روایت همسر الهام از "همت"ماو"همت"آنها
همسر سخنگوی سابق دولت (فاطمه رجبی) در یادداشتی تحت عنوان "همت ما و همت آنها " ؛به نشریات توقیف شده همت یک و دو پرداخت.
به گزارش انصار نیوز وی گفت :
*
حزب اللهیهای مشهد یک هفتهنامه وزین، انقلابی و در خط ولایت داشتند به نام «همت». «همت» به نظر من یعنی تلاش و کوشش، حمیت و غیرت، پایداری و پایمردیِ حزباللهیهایی که آن نشریه را منتشر میکردند. آن «همت» که سخنانی از حضرت آیت الله مصباح، آیت الله علمالهدی و دیگرانی در این سطح را انتشار میداد، چند شماره هم، تریبونی برای اینجانب شد. مطالب آن «همت»، همتی بود برای اسلام و انقلاب اسلامی و ترویج مبانی روشن و راستین در این عرصه.
*
*
یک شب سردبیر «همت» زنگ زد که: رجبی! یک مجله به نام همت و با اسم صاحب امتیاز و مدیرمسوول نشریه ما، در تهران منتشر شده است. پیگیری تلفنی کردم و دریافتم: بله! یک کودتا علیه «همت» ما به وقوع پیوسته است. البته کودتایی از نوع «نرم» نه «لجنی»! همان شب سردبیر «همت» ما مصاحبهای کرد که منتشر شد و اعلان بیاطلاعی از مجله همت تهران، و عدم ارتباط با آن نمود. از آنجا که اینجانب در همت قبلی مقاله مینوشتم، قطعا مورد سؤال قرار میگرفتم و شاید همت فعلی میخواست ... به همین جهت من نیز اطلاعیهای دادم که این «همت» را نمیشناسم و با آن بیارتباطم.
*
*
مجله «همت» را، یعنی نخستین شماره، یعنی همان شمارهی کودتایی را دیدم، یک «مشایینامه» بود. من از سخنرانی مشایی چاپشده در آن استفاده کردم و مقالهای تند در خور افاضات مشایی نوشتم. در همان شماره نخستین، خوشبختانه مطلبی علیه اینجانب با نام و نشان من درج شده بود. نمیدانم چرا فکر کردم این مجله با همت هاشمیها در میآید.
*
وزارت ارشاد آن نشریه را به دلایل قانونی تعطیل کرد، اما ما دیگر نتوانستیم «همت» قبلی را منتشر کنیم.زور دومیها زیاد بود! حالا آن «همت» در میآید و البته من هرگز آن را ندیدهام، و ما همچنان بدون نشریه ماندهایم و «همت»مان را بنا بر وظیفه به گونهای دیگر به کار میبریم.
*
سر و صدای زیادی شنیدم که این «همت» توقیف شده است. برای چه! نمیدانم! چون اصولا این نشریه را منهای همان شماره اول ندیدهام. اما «دو ویژهنامه» یا «ضمیمه» آن را دیدم که یکی «تصویری بود از هاشمی و مهرهها و حامیانش»، مطلب خاصی نداشت جز «تصویری از واقعیت»! یک صفحه عکس هم - نمیدانم در کدامیک - شامل تصاویری از اضلاع خانههای ... . کار خوبی بود! اطلاعرسانی یعنی همین! بالاخره مردم باید بدانند مهرهها و حامیان هاشمی رفسنجانی چه قدر بینوا هستند و چرا این گروه «بینوایان» را تشکیل دادهاند.
*
هیچیک از اهالی این «همت» را نمیشناسم. اسامی گردانندگان را هم دیدم و نشناختم. اگر نه میخواستم به آنها بگویم: سری هم به شاهنشین جماران بکشند و از آن «بینوایان» کاخنشین که بناحق میراثخوار گردیدهاند، با تصویری به مردم اطلاعرسانی کنند.
*
دو تلفن داشتم از فردی به نام ... خود را از گردانندگان «همت» دومی معرفی کرد. نامش را در ویژهنامهها دیدم اما او را نمیشناختم و نمیشناسم. گفتم شما همانها هستید که علیه «همت» ما کودتا کردید؟ گفت: بله! به او گفتم: عکس خانهها خوب بود! میگفت: تحت تعقیبیم و ..! من گفتم: کاری از دست من نمیآید... حالا نمیدانم این «همت»، «همت» ما محسوب میشود؟
*
«همت ما» همان اولی بود که توسط «همت آنها» به تعطیلی کشیده شد. البته ناجوانمردانه! این «همت» اگر خوب هم باشد، «همت ما» نیست. «همت آنها» است، و من با آنها نه آشنایی دارم و نه ارتباط!
به گزارش انصار نیوز وی گفت :
*
حزب اللهیهای مشهد یک هفتهنامه وزین، انقلابی و در خط ولایت داشتند به نام «همت». «همت» به نظر من یعنی تلاش و کوشش، حمیت و غیرت، پایداری و پایمردیِ حزباللهیهایی که آن نشریه را منتشر میکردند. آن «همت» که سخنانی از حضرت آیت الله مصباح، آیت الله علمالهدی و دیگرانی در این سطح را انتشار میداد، چند شماره هم، تریبونی برای اینجانب شد. مطالب آن «همت»، همتی بود برای اسلام و انقلاب اسلامی و ترویج مبانی روشن و راستین در این عرصه.
*
*
یک شب سردبیر «همت» زنگ زد که: رجبی! یک مجله به نام همت و با اسم صاحب امتیاز و مدیرمسوول نشریه ما، در تهران منتشر شده است. پیگیری تلفنی کردم و دریافتم: بله! یک کودتا علیه «همت» ما به وقوع پیوسته است. البته کودتایی از نوع «نرم» نه «لجنی»! همان شب سردبیر «همت» ما مصاحبهای کرد که منتشر شد و اعلان بیاطلاعی از مجله همت تهران، و عدم ارتباط با آن نمود. از آنجا که اینجانب در همت قبلی مقاله مینوشتم، قطعا مورد سؤال قرار میگرفتم و شاید همت فعلی میخواست ... به همین جهت من نیز اطلاعیهای دادم که این «همت» را نمیشناسم و با آن بیارتباطم.
*
*
مجله «همت» را، یعنی نخستین شماره، یعنی همان شمارهی کودتایی را دیدم، یک «مشایینامه» بود. من از سخنرانی مشایی چاپشده در آن استفاده کردم و مقالهای تند در خور افاضات مشایی نوشتم. در همان شماره نخستین، خوشبختانه مطلبی علیه اینجانب با نام و نشان من درج شده بود. نمیدانم چرا فکر کردم این مجله با همت هاشمیها در میآید.
*
وزارت ارشاد آن نشریه را به دلایل قانونی تعطیل کرد، اما ما دیگر نتوانستیم «همت» قبلی را منتشر کنیم.زور دومیها زیاد بود! حالا آن «همت» در میآید و البته من هرگز آن را ندیدهام، و ما همچنان بدون نشریه ماندهایم و «همت»مان را بنا بر وظیفه به گونهای دیگر به کار میبریم.
*
سر و صدای زیادی شنیدم که این «همت» توقیف شده است. برای چه! نمیدانم! چون اصولا این نشریه را منهای همان شماره اول ندیدهام. اما «دو ویژهنامه» یا «ضمیمه» آن را دیدم که یکی «تصویری بود از هاشمی و مهرهها و حامیانش»، مطلب خاصی نداشت جز «تصویری از واقعیت»! یک صفحه عکس هم - نمیدانم در کدامیک - شامل تصاویری از اضلاع خانههای ... . کار خوبی بود! اطلاعرسانی یعنی همین! بالاخره مردم باید بدانند مهرهها و حامیان هاشمی رفسنجانی چه قدر بینوا هستند و چرا این گروه «بینوایان» را تشکیل دادهاند.
*
هیچیک از اهالی این «همت» را نمیشناسم. اسامی گردانندگان را هم دیدم و نشناختم. اگر نه میخواستم به آنها بگویم: سری هم به شاهنشین جماران بکشند و از آن «بینوایان» کاخنشین که بناحق میراثخوار گردیدهاند، با تصویری به مردم اطلاعرسانی کنند.
*
دو تلفن داشتم از فردی به نام ... خود را از گردانندگان «همت» دومی معرفی کرد. نامش را در ویژهنامهها دیدم اما او را نمیشناختم و نمیشناسم. گفتم شما همانها هستید که علیه «همت» ما کودتا کردید؟ گفت: بله! به او گفتم: عکس خانهها خوب بود! میگفت: تحت تعقیبیم و ..! من گفتم: کاری از دست من نمیآید... حالا نمیدانم این «همت»، «همت» ما محسوب میشود؟
*
«همت ما» همان اولی بود که توسط «همت آنها» به تعطیلی کشیده شد. البته ناجوانمردانه! این «همت» اگر خوب هم باشد، «همت ما» نیست. «همت آنها» است، و من با آنها نه آشنایی دارم و نه ارتباط!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
واقعا در روی زمین تنها موجودی را که خدایکی خلق کرده نه بیشتر همین خانم رجبی است
ماشاء الله عجب نثر قوی ای دارند این حاج خانم ما که از این ما و آنها هیچ چیز نفهمیدیم
حتما کار BBC و VOA بوده. نامردا!
سرو ته نداشت
کاخ نشینان جماران میراث خوار چه کسی هستند....لطفا توضیح بدین چون این حرف میتواند تعابیر زیاد و البته منفی داشته باشد...
غير از شهيد همت وخانواده محترمش هرهمت ديگري باطل وجعلي است
راستی تلفن ایشان را چطور آن آدم ناشناس بدست آورده ؟ فرض که قصه بافی نشده باشد
نه از محتوا بلکه از سبک نوشتن خیلی خوشم آمد از این بابت افرین
با این استدلال خانم رجبی نتیجه می گیریم که هر دو همت یکی هستند.
ايول به اين افاضات همتي!!تنها يك همت از مردم مي تواند درب تمام همت نمايان بي همت را تخته كند.....
شهيد همت ، مظلوم ترين در اين ميانه !!!
آقای تابناک اون الفاظ سخیف متن اصلی رو هم میذاشتی تا همه با ادبیات فاطمه رجبی آشناتر بشن...کلماتی که دونه دونشون با نفرت و خشم و کینه و حرص نوشته شده بود.
پس سری جدید حمله به بیت امام است؟ مبارک باشد ان شاءالله!!!!!!!!!
عجب قلمی داره این خانم!
یعنی اصلا تابلو نبود!
ولی کلامتان چیز دیگری می گوید !
روح شهید همت شاد باشد که بین اینهمه همت مات و مبهوت به همت سازان جدید مینگردو احتمالا از رفتن خود از بین آنها خوشحال است.
برخلاف ساير نوشته هاي خانم رجبي
متن جالب و مرتب و البته تا حدودي مسجع داشت.
از اين گونه نوشته هاي خانم رجبي بايد استقبال كرد.
سلام ما را به دكتر برسانيد حاج خانم !
هیچیک از اهالی این «همت» را نمیشناسم. اسامی گردانندگان را هم دیدم و نشناختم. اگر نه میخواستم به آنها بگویم: سری هم به شاهنشین جماران بکشند و از آن «بینوایان» کاخنشین که بناحق میراثخوار گردیدهاند، با تصویری به مردم اطلاعرسانی کنند.
بابا اینو یکی تحت تعقیب قرار بده!
این از پاره کردن عکس بدتره به خدا!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.