اقدامات عجيب برخی از اساتید !
ثبت كتب، مقالات و ترجمههاي دانشجويان به نام اساتيد از جمله موضوعات و آسيبهايي است كه در دانشگاههاي ايران رو به گسترش رفته و عدم برخورد با اين تخلفات، موجبات كشيده شدن دامنه اين معضل به سطوح بينالمللي شده است.
به گزارش خبرگزاري فارس، از زماني كه جوامع نياز به عنصري پيدا كردند كه بتواند كاركردي فراتر از مدارس سنتي را داشته باشد، به تدريج پايهگذاري دانشگاه را فراهم آورند، اما پايهگذاري دانشگاه و گسترش آن در اقصي نقاط جهان تازه شروع كار بود و نياز به منابع و اكتشافات جديد علمي، تفكيك علم به حوزههاي مختلف و ... بيشتر احساس شد.
* تاريخچه ترجمه در جهان
يكي از اين روشها براي دسترسي به منابع جديد ترجمه است، ترجمه تاريخچهاي نسبتا طولاني دارد؛ اولين آثار ترجمه شده در جهان، نزد مصريان است كه به 3 هزار سال قبل از ميلاد ميرسد؛ در غرب هم از حدود سيصد سال قبل از ميلاد كار ترجمه رونق پيدا كرد.
در قرن دوازده ميلادي با تماس غرب و اسلام ترجمه از زبان عربي به لاتين و از لاتين به عربي گسترش پيدا كرد كه موجبات آشنايي بيشتر مسلمانان از غرب و غربيها از اسلام شد.
در قرن نوزدهم ترجمه بيشتر بين خواص رايج بود، اما در قرن بيستم به دليل نياز جامعه، ترجمه گستره وسيعي از جامعه را در بر گرفت و قرن بيستم «عصر ترجمه» نام گرفت.
* تاريخ ترجمه در ايران
ترجمه در ايران داراي تاريخي نسبتا طولاني است، از نخستين ترجمهها ترجمه سرودههاي زرتشتي به زبان پهلوي بود؛ در دوره ساسانيان ترجمههايي به اين سبك گسترش بيشتري پيدا كرد.
در دوره بعد از اسلام به موازات توسعه اسلام، متنهايي از عربي به فارسي ترجمه شد و اين روند تا مدت مديدي ادامه يافت.
در اواخر قرن نوزدهم، تغييراتي كه ايجاد شد، منجر به پيدايش در "رنسانس ترجمه " در ايران شد.
انگيزه اين دوره ترجمه متون اساسي علمي از زبانهاي اروپايي براي دستيابي به علوم و فنآوريهاي جديد بود.
بيشتر مترجمين اين دوره فارغالتحصيلان دارالفنون بودند كه مهمترين آنها اعتمادالسلطنه رئيس ادارهاي به نام «دارالترجمه» در عصر قاجار بود.
* ترجمه و سرقت علمي، ادبي
امروزه با گسترش شمار آشنايان به زبانهاي نوين به اين عرصه، دانشجويان و اساتيد هم ميتوانند نقش مترجم را راحتتر از گذشته ايفا كنند. با اين شرايط جديد و با توجه به مقتضيات زمان برخي عوامل دروني و محيطي در برخي از دانشجويان و اساتيد منجر به پيدايش و گسترش پديده سرقت ادبي شد، به گونهاي كه امروزه هر از چند گاهي در گوشه و كنار جهان و ايران شاهد كشف و معرفي انواع سرقتهاي علمي و ادبي هستيم.
* چاپ ترجمه دانشجوي به نام استاد؛ نمونهاي از سرقت علمي، ادبي
يكي از اساتيد دانشگاه علامه در اين باره ميگويد: اين پديده از گذشته بوده و قوانيني براي مقابله با آن در كشورها وضع شده است.
وي ادامه ميدهد: يكي از موارد سرقت علمي اين است كه يك نفر ترجمه يا تاليف شخص ديگري را به نام خودش چاپ ميكند، به عنوان نمونه كتاب «ارتباطات سازماني» اثر «كاترين ميلر» دو ترجمه فارسي دارد، با اين تفاوت كه يكي از آنها اين كتاب را با عنوان تاليف به اسم خودش منتشر كرده است. جالب اينكه درحالي كه در شناسنامه و پيشگفتار كتاب آورده كه كتاب ترجمه است، در صفحه اول نام خودش را به عنوان مؤلف آورده است!
* دانشجو با توصيه استاد ترجمهاش را با نام وي چاپ ميكند
يكي از اساتيد دانشگاه تهران نيز ميگويد: ما در دانشگاه تهران متاسفانه استادي داريم كه حتي رتبههاي كشوري خوبي هم در عرصه علمي آوردهاند، اما اين استاد در حركتي غيراخلاقي به يك دانشجو توصيه كرده كه اسم وي نيز در اول كتابي كه اين دانشجو ترجمه كرده آورده شود.
اين استاد دانشگاه تهران ادامه داد: اين دانشجو نيز بالاجبار و براي اينكه كتاب امكان چاپ پيدا كند، اين خواسته استاد را عملي كرده است.
* قانون مجازات سارقان ادبي؛ قانوني كه هيچگاه اجرا نميشود
اما يكي از اساتيد خانم كه مقاله بيست صفحهايش را به كتاب تبديل كرده و الان هم سمت استادياري دارد، در اين باره ميگويد: من و همكارانم چندين بار به وزارت علوم هم تذكر دادهايم كه جلوي اينگونه رفتارها بايستند تا استادي براي ارتقاي درجه علمي خودش از دسترنج دانشجو يا استاد ديگري سوءاستفاده نكند.
وي ادامه ميدهد: عليرغم اينكه در قوانين براي موارد چاپ و نشر ترجمه ديگري و سرقت ادبي مجازاتهايي پيشبيني شده است ولي هيچوقت شاهد برخورد با اساتيد يا دانشجوياني كه اقدام به نقض اين قوانين ميكنند نبودهايم.
اين استاد خانم ميافزايد: در سايتي ميخواندم رئيس دانشگاهي در ايالت اوهايو آمريكا، به خاطر اينكه در سخنرانياش بدون ذكر منبع از مطالب شخص ديگري استفاده كرده است، بر اثر فشارهاي وارد مجبور به استعفا شده است.
* عدم توانايي مالي دانشجو = چاپ ترجمه با نام استاد
يكي از دانشجويان كارشناسي ارشد دانشكده فني دانشگاه تهران با نام «نادر» ميگويد: من كتابي را در مورد رشته خودم ترجمه كرده بودم چندين جا هم مراجعه كردم تا چاپش كنم، ولي بدليل ضيق مالي نتوانستم چاپش كنم، چون مبلغي كه ميخواستند خارج از توانايي من بود، لذا مجبور شدم عليرغم ميل باطنيام كتاب را با ذكر نام يكي از اساتيدم در اول كتاب چاپ كنم.
* همهگير شدن پديده چاپ ترجمه دانشجويان توسط اساتيد
آقاي «الف» از اساتيد دانشگاه علامه، در مورد دلايل گرايش اساتيد به سمت چاپ كتابهاي ترجمهاي كه يا ترجمه ديگري است و يا شخص آن را با اندكي تغيير به نام خودش چاپ ميكند، ميگويد: پديده مصادره ترجمه ديگران در بين اساتيد، مانند دانشجويان تقريبا همهگير شده است، چون ما با تصويب قوانيني در مجلس يا دولت از گذشته تاكنون، اساتيد را به اين سمت سوق ميدهيم.
اين استاد دانشگاه علامه فرمهايي را نشان ميدهد كه هر استادي موظف است در هر دوره 10 ساله آنها را پر بكند و به وزارت علوم بدهد تا بر اساس آن فرمها امتيازدهي و درجهبندي اساتيد انجام شود.
وي تصريح ميكند: در اين جدول هر استاد حداقل بايد 110 امتياز بياورد، اين پارامترها 20 موردند و مهمترين پارامترهايي كه در اين جدول وجود دارند عبارتند از: مقاله تاليفي، 5 امتياز. ترجمه كتاب 10 امتياز، رساله دكتري كه استاد با دانشجو 3 سال كار ميكند 8 امتياز، پايان نامه كارشناسي ارشد 1/5 امتياز، مقالات بينالمللي 7 امتياز و ...
اين استاد دانشگاه ادامه ميدهد كه در اين جدول توجهي به حجم كتاب نشده است؛ استادي كه 50 صفحه كتاب نوشته همان امتيازي ميگيرد كه استادي با 1200 صفحه ميگيرد كه اين نشانگر نبودن نظم است و باعث دلسردي اساتيد ميشود چون استادي كه زحمت نكشيده در جايگاه و رتبهاي قرار ميگيرد كه جايگاهش را ندارد.
وي عامل ديگر رواج اين پديده را، عدم برخورد جدي و قاطع از طرف نهادهاي مربوطه ميداند و اضافه ميكند كه موردي نديدهام كه يكي از اساتيد دانشگاههاي ما بعد از اثبات سرقت علمي اخراج شود يا دانشجويي كه در پاياننامهاش، برخلاف تعهدي كه قبلا داده است از اطلاعاتي بدون ذكر منبع آورده است از دفاعش جلوگيري شود. اگر پليس يا دستگاه قضايي وارد اين عرصه شود و جلوي چند مورد را بگيرد و با اطلاعرساني نشان دهد كه اين كار نا پسند است، مطمئنا جلوي خيلي از موارد اينچنيني گرفته ميشود.
خانم «ب» استاد دانشگاه تهران هم ادامه ميگويد: من استادي ميشناسم كه سر كلاس به دانشجويان كار عملي «ترجمه» ميدهد،فصلهاي كتاب را بين دانشجويان تقسيم ميكند، دانشجويان هم با توسل به دارالترجمه يا دانشجويان ترم بالاتر، متن ترجمه شده را تحويل استاد ميدهند، او هم با مقداري ويرايش كتاب را زيرچاپ ميبرد.
وي دليل به وجود آمدن اين وضعيت را نبود نظارت و سيستم غلط ترفيع بندي اساتيد معرفي ميكند.
* ورود سرقت علمي در «ISI»
سرقت علمي، وارد حوزه مقالات بينالملل و ISI هم شده است؛ ISI، مخفف Institue of scientific Information است كه براي نخستين بار توسط پرفسور يوجين گارفيلد (Eugene Garfield) در سال 1960 در ايالت فيلادلفياي آمريكا منتشر شد.
اين موسسه در سال 1992 توسط موسسه علمي تامسون (Tomson Scientific) خريداري شد و با عنوان تامسون آي.اس.آي شناخته شد (thomson ISI) اين موسسه در حال حاضر حدود 16000 عنوان مجله و كنفرانس بينالمللي را در حوزههاي علوم مهندسي، علوم اجتماعي، علوم انساني، هنر تحت پوشش خود دارد.
ISI هرساله يافتههاي جديدي را فراهم و به پژوهشگران عرضه ميدارد. حجم عظيم اطلاعات ISI به محققان اين امكان را ميدهد تا از پيشينه تحقيقاتي موضوع مورد علاقه و آخرين تحولات در آن حوزه مطلع شوند.
امروزه هر مقالهاي كه در اين مجلات منتشر ميشود به عنوان يك توليد علمي در جهان شناخته ميشود. در ايران هم استفاده از نمايههاي ISI و منظور كردن هر نمايه مربوط به مقاله معتبر علمي به عنوان توليدي علمي جهاني كه در جامعه دانشگاهي پذيرفته شده است شناخته ميشود.
مقالات ISI منتشر شده توسط پژوهشگران، يكي از فاكتورهاي رتبهبندي دانشگاههاي برتر جهان به وسيله دانشگاه شانگهاي جيائوتانگ است.
رشد توليد علم و مقاله در ايران از دهه 90 ميلادي سرعت بيشتري به خود گرفته است به گونهاي كه ايران در سال 2009 بر اساس اعلام نيوسانيست، (New Seientist) بيشترين رشد علمي را در جهان داشت و دانشگاه تهران در فوريه 2010 با چند پله صعود رتبه 837 را كسب كرد.
اما عليرغم پيشرفتهاي چشمگير در عرضه مقالات بينالمللي و توليد علم، هر از گاهي شاهد آشكار شدن سرقت علمي انجام گرفته توسط برخي از دانشجويان و اساتيد هستيم.
* برخورد با اساتيد متخلف؛ اولين و آخرين راه حل
«ن»،از دانشجويان كارشناسي ارشد دانشكده فني دانشگاه تهران با تشريح مراحل چاپ شدن هر مقاله علمي يا قبول مقاله در كنفرانسهاي بينالمللي ميگويد: نقطه شروع مقاله اين است كه ايدهاي به ذهن برسد، بعد آن ايده را با استاد مطرح ميكني و شروع به نوشتن مقاله كني، اما متاسفانه برخي استادها در اين مرحله برخلاف نقش ساختاريشان كمكي به دانشجو نميكنند، دانشجو بعد از نوشتن مقاله آن را براي تاييد پيش استاد ميبرد و او هم خوانده يا ناخوانده آن را تاييد ميكند.
وي ادامه ميدهد: من 2 مقاله در ISI دارم كه غلطگيري و تصحيح هر دوي آنها را مجله انجام داده است، مثلا در جايي يادم رفته بود فرمول بنويسم يا در يكي ديگر منبع ذكر شده تكراري بود.
آقاي «ن» ادامه ميدهد: پس از تاييد استاد مقاله را اصطلاحا Submit ميكنيم كه آنجا يا مقاله ما را غلطگيري ميكنند يا رد ميكنند و مرحله بعدي پذيرش است كه بعد از پذيرش بايد منتظر چاپ مقاله باشيم.
وي تاكيد ميكند: استادها عليرغم اينكه زحمت را دانشجو كشيده است اسمشان را به عنوان اسم اول ميزنند كه امتيازش بيشتر است و اگر دانشجويي هم مخالفت يا مقاومت كرد معمولا حالش را ميگيرند! يا نمره كم ميدهند يا اينكه در مسيرش مانعتراشي ميكنند.
استاد دانشگاه علامه هم در مورد سرقت علمي در مقالات ميگويد: پايان نامه، ترجمه يا مقالات، مقولههاي مرتبط با هم هستند كه راهكارهاي جلوگيري از آنها تقريبا يكسان است.
وي ادامه ميدهد، اين معضل نياز به نقد مفصل دارد، اگر ما جلوي استادي كه از جايگاهش استفاده ميكند با سيستم، يا جلوي دفاع دانشجوي كه بدون ذكر منبع دفاع ميكند در هر مرحله كه باشد، بگيريم ديگر كسي جرأت پيدا نميكند اين اعمال را انجام بدهد.
او ميگويد: من خودم فارغالتحصيل انگلستانم، آنجا اگر استادي دست به سرقت علمي بزند، در هر سطح علمي و رتبهاي كه باشد عذرش را سريع ميخواهند و نميگذارند شخص فاسدي وارد سيستم علمي و دانشگاهيشان بشود.
خانم «ب» هم در مورد سرقت علمي در مقالات بينالمللي ميگويد: ما به جاي اينكه اجازه بدهيم عدهاي با حيثيت كشورمان در سطح بينالمللي بازي بكنند بايد اول جلوي اقدامات آنها را در داخل بگيريم.
وي ميافزايد: تعدادي از سايتها و مجلات معتبر بينالمللي از نرمافزارها و ابزارهايي مانند كراس چك (Dejava, docloc, (dross check استفاده ميكنند تا جلوي تقلب در مقالات را بگيرند.
به گزارش خبرگزاري فارس، از زماني كه جوامع نياز به عنصري پيدا كردند كه بتواند كاركردي فراتر از مدارس سنتي را داشته باشد، به تدريج پايهگذاري دانشگاه را فراهم آورند، اما پايهگذاري دانشگاه و گسترش آن در اقصي نقاط جهان تازه شروع كار بود و نياز به منابع و اكتشافات جديد علمي، تفكيك علم به حوزههاي مختلف و ... بيشتر احساس شد.
* تاريخچه ترجمه در جهان
يكي از اين روشها براي دسترسي به منابع جديد ترجمه است، ترجمه تاريخچهاي نسبتا طولاني دارد؛ اولين آثار ترجمه شده در جهان، نزد مصريان است كه به 3 هزار سال قبل از ميلاد ميرسد؛ در غرب هم از حدود سيصد سال قبل از ميلاد كار ترجمه رونق پيدا كرد.
در قرن دوازده ميلادي با تماس غرب و اسلام ترجمه از زبان عربي به لاتين و از لاتين به عربي گسترش پيدا كرد كه موجبات آشنايي بيشتر مسلمانان از غرب و غربيها از اسلام شد.
در قرن نوزدهم ترجمه بيشتر بين خواص رايج بود، اما در قرن بيستم به دليل نياز جامعه، ترجمه گستره وسيعي از جامعه را در بر گرفت و قرن بيستم «عصر ترجمه» نام گرفت.
* تاريخ ترجمه در ايران
ترجمه در ايران داراي تاريخي نسبتا طولاني است، از نخستين ترجمهها ترجمه سرودههاي زرتشتي به زبان پهلوي بود؛ در دوره ساسانيان ترجمههايي به اين سبك گسترش بيشتري پيدا كرد.
در دوره بعد از اسلام به موازات توسعه اسلام، متنهايي از عربي به فارسي ترجمه شد و اين روند تا مدت مديدي ادامه يافت.
در اواخر قرن نوزدهم، تغييراتي كه ايجاد شد، منجر به پيدايش در "رنسانس ترجمه " در ايران شد.
انگيزه اين دوره ترجمه متون اساسي علمي از زبانهاي اروپايي براي دستيابي به علوم و فنآوريهاي جديد بود.
بيشتر مترجمين اين دوره فارغالتحصيلان دارالفنون بودند كه مهمترين آنها اعتمادالسلطنه رئيس ادارهاي به نام «دارالترجمه» در عصر قاجار بود.
* ترجمه و سرقت علمي، ادبي
امروزه با گسترش شمار آشنايان به زبانهاي نوين به اين عرصه، دانشجويان و اساتيد هم ميتوانند نقش مترجم را راحتتر از گذشته ايفا كنند. با اين شرايط جديد و با توجه به مقتضيات زمان برخي عوامل دروني و محيطي در برخي از دانشجويان و اساتيد منجر به پيدايش و گسترش پديده سرقت ادبي شد، به گونهاي كه امروزه هر از چند گاهي در گوشه و كنار جهان و ايران شاهد كشف و معرفي انواع سرقتهاي علمي و ادبي هستيم.
* چاپ ترجمه دانشجوي به نام استاد؛ نمونهاي از سرقت علمي، ادبي
يكي از اساتيد دانشگاه علامه در اين باره ميگويد: اين پديده از گذشته بوده و قوانيني براي مقابله با آن در كشورها وضع شده است.
وي ادامه ميدهد: يكي از موارد سرقت علمي اين است كه يك نفر ترجمه يا تاليف شخص ديگري را به نام خودش چاپ ميكند، به عنوان نمونه كتاب «ارتباطات سازماني» اثر «كاترين ميلر» دو ترجمه فارسي دارد، با اين تفاوت كه يكي از آنها اين كتاب را با عنوان تاليف به اسم خودش منتشر كرده است. جالب اينكه درحالي كه در شناسنامه و پيشگفتار كتاب آورده كه كتاب ترجمه است، در صفحه اول نام خودش را به عنوان مؤلف آورده است!
* دانشجو با توصيه استاد ترجمهاش را با نام وي چاپ ميكند
يكي از اساتيد دانشگاه تهران نيز ميگويد: ما در دانشگاه تهران متاسفانه استادي داريم كه حتي رتبههاي كشوري خوبي هم در عرصه علمي آوردهاند، اما اين استاد در حركتي غيراخلاقي به يك دانشجو توصيه كرده كه اسم وي نيز در اول كتابي كه اين دانشجو ترجمه كرده آورده شود.
اين استاد دانشگاه تهران ادامه داد: اين دانشجو نيز بالاجبار و براي اينكه كتاب امكان چاپ پيدا كند، اين خواسته استاد را عملي كرده است.
* قانون مجازات سارقان ادبي؛ قانوني كه هيچگاه اجرا نميشود
اما يكي از اساتيد خانم كه مقاله بيست صفحهايش را به كتاب تبديل كرده و الان هم سمت استادياري دارد، در اين باره ميگويد: من و همكارانم چندين بار به وزارت علوم هم تذكر دادهايم كه جلوي اينگونه رفتارها بايستند تا استادي براي ارتقاي درجه علمي خودش از دسترنج دانشجو يا استاد ديگري سوءاستفاده نكند.
وي ادامه ميدهد: عليرغم اينكه در قوانين براي موارد چاپ و نشر ترجمه ديگري و سرقت ادبي مجازاتهايي پيشبيني شده است ولي هيچوقت شاهد برخورد با اساتيد يا دانشجوياني كه اقدام به نقض اين قوانين ميكنند نبودهايم.
اين استاد خانم ميافزايد: در سايتي ميخواندم رئيس دانشگاهي در ايالت اوهايو آمريكا، به خاطر اينكه در سخنرانياش بدون ذكر منبع از مطالب شخص ديگري استفاده كرده است، بر اثر فشارهاي وارد مجبور به استعفا شده است.
* عدم توانايي مالي دانشجو = چاپ ترجمه با نام استاد
يكي از دانشجويان كارشناسي ارشد دانشكده فني دانشگاه تهران با نام «نادر» ميگويد: من كتابي را در مورد رشته خودم ترجمه كرده بودم چندين جا هم مراجعه كردم تا چاپش كنم، ولي بدليل ضيق مالي نتوانستم چاپش كنم، چون مبلغي كه ميخواستند خارج از توانايي من بود، لذا مجبور شدم عليرغم ميل باطنيام كتاب را با ذكر نام يكي از اساتيدم در اول كتاب چاپ كنم.
* همهگير شدن پديده چاپ ترجمه دانشجويان توسط اساتيد
آقاي «الف» از اساتيد دانشگاه علامه، در مورد دلايل گرايش اساتيد به سمت چاپ كتابهاي ترجمهاي كه يا ترجمه ديگري است و يا شخص آن را با اندكي تغيير به نام خودش چاپ ميكند، ميگويد: پديده مصادره ترجمه ديگران در بين اساتيد، مانند دانشجويان تقريبا همهگير شده است، چون ما با تصويب قوانيني در مجلس يا دولت از گذشته تاكنون، اساتيد را به اين سمت سوق ميدهيم.
اين استاد دانشگاه علامه فرمهايي را نشان ميدهد كه هر استادي موظف است در هر دوره 10 ساله آنها را پر بكند و به وزارت علوم بدهد تا بر اساس آن فرمها امتيازدهي و درجهبندي اساتيد انجام شود.
وي تصريح ميكند: در اين جدول هر استاد حداقل بايد 110 امتياز بياورد، اين پارامترها 20 موردند و مهمترين پارامترهايي كه در اين جدول وجود دارند عبارتند از: مقاله تاليفي، 5 امتياز. ترجمه كتاب 10 امتياز، رساله دكتري كه استاد با دانشجو 3 سال كار ميكند 8 امتياز، پايان نامه كارشناسي ارشد 1/5 امتياز، مقالات بينالمللي 7 امتياز و ...
اين استاد دانشگاه ادامه ميدهد كه در اين جدول توجهي به حجم كتاب نشده است؛ استادي كه 50 صفحه كتاب نوشته همان امتيازي ميگيرد كه استادي با 1200 صفحه ميگيرد كه اين نشانگر نبودن نظم است و باعث دلسردي اساتيد ميشود چون استادي كه زحمت نكشيده در جايگاه و رتبهاي قرار ميگيرد كه جايگاهش را ندارد.
وي عامل ديگر رواج اين پديده را، عدم برخورد جدي و قاطع از طرف نهادهاي مربوطه ميداند و اضافه ميكند كه موردي نديدهام كه يكي از اساتيد دانشگاههاي ما بعد از اثبات سرقت علمي اخراج شود يا دانشجويي كه در پاياننامهاش، برخلاف تعهدي كه قبلا داده است از اطلاعاتي بدون ذكر منبع آورده است از دفاعش جلوگيري شود. اگر پليس يا دستگاه قضايي وارد اين عرصه شود و جلوي چند مورد را بگيرد و با اطلاعرساني نشان دهد كه اين كار نا پسند است، مطمئنا جلوي خيلي از موارد اينچنيني گرفته ميشود.
خانم «ب» استاد دانشگاه تهران هم ادامه ميگويد: من استادي ميشناسم كه سر كلاس به دانشجويان كار عملي «ترجمه» ميدهد،فصلهاي كتاب را بين دانشجويان تقسيم ميكند، دانشجويان هم با توسل به دارالترجمه يا دانشجويان ترم بالاتر، متن ترجمه شده را تحويل استاد ميدهند، او هم با مقداري ويرايش كتاب را زيرچاپ ميبرد.
وي دليل به وجود آمدن اين وضعيت را نبود نظارت و سيستم غلط ترفيع بندي اساتيد معرفي ميكند.
* ورود سرقت علمي در «ISI»
سرقت علمي، وارد حوزه مقالات بينالملل و ISI هم شده است؛ ISI، مخفف Institue of scientific Information است كه براي نخستين بار توسط پرفسور يوجين گارفيلد (Eugene Garfield) در سال 1960 در ايالت فيلادلفياي آمريكا منتشر شد.
اين موسسه در سال 1992 توسط موسسه علمي تامسون (Tomson Scientific) خريداري شد و با عنوان تامسون آي.اس.آي شناخته شد (thomson ISI) اين موسسه در حال حاضر حدود 16000 عنوان مجله و كنفرانس بينالمللي را در حوزههاي علوم مهندسي، علوم اجتماعي، علوم انساني، هنر تحت پوشش خود دارد.
ISI هرساله يافتههاي جديدي را فراهم و به پژوهشگران عرضه ميدارد. حجم عظيم اطلاعات ISI به محققان اين امكان را ميدهد تا از پيشينه تحقيقاتي موضوع مورد علاقه و آخرين تحولات در آن حوزه مطلع شوند.
امروزه هر مقالهاي كه در اين مجلات منتشر ميشود به عنوان يك توليد علمي در جهان شناخته ميشود. در ايران هم استفاده از نمايههاي ISI و منظور كردن هر نمايه مربوط به مقاله معتبر علمي به عنوان توليدي علمي جهاني كه در جامعه دانشگاهي پذيرفته شده است شناخته ميشود.
مقالات ISI منتشر شده توسط پژوهشگران، يكي از فاكتورهاي رتبهبندي دانشگاههاي برتر جهان به وسيله دانشگاه شانگهاي جيائوتانگ است.
رشد توليد علم و مقاله در ايران از دهه 90 ميلادي سرعت بيشتري به خود گرفته است به گونهاي كه ايران در سال 2009 بر اساس اعلام نيوسانيست، (New Seientist) بيشترين رشد علمي را در جهان داشت و دانشگاه تهران در فوريه 2010 با چند پله صعود رتبه 837 را كسب كرد.
اما عليرغم پيشرفتهاي چشمگير در عرضه مقالات بينالمللي و توليد علم، هر از گاهي شاهد آشكار شدن سرقت علمي انجام گرفته توسط برخي از دانشجويان و اساتيد هستيم.
* برخورد با اساتيد متخلف؛ اولين و آخرين راه حل
«ن»،از دانشجويان كارشناسي ارشد دانشكده فني دانشگاه تهران با تشريح مراحل چاپ شدن هر مقاله علمي يا قبول مقاله در كنفرانسهاي بينالمللي ميگويد: نقطه شروع مقاله اين است كه ايدهاي به ذهن برسد، بعد آن ايده را با استاد مطرح ميكني و شروع به نوشتن مقاله كني، اما متاسفانه برخي استادها در اين مرحله برخلاف نقش ساختاريشان كمكي به دانشجو نميكنند، دانشجو بعد از نوشتن مقاله آن را براي تاييد پيش استاد ميبرد و او هم خوانده يا ناخوانده آن را تاييد ميكند.
وي ادامه ميدهد: من 2 مقاله در ISI دارم كه غلطگيري و تصحيح هر دوي آنها را مجله انجام داده است، مثلا در جايي يادم رفته بود فرمول بنويسم يا در يكي ديگر منبع ذكر شده تكراري بود.
آقاي «ن» ادامه ميدهد: پس از تاييد استاد مقاله را اصطلاحا Submit ميكنيم كه آنجا يا مقاله ما را غلطگيري ميكنند يا رد ميكنند و مرحله بعدي پذيرش است كه بعد از پذيرش بايد منتظر چاپ مقاله باشيم.
وي تاكيد ميكند: استادها عليرغم اينكه زحمت را دانشجو كشيده است اسمشان را به عنوان اسم اول ميزنند كه امتيازش بيشتر است و اگر دانشجويي هم مخالفت يا مقاومت كرد معمولا حالش را ميگيرند! يا نمره كم ميدهند يا اينكه در مسيرش مانعتراشي ميكنند.
استاد دانشگاه علامه هم در مورد سرقت علمي در مقالات ميگويد: پايان نامه، ترجمه يا مقالات، مقولههاي مرتبط با هم هستند كه راهكارهاي جلوگيري از آنها تقريبا يكسان است.
وي ادامه ميدهد، اين معضل نياز به نقد مفصل دارد، اگر ما جلوي استادي كه از جايگاهش استفاده ميكند با سيستم، يا جلوي دفاع دانشجوي كه بدون ذكر منبع دفاع ميكند در هر مرحله كه باشد، بگيريم ديگر كسي جرأت پيدا نميكند اين اعمال را انجام بدهد.
او ميگويد: من خودم فارغالتحصيل انگلستانم، آنجا اگر استادي دست به سرقت علمي بزند، در هر سطح علمي و رتبهاي كه باشد عذرش را سريع ميخواهند و نميگذارند شخص فاسدي وارد سيستم علمي و دانشگاهيشان بشود.
خانم «ب» هم در مورد سرقت علمي در مقالات بينالمللي ميگويد: ما به جاي اينكه اجازه بدهيم عدهاي با حيثيت كشورمان در سطح بينالمللي بازي بكنند بايد اول جلوي اقدامات آنها را در داخل بگيريم.
وي ميافزايد: تعدادي از سايتها و مجلات معتبر بينالمللي از نرمافزارها و ابزارهايي مانند كراس چك (Dejava, docloc, (dross check استفاده ميكنند تا جلوي تقلب در مقالات را بگيرند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بايد توجه داشت كه مقالاتي كه اسم دانشجو هم ذكر ميشود غالبا از رسالات دانشجويي است، كه استاد در توليد آن نقش اساسي ايفا ميكند لذا كار استاد هم هست. منتهي برخي اساتيد از خود مايه ميگذارند و غالبا اساتيد مقاله را براي چاپ ميخوانند و تنظيم ميككندد اگر هم اسم دانشجويي است بيشتر بنفع او ست چون بدون اعتبار اسم استاد و زحمت وي مقاله بندرت چاپ و قابل چاپ هستند. اما صد افسوس براي اساتيدي كه بيخودي با ارائه مقاله مشترك باعث اعتبار و ارتقا دانشجويان ميشوند.
وقتی از کشورهای پیشرفته فقط کمیت را تقلید می کنیم و سازوکارهای مدیریتی درستی را پایه گذاری نمیکنیم تمام هزینه هایمان به باد خواهد رفت و چیزی به دست نخواهیم آورد.وضعیت در مراکز پژوهشی دولتی از این هم بدتر است ولی وقتی در نبود آزادی نقد و امکان مطرح کردن مسائل حساسیت جامعه نسبت برخی بی اخلاقی ها کم می شود باید منتظر هر اتفاقی بود و دیگر تعجبی در کار نخواهد بود.
آقا خدا خیرتون بده بالاخره یه نفر پیدا شد این موضوع رو مطرح کنه،خود من دانشجوی کارشناسی ارشد یکی از دانشگاه های خوب کشورم که با رتبه ی خوب هم قبول شدم ولی نمیدونید این استاد راهنمای من به خاطر مقاله چه بلایی سر من آورد، به من اجازه ی دفاع نمی داد و میگفت حتما باید مقاله ی ISI داشته باشی تازه بعد از ارئه ی این مقاله که وقت زیادی از من گرفت و حاصل کار 1 ساله ی من بود منو مجبور کرد اسم ایشون رو به عنوان نویسنده ی اول (اصلی) بنویسم اگه این کارو نمیکردم اجازه ی دفاع به من نمیداد. منم مجبور شدم. عین این کار رو با همکلاسی های دیگه ی من هم انجام داده. ما به کجا میتونیم شکایت کنیم؟ ضمن این که این آقا همزمان هم مدیر گروه و هم رئیس دانشگاه ماست و دانشجویان سال های قبل از ما هم از ایشون به وزارت علوم شکایت کردن و نتیجه ای نداشته. واقعا هیچ مرجعی نیست که به داد دانشجویان برسه؟؟؟؟
من اخیرا در مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصیل شدم. استاد راهنمام مجبورم کرد برای اینکه اجازه دفاع بده، 4 تا مقاله بدم اسم خودشم تو همه مقاله ها بزنم تا رتبه علمیش بالا بره. به خاطر همین موضوع، 4 سال زمان برد فارغ التحصیل بشم. تو هیچ آیین نامه و قانونی نیومده که یه دانشجو برای دفاع باید این همه مقاله بده! واقعا برای وضعیت علمی کشور متاسفم.
من از جمله افرادی هستم که مقاله ام توسط استادم بدون اسم من چاپ شده و در واقع با فریب این کار انجام شده. اگر جایی هست که بشه حقمو بگیرم لطفاً راهنمایی کنید.
اولا هیچ دانشجویی حق ندارد و نبایستی بدون اطلاع و اجازه استاد راهنمای خود نسبت به ارائه مقاله به مجلات معتبر اقدام نماید. اساتید راهنما موظف به چک نمودن مقالات از نظر کفایت دیتا و نحوه نگارش هستند . وجود اسامی اساتید به معنای اعتبار مقالات و این در تمامی در مقالات رواج دارد. لطفا توجه داشته باشید شان و احترام اساتید بسیار بالاتر از آن است که با تیتر نمودن یک موضوع کارشناسی نشده به چالش کشیده شود.
این ها نتیجه سیاست های فشار زیاد سال های اخیر بر روی اساتید است که برای کوچک ترین ارتقای پایه سالانه همک باید مقاله های انچنانی داشته باشند. این عمل استید اخلاقا درست نیست و تایید نمی شود ولی اساتید بخصوص ان ها که در سال های دورتر فارغ التحصیل شده اند و سالهای زیادی تا کنون خدمت اموزشی صادقانه کرده اند برای ترفیع پایه سالانه هم در فشار هستند. تازه دقت کنید که امکان پژوهش و در تحقیق در رزشته های تخصصی مختلف یکسان نیست و اصولا بعضی رشته ها ذات اموزشبی دارند ولی قوانین دولت به این واقعیت ها بی توجه است و اساتید قدیمی بخصوص تحت فشار روانی و تهدید هستند. چه کسی باید به این موضوع توجه کند؟
من یه استاد دانشگاه هستم. در مورد مطالبی که آمده نسبتا موافقم اما، بهتره یکه به قاضی نریم. اخیرا به صورت کاملا غیر منتظره امتیار لازم برای رسمی آزمایشی ( نه قطعی) شدن یه عضو هیات بیش از ده برابر شده است. در حدود یک سوم از این امتیاز ( حدودا 33 امتیاز) بایستی به پژوهش پر شود که این رقم برای آنانی که کار اجرایی ندارند به مراتب خیلی بیشتر است. با یک محاسبه ساده و براساس آمارهای موجود به صورت متوسط رسمی قطعی شدن یک عضو هیات علمی تازه وارد حدود 20سال به طول می انجامد. به نظر می رسد که اگر قرار است مطلبی گفته شود بهتر است که به علل آن نیز اشاره ای گردد.
هميشه مي گويند جوانها همانا جوانان قديم!
حالا هم بايد گفت: استادها همانا استادهاي قديمي،
اصولا در ايران ما هر روز دريغ از ديروز و امروز بهتر از فردا برعكس همه جا!!!!
متوجه شدم استادم مقالات من را با حذف نام من و وارد كردن نام دامادش (كه او هم هيات علمي است) در جايي ديگر چاپ كرده است.
سلام. وقتي اين همه اختيارات به اساتيد ميدن كه حتي دانشجوي دكتراشو خودش انتخاب كنه(تو مصاحبه) خوب هر كسي باشه از اين موقعيت استفاده ميكنه و واسي دانشجو شرط و شروط ميگذاره . دانشجوهاي كارشتاسي ارشدهم كه مسابقه ميذارن تا دل استادو به هر طريقي حتي با ثبت كارهاي خودشون به اسم استاد به دست بيارن. تو رو خداااااااااااااااااا اين اختيارو ازشون بگيريد و بذاريد دانشجوها در يك جو رقابتي علمي وارد دكترا بشن.
پيشنهاد مي كنم كمي بيشتر در اين زمينه تحقيق و اطلاع رساني كنيد... آمدن نام استاد در ابتداي مقاله يا كتابي كه اكثر يا تمام كار آن توسط دانشجو انجام شده، و آمدن نام دانشجو در مرتبه دوم امري نه تنها عجيب بلكه كاملا عادي در دانشگاه هاست. درست به همين دليل است كه بعضا استاداني كه از استادياري به دانشياري يا استادكاملي (پروفسوري) ارتقا مي يابند يا پژوهشگر برتر مي شوند شايسته آن مقام نيستند (حتي در تدريس دروس خود نيز مشكل سواد علمي دارند چه برسد به كار تحقيقاتي و چاپ مقاله و...)... البته اين موارد را در محيط تحصيل خودم كه يك دانشگاه معتبر دولتي مي باشد ديده ام اما مطمئنم اين موارد امري ساري و جاري در محيط علمي كشور است.... با كمي واكاوي و پرسش از دانشجويان اين موارد برايتان اثبات خواهد شد. بهتر است بدور مشت زني هاي سياسي، كمي هم با بيطرفي اين مشكلات را واكاوي كنيد. موفق باشيد
دانشجوي تحصيلات تكميلي دانشگاه ...
ای بابا اینکه تازگی نداره ، من ورودی سال 73 بودم ، اون وقت هم استاد ها به هر کدوم ما 20 یا 30 صفحه از یه کتاب را بعنوان کار کلاسی برای ترجمه می دادن بعد هم همه رو می ذاشتن کنار هم ، یه ویراستاری هم می کردن و بعدش چاپ با نام مترجم که نام خودشان بوده
مطلب از نظر تئوري سازنده، از نظر عملي مخرب است. چون چيزهايي كه نوشته شده ظاهر قضيه است.
جوشش علمی که همش میگن همینه دیگه بابا..............
شما خيال مي كنيد اينهمه استاد كه هم پست دارند و هو تدريس مي كنند چطور وقت مي كنند مقاله بنويسند.بايد فكري كرد.
وضعیت موجود به مراتب برای دانشجویان دکترا سخت تر می شود زیرا آنها دوره طولانی تری را باید با یک استاد مشخص سپری کنند و شرایط بوجود آمده کاملا به شخصیت و فرهنگ استاد مرتبط می باشد. در این میان هیچ مرجعی برای رسیدگی به حقوق دانشجویان وجود ندارد و تمامی قوانین دانشگاهی به نحوی تنظیم شده اند که تصمیم گیرنده نهایی در مورد وضعیت تحصیلی یک دانشجو، استاد می باشد.
بد نبود صحبتي هم با اساتيد مي كرديد. دانشجويي كه يك draft بسيار ابتدايي از مقاله تهيه مي كند و به استاد مي دهد مقاله را تهيه نكرده است. دانش و تجربه چندين ساله يك استاد در تكميل و نهايي سازي draft و تاثير اعتبار علمي نام او در پذيرش مقاله قابل مقايسه با تهيه draft نيست. روي سو استفاده برخي اساتيد نمي خواهم سرپوش بگذارم اما استادي كه اولين مقاله يك دانشجو را تكميل مي كند به او ماهيگيري ياد مي دهد. حق معلمي را با اين سطحي نگري ها تضييع نكنيم. (استاديار دانشگاه ع. پ. شيراز)
اين نشانگر نبودن نظم است و باعث دلسردي اساتيد ميشود چون استادي كه زحمت نكشيده در جايگاه و رتبهاي قرار ميگيرد كه جايگاهش را ندارد.
من خودم دانشجوی ارش دانشگاه تهرا هستم که برای نوشتن یک مقاله علمی پژوهشی حدود 3-4 ماه وقت گذاشتم و حالا بگذریم چه مشقتهایی کشیدم. مجله ای که میخواستم چاپش کنم گفتند که یک دانشجو بتنهایی نمیتونه مقاله چاپ کنه حتما باید اسم یکی از اعضا هیئت علمی هم بشه و اسمشون هم باید نفر اول باشد(نویسنده مسول) بهرحال چون چندتا مجله دیگه هم همین جواب بمن دادنمجبور شدم نام یکی از اساتید خودمو بیارم و ایشون بدون هیچ زحمتی صاحب مقاله علمی پژوهشی شدند!!!!
این اعض هیئت علمی واقعا دکونبز کردن هیچ کاری نمیکنن ولی به عناوین مختلف مثل حق مشاوره پایان نامه, حق مشاورهمقاله, و حق ای دیگه پول به جیب میزنن.
به همی خاطر که وضعیت علمی ما اینطور ده.
وقتی از دانشجو برای کار تحقیقاتی اش حمایت مالی نمی شه و بودجه دانشگاه ها در جای دیگه ای خرج می شه و دانشجو هزینه ارسال و چاپ مقالاتش رو در مجلات معتبر نداره این اتفاق می افته و هیچ طوری هم نمی شه ثابت اش کرد بعد دلمون خوشه که این قدر تولید علم کردیم!
دست شما درد نکنه بسیار عالی بود به موضوع بسیار مهمی اشاره کردید خواهشمند است در این زمینه روشنگری بیشتری انجام نمایید واقعا نیاز است.
حالمان از خودمان به هم مي خورد!
این که تازگی نداره استاد ما پایان نامه اش رابخش بخش به دانشجوها داد تا به عنوان پژوهش 4 نمره ای براش انجام بدند
فضاحت در این زمینه بسیار گسترده تر از این حرفهاست. در زمینه کاری من کتابی بنام فیزیولوژی گایتون وجود دارد که ترجمه شادان آن قدیمی تر است. ولی چندین سال است که هرکه از راه می رسد آن را به نام خودش ترجمه و چاپ نموده و بدتر آنکه بعضا بعنوان کتاب سال هم اتخاب می شود. و اینجا باید گفت هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک.
با سلام
به نظر ميرسد كه نويسنده متن حاضر در كمال بي انصافي و عدم اطلاع از قوانين دانشگاهي، استاد راهنما، مولف نسبت به تهيه اين گزارش نموده است. لذا توصيه مي شود كه:
1- سايت محترم نام نويسنده هر موضوع وراوي گزارش را ذكر كند.
2- در ابتدا متن جمع كثيري از اساتيد را كه فارغ از اين موضوعات به فعاليت علمي مبرا نموده و به صورت عام نسبت به تهمت زدن اقدام نكنيد.
3- قطعا در هر صنف افراد متخلف پيدا مي شوند كه بر اساس يك جامعه نرمال تا حد 20 درصد نيز قابل پذيرش است. پس سايت محترم از بكار بردن كلمات در عنوان دقت نمايد.
موفق باشيد.
البته من دانشجو تا حالا کتابی ننوشته ام ولی میدانم و مطمئنم برای اینکه دانشجویی بتواند کتابش را چا÷ و منتشر کند حتما" باید اول اسم یکی از استادان ... را بنویسد.
اين مشكل در نظام اداري هم به نوعي ديگر وجود داشت ؛ برخي از مديران از همكاران خود مي خواستند كه مقاله اي درزمينه هاي كاري خود تهيه كنند بعد بصورت اشتراكي براي سمينار ها وهمايش ها ارسال مي شد از اين بابت در كسب امتياز براي ارتقاي شغلي وهمچنين كسب مدارج كارشناسي (ارشد ، خبره و عالي ) استفاده مي شد.
با سلام، اين كه چيزي نيست بعضي ها روي اينها رو هم سفيد كردن. استاد زبان و ادبيات انگليسي محترمي را ميشناسم كه در سال 1375 فقط با تعويض جلد يك كتاب انگليسي اقدام به چاپ آن در ايران نموده بود. و تازه رئيس دانشكده دانشگاه بسيار معتبر هم بودند.
اقدامات عجيب برخی از اساتید?
آیا شما شاهد حضور استاد بطور فعال در دانشگاه های هستید که تعجب کرده اید.وقتی اساتید کاسب باشند و نقش معلم - دانش آموزی عمل شود همین است.در حال حاضر بعضی از اساتیدما در خیلی از صنف های غیر علمی فعالند و کرسی استادی را دو دستی چسبیده اند.من فکر می کنم ریشه اصلی در نگاه و فرهنگ ایجاد شده در جامعه نسبت به علم است.
تا نفت است و جوابگویی نیاز نیست،همین است و عددسازی در مقالات علمی زیاد می شود.بابا بدون کپی کردن مقاله هم که مدرک گرفته می شود؟
این موضوع جدیدی نیست. اینجانب فارع التحصیل دانشگاه شهید بهشتی در سال 73 در رشته علوم سیاسی هستم. با توجه به اینکه زبان انگلیس را خوب میدانستم به توصیه دو تن از اساتید برای تحقیق دو درس ترجمه گرفتم. پس از مدتی متوجه شدم آن استاد عزیز کتابی قطور را به چند نفر از دانشجویانی که مانند من زبان میدانستند داده و پس از پایان ترجمه با کمال تعجب دیدم که کتابی به نام خودش با زحمات ما به چاپ رسانده. ایشان حتی وقت نگذاشته بود کمی ویراستاری کند عین ترجمه من را چاپ کرده بود. به سر گروه که اعتراض کردم فهمیدم خودش نیز از همین روش استفاده میکند و این یک مسئله عادی در دانشگاه هست. او گفت در خارج هم همنیطور عمل میشود.
متاسفانه سالهاست كه اين مسئله در دانشگاه ها وجود دارد ولي با آن برخورد نمي شود!!! ماشالله به سطخ علمي اساتيد معظم
خیلی دیر خبر شدین .....
همسر من یک کتاب 150 صفحه ای ترجمه کرد و کتاب رو برای تصحیح به یکی از اساتیدش داد ..
ادعای استاد این بود که چون شما سابقه ای تو این کار ندارین کسی این کتاب رو براتون چاپ نمیکنه خلاصه کتاب تصحیح شدو چاپ شد ولی اسمی از مترجم اصلی تو شناسنامه کتاب نیومد...
جالب اینجاست که اساتید با استناد به همین ترجمه ها ومقالات بورس خارج از کشور هم میگیرن
اسم کتاب محفوظ است
بنده دانشجوی دکتری یک از دانشگاههای دولتی بودم. 2 سال قبل مقاله تهیه کردم دادم به استاد که مثلا بررسی کنه. بعد از یک هفته بدون اینکه کاری کنه فقط گفت معمولا اسم استاد رو اول میگذارن. من هم ناگزیر اسم ایشون رو اول گذاشتم.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.