" اگر امسال نميرم ديگر نخواهم مرد "
از اطلاعات بيمارستان سراغ پيرمرد شاعر را گرفتيم، طبقات را يكي پس از ديگري به خاطر بياطلاعي مسئولان ميگشتيم تا اتاق 258. پرستاران بيمارستان نميدانستند كه در اتاق 258 چه كسي در بستر است.
به گزارش خبرنگار ايلنا. مردي كه كودكييمان را با شعرهاي كودكانهاش سپري كرديم و در جواني با عاشقانههايشان عاشق شديم، تنهاييمان را با صدايش پر كرديم، اكنون چه آرام در اتاق 258 خوابيده بود.
وقتي وارد شديم،احمدرضا احمدي از ما خواست عكس نگيريم، اما با رويي گشاده از ما استقبال كرد، فكر كردم چه غرور شيريني براي مردي كه هميشه تميز و مرتب در جمع حضور داشته است، ميگويد:امسال را رد كنم ديگر نميميرم، امسال همه دارند ميميرند انگار مسابقه است و ميخندد.
ما هم ميخنديم اما آرزو ميكنيم او از مسافران امسال نباشد، آخر اگر او برود دكلمه كتابش براي كودكانمان نيمه تمام ميماند و طنين صدايش براي ما.
ميگويد: تمام دردهاي قرن 19 به سراغم آمده، آخر دكتر گفته ذاتالريه گرفته، ميگويد باز هم خوب است كه امروز بالا سر من آمده اگر دو قرن پيش بود كه ديشب ميمردم و باز هم ميخندد، ما هم ميخنديم و بغضمان را فرو ميخوريم گرچه پيرمرد گول نگاه غمگينمان را نميخورد و سعي ميكند با شوخيهايش ما را شاد كند، ميگويد: ما هم با اين همه سيگار دود كردن تا همين حالا هم شانس آورديم خيلي وقت هست كه از نوبتمان گذشته در جواب تمام حرفهايش چيزي نداريم كه بگوييم جز لبخند و حرفهاي كليشهاي ميگويد: هميشه يك سال همينطور است، يك سال همه ميميرند و نگران دوستانش است نگراه مديا كاشيگر كه به خود نميرسد محمد علي سپانلو كه حواسش به خودش نيست و ميگويد: همه ما پير شديم بيماريهايي داريم اين روزها هم با اين چيزهايي كه ميبينيم .... سكوت ميكند.
پيرمرد را ميگذاريم در تنهاييش در يك بيمارستان در دل شهر تهران به اميد اينكه وقتي مرخص شد در خانهاش هم با هم بخنديم، با آن لباس مرتب هميشگي و آن صداي بي سرفه و يك دنيا شعر عاشقانه.
به گزارش خبرنگار ايلنا. مردي كه كودكييمان را با شعرهاي كودكانهاش سپري كرديم و در جواني با عاشقانههايشان عاشق شديم، تنهاييمان را با صدايش پر كرديم، اكنون چه آرام در اتاق 258 خوابيده بود.
وقتي وارد شديم،احمدرضا احمدي از ما خواست عكس نگيريم، اما با رويي گشاده از ما استقبال كرد، فكر كردم چه غرور شيريني براي مردي كه هميشه تميز و مرتب در جمع حضور داشته است، ميگويد:امسال را رد كنم ديگر نميميرم، امسال همه دارند ميميرند انگار مسابقه است و ميخندد.
ما هم ميخنديم اما آرزو ميكنيم او از مسافران امسال نباشد، آخر اگر او برود دكلمه كتابش براي كودكانمان نيمه تمام ميماند و طنين صدايش براي ما.
ميگويد: تمام دردهاي قرن 19 به سراغم آمده، آخر دكتر گفته ذاتالريه گرفته، ميگويد باز هم خوب است كه امروز بالا سر من آمده اگر دو قرن پيش بود كه ديشب ميمردم و باز هم ميخندد، ما هم ميخنديم و بغضمان را فرو ميخوريم گرچه پيرمرد گول نگاه غمگينمان را نميخورد و سعي ميكند با شوخيهايش ما را شاد كند، ميگويد: ما هم با اين همه سيگار دود كردن تا همين حالا هم شانس آورديم خيلي وقت هست كه از نوبتمان گذشته در جواب تمام حرفهايش چيزي نداريم كه بگوييم جز لبخند و حرفهاي كليشهاي ميگويد: هميشه يك سال همينطور است، يك سال همه ميميرند و نگران دوستانش است نگراه مديا كاشيگر كه به خود نميرسد محمد علي سپانلو كه حواسش به خودش نيست و ميگويد: همه ما پير شديم بيماريهايي داريم اين روزها هم با اين چيزهايي كه ميبينيم .... سكوت ميكند.
پيرمرد را ميگذاريم در تنهاييش در يك بيمارستان در دل شهر تهران به اميد اينكه وقتي مرخص شد در خانهاش هم با هم بخنديم، با آن لباس مرتب هميشگي و آن صداي بي سرفه و يك دنيا شعر عاشقانه.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
به امیدسلامتی هرچه زودترایشان به درگاه خدای سبحان دست دعا بلند میکنیم.یاحق
از ته دل برای این شاعر و هنرمند گرانقدر و تمام هنرمندان و شاعران که می رود ناکام بمانند، آرزوی سلامتی می کنم.
براي کاملتر شدن گزارش شما:احمدرضا احمدی زاده ۳۰ اردیبهشت ۱۳۱۹ در کرمان است. دوره دبستانی را در زادگاهش و دوره دبیرستان را در دارالفنون تهران به پایان رسانده. وی آثار متعددي در ادبیات کودک و نوجوان دارد. «طرح»، «روزنامهٔ شیشهای»، «وقت خوب مصائب»، «من فقط سفیدی اسب را گریستم»، «ما روی زمین هستیم»، «نثرهای یومیه»، «هزار پله به دریا ماندهاست»، «قافیه در باد گم میشود» و ... از آثار وي است. انشاءالله حال ايشان زودتر بهبود يابد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.