حضور يانگوم در سريال در چشم باد !
در بخشي از اين سياحت که در بازار شاه عبدالعظيم(ع) مي گذرد، در حاليکه بيژن ايراني و راننده تاکسي مشغول گذر از آن هستند، دو دختر دبستاني با کوله هاي مدرسه که عکس "يانگوم" بر آنها نقش بسته خودنمايي مي کنند.
قسمت اخير مجموعه تلويزيوني "در چشم باد" ساخته مسعود جعفري جوزاني که جمعه شب از شبکه يک سيما پخش شد، به رغم تلاش ستودني مجيد ميرفخرايي در طراحي صحنه و لباس آن، با نکته اي غير قابل باور همراه بود.
به گزارش ايرنا، در اين قسمت بيژن ايراني (پارسا پيروز فر) اگر نگوييم قهرمان اما نقش اول مجموعه، پس از سالها دوري در روزهاي ابتدايي انقلاب به وطن باز مي گردد و به اتفاق راننده تاکسي(شهرام قائدي) ضمن گشت وگذار در شهر به مرور خاطرات گذشته خود مي پردازد.
در بخشي از اين سياحت که در بازار شاه عبدالعظيم(ع) مي گذرد، در حاليکه بيژن ايراني و راننده تاکسي مشغول گذر از آن هستند، دو دختر دبستاني با کوله هاي مدرسه که عکس "يانگوم" بر آنها نقش بسته خودنمايي مي کنند.
هر چند تيپ بسيار غلو شده اواخر دهه پنجاهي شهرام قائدي با آن پيراهن سفيد دکمه باز يخه خرگوشي و شلوار دمپا گشاد و خط ريش چکمه اي در بازار شاه عبدالعظيم(ع) از نگاه افراد داخل در کادر دوربين نيز غافل نمي ماند و چون يک موجود فضايي به او نگريسته مي شد اما مشاهده دختراني با کوله هاي مدرسه اي "يانگوم" نکته اي غير قابل چشم پوشي است.
سريال "در چشم باد" را بدون شک مي توان از جمله مجموعه هاي پرزحمت و پر مخاطب و بسيار موفق سال هاي اخير رسانه ملي توصيف کرد. مجموعه اي که جعفري جوزاني از آن به عنوان وصيت نامه هنري خود ياد مي کند.
افزون بر اين طراحي صحنه و لباس اين مجموعه بر عهده مجيد ميرفخرايي يکي از مجرب ترين طراحي لباس و صحنه در سينما و تلويزيون است.
با نگاهي با کارنامه مير فخرايي مي توان فهرست بلندبالايي از آثاري که او طراحي صحنه و لباس و دکور آنها را بر عهده داشته از جمله مجموعه هاي تلويزيوني "يوسف پيامبر(ع)"، "امام علي(ع)"، "مردان آنجلس" و نيز آثار سينمايي نظير "ردپاي بر شن"، "روز واقعه" و "جهان پهلوان تختي" ارائه کرد.
با توجه به اين شمه مختصر در خصوص مجموعه "در چشم باد"، بايد گفت که مخاطبان رسانه ملي چشم تيزبيني دارند و از هر گونه نکته ظريف و غير قابل باوري گذشت نخواهند کرد.
به گزارش ايرنا، در اين قسمت بيژن ايراني (پارسا پيروز فر) اگر نگوييم قهرمان اما نقش اول مجموعه، پس از سالها دوري در روزهاي ابتدايي انقلاب به وطن باز مي گردد و به اتفاق راننده تاکسي(شهرام قائدي) ضمن گشت وگذار در شهر به مرور خاطرات گذشته خود مي پردازد.
در بخشي از اين سياحت که در بازار شاه عبدالعظيم(ع) مي گذرد، در حاليکه بيژن ايراني و راننده تاکسي مشغول گذر از آن هستند، دو دختر دبستاني با کوله هاي مدرسه که عکس "يانگوم" بر آنها نقش بسته خودنمايي مي کنند.
هر چند تيپ بسيار غلو شده اواخر دهه پنجاهي شهرام قائدي با آن پيراهن سفيد دکمه باز يخه خرگوشي و شلوار دمپا گشاد و خط ريش چکمه اي در بازار شاه عبدالعظيم(ع) از نگاه افراد داخل در کادر دوربين نيز غافل نمي ماند و چون يک موجود فضايي به او نگريسته مي شد اما مشاهده دختراني با کوله هاي مدرسه اي "يانگوم" نکته اي غير قابل چشم پوشي است.
سريال "در چشم باد" را بدون شک مي توان از جمله مجموعه هاي پرزحمت و پر مخاطب و بسيار موفق سال هاي اخير رسانه ملي توصيف کرد. مجموعه اي که جعفري جوزاني از آن به عنوان وصيت نامه هنري خود ياد مي کند.
افزون بر اين طراحي صحنه و لباس اين مجموعه بر عهده مجيد ميرفخرايي يکي از مجرب ترين طراحي لباس و صحنه در سينما و تلويزيون است.
با نگاهي با کارنامه مير فخرايي مي توان فهرست بلندبالايي از آثاري که او طراحي صحنه و لباس و دکور آنها را بر عهده داشته از جمله مجموعه هاي تلويزيوني "يوسف پيامبر(ع)"، "امام علي(ع)"، "مردان آنجلس" و نيز آثار سينمايي نظير "ردپاي بر شن"، "روز واقعه" و "جهان پهلوان تختي" ارائه کرد.
با توجه به اين شمه مختصر در خصوص مجموعه "در چشم باد"، بايد گفت که مخاطبان رسانه ملي چشم تيزبيني دارند و از هر گونه نکته ظريف و غير قابل باوري گذشت نخواهند کرد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
البته در دو قسمت قبل نيز ، وقتي كه پارسا پيروز فر در حال عبور از خياباني در امريكا بود ، يك مرد سياه پوست امريكائي مشغول صحبت با "گوشي موبايل" خود در بك گراند صحنه بود.
سخت نگیرید شاید مادر بزرگ یانگوم بوده
حيف اين فيلم نيست با اين گريم بازيگرانش
نکته ظریف؟تمام فریم عینکهای افراد جدیدترین مدلها بود.همچنین همه افراد عادی غیر از بازیگران.گریم تو آمریکا هم که در حد زیر صفر.نمیدونم تو قلب هالیوود یک گریمور خوب نبود
گریم خیلی ضعیفه
در چند قسمت بعد از عيد اين مجموعه مسائل خاصي اتفاق مي افتد 1- سريال دچار كندي زيادي شده تقريباًنيمي از هر قسمت به صورت ياد آوري خاطرات است و حوصله بيننده را به خاطر تكرار سر مي برد.
2- تدوين دچار اشكال است بين در مقابل خانه اي با لبخند آماده مرور خاطرات مي شود كه اين خاطره همان خاطره تلخ بين و دوست او " ايران " است كه به قول خودش كوه يخ سراب و خيالاتش آب مي شود و در خيابان زير باران سرگردان ميشود و اين مطمئناً خاطره خوبي نيست كه تدوينگر محترم با لبان خندان آقاي ايراني هماهنگ مكند به نظر مي رسد با ايجاد تغييراتي ناگهاني و سريع در اين قسمت ها اين سريال با ارزش و پركار را دچار افت كرده اند.
در يك پروژه با اين وسعت ميتوان از يك چنين لغزشي چشم پوشي كرد .
با تشكر از عوامل اين مجموعه .
ولي بازم دمش گرم سريال خلي خوبيه
بايد به عرض شما سردبير محترم رسانده شود كه اين سريال هنوز به پايان نرسيده است.
پرچمهايي كه درراهپيمايي سال 57 استفاده شده وهمچنين تلفني كه داخل هتل است وديگر موارد جاي بحث دارد
بي خيال- يه نگاهي به مجموعه کلانتر بندازين، اين قسمت پليس بعد از 5 قتل مشابه فقط نگران از دست دادن شغلش بود !!!! افتضاحه !
علمك هاي گاز هم جلب بود
-در بخش آمريكاي اين سريال وجود قهوه جوش ديجيتال بروان، سايدباي سايد 2005 westpoint ، لپ تاپ در پس زمينه كافي شاپ و همچنين تلفن ديجيتال آخر طراحي صحنه مي باشد.
سریال خیلی عالی است این نکته هیچ چیز از ارزشهایش کم نمی کند
ضمنا در این قسمت منزلی نشان داده شد که لیگلاتور گازدر کنار درب منزل نصب شده بود در حالیکه سال 1357 هنوز در شهرری و تهران گاز کشی نشده بود.
یاد سریال های سربداران ،هزاردستان و...بخیر که با امکانات ناچیز آن سال هاچنین اثرات ارزشمندی خلق گردید .دیالوگ نه چندان خوب،ریتم بسیارکند بعضی ازقسمت،افراط واغراق بیش از حد درخلق صحنه هاجهت نشان دادن موقیت تاریخی وقایع،گم بودن محوریت داستا (تاریخی،عشقی،..)و..رامیتوان ازجمله اشکالات این سریال نام برد(البته بنظر من)ضمن اینکه دکوراسیون،مناظرزیبا،سوژه فیلم و..رانیز ازنکات مثبت این سریال میتوان نام برد.
تابناك جان ما كه مثل آمريكا و اروپا شهركهاي سينمايي خفن نداريم كه. اين ننه مرده ها با بدبختي همين رو هم تونستن فراهم كنن. جان من بجاي اينكه به لوكيشن و اين چيزا گير بدي، به محتواي سريالهايي مثل به كجا چنين شتابان گير بده كه آخرش تمام بينندگان چار چنگولي از ""استعداد"" آقاي كارگردان در نحوه تمام كردن سريال روبروي تلويزيون ميخكوب شده بودن.
چه ضایع!
ما بالاخره نفهمیدیم ملت سریال نگاه میکنن یا دنبال سوتی میگردن !!!!!
در یکی از سکانس ها نیز که در اتاقش از پنجره به خیابان نگاه میکرد و ماشین ها را می دید ، تصویر یک تاکسی پژو سبز هم دیده می شد
كاش همه مسائل رو اينطور ي دقيق مي شدن اونوقت وضع خيلي بهتر بود .
ما که رگلاتور گاز شهری را در این فیلم در قسمت ساختمانها دیدیم
نکته دیگر اینکه پوشش زنان در فرود گاه مانتوهای امروزی بود که در سال 57 اصلاً مانتو وجود نداشت
و نكته ديگه اينكه در قسمت هفته گذشته (3 ارديبهشت)در زماني كه بيپن سوار هواپيما ميشه تا از امريكا به ايران برگردد، هواپيما در زمان Take off يك بويينگ چهار موتور است و در زمان Landing به يك بويينگ 2 موتوره تبذيل ميشه!
پس شما هم مثل من تیز بین هستند.خوبه!!
اوشین بوده فداتشم اشتباهی یانگوم دیدی !!!
من که متوجه نشدم یه عکس ازش می زاشتین
پرمخاطب!!! این سریال این قدر کنده که همه حوصلشون سر میره!!
من که تا بحال یک قسمت از این سریال پر بینند را ندیده ام !
تنها سریال این روزهاست که ارزش دیدن داره...ولی سوتی بامزه ای بود...کلی تیزبینی تابناک
ولی به هیچ وجه به گرد پای مدار صفر درجه نمیرسه. مدار صفر درجه بی نقص ترین سریال ایرانی بود که من دیدم.
من از مخاطبان همیشگی این سریال هستم. هر بار آن را دانلود می کنم و با دقت می بینم. کار زیبایی است و نگاه واقع بینانه تری به بسیاری از مسایل دارد. اما درست است این بخش از سریال خیلی دور از انتظار بود. به جز راننده و بیژن همه آدم ها سر و وضع کاملا امروزی داشتند. اصلا یه خانمی چادر ملی داشت. لباس ها و مردم داد می زد که همین تازگی ها تصویر برداری شده. اما خب چکار می توان کرد. ما مثل بعضی کشور های دیگه شهرک سینمایی مربوط به دوران معاصر خودمون نداریم. از طرفی فکر می کنم اینجا گروه خسته شده بودند از سال ها کار. کلا تولید این فصل ضعیف تر از بخش های اول بود. یه نیروی تازه نفس باید به کمک می گرفت حاج مسعود . ولی دست مریزاد داره اساسی. کارش درسته این آقای جوزانی ما
اگر به قسمتهای اول سریال دقت کرده باشد (زمان میرزا کوچک خان) خانه های روستایی مجهز به علمک گاز بودند .ضمنا تیر چراغ برق هم در کوچه ها به چشم می خورد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.