دفاع دو آتشه يك منتقد از علي دايي
فوتبال شوکزدهاي که فوتباليست تمام شدهاي چون هاشميان، جامانده روحي چون مهدويکيا و بيانگيزه چون کريمي را دارد، چه کسي جز دايي ميتواند از جاي تکان دهد؟ علي دايي براي جمع کردن ساختار تيم ملي، از ترکيبي منسجم از دو تيم ليگ استفاده کرد، کار اشتباهي نبود، بلکه خطا اين بود که از باغ فوتبال ايران، يا نوگلان خندهرو را گلچين ميکرد يا به مدرسه پيرمردها سرک ميکشيد.

در پي انتشار يادداشتي با نام «فوتبال ايران در انتظار تبعات تصميمات مربي جوان»، عليرضا مباركيفرد، تحليلگر ورزشي، با انتشار پاسخي در دفاع از علي دايي، به شدت از محتواي اين يادداشت انتقاد كرد.
وي همچنين هاشميان را فوتباليست تمام شده، مهدوي كيا را جاي مانده روحي و علي كريمي را فردي بيانگيزه خواند.
متن دفاعيه از سرمربي تيم ملي فوتبال به اين شرح است:
وي همچنين هاشميان را فوتباليست تمام شده، مهدوي كيا را جاي مانده روحي و علي كريمي را فردي بيانگيزه خواند.
متن دفاعيه از سرمربي تيم ملي فوتبال به اين شرح است:
نخست بايد يادآور شوم که انتخاب اين تيتر، از فاجعهاي بزرگ خبر ميدهد که يک مويسپيد يا استخوان خرد کرده فوتبال، قصد بيان و تشريح آن را دارد، اما گذر از چند سطر مطلب بخشي تکراري از سخنان و نقدهاي شخصي از هر تيم فوتبال به صورت کليشهاي است.
سخن گفتن درباره تيم ملي فوتبال ايران و وضعيت بغرنج آن در سال 86 مثنوي هفتاد من بوده و هست، اما به هر روي با همه مشکلات و زيرآبزنيهاي سياسي که در کنار همين فوتبال نيمدار شکل گرفت، سرانجام شوي برگزيدن مربي و نابساماني فوتبال ملي با انتخابي هوشمندانه پايان يافت تا کساني که دنبال بازار سياه ساختن براي بليت کنسرت بعدي بودند، پي کسب و کار جديدي بروند.
آنچه درباره علي دايي گفته شد، اعم از حمايتهاي خيرالامور اوسطها و ديگر تحليلها در مورد حمايت چهرههاي خاموش و پيشکسوتان، سخناني بوده که در زمان حشمت مهاجراني، دهداري، ابراهيمي، ياوري، پروين، استانکو، چيرو و برانکو بوده است!
اين حرفها براي قلعه نوعي بود و براي دايي هم هست، چون بالاخره وقتي صد هزار نفر روي سکو مينشينند، هر کدام داراي عقيده و انگيزه و احساسي خاصي نسبت به فوتبال ملي است، اما نکته مهم در اين ميان ـ که اصلا در مقال طولاني شده به آن پرداخته نشد ـ نشانههايي از نکات جديد و نو در تيم ملي فوتبال ايران بود که در ادامه به آنها اشاره ميکنم:
1ـ آيا نگارنده محترم درباره مشکل ريشهاي فوتبال ايران در سي سال اخير و گرفتاريهاي روحي و رواني تيم ملي ايران که در پي آن به ناکاميهاي پياپي فوتبال ما در جام ملتهاي آسيا در سالهاي 80، 84، 88، 92، 96، 2000، 2004 و 2007 منتهي شد، اطلاعي ندارند؟
چگونه است که براي نخستين بار در وضعيت بلبشوي فوتبال ايران، اين مشکل نه تنها احساس نشد، بلکه براي نخستين بار در سه دهه گذشته تيم ملي فوتبال ما بر پايه تزريق روح جنگندگي در شش دقيقه ابتدايي بازي، دو بار دروازه حريف را فرو ريخت و نه اين که سوپرگل دقايق ابتدايي را عليرضا واحدي نيکبخت ناکام سنتي سالهاي گذشته تيم ملي به ثمر رساند؟ آيا سنگيني ساقهاي مليپوشان ايراني در بازيهاي تلخ تاريخ فوتبال ايران در اين بازي بر ساقهاي چهرههاي جوان تيم تأثيري داشت؟!
2ـ شکست در بازي تدارکاتي، نه تنها مهم و بد نيست، بلکه اگر موجب بروز استعدادهاي نهفته يک تيم و شناسايي درگاههاي مثبت و منفي شود، خير واسعه است. بازي خوب ايران با بحرين، نشان داد مربي تيم در تلاش است در زمان اندک باقي مانده تا بازي با کويت، به بيشترين شناخت از نقاط ضعف و قوت برسد. حال اين پرسش است، کدام مربي در سالهاي اخير بوده و هست که در فرصت چند هفتهاي، توانايي جمع کردن تيمي را داشته باشد، آن هم بدون نقص؟
3ـ نداشتن مدرک مربيگري، زماني مطرح است که شما در فوتبالي آکادميک زندگي ميکنيد و همه چيز بر پايه اصول علمي پيش ميرود؛ بنابراين، چرا نبايد به اين سخن علي دايي به ديد جدي نگريست که واقعا در اين فوتبال برنامه و اصول علمي جاي خودش نيست، چرا كه اگر بود، اين فوتبال، نوزده ماه در کمند دايههاي مهربانتر از مادر گير نيفتاده بود و همان منتقدان خفته، به خاطر گذشته چهارصد هزار توماني خودشان، جرأت انتقاد از کميته انتقالي را نداشتند. فوتبال شوکزدهاي که فوتباليست تمام شدهاي چون هاشميان، جامانده روحي چون مهدويکيا و بيانگيزه چون کريمي را دارد، چه کسي جز دايي ميتواند از جاي تکان دهد؟
4ـ نوع ترکيب بازيکنان هر تيم فوتبالي همواره بنا بر سليقه مربي بوده، هست و بايد باشد؛ اين يک اصل حرفهاي است و احساس ميکنم براي نگارندهاي که حرفهاي مينگارد، دليلي به تکرار نيست، اما اين که علي دايي بنا به ضرورت و مشکلات موجود، مجبور شد براي جمع کردن ساختار تيم ملي، از ترکيبي منسجم از دو تيم ليگ که موفق بود و بر ديگري احاطه ذهني و شناخت فني داشت، استفاده کرد، کار اشتباهي نبود، بلکه خطا اين بود که ژست دمکراتيک ميگرفت و از باغ فوتبال ايران، يا نوگلان خندهرو را گلچين ميکرد و يا به مدرسه پيرمردها سرک ميکشيد و بعد هم با دست خود به ورطه شکست ميرفت.
5 ـ اصل انتقاد چند فاکتور شاخص دارد؛ گذشت زمان و کارنامه، گذشته فرد و نتايج، ديدگاههاي شخصي نسبت سليقههاي وي و آخري ـ که انشاءالله اين گونه نباشد ـ مطرح کردن شخصي از انتقاد يک چهره ملي! در سالهاي اخير مانند اين کارها در همه اهل ورزش ديده و شنيده شده است؛ چه از خداداد عزيزي که هفت سال پيش به بهانه چمن و شماره پيراهن و ديگر سلايق سياسي، گير سه پيچ به بلاژويچ داد و چه مربي پيشين تيم ملي که سرانجام خودش هم نفهميد کميته انتقالي او را برکنار کرد يا خودش! همه و همه دنبال بهانهگيري و فرار از انتقاد هستند، اما تهديد علي دايي به گذشته بازيگري و مدل روحي و اخلاقي آن، نه تنها در شأن هيچ تماشاگر فوتبالي نيست، بلکه در هيچ کجاي کره زمين و حتي در کشوري مانند «روآندا» که يک ميليون نفر قتلعام قبيلهاي شدند، اين گونه به کار گرفته نميشود. مجازات به قانوني که بر پايه عطف به ما سبق طراحي شده، چند دهه اي است که از اصول قوانين جزايي کشورهاي بدوي پشت خط تمدن هم حذف شده است.
6ـ فوتبال ورزشي جرياندار و زمانبر است. همان گونه که برانکو پس از حضوري هفت ساله در ايران در جام ملتهاي آسياي سال 2004 تيمي قدر، محکم و با تاکتيک روانه ميدان کرد، ولي باز هم به خاطر خطاي انساني، بازي را به چين باخت و به سوم شدن بسنده کرد.
در بازي با کويت هم به رغم همه مشکلاتي که تيم ايران و شخص دايي براي يک ارنج خوب داشت، خطاي انساني عامل اصلي نتيجه شکل گرفته بود و اگر تنها مشکل حل نشده تيم ما در اين بازي به مرور از بين برود، آنگاه بايد در گذر زمان، به نتايج و کارنامه دايي دقت کرد تا بتوان به تحليلي جامع رسيد.
7ـ گرفتاري فوتبال ما در اين سالها، عوامگري افراطي است که به دليل حضور مديران سياسي غير فوتبالي بر بدنه آن فشار ميآورد و همين ديدگاه افراطي عاميانه است که گاه به مردم القا ميکند، عامل همه ناکاميهاي ملي فوتبال ما دايي بوده است، اما مردم و همان دهها هزار نفري که تجربه نشستن بر سکوهاي ورزشگاههاي فوتبال را دارند، وقتي زندگي سراسر صدمه و لطمه بدني علي دايي را در زمان حضورش به رغم 35 سال سن با برخي نوگلان تيم ملي که در آستانه عقد قراردادهاي بزرگ اروپايي لگد به زير ساک پزشک تيم زدند مقايسه ميکنند، هيچگاه چنين ارزيابي ندارند. مردم به واقع ترازوي شناسايي قوي از چهرهها در جامعه هستند و دليلي ندارد غيرمستقيم بخشي از الگوهاي کهنه شده ژورناليستي را به آنان تلقين کرد.
8ـ به نظر من و بر پايه آنچه از بيست سال گذشته فوتبال ايران لمس کرده و بر حوادث چهل سال اخير اشراف دارم، علي دايي، نمونهاي از يک نسل جديد، كارساز و متحول کننده براي فوتبال ايران است که ميتوان نمونه تفکر او را در دکتر طوسي و نفت آبادان، در قطبي و پرسپوليس و در سايپا ديد. در اين سالها، ما همواره بنا بر سنتي منحوس از رويارويي روحي و فکري با تيمهاي عربي مشکل داشتيم. حتي در سال 96 که بزرگترين شکست را به سعوديها تحميل کرديم، در لحظات روحي و احساسي بازي دوم اشتباه نموديم تا «وينگادا» که بر پايه گفته خودش، هراسان ورود بازيکن جواني به نام مجيدي بود، با آمدن مهدوي کيا خيالش راحت شد و بازي را با برنامه طراحي شده جلو برد و سرانجام پيروز شد.
در اين سالها هيچ گاه زودتر از دقيقه بيست، به دروازه هيچ تيم عربي دست پيدا نکرديم و همواره پس از پذيرا شدن گل آنها در مقابل ضد فوتبال و حوصله معروف عربي آنها به آب و آتش ميزديم، اما حالا به دليل روحيه جنگندگي و مبارز سرمربي براي نخستين بار در عرض شش دقيقه از يک تيم عربي جلو ميافتيم و کاري ميکنيم که هشتاد دقيقه بر پيکر تيم ايران ميتازند تا به گل تساوي برسند. اين نه تنها خفت و خاري نيست، بلکه نويد هماهنگي در ضربان قلب تپندهاي است که خيليها برايش نسخه فرسودگي نگاشتهاند.
9ـ توجه به نسل جديد فوتبال ايران همان رويه درست و موفقي است که کلينزمن به کار گرفت و در جام جهاني 2006 به رغم نرسيدن به فينال در ذهن کارشناسان و علاقهمندان فني فوتبال ثبت شد. حالا علي دايي دست از نيروهاي تمام شده و گرفتار در بحران روحي تمام نشدني و نازهاي سن پيري شسته و به مانند سايپا، دل به استعدادهاي فنيتر و تاکتيکي تر امروز فوتبال ايران بسته است.
دايي بيش از هر کس ديگري ميداند که در جام جهاني آفريقاي جنوبي، ديگر بازيکني که دوازده روز واکمن به گوش آفتاب گرفته يا شنا کند و بعد هم لگد به ساک پزشک تيم حواله بدهد، فايدهاي ندارد. بازيکنان به مرز سي رسيدهاي که هنوز نتوانستهاند بين مشکلات روحي و موفقيت خودشان، رابطهاي متضاد برقرار کنند، به درد بازيهاي سختي مانند اسپانيا نميخورند.
10ـ صراحت لهجه علي دايي و نوع مقاومت وي در برابر هر پرسش، نکتهاي نوين در فوتبال ايران است که خيليها آن را نميپسندند، چون در حرفهايگري محض ارايه شده و فضايي براي سوژه ساختن و سناريو نوشتن باقي نميگذارد. وقتي در عين نياز، تيم ملي هادي عقيلي را خط ميزند و به نفوذ اصفهاني در فدراسيون فوتبال و تماسهاي پشت هم وقعي نميگذارد؛ اين يعني رخدادي خجسته در فوتبال ارباب رعيتي که يک طرفش مشتري ساک پزشک تيم ملي است و طرف ديگرش، مربي برکنار شدهاي که هنوز به دنبال دليل ميگردد.
در اين فوتبال، خيليها بايد به ارزش و جايگاه تيم ملي آشنا شوند، خيليها بايد متوجه اين دگرديسي علمي شده و خيليها هم بايد از اين پس، تنها از ديدن فوتبال لذت ببرند.
آنچه بايد امروز از آن به عنوان ديدگاهي استراتژيک براي فوتبال ايران حمايت و همراهي کرد، جسارت، شجاعت، شايستهسالاري و حمايت همهجانبه از رشتهاي فراگير است که تنها عامل شکسته شدن تلاشها براي انزواي نام ايران در سال 2006 بود و در سال 2010 هم بايد باشد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مقاله خوبي بود.بايد از دايي قويا حمايت کرد تا نه در تيم ملي بلکه در کل فوتبال ايران از جمله رسانه ها تحولي به سوي حرفه اي شدن و رعايت اخلاق حرفه اي ايجاد شودو اين يک ضرورت بنيادي است.دايي بايد جايگاه رفيع هدايت تيم ملي را برگرداند وبه رسانه ها و افرادي که به فکر منافع ملي نيستند اجازه ندهد آنرا پايمال کنند حتي اگر ناچار به استعفا شود.ايشان بايد تفکر حرفه اي را به تيم ملي و حتي فدراسيون و جامعه آموزش دهدو تزريق کند
آقای مبارکی فرد فراموش نکنید که نیمه دوم نیمه مربیان است و تیم ایران در نیمه نخست و در دقایق اولیه توانست دو گل به کویت بزند که این امر میتواند ناشی از عدم تحلیل درست توانائیهای تک تک بازیکنان برای تیم کویت از سوی سر مربی شان باشد و عدم اشراف به جریان بازی و به قول معروف تا بازیکنان کویت آمدند خود را در زمین پیدا کنند دو گل از خط دروازه شان گذشته بود. فراموش نکنیم که تیمهای عربی خیلی سنگین تر از ایران بازی میکنند و معمولا" سرعتشان بسیار کمتر از تیم ایران است البته بجز در ضد حمله ها که واقعا" سالهاست ما از نداشتن تاکتیک تمرین شده و بازیکن بازیسازی که در عرض چند ثانیه بتواند تصمیم بگیرد رنج میبریم. حتما" بارها شاهد بوده اید که توپی باد آورده به یکی ار هافبکها رسیده و آنقدر در یک سوم میانی زمین و پشت 18 قدم تعلل کرده که آن را چه کند تا اینکه بازیکن حریف توپش را گرفته یا حد اکثر با خطائی جلوی حرکتش را گرفته و تیم ما هم که نهایت فرصت سوزی در این ضربات کاشته است.
وقتی تیم کویت خواست، توانست که دو گل را جبران کند. این نشاندهنده کار روحی و روانی و تقویت روحیه جنگندگی این تیم است. تصور کنید اگر تیم ایران در عرض شش دقیقه دو گل عقب میافتاد چه کسی میتوانست تیم را جمع کند؟ یک بازی احساسی که پتانسیل دریافت گلهای بیشتر، نزاعهای بازیکنان خودی و ناسزاهای آنان به یکدیگر پس از پاس ندادن (که عربهای حوزه خلیج فارس هم یا بیشتر آنها را بلدند یا برای جنگ روانی به آنها آموخته اند)
قبول کنید که ما در مقابل کویت کم آوردیم که شاید 90 درصد این ضعف روحی بود.
یادتان نرود با به به و چه چه گفتن ممکن است شصت چی ها در منسب بمانند!
چه کسی قبول میکند که برای سر مربی تیمی که خود را تیم اول آسیا میداند مدرک مربی گری مهم نیست؟؟؟ اگر فوتبال ما آکادمیک نیست و همه چیز بر مبنای شانس و تقدیر پیش میرود پس ما هم این دور باطل را ادامه دهیم ؟ و کسانی هم که فوتبال را گزارش میکنند از بس که دوست دارند کارشناس شوند آنقدر تحلیل ارائه میدهند که در نهایت پس از وارونه در آمدن تحلیل هایشان میگویند در فوتبال هیچ چیز قابل پیش بینی نیست! و همین هم دستمایه بقیه میشود. بهتر بود بگوئیم: در فوتبال ایران هیچ چیز قابل پیش بینی نیست!!!!
با این استدلال لابد علی دایی حلقه مفقوده موفقیت های فوتبال ما است پس مبارک است ما هم فرمایش ایشان را قبول میکنیم و منتظر شکوفایی تیم ملی با بازیکنان با انگیزه میمانیم حال که کسی بعد از هر اتفاق مسولیت حرف ها وتحلیل های خود را بعهده نمیگیرد ما هم حرف این دوست عزیز را میپذیریم.
علی دایی شاید به واسطه اینکه در سطح بالای فوتبال جهان بازی کرده و کار مربیان بزرگ را از نزدیک دیده trainer (تمرین دهنده ) خوبی باشد ولی برای کوچ کردن یک تیم( ان هم تیم ملی )هنوز تجربه کافی ندارد و تجربه هم کالایی هست که نمی توان با همت و یا غیرت وتعصب به دست اورد بلکه گذشت زمان و عبور از پیچ وخم های بازی های مختلف ان را به انسان هدیه می کند . پس ایشان یرای اینکه بتواند در تیم ملی موفق باشد باید صددرصد از یک مربی بین المللی کمک بگیرد نه امثال اقای احمد زاده و غلامپور که تجربه انها نیز در حد بسیار کمی می باشد. نکته دیگر اینکه فقط اماده بودن ملاک بازی در تیم ملی (ان هم در مقطع حساس مقدماتی جام جهانی)نیست , بلکه در این مواقع فاکتورهای دیگری چون خلاقیت و تجربه و.... هم واجب و ضروری می باشد که برخی بازیکنان ایران در حال حاضر فاقد ان می باشند .
دوست عزيز آيا در فرانسه هم علاقه به زيدان و سابقه بازيكني وي باعث انتخاب او به مربيگري تيم ملي شد. فرانسوي هااشتباه پلاتيني را تكرار نكردند ولي ما اشتباه پروين براي تيم ملي را دوباره تكرار كرديم
از همه دوستان منتقد علي دائي خواهش ميكنم به نكات زير توجه بهتري داشته باشند :
1- اگر علي دائي فرد كوچكي بود هر 2 3 ماه يكبار در جلسات مختلف فيفا دعوت نمي شد .
2- كريستف كلمپ كه ميخواست به هند برود وقتي از مسير اصلي منحرف شد ،آمريكا را كشف كرد ( دور شدن از مسير مشخص به معناي گمراه شدن نيست ! ) . پس سعي نكنيد روال 3 ، 4 هفته اخير تيم ملي را با قبل مقايسه كنيد .
3- حداقل 10% فرصتي كه به امثال ...ويچ ها ( بلاژ... برانكو ... و ... ) داديد به علي دائي بدهيد .
4- علي دائي شخصي هست كه هر جا بوده موفق بوده و اين را اثبات كرده است . كسي كه در بالاترين سطح فوتبال جهان بازي كرده است ،قطعاً ديد بسيار عالي ،علمي و فني نسبت به فوتبال دارد .
5- علي دائي تفكر نوين فوتبال را دارد ( به تبع حضور در تيم هاي تراز اول دنيا و كار با مربيان تراز اول اروپا)
6- شجاعت دائي را كمتر مربي دارد كه به صراحت اعلام كرد ،اولين تلاشش در تيم ملي جمع كردن حاشيه و خلوت كردن دور و بر تيم ملي بوده است . ( قابل توجه دوستاني كه به نحوه انتخاب كمك مربيان و برخي ! بازيكنان انتقاد دارند . ) قطعاًآقاي دائي خوب فهميدند مشكل تيم ملي بيش از آنكه فني باشد ،حاشيه سازان دور و بر و حتي درون تيم ملي هستند . همان كساني كه به لطف حضور مثبت امثال علي دائي در ليگهاي معتبر اروپائي ، اكنون جايگاهي پيدا كردند . اين شجاعت مثال زدني است .
7- مگر موقعي كه سايپا سال پيش قهرمان شد چند بازيكن در تيم ملي داشت كه حالا داد و بيداد راه انداختيد كه از سايپا اينهمه بازيكن چرا اومده ! چرا اون موقع نگفتيد كه چرا از سايپاي قهرمان فقط 1 ( يك ) بازيكن براي تيم ملي بازي كرده !!! ؟؟؟ ...
8- با شناختي كه همه از علي دائي دارند ، قطعاً توقع نميرود كه او به هاشميان يا ... براي بازي در تيم ملي التماس و مذاكره كند . آيا همين تيم ملي نبوده كه هاشميان و امثال آن را چهره كرده ؟ حالا چه بر سر ما آمده كه توقع دارند سرمربي تيم ملي به بازيكنان التماس كند تا ادر تيم ملي بازي كنند . نه آقا ! اين حرفها نيست . كار آقاي دائي درست است . آقاي دائي ! دمت گرم و سرت خوش باد . انظباط و قانون حرف اول و آخر اوست .
9- ديديم و به ياد داريم كه مربيان كلاس رفته و دوره ديده سابق تيم ملي ! چگونه ما را قهرمان و موفق كردند !!! مطمئن باشيد لا اقل از آن موقع ها وضعمان بدتر نمي شود . افرادي مثل كلينزمن ،ريكارد ، گوليت و ... را همه به ياد دارند .
10- عزيزي مي فرمودند : " به جاي آنكه به تاريكي لعنت بفرستي ،شمعي روشن كن . "
11- بدون استثنا ، تمام كارشناسان بين المللي فوتبال ما از اين انتخاب حمايت كردند .
12- ...
13- ...
.
.
.
مقاله بسیار علی بود.یک تحلیل منطقی و بدون غرض.البته اکثر مخالفین علی دایی نق زنان سنتی فوتبال هستند.تلاش سی هفته ای سایپا را نتیجه کار 6 هفته ای لورانت دانستن و تلاش 24 هفته ای دایی را نادیده گرفتن را میتوان جز با عناد و لجبازی با دایی توجیه کرد؟اگر دایی تیم را به جام جهانی ببرد باز این عده میگویند کار لورانت بود.فرانسه زیدان را با افتخارات و افتضاح او در جام 2006 دوست دارد.و ایران دایی را با14 سال افتخار سعی در کم رنگ کردنش را دارد.خب اونجا فرانسه است و اینجا ایران دیگه.
علي دايي را بكوبيم از مهدوي كيا بد بگوييم ، علي كريمي را بي انگيزه و... خطاب كنيم هاشميان را از خود برانيم و... در نتيجه كاري بكنيم كه تيم ايران از راهيابي به جام جهاني باز بماند آن وقت بنشينيم و بگوييم كه چرا به جام جهاني نرفتيم الآن زمان همدلي است همه بايد دست به دست هم دهيم تا موجبات راهيابي تيم ملي به جام جهاني را فراهم سازيم . طوري نباشد كه اگر خودمان سركار بوديم خوب باشد و اگر روزي ديگران آمدند و سكان رهبري تيم ملي را به دست گرفتند همه بدند ، بياييد واقع نگر باشيم
افرین بر این منتقد جسور و افرین بر سرمربی جوان و جسور کشورمان
از چه میترسید ؟ چرا وحشت دارید بگویید علی دایی یک انتخاب نبود او یک انتصاب آنهم از نوع سیاسی آن بود.
+ با تشکر از نوسینده ی محترم. واقعا چه زمانی بهتر از امروز برای تحول در جامعه فوتبال وجود داشت . فوتبالیستی بزرگ با اندیشه های بزرگ و عاشق مملکت چون دایی می توانست چنین کند که در حال انجام آن است .باید با تمام توان از اندیشه های تحول گرایی در تیم ملی و فوتبال حمایت شود تا در فوتبال به افتخارات بزرگ دست یابیم
با سلام
شخصا معتقدم كه براي يك تيم ملي قوي بايد باشگاههاي قوي داشته باشيم و اگر تيم ملي با مهاجراني در سال 78 به جام جهاني رفت به علت قوي بودن دو تيم تاج و استقلال با مربيان خوب خود بود نه معجزه مهاجراني.
با وجود احترامي كه براي اقاي دايي قائلم معتقدم اشتباهي كه در ديگر بخشهاي اين مملكت به خصوص در بخش صنايع اتفاق افتاد دوباره و چند باره باز در حال اتفاق است . در صنايع مهندسين خوب و مبتكر را از بخش عمليات خارج و به پست مديريت منتقل كردند در حالي كه هر مهندس خوب حتما مدير خوب از اب در نمي ايد ضمن اينكه بخش عمليات نيز از يك مهندس خوب محروم شد .
ایرانیها فراموش کار ترین ملت جهان هستند و یادشون شده که چه فحشهایی که به دایی نمی دادند و اگه دستشون بهش میرسید تیکه بزرگش گوشش بود همین افراد فعلا طرفدار دو آتشه دایی شده اند ولی دور نیست آن زمانی که مجددا رکیک ترین فحشها در ورزشگاه به دایی سر داده بشه و افراد داغی مثل نویسنده متن بالا هم حسابی به دایی بتازه و انتخاب اون به عنوان سر مربی تیم ملی رو یک حماقت بنامه و البته اون موقع دیگه هیچ کس یادش نمیاد که این آدم یک زمانی چه دفاع جانانه ای از دایی کرده بوده
نوشته اول بسيار منطقي، و متين بود، و تناقضات فرهنگي، خصلتي، و فني آقاي دايي اشاره كرده بود. ولي اين نوشته، به جاي آن كه پاسخي براي آن انتقادات تدارك ببيند، با زباني نيشدار، و كنايهآلود در پي جوسازي و نگارش تهييجي است. آقاي دايي، در همين جايگاه پر انتقادي كه اكنون قرار گرفته، و در سالهاي آخر بازيگريش قرار داشت، نيازي به مدافعان متعصب و جنگندهاي چون نويسنده يادداشت كنايهآلود بالا ندارد.
تيم ايران در برابر كويت، هيچ برنامهي منسجم تاكتيكي در خطوط سهگانه نداشت. حركات دقايق اوليه بازيكنان كه به دو گل ايران منجر شد، نيز، ناشي از رفتار تاكتيكي گروه بازيكنان نبود. مدتهاست در تيم قلعهنوعي، ابراهيمزاده، و فعلي ايران، حركات مثلثي، سانتر از جناحين (به سبكي كه آن بازيكن جا ماندهي روحي متخصص آن است، ديده نشده)، درست گفت دايي كه اينجا ايران است، صحبت برنامه نكنيد. اينجا ايران است، كه علي دايي را با مربي نامدار آلماني مقايسه ميكنند. و هرگز به روي مبارك نميآورد كه كلينزمن، در طول دوران بازيگري، از صافي چه مدارس حرفهاي، و چه مربياني گذشته است؟
خطاي عامل انساني علت گلخوردن و تساوي ميداند، اما، هوش عامل انساني را در زدن گل برگردان، و تصادف را در زدن گل از راه دور، به فراموشي ميسپرد. در حالي كه مهاجم تيم كويت، با چشمان باز، و با تاكتيك آموخته، به سوي دروازه ايران يورش آورد، حتي گزارشگر بازي هم، قبل از به ثمر رسيدن، گل نخست، به زهردار بودن حركات اين بازيكن توجه كرد، اما تنها كسي كه چشمانش را به روي اين حركات بست، مربي تيم بود. تا اين كه هر دو گل كويت را همان بازيكن به ثمر رساند. هر دو گل، در نتيجهء حركات تيمي و تاكتيكي به ثمر رسيدند، و تيم كويت، بارها اين تاكتيك را تمرين كرد، تا در نهايت دو + يك بار به آن رسيد. كه يكي از آنها افسايد اعلام شد.
تيم ايران، كدام تاكتيك را براي اجراي تحركات تيمي داخل محوطه هجده، به كار گرفت؟ آقاي منتقد!
واقعا متاسفم که یه همچنین ادمی درباره مهدوی کیا به این صورت صحبت کرده
ما هر وقت ضربه خوردیم از همین انتقادات و پشتیبانی های بی مورد خوردیم . دائی هم بهتره به جای اینکه به بازیکنی مثل صادقی که کلا 10 بار هم توپ به پاش نخورد 90 دقیقه بازی کرد . تعویض هم نشد . جوان گرائی و شایسته سالاری همیشه مظلوم بوده . این فقط بهانه ایست برای مربیانی که تیم ملی این کشور رو به دست میگیرند .
دوستان ! هر کسی از ظن خود شد یار من .....
هر کسی از شخص علی دایی خوشش می آید ، می گوید انتخاب خوبی بوده و هر کسی از او دل خوشی ندارد ، می گوید این کاره نیست .
برای همین نظران دوستان بیشتر احساسی است تا کارشناسی بی غرضانه .......
هر مربی قسمت های پر و خالی لیوان را دارد ، باید دید که روی کدام قسمت می خواهیم انگشت بگذاریم .
ایرانی جماعت اگر بهترین مربی تاریخ جهان را هم بیاورند ازش ایراد می گیرد ..... ولی یادشان می رود که بهترین مربی جهان هم با این بازیکنانی که داریم که ابتدایی ترین اصول بازیکنی یعنی : بازی بدون توپ و جاگیری را نمی دانند و رعایت نمی کنند ، نمی تواند کاری بکند.
خواهشا این بار به بازی بازیکنان تیم ملی نگاه کنید ، همه آنها تا توپ گیرشان می آید ، فوری آنرا پاس می دهند ، انگار می خواهند از شر مسولیتش خلاص نشوند ....... و دریغ از یک چند قدم در یب و جاگیری و حریف گیری و.....
دوستان عزیز ، فوتیال ما هوش کم دارد و بس ....
با سلام. لحن حرف زدن این آقای نویسنده ونحوه دلیل آوردن وی مثل لحن آقای دایی است.در ضمن کسی که خودش در زمان بازیگری یک بازکن سالار بزرگ بوده چگونه می خواهد با این پدیده بجنگد.
یکی به این بابا بگه این کویتی که با ایران مساوی کرد یکی از ضعیف ترین تیم های تاریخ این کشور بوده، چطور "این روح جنگندگي " (که نگارنده چنان نوشته که خواننده خط حمله ایران را با فانتوم اشتباه می گیرد) فقط 6 دقیقه دوام آورده ؟! احتمالاً این روح جنگنده مرغ کیلویی 4000 تومان گیرش نیومده بخوره، بعد از 6 دقیقه انرژی خودش رو از دست داده. هیچ کس در این که علی دایی یک روز باید سرمربی تیم ملی می شد شکی ندارد، اما مساله اینجاست که آیا این روز موعود اینقدر زود باید می آمد ؟! تغییر ناگهانی 60 تا 70 درصد تیم ملی آن هم در زمانی که نه زمانی برای آماده سازی واقعی وجود دارد و نه افراد انتخاب شده تجربه بازی ملی کافی دارند، درست بود ؟! من که در این تیم هیچ چیز ندیدم، جز لجاجت های همیشگی علی دایی که مدام می خواهد یک مساله را ثابت کند. زمانی که او بازیکن بود طبعات تصمیماتش به خودش محدود می شد اما الآن چه ؟! به نظر من انتخاب علی دایی (علی رغم علاقه شخصی اینجانب به پشتکار وی) در این موقعیت زمانی اشتباه بزرگی بود، چرا که اگر ایران نتیجه نگیرد ما دو چیز را از دست داده ایم: 1) تیم ملی که گاهی اوقات حکم منجی روحی ملت ایران را ایفا می کند ! 2) علی دایی، که فوتبال ایران را با او می شناسند.
كدام اصل شايسته سالاري؟ مگر اقاي دايي بر اساس شايستگي هايش انتخاب شده كه دم از شايسته سالاري مي زنيد؟ مگر دايي تا 35 سالگي فوتبال ملي نمي كرد؟ نمي دانيم در اين مملكت دم خروس پيرمرد سالاري در تيم ملي را بارو كنيم يا شجاعت مربي تازه را در كنار گذاشتن آنهايي كه تا همين ديروز سمبل هاي توانمندي . جنگندگي فوتبال ايراني بودند. در ضمن ايشان به عنوان نويسنده روزنامه حق ندارند در مورد امور روان شناسي كه صلاحيتش را ندارند اظهار نظر كنند.
به نظر اینجانب بعنوان فردی که سالها در شهرستانهای دوردست کشور و نزدیک مرزهای ترکیه فوتبال بازی کرده ایم تنها مردانی به درد فوتبال کشور می خورند که با تمام پتانسیلهای فوتبال آشنا باشند و تنها همه چیز را در تهران نبینند و الان بر همه وظیفه است که ریتم حمایت از دایی را پیش بگیریم و عاقلانه به دایی فرصت داده شود و مطمئن باشید هر کسی در این مقطع دنبال انتقاد و حتی حمایت جانبدارانه باشد حتماً مشکلی دارد و از فوقبال سردر نمی آورد و اگر کسی کوچکترین آشنایی با ورزش زیبای فوتبال داشته باشد باید بداند که یک ماهه نمی شود مربی چنین سطح بالا و پر افتخاریی را ارزیابی کرد و چنین کسانی نمی دانند ناخواسته چه ضربه بزرگی به مملکت می زنند . کو دیگر تاریخ یکبار دیگر مرد پر افتخاری مثل دایی در فوتبال داشته باشد تا بچه هایی که الفبای فوتبال نمی دانند یک ماه نشده او را تخریب شخصیت نمایند واقعاً تأسف میخورم که عده ای در پایتخت و دیای امکانات نشسته و آتش به دارائیهای مملکت می زنند و باید از آنها پرسید در ادای رسالت خبرنگاری و یا نقادی چه خدمتی به مملکت کرده اید که با انتقاد بی سرانجام و بی موقع از افتخار فوقبال دنیا می خواهید خود را بزرگ نمائید و علی دایی در رساندن ایران به قله های افتخار کلاسهای آکادمیک و مدرسه فوتبال رفته بود ؟ البته ان شاء ا... با عزمی که از ایشان سراغ است کسب مدارج مربیگری هم دور از دسترس نیست . یک فوتبالست روستایی.
يك دفاعيه احساسي ! از ايشان بايد پرسيد آيا دوران مدافعان صرف به پايان نرسيده است ؟ چرا در حالي كه ما با دو گل از كويت در هم ريخته با آن دفاع نامنسجم پيش افتاده ايم بايد تيم وضعيت دفاعي به خود بگيرد ؟ احساسي نباش آقاي پيش كسوت
علي دايي از بسياري از مربيان داخلي که پر مدعا هم هستند شايسته تر است ولي اين دفاع کاملا کورکورانه و مبتني بر احساسات است :
1- نگارنده در بسياري از جاها علي کريمي را هدف قرار داده حال آنکه علي کريمي مورد نظر علي دايي است و بازي هم کرد.
2- طبق نظر نگارنده فوتبال ورزشي است که نياز به زمان دارد . در جاي ديگر از تحولي که دايي در زمان کوتاه در تيم ملي ايجاد کرده مي گويد که کاملا متناقض است . حال آنکه همه مي دانيم کدام تحول ؟
3- نگارنده به ترکيب دايي در بازي کويت اشاره کرده که حاصل ترکيب 2 تيم قوي ليگ بوده . تيم دوم غير از سايپا کدام تيم بوده است ؟ آيا سايپا تيم قوي ليگ است ؟
4- درست است که ترکيب تيم سليقه اي است ولي آيا علي دايي نمي داند بازيکن براي پوشيدن پيراهن ملي ملزم به داشتن فاکتورهاي مختلف است ؟ مثلا غلام نژاد و ابراهيم صادقي و... اين فاکتورها را داشتند ؟؟
5- آيا صرف شناخت از بازيکن مجوز ورود اين بازيکنان به تيم ملي را مي دهد ؟ پس شايسته سالاري که نگارنده در پايان مطلبش گفته چه مي شود ؟
6- وجود غلامپور در کادر فني چه توجيهي دارد ؟ آيا اين هم نوعي شايسته سالاري است ؟ فردي که در دوران بازيگري نيز حرفي براي گفتن نداشت و چندين مربي را ناکام کرد چرا بايد جاي شايسته ها را بگيرد ؟
7- همه مي دانيم که بازيکناني چون هاشميان و مهدوي کيا در بسياري از زمانها به داد تيم ملي رسيدند. علي دايي هم هاشميان را دعوت کرد و مهدوي کيا هم اگر مصدوم نبود قطعا دعوت مي شد. نگارنده مانند کاسه داغ تر از آش است . اين تاخت و تاز کورکورانه و احساسي و هياهوي عليه هيچ در نوع خود بي نظير است . بهتر است نگارنده از علي دايي بپرسد کريمي و هاشميان را چرا دعوت کرده است ؟ تحول مورد نظر ايشان با دعوت اين افراد زير سوال است !!!
8- به نگارنده توصيه مي کنم بازي کويت و امارات را هم تماشا کند تا سطح کيفي بازي کويت را متوجه شود و بدون تعصب و احساس نظر دهد !
جناب تحلیل گر، حرفهای شما در حمایت از دایی به قیمت کوبیدن کریمی ، مهدوی کیا و هاشمیان همان راهی است که نویسنده قبلی در انتقاد از دایی نوشته است.
به نظر شما افتخارات مهدوی کیا ، گلهای حساس هاشمیان و بازیهای زیبا کریمی را فراموش کرده اید. صبر کنید تا ببینید نتیجه تسویه حسابهای شخصی ایشان فوتبال نیم بند ما را به کجا میبرد.
با سلام
به نظر بنده با سوابقی که علی دایی از آلمان وکشورهای اروپایی وچندین بارحضور موثردرمسابقات ملی داشته است قطعا حق مسلم ایشان می باشد که مربیگری تیم ملی را حداقل برای چند سال عهدار باشدولی بهتر بود یک یا دوسال زودترانجام می گرفت
در ارتباط با نداشتن مدرک مربیگری خطایی متوجه علی دایی نیست چون کسانی که ایشان را برگزیدندحتما می دانستند که ایشان مدرک مربیگری ندارد این خطا متوجه مسئولین فدراسیون می باشد
بنظرم مشكل اصلي تيم سر مربي تيم ملي نيست مشكل اينست كه ما هنوز بازيكنان استاندارد و واجد شرائطي را در باشگاهها پرورش نداده و تحويل نداده ايم. بازيكنان ما همانطوريكه آقاي كلمنته بي رو در بايستي گفت فاقد قدرت و سرعت لازم هستند اين را كه علي دائي نمي تواند در كوتاه مدت درست كند بنظرم مهمترين ويژگي بازيكنان ايراني مهارت در ور رفتن غريزي با توپ است كه معمولا" ما آنرا با خوش خيالي تكنيك حساب كرده و در صدد اصلاح خود بر نيامده ايم. ببينيد بازيكنان ايراني فاقد سرعت مطلوب-قدرت بدني لازم و كافي-مهارتهاي تكنيكي مانند پاس دادن و شوت زدن و استپ كردن و كلا فاقد مهارت هاي اوليه آكادميك فوتبال مي باشند.آنها هنوز نياموخته اند كه با كدام قسمت پا چه نوع شوتهايي بزنند و اصولا نمي دانند فوتبال مانند كشتي داراي فنوني مي باشد كه اين فنون بايد همواره تمرين شده و در بازي بكار بسته شود.هوشمندي و خردي جمعي بازيكنان در اجراي تاكتيكها را نيز مزيد بر اينها دانسته و توجه آقاي دائي را با اين موضوع جلب مي كنم.
مطلب بسیار جالب و درخور تاملی بود من هم اعتقاد دارم بایستی یک روزی یک نفر به بازار آشفته و دلالی و بی برنامگی و بی نظمی تیم ملی فوتبال خاتمه میداد من فکر میکنم به جزء علی دایی کسی توان انجام آن را نداشت نه به اینکه علی دایی خیلی داناتر و زرنگ تر از دیگران است بلکه با توجه به شرایط و موقعیتی که داشته و دارد می تواند از عهده آن کار برآید اگر در این دوره هم به اینگونه چیزها پایان داده نشود مطمئن باشید هیچ کسی تحت هیچ شرایطی از عهده آن برنخواهد آمد
در هر تغییر نسلی در فوتبال بروز بحران و گرفتن نتایج بد طبیعیست. چه بهتر که این گذار از نسل قدیم فوتبال توسط گل سر سبد همین نسل یعنی دایی انجام شود.
بخش عمده ایی از در جا زدن و عدم پیشرفت در فوتبال به چنین نویسندگانی بر می گردد که اتفاقاً خود را حرفه ایی نیز می دانند متاسفانه فضای کاملاً احساسی حاکم بر مملکت ما دامن همه چیز و همه کس را گرفته، آیا به نظر شما به صرف کار کردن با مربیان بزرگ یا با اراده بودن و پشتکار داشتن در دوران بازیگری و داشن یک نیم فصل سابقه مربیگری که به اذعان بسیاری بخش عمده ایی از موفقیت تیم مرهون مربی آلمانی است می تواند تضمین دهنده مناسبی برای موفقیت تیم ملی باشد آیا نحوه انتخاب آقای دایی به مربیگری که تا دقیقه 90 کسی احتمال مربیگری او را نمی دهد ناخود اگاه شما را به یاد اعتراض های چندین سال گذشته هاشمیان-کریمی - مبعلی عنایتی - خطیبی که شما بی رحمانه به آنها تاخته اید نیانداخت ایا اصلاً به علت لابی هایی که برای اقای دایی فراهم بود و در این چندین سال گذشته در بدترین شرایط هم باید در میدان می بود برای افراد یاد شده هم فراهم بود گرچه من اصلاً منکر توانایی های دایی نمی شوم و در کل انتخاب دایی را نیز به علت همان فضای احساسی حاکم بر فوتبال می دانم که اصلاً متوجه نشد به چه علت قلعه نوعی را آورد که بند در این شرایط او را بهترین گزینه می دیدم و به چه علت او را حذف کرد
ای والله. گل گفتی. در ضمن اون خواننده ای که از شما در باره مدرک مربی گری و عدم انتخاب بازیکنان دیگر ایراد گرفته ظاهراً خوب مطلب شما را نخوانده. چون خیلی واضح دلایل آن را نوشته ای.
نمي دانم چرا اشتباه دروازه بان كويت، اينقدر به چشم اين منتقد به عنوان برتري فني ايران بنظر رسيده؟ بيش از 60 ميليون ايراني ديدند كه تيم ما فاقد اصول اوليه حركت تيمي بود. ضمنا هوشمندي!!! انتخاب سرمربي در ماههاي گذشته به اثبات رسيده و نيازي به بيان شما ندارد.
ما همواره این نکته را باید در یاد داشته باشیم که اگر شخص و در این زمان تیم ملی کشورمان را نقد می کنیم فقط و فقط برای رشد و موفقیت آن است.
اين دوست عزيز يادشان رفته كه مجيدي اصلا در تيم جام ملتهاي 96 عضو تيم ملي نبود!!!!!!!!!!!!
تا کی باید چشممان به دست یک خارجی باشد که تیم را به جای برساند یا نه وبنشینیم و ببینیم ایا مزاجش به اب وهوای ما میسازد یا نه .او هم ایرانی وهم مسلمان وهم سواد فوتبال را دارد
دستت درد نکند. علی دایی بیش از آن که نمونه بازیگری در میدان فوتبال باشد، شایسته مدال طلای غیرت و تعصب نسبت به پیراهن ملی کشور است.
دفاعیه جالبی بود ولی نگارنده محترم حتما متوجه این قضیه است که تیمهای منسجم تری مثل استقلال اهواز و سپاهان و ..... هم وجود داشتند ولی جناب دایی از هیچکدام از بازیکنان آنها استفاده نکرد وتازه از دفاع مستحکمی به نام عقیلی هم به راحتی گذشت.
خیلی جالب است که نگارنده محترم با داشتن این تعصب مثال زدنی نسبت به علی دایی به راحتی از نداشتن مدرک حرفه ای مربیگری ایشان میگذرد و عنوان میکند که در فوتبال ما نیازی به مدرک نیست!!!!!!!!!!!
امیدوارم که این نوشته من این بار دیگه سانسور نشه
بنده نیز با این مقاله موافقم و اضافه می نمایم بازیکنانی که از کنار تیم ملی، فوتبال و حمایتهای مردم از هیچ به همه چیز رسیده اند و دیگر انگیزه ایی برای بازی ندارند نباید به تیم ملی راه داده شوند و این امر را سرمربی محبوب تیم ملی به خوبی می داند، و از جوانانی که انگیزه و شور بسیار زیادی برای نتیجه گرفتن تیم ملی دارند استفاده می نماید. جوانانی که در زمان مسابقه ایران با پرتغال بر روی نیمکت اشک در چشمانشان حلقه زده بود و اگر نوبت به آنها داده می شد از جان مایه می گذاشتند. در پایان آرزوی موفقیت برای سرمربی و تیم ملی را دارم.
اینگونه دفاع عالمانه و عاشقانه تحسین برانگیز است ، تشکر ما را پذیرا باشید
اين دوست عزيز كه انقدر از اين دو گل دفاع مي كنند گل نيكبخت را به حساب مربي تيم مي گذارند يا گل دوم تيم را ؟؟ اين عاشق سينه چاك سرمربي جوان چرا از دو گل آسان كويت كه از ناهماهنگي خط دفاعي تيم ناشي از انديشه هاي سرمربي جوان نشات گرفت چيزي ننوشتند ؟؟ كلام و گفتار تهاجمي و عصبي دايي كه هر پرسشگري را دشمن مي پندارد و اين منش متوهم از توطئه سرمربي جوان كه همه عالم و آدم را دشمن مي پندارد چرا در نوشته ايشان مجالي براي عرضه نيافت ؟؟ اين دوست عزيز چرا رفتار دايي را كه با تسويه حساب هاي آشكار باعث محروميت تيم از وجود امثال هاشميان و مهدوي كيا گرديد ناديده گرفته اند؟ گويا ايشان عدم دعوت از واعظي و طالب لو و دعوت شدن دروازه بان ذخيره سايپا را حاصل از شجاعت دايي و لزوم تغيير نسل در تيم ملي مي دانند؟؟؟ آقايان غلامپور و احمد زاده در حد دستياري تيم ملي هستند؟؟؟ كاش اين دوست عزيز به اين سئوالات و ساير سئوالاتي كه اين حدود 1 ماه عملكرد دايي به وجود آورده است پاسخي منطقي و نه عاطفي و احساسي با عباراتي نظير تمام شده ، جا مانده عاطفي و بي انگيزه بدهند!
اگر آقاي علي دايي اينقدر شخصيت برجسته اي است چرا سهم سايپا تيم ناكام اين فصل از بازيكنان ثابت تيم ملي تا اين حد زياد است؟!
شما ناقض تمام اصول خبرنگاری هستید. به چه حقی قبل از آنکه خواننده مطلب را بخواند کل عقده خود را بر سر خبر در چند سطر اولیه خالی می کنید؟! (بنده ناراحت نمی شوم. عطف به ما سبق این نظر را هم حذف کنید...)
خيلي عالي بود . علي دايي مي تواند در دراز مدت فوتبال ايران را فراتر از فوتبال آسيا ببرد .
به نظر بنده انتخاب مربي داخلي بسيار بهتر از مربي خارجي است. لذا بايد همگي براي موفقيت آقاي دايي دعا كنيم. اما تصور مي كنم اگر ايشان به افرادي همچون: پيروز قرباني- مهدي واعظي- منيعي- پولادي- صابر مير قرباني و سپهر حيدري نيز شانس بازي يا حداقل حضور در تمرينات را بدهد امكان موفقيت تيم ملي بيشتر خواهد بود.
دوست نگارنده، همانطور که شما در این مقاله نوشته اید برای بررسی عملکرد دایی نیاز به زمان بیشتری است. اما شما هم در دفاع از علی دایی تند رفته اید! دوست کارشناس، گلهای زودهنگام تیم ایران به کویت نه حاصل روحیه جنگندگی بود و نه حاصل کار تیمی.
با سلام ضمن تشكر از نويسنده اين مطلب بنده هم تمامي گفته هاي متين اين دوست عزيز را تائيد ميكنم بلي ما ويا بهتر بگويم فوتبال ما يا بهتربگويم فوتبال ما سالها دنبال چنين افرادي ميگشته كه توانائي مبارزه با بازيكن سالاري راداشته باشد توانائي اين راداشته باشد تا بابازيكني كه با پول اين ملت با سرمايه اين ملت مظلوم در سطح جهان مطرح شده وامروز منت سراين ملت وفوتبال اين مملكت ميگذارد مبارزه كند و خيلي راحت از تيم ملي كنار بگذاردش اما افسوس وصد افسوس برادر عزيزم كه خيليها در اين مملكت هستند كه نميخواهند فوتبال اين مملكت سروسامان بگيرد و شما مطمئن باش كه دوباره نميگذارند كه فوتبال اين مملكت درست بشود و دوباره شاهد نفوذ در تيم ملي و همين بازيكنان تمام شده را به فوتبال ما تحميل خواهند كرد .
علي دايي كه در برنامه شب شيشهاي و سپس 90 حاضر شده بود با حلاليت طلبيدن از همه كساني كه به آنها حمله كرده بود چهره تازهاي از خود نشان داد. انتظار ميرفت كه خصوصيات تغييريافته دايي همچنان روي مسيري مستقيم گام بردارد. يك روز قبل از بازي با كويت عليرضا اكبريخرم، گزارشگر شبكه خبر در ارتباط تلفني با دايي قصد داشت كه اخبار آخرين وضعيت تيم ملي را از سرمربي بگيرد. اكبريخرم بعد از چند سوال پيشپا افتاده از دايي پرسيد: «همهچيز در كويت خوب پيش ميرود؟ آيا قرار است روزي دو جلسه تمرين كنيد؟» اين يك سوال عادي از سوي گزارشگر شبكه خبر بود كه واكنش عجيب دايي را همراه داشت. او خطاب به اكبريخرم گفت: «مگر شما براي تيم ملي برنامهريزي ميكنيد كه حرف از تمرين ميزنيد. اگر شما همهكاره هستيد پس بهتر است ما كنار برويم تا براي تيم ملي برنامهريزي كنيد. اگر هم كارهاي نيستيد پس اجازه بدهيد كارمان را انجام بدهيم!» پس از صحبتهاي دايي چهره بهتزده اكبريخرم ديدني بود ولي او فقط سكوت كرد تا بينندگان شرمنده و متعجب از خود سوال كنند. اين همه خشونت براي چي آخر؟ آیا یک سوال ساده از سرمربی که یک جلسه تمرین می کنید یا دو جلسه ( آن هم فقط برای اطلاع بینندگان ) این واکنش را می طلبید؟
من از وقتی ان مقاله را در سایت خواندم دنبال کلماتی بودم که به صورت منطقی جواب ان نگارنده را بدهم ولی وقتی امروز این جوابیه را خواندم احساس کردم خودم نوشتم و دقیقا با تک تک کلمات اقای مبارکی فرد موافقم
نویسنده تاکید بر علم گرایی علی دایی دارد ولی هیچ جای این جوابیه بلند بالا نمی گوید کسی که با تیم بسته شده مربی دیگر قهرمان شد و در این فصل جزو 5 تیم اول هم نیست اینهمه دانش و علم را از کجا کسب کرده است؟ کلاس مربیگری؟ تجربه مربیگری؟
به این میگن حرف حساب . دمت گرم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.