طلاق به خاطر علاقه فراوان
مرد ميانسالي با حضور در مجتمع قضايي خانواده مدعي شد به بيماري عصبي دچار شده است و براي اينكه بيشتر از اين همسرش را اذيت نكند، تصميم گرفته است او را طلاق دهد.
به گزارش فارس مرد ميانسالي با حضور در مجتمع قضايي خانواده مدعي شد بسيار بدرفتار است و براي اينكه بيشتر از اين همسرش را آزار ندهد قصد دارد او را طلاق دهد.
مرد كه 48 ساله و كارمند است، به قاضي رئيس شعبه 268 مجتمع قضايي خانواده گفت: 25 سال قبل با همسرم آشنا شدم و بعد از مدت كوتاهي با هم ازدواج كرديم.
وي افزود: از حدود 18 سال قبل دچار بيماري عصبي شدم و ابتلا به اين بيماري از يك سو و مصرف داروهاي مسكن از سوي ديگر، باعث شد رفتار من تغيير كند و به هر بهانه كوچكي به همسر و فرزندانم بيحرمتي كنم.
مرد ميانسال افزود: بارها براي معالجه بيماري به پزشك مراجعه كردم اما هربار بعد از مدتي مصرف داروها را رها كردم و دوباره به پرخاشگري رو آورده و خانوادهام را مورد ضرب وشتم قرار ميدادم.
مرد ميانسال درباره علت تصميمش براي جدايي از همسرش به قاضي گفت: صبوري همسرم در مقابل ديوانگي من، مرا بسيار شرمنده كرده است و هربار كه من دچار حمله عصبي ميشوم، او غير از تحمل كردن رفتارهاي بد من كار ديگري نميكند و حتي زماني كه در غياب فرزندان با او درگير ميشوم، او با فروتني هيچ حرفي از اين موضوع به فرزندان نميزند.
وي گفت: همسرم را بينهايت دوست دارم و حاضرم جانم را هم براي او بدهم ولي ديگر تحمل رفتارهاي خود را ندارم و نميتوانم ببينم همسرم هر روز رفتارهاي من را تحمل ميكند و هيچ اعتراضي نميكند.
اين مرد ادامه داد: تا عمر دارم هر هزينهاي كه لازم باشد براي آسايش همسر و فرزندانم ميپردازم تا آنها بدون حضور من در آرامش كامل زندگي كنند.
قاضي به مرد پيشنهاد كرد براي مدتي از هم جدا باشند تا شايد مشكل آنها رفع شود كه مرد در جواب قاضي گفت: شايد در زمان جدايي زندگي خوبي داشته باشيم ولي به محض اينكه دوباره در كنار هم زندگي كنيم پرخاشگري من شروع ميشود؛ من تحمل زندگي با افراد ديگر را ندارم و بايد به تنهايي زندگي كنم.
در ادامه رسيدگي به پرونده اين زوج همسر اين مرد ميانسال كه چندان راضي به اين جدايي نبود شروع به صحبت كرد و گفت: مشكل شوهرم قابل درمان است، ولي او به طور كامل دوره درمان را طي نميكند و بعد از مدتي دوباره شروع به پرخاشگري و فحاشي به من و فرزندانم ميكند.
وي با بيان اينكه يكي از فرزندانم دانشجوي دوره دكترا است گفت: تمام تلاشمان را كرديم تا او را درمان كنيم ولي موفق نشديم و فرزندانم ديگر قادر به تحمل اين وضعيت نيستند و خواستار جدايي من از شوهرم هستند.
زن ميانسال كه 37 ساله است در ادامه اظهاراتش گفت: من هم با پيشنهاد قاضي درباره اينكه مدتي از هم دور باشيم موافق هستم و فكر ميكنم با اين كار مشكلات مرتفع شود.
مرد ميانسال بار ديگر اين پيشنهاد را رد كرد و گفت: تنها راه رهايي از اين مشكل طلاق است و من يك خانه ماشين و يك قطعه زمين را براي اينكه آنها در آينده زندگي راحتي داشته باشند به نام همسرم كردم.
تلاش قاضي نيز براي منصرف كردن اين زوج از تصميمي كه گرفته بودند نتيجه نداد و در نهايت حكم طلاق صادر شد.
به گزارش فارس مرد ميانسالي با حضور در مجتمع قضايي خانواده مدعي شد بسيار بدرفتار است و براي اينكه بيشتر از اين همسرش را آزار ندهد قصد دارد او را طلاق دهد.
مرد كه 48 ساله و كارمند است، به قاضي رئيس شعبه 268 مجتمع قضايي خانواده گفت: 25 سال قبل با همسرم آشنا شدم و بعد از مدت كوتاهي با هم ازدواج كرديم.
وي افزود: از حدود 18 سال قبل دچار بيماري عصبي شدم و ابتلا به اين بيماري از يك سو و مصرف داروهاي مسكن از سوي ديگر، باعث شد رفتار من تغيير كند و به هر بهانه كوچكي به همسر و فرزندانم بيحرمتي كنم.
مرد ميانسال افزود: بارها براي معالجه بيماري به پزشك مراجعه كردم اما هربار بعد از مدتي مصرف داروها را رها كردم و دوباره به پرخاشگري رو آورده و خانوادهام را مورد ضرب وشتم قرار ميدادم.
مرد ميانسال درباره علت تصميمش براي جدايي از همسرش به قاضي گفت: صبوري همسرم در مقابل ديوانگي من، مرا بسيار شرمنده كرده است و هربار كه من دچار حمله عصبي ميشوم، او غير از تحمل كردن رفتارهاي بد من كار ديگري نميكند و حتي زماني كه در غياب فرزندان با او درگير ميشوم، او با فروتني هيچ حرفي از اين موضوع به فرزندان نميزند.
وي گفت: همسرم را بينهايت دوست دارم و حاضرم جانم را هم براي او بدهم ولي ديگر تحمل رفتارهاي خود را ندارم و نميتوانم ببينم همسرم هر روز رفتارهاي من را تحمل ميكند و هيچ اعتراضي نميكند.
اين مرد ادامه داد: تا عمر دارم هر هزينهاي كه لازم باشد براي آسايش همسر و فرزندانم ميپردازم تا آنها بدون حضور من در آرامش كامل زندگي كنند.
قاضي به مرد پيشنهاد كرد براي مدتي از هم جدا باشند تا شايد مشكل آنها رفع شود كه مرد در جواب قاضي گفت: شايد در زمان جدايي زندگي خوبي داشته باشيم ولي به محض اينكه دوباره در كنار هم زندگي كنيم پرخاشگري من شروع ميشود؛ من تحمل زندگي با افراد ديگر را ندارم و بايد به تنهايي زندگي كنم.
در ادامه رسيدگي به پرونده اين زوج همسر اين مرد ميانسال كه چندان راضي به اين جدايي نبود شروع به صحبت كرد و گفت: مشكل شوهرم قابل درمان است، ولي او به طور كامل دوره درمان را طي نميكند و بعد از مدتي دوباره شروع به پرخاشگري و فحاشي به من و فرزندانم ميكند.
وي با بيان اينكه يكي از فرزندانم دانشجوي دوره دكترا است گفت: تمام تلاشمان را كرديم تا او را درمان كنيم ولي موفق نشديم و فرزندانم ديگر قادر به تحمل اين وضعيت نيستند و خواستار جدايي من از شوهرم هستند.
زن ميانسال كه 37 ساله است در ادامه اظهاراتش گفت: من هم با پيشنهاد قاضي درباره اينكه مدتي از هم دور باشيم موافق هستم و فكر ميكنم با اين كار مشكلات مرتفع شود.
مرد ميانسال بار ديگر اين پيشنهاد را رد كرد و گفت: تنها راه رهايي از اين مشكل طلاق است و من يك خانه ماشين و يك قطعه زمين را براي اينكه آنها در آينده زندگي راحتي داشته باشند به نام همسرم كردم.
تلاش قاضي نيز براي منصرف كردن اين زوج از تصميمي كه گرفته بودند نتيجه نداد و در نهايت حكم طلاق صادر شد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ظاهرا هرکول پوآرو هم به خوانندگان تابناک پیوسته!!!
بنده در سن هفده سالگی به دانشگاه رفتم... قابل توجه اون آقای محترم که میخواست سوتی بگیره..
37 سال میان سال نیست مخصوصا الان که سن ازدواج بین 30 تا 40 است ونکته جالب گویا این خانم در 12 سالگی ازدواج کرده بعنی در بچگی
آقا شك نكنيد كه اين آقا يه نفر ديگه رو ميخواد. حاضرم شرط ببندم. دو سه ماه ديگه ميبينيد با يه نفر ازدواج كرده. تموم اين چيزا هم بهونست. دلش نمياد به زنش رك بگه با اين كارا هم داره سرش منت ميذاره كه من بخاطر تو اين كارو كردم و طلاق گرفتم...
تامملکت ما آدمهایی مثل شماها داشته باشد وضعمان بهتر نمی شود این مرد درد درد وافسرده است شماها چسبیدید به چند سال پیش ازدواج کرده وبچه اش چند سال دارد یا شکمتان سیراست یا ما رامسخره کرده ایدبه امید ایرانی سرشاراز شادی وصفاوآباد
بابا اينقدر دنبال مچ گيري نباشيد اول متن را دقيق بخوانيد و نكات اصلي آنرادريافت كنيد 25 سال قبل ازدواج كرده اند .
مهم نیست کی ازدواج کرده اند، مهم این که حالا طلاق گرفته اند و مشکلات روانی اعضای خانواده بیشتر می شود . لطفاً به آنها بفرمایید که دنبال راه حل باشید نه اینکه صورت مسئله را پاک کنید. همسر این خانم میتوان ، مسائل اعتقادی خود را تقویت کند و با مسائل عرفانی ذهن خود را درگیر کند . مطمئن هستم که ایشان جواب می گیرد .
يكي ميمرد ز درد بينوايي
يكي ميگفت خانوم زردك ميخواهي ؟
اين بيچاره ها زندگي شون متلاشي شده به خاطر مشكل رواني اين آقا !!!!
حالا دوستي اومده راجع به سن فرزندشون و سال ازدواجشون مچ گيري
ميكند . بعضي از ما توي تمام مسائل زندگي روزمره مون همين جوري قضاوت
ميكنيم و نسخه مي پيچيم .
به هر حال اگر دست خود اين خانم و آقا
بود شايد تا آخر عمر همديگر رو تحمل ميكردند
اما متاسفانه بچه ها كه بزرگ ميشوند
براي پدر و مادر تصميم ميگيرند كه معلوم
هم نيست كه اين تصميمات هميشه درست باشند .
کجای دنیا یک زن 37 ساله را میانسال میدانند؟
این داستان بقول معروف یه جاش میلنگه....منطقی نیست.
قابل توجه دوستي كه ايراد منطقي گرفته :ايشون 25 ساله ازدواج كرده اند و 18 سال از شروع بيماري آقا ميگذره....اگر همون سال اول خدا بهشون بچه داده باشه و ادامه تحصيل فرزندشون منفصل نباشه جور در مياد
برادر /خواهر ظاهرا مطلب را درست نخوانده ای او گفته 25سال قبل با همسرش اشنا شده است!!
جناب آقايي كه حساب و كتاب مي كني!! اول متنو بخون بعد حرف بزن بابا جان. گفته 25 سال پيش با زنم آشنا شدم و نه 18 سال پيش!!!!!!!
دوست عزيز لطفاً متن را بادقت بخوانيد . اين آقا اعلام كرده 25 سال پيش با همسرش آشنا شده و 18 سال قبل دچار ناراحتي عصبي شده است .
ایشان 25 سال قبل ازدواج کرده اند نه 18 سال. از 18 سال قبل به این بیماری مبتلا شده است.
این آقا گفته که 18 سال قبل با همسرش آشنا شده و خانم هم گفته که فرزندش دانشجوی دکتراست. اگر فرض کنیم که این زوج در سال اول هم فرزندی آورده باشند، نخستین فرزند آنها الان باید 17 ساله باشد. اولا سن ورود به دانشگاه 18 سال است و معلوم نیست کسی که 17 ساله است چگونه وارد دانشگاه شده و ضمنا از فحوای سخن برمی آید که رشته این دانشجوی جوان نباید پزشکی باشد چون در عرف دوره دکترا به رشته های غیر پزشکی اطلاق می شود. این مطلب باز هم ابهام را بیشتر می کند چرا که ما رشته دکتری پیوسته بسیار کم و نادر داریم (اگر اصلا الان داشته باشیم) و آن هم با ورودی های بسیار اندک.
ضمن این که فردی با این علاقه چرا درمانش را تمام نمی کند که با سلامتی با همین همسر مورد علاقه زندگی کند هم محل بحث است. یعنی او از شدت علاقه مایل به جدایی و وارد کردن ضربه روحی شدید به خود است ولی حاضر نیست درمان را کامل کند یا در دوره مشکل عصبی به محل دیگری برود!!!
آفرین به این شیر زن که تحمل زندگی را بخاطر بیماری همسر و راحتی فرزندان می کند . قابل توجه جوانان امروزی که با کوچکترین تنش راهی دادگاه و طلاق می شوند. در مقابل عشق به همسر و زندگی و فرزند باید فداکاری و گذشت و تحمل کرد ، تا زندگی زناشوئی دوام و قوام یابد و غیر از این راه دیگری نیست و نیست و نیست .....
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.