چرا محمد بن سلمان در مرحله غرور قبل از سقوط به سر میبرد؟
بر فرض اگر عربستان و اسرائیل بتوانند در کنار یکدیگر، مسأله ایران را حل کنند، اسرائیلیها در مرحله بعد اجازه نخواهند داد که عربستان به قدرت مسلط منطقه تبدیل شود. طبق منطق توازن قوا، اگر اتحادی به منظور از بین بردن یک دشمن مشترک شکل بگیرد، با از بین رفتن آن دشمن مشترک، اتحاد ایجاد شده از بین خواهد رفت.

محمد بن سلمان در چند ماهی که از کنار زدن محمد بن نایف، ولیعهد سابق عربستان و رسیدن وی به ولیعهدی سعودی گذشته است، علاوه بر اقدامات پرشتاب در صحنه داخلی، بر فهرست درگیریها و دخالتهای خارجی این کشور نیز افزوده است.
شیرین هانتر، استاد و محقق دانشگاه جرج تاون در مطلبی که در لوبلاگ منتشر شده، معتقد است، ولیعهد سعودی در صورتی که مسیرش را اصلاح نکند، در مسیر سقوط قرار دارد.
به گزارش «تابناک»؛ تا چند ماه پیش، نوع رفتار عربستان سعودی در صحنه داخلی و همچنین سیاست خارجی، نمونه خوبی از رفتار محتاطانه، پرهیز از هیجان و احترام به سنتهای جا افتاده بود. یک حوزه مهم که در آن میشد به خوبی احترام به سنت، سلسله مراتب و سابقه را دید، موضوع مهم جانشینی در حکومت سعودی بود. تا چند ماه پیش همه میدانستند که وقتی پادشاه فعلی از دنیا برود و یا این که قادر نباشد، وظایف پادشاهی را انجام دهد، نفر بعدی در صف پادشاهی طبق نظم مشخصی جانشین وی خواهد شد.
تا زمانی که فرزندان عبدالعزیز ابن سعود زنده بودند، این روش تعیین جانشین پادشاه کارآمد بود، ولی دیگر پسری از پسران ابن سعود نمانده که پادشاه بعدی سعودی شود و آنهایی که باقی ماندهاند، از صف جانشینی پادشاه خارج شدهاند. تعداد زیاد شاهزادگان نسل دوم و سوم خاندان سعودی، استفاده از روش قدیمی برای تعیین پادشاه بعدی را سخت کرده و استفاده از گونهای از رأیگیری برای انتخاب پادشاه بعدی نیز عملیاتی نیست.
تردیدی نیست که عربستان سعودی و در واقع همه خاورمیانه نیازمند اصلاحات و مقابله با فساد است، ولی واقعیت این است که تبدیل یک حکومت پادشاهی ـ که حداقل به شکل ظاهری به مشورت و تبادل نظر در خاندان حاکم بر آن توجه میشده است ـ به حکومت خودکامه و فردی، اصلاحگری نیست. کمتر کسی هم باور میکند که زندانی کردن شاهزادههای ثروتمند و مصادره اموال آنها، مبارزه با فساد است.
به علاوه، تمرکز قدرت در دستان محمد بن سلمان باعث خواهد شد از این پس وی مسئول تمام مشکلات عربستان سعودی شناخته شود. کس دیگری نمانده است که مشکل آتی به گردن وی انداخته شود. اگر خشم مردم بر حکومت سعودی افزایش یابد، محمد بن سلمان مسئول مشکلات و هدف این خشم خواهد بود. اگر رفتارهای محمد بن سلمان برای مثال باعث بروز درگیری نظامی با ایران شود، این درگیری تبعات اقتصادی سنگینی برای عربستان خواهد داشت و اوضاع داخلی برای محمد بن سلمان وخیم خواهد شد.
تحت چنین شرایطی، شاهزادگانی که محمد بن سلمان تلاش کرده کنار بزند، حکومت وی را به چالش خواهند کشید و حکومتهای خارجی که هدف اقدامات محمد بن سلمان قرار گرفتهاند، احتمالا از مخالفان داخلی حمایت خواهند کرد. واقعیت این است که پادشاهی سعودی در خارج از این کشور محبوبیت چندانی ندارد؛ به رغم این که عربستان سعودی تلاش کرده است با هزینه کردن سرمایهای سنگین، متحدینی مانند ژنرال السیسی برای خود دست و پا کند.
پس چرا محمد بن سلمان این راه پر خطر را در پیش گرفته است؟ شخصیت و شرایط بزرگ شدن وی قطعا در این وضعیت نقش دارد. ولیعهد سعودی فرزند محبوب پدرش است و مخالفت دیگران با خود را تجربه نکرده است. او کم تحمل و بیصبر است و به نظر میرسد تصور میکند هر کاری از او برمیآید.
به هم ریختن موازنه قدرت در جهان عرب ـ که ناشی از تخریب عراق و سوریه و همچنین مهار شدن قدرت مصر است ـ کشور عربی را باقی نگذاشته است که بتواند با عربستان هماوردی کند. در چنین شرایطی، شاهزاده سعودی تصور میکند که خواهد توانست بر هر مانعی که در راه وی است غلبه کند، خواه این مانع قطر باشد یا لبنان و یا حوثیهای یمن.
تنها کشور باقی مانده در مقابل سعودیها، ایران است که البته در سال های گذشته، تحت فشار شدیدی قرار داشته است؛ بنابراین، محمد بن سلمان دشمنی خاصی با ایران دارد و قصد دارد که مسأله ایران را یک بار و برای همیشه حل کند.
در میانه این وضعیت حساس و در حال گذار در خاورمیانه، یک جوانک نازکرده دیگر به نام جارد کوشنر، داماد مورد علاقه رئیس جمهور آمریکا وارد ماجرا شده است. وی به عنوان فرستاده رئیس جمهور آمریکا، ولیعهد سعودی را متقاعد کرده است که اگر با اسرائیل در موضوع سازش با فلسطینیها همکاری کند، میتواند در همکاری با اسرائیل به هر آنچه بخواهد در منطقه دست یابد. تصور آنها این است که با کنار زدن ایران، میتوان ثروت عظیم عربستان را در کنار نفوذ سیاسی و تواناییهای فناورانه اسرائیل قرار داد و بر منطقه خاورمیانه مسلط شد.
سابقه داشته است که چنین رویاهایی به کابوس تبدیل شود. هیجانات سال 1993 در خصوص کنفرانس سازش با اسرائیل را به یاد بیاورید که حتی پیشنهاد ایجاد بازار مشترک اقتصادی هم در آن مطرح شده بود. این رؤیا ناگهانی با ترور اسحاق رابین، توقف در مذاکرات سازش و درگیریهای منطقهای به یک کابوس بدل شد.
دلیل دیگری هم وجود دارد که ثابت میکند محمد بن سلمان با سادهلوحی با مسائل منطقه برخورد میکند. بر فرض اگر عربستان و اسرائیل بتوانند در کنار یکدیگر مسأله ایران را حل کنند، اسرائیلیها در مرحله بعد اجازه نخواهند داد که عربستان به قدرت مسلط منطقه تبدیل شود. طبق منطق توازن قوا، اگر اتحادی به منظور از بین بردن یک دشمن مشترک شکل بگیرد، با از بین رفتن آن دشمن مشترک، اتحاد ایجاد شده از بین خواهد رفت. بعد از کنار زدن ایران، سعودیها دیگر نیازی به اسرائیل ندارند و ممکن است دوباره روابط دو طرف بر سر مسأله فلسطین از بین برود.
به طور تاریخی، هیچ دولتی تاکنون نتوانسته است هژمونی خود را بر منطقه برقرار کند. بسیاری از رهبران منطقه از جمله ناصر، صدام و قذافی چنین قصدی داشتهاند، ولی قصد ایجاد هژمونی برای این کشورها مشکلات زیادی ایجاد کرده است. حتی قدرت های بزرگ نیز نتوانستهاند اوضاع منطقه را مطابق میل خود آرام کنند.
خلاصه این که محمد بن سلمان برای رسیدن به موفقیت در حکومت بر عربستان، به واقعبینی و تواضع بیشتری نیاز دارد، در غیر این صورت، بعد از غرور امروز، وی گرفتار سقوط خواهد شد.
شیرین هانتر، استاد و محقق دانشگاه جرج تاون در مطلبی که در لوبلاگ منتشر شده، معتقد است، ولیعهد سعودی در صورتی که مسیرش را اصلاح نکند، در مسیر سقوط قرار دارد.
به گزارش «تابناک»؛ تا چند ماه پیش، نوع رفتار عربستان سعودی در صحنه داخلی و همچنین سیاست خارجی، نمونه خوبی از رفتار محتاطانه، پرهیز از هیجان و احترام به سنتهای جا افتاده بود. یک حوزه مهم که در آن میشد به خوبی احترام به سنت، سلسله مراتب و سابقه را دید، موضوع مهم جانشینی در حکومت سعودی بود. تا چند ماه پیش همه میدانستند که وقتی پادشاه فعلی از دنیا برود و یا این که قادر نباشد، وظایف پادشاهی را انجام دهد، نفر بعدی در صف پادشاهی طبق نظم مشخصی جانشین وی خواهد شد.
تا زمانی که فرزندان عبدالعزیز ابن سعود زنده بودند، این روش تعیین جانشین پادشاه کارآمد بود، ولی دیگر پسری از پسران ابن سعود نمانده که پادشاه بعدی سعودی شود و آنهایی که باقی ماندهاند، از صف جانشینی پادشاه خارج شدهاند. تعداد زیاد شاهزادگان نسل دوم و سوم خاندان سعودی، استفاده از روش قدیمی برای تعیین پادشاه بعدی را سخت کرده و استفاده از گونهای از رأیگیری برای انتخاب پادشاه بعدی نیز عملیاتی نیست.
در عوض ملک سلمان در حرکتی ناگهانی تصمیم گرفت که محمد بن نایف را از ولیعهدی خلع و فرزند خودش یعنی محمد بن سلمان را به ولیعهدی منصوب کند. ولیعهد جدید تصمیم گرفت به سرعت موقعیت خود را تثبیت کند. تار و مار کردن شمار بسیاری از شاهزادگان و مقامات و تجار پرنفوذ سعودی، بخشی از تلاش محمد به سلمان در این راستاست.
تردیدی نیست که عربستان سعودی و در واقع همه خاورمیانه نیازمند اصلاحات و مقابله با فساد است، ولی واقعیت این است که تبدیل یک حکومت پادشاهی ـ که حداقل به شکل ظاهری به مشورت و تبادل نظر در خاندان حاکم بر آن توجه میشده است ـ به حکومت خودکامه و فردی، اصلاحگری نیست. کمتر کسی هم باور میکند که زندانی کردن شاهزادههای ثروتمند و مصادره اموال آنها، مبارزه با فساد است.
به علاوه، تمرکز قدرت در دستان محمد بن سلمان باعث خواهد شد از این پس وی مسئول تمام مشکلات عربستان سعودی شناخته شود. کس دیگری نمانده است که مشکل آتی به گردن وی انداخته شود. اگر خشم مردم بر حکومت سعودی افزایش یابد، محمد بن سلمان مسئول مشکلات و هدف این خشم خواهد بود. اگر رفتارهای محمد بن سلمان برای مثال باعث بروز درگیری نظامی با ایران شود، این درگیری تبعات اقتصادی سنگینی برای عربستان خواهد داشت و اوضاع داخلی برای محمد بن سلمان وخیم خواهد شد.
تحت چنین شرایطی، شاهزادگانی که محمد بن سلمان تلاش کرده کنار بزند، حکومت وی را به چالش خواهند کشید و حکومتهای خارجی که هدف اقدامات محمد بن سلمان قرار گرفتهاند، احتمالا از مخالفان داخلی حمایت خواهند کرد. واقعیت این است که پادشاهی سعودی در خارج از این کشور محبوبیت چندانی ندارد؛ به رغم این که عربستان سعودی تلاش کرده است با هزینه کردن سرمایهای سنگین، متحدینی مانند ژنرال السیسی برای خود دست و پا کند.
پس چرا محمد بن سلمان این راه پر خطر را در پیش گرفته است؟ شخصیت و شرایط بزرگ شدن وی قطعا در این وضعیت نقش دارد. ولیعهد سعودی فرزند محبوب پدرش است و مخالفت دیگران با خود را تجربه نکرده است. او کم تحمل و بیصبر است و به نظر میرسد تصور میکند هر کاری از او برمیآید.
به هم ریختن موازنه قدرت در جهان عرب ـ که ناشی از تخریب عراق و سوریه و همچنین مهار شدن قدرت مصر است ـ کشور عربی را باقی نگذاشته است که بتواند با عربستان هماوردی کند. در چنین شرایطی، شاهزاده سعودی تصور میکند که خواهد توانست بر هر مانعی که در راه وی است غلبه کند، خواه این مانع قطر باشد یا لبنان و یا حوثیهای یمن.
تنها کشور باقی مانده در مقابل سعودیها، ایران است که البته در سال های گذشته، تحت فشار شدیدی قرار داشته است؛ بنابراین، محمد بن سلمان دشمنی خاصی با ایران دارد و قصد دارد که مسأله ایران را یک بار و برای همیشه حل کند.
در میانه این وضعیت حساس و در حال گذار در خاورمیانه، یک جوانک نازکرده دیگر به نام جارد کوشنر، داماد مورد علاقه رئیس جمهور آمریکا وارد ماجرا شده است. وی به عنوان فرستاده رئیس جمهور آمریکا، ولیعهد سعودی را متقاعد کرده است که اگر با اسرائیل در موضوع سازش با فلسطینیها همکاری کند، میتواند در همکاری با اسرائیل به هر آنچه بخواهد در منطقه دست یابد. تصور آنها این است که با کنار زدن ایران، میتوان ثروت عظیم عربستان را در کنار نفوذ سیاسی و تواناییهای فناورانه اسرائیل قرار داد و بر منطقه خاورمیانه مسلط شد.
سابقه داشته است که چنین رویاهایی به کابوس تبدیل شود. هیجانات سال 1993 در خصوص کنفرانس سازش با اسرائیل را به یاد بیاورید که حتی پیشنهاد ایجاد بازار مشترک اقتصادی هم در آن مطرح شده بود. این رؤیا ناگهانی با ترور اسحاق رابین، توقف در مذاکرات سازش و درگیریهای منطقهای به یک کابوس بدل شد.
دلیل دیگری هم وجود دارد که ثابت میکند محمد بن سلمان با سادهلوحی با مسائل منطقه برخورد میکند. بر فرض اگر عربستان و اسرائیل بتوانند در کنار یکدیگر مسأله ایران را حل کنند، اسرائیلیها در مرحله بعد اجازه نخواهند داد که عربستان به قدرت مسلط منطقه تبدیل شود. طبق منطق توازن قوا، اگر اتحادی به منظور از بین بردن یک دشمن مشترک شکل بگیرد، با از بین رفتن آن دشمن مشترک، اتحاد ایجاد شده از بین خواهد رفت. بعد از کنار زدن ایران، سعودیها دیگر نیازی به اسرائیل ندارند و ممکن است دوباره روابط دو طرف بر سر مسأله فلسطین از بین برود.
به طور تاریخی، هیچ دولتی تاکنون نتوانسته است هژمونی خود را بر منطقه برقرار کند. بسیاری از رهبران منطقه از جمله ناصر، صدام و قذافی چنین قصدی داشتهاند، ولی قصد ایجاد هژمونی برای این کشورها مشکلات زیادی ایجاد کرده است. حتی قدرت های بزرگ نیز نتوانستهاند اوضاع منطقه را مطابق میل خود آرام کنند.
خلاصه این که محمد بن سلمان برای رسیدن به موفقیت در حکومت بر عربستان، به واقعبینی و تواضع بیشتری نیاز دارد، در غیر این صورت، بعد از غرور امروز، وی گرفتار سقوط خواهد شد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سلام تابی جون
یعنی شما میگی خدای نکرده ایران شکست بخوره......بعدش عربستان سقوط میکنه ؟؟؟
اینم شد تحلیل ؟؟؟؟؟
راه پرخطرحتما به افراد ديگرى عرضه شده وانها ازقبول ان سرزده اند عاقبت اقاى سلمان انرا پذيرفته راه پيشنهادى مخالفان زيادى داشته لذا مجبور شده اند با قوه قهريه نرا به مخالفين تحميل كنند نتبجه فبول راه غير فابل فبول اكثريت مردم وگروههاى حاكم ازپيش معلوم است عربستان ازجلو صحنه حذف واسرائيل خود درجلو صحنه ازخود رونمايى خواهد كرد
باید بازی بگونه ای پیش ببریم که درگیر جنگ با هیچ کشوری نشویم. عربستان وولیعهد مغرورش هم با نضاد درونی کشوررش غرق شود.
ارزو بر جوان عیب نیست
برخی از مطالب گفته شده درست نیست. عربستان در طول سه سال اخیر کسری بودجه خود را به نحو چشمگیری کاهش داده است و همچنین توانسته دوباره سرمایهگذاری خارجی خوبی را در زمینه صنعت جذب کند و بعلاوه اقدامات محمد بن سلمان در داخل عربستان مورد اقبال مردم است . اگر چه در مورد یمن سوریه و عراق و ایران و قطر بسیار اشتباه کرده اند. و همچنین یک اشتباه فاحش آنها تلاش برای ارتباط با اسراییل است
این شخص سن 40 سالکی را نخواهد دید
اين بابا ورژن مدرن پول دار تراز صدام است كه دقيقا داره كاراى اون تكرار ميكنه شرنوشتشم بد تر از صدامه، در ضمن در پايان جنك جهان روس ك متحد اونا بود نصف اروپا را خورد وبعدش بزر گترين دشمنشون شد،
اما به نظر من ایران خواهد توانست هژمونی خودش را در منطقه اعمال کند. حوثی های یمن ، حزب الله لبنان ، حشد الشعبی و شیعیان بحرین منطقه را به نقطه غیر قابل برگشتی خواهند برد
من که تو کتم نمیره اسمه یه ال رو روی یه کشور بزارن،،عربستان سعووووودی،،،خخخخ،،باید جمهوری بشه ،که با یه انقلاب و یه ریشه کنی شجره خبیثه درست میشه،،شما فرض کن اسم ایران رو بزارن،ایران ال میرزایی،خخخ
هانتر بره شکار بهتره تا تحلیل کنه ...خخخخخخخخخخ
نکته مهمی که خوانندگان عزیز باید هنگام خواندن این تحلیل های در نظر بگیرن اینهست که دو کشور ایران و قطر با عربستان دشمنی دارند و در بین این دو کشور قطر دارای رسانه های بسیاری قوی در داخل و خارج هست. رسانه های قطر فقط الجزیره نیست بلکه قطر سرمایه گذاری زیادی در رسانه های کشورهای غربی هم دارد. بنابراین حداقل تا زمانی که روابط قطر و عربستان تیره هست تحلیل های زیادی در سطح جهانی بر ضد ولیعهد جدید عربستان خواهیم دید. البته خود عربستان هم بیکار ننشسته و از توان رسانه ای خودش کمال استفاده رو میکنه و ولیعهد جدید عربستان در دیگر رسانه های غربی دایم در حال تجلیل شدن هست! البته باز هم خوانندگان داخل ایران باید توجه کنند که ما فقط بدیها رو میشنویم!
خوب نمیداند کسانی مثل بارزانی و سلمان بنا بر سرشت خودشان و محیط و فرهنگ خودشان این طور میبینند که میتوانند دنیای خودشان را به اخر برسانند و به نهایت برسند طغیان میکنند در میانه راه در عمل میبییند نوعی بن بست های طبیعی بوده که انها را در این محدودیت نگه داشته و فرو میریزند دقت کنید اسکند ر چنگیز همههمه در میان راه در باتلاق تاریخ فرو رفته اند اساسا هیچ فرد و ملتی توانایی غلبه بر بن بست های ذاتی و ضعف های خودش را نداشته و نمیتواند بر دنیا مسلط شود اوج هوش هر ملتی اداره جهان برای منافع خودش است ... خیلی ارام و با سیاست باید سر این سعودی ها اسرائیل را به سنگ بزنید انها پست تر و ذلیل تر از ان هستند که گسترش پیدا کنند دشمنان ایران با نابخردی خطا های شدیدی مرتکب شده اند امریکا منطقه را که عملا در دست خودش بود را به فنا کشاند روسیه مجبور شده وسط بیاید همه باخته اند لذا برد ایران را ابدا پذیرا نبستند لذا خیلی باید حکیمانه رفتار کنید
کلا ان الانسان لیطغی ان راه استغنی
انسان بی نیاز طاغوت میشود
اسم نویسنده؟
عزیزم بذار خودش فکر کنه، تقلب نرسون!
عجب تحليلي دمت گرم .
بي زحمت ي قدري هم تاريخ منطقه اي را از سال 1970 تا حالا را ي ورقي بزن
امروز نشست سران عربها بوده بخوان چي گفتن .
به نظر من جنگ قدرت به زودی در عربستان شکل خواهد گرفت
آفرین بر شما تهیه کننده خبر بسیار عالی بود.
باز دمش گرم تحولی نوین در عربستان داره ایجاد میکنه
بخاطر اینکه زمانیکه نفت 150 یورو بود عربستان جایی ما فروخت و پس انداز کرد .وسلام
ان شالله!
تابناک، ای کلک، با شیرین مصاحبه کردی هیچی هم نمی گی ! مگه اون حجاب اسلامی رو رعایت میکنه؟
بالفرض که بشود برای ایران چی دارد ؟
بهتر نيست به فکر مشکلات کشور خودمون باشيم و کاري به امور داخلي کشورهاي ديگر نداشته باشيم؟ يعني ما همچين روزي رو ميبينيم که سرمون به کار خودمون باشه؟ آخه به ما چه که چرا محمد بن سلمان در مرحله غرور قبل از سقوط به سر میبرد؟
به طور تاریخی، هیچ دولتی تاکنون نتوانسته است هژمونی خود را بر منطقه برقرار کند. بسیاری از رهبران منطقه از جمله ناصر، صدام و قذافی چنین قصدی داشتهاند، ولی قصد ایجاد هژمونی برای این کشورها مشکلات زیادی ایجاد کرده است. حتی قدرت های بزرگ نیز نتوانستهاند اوضاع منطقه را مطابق میل خود آرام کنند.
غرور حاکمان خواهی نخواهی به سقوط آنها منتهی خواهد شد .
این تحلیل خیلی فاکتورها رو در نظر نگرفته.
سعودی کجا نسخه سوریه رو پیچیده؟
الان بشار اسد که متحد ماست محبوب ترین و قوی ترین فرد سوریه هست. شش سال قبل تقریبا برعکس بود.
داعش که بازوی نظامی عرستانه له شده. سه سال پیش نصف سوریه رو داشت.
یمن با یک موشک عربستان رو به چالش می کشه.
حزب الله الان 150000 موشک داره و بارها اعلام کرده که از ایران نه فقط حمایت که از استراتژی اون تبعیت می کنه.
حماس و جهاد اسلامی الان به موشک فجر با برد بیش از پنجاه کیلومتر مجهز شدن. حماس ممکنه جا خالی کنه اما جهاد اسلامی پای کار بوده و هست.
نیروهای قدس از کشورهای افغانستان و پاکستان و لبنان توی سوریه حضور دارند. این یعنی ما توی منطقه سیال هستیم.
از تمام این حرف ها بگذریم نوع نظام ما نظام دموکراتیک هست و اکثریت مردم دوست دارند بینی کثیف آل سعود رو به خاک بمالند.
آنکس که راه دارد و بیراهه می رود بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش
این پسر خیره سر اگر تاریخ بخواند خواهد فهمید که مثل سایر دشمنان ایران بدست خودشان نابود خواهد شد سرنوشت صدام و داعش و طالبان برایش درس عبرتی باید باشد
هر چقدر خواستم چیزی بنویسم دربارشون دیدم هیچی ننویسم بهتره ، نباید زیاد به اینا محل گذاشت یه خورده جیبشون پره فک میکنن چه خبره ، مثل بادکنک باد کردن فکر کردن بزرگ شدن
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.