آخرین خبرتصاویر ناوگروه تئودور روزولت در مسیر خاورمیانه؛ کی می‌رسد؟
1بازدید
۶۱

ترفندهای سیاسی ـ تبلیغاتی کاندیداها، بخوانیم و بیاموزیم!

ف. آرمان

ترفندهای سیاسی ـ تبلیغاتی کاندیداها، بخوانیم و بیاموزیم!
بیانیه شماره .... در مورد .....

ملت شریف ایران
اِ .. اِ .. . من هم دارم مثل آدم بزرگ ها حرف می زنم. باید صدایم را صاف کنم....

بالاخره انتخابات دهم ریاست جمهوری هم رسما تمام شد، با همه اعتراض های بی جواب و بد جوابش (در مقابل زنان بی سرپرست و بد سرپرست یا انسان های بی وارث و بد وارث). خوب است یک گذری به گذشته داشته باشیم و با مروری بر شور و هیجان قبل از انتخابات، رفتار کاندیداها و ترفندهای سیاسی ـ تبلیغاتی آنها را بازنگری کنیم. شاید برخی را هم از قلم انداخته باشم که لطفا به بزرگی خود ببخشید. می توانید مواردی را هم اضافه کنید.

جدای از همه شلوغی هایی که چند روز گذشته پیش آمد و متاسفانه درگیری های لفظی بدی را بین مردم ایجاد کرد، در جمع دوستانی بودم که از تفکرات مختلف و حامیان کاندیداهای مختلفی بودند. خوشبختانه بچه ها هیچ تعصبی ندارند و بنابراین حتی برخی اوقات شعارهای انتخاباتی را به هم می گفتند و همه می خندیدند. یک جاهایی هم می گفتند: "خوب حال فلانی گرفته شد مثلا در فلان مناظره طرف مقابل چنین گفت." و البته با کمی اوقات تلخی ولی همه می خندیدند. ای کاش همه این طور باشیم.

مطلب حال، جمع بندی گفتگوهای قبل و بعد از انتخابات است. جاهایی که مستندی دارم، می نویسم مستند دارم و جایی که استنباط شخصی است، می نویسم.

در طول شبهای قبل از انتخابات بین گروه های مختلف طرفداران و حامیان کاندیداها می رفتم. شعارها، حرف ها و استدلال های آنها را می شنیدم. نکاتی را یادداشت می کردم و درس های بسیار آموختم.

1) سیاسی ترین کاندیدا، جناب آقای شیخ مهدی کروبی

به حق که ایشان سازمانی ترین کاندیدا است. اصول درست و دقیق حزبی را بررسی، با توجه به شرایط ایران موارد را شناسایی کرده و حداقل 4 سال است که اجرایی نموده است. باید قبول کنیم موفق ترین فرد در جمع کردن مخالفین است و این کم ارزشی نیست. امیدوارم قدر این ارزش را بدانند و در موارد درست از آن استفاده کنند.

افراد متشخص، گروه بندی منظم، برنامه ریزی مدون ستادی و یکپارچگی اعضاء حزب، از برجسته ترین ویژگی های ستاد آقای کروبی است. شاید امروز یک نیاز حقیقی و جدی به چنین فردی در جامعه حس می شود و باید از تجربیات ایشان استفاده شود.

ترفندهای تبلیغاتی ـ سیاسی را در چند مورد باید بررسی کنیم:

الف) در مورد بنرها و پوسترها: ایشان دو بنر معروف دارند. یکی با ژست، دقیقا شبیه ژست امام خمینی (ره) که در کتب درسی به چاپ رسیده و برای همه آشنا است و دیگری عکسی که بسیار دوستانه با آقای کرباسچی گرفته شده است.

پوستر جالبی از ایشان در دست هواداران، برچسب آن روی ماشین ها و روی دیوارها دیده می شد و آن هم عکس تیم همراه کننده ایشان بود. گرچه سایت های آقای موسوی نیز پر از طرفداران و حامیان بود و در نشریات دانشجویی اسامی آنها ذکر می شد ولی هیچ کدام گیرایی این پوستر زیبا را نداشتند.

متاسفانه حضور پر رنگ آقای کرباسچی همراه ایشان باعث می شد گهگاهی فراموش کنیم کدامیک کاندیدای ریاست جمهوری هستند. این درحالی است که نظام وامدار حضور پر رنگ آقای کروبی قبل و بعد از انقلاب است.

ب) شعار انتخاباتی ایشان که همان شعار انتخاباتی باراک اوباما یعنی change یا تغییر بوده است. البته ما در کشورمان تغییراتی احتیاج داریم ولی من که نفهمیدم اوباما دقیقا منظورش از تغییر چی بود و آقای کروبی دقیقا چی را می خواستند تغییر بدهند. مطمئن هستم اگر اوباما از این کلمه استفاده نکرده بود، تیم آقای کروبی اثر گذاری به مراتب بیشتری را کسب می کرد.

پ) هواداران: با وجود با برنامه بودن و تا حدی بی نقص بودن بسیاری از برنامه های آقای کروبی، هواداران ایشان روز به روز در خیابانها کم رنگ تر می شدند. البته بعد از مناظره نامانوس دوم که شعارهای تخریبی و زشتی را در سطح شهر رواج داد، هواداران آقای کروبی که بچه های مودبی بودند، کم حضورتر شدند.

وقتی از آنها می پرسیدیم: "چرا آقای کروبی؟" به سرعت جمله "به کروبی رای دهید" را عوض می کردند و می گفتند "به تیم رای بدهید" !!!!! شاید کمی بیشتر باید دفاع انتخاباتی را یاد می گرفتند.

ت) حامیان و سخنرانان: سخنرانان، بسیار مودب بودند و مدام از کلمه تغییر استفاده می کردند. این اصل روان شناسی است که هر کلمه ای که بیشتر تکرار شود، اثر گذاری بیشتری دارد و این اصل اعتقادی در ستادهای ایشان بود. باز هم تعجب می کنم که حرارت سخنرانان هرچه به زمان انتخابات نزدیکتر می شد کمرنگ تر می شد و متاسفانه باور کرده بودند که انتخابات دو قطبی شده است.

در اینجا باید جمله مشهور آقای کرباسچی در مصاحبه با سایت کلمه را اضافه کنیم که گفتند: "اگر بنا بر اجماع است باید هر دو کاندیدای اصلاح طلب کنار رفته و پشت سر محسن رضایی بایستیم".

ث) آرا: گرچه نمی توانم باور کنم که آقای کروبی فقط همین قدر رای داشته باشد ولی باید تبریک بزرگی به ایشان بگویم. آنهم اینکه آرای ایشان، آرای احساساتی نبود. آراء کاملا عقیدتی و منطقی بود. هر که به آقای کروبی رای داد، به یک منش سیاسی صحیح با یک جمع بندی کامل رای داد. چرا که وقتی آقای کروبی ـ از یاران برجسته امام و از ارکان اصلی نظام مقدس جمهوری اسلامی ـ می گوید تغییر، یعنی واقعا تغییری لازم است و وقتی می تواند کسانی مانند سروش را به پای صندوق رای بکشاند یعنی می توان هنوز هم کاری کرد و رویه ای در پیش گرفت که حتی افرادی که متاسفانه به آنها برچسب ملحد یا ... زده می شود هم جذب شوند و از اندیشه های آنها استفاده شود.

سخن آخر: امید دارم این روحانی انقلابی را در جایگاهی در شان ایشان ببینم و شاهد باشم همان طور که 30 سال پیش در تثبیت پایه های اعتقادی نظام نقش می آفرید، امروز هم پایه های سیاسی نظام و تشکیل احزاب را بچیند.

2) پرجنبش ترین کاندیدا، مهندس میرحسین موسوی

نمی دانم حضور خاتمی و بعد کنار کشیدن ایشان، از قبل برنامه ریزی شده بود یا تصادفی، ولی امیدوارم تصادفی نبوده باشد چرا که علاقه خاصی به برنامه ریزی دقیق سیاسی دارم. متاسفانه با دنبال کردن اخبار در روزنامه های چپ، راست و بی طرف، به نظر می رسد برنامه های سخنرانی مرتب ایشان حاکی از قاطعیت ایشان در حضور بوده که با اعلام حضور آقای میر حسین برنامه بعدی لغو شد و این مطلب چندان جالبی در کارنامه سیاسی آقای خاتمی نیست.

 بلافاصله بعد از اعلام حضور آقای میرحسین، سایت های زیادی چون قارچ هایی که با صدای رعد و برق رشد می کنند، پدیدار شدند. بخشی از آنها از قبل برنامه ریزی شده بودند ولی علاقه 20 میلیونی به آقای خاتمی را نباید فراموش کرد.

 همان علاقه باعث شد تا البته بخشی از آنها در سایت هایی که داشتند یا راه انداختند، صفحاتی مخصوص آقای میرحسین درست کنند؛ بنابراین، با جستجوی کلمه آقای میرحسین در سایت های مختلف، بمباران اطلاعاتی می شدید. این حجم گفتمان در مورد آقای میرحسین یکی از موثرترین ترفندها بود. وقتی از برخی جوانان می پرسیدم "چرا آقای میرحسین؟" می گفتند" همه جوان های هم سن من به او رای می دهند و این خیلی مهم است". بله، جوان ها دنبال هم تیپ های خودشان بودند.

باید قبول کنیم که بیش از نیمی از شور انتخابات مربوط به حضور ایشان بود. چرا که آمدن وی و اعلام مواضعی چون برچیدن گشت ارشاد و ایجاد آزادی های مدنی در پیگیری دولت 8 ساله خاتمی بود و باعث شد جمعیت زیادی از جوانان به کوچه ها بریزند و اعلام حمایت کنند.

ضعف سخنوری آقای میرحسین را تا حدودی اطرافیان سخنور ایشان پرکردند ولی آنطور که در ابتدا می گفتند"ادامه حضور وی در پرده ابهام است" هم نشد. خب، البته نمی شود از کسی که بیست سال، محدود زندگی کرده توقع داشت در اولین سخنرانی با جذابیت سخن بگوید؛ حال آنکه، با گذشت زمان این نقیصه کمرنگ تر شد. از آنجایی که بسیاری از احزاب و تشکل های چپ و اصلاح طلب پشت سر ایشان جمع شدند و اختلاف نظراتی داشتند، یک ماهه اول تشکیل ستادها، تضادها و موازی کاری های زیادی دیده شد ولی با مدیریت صحیح حلقه اول حامیان ایشان، مشکل برطرف شد.

الف) بنرها و پوسترها: انواع و اقسام طراحی ها، حاکی از تنوع ایده ها در ستاد آقای میرحسین داشت. مهر آقای میرحسین که شبیه مهر حضرت امام طراحی شده بود. عکس های متنوعی که با آقای خاتمی داشت و تا حدی شائبه ای شبیه آقای کروبی ایجاد می کرد.

 تکرار فراوان نام، عکس و خاطره آقای خاتمی این احساس را تقویت می کرد که آقای میر حسین چیزی را مخفی می کند. البته دو شایعه قوی در این مورد شکل گرفته بود. یکی اینکه بعد از آرای بسیار پایین معین در چهار سال پیش با وجود حمایت خاتمی از وی و سابقه وزارت علوم، آقای خاتمی می ترسیده است که نتواند همان آرای قدیم را بیاورد و این برای وی ضعف سیاسی محسوب شود. دیگر اینکه به ایشان اجازه حضور داده نشد و البته آقای خاتمی خود نیز موافق است مردم افراد مختلف را تجربه کنند و سلیقه های مختلف را ببینند. [آقای میرحسین چندان تنوعی نبود چرا که ایشان خود 8 سال دولت را گردانده بود]. قضاوت اینکه کدام را دوست و کدام را دشمن شایعه کرده و اینکه آیا اینها خبر هستند یا شایعه بر عهده خواننده می گذارم و خود هیچ مستندی هم برای گوینده یا سازنده خبر ندارم.

مطلبی که برایم جالب است و از افراد مختلف هم شنیده ام طی سه ماه گذشته این بود که "جناب آقای میرحسین چندان هم مقبول ما نیستند. نهایتا ایشان یک اصول گرا است ولی انتخاب بهتری نداریم" یا "بالاخره من یک اصلاح طلبم و باید (باید و باید) کسی را از طیف اصلاح طلب انتخاب کنم". یکی از اقوام شخص بنده که از نزدیکان آقای میرحسین است می گفت: "عزیز جان! دقت کن که بسیاری از تندروها و افراطی های اطراف خاتمی، امروز آقای میرحسین را قبول ندارند و همراه او نیستند. پس میرحسین بسیار معقول تر و معتدل تر از خاتمی خواهد بود". ( !!!!!!)

پوسترهای خطاطی شده نام میرحسین موسوی بسیار جذاب بود. علامت دو انگشت سبابه و میانه دست راست که نشانه پیروزی است ابتکار جالبی بود که هنوز هم بچه های میرحسین از آن استفاده می کنند.

ب) شعار انتخاباتی غالبی که مطرح می شد آزادی مدنی بود ولی شعاری که به طور یکسان در بنرهای مختلف ببینیم را به خاطر ندارم جز موج سبز.

پ) هواداران: خب، پرواضح است که طرفداران آقای میرحسین که در خیابان بودند، روز به روز بیشتر می شدند. هرچه فضای انتخاباتی پرشور تر، تعداد ماشین ها هم بیشتر می شد. می گفتند در ستاد آقای میرحسین روزانه مبلغی پرداخت می شده! شما هم شنیده اید؟ بندهای سبز از مچ بندهای سبز شروع شد و به بند سگک کفش و بند زیبایی قلاده سگ های کوچولو هم رسید. گرچه تا قبل از مناظره دوم بین هواداران آقای میرحسین و احمدی نژاد نزاع خیابانی می شد ولی متاسفانه بعد از آن، موج شعارهای تخریبی هر دو طرف و ساختن جوک ها و پیامک های تخریبی، رنگ سبز را لکه دار کرد.

شایعاتی هم دهان به دهان می چرخید بین بچه ها. در مورد سایر کاندیداها. مثلا احداث آزاد راهی به نام یکی از کاندیداها. یا اینکه به بچه های میر حسین گفته شده بود "آقا محسن مرد بسیار شریفی است. هر جا او و طرفدارانش را دیدید احترام کنید. او با تمام مخالفت ها وارد شده تا آراء رقیب اصول گرا شکسته شده، آقای میرحسین رئیس جمهور شود". [ قابل توجه: یعنی محسن رضایی که روزی امام به توصیه او آقای میرحسین را در مقام نخست وزیری ابقا می کند، امروز چهار دست و پا خم شده تا آقای میرحسین روی کمر او بایستد]. من اگر جای آقا محسن بودم چنان در مناظره سوم نقاط ضعف سابقه ایشان و برنامه های وی را به چالش می کشیدم که دقیقا شب بعد از مناظره دوم، آقای میرحسین انصراف دهد و این شایعه هم بر ملا شود ولی خب خدا ... .

خوشبختانه یا متاسفانه این شایعه باعث شده بود بچه های آقای میرحسین به بچه های آقا محسن بسیار احترام کنند و حتی در موارد جالبی وقتی تفاوت منش و رفتار را می دیدند دستبندهای سبز را باز کرده و فیروزه ای می بستند یا زمانی که بچه های آقا محسن شعار اتحاد اتحاد می گفتند، آنها ساکت می شدند.

ت) حامیان و سخنرانان: به حقِ حق که هیچ کدام از کاندیداها، حامیانی به اندازه آقای میرحسین نداشتند؛ به لحاظ کثرت، شهرت و موقعیت. چه حامیان مالی و چه معنوی. حامیانی که هر کدام به تمام معنا سخنوران وزینی بودند. البته من به شخصه اعتراضی دارم. سرکار خانم راکعی در مناظره دانشگاه امیرکبیر با 45 دقیقه تاخیر رسیدند. از نظر من این یک اهانت به جمع حاضر است. خب، اگر یک بار باشد بخشودنی است و من هم اعتراض نکردم. بعد از آن متاسفانه به کرات این تاخیر را از طرف نمایندگان آقای میرحسین شنیدم. شاید این هم یک ترفند تبلیغاتی بود. وقتی دیر برسید همه برای شما بلند می شوند ولی وقتی زود برسید شما باید به احترام دیگران بلند شوید. در ضمن قبل از ورود می توانید چند نفر را مسئول بگذارید و بعد از بررسی فضا و جو با اطمینان از آنچه دیگران در چنته دارند، حرف بزنید.

ث) آرا: من هم مانند بسیاری باور ندارم که رای آقای میرحسین این بوده باشد ولی "دست ما کوتاه و خرما بر نخیل". آقای میرحسین طرفدارانی بین مذهبیون و طرفدارانی بین به اصطلاح آقایان نیمه مذهبیون دارند. در نتیجه اینکه برخی می گویند ایشان نتوانست دل مذهبیون را ببرد، نخیر، چنین نبوده است.

3) خوشبخت ترین کاندیدا، دکتر محمود احمدی نژاد

این یک قسمت را باید با احتیاط نوشت. نکته اول، ایشان در حال حاضر و بعد از این برای 4 سال رئیس جمهور کشور هستند و جدای همه احساسات نسبت به ایشان، خود را موظف به رعایت برخی موارد می دانم. نکته دوم اینکه اگر مانند دیگران نقادانه بنویسم هیچ کس مطلبم را چاپ نمی کند. البته نکته سومی هم هست که بهتر است بماند.

یک سوال ابتدا در مورد پیشینه ایشان! آیا یک نفر صرف استاندار یا شهرداربودن، رجل سیاسی محسوب می شود. امیدوارم چنین باشد وگرنه نمیدانم چگونه صلاحیت ایشان و آقای قالیباف 4 سال پیش تایید شد؟ در کلیت موضوع تفاوتی ایجاد نمی کند و ظاهرا این هم از همان دسته قوانینی است که عطف به ما سبق نمی شود.

گرچه ایشان به کرات اعلام کردند که ستادی ندارند ولی ما هم به کرات دیدیم که در پوستر ها و بنرها نوشته شده بود "ستاد  مرکزی دکتر احمدی نژاد".. با توجه به در اختیار داشتن امکانات دولتی، ایشان نیاز به ستاد نداشتند و البته از ترفندهای زیادی هم می توانستند استفاده کنند. مثل اینکه چند اتفاق مهم دقیقا قبل از انتخابات و در 3 ماهه آخر رخ داد مثلا اعطای سود سهام عدالت، افزایش حقوق بازنشستگان و معلمان، افزایش حقوق مجدد و در حقیقت اصلاح حقوق کارگران بعد از عید، طرح جلوگیری از فساد سیب زمینی [ به این ترتیب که سیب زمینی مازاد کشاورزان خریداری شد و به رایگان در اختیار روستاهای دیگر قرار گرفت، البته فقط امسال] و ...

گرچه این اواخر، تعداد انتقادات به دوره حکومتی ایشان روز به روز بیشتر می شد و اسناد و مدارک بیشتری در دست عموم قرار می گرفت ولی شروع کننده مباحث تخریبی خود ایشان بودند و ایشان باعث شدند شعارهای تخریبی و زشت در خیابان گفته شود.

امیدوارم بعد از این، این رویه اصلاح شود و ایشان با عذر خواهی رسمی از همه کسانی که قبل از اثبات جرم ولو با قبول مجرم بودنشان باعث آبروریزی شدند، از پیشرفت چنین روند نامطلوبی جلوگیری کنند، حداقل به عنوان یک رئیس جمهور و حداکثر به عنوان یک انسان. شاید این تنها راهی باشد که ایشان بتوانند از رهبری معظم و معزز دلجویی کنند. از طرفی خداوند تبارک و تعالی در حدیثی قدسی می فرماید که آبروی مومن برعهده و ضمانت او است و هر که آبروی مومنی را ببرد از دنیا نمی رود مگر آنکه مفتضح شود. در کنار ترفندهای تبلیغاتی ـ سیاسی به خاطر داشته باشیم که منظور از مومن، هر کسی است که به خدا و قیامت ایمان دارد.

بهرحال، چون ایشان بارها اعلام کردند که ستاد ندارند ما هم چیزی در این مورد نمی گوییم [این یکی از همان موارد نکته اول است. دقت شود. در ضمن اخلاق را هم یاد بگیرید!!!]

الف) بنرها و پوسترها: جالبترین بنر، محمود مردمی نژاد بود. در مجموع تنوع زیادی نبود. اثرگذاری زیادی داشتند مانند آن که دست پیرمردی را می بوسید.

ب) شعار انتخاباتی خاصی هم نداشتند یا من ندیدم شاید ادامه دولت مهر.

پ) هواداران: گهگاهی طرفدارانی با شکل و قیافه های عجیب بین بچه های آقای احمدی نژاد می دیدیم و می پرسیدیم شما دیگر چرا!؟ جواب بسیار بدی می دادند که به همان دلیل نکته اول اشاره ای نمی کنم. بین بر و بچه های موجود در خیابان طرفدار هر 4 کاندیدا، متاسفانه بی ادب ترین و بد رفتار ترین، بچه های آقای احمدی نژاد بودند. البته باید اشاره شود حتما که وقتی اینها تند می شدند بخشی از بچه های آقای میر حسین هم تند شده و حرف های بدی در جواب حرف های بد آنها می دادند.

همین جا از همه عزیزان خواهش می کنم که یک بار دیگر، تاریخ اسلام را مطالعه کنید و ببینید که تنها تعصب پذیرفته شده در اسلام تعصب عموی پیامبر بود که با کمانش بر سر آن ملعون زد!!!!!! حتی نسبت به خدا هم نباید تعصب داشت. تعصب، عقل آدمی را کور می کند. صد هزار بار رحمت به عشق.

نکته ای که به نظر می رسد  انتقال آرا در مدت 6 مناظره بود به نفع و ضرر آقای احمدی نژاد. برخی به ایشان متمایل شده بودند چرا که می گفتند آقای احمدی نژاد مرد شجاعی است و برخی هم به همان دلایل و دقیقا به همان دلایل می گفتند که رئیس جمهور باید عقلایی و محترمانه رفتار کند. بنابراین ریزشی در آرا و افزایشی در آرا نیز بود.

ت) حامیان و سخنرانان: نمی توانیم قبول نکنیم که تمامی سخنرانی ها و عملکردهای 6 ماهه آخر تمام وزرای کابینه در حقیقت سخنرانی های طرفدارانه از آقای احمدی نژاد نبوده است. مخصوصا که گهگاهی تفاوت هایی در رفتار هم دیده می شد. مثل مهربان شدن مامورین گشت ارشاد و بعد جمع شدن آنها و مواردی از این دست. البته تعداد حامیان ایشان هم بسیار و پر قدرت بودند که صد البته من حقیر وارد نمی شود چون برخی از آنها خط قرمزهای من است.

4) با اخلاق ترین و با برنامه ترین کاندیدا، دکتر محسن رضایی

 گرچه در تدبیر سیاسی این مرد کسی شک ندارد ولی همیشه همگان را متحیر کرده. حرف های کاملا قابل اجرا ولی به اصطلاح ما جوان ها "های کلاس" می زند. همیشه یک کاری می کند که هیچ کس توقعش را ندارد. اول گفت دولت ائتلافی. همه جا خوردند. برخی می پرسند مگر می شود آدم چند فکر متفاوت را جمع کند و کار کند؟ حتما دعوا می شود.

البته ایرادی هم ندارد. ایرانی جماعت از کار جمعی فراری است ولی گردهمایی جمعی، شب نشینی جمعی، رای دهی جمعی و ... را دوست دارد. بعدش هیچ کس زیر بار نرفت. هر کدام دلیلی آوردند. برخی حتی شرکت خود در جلسات مربوط به دولت ائتلافی را با ترس رد می کردند. [ چه عجیب!]

من که حقیقتا نفهمیدم چرا و این دولت ائتلافی چی بود که برخی فرار می کردند و از بیان آن می ترسیدند؟! به شخصه اعتقاد دارم کسانی که نقطه ضعفی دارند، توانایی پذیرش مطالب کاملتر از آنچه هستند را ندارند و البته این مسئله را به خودخواهی انسان نیز می توان پیوند داد. در نتیجه خودش آمد و وارد انتخابات شد. آنهم کی؟!!! فکر کنم ایشان ایران و لبنان را اشتباه گرفتند. وای ی ی ی! جنگ 33 روزه. "تو رو خدا آقا محسن وقت بده". "ای وای". "آخر برادر ما که همیشه با شما بودیم، چرا زودتر نگفتی. حالا که ما با فلانی بستیم و قول دادیم". "آخر ما با فلانی بیعت کردیم!" [البته منظورم اصلا برخی گروه های خاص نبود که 7 بار بیعت کردند و آخر به نفر هشتم رای دادند.]

آخرش هم گفت که یک وزیر زن با کیاست و درایت خاص در مسند وزارت امورخارجه می گذارم که در مقابل وزیر امورخارجه امریکا بایستد. زنان را نباید با سمت هایی مثل معاونت محیط زیست سرگرم و مسخره کرد. خب این هم یک شوک دیگر چون همه می پرسیدند این کیه؟ تازه همه اینها یک طرف و ترس از کنار کشیدن دقیقه نود ایشان یک طرف دیگر. خدا می داند اطرافیانش چی کشیدند.

آقا محسن به رنگ فیروزه ای علاقه ای خاص دارد و 10 سال پیش هم در انتخابات مجلس همین رنگ را استفاده کرده بود. هم به دلیل اسلیمی و ایرانی بودنش و هم به خاطر آرامش خاصی که در رنگ فیروزه ای نهفته است.

الحق و الانصاف با برنامه ترین بود. آنقدر که یکی از دوستان گفت: "چه پر برنامه، چه دقیق ولی چه دیر!" تمام زحمت های 12 ساله نخبگان کشور که دورش جمع کرده بود و نتیجه همه سمینارها و سخنرانی ها را در غالب اصل 44 و ایران 1404 را رو کرد و تضمین کرد که برنامه ها را پایه ریزی کند.

گرچه در هر سه مناظره به راحتی می توانست رقبا را تا حد 100 تحقیر کند ولی نکرد. کمی آنها را به چالش می کشید و زمانی که آنها ناتوان از ادامه بحث می شدند، کوتاه می آمد تا جسارتی محضر بزرگان نباشد و این رفتار ناپسند در بین مردم باب نشود. بجز مناظره آخر که این شیر مرد بختیاری کمی فقط نگاه چپ کرد. تازه نغرید. [شاید به خاطر همان نکته اول]

البته دوستان کم لطفی بسیار کردند. هر دو طرف چپ و راست ایشان را ممنوع الخبر کرده بودند. این بهترین راه حذف حریف است ولی مناظره ها و مستندهای تلویزیونی خیلی چیزها را عوض کرد. مستندات دوم خیلی قابل بحث نیستند چون در بین هیاهوی هفته آخر و مناظره ها خیلی توجه نمی شد. اما در بین مستندات اول، فیلم مستند آقا محسن رتبه اول را داشت.

ستاد ایشان خالی از ایراد نبود. زمان کم، محدودیت منابع و تنوع در انسان های فعال در ستادها، بی نظمی را به وجود آورده بود. قابل توجه که این بی نظمی به شدت بی نظمی یک ماهه اول فعالیت ستادهای آقای میر حسین نبود ولی با تمام شدن زمان انتخابات، نظم هم برقرار نشد. چند روز آخر هم که سیل مشتاقان یک انسان با اخلاق و برنامه، ستادها را به هم ریخته تر هم کرده بود. چند قانون در ستادهای آقا محسن حاکم بود گرچه گهگاهی بعضی شیطنت می کردند.

قانون اول: تخریب ممنوع مگر تخریب علمی! یعنی آنقدر کاندیدای خود را کامل بگو که دیگر رقیبان خود به خود حذف شوند. قانون دوم: انتخابات یک دانشگاه ملی است و باید سطح آگاهی جامعه بالا برود.
قانون سوم: احترام به همه کاندیداها و هوادارانشان و البته پذیرایی از همگان با لبخندی آرامش بخش.
قانون چهارم: عدم حضور در مناطق شلوغ و پر درگیری. در صورت حضور در خیابان باید آرامش حفظ شود به گونه ای که کسی آسیب نبیند. این مسئله به گونه ای رعایت می شد که در زمان ورود آقای کروبی به مناظره اول فقط حامیان آقا محسن حضور داشتند ولی همه آقای کروبی را تشویق کردند و با احترامی خاص به پیشواز ایشان رفتند.
قانون پنجم: حفظ جمهوری اسلامی از اهم واجبات است.

بعد از آخرین مناظره بین ساعت یک و دو بامداد، آقا محسن به میدان ونک رفت و در جمع هواداران 4 کاندیدا مقابل ستاد خود سخنرانی کرد. این یک ترفند بسیار جالب بود چراکه بسیاری دستبند سبز و پرچمی خود را باز کرده، دستبند فیروزه ای بستند.

الف) بنرها و پوسترها: آقا محسن انسان خوش تیپی است. خب ببخشید ولی داریم نقد نیمه طنز می کنیم و نباید حقایق را بپوشانیم. سوالی که خیلی از بچه ها می پرسیدند این بود:"خداییش آقا محسن این کت و شلوار چهارخانه مشکی – سفید را از کجا خریده!" بعضی بنرها بیشتر شبیه تابلوهای تبلیغاتی کت و شلوار بود. بعدا کاشف به عمل آمد یکی از عکاسان ایشان یکی از بر و بچه های بسیار خوش سیما و پر هوادار بوده که هیچ هزینه ای هم نگرفت ولی هیچ وقت هم اعلام رسمی حمایت نکرد. عکس ها کاملا حرفه ای بود ولی سیاسی نبود.

 فکر کنم 2 ـ 3 روز آخر انتخابات کمک های مردمی رسید. چون شب آخر، از عکس های آقا محسن در تهران چشمگیر شد. یکی از بچه ها می گفت "برای صرفه جویی و اثر گذاشتن بیشتر75% تبلیغات را گذاشتیم برای هفته آخر". ولی چیزی که ما دیدیم 75% نبود. با عرض پوزش 95% بود. از حال شهرستان ها هم کم خبرم.

ب) شعارها: شعاری که خود آقا محسن گفت یکی ثبات، آرامش و نشاط بود و دیگری انقلاب اقتصادی، تحول مدیریت و دگرگونی فرهنگی. شعار اول خیلی ملیح است و شعار دوم خیلی شلوغ به لحاظ علمی کاملا قابل جمع هستند ولی غیر از دولت ائتلافی و همکاری چیزی شبیه دولت سایه، جمع این دو امکان پذیر نیست. شعاری که روی بنرها و پوسترها نقش بسته بود معمار نوین اقتصاد و معمار بزرگ اقتصاد بود.

پ) هواداران: خوشحالم از اینکه من از هواداران ایشان بوده و هستم. چون فکر می کنم سرافرازترین هواداران، هواداران ایشان باشند. وقتی در میدان ونک می چرخیدم زمانی که به ستاد ایشان می رسیدم لذت می بردم.  همه خندان و شاد.. فقط سرودهایی در وصف ایران و یار دبستانی پخش می شد. همه با هم خوب بودند. شعار تخریبی داده نمی شد و البته هر شب جمعیت بیشتر می شد.

ت) حامیان و سخنرانان: سطح سخنوری حامیان آقا محسن به پای حامیان آقای میر حسین و کروبی نمی رسید ولی به خاطر جایگاه دانشگاهی، علمی و سیاسی آنها رفتار بسیار شایسته ای با آنها می شد. [ قابل ذکر است که رفتار این عزیزان با مخاطبین رفتاری شایسته و در شان یک ایرانی اصیل بود]. شعار درون سازمانی ستاد آقا محسن این بود که صداقت بهترین سیاست است و چون سخنرانان با صداقت صحبت می کردند و به دنبال اهداف انتخاباتی رای جمع کردن صرف نبودند، باید به همه سخنرانان تبریک و خسته نباشید گفت که در اجرایی کردن هدف ارتقا سطح آگاهی مردم توانمندترین بودند.

نباید از قلم بیافتد که محسن رضایی سخنرانی های قدرتمندی قبل از انقلاب، سخنرانی های پر شور حین جنگ و سخنرانی های علمی فراوانی بعد از جنگ داشته است. و همه اینها او را یک سخنور حرفه ای در تمام موقعیت ها و مباحث کرده است. یک همه فن حریف سخنور با یک قدرت ارثی خارق العاده در اثر گذاری و استفاده از زبان بدن را نمی توان با هیچ کدام از کاندیداهای دیگر و حتی سخنرانان 4 کاندیدا مقایسه کرد.

ث) آرا: خب، .... بازهم نمی توان این آرا را باور کرد آنهم با آن همه بالا و پایین شدن ها روی صفحه تلویزیون. با این حال خوشحالیم که آراء آقا محسن آراء نخبگان، بی تعصبان و معتقدین به اصول ایران و انقلاب در کنار اصلاحات به جا و منطقی است.

و اما امروز،

شخصیت همه پسند آقا محسن، خیلی هم قابل پسند برخی خواص نبود. بنابراین با وجود احتیاط همه جانبه ایشان در حفظ نظام جمهوری اسلامی که از اهم واجبات است، عزیزان با زبان و قلم برنده خود سعی در تخریب تنها کاندیدای قانون گرا دارند. چپ و راست ناجوانمردانه کسی را که به دنبال آرامش برای ایرانیان محنت کشیده طی این 30 سال است را زیر بار تهمت ها و شایعات گرفته اند.

قبل از انتخابات وقتی مدام محبوبیت آقا محسن بیشتر می شد، شایعه ای از ستاد آقای میرحسین شروع شد که "آقا محسن هم خوب است ولی رای نمی آورد بنابراین به میر حسین می دهیم". دو روز بعد هم شروع شد که "آقا محسن هم خوب است ولی رای نمی آورد بنابراین به احمدی نژاد می دهیم". دقیقا روز بعد از مناظره آخر که هجوم جوانان آرامش خواه همراه با اقتدار به سمت ستادها زیاد شده بود برای بسیاری از افراد پیامکی رسید که " محسن رضایی:"با انتخابم به عنوان رئیس جمهور چادر را اجباری می کنم"." حال آنکه وی چادر را برای خانواده خود هم اجبار نکرده گرچه با تاکید می گوید چادر حجاب برتر است.
...
عزیزان مطلب بسیار طولانی شد. با خواندن این مطلب و فراگرفتن نکات ریز و درشت آن فکر کنم 3 ... نه 4 واحد دانشگاهی را در دانشگاه انتخابات خوانده باشید. پاس کردن درس ترفندهای تبلیغاتی ـ سیاسی منوط به فکر کردن در مورد آن است. اگر می خواهید نمره پروژه را هم بگیرید می توانید سایر نکات را کامنت بگذارید.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۹:۴۵

زیبا نگاشته اید، دستتون درد نکنه! اما
... دریغا از نعمتی به نغمت تبدیل شد! دریغا از فرصتی که سوخت و دود شد! و ... دریغ ودرد که هنوز تمامیت خواهان دست از آزار بر نمیدارند. تا کجا قرار است این داستان ادامه داشته باشد!!! آیا کسی هست که مظلومیت رنجوران در بند را نجوا کند؟؟؟

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۷:۳۴

مطلب سطحی بی مایه و جانبدارانه بود همین

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۵:۵۶

شعور مردم ما خیلی از این بالاتر است مردم را دست کم نگیرید . در نوشته هایتان کمی هم منصف باشید . البته من کمال تشکر را از شما دارم که با تخریبهایتان رای اقای احمدی نژاد را بالا بردید.کمی به حفظ مخاطبانتان هم فکر کنید.

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۵:۲۸

شکی نیست که آقای دکتر رضایی یکی از رجلهای سیاسی که هم علم دارد هم اخلاق هم صبر و تحمل و از طرفی به حرفهایی که میزد انصافا اعتقاد داشتند و از دل بر می آمد و بر دل می نشست و جالب این بود که در مناظره ها نهایت جوانمردی را نشان داد و هیچ وقت قصد تخریب و تضعیف حریف را نداشت و در برخی مواقع فرصت می داد و درفرصتهایی که حریف قصد سوء استفاده از اخلاق و منش جوانمردانه را داشت با لبخند و برخی مواقع با نگاه معنادار ایشان را قانع می کرد اگرچه ایشان رای نیاورد ویا آمار رای ایشان را ... ولی انصافا اگر زودتر اعلام حضور میکردند و جدی تر کار میکردند سوای نتیجه انتخابات که پارامترهای زیادی در آن نقش آفرین است ولی به جرات میتوان گفت که انتخابات حداقل 3 قطبی می شد و نکته ای قابل توجه این است که چهره ای که با نام دکتر رضایی در اذعان مردم و حافظه تاریخی آحاد ملت ثبت شد یک چهره علمی اخلاقی سیاسی با مرام و با برنامه ماندکه خدا راشاهد میگیرم که هر چند بنده و بسیاری از دوستان هم فکرم ایشان را دیر شناختیم و رای ندادیم ولی پشیمان هستیم انشاءا... تعالی اگر عمری باقی بود در عرصه های دیگر با انسجام و جدیت بیشتر حضور یابند و جامعه هم ایشانرا فراموش نخواهند کرد

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۵:۰۶

کاش اصلا انتخابات نداشتیم
حداقل کسی کشته نشده بود

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۵:۰۰

من به يه چيزي فكر مي كنم اينكه در اين بد اخلاقي ها و بي تقوايي ها ثابت شد كه قدرت آنقدر شيرين و شيفته دارد كه به هر شيوه اي بايد پيروز شد و من ترسم اينه كه اين مسائل باعث بشود رجل سياسي در اين كشور جرئت سر بلند كردن نداشته باشد انوقت شهردار تهران هم كانديد نشود و مجبور شويم به فرمانداريها و دهداريها مراجعه كنيم تعجب نكنيد اگر دوره بعد يك دهدار رئيس جمهور شود شايد هم از خارج وارد كنيم یک چيني که ...

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۴:۵۸

درود بر شما... من به موسوی رای دادم اما جداً تحت تاثیر وقار و اخلاق و منطق آقای رضایی قرار گرفتم .. انشاء الله عمری باشد در هر موقعیت دیگر از ایشان حمایت خواهیم کرد.. دست شما هم درد نکند بسیار عالی نوشتید.

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۴:۵۳

خوب بود.منم موافقم که آرای اقای رضایی و موسوی غیر قابل باور بود.ولی دلیل صرفنظر از شکایتشان را نفهمیدم!مخصوصا که آرای ایشون طبق اون چیزی که تلویون نشون داد در یک مورد کاهش یافت!!!!!!!!!!!!!!

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۴:۳۷

اقای کروبی رو حتی کرباسچی هم بهش رای نداد.
پس کی باید بهش رای داده باشه

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۴:۳۲

دوست عزیز مطالبت نسبتا جالب اما خوب ان چنان شامل و کامل نبود من شخصا به میرحسین رای دادم و علاقه ی خاصی هم به اقای کروبی و رضایی دارم.مطالبت فراز و نشیب داشت.

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۴:۱۸

من به شخصه استفاده کردم کاش همه مسئولان و مردم نیز درک عقلانی از شرایط و انتخاب داشته باشند و حب و بغض مبنای انتخاب نباشد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۴:۰۹

خیلی خنده دار می نویسید می خواهید خودتان را بیطرف جلوه بدهید خوب حمایت میکنید

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۴:۰۸

شما دچار توهم شدید . از بس گرد نخود می زنید .

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۳:۵۴

بی احترامی به احمدی نژاد از اصول این مقاله بود خدا کند که بدون قصد باشد

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۳:۴۱

تحليل واقعا "تابناك" بود!! در مورد ادب و بي ادبي نيز خوب بود نويسنده محترم چشم و گوش خود را خوب باز مي كرد و ميديد كه آنهايي كه دم از ادب ميزدند و آنرا بهتر از دولت ميدانستند (كه اتفاقات پس ازانتخابات نشان داد واقعا راست مي گفتند!!!) در همان تجمعات مردمي ، شعارها و شعرها و پيامكهاي خود چه ادبي را رعايت مي كردند.!!!!!

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۳:۲۴

نگفتي به كي راي دادي؟

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۲:۱۸

شوخي شوخي حرف ها خيلي جدي شد.به اخلاق نياز مبرم داريم.خدا قوت.

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۰:۳۴

خیلی جالب نبود تحلیلتون . از تابناک بیشتر از این حرفا انتظاره .

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۰:۲۵

اوه اوه چه قدر می ترسید در مورد احمدی نژاد حرف بزتید. ترس شما یکی از بارزترین نشانه های وجود عدالت و حق خواهی تو شرایط کنونیه!!!!!!
از شما شجاعت بیشتری انتظار می ره!!!!!!

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۰:۱۸

کمی مغرضانه بود.

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۰:۱۴

نويسنده اين متن به هيچ عنوان فرد بي طرفي نبود بنابراين نقد وي به هيچ عنوان درست نيست در ضمن تا كي مي خواهيم خود را در لفافه ادب و تربيت نداشته بدترين توهين ها را به ديگران بكنين بس كنيد اين شما هستيد كه بايد از اقاي احمدي نژاد طلب بخشش كنيد كم به او توهين كرديد تهمت زديد كاش خدا به ادمهايي نظير شما كمي انصاف مي داد
هر چند مي دانم اين تابناكي بيچاره نظر مرا تاييد نخواهد كرد

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۰:۱۳

كاش رضائي برنده مي شد تا همه بفهمند معناي واقعي تغيير و عدالت و موج همبستگي يعني چي.
واقعا كه حيف شد. زنده باد محسن رضائي

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۰:۱۳

بهترین تبلیغ به میرحسین عملکرد احمدی نژاد بود . واین باعث شد مردم هجوم بی سابقه به میر حسین نشان دهند

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۰:۱۱

به نظر من هم دوست داشتن كسي يا چيزي انسان را كور و كر مي كند

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۰:۰۴

جناب رضایی این بار هم با انصرافش از شکایت نقطه ضعف دست دیگران داد و اثر این متاسفانه میماند

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۱۰:۰۱

سلام آرمان عزيز
من چندان علمي نيستم و عقلايي هم.
اما با خواندن مطلب "نيمه طنز" شما چند بار اشك در چشمانم جمع شد تا آنجا كه خواندم شما به هواداري خود از آقا محسن افتخار مي كنيد.
بسيار به خودم اميدوار شدم كه تصميم درستي گرفتم و هميشه بر سر آن مي مانم.
اول خدا و بعد اشخاصي مانند آقا محسن هستند كه قادر به بازسازي ايران هستند

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۹:۵۹

بدک نبود
اون تیکه ی خط قرمز حامیان قدرتمند احمدی نژاد رو خوب اومدی!!!

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۹:۵۲

به هر حال جایی باید وجود داشته باشه تا اندکی از محسن رضایی تعریف شود!!!!
کجا بهتر از تابناک!!

عده ی زیادی هنوز د شک شکست انتخاباتی هستند و هضم شکست سنگین باید قبول کرد که مشکله!

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۹:۴۱

میگم خوب شد از سومی می ترسیدی وگرنه میخواستی دیگه چی بگی؟ جان خودم نه جان خودت بیا بقیه اش رو یواشکی به ما بگو بدونیم بابا ما که داغ کردیم فقط همین قدر میدونیم.

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۹:۲۵

هر کس به دلایلی به کاندیدایی که از نظر خودش اصلح بوده رای داده و نظرات اشخاص چه کاندیدای مورد نظرشان پیروز شده یا خیر برای هر انسان منصفی کاملاً قابل احترام است اما متأسفانه سایت شما مانند قبل از انتخابات به شدت و با استفاده از انواع شیوه ها به آقای احمدی نژاد حمله کرده و در این راه بی انصافی را از منظر هوداران ایشان به حد اعلا رسانده.گویی شما نیز مانند آقای موسوی و هوادارانشان اصولاً خیل عظمی راکه به دکتر احمدی نژاد رای داده اند اصلاً جزء مردم ایران به حساب نمی آورید.نمونه اش همین مقاله بالا که کاملاً جهت دار طراحی شده و همه کاندیداها را(بخصوص آقای رضایی را) به نوعی خوب و بی عیب جلوه داده و چهره آقای احمدی نژاد و هوادارانشان را بسیار منفی و زشت نشان داده است.با اینکه معتقدیم بجز امامان معصوم هیچکس بدون ایراد و اشکال نیست و اگر کسی از هواداران دکتر را هم ببینیم که هیچگونه ایرادی را به عملکرد دکتر وارد نمی دانند حتماً با آنان هم برخورد می کنیم ولیکن باید به شما هم تذکر بدهیم اینگونه مطالب شأن سایت شما را پایین خواهد آورد و خواسته یا نا خواسته به شعور و نظر مخاطب خود توهین می کنید.انصافاً و حقیقتاً آنچه که در این مدت از رفتار طرفداران کاندیداها دیدیم بی ادب ترین رفتار را از طرف بعضی از طرفداران آقای موسوی شاهد بودیم که کاملاً خود خواهانه به وضوح نه تنها به آقای احمدی نژاد همه گونه توهین می کردند بلکه کاملاً به خود اجازه توهین به مردمی که بنا به تشخیص خودشان به آقای احمدی نژاد می خواستند رأی دهند را می دادند . اگر ادعای آزادگی دارید این نظر من را هم بگذارید و مانند نظرات زیادی که برای شما از قبل از انتخابات ارسال کردم آن را حذف نکنید. در غیر اینصورت زحمت تایپ این مطالب حداقل به درد تأملی برای شما در جهت گیری مطالب سایتتان خواهد بود که گروههای مختلف مردم بیشتر به آن مراجعه کرده و آن را قبول داشته باشند.

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۹:۰۰

خداييش تحليل خوب و نسبتا بي طرفانه و معقولي بود. يا علي

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۸:۴۰

من به آقاي رضايي رأي دادم و خوشحالم از اين كار - و اينكه در رأي ايشان دست برده شد را نمي دانم ولي اين را مي دانم كه آقاي محسن رضايي با برنامه ترين - با اخلاقترين و جداي از هياهو به دنبال يك انتخابات سالم و بي تقلب بود و از اين تاسف مي خورم كه 4 سال قبل ايشان بنفع آقاي x كنار كشيد و اي كاش اين كار را نمي كرد چراكه اكنون مردم با افكار ايشان آشنايي پيدا كرده اند و اين مي تواند سرآغاز راهي براي 4 سال آينده باشد.
به هر حال اميدوارم يكبار ديگر ايشان را در صحنه انتخابات ببينيم.

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۸:۳۵

توهين آميز و اعتاب آلود بود ادبيات غير قابل باور براي سايت شما

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۸:۲۳

قضاوتتان منصفانه نبود بويژه درجايي كه احمدي نژاد را به تهمت زني متهم نموده ايد اگر خاطرتان باشد چند ماهي قبل ازانتخابات انواع تهمت ها به از طرف كانديداها به آقاي احمدي نژاد زده ميشد ودر متاظره آقايان كروبي وموسوي نيز بيشترين تهمتهاي نابجا به ايشان زده شد مثل دروغگويي خرافه گري رمالي و.... حال اگر ايشان كساني را معرفي كرده كه دستي در بيت المال دارند وخوراك تبليغاتي رغيب را نيز تهيه مي نمايند تهمت است يا روشنگري كه بايستي بررسي شود البته ما بايد به سخنان رهبرمعظم نيز توجه كنيم كه آقاي احمدي نژاد مطلبي را در باره اشخاصي وابسته به شخصيتهاي بزرگ نظام مطرح كردند كه جرمشان بايستي در دادگاهي ثابت ميشد ولي مردم مي دانند كه اين اشخاص در چه وضعيتي هستند ودادگاهها هم نميتوانند برايشان اثبات جرم نمايند به هرحال توهينهاي آقايان موسوي وكروبي به رئيس جمهور وقت بسيار بدتر بود كه هيچ ذكري از آن بعمل نياورديد به هرحال تمام اين صغرا كبري گفتن ها براي مطرح نمودن آقا محسن بود كه آنهم جاي بحث دارد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۸:۱۴

بسیار جالب بود
ولی با اخلاقترین کاندیدا را کمی بی انصافی کردید.
میر حسین قربانی همه در مناظره شد و باعث شد تا بقیه از سیاست غیر منصفانه آقای احمدی نژاد درس عبرت بگیرند.
با اخلاق ترین کاندیداها آقای رضایی ، کروبی و موسوی ( بدون هیچ ترتیبی )بودند.

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۸:۱۳

خوب بود خسته نباشید! ولی آخرش یهو (قصد و غرضی نداشتین ها!) به یه طرف غش کردین. با این وجود ما مخلص اقای محسن رضایی به خاطر رشادتهایش در جنگ و اینکه اون زمان فرمانده بسیجی های مدافع کشور، بوده اند، هستیم.
یه بسیجی اون زمان

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۷:۵۲

عالی بود متشکرم ای کاش طرفداران اقای رئیس جمهورکمی فکر کنند وحرف های طرف مقابل را گوش کنند که چنین نیست

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۷:۳۲

واقعا" بزرگترين فرصت طلائي از ايران گرفته شد از اينكه اين مرد فهيم و مودب راي نياورد تاسف خورديم .

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۷:۰۰

جناب ف آرمان نقد شما خیلی هم صحیح نیست هاااادر ضمن تابلو به رضایی رای دادید

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۵:۱۶

در باره علت انصراف خاتمی استدلال جالبی کرده اید. هم نوشته اید که:"نمی دانم حضور خاتمی و بعد کنار کشیدن ایشان، از قبل برنامه ریزی شده بود یا تصادفی، ولی امیدوارم تصادفی نبوده باشد چرا که علاقه خاصی به برنامه ریزی دقیق سیاسی دارم. متاسفانه با دنبال کردن اخبار در روزنامه های چپ، راست و بی طرف، به نظر می رسد برنامه های سخنرانی مرتب ایشان حاکی از قاطعیت ایشان در حضور بوده که با اعلام حضور آقای میر حسین برنامه بعدی لغو شد و این مطلب چندان جالبی در کارنامه سیاسی آقای خاتمی نیست." یعنی خاتمی به خواست خودش کنار کشید. اما درست جهار پنج پاراگراف بعد، مینویسید که:"به ایشان اجازه حضور داده نشد "
شما که خود میدانید رهبر با حضور ایشان موافق نبود و هم ایشان بودند که اجازه حضور ندادند، چرا در پاراگراف قبل، انصراف آقای خاتمی را ناشی از تصمیم خود ایشان فرض کرده اید و ارزیابی تان را نیز ارائه کرده اید:"این مطلب چندان جالبی در کارنامه سیاسی آقای خاتمی نیست."

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۲:۰۸

در خصوص آرای نفر سوم ننوشته بودید

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۱:۴۹

خودتونو مسخره کردید یا ما رو، آخه طرفدارای خیابونی آقای رضایی کجا بودند؟
این آقای رضایی در واقع از آب گل آلود انتخابات با سیاست یکی به نعل یکی به میخ ماهی گرفت و گرنه بنده خدا تو با همه شعارهای دهن پر کنت 600 هزار رای آوردی...
بسه دیگه
هر چند این نظر هم به شمار نظرهای منتشر نشده انتقادی دیگر از محسن خان اضافه می شود

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۱:۳۱

نویسنده:رییس ستادانتخابات دکتررضایی!ف ارمان

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۱:۲۳

سلام.
آقا اين چه متنيه آخه. انصافتون رو شكر. بابا شما ديگه آخرشين خدا وكيلي. طبق نوشته شما مسخره ترين تبليغات، بي كار ترين نامزد، بي نظم ترين طرفداران، بي ادب ترين افراد و ... را آقاي احمدي ن‍ژاد داشتند در حاليكه دوستان ديگر خيلي خوب بودند. من از شما مي پرسم:‌اول آقاي مير حسين شروع به پرخاش كردند و در سفر هاي تبليغاتي خود احمدي نژاد را كه در آن زمان رئيس جمهور مملكت بودند را دروغگو، رمال و .... خطاب كردند. گفتند يا نگفتند؟ آيا همين طرفدارانشون نبودند كه اگر كسي در حين موج سبزشان با پرچم حتي با خانواده در حال تردد بود او را فحش باران و لجن باران مي كردند و حتي همسر او يا كودك او نيز در امان نبود. اگر شما نديده ايد من فيلمش را در اختيارتان بگذارم. يا مگر همين آقاي مهندس موسوي نگفتند كه من تبليغات را لازم نمي دانم؟‌ چرا پس اين مسائل را نمي بينيد؟ انصاف داشته باشيد.آيا نبود همان آقاي كروبي اي كه معاون اولشان را همه به عنوان دزد مي شناختند و آمدند و ما را احمق فرض كردند و اشك تمساح ريختند؟ آيا جناب آقاي رضايي نبودند كه با ايده هاي فضاييشان ملت را جوگير كرده بودند. آخر يكي نيست بگويد كه بابا ما كه دانشجوي مديريت يا اقتصاد هستيم هم ايده هاي فئوداليته فضايي رو مي فهميم.
برادر من منصف باشيد. برادر من منصف باشيد. نه به خاطر اينكه در مورد نامزد مورد علاقه ام بي انصافي كرده ايد، اين را به اين خاطر مي گويم كه شما كه از سايت هايي مثل فارس ايراد مي گيريد خودتان بايد انصاف داشته باشيد. من نمي گويم كه چرا در مورد احمدي نژاد اينطور نوشتيد ، اين حق شماست. اما در اين حق طرفداران ايشون رو هم ببينيد و البته اگر عيب هاي ايشون رو مي گيد انصاف داشته باشيد و عيب هاي بقيه رو هم بگيد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۱:۰۹

در مورد پول در ستاد میر حسین اشاره به شایعات کردید. عرض کنم که مطمئن باشید شایعه است زیرا بنده به عنوان مسئول ستاد حتی به اندازه کافی پستر هم نداشتم و کارمان روز های آخر فقط رنگ کاری بود آن هم با رنگ خریداری شده از جیب خودمان.

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۰:۵۵

یه دفعه تو عنوان می نوشتی فقط محسن رضایی!!! خودتو ما رو راحت می کردی!

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۰:۲۵

آقای رضایی! به عنوان کسی که به شما رای داده در صداقت شما تردید نداشتم تا زمانی که از پیگیری شکایتتان به شورای نگهبان انصراف دادید و آنرا در راستای پیروی از نظر آقا و کمک به حفظ وحدت اعلام کردید آن هم با فاصله چند روز بعد از فرمایشات ایشان و زمانی که اوضاع تقریبا آرام شده بود .از این کار شما در این موقعیت و بعد از بازشماری تعدادی از صندوقها در حضور نمایندگان شما و عدم تغییر در نتیجه آرا چه نتیجه ای می توان گرفت پیروی از ولایت و حفظ نظام یا تلاش برای .... برادر بزرگوارم! سرباز ولایت و نظام به محض شنیدن نظر ولی آنرا اجرا می کند نه اینکه چند روز به این در و آن میزند وقتی دید ادعایش صحیح و قابل اثبات نیست از ولایت و نظام و مردم هزینه میکند و اعلام انصراف میکند ... یا علی!

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۲ ۰۰:۰۷

من هم از «آقا محسن» خیلی خوشم اومد ولی هرچی گشتم نتونستم طرفداری از ایشون رو ببینم تا رفتارش رو محک بزنم. البته نمی گم واقعا طرفدار نداشتند شاید برخی رویشان نمی شد در دوقطبی ایجاد شده بین موسوی و احمدی نژاد نام ایشان را ببرند یا توجیه "رای نمی آورد" را داشته اند. گرچه مسلما رای ایشان خیلی بالاتر بوده است.

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۱ ۲۳:۳۸

منم به شما تبریک می گم ، اما از یک چیزی می ترسم ، که مثل شما که ترسیدید برخی از چیزها بگید می ترسم بنویسمش

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۲۱ ۲۳:۰۸

با خواندن این مقاله و یادآوری پیروزی (غیر قابل باور) آقای احمدی نژاد، دلم به شدت گرفت...

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.