حل شدن مساله، جمع شدن ماجرا
فرشاد مهديپور

انتخابات ٢٢ خرداد گويي هنوز تمام نشده و اوضاع پديد آمده پس از آن، آوار ذهن و عين زندگي سياسي در ايران است.
شبهه تقلب، قلب اين بحران بود ـ كه ميتوان هم مناظرههاي پيش از انتخابات را بهدلايل فتنه افزود و هم حوادث بعدي را ـ و از آن رو بر اين مساله تاكيد ميشود كه برخي بدون توافق درباره آن، از همگرايي و تفاهم سخن ميگويند.
حركت اعتراضي جريان يافته، جوهري دارد كه بحث و فحص درباره آن، مقدمهاي است براي هر نوع توافقي، اما اكنون صحبت از موضوع ديگري است.
اول. شيب نزولي هواداري خياباني از معترضان، با وجود همه صفآراييها و صحنهآراييها بر كسي پوشيده نيست ـ و تاييد آن را ميتوان از لابلاي سخنان مدعيان رهبري اين جريان بهدست آورد ـ و يافتههاي آماري نيز بر آن گواهي ميدهند، ليكن اين مساله دال بر تمام شدن قضايا نيست.
طبقه متوسط تهراني (يا ايراني) متاثر شده از فضاسازيها، حالا بر كوهي از مطالبات ايستاده كه در آن از هر كرانهاي، حرفي و طرحي در ميان است؛ تعبير كنايهآميز «از گوگوش تا سروش» هم در مصداق و هم در مفهوم نشان دهنده تقريبا همه آن چيزهايي است كه نواهاي مختلف مخالفخوان، خواهان آن شدهاند.
دوم. تصور خاتمه يافتن اين كشاكش، نديدن حجم متراكم خواستههاي ـ به حق يا ناحق ـ سر بر آورده و آتش زير خاكستر است. برخورد با حركات كف خيابانها و سازماندهندگان پشت صحنه، اقدامي امنيتي است براي فروكاهيدن دامنه اغتشاش، برقراري نظم و ايجاد آرامش.
هر نظام سياسي مقتدري ناگزير دست بهچنين رويارويي ميزند تا هزينه را براي جرياني كه برانداز ميداند، افزون كند ولي اين تنها يك روي سكه است و چندان معلوم نيست از دل برود هر آنچه از دیده برفت!
شواهد بر آن دلالت دارد كه ٢ حركت موازي براي تدوامبخشي به اعتراضات در شرف تكوين است:
اول نظريهپردازي و سناريونويسي براي ادامه جريان تا در آن قدرت بسيج مردمي كاهش نيابد، اختلاف بر سر هدف مرتفع شود و تنوع طيف معترض از ميان نرود؛ در اين مسير تلاش بر آن است تا هر روز مسالهاي تازه خلق شود و از نقطه فرود هر ماجرايي براي اوجگيري دوباره استفاده شود.
دومين گام ايجاد چرخه جنبشسازي و نهادسازي است، بدين شكل تحركات خياباني اقداماتي جنبشي تلقي ميشوند كه پيامدشان خلق نهاد جنبش است و اين نهاد ساخته شده ميكوشد با ممانعت از ريزش هواداران و جلوگيري از پيوستنشان به اردوگاه رقيب، امكان فعاليتهاي بيروني را فراهم گرداند.
سوم. جمع كردن دامنه تنش خياباني ميتواند اين گمانه نادرست را تقويت كند كه مساله حل شده است؛ در واقع با از ميان رفتن صورت مساله، خود مساله هم ناديده گرفته شده و در اين صورت ديگر كسي بهفكر راه چاره نخواهد بود، آن هم در شرايطي كه «ديديم (در همين حوادثى كه حول و حوش انتخابات پيش آمد - بعد از انتخابات و قبل از انتخابات) در چه زمينه هايي ضعفها و مشكلاتى داريم. اين حوادث براى ما نعمت بزرگى است؛ از اين جهت كه ضعفهاى خودمان را بشناسيم... اين براى ما يك رزمايش شد. البته به اختيار خود ما پيش نيامد؛ بر ما تحميل شد؛ اما خوب شد؛ ضعفهاى خودمان را فهميديم.»
قرار بر رفع نقاط آسيب و ضعف بود و روزمرگي حاكم شده بر فضا و از اين ستون (13 آبان) به آن ستون (16 آذر) رفتن، فرصت دستيابي به طرحي تعاملي براي برونرفت از ماجرا را بر باد داده است. براي نخستين بار در طول ٣٠ ساله پس از انقلاب، همه جريانهاي ضدنظام با پرچمي كه برخي به دستشان دادهاند، بهتوافق رسيدهاند كه نبايد لحظهاي را هم از دست بدهند، اما در مقابل فشار امور روزانه، رخصت فاصله گرفتن از وضع موجود را نميدهد تا مثلا سياستي انبساطي جايگزين مشي انقباضي كنوني در حوزه رسانه شود، با روشنگري و ابهامزدايي، جامعه مهياي شناخت خاطيان اصلي شود، تلاشها براي رفع دغدغههاي ناشي از رفتارهاي خطاكارانه علني گردد و...
×××
٥ ماه و اندي از انتخابات ٢٢ خرداد گذشته، بهمدد جنگ فراگير رسانهاي و سياسي، چشمههاي جديد بحران در گوشه و كنار سر باز ميكند و چون چشم بر هم زدني، خستگيها بر جاي ميماند و دلشكستگيها و ممكن است فراموشمان شود كه ميان جمع شدن ابعاد ميداني ماجرا با حل شدن آن، رابطه كامل و مستقيمي برخوردار نيست.
شبهه تقلب، قلب اين بحران بود ـ كه ميتوان هم مناظرههاي پيش از انتخابات را بهدلايل فتنه افزود و هم حوادث بعدي را ـ و از آن رو بر اين مساله تاكيد ميشود كه برخي بدون توافق درباره آن، از همگرايي و تفاهم سخن ميگويند.
حركت اعتراضي جريان يافته، جوهري دارد كه بحث و فحص درباره آن، مقدمهاي است براي هر نوع توافقي، اما اكنون صحبت از موضوع ديگري است.
اول. شيب نزولي هواداري خياباني از معترضان، با وجود همه صفآراييها و صحنهآراييها بر كسي پوشيده نيست ـ و تاييد آن را ميتوان از لابلاي سخنان مدعيان رهبري اين جريان بهدست آورد ـ و يافتههاي آماري نيز بر آن گواهي ميدهند، ليكن اين مساله دال بر تمام شدن قضايا نيست.
طبقه متوسط تهراني (يا ايراني) متاثر شده از فضاسازيها، حالا بر كوهي از مطالبات ايستاده كه در آن از هر كرانهاي، حرفي و طرحي در ميان است؛ تعبير كنايهآميز «از گوگوش تا سروش» هم در مصداق و هم در مفهوم نشان دهنده تقريبا همه آن چيزهايي است كه نواهاي مختلف مخالفخوان، خواهان آن شدهاند.
دوم. تصور خاتمه يافتن اين كشاكش، نديدن حجم متراكم خواستههاي ـ به حق يا ناحق ـ سر بر آورده و آتش زير خاكستر است. برخورد با حركات كف خيابانها و سازماندهندگان پشت صحنه، اقدامي امنيتي است براي فروكاهيدن دامنه اغتشاش، برقراري نظم و ايجاد آرامش.
هر نظام سياسي مقتدري ناگزير دست بهچنين رويارويي ميزند تا هزينه را براي جرياني كه برانداز ميداند، افزون كند ولي اين تنها يك روي سكه است و چندان معلوم نيست از دل برود هر آنچه از دیده برفت!
شواهد بر آن دلالت دارد كه ٢ حركت موازي براي تدوامبخشي به اعتراضات در شرف تكوين است:
اول نظريهپردازي و سناريونويسي براي ادامه جريان تا در آن قدرت بسيج مردمي كاهش نيابد، اختلاف بر سر هدف مرتفع شود و تنوع طيف معترض از ميان نرود؛ در اين مسير تلاش بر آن است تا هر روز مسالهاي تازه خلق شود و از نقطه فرود هر ماجرايي براي اوجگيري دوباره استفاده شود.
دومين گام ايجاد چرخه جنبشسازي و نهادسازي است، بدين شكل تحركات خياباني اقداماتي جنبشي تلقي ميشوند كه پيامدشان خلق نهاد جنبش است و اين نهاد ساخته شده ميكوشد با ممانعت از ريزش هواداران و جلوگيري از پيوستنشان به اردوگاه رقيب، امكان فعاليتهاي بيروني را فراهم گرداند.
سوم. جمع كردن دامنه تنش خياباني ميتواند اين گمانه نادرست را تقويت كند كه مساله حل شده است؛ در واقع با از ميان رفتن صورت مساله، خود مساله هم ناديده گرفته شده و در اين صورت ديگر كسي بهفكر راه چاره نخواهد بود، آن هم در شرايطي كه «ديديم (در همين حوادثى كه حول و حوش انتخابات پيش آمد - بعد از انتخابات و قبل از انتخابات) در چه زمينه هايي ضعفها و مشكلاتى داريم. اين حوادث براى ما نعمت بزرگى است؛ از اين جهت كه ضعفهاى خودمان را بشناسيم... اين براى ما يك رزمايش شد. البته به اختيار خود ما پيش نيامد؛ بر ما تحميل شد؛ اما خوب شد؛ ضعفهاى خودمان را فهميديم.»
قرار بر رفع نقاط آسيب و ضعف بود و روزمرگي حاكم شده بر فضا و از اين ستون (13 آبان) به آن ستون (16 آذر) رفتن، فرصت دستيابي به طرحي تعاملي براي برونرفت از ماجرا را بر باد داده است. براي نخستين بار در طول ٣٠ ساله پس از انقلاب، همه جريانهاي ضدنظام با پرچمي كه برخي به دستشان دادهاند، بهتوافق رسيدهاند كه نبايد لحظهاي را هم از دست بدهند، اما در مقابل فشار امور روزانه، رخصت فاصله گرفتن از وضع موجود را نميدهد تا مثلا سياستي انبساطي جايگزين مشي انقباضي كنوني در حوزه رسانه شود، با روشنگري و ابهامزدايي، جامعه مهياي شناخت خاطيان اصلي شود، تلاشها براي رفع دغدغههاي ناشي از رفتارهاي خطاكارانه علني گردد و...
×××
٥ ماه و اندي از انتخابات ٢٢ خرداد گذشته، بهمدد جنگ فراگير رسانهاي و سياسي، چشمههاي جديد بحران در گوشه و كنار سر باز ميكند و چون چشم بر هم زدني، خستگيها بر جاي ميماند و دلشكستگيها و ممكن است فراموشمان شود كه ميان جمع شدن ابعاد ميداني ماجرا با حل شدن آن، رابطه كامل و مستقيمي برخوردار نيست.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
واسه خودت تحلیل میکنی ها، ما همه مردمیم هیچ کس هم نگفت بیاید تو خیابون خودمون اومدیم اگر هم ریزش در خیابان صورت گرفته دلیل بر تغییر عقیده نیست فضای باتوم و ... دل شیر میخواد برای اعتراض که نه من دارم نه تو
یک بار کله تان را از زیر برف بیرون آورید تا "بفهمید" این معترضین همه مردم ایرانند.
با اينكه نويسنده در تحليل حوادث و تشخيص عوامل و تعيين سهم هر يك در ماجراي انتخابات به خطا رفته است اما در نتيجه گيري درست انديشيده است. سهم سران دو طرف در ماجراي قبل و حين و بعد از انتخابات بيش از همه است ولي شجاعت قبول مسئوليت و تصحيح رفتار را ندارند و بر تداوم تشخيص غلط خود اصرار مي ورزند و تا اين گونه است نبايد انتظار داشته باشيم كه جز جمع كردن ابعاد ميداني ماجرا، چاره اي داشته باشند. اين روند هم به نوبه خود كارها را پيچيده تر مي كند و حل آن را دشوارتر. خدا به سران دو طرف شجاعت پذيرش خطاي در تحليل و رفتار را بدهد و از آن طريق، به اصلاح امور مسلمين كمك كند.
خواهشمند است از انها كه اين حرفهارا ميزنند بخواهيد از طرفداران جنبش سبز كه مثلا روز عيد غدير با اطمينان از عدم برخورد در ميدان ازادي تا هر جا كه امتداد داشت جمع شوند .يا ساده تر در صفحه نظر خواهي خودتان نظر خواهي كنيد.متشكرم.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.