عامل تعرض به 10زن دستگير شد
طي چند روز دخترهاي جوان ديگري به پليس يا دادسرا مراجعه كرده و ماجرايي مشابه را تعريف كردند، مهناز يكي از شاكيان گفت: سوار يك پرايد نقرهاي رنگ شدم و قصد رفتن به كلاس درس داشتم كه راننده داخل يك فرعي پيچيد و در مكاني كم رفت و آمد به من تعرض كرد و پول و موبايلم را هم با خود برد.
10 مورد تجاوز توسط پسر 27ساله كه زنان و دختران را در غرب تهران ربوده و در مكاني خلوت آنها را مورد اذيت و آزار قرار ميداد،پليس را با يكي از پروندههاي سنگين جنايي كشور روبهرو ساخت.
به گزارش تهران امروز، حدود چهار ماه قبل دختري با وضعي آشفته و چهرهاي نگران به دادسراي جنايي تهران آمد و در مقابل ميز داديار شعبه 4 جنايي تهران گفت: در پونك منتظر ماشين ايستاده بودم كه يك پرايد مشكي رنگ جلوي من ترمز كرد.فكر كردم مسافركش است سوار شدم. عجله داشتم و بايد زودتر به محل كارم ميرسيدم اما بعد از چند دقيقه به راننده كه جواني بود شك كردم. چند مسافر براي او دست تكان دادند اما او جلوي هيچكدام از آنها نايستاد.كمي جلوتر هم يك مرتبه تغيير مسير داد و داخل يك فرعي پيچيد از او در مورد علت اين كارش سوال كردم ولي توجهي نكرد.خواستم در ماشين را باز كنم اما دستگيره نداشت. آمدم شيشه را پايين بكشم دستگيره شيشه هم قبلا جدا شده بود. در منطقهاي خلوت ماشين را متوقف كرد و به زور مرا مورد اذيت و آزار قرار داد. بعد هم پولهاي داخل كيف و گوشي موبايلم را برداشت و مرا از ماشين پياده كرد و از آنجا گريخت.
بلافاصله پروندهاي در دادسراي جنايي تشكيل و به پليس آگاهي ارجاع داده شد اما تحقيق پليس بينتيجه ماند و متهمي در اين رابطه دستگير نشد اما اتفاقات ديگري طي روزهاي بعدي رخ داد كه اين پرونده را بار ديگر و با شدتي بيشتر به جريان انداخت.
طي چند روز دخترهاي جوان ديگري به پليس يا دادسرا مراجعه كرده و ماجرايي مشابه را تعريف كردند، مهناز يكي از شاكيان گفت: سوار يك پرايد نقرهاي رنگ شدم و قصد رفتن به كلاس درس داشتم كه راننده داخل يك فرعي پيچيد و در مكاني كم رفت و آمد به من تعرض كرد و پول و موبايلم را هم با خود برد.
مضمون شكايات ديگر هم همين بود با اين تفاوت كه در بعضي از آنها نوع ماشين، ديگر پرايد نبود و صاحب جوان با يك پژو 206 نقرهاي يا يك پژو405 اين دخترها و زنها را به عنوان مسافر كش سوار كرده و با بردن آنها به مكاني خلوت به آنها تعرض كرده بود.
كارآگاهان با بازخواني اين شكايات به نكته مشتركي رسيدند و آن اينكه فرد تجاوز كننده جواني 26-27 ساله بوده است و تمامي آسيبديدگان حوالي شهرزيبا،پونك و سردار جنگل به دام اين مرد منحرف افتادهاند.
در حالي كه تعداد شاكيان به 10 نفر رسيده بود، به خاطر سپردن پلاكهاي اين ماشينها به كمك پليس آمد. چند نفر از اين زنان و دختران آسيبديده توانسته بودند شماره پلاك خودرو متهم را به خاطر بسپارند. به همين خاطر صاحبان اين خودروها به اداره آگاهي فراخوانده شدند تا توضيحاتي در اين باره بدهند. تمامي اين افراد كه صاحبان مراكز كرايه خودرو بودند گفتند كه فردي به نام آرش در تاريخ مورد نظر اين ماشينها را از آنها كرايه كرده و بعد از استفاد آن را به آنها برگردانده است.
پيرو اين اطلاعات متهم شناسايي و دستگير شد. اين جوان27 ساله معتاد به شيشه با پذيرفتن اتهام تجاوز به شاكيان شگردهاي خود را براي رفتارجنون آميز و غير انساني خود افشا كرد: يك ماشين كرايه ميكردم و چند مورد تجاوز را با آن انجام ميدادم. سپس ماشين را تحويل داده و اتومبيل ديگري كرايه ميكردم. قبل از سوار كردن مسافران زن، دستگيرههاي عقب را از جا در ميآوردم تا قرباني نتواند در را باز كرده و فرار كند. دستگيره شيشه را هم ميكندم تا آنها نتوانند با سر و صدا از مردم كمك بخواهند.
بعد از اين اعترافات متهم جهت كسب اطلاعات بيشتر تحويل مقامات قضايي داده شد. گفتني است جرم تجاوز به عنف از جرايم بسيار سنگين قضايي است كه معمولا با مجازات مرگ براي مرتكب آن همراه ميشود.
به گزارش تهران امروز، حدود چهار ماه قبل دختري با وضعي آشفته و چهرهاي نگران به دادسراي جنايي تهران آمد و در مقابل ميز داديار شعبه 4 جنايي تهران گفت: در پونك منتظر ماشين ايستاده بودم كه يك پرايد مشكي رنگ جلوي من ترمز كرد.فكر كردم مسافركش است سوار شدم. عجله داشتم و بايد زودتر به محل كارم ميرسيدم اما بعد از چند دقيقه به راننده كه جواني بود شك كردم. چند مسافر براي او دست تكان دادند اما او جلوي هيچكدام از آنها نايستاد.كمي جلوتر هم يك مرتبه تغيير مسير داد و داخل يك فرعي پيچيد از او در مورد علت اين كارش سوال كردم ولي توجهي نكرد.خواستم در ماشين را باز كنم اما دستگيره نداشت. آمدم شيشه را پايين بكشم دستگيره شيشه هم قبلا جدا شده بود. در منطقهاي خلوت ماشين را متوقف كرد و به زور مرا مورد اذيت و آزار قرار داد. بعد هم پولهاي داخل كيف و گوشي موبايلم را برداشت و مرا از ماشين پياده كرد و از آنجا گريخت.
بلافاصله پروندهاي در دادسراي جنايي تشكيل و به پليس آگاهي ارجاع داده شد اما تحقيق پليس بينتيجه ماند و متهمي در اين رابطه دستگير نشد اما اتفاقات ديگري طي روزهاي بعدي رخ داد كه اين پرونده را بار ديگر و با شدتي بيشتر به جريان انداخت.
طي چند روز دخترهاي جوان ديگري به پليس يا دادسرا مراجعه كرده و ماجرايي مشابه را تعريف كردند، مهناز يكي از شاكيان گفت: سوار يك پرايد نقرهاي رنگ شدم و قصد رفتن به كلاس درس داشتم كه راننده داخل يك فرعي پيچيد و در مكاني كم رفت و آمد به من تعرض كرد و پول و موبايلم را هم با خود برد.
مضمون شكايات ديگر هم همين بود با اين تفاوت كه در بعضي از آنها نوع ماشين، ديگر پرايد نبود و صاحب جوان با يك پژو 206 نقرهاي يا يك پژو405 اين دخترها و زنها را به عنوان مسافر كش سوار كرده و با بردن آنها به مكاني خلوت به آنها تعرض كرده بود.
كارآگاهان با بازخواني اين شكايات به نكته مشتركي رسيدند و آن اينكه فرد تجاوز كننده جواني 26-27 ساله بوده است و تمامي آسيبديدگان حوالي شهرزيبا،پونك و سردار جنگل به دام اين مرد منحرف افتادهاند.
در حالي كه تعداد شاكيان به 10 نفر رسيده بود، به خاطر سپردن پلاكهاي اين ماشينها به كمك پليس آمد. چند نفر از اين زنان و دختران آسيبديده توانسته بودند شماره پلاك خودرو متهم را به خاطر بسپارند. به همين خاطر صاحبان اين خودروها به اداره آگاهي فراخوانده شدند تا توضيحاتي در اين باره بدهند. تمامي اين افراد كه صاحبان مراكز كرايه خودرو بودند گفتند كه فردي به نام آرش در تاريخ مورد نظر اين ماشينها را از آنها كرايه كرده و بعد از استفاد آن را به آنها برگردانده است.
پيرو اين اطلاعات متهم شناسايي و دستگير شد. اين جوان27 ساله معتاد به شيشه با پذيرفتن اتهام تجاوز به شاكيان شگردهاي خود را براي رفتارجنون آميز و غير انساني خود افشا كرد: يك ماشين كرايه ميكردم و چند مورد تجاوز را با آن انجام ميدادم. سپس ماشين را تحويل داده و اتومبيل ديگري كرايه ميكردم. قبل از سوار كردن مسافران زن، دستگيرههاي عقب را از جا در ميآوردم تا قرباني نتواند در را باز كرده و فرار كند. دستگيره شيشه را هم ميكندم تا آنها نتوانند با سر و صدا از مردم كمك بخواهند.
بعد از اين اعترافات متهم جهت كسب اطلاعات بيشتر تحويل مقامات قضايي داده شد. گفتني است جرم تجاوز به عنف از جرايم بسيار سنگين قضايي است كه معمولا با مجازات مرگ براي مرتكب آن همراه ميشود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اعدام راه چاره میباشد" تا درس عبرتی باشه واسه انگلهای جامعه
فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــر اســــــــــاســـــــــــــــــــــــــی بکنیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
چه ربطی به فرمانده نیروی انتظامی داره . جامعه دچار این مشکل شده
کاش می شد از حجاب این دختران می نوشتید تا ببینیم که چند تا شون دختر سنگین و باحجاب بودن که به این بلا دچار شدن کرم از خود درخته
هر جه سریعتر اعدام فقط اعدام فقط اعدام!
دوست عزيز در آمريكا واروپا هيشه نظاير اين اتفاقات به وفور مي افتد ونه تنها براي سردمدارانشان آسيب جدي بهمراه ندارد بلكه بعضا خود آنها عامل اصلي فساد هستند.
ضمنا اتفاقا شيوع اين قبيل ناهنجاريها ي اجتماعي بدليل جدايي از بزرگان يا همان علماي الهي است(رجوع كنيد به آن دسته از احاديثي كه فرمودند در آخرالزمان مردم به دليل جدايي از بزرگان دين به چه چيزهايي مبتلا ميشوند).
كسانيكه با اعدام مخالفند بفرمايند براي حيواناتي مثل اين چه مجازاتي مناسب است؟ در ضمن اگر اين بلا سر دختر يا خواهر خودشان بيايد نيز با اعدام مخالفند؟
این مشکلات را باید ریشه ای حل کرد و ریشه این قبیل مشکلات هم در بیکاری جوانان است.آیا اگر جوانان بیکار نباشند باز هم اعتیاد و این قبیل کارها را انجام میدهند؟
قاضی محترم رسیدگی کننده ، یک لحظه خودش را بجای والدین آسیب دیدگان بگذارد . باید تا شب عید ، اعدام این خبیث را به قربانیان عیدی داد
کی فکر میکنه با اعدام کردن این شازده این ده تا خانم بی گناه به حالت اولشون بر میگردند؟. فساد در کشور بی داد میکند هر روز دهها تن از خواهران ما این بلا سرشون میاد هیچکس هم خبردار نمی شود . هر روز سایتها و روزنامه ها چندین مورد از این خبرها را می نویسند یعنی اینها تمام نمی شود؟ ایا همه جوانان کشور به این بیماری مبتلا هستند ؟ اصلا ایا این بیماریست؟ ارازل و اوباش را جمع کردند دستشون درد نکند کاری بزرگ بود ولی ایا این قضیه که چندین سال است در کشور در حال رشد است مهمتر از ارازل نیست؟ چه کسی پاسخ میگوید؟
چاره کار چیست؟
ایا عامل بیکاری نیست ؟
ایا عامل کمکاری مسئولان نیست؟
ایا برای ما فقط اسم مسئولیت کافیست؟
انالله و انا الیه راجعون
پلیس کارهای مهمتری دارد.پرداختن به امور فرهنگی(حجاب و دانشگاه) بسیار مهم تر است.
آدم واقعا احساس ناامني مي كنه.
زن ها هم بي تقصير نيستند كه با آرايش هاي زننده و لباس هاي تنگ ، زمينه تعرش مردان را فراهم مي آورند
خانه از پاي بست ويران است
خدا شيطان را از ما دور كند به خودش پناه مي بريم
ريشه يابي اين اتفاق ها بسيار مهم تر از اعدام كردن است. سوال اين است كه چرا در كشور اسلامي ايران از اين اتفاق ها بار ها تكرار مي شود؟ فقط چرا؟ مسوولين از خود سوال كنند...
من نميدانم در كجاي تهران جاي خلوت وجود دارد . مسلما جائي وجود ندارد و ما هر روز شاهد كارهاي خلاف جوانان هستيم و اميدي به نيروي انتظامي براي مقابله با آنها را نداريم و كسي هم زنگ نمي زند و گزارش بدهد و اگر هم زنگ زد كسي پي گيري نمي كند .
مگه قرار نبود با ساماندهی مسافربرهای شخصی از مسافرکشی خودروهای شخصی جلوگیری بشه؟ هیچ کدوم از طرح های خوب در این مملکت درست و حسابی اجرا نمی شه.
تا زمانی که «تاکسی»معنای واقعی خودش را پیدا نکند و هر راننده ای مجاز به مسافر کشی باشد ،اینگونه اتفاقات خواهد افتاد.
از پلیس انتظار میرود سرعت عمل بیشتری در دستگیری مجرمین خطرناک به خرج دهد
پس از گزارش نخستین مورد تجاوز، پلیس چه اطلاع رسانی به مردم آن محله ها یا مردم تهران کرده. آیا اگر مسافران میدیدند که درب ماشین دستگیره ندارد و از اطلاعیه پلیس در این باره آگاهی کسب کرده بودند، سوار آن ماشین میشدند؟ تکرار بسیاری از این جنایات بخاطر این است که پلیس تا هنگام گرفتن مجرم هیچ اطلاع رسانی نمیکند.
آقا يه بار مرگ براي اين سگ صفتان كمه آدم خودشو جاي اين بنده هاي خدا ميذاره فقط از خدا تقاضاي مرگ ميكنه آخه چقدر بيرحمي و حيوانيت
حالا اگر هم بخواهند این کثافت را اعدام کنند باز صدای سازمانهای مثلا حقوق بشری در می آید.
شيرين خانم عبادي کجايي؟توکه اگه همين فرد رااعدام کنند صدات در مي ياد پس چرا حالا سکوت کرده اي؟اينا انسان نيستند؟
اين چه وضعي است كه بعد از 10قرباني بايد شخص مورد نظر شناسايي شود.
کورش تو بخواب که ما بیداریم
خداكند جرم اين مفسد همان كه گفتيد باشد ولي فكر نمي كنم قانون مملكت ما محكم باشد چراكه بدار مجازات آويختن درملاء عام امري واجب براي اين مفسد في العرض است
آب اگر گِله از سرچشمه گِله.
متاسفانه در کشور ما هیچ اقدام پیشگیرانه در قبال این مجرمان وحوادث مشابه صورت نمیگیرد .
کوتاهی نیروی انتظامی در این حادثه مشهود است چرا درقبال این کوتاهی ها که کم هم نیست کسی پاسخ گو نیست؟ در چند حادثه ی کیف قاپی که در چند روز اخیر در تهران برای همکاران ما اتفاق افتاده نه تنها نیروی انتظامی اقدامی نکرده بلکه در موردی شخص مورد حمله ، خود سارق را گرفته وتحویل نیروی انتظامی داده ولی متاسفانه یکی از ماموران شماره تلفن همراه شخص مورد حمله قرار گرفته را به سارق داده وانها ول کن نیستند که باید رضایت بدید وگر نه ...
چه کسی پاسخگوست؟؟؟؟؟؟؟
یعنی یه نفر تا ده بار تجاوز نکنه نباید دستگیرش کرد
شاید هم انقدر این موارد زیاد شده که پلیس فقط به اونهایی که خیلی پررو هستند گیر میده؟؟؟؟؟
تا وقتی پاره ای نیاندیشید انواع و اقسام خفاش و کرکس و گرگ و روباه و ... در شهرها ظاهر خواهند شد.
هر مملکتی و هر جامعه ای به خانه عفاف!!! احتیاج دارد تا ریشه این جرایم خشکیده شود یا به حداقل برسد. با ممنوعیت و محدودیت هیچ مشکلی حل نخواهد شد.
این جنایات دل هر انسانی را به درد می آورد. متاسفانه دستگاه قضایی نیز مجازاتی متناسب با این جرائم منظور نمی نماید.
به جهنم بايد اين فاسدان بروند وبايد به اشد مجازات كيفر شوند فقط خدا كند با ضمانت بيرون نروند در جمهوري اسلامي نبايد فساد باشد
چشم فرمانده نیروی انتظامی که جز رجز خوانی برای جوانان و مردم معترض بلد نیست روشن! !
آیا زمان ان نرسیده که فکری اساسی کرد؟سن بلوغ 15 است و سن ازدواج 30 است در طول 15 سال چه برنامه ای برای جوان داریم؟ آیا لازم نیست مراکزی رسمی و کتترل شده وجود داشته باشد؟
چشمان را ببندید و مجسم کنید این کار را در امریکا انجام شده چی فحشهایی و اعترتض به اوباما بعنوان بالاترین مقام کشور امریکا از طرف ملت و صدا و سیما و روزنامه ایی امریکایی نمی شود ولی در ایران همه دعا گو بزرکان هستیم
اين كثافت را به اشد مجازات برسانيد.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.