آخرین خبرتصاویر ناوگروه تئودور روزولت در مسیر خاورمیانه؛ کی می‌رسد؟
7بازدید
۸۰

معلمی که برای دانش‌آموزانش پدری می‌کند

من و همسرم بخشی از درآمدمان را به این بچه ها اختصاص داده‌ایم تا دیگر شاهد روزی نباشیم که دانش‌آموزی از شدت گرسنگی در کلاس درس بی‌حال شود

زندگی در مدار صفر حکایت مردمانی است که گرچه سالهاست تن به  خشکسالی داده اند، اما تنور محبت و عشق شان هنوز و همچنان گرم است. انسان هایی که در سخت ترین شرایط نجابت خود را حفظ کرده اند.
 
به گزارش روزنامه ایران، زندگی این روزهای مردم روستاهای منطقه هیرمند و شهرستان زهک در سیستان و بلوچستان سرشار از ناگفته هایی است که باید با چشم دل آنها را دید. حکایت مردمانی که سالهاست چشمانشان به آسمان دوخته شده تا شاید رحمت الهی زمین های تشنه  شان را سیراب کند. کودکانی که نان و پنیر معلم برای آنها بهترین غذایی است که هر روز به عنوان ناشتایی  می خورند. سالهاست که درس ایستادگی و مقاومت در برابر مشکلات در کلاس های دبستان ابن سینا در روستای سیادک و دبستان شهید غلامعلی شهرکی در شهرستان زهک تدریس می شود . معلم هایی که بخشی از حقوق ناچیز خود را برای خرید نان و تهیه صبحانه برای دانش آموزان هزینه    می کنند تا  لبخند را میهمان صورت این کودکان کنند. معلمی که با دست خویش لقمه ای نان و پنیر برای دانش آموزانش می گیرد تا با شکم گرسنه بر سر کلاس ننشینند، به همه ما یادآور  می شود که درس انسانیت را باید در کلاس چنین معلمانی آموخت. رامین ریگی و ناصر ریگی معلم و مدیری هستند که سالهاست در شهرستان زهک و روستای سیادک منطقه هیرمند برای دانش آموزان محروم  نقش پدر دلسوز و مهربان را ایفا می کنند و میزبان آنها در کنار سفره مهربانی هستند.
 
 

جمله‌ای که تکانم داد
 
تصویر رامین ریگی، معلم دبستان شهید شهرکی شهرستان زهک که عاشقانه برای دانش‌آموزان مدرسه لقمه‌ای نان و پنیر تهیه می‌کند، چندی قبل در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. معلم 41 ساله‌ای که با انشای یک دانش‌آموز بعد از 12 سال تدریس متوجه شد معلمی معنای دیگری دارد و تا آن روز برای دانش‌آموزان معلمی نکرده است.
 
او که 23 سال تدریس در مدارس منطقه محروم زهک را در کارنامه‌اش دارد، از روزی که خواندن انشای دانش‌آموز ابتدایی او را تکان داد، این گونه می‌گوید: شهرستان زهک در 10 کیلومتری مرز ایران و افغانستان قرار دارد و محرومیت در چهره مردم این شهرستان موج می‌زند.  بعد از 12 سال تدریس یکی از روزها از دانش‌آموزان خواستم تا انشایی بنویسند و در آن هرچه که دوست دارند، خطاب به معلم‌شان بگویند. بیشتر دانش‌آموزان من دختر بودند و وقتی برگه‌ها را در خانه مطالعه می‌کردم، با خواندن یکی از آنها قلبم به درد آمد. متوجه شدم که 12 سال است که معلم نبوده‌ام. این دانش‌آموز نوشته بود شما همیشه برای ما مثل پدر و برادر بوده‌اید ولی آیا می‌دانید که لباس یا مواد غذایی ما از کجا تأمین می‌شود؟ آیا می‌دانید که ما همیشه گرسنه هستیم؟ با خواندن این نامه متوجه شدم هنوز دانش‌آموزانی را که هر روز چشم به من می‌دوزند، نشناخته‌ام. در این مدرسه 13 خانم معلم تدریس می‌کردند و من تنها معلم مرد بودم. تا یک هفته شب‌ها اشک می‌ریختم و با خودم فکر می‌کردم چطور می‌توانم لبخند را بر لبان دانش‌آموزانم بنشانم. تا به آن روز کمتر به زردی چهره آنها توجه داشتم و بعد از این نامه بود که متوجه شدم آنها همگی دچار سوء تغذیه هستند. وقتی آرزوهای آنها را با آرزوی دخترم مقایسه می‌کردم، دلم می‌لرزید. آرزوی دخترم داشتن یک لپ تاپ بود و آرزوی این کودکان خوردن یک ساندویچ. دوبار از آموزش و پرورش منطقه درخواست کردم به دلیل شرایط بد روحی مرا از تدریس معاف کنند اما آنها مخالفت کردند. دچار افسردگی شدید شدم. این افسردگی هر روز وقتی به مدرسه می‌آمدم، بدتر می‌شد و سه سال تحت درمان قرار گرفتم تا به آنجا که  مبلغ 12 میلیون تومان برای درمان افسردگی‌ام هزینه کردم.
 
رامین ریگی از روزی که آستین همت را برای نشاندن لبخند بر چهره این کودکان بالا زد، این گونه می‌گوید: با شناسایی چند دانش‌آموز دختر که پوشاک مناسبی نداشتند، برای آنها چادر خریدم. روزی که چادر به سر کردند و با تمام وجود خندیدند، بهترین لحظه زندگی‌ام بود. از آن روز به بعد تصمیم گرفتم برای این دانش‌آموزان هرکاری که می‌توانم، انجام بدهم. هر روز مبلغ 30 هزار تومان برای کمک به این دانش‌آموزان پس‌انداز می‌کنم و از 5 سال قبل هر روز با خرید چند قرص نان و 2 کیلو پنیر به مدرسه می‌روم و در زنگ تفریح از بچه‌ها می‌خواهم تا با کمک هم لقمه نان و پنیر درست کنیم. وقتی همه 80 دانش‌آموز مدرسه نان و پنیر می‌خورند، برق نگاه‌شان آرامش خاصی به من و همکارانم می‌دهد. در این سال‌ها من و همسرم بخشی از درآمدمان را به این بچه‌ها اختصاص داده‌ایم تا دیگر شاهد روزی نباشیم که دانش‌آموزی از شدت گرسنگی در کلاس درس بی‌حال شود. در این میان دختران دانش‌آموز از روحیه‌ای بسیار حساسی برخوردارند. بارها شاهد بودم وقتی برایشان ساندویچ خریدم، نیمی از آن را داخل کیف گذاشتند تا برای خواهر یا برادر کوچک‌ترشان ببرند. متأسفانه این دختران با استعداد بعد از پایان این دوران به دلیل دور بودن مدارس مقطع  دبیرستان مجبور به ترک تحصیل می‌شوند و بیشترشان  در سنین 11 یا 12 سالگی در حالی که چیزی از زندگی مشترک نمی‌دانند، ازدواج می‌کنند. همه اینها دردهایی است که ما با تمام وجودمان از نزدیک لمس می‌کنیم. اگر یک دستگاه خودروی مینی‌بوس برای آنها تهیه شود، می‌توانند با رفتن به دبیرستان ادامه تحصیل بدهند. وی ادامه داد: قبل از نوروز سال 95 با کمک دو نفر از افراد خیر که کارمند علوم پزشکی زهک هستند، به تهران آمدم و برای همه 80 دانش‌آموز لباس خریدم تا خاطره خوبی از عید نوروز داشته باشد.
 
 چهره‌های رنگ پریده
 
مدیر دبستان ابن سینای روستای سیادک که 50 بهار را پشت سر گذاشته است، این روزها به چهره آشنای اهالی شهرستان زهک  و روستاهای اطراف تبدیل شده است. معلم و مدیر دلسوزی که برای بازگرداندن دانش آموزان ترک تحصیل کرده به مدرسه فرسنگ‌ها راه طی می‌کند و با صحبت و گاهی با خواهش از خانواده‌ها می‌خواهد اجازه دهند فرزندشان به مدرسه بازگردد. 180 دانش‌آموز این منطقه محروم سال گذشته تحصیلی در 6 کلاس درس مدرسه ابتدایی ابن سینا تحصیل کردند و با شروع سال جدید تحصیلی، باز هم باید برای بازگرداندن دانش‌آموزانی که خانواده‌هایشان به خاطر مشکلات مالی اجازه رفتن به مدرسه را به آنها نمی‌دهند سراغ آنها رفت تا با پادرمیانی، این دانش‌آموزان را به تنها جایی که عاشقانه دوستش دارند، بازگرداند. این بخشی از فعالیت‌های ناصر ریگی، مدیر مدرسه ابتدایی روستای سیادک است. او که  این روزها با کمک خیران باغچه مهر در تلاش برای نوسازی این مدرسه است، از روزهایی گفت که برای تأمین هزینه بازگرداندن دانش‌آموزان به مدرسه با همکارانش هم‌قسم شد. او با بیان اینکه زندگی مردم این منطقه در این خشکسالی با سختی سپری می‌شود، گفت: این روستا 5 کیلومتر تا مرز ایران و افغانستان فاصله دارد و ما در نقطه صفر مرزی هستیم. شهرستان هیرمند 110 کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد و 75 هزار نفر در این شهرستان محروم زندگی می‌کنند. وی ادامه داد: دبستان ابن سینا در روستای سیادک قرار دارد و دانش‌آموزان 13 روستای اطراف برای تحصیل در پایه ابتدایی به این مدرسه می‌آیند. این روستاها در فاصله‌های دور و نزدیک قرار دارند و گاهی دانش‌آموزان باید هر روز کیلومترها پیاده راه طی کنند و به مدرسه بیایند. اینجا از داشتن وسایل کمک آموزشی محروم هستیم و من شاهد بودم  که معلمان دلسوز تا نیمه‌های شب در خانه‌هایشان مشغول ساخت وسایل کمک آموزشی هستند تا با کمک آنها بتوانند مفاهیم درسی را بخوبی به دانش‌آموزان منتقل کنند. آنها بخشی از حقوق‌شان را که کمتر از یک میلیون تومان است، برای خرید کتاب و وسایل کمک آموزشی و نان و پنیر برای صبحانه دانش‌آموزان هزینه می‌کنند و تنها دلخوشی آنها نیز دیدن لبخند بر صورت‌های رنگ پریده این دانش‌آموزان است.
 
 بازگشت به مدرسه
 
ناصر ریگی از تلاش برای بازگرداندن دخترانی که از تحصیل باز مانده اند به مدرسه این گونه می‌گوید: به دلیل بافت سنتی و فرهنگ قدیمی که در این منطقه حاکم است، بسیاری از خانواده‌ها اجازه تحصیل به دختران نمی‌دهند و وقتی با آنها همکلام می‌شویم، دلایلی از جمله دوری راه و مشکلات مالی را مطرح می‌کنند. بیش از 50 درصد از دختران دانش‌آموز این منطقه در دوران ابتدایی ترک تحصیل می‌کنند و در سنین پایین نیز ازدواج می‌کنند. تغییر تفکر این خانواده‌ها بسیار سخت است و با توجه به تجربه 12 ساله‌ای که در بخش مدیریت آموزش و پرورش در منطقه هیرمند دارم، شاهد بازماندن بسیاری از این دختران از تحصیل بودم. چندی قبل علیرضا نخعی، مدیرکل آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان واقعیت تلخی را بازگو کرد و آن  بازماندن  ۱۰۰ هزار کودک از تحصیل در سیستان و بلوچستان است. برای بازگردان آنها به مدرسه به خانه تک تک آنها می‌روم و ساعت‌ها با پدر و مادر آنها صحبت می‌کنم تا بتوانم آنها را به مدرسه بازگردانم و خوشحالم که سال گذشته توانستم 20 دانش‌آموز دختر را که ترک تحصیل کرده بودند، به مدرسه بازگردانم. همچنین با تأمین هزینه‌های ثبت نام در دبیرستان نمونه دولتی زمینه ادامه تحصیل 17 نفر از دانش‌آموزان دختر را فراهم کردیم. وی با بیان اینکه بیش از 180 دانش‌آموز در دبستان ابن سینا تحصیل می‌کنند، ادامه داد: بسیاری از این دانش‌آموزان دچار سوء تغذیه هستند و صبحانه یا ناهار نمی‌خورند. به دلیل ضعف ناشی از گرسنگی نمی‌توانیم آنها را در مراسم صبحگاه بیش از 15 دقیقه نگه داریم زیرا رنگ رخساره گواهی می‌دهد از سر درون. در زنگ ورزش بارها شاهد بودم که این دانش‌آموزان نمی‌توانند بخوبی ورزش کنند. از آنجایی که گرسنگی تأثیر مستقیمی بر عدم یادگیری دارد، همراه با چند نفر از معلمان هر روز مقداری نان و پنیر تهیه می‌کنیم و در زنگ تفریح لقمه‌های نان و پنیر را به 100 نفر از دانش‌آموزان می‌دهیم.  باید باور کنیم همه استعدادها در شهرهای بزرگ نیستند و اگر به مناطق محروم توجه شود، شاهد شکوفایی استعدادهای بسیاری در این مناطق خواهیم بود.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۷ ۱۰:۲۲

دیشب هم شبکه دو معلم جوانی رو نشون میداد از خراسان که در یکی از روستاهای مرزی (مرز ایران-ترکمنستان) درس میداد و برای براورده شدن ارزوهای بچه ها خیلی تلاش می کرد. حتی موقع سیل، بغلشون می کرد و از رودخونه ردشون می کرد.... انسانیت هنوز نمرده خداروشکر

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۷ ۰۸:۴۵

حقوقش نجومی نیست و دلش نجومی بزرگه ودستش به وسعت اقیانوس پر برکته .خدا حفظش کنه

اصغر۱۳۹۵/۰۵/۱۷ ۰۵:۲۵

خدا شاهده با خوندن این مطلب خیلی گریه کردم که بعضی ها به چه ارزوهایی فکر می کنند وبعضی ها هم نون خوردن ندارند

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۷ ۰۲:۴۷

الهی بمیرم، من زاهدان درس خوندم، با جمله به جمله این خبر گریه کردم و اشک ریختم چون از نردیک فقر این مردم نجیب و شریف رو دیدم، خدایا بزرگیتو شکر..............

میثم۱۳۹۵/۰۵/۱۷ ۰۰:۳۳

کاش دانش آموزی پیدا می شد تا برای تک تک ما فقط یک انشا بنویسد

Mostafa Tehran۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۲۱:۴۹

خداوند دردنیاآخرت خیربرکت به زندگیش عطاءکند.

محمدتبريزي۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۹:۴۳

آنهايي كه مي خواهند كمك مالي كنند به اين معلم و در اين كار خير شريك شوند لطفا اول نگارنده اين مطلب را از تابناك جويا شويد و با آنها تماس بگيريد

حسینی۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۹:۲۱

قابل توجه اصرارکنندگان تحصیل افاغنه!

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۹:۰۸

در قرآن آمده وقتی همه می میرند آرزو میکنند خدا هر چند برای یک لحظه آنها را به دنیا برگرداند تا بتوانند کاری بکنند. کاری که برای آن خلق شده بودند
یعنی هر کسی برای کاری خلق شده است
دعا کنیم خدا ما را به راهی و به کاری که برای آن خلق شده ایم هدایت کند
چه مرد بزرگی و چه دل بزرگی
خوشا بحالت که چقدر دعای نیک برای خود داری

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۸:۱۱

سلام. امید آنکه خداوند به ایشان خیر عنایت نمایند. البته دوستانی که بر سر فیش های به اصطلاح نجومی چانه می زنند یا پولدارنی که به اصطلاح دورهمی ماشین ها یا وسایل شان را برپا می کنند، بایستی چندبار این متن را بارها و بارها بخوانند!

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۸:۱۱

بعضی بزرگ زاده میشوند-برخی بزرگی را بدست می اورند-بعضی بزرگی را بدون اینکه بخواهند با خود دارند دمت گرم معلم

كيومرث۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۷:۰۷

مچكرم معلم مهربان مچكرم بابت تمام خوبيهايت مچكرم كه حقوق تو سير كرد شكم آدمهاي كه گرسنه بودند و محجوب مچكرم از تو وياد بگيرند اختلاس گران سه هزار ميلياردي و ده هزار ميلياردي معلم عزيز حساب كن با سه هزار ميليارد چقد نون و پنير ميشه خريد چقد نگاه معصوم را چقد خنده ته دل را

مرتضی۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۶:۲۳

خدا قوت پهلوان انشاله همیشه سالم ًسلامت باشی

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۶:۰۰

اين بنده خداي نيكوكار 41 سالشه ؟
به 60 ساله ها بيشتر شباهت داره .

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۵:۴۸

با اين وضع چرا دولت به كشورهاي خارجي بدون اجازه مردم پول ميده؟!

علی۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۵:۰۸

درود به شرف چنین انسانهای بزرگی که درس انسان بودن راتدریس می کنند ودر مورد چنین آموزگارانی حدیث معرف معلمی ادامه را انبیاء است کاملا صدق می نماید .دریافت کنندگان حقوق های نجومی اگر وجدانی وجود دارد و مسئولان محترم کشور لطفا قضاوت نماىئید!!!!!

وحید کوه پیما۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۴:۴۶

یا رازق الطفل الصغیر

ازاد۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۴:۳۵

چطوری میشه به این بچه های سرزمینم کمک کنم؟ لطفا اطلاع رسانی کنید

حسين۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۴:۱۰

درودبسياربه چنين معلماني كه وجودشان مايه مباهات است خداوندشماراازگزندهمه بديهانگه دارد

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۳:۵۸

دارم فکر می کنم اگه خدایی نکرده یک روز دست این معلم خالی باشه چطوری به روی بچه ها نگاه می کنه... چقدر کارش سخته.... انشالله خدا سلامتی بهت بده و برکت به مال و زندگیت...

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۳:۴۱

مسول محترم تابناک به خاطر خدا بنویس چطور میشه به این اقا کمک کرد که بتوانیم حداقل باری از دوششان کم کنیم یک بار استین حمت بالا بزنیین یک بار شرافتن حمت کنید .

احمد۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۳:۲۳

دستش رو میبوسم و بر این بوسه افتخار میکنم

غلامرضا۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۳:۲۰

من یک استاد دانشگاه هستم. الان فهمیدم که در برابر این مرد من هیچی نیستم
درود میفرستم به این مرد

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۳:۱۵

من یک فرهنگی هستم ودرجریان کارآقای ریکی هستم که همیشه برای دانش آموزان باپول خودش صبحانه تهیه میکندخداخیرش بدهد

محمدتبريزي۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۹:۴۰

ناشناس عزيز شما كه مي شناسيد پس كمك كنيد ديگران هم بشناسند و كمكهاي خود را به ايشان برسانند ممنون

صناعی۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۳:۱۵

وجود چنین انسانهایی بقیه را به زندگی دلگرمتر می کند. سالیان بعد که مسیر زندگی دانش آموزان مدرسه با بقیه همسالانشان در روستاها تفاوت چشمگیری پیدا کرد بیشتر پی به اهمیت کار این معلم شریف خواهند برد.

دلفان۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۳:۰۸

درود بر تو ای معلم. شما نه تنها به شاگردانت بلکه به دیگرام هم اموختی که نگاهی نو به اطرافیان داشته باشیم شاید انها هم از چیزی رنج می برند و ما از ان بیخبریم

معلم۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۲:۵۳

در جواب ناشناس عزیزی که نوشته: (این معلم ها که میگن به ما حقوق خوبی نمی دهند وما همیشه گرسنه هستیم بعد این معلم شریف با این کارش که خلاف حرفهای آنها را ثابت می کنه. ) اگر این عزیز توجه کنند این معلم شریف گاهی از افراد خیر و همکاران هم کمک می گیرد و در جایی راجع به تهیه لباس عید صراحتا بین کرده.

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۲:۳۰

برنده واقعی زندگی دنیا شما هستید زیرا هم در دنیا به آرامش میرسید و هم در آخرت . اما کسانیکه با تاراج بیت المال و غارت مردم مال دنیا جمع میکنند بدانند این ثروت نه به درد دنیایشان میخورد و نه به درد اخرت زیرا وارثان میخوردند لعن و نفرین میفرستند که چرا لقمه حرام بما دادی .

محمد نصیری۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۲:۲۵

درود بر شرافتت دیدم را به همه معلما عوض کردی

وحید۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۲:۲۲

آفرین بر تو. رسم انسانیت را به مان هم بیاموز

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۲:۱۶

واقعا بحال این مردمان مظلوم باید گریست

M.H۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۲:۱۵

خداخیرت بدهد انشاا... که دست به خاک بزنی طلا بشه.مثل دل طلائیت

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۲:۱۲

بسیار عالی
درود بر تو ای مرد شریف

آرما۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۲:۱۰

از خواندن این مقاله دلم به درد امد . متاسفانه اهالی سیستان آدم های قانعی هستن !! من 16 ماه اونجا خدمت کردم . مشکل اصلی مردم اونجا آب هستش . من بارها با خودم گفتم چطور میشه ادم تو اون شرایط زندگی کنه !؟ چرا کوچ نمیکنن ؟!

مهدی۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۲:۱۰

درود بر مردانگی و شرافت این بزرگمردان.

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۱:۴۱

گلی به گوشه جمال مسئولین .کاس کمیته امدادامام درراستای کمک به محرومین همانندتاجیکستان شعبه ای هم درهیرمنددایرمیکرد.

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۱:۳۰

درود بر شرف این معلمان کاش مسولین ما هم انسانیت رو از این معلمین والا و گرانقدر یاد بگیرن

داش علی۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۱:۱۵

درود و سلام بر شرافت معلمان دلسوز عزیز - ای کاش مسئولین آموزشی ما آنقدر به درک و شعور این معلم رسیده باشند که دانش آموز به خاطر نداشتن سرویس مدرسه از درس خواندن منصرف نشود ای کاش به جای دلخوش کردن به برجام و نتایج آن مسئولان با توجه ویژه به آموزش و پرورش کشور را نجات می دادن

مهدی۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۰:۵۱

تابناک خواهش میکنم این خبر رو و این دست خبرا رو بیشتر بلد کن اینا رو بیار تو تیترهای وسط
ما بجای حرفهای معاون دست چندم فلانی و حرفهای صدتا...... سیاسیون به امید و مهربانی و حس خوب نیاز داریم. دوست دارم تیتر یکت این باشه نه دعوای چند حزب سر رانت بیشتر

m۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۰:۵۰

دولت تدبیروامید آیاچنین مناطقی درجغرافیای ایران وجوددارد اگرهست.؟ آیتمی برای آندسته ازفیش های حقوقی مدیران بعنوان حق آن کودکان گرسنه اضافه کنیدبه شرطی که ازچندصدمیلیون بالانرود.......ننگ باد

مهدی۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۰:۴۷

درود به تو بزرگ مرد
با توجه به چیزهایی که در این متن خواندم م توانم بگویم بزرگی به داشتن قلب بزرگ است و
اراده محکم برای برداشتن گامهای کوچک برای اهداف بزرگ
از تو ممنونم هموطنم از تو ممنونم که برای دختران و پسران سرزمینت و برای انسانیت ارزش قائلی
ممنونم که امروز حسم رو نسبت به دنیا بهتر کردی
امیدوارم شادی رو همیشه از ته اون قلب مهربونت حس کنی
امیدوارم همیشه آرامش داشته باشی
امیدوارم بتونم روزی به اندازه تو به قدرت گامهای کوچک و مهربان کاری بکنم برای انسانیت
درود بر شرافت و بزرگیت

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۰:۴۶

درود بر شرف این انسان بزرگ
لعنت خدا بر غارتگران بیت المال
من نمیدونم آقایان و آقا زاده هایی که در سواحل خوش آب و هوا تو رویلاهای شخصی در اوج رفاه و غنا هستند چیزی از این جملات درد مندانه این انسان فرهیخته میفهمن واقعا ... ؟ فکر نکنم.

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۰:۴۶

تو زمان ما با چك و لگد ازمون پذيرايي ميكردن الان با نون و پنير

محمد۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۰:۴۰

واقعا در کشور ما مدیریت پیشرفته و مترقی رکورد زده است در جایی ملیاردها تومان خرج ایجاد پارک ها، معابر، فضاهای سبز ،رنگ آمیزی بلوارها ،تغییر مبلمان شهری، زیباسازی شهرها، ایجاد زیرگذرها، روگذرها،و.... میشود ودر این بین میلیاردها تومان به دلیل طرح های اشتباه ، ناکارامد ، غیر ضروری و .... حیف و میل گردد و جانکاهانه اعطای فیشهای حقوقی اعجاب آور به مدیران نابغه است و در جای جای ایران زمین مردم این کشور زجر می کشند صد افسوس...

سعید زکاتا۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۰:۳۹

بسمه تعالی
باسلام
احتراما,خواهشمنداست اعلام بفرمایید به چه طریقی می توان برای تامین یک دستگاه مینی بوس برای سرویس مدرسه این عزیزان کمک نمود تا انشاالله در آینده شاهد ادامه تحصیل این فرزندان مرز و بوم ایران اسلامی باشیم.
باتشکر/ازکات

هموطن۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۰:۳۹

با سلام ، اگر امکان دارد ، با اعلام شماره حساب معتبری و یا از هر روش ممکن زمینه ای برای کمک داوطلبان ایجاد گردد.

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۰:۳۶

خدا پشت و پناه شما باشد ،اشک از چشمانم جاری شد ،امیدوارم به صورت شایسته ای از شما قدردانی شود .

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۰:۱۵

توی ایران؟!!!!

ایرانی۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۰:۱۳

درود به همجون معلمان دلسوز و فداکار که اینچنین عاشقانه فعالیت می کنند تا لبخندی بر لبان دانش اموزان غمگین بنشاند افرین بر تو قهرمان عرصه علم فرهنگ

ناشناس۱۳۹۵/۰۵/۱۶ ۱۰:۱۲

درود و صد هزار آفرین بر این معلم عاشق

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.