی مخالف این موضوع بوده و یا هست؟ اگر کسی بوده همانطور که در مناظرات نامزدهای ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد اشاره کردند در دولت های قبلی بوده و حتی در دولت آقای خاتمی که مدعی دموکراسی و تحمل مخالف است بوده و چه شده که امروز برای این نویسنده محترم اهمیت پیدا کرده است؟ جالب است که همه گونه تهمت و تخریب در 4 سال گذشته بر علیه این دولت بوده است و رئیس جمهور محترم شخصا همه آنها را بجان خریده و عاملین آنها را نیز بخشیده است ولی ناجوانمردانه به وی چنین تهمت هایی زده می شود. چه کسی گفته است که نباید مخالف را تحمل کرد؟ اما آیا برگزاری تجمع های همراه با تخریب اموال عمومی و خصوصی و کشتن و مجروح کردن جمعی از مردم به بهانه اعتراض حق طبیعی مدعیان آن است و ندادن اجازه چنین تجمع هایی عدم تحمل مخالف است؟ چگونه شما وجدان خود را قانع می کنید و چه جوابی برای فردای قیامت دارید؟ خداوند تعالی همه ما را به راه راست هدایت فرماید.
اين نوع مقالات هميشه زيبا بوده و هست اما در اين زمان مشخص است چه سمت و سويي دارد . در اين آزاديها هميشه افراط و تفريط بوده بطوريكه با نام آزادي همه كار اعم از ترور شخصيتها ،زير سئوال بردن كارهاي زيبا ، تهمتها و غيره را مشروع مي دانند
بله کاملا موفقم اما متاسفانه اولا تو جامعه مطالعه کم هست بنابراین نه مخاف بی غرض و مرض وعقلانی حرف میزنه نه موافق درست دفاع می کنه ونه دو طرف حرمت این آزادی رو نگه میدارن دشمنان خارجی هم مثل گرگ گرسته تا دعوا می بینن آب دهنشون راه میفته عموم هم به دلیل همین کمی مطالعه آسیب پذیرند.حتی در سطح کلان هم انقدر بی اطلاعی هست که استناد هابه" یکی میگفت "و"میگن " ختم میشه.ریشه این دردها بی ایمانی و بی اطلاعی هست یعنی نبود علم وتعهد و درمان اون مطالعه در مورد هر آنچه بشر باید بداند وپرهیز از هرزگردی وتلف کردن وقت که متاسفانه عادت جوانهاشده
آنچه از دل برآید بر دل نشیند .....
ممنون بابت مقاله زیباتون
چنانچه یک حکومت ، نیازهای اساسی ، از قبیل مسکن ،کار مناسب ، بیمه و حقوق های شناخته شده مردم کشور ش را تامین کند ، نباید نگران عکس العمل منفی مردم باشد ، زیرا مردم غیر از اینها چیز دیگری نمی خواهند و این امر میسر نمی شود تا دموکراسی کامل و بدون پسوند اجرا گردد.
ايشان در كتاب پيرامون انقلاب اسلامي ص 123 همچنين فرموده اند :"«اگر (گروه)بخواهند، ولو با حسن نيّت (تا چه رسد به اين كه سوء نيّت داشته باشند) به بهانة اين كه مردم قابل ولايق نيستند و خودشان نمي فهمند، آزادي را از آن ها بگيرند به حساب اين كه مردم خودشان لياقت ندارند، اين مردم تا ابد بي لياقت باقي مي مانند.… رشدش به اين است كه آزادش بگذاريم ولو در آن آزادي ابتدا اشتباه هم بكند. صد بار هم اگر اشتباه كند باز بايد آزاد باشد.
ايشان معتقد است كه "«تجربه هاي گذشته نشان داده است كه هر وقت جامعه از يك نوع آزادي فكري (ولو از روي سوء نيّت) برخوردار بوده است، اين امر به ضرر اسلام تمام نشده، بلكه در نهايت به سود اسلام بوده است"
پيرامون انقلاب اسلامي، ص63
"
سلام
لطفا خودتان تفسیر نفرمایید و آن قسمتهایی که به نفع شماست را ذکر نکنید!آیا توهین به رهبری و ولایت فقیه مخالفت آشکار با نظام و حکومت نیست راستی اگر امام راحل (ره) زنده بودند و سکان دار این انقلاب بودند این سخنان را از کتب مختلف استاد مطهری جمع می کردید و .....
جناب دکتر برخورد امام با خط نفاق چگونه بود؟
کلام استاد مطهری هنوز هم بعد از گذشت 30 سال از انقلاب تازهگی و جذابیت دارد از خداوند متعال میخواهم روح پاک و مطهر آن شهید را با سالار شهدا حضرت اباعبدالله و حضرت ابوالفضل عباس محشور کند انشاالله
عالی بود
آقای مکارمی مقاله تان را خواندم البته حرفهایتان برایم تازه نبود قبلا آنها را از مخالفان سیستم ایران که هرگز در عمل به آزادی بیان و آزادی سیاسی اهمیتی نمی دهند شنیده بودم، کسانی که با توجه به انگیزه های قوی مذهبی در درون مردم سعی میکنند نظام را زیر سوال ببرند.
من شما را نمی شناسم و نمی دانم آیا شما هم مانند دیگران دارید از دین استفاده ابزاری می کنید یا نه؟ نمی دانم خودتان عملا چقدر تحمل مخالف را دارید ؟ نمی دانم چقدر توانایی دارید بگویید بله من قانع شدم ، تا امروز اشتباه می کردم؟؟
اما صرف نظر از اینکه شما چه کسی هستید و با چه هدفی این مقاله را نوشته اید به عنوان یک انسان آزاد حرفتان را میشنوم و یک سوال می پرسم
فکر می کنید با توجه به شرایط امروز ایران اگر آزادی آنطورکه باید اجرا شود عملا چه اتفاقی خواهد افتاد ؟
آیا امام علی(ع) توانست جامعه اسلامی را آنطور که باید شکل دهد؟ یا فقط توانست آنطور که باید خودش اسلامی عمل کند!!!
مسلما 11 امام قبل از این بسیار بسیار شایسته تر از ما بودند که بتوانند مدینه فاضله را تشکیل دهند ، اما هیچ یک نتوانستند حتی یک حکومت اسلامی موفق برقرار کنند. پس اینکه بخواهیم از حکومت ایران انتظار حکومت عدل مهدی(عج) را داشته باشیم ، توقع بی جاییست . تیز هوش کسی است که شرایطش را آنطور که هست ببیند و جایگاه واقعی خودش را درک کند . ما فقط داریم سعی می کنیم یک حکومت شبه اسلامی داشته باشیم ،
به نظر شما معنای مجمع تشخیص مصلحت نظام چیست؟ یعنی آنجا که عملا نمی توانیم با تکیه بر اسلام حکومت داری کنیم بگردیم و مصلحت را پیدا کنیم
بله آزادی سیاسی یکی از ارکان حکومت مهدی ( عج ) خواهد بود اما حکومت ولی فقیه آنقدر قوی نیست که بتواند آنرا اجرا کند ، نه اینکه حق با حکومت ولایت فقیه نباشد بلکه حکومت ولی فقیه نمی تواند چنین مسئله بزرگی را درست مدیریت کند .
من نمی گویم در جهت رسیدن به آزادی سیاسی تلاش نکنیم ، می گویم برای رسیدن به هر هدفی اول باید چند مولفه را داشته باشیم یکی از اساسی ترین مولفه هایی که لازم داریم تا بتوانیم راجع به آزادی سیاسی اصلا حرف بزنیم این است که به این توانایی برسیم که با وجود همه غرض ورزی ها بتوانیم محیط را سالم نگه داریم ، یکی دیگر اینکه اول آزادی های ساده تر در جامعه عملی شود مثل آزادی اجتماعی ، از آزادی یک دختر یا پسر در انتخاب همسر گرفته تا آزادی حجاب و آزادی کودکان و زنان و ... و ... و...
به نظر من هر وقت حجاب در جامعه ایران آزاد شد و در عین حال اکثریت بالای 90 درصد مردم حد حجاب شرعی را رعایت کردند آنوقت ما یک نشانه خوب دریافت کرده ایم که قدم بعدی آزادی سیاسی خواهد بود
نه این که بیاییم برای مردمی که اصلا نه مفهوم آزادی را می دانند و نه آنرا در حتی جزئی ترین مسائل زندگیشان رعایت می کنند ، حرف از بالاترین حد آزادی بزنیم ، آزادی ای که هیچ یک از کشور های دنیای امروز توانایی اجرای آنرا ندارند و اجرا هم نمی کنند.
آقایان مطهری و بهشتی مفاهیم اسلام را تبیین کرده اند و هدف غایی کشور را ترسیم کرده اند ، نه این که واقعا آنها باور داشته بودند که در عرض 30 سال آینده به مدینه فاضله خواهند رسید!!
به من لطف خواهید کرد اگر جواب این نظر را بدهید ، جدا تشنه شنیدن انتقاد از یک متفکر واقعی هستم .
موفق و سربلند باشید
پاینده و حقگو باشید!
خیلی جالب بود. اولین بار بود این سخنان را از شهید مطهری خواندم
احساس می کنم روحم تازه شده
چیزی که بعد از مدتها کشمکش و بگو مگوی سیاسی لازم بود
البته ای کاش این حرفها را در زمان کشمکشهای سیاسی انتخابات می زدید
البته هر وقت ماهی را از آب بگیری تازه است
از تلاش شما برای زدودن غبار از اندیشه های ناب اسلامی و ایرانی تشکر می کنم و برایتان آرزوی بهروزی و کامیابی دارم
ایا سبقه ای از برخوردهای منافق گونه با حضرت علی(ع) ودر ظاهر انتقاد در دسترس میباشد؟حضرت چگونه برخورد میکردند؟
کلمة حق یراد بها الباطل
چه زيباست اسلام
ای کاش گوش شنوایی هم بود، آقا ممنون. چه وارونه پوستین دین پوشیده اند!
جانا سخن از زبان مامیگویی
ای کاش همه!!!! این مطالب را می خواندند و به آن اعتقاد داشتند.
پس کو پیامهایی که ما نوشتیم؟
رسيدن از پوسته به مغز اسلام و انقلاب به نظر كار سختي براي دولت مردان شده.
به نام اسلام به كام ................
لذت بردم به گفته دوستمان لطفا به نوعي قرار دهيد كه بيشتر ديده شود.تقاضا مي كنم بيشتر از سخنان امام بزرگوارمان و استاد مطهري و شهيد مظلوم بهشتي استفاده كنيد تا كساني مثل من كه موفق به درك وجودشان نشده ايم از عقايد ناب اسلامي شان بيشتر بهره بريم.
چقدر به هنگام و عالی مطالب را بیان نموده اید ! منتظر مطالب بعدی هستیم
چه خوب بود خوندنش . هر روز از این دست نوشته ها بگذارید .. درود.
جاي تعجب است كه بعضيها سوال و اعتراض به نحوه برخورد و عملكرد واضح مسئولين انتخابات را كه در همه جاي دنيا غير از كشورهاي ديكتاتوري محض
عادي و از حقوق شهر وندي ميباشد را انگهاي عجيب و غريب ميزنند
اميدوارم درج هشدارهاي دلسوزانه شما براي بقاي انقلاب اسلامي باعث دردسر برايتان نشود بنظر ميرسد پاسداري از خط امام (ره) اينروزها جرم و انقلاب مخملي تلقي ميشود
اگر همه دولتمردان ما یکبار کتاب های مطهری و امام رو می خوندند اینقدر به بی راهه نمی رفتند.آنها چه گفته اند و اینها چه می کنند
اين گفتار از تفكر علوي نشات مي گيرد
جالباست که خودتان برای خودتان کارت تبریک می فرستید از هر چیزی که در راستای هدف شما میباشد مطابق نظر خودتان حکم صادر می کنید ولی بهتراست این جمله امام را نیزبرای شما یاداوری کنم که حامی ولی فقیه باشیدتاکشورتان اسیب نبیند
مهم نیست مطلب من منتشر شود ولی نویسنده را به بازخوانی ماجرای مسجد ضرار دعوت میکنم
بخشی از این ماجرا:اكنون كه رسول خدا(ص)باز مىگشت در نزديكى مدينه به آن حضرت خبر دادند كه مسجد مزبور به اتمام رسيده و مركز اجتماع منافقان گرديده است. رسول خدا(ص)به دستور پروردگار متعال از همان خارج شهر پيش از ورود به مدينه، دو نفر از قبيله عمرو بن عوف را فرستاد تا آن مسجد را كه خداى تعالى«مسجد ضرار»ناميد ويران كنند و اين بناى بظاهر مقدس را كه در واقع به صورت مركز دستهبنديهاى سياسى عليه اسلام و مسلمين در آمده و كانونى براى ايجاد دو دستگى ميان مسلمانان شده بود با خاك يكسان سازند.
و از آن پس براى چندى به صورت مزبله و محل اجتماع زباله و كثافات در آمد و منافقان نيز از آن پس نتوانستند مركزى براى خود ترتيب دهند و پس از دو ماه نيزمرگ رئيس و بزرگ آنها يعنى عبد الله ابى پيش آمد و يكسره تشكيلات آنها را به هم زد.
آیا:
آزادی سیاسی یعنی آتش زدن بانک؟
آزادی سیاسی یعنی زمینه سازی برای اوباشگری؟
آزادی سیاسی یعنی تقابل با ولایت فقیه؟
آزادی سیاسی یعنی تقابل با نظام اسلامی؟
آزادی سیاسی یعنی قانونگریزی و گردن کلفتی برای قانون؟؟
لطفا با این توهمات خود چهره امام را مخدوش نکنید....
خودتان را به خواب زده اید و فکر میکنید بقیه هم خواب هستند....
غفلت تا چه حد؟
همانهایی که زمان رسول خدا از صحابه خاص محسوب میشدند در برابر ولی زمان خود ایستادند؟
مگر حضرات غیر از این کردند؟
کسانی که تاب همراهی با ولایت فقیه را ندارند، چطور ولایت امام زمان را تاب خواهند آورد؟
عجب دوران عجیبی است که چنان حق و باطل به هم آمیخته است که هر کسی خود را حق میداند، و انگار نه انگار که باید از چراغهای پر فروغی که روشن است استفاده کرد...
گمراه دانستن دیگران در اوج گمراهی، نوبر است...
اگر منظورتون آزادی تجمع بود هم باید بگویم همان اسلام سد معبر را حرام میداند واگر مسجد هم باعث سد معبر شود باید خراب شود تجمع در روزهای غیر تعطیل هفته مشکلات بسیاری را برای مردم ایجاد میکند که همان اسلام که شما از آن صحبت میکنید آنرا حق الناس وغیر قابل بخشش میدانداز طرف هر کس که میخواهد باشد ایراد دارد
تا آنجا که فکر می کنم بحمداله امروزه در کشور ما نه تحجر حکمفرماست و نه آزادی اندیشه و تفکر زندانی است چون اگر کمی فکر کنیم در کشور ما عده ای حتی بالاتر از آن حقوقی که قانون اساسی برای همه ملت قائل شده است به بیان نظرات و دیدگاه های خود که بعضا هم نادرست و ناروا و حتی توهینی هم می باشند می پردازند و البته در بیشتر موارد هم تحت پیگیرد قانونی نیستند شاید منظور نگارنده محترم این باشد که آزادی صرف بیان باید حاکم باشد که این خود آفتی بسیار مخرب برای مقوله آزادی بیان است زیرا در آن هنگام چه باطل ها که که حق جلوه دهند و چه حق ها که در نطفه خفه شوند چون بسیار مشتبه که مغالطه کاران و سفسطه بازان به راحتی بازار نقد و سخنوری براه می اندازند و پایان آن بطور واضح نابودی نقد و انتقاد ناصحانه و دلسوزانه است در کشوری که ارکان قانونی نظیر قوه مجریه ، قضائیه ، مقننه ، شورای نگهبان و قص علی هذا توسط عده ای در مقاطع مختلف مورد نقد و انتقاد و بعضا تخریب و تهمت و توهین (نمونه آن همین انتخابات دهم ) قرار می گیرند و در رسانه ملی به شخص رئیس جمهور قانونی و مستقر و منتخب ملت از سوی کاندیداها توهین می شود و توسط بعض هواداران مورد بدترین اهانتها و بی مهریها و توهین ها واقع می شود آیا نباید کسی به بهانه آزادی بیان مانع از اقدام سخیفانه این قشر شود در کجای اسلام اینچنین آزادی در خصوص حقوق مدنی اشخاص حقیقی و حقوقی به ناقدان داده شده است؟ آیا این افراد مورد تعرض فاقد حقوق مدنی و اجتماعی اند ؟ در کجای دنیا طرفداران پرو پا قرص دفاع از قانون مداری اینچنین بعد از برگزاری یک انتخابات آزاد و دمکراتیک بر طبل بی قانونی و دهن کجی به ملت می کوبند و با نادیده گرفتن قانون اساسی و راهکارهای قانونی دست به اقدامات فراقانونی و غیر دمکراتیک و مخالف دموکراسی می زنند و با شعار قانون گرایی قانون را دور زده و اینچنین زمینه دیکتاتوری و تک صدایی را مهیا می نمایند ؟ در کجای اسلام و دنیای خارج از اسلام اینچنین برای رسیدن به منافع و مطامع غیر قانونی به شعور 40 میلیون نفر اهانت شده و از خون مردم بیگناه برای خود نردبان ترقی می سازند و بعد هم فریاد عدم آزاد ی بیان و اندیشه سر می دهند ؟ والعاقبه للمتقین
نکته اینجاست که برخی آزادی فحاشی، هتک حرمت ،تهمت ،وافترا میخواهند اگر قوانین ما آنقدر قوی باشد وآنقدر قوی برخورد کند که کسی به خودش اجازه ندهد بجای نقد منصفانه تخریب کند آنوقت آزادی ونقد در مجرای صحصح خود قرار میگیرد
متشكرم از شما . بنده بعنوان كسي كه فرزندم در مساجد حضور صادقانه ايي دارد اميدوارم ايكاش به جوانان پرشوري كه با عشق و علاقه در مساجد و پايگاههاي بسيج مشغول خدمت هستند اين افكار ( كه حداقل در مورد نظرات استاد شهيد مطهري هيچكس در اين نظام نميتواند خرده بگيريد ) و ساير افكار روشنگر كه همواره ترويج بالا بردن علم و اگاهي مسلمانان و خصوصا" نسل جوان را توصيه ميكند اموزش داده شود و فضا را براي انان محدود و تنگ نكنند .انشالله
با سپاس از شما لطفا انديشه هاي امام و صحابه اش مانند مطهري بهشتي رجايي وباهنر را بيشتر به مرد م معرفي كنيد تا با بي تدبيري مديران نظام نسل امروز تصور نكنند كه انقلاب ما و دفاع مقدس بيهوده بوده است.
نوشته خوبي بود هرچند آدمهايي كه خودشونو به خواب زدند با اين نوشته ها بيدار نميشند...
بابا شما هم سانسور میکنید چرا مخاطبان خود را دعوت به اظهار نظر میکنید ولی نطراتشان را نمی نویسید
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.