برادر باکری! و اما دستههای چهارم، پنجم و ششم...
دسته چهارم را کسانی خلق کردند که خود را مغلوب مسابقه قدرت دیدند و چاره جبران ترکتازی و انحصارطلبی رقیب دیرینه سیاسی را در تغییر ماهیت یافتند و این آغازی بود برای کجرویها، بدعتها و انحرافات خواص/دسته پنجم افرادی از جنس انقلابیون در خط نظام اسلامی بودند که مهمترین مؤلفه آنها «دافعه» است! ارمغان نقش آفرینی دسته پنجم، فرصت سوزی، تنگ نظری، حرمت شکنی، نخبه زدایی و ایجاد فضای بی اعتمادی بود... و اما دسته ششم...

«تابناک» ـ روزگاری که عشق و حماسه همراه با یکدیگر در روح بلند یکایک ایرانیان تجلی یافته بود و همه، تلاششان تثبیت انقلاب و حفاظت از آن در برابر دشمنیهای داخلی و خارجی بود، یکی از این اسطورههای جاودانه رادمردی و آزادگی در وصیتنامهاش اینچنین نوشت:
این مردان رزم امروز، پس از جنگ سه دسته خواهند شد:
1- دستهاي به مخالفت با گذشته خود برميخيزند و از گذشته خود پشيمان ميشوند.
2- دستهاي راه بيتفاوتي را برميگزينند و در زندگي مادي خود غرق ميشوند...
3- دستهاي به گذشتة خود وفادار ميمانند و احساس ميكنند كه از شدت مصائب و غصهها دق خواهند كرد.
اما...
آقا حمید!
هیچ زمانی مانند این لحظه فقدان دم مسیحایی تو و همسفرانت را حس نکردهام.
می خواستم خطابم را امام عزیز قرار دهم.
اما شرمم آمد!
زیرا هنوز چند صباحی بیشتر از آن واقعه عبور نکردهایم.
و اما بهانه ای که مرا واداشت تا تو را بخوانم، حکایت فرجام دسته بندی تو برای سرنوشت افراد پس از جنگ بود.
آقا حمید!
دسته اول ظهور کردند.
و مطابق وعدهای که دادی اندوخته های ارزشمند خود را به تیغ ندامت سپردند و به خسران مبدل کردند.
اما با پایان جنگ و تجلی فریبنده زندگی مادی، برکات جهاد فی سبیلالله نیز رخت بربست و اهالی دسته دوم نیز وعده تو را محقق کردند و اشتیاق غفلت زدگی آنان را در اقیانوس مادیت غرق کرد.
و اما بشنو حکایت دسته سوم!
وعده ما این بود که جماعت سوم به گذشته خود وفادار بمانند و سرانجام از شدت مصائب و غصه ها دق کنند.
آقا حمید!
باید اعتراف کنم که مطابق گفته تو مصائب بسیاری بر آنها مستولی شد، اما تاریخ پس از جنگ هرگز کسی را به خود ندید که از شدت این مصائب دق کند!
لاجرم این آثار استجابت دعای تو بود که از درگاه رب العشق استعانت کردی که اگر در دسته سوم قرار گرفتیم، صبر و تحمل ادامه راه را نصیبمان کند.
آقا حمید!
تقسیم سرنوشت افراد پس از جنگ به دسته سوم تو ختم نشد و این سرزمین مقدس که روزگاری آکنده از شمیم عطر روح انگیز انقلابیون عاشق و بی نام و نشان و وارسته از مظاهر دنیای مادی بود صحنه بروز و ظهور دسته ها و گروه های متفاوتی از انسان ها شد که اغلب آنها روزگاری در صفوف همان انقلابیون به چشم می آمدند.
آقا حمید!
از آنجایی که شیطان تجربه ای دارد به طول تاریخ خلقت، به عرض تمام صفات رذیله و به عمق شیب لغزش انسان ها که عصرها و نسلهای بسیاری را در طول تاریخ به ورطه ضلالت و گمراهی کشانده است، این نقطه از دنیا را مستعد افشاندن بذر غفلت دید.
او که شبیه این صید را چهارده قرن پیش، قدری آن طرفتر، تجربه کرده بود، شرایط را مهیای ایفای تکلیف و نقش ذاتی خود دید.
دسته چهارم را کسانی آفریدند که خود را مغلوب مسابقه قدرت دیدند و چاره جبران ترکتازی و انحصارطلبی رقیب دیرینه سیاسی را در تغییر ماهیت و استراتژی یافتند.
ابتلا به روزمرگی در سالهای پس از جنگ موجب شد، آنها در دو راهی آزمون، راه منتهی به سهم خواهی را بر مصالح نظام اسلامی ترجیح دهند.
و این آغازی بود برای کجرویها، بدعتها و انحرافات خواص.
سکان هدایت دسته چهارم را کسانی در دست گرفتند که اسیر خودبینی، کینه ورزی، روشنفکر مآبی و خودباختگی شدند.
آنها بهای تسخیر کانونهای قدرت را ایجاد شبهه و تردید در باورهای دینی نسل جوان، تغییر ارزش ها و شعارهای انقلاب، تضعیف نهادهای مکتبی و انقلابی قراردادند و افسوس که ارزشهای مولود فرهنگ دفاع مقدس را همانها مظلومانه به مسلخ بردند.
و سرانجام پس از گذشت دو دهه از انقلاب اسلامی صحنه، مهیای «رقص نفاق» توسط شیطان شد.
برادر باکری!
و اما دسته پنجم کسانی بودند که متأثر از تفریط دسته چهارم، افراط را سرلوحه راه خود قرار دادند.
دسته پنجم افرادی از جنس انقلابیون در خط نظام اسلامی بودند که مهمترین مؤلفه آنها «دافعه» است!
ارمغان نقشآفرینی دسته پنجم، فرصت سوزی، تنگ نظری، حرمت شکنی، نخبه زدایی و ایجاد فضای بی اعتمادی بود.
دسته پنجم با عملکرد خود سنگلاخها و پیچ و خمی در مسیر عبور نظام اسلامی قراردادند که نیروهای دلسوز و اصیل انقلابی، با تیغ تهمت و تخریب به حاشیه رانده شدند و مقدمات خیزش مجدد دسته چهارم و گرایش بسیاری از افراد درون انقلاب به آنها را فراهم کردند.
آقا حمید! اما حکایت دسته ششم!
دسته ششم در واقع نخستین دستهای بود که شکل گرفت، آنها مردم انقلابی و رهبر دلسوزشان بودند که از نخستین روزهای رویش انقلاب، یکپارچه و ثابت قدم این نهضت عظیم را همراهی کردند و تنها در سایه استقامت و خلوص آنهاست که انقلاب اسلامی با عبور از سد دشمنان داخلی و خارجی همچنان با عزت و سربلندی به راه خود ادامه میدهد.
آنها اهل معامله نظام و انقلاب نیستند، وصایای امام(ره) و فرامین رهبرشان را از یاد نمیبرند و در دوراهیهای امتحان، الفبای انتخاب تصمیم انقلابی را از بر هستند.
دسته ششم همواره خود را بدهکار انقلاب میدانند و خداوند منان را به خاطر نعمت انقلاب شاکرند. آنها همان کسانی هستند که غریبانه و مظلومانه بهای غفلت و کجروی های دسته چهارم و پنجم را بر جان خود خریدهاند.
آقا حمید!
در رأس دسته ششم ستون استوار و مستحکم نظام اسلامی قراردارد. او وارث امانت گران بهایی است که همه هستی و عمر خود را برای حفاظت از این امانت نثار کرده است، چه بسیار انقلابیون اصیلی بودند که با امام و شهدا میثاق و پیمان وفاداری بستند، اما در میانه راه، مبتلا به ضعف بصیرت و غفلت شدند.
ناتوانی آنها در ترجیح اولویتها و غلبه غرایز نفسانی بر تکلیف و تعهد انقلابی، آنها را وسوسه کرد تا در مقابل سوء رفتار دسته پنجم، قواعد انقلابیگری را برنتابند.
آقا حمید!
سید علی، دیده بانی است که هشیارانه بر رفیع ترین نقطه دژ مستحکم انقلاب تکیه زده، و توطئه ها و فتنه های داخلی و خارجی را رصد میکند و با فریاد بصیرت، همه سربازان این دژ تسخیر ناپذیر را به فرجام غفلت از کید شیطان آگاه میکند.
آقا حمید!
در گذر انقلاب اسلامی از میان تاریخ، دستهها و گروههای دیگری نیز در این سرزمین جلوهگر خواهند بود.
اما خوشا به حال شما یاران که آستان جانان، میزبان «نفوس مطمئنه» شما و ندای «و ادخلی جنتی»، بهای عاشقی و بندگیتان شد.
محمود افتخاری
این مردان رزم امروز، پس از جنگ سه دسته خواهند شد:
1- دستهاي به مخالفت با گذشته خود برميخيزند و از گذشته خود پشيمان ميشوند.
2- دستهاي راه بيتفاوتي را برميگزينند و در زندگي مادي خود غرق ميشوند...
3- دستهاي به گذشتة خود وفادار ميمانند و احساس ميكنند كه از شدت مصائب و غصهها دق خواهند كرد.
اما...
آقا حمید!
هیچ زمانی مانند این لحظه فقدان دم مسیحایی تو و همسفرانت را حس نکردهام.
می خواستم خطابم را امام عزیز قرار دهم.
اما شرمم آمد!
زیرا هنوز چند صباحی بیشتر از آن واقعه عبور نکردهایم.
و اما بهانه ای که مرا واداشت تا تو را بخوانم، حکایت فرجام دسته بندی تو برای سرنوشت افراد پس از جنگ بود.
آقا حمید!
دسته اول ظهور کردند.
و مطابق وعدهای که دادی اندوخته های ارزشمند خود را به تیغ ندامت سپردند و به خسران مبدل کردند.
اما با پایان جنگ و تجلی فریبنده زندگی مادی، برکات جهاد فی سبیلالله نیز رخت بربست و اهالی دسته دوم نیز وعده تو را محقق کردند و اشتیاق غفلت زدگی آنان را در اقیانوس مادیت غرق کرد.
و اما بشنو حکایت دسته سوم!
وعده ما این بود که جماعت سوم به گذشته خود وفادار بمانند و سرانجام از شدت مصائب و غصه ها دق کنند.
آقا حمید!
باید اعتراف کنم که مطابق گفته تو مصائب بسیاری بر آنها مستولی شد، اما تاریخ پس از جنگ هرگز کسی را به خود ندید که از شدت این مصائب دق کند!
لاجرم این آثار استجابت دعای تو بود که از درگاه رب العشق استعانت کردی که اگر در دسته سوم قرار گرفتیم، صبر و تحمل ادامه راه را نصیبمان کند.
آقا حمید!
تقسیم سرنوشت افراد پس از جنگ به دسته سوم تو ختم نشد و این سرزمین مقدس که روزگاری آکنده از شمیم عطر روح انگیز انقلابیون عاشق و بی نام و نشان و وارسته از مظاهر دنیای مادی بود صحنه بروز و ظهور دسته ها و گروه های متفاوتی از انسان ها شد که اغلب آنها روزگاری در صفوف همان انقلابیون به چشم می آمدند.
آقا حمید!
از آنجایی که شیطان تجربه ای دارد به طول تاریخ خلقت، به عرض تمام صفات رذیله و به عمق شیب لغزش انسان ها که عصرها و نسلهای بسیاری را در طول تاریخ به ورطه ضلالت و گمراهی کشانده است، این نقطه از دنیا را مستعد افشاندن بذر غفلت دید.
او که شبیه این صید را چهارده قرن پیش، قدری آن طرفتر، تجربه کرده بود، شرایط را مهیای ایفای تکلیف و نقش ذاتی خود دید.
دسته چهارم را کسانی آفریدند که خود را مغلوب مسابقه قدرت دیدند و چاره جبران ترکتازی و انحصارطلبی رقیب دیرینه سیاسی را در تغییر ماهیت و استراتژی یافتند.
ابتلا به روزمرگی در سالهای پس از جنگ موجب شد، آنها در دو راهی آزمون، راه منتهی به سهم خواهی را بر مصالح نظام اسلامی ترجیح دهند.
و این آغازی بود برای کجرویها، بدعتها و انحرافات خواص.
سکان هدایت دسته چهارم را کسانی در دست گرفتند که اسیر خودبینی، کینه ورزی، روشنفکر مآبی و خودباختگی شدند.
آنها بهای تسخیر کانونهای قدرت را ایجاد شبهه و تردید در باورهای دینی نسل جوان، تغییر ارزش ها و شعارهای انقلاب، تضعیف نهادهای مکتبی و انقلابی قراردادند و افسوس که ارزشهای مولود فرهنگ دفاع مقدس را همانها مظلومانه به مسلخ بردند.
و سرانجام پس از گذشت دو دهه از انقلاب اسلامی صحنه، مهیای «رقص نفاق» توسط شیطان شد.
برادر باکری!
و اما دسته پنجم کسانی بودند که متأثر از تفریط دسته چهارم، افراط را سرلوحه راه خود قرار دادند.
دسته پنجم افرادی از جنس انقلابیون در خط نظام اسلامی بودند که مهمترین مؤلفه آنها «دافعه» است!
ارمغان نقشآفرینی دسته پنجم، فرصت سوزی، تنگ نظری، حرمت شکنی، نخبه زدایی و ایجاد فضای بی اعتمادی بود.
دسته پنجم با عملکرد خود سنگلاخها و پیچ و خمی در مسیر عبور نظام اسلامی قراردادند که نیروهای دلسوز و اصیل انقلابی، با تیغ تهمت و تخریب به حاشیه رانده شدند و مقدمات خیزش مجدد دسته چهارم و گرایش بسیاری از افراد درون انقلاب به آنها را فراهم کردند.
آقا حمید! اما حکایت دسته ششم!
دسته ششم در واقع نخستین دستهای بود که شکل گرفت، آنها مردم انقلابی و رهبر دلسوزشان بودند که از نخستین روزهای رویش انقلاب، یکپارچه و ثابت قدم این نهضت عظیم را همراهی کردند و تنها در سایه استقامت و خلوص آنهاست که انقلاب اسلامی با عبور از سد دشمنان داخلی و خارجی همچنان با عزت و سربلندی به راه خود ادامه میدهد.
آنها اهل معامله نظام و انقلاب نیستند، وصایای امام(ره) و فرامین رهبرشان را از یاد نمیبرند و در دوراهیهای امتحان، الفبای انتخاب تصمیم انقلابی را از بر هستند.
دسته ششم همواره خود را بدهکار انقلاب میدانند و خداوند منان را به خاطر نعمت انقلاب شاکرند. آنها همان کسانی هستند که غریبانه و مظلومانه بهای غفلت و کجروی های دسته چهارم و پنجم را بر جان خود خریدهاند.
آقا حمید!
در رأس دسته ششم ستون استوار و مستحکم نظام اسلامی قراردارد. او وارث امانت گران بهایی است که همه هستی و عمر خود را برای حفاظت از این امانت نثار کرده است، چه بسیار انقلابیون اصیلی بودند که با امام و شهدا میثاق و پیمان وفاداری بستند، اما در میانه راه، مبتلا به ضعف بصیرت و غفلت شدند.
ناتوانی آنها در ترجیح اولویتها و غلبه غرایز نفسانی بر تکلیف و تعهد انقلابی، آنها را وسوسه کرد تا در مقابل سوء رفتار دسته پنجم، قواعد انقلابیگری را برنتابند.
آقا حمید!
سید علی، دیده بانی است که هشیارانه بر رفیع ترین نقطه دژ مستحکم انقلاب تکیه زده، و توطئه ها و فتنه های داخلی و خارجی را رصد میکند و با فریاد بصیرت، همه سربازان این دژ تسخیر ناپذیر را به فرجام غفلت از کید شیطان آگاه میکند.
آقا حمید!
در گذر انقلاب اسلامی از میان تاریخ، دستهها و گروههای دیگری نیز در این سرزمین جلوهگر خواهند بود.
اما خوشا به حال شما یاران که آستان جانان، میزبان «نفوس مطمئنه» شما و ندای «و ادخلی جنتی»، بهای عاشقی و بندگیتان شد.
محمود افتخاری
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خداوندا! به ماهم لیاقت طبعیبت ازفرامین رهبری و درنهایت شهادت درراه خود عطاء فرما!!! آمین یا رب العالمین.
روحش شاد ویادش گرامی باد
سلام
لطفا از شهدا و امام شهدا استفاده ی ابزاری و تبلیغاتی نکنید.
اگر میخواهید از کسی طرفداری کنید از موفقیت ها و کارهایی که انجام داده بگید و بالعکس اگر میخواهید کسی را خراب کنید از بدی و ضعفش بگویید.
سلام.اين دو دسته كه شما گفتيد در همان كلام شهيد باكري هست. ما بايد گوش بفرمان رهبر باشيم تا اين انقلاب را بصاحب اصليش يعني امام زمان عج تحويل دهيم.بايد بگوش باشيم كه از قافله عقب نمانيم كه نابود ميشويم.
بنا به فرمايش بنيانگذار جمهوري اسلامي بايد پشتيبان ولايت فقيه بود تا كشور از گزند دشمنان ايران اسلامي دور شود و دل ايادي مزدور وطن فروش را به گورستان بسپاريم. انشا.الله
تابناك عزيز دسته بندي شهيد باكري در ميان مردان و رزمندگان صحنه نبرد هست.اين گروهاي چهار و پنج افراد پشت صحنه جبهه ها هستند. لطفا قاطي نشه
برادر باکری اگر بودی حالت چگونه بود منظورم حال حاضرت بود نه سابقه ات. کاش خدا بما میگفت اگر بود چه حالی داشت؟!
کاش تکلیف یه دسته ی دیگه هم مشخص میشد
کسانی که نبودند الان همه چی هستند
دوست گرانقدر ادبیات را خوب بلدی و قلم خوبی داری اما افسوس که چشم بسته می نویسی و شاید برخی نوشته هایت را اگر دو باره بخوانی معنایش را خودت هم نفهمی ! این دسته بندی که شما کردی شرحی بر دسته بندی حمید عزیز بود و نه چیزی جدیدتر ! دسته چهارم و پنجم هم در دل همان دسته اول و دوم اند اگر کمی بهتر نگاه کنی اما دسته ششم نیز همان دسته سوم است لکن یک نفر نیست که شما به همان اکتفا کرده ای گرچه ایشان هم می تواند باشد ! و نیز می تواند جزو دستجات دیگر هم باشد چرا که ایشان هم فقط یک انسان است و احتمال لغزش و خطا در حضرت ایشان نیز هست و باید گفت شاید بیشترین تاثیر را در سه دسته شدن رزمندگان بعد از جنگ بر عهده همین بزرگان است که سکان هدایت دستشان بوده و هست .
من بخاطر می آورم که در روزهای اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مرحوم بازرگان خدمت حضرت امام (ره ) رسیدند در آن دیدار حضرت امام (ره ) فرمودند تقوی را تقوی را تقوی را پیشه خود کنید . اگر کمی به این موضوع دقت کنیم دغدغه اصلی بنیانگذار جمهوری اسلامی بی تقوایی احتمالی در مسئولان و نسل های بعدی بوده است .شهید بزرگوار و جاویدالاثر باکری درست و متین فرمودند اما می شود در یک جمله گفت دلیل عملکرد غلط همه این افراد که در این دسته ها و بندهای این مقاله گنجانده شده اند نوعی رسوخ بی تقوایی در تفکر و رفتار و عملکردشان می باشد.
نمونه دسته سومي ها را هم داريم!
سيد احمد آقا آيت الله توسلي وخيلي ها كه گمنام هستند وهمچنين كسانيكه دق دل ميخورند ازرفتار كسانيكه خودرا محور پيروي از ولايت ميدانند اما تا آنجايي كه به نفع شان باشد و درجايي كه امر رهبري برخلاف ميل شخصي وگروهي آنها باشد حتي حاضر نيستند نامه آورا بازگو نمايند!!! ولي گوش فلك را از ادعاهاي خود كر نموده اند .
آی انقلابیون اصیل نذارین رهبرمون سید علی بی یاور بمونه.بی تفاوت ننشینین به دمی یا قدمی یا قلمی یا درمی یا... پاسدار میراث خون شهدا(انقلاب مون) باشیم.عمل عمل عمل اهل عمل باشیم.نذاریم خفاشهای مست قدرت و شهوت به خاطر خودشون روزما را شب بکنند.امروز انقلاب باکری های زمان را می طلبد.چرا ما باکری زمان نباشیم... عجل علی ظهورک یا مهدی
با چه اجازه ای مردم را دسته بندی میکنید ؟ چه کسی به شما یاد داده است که اینطور در مورد افراد داوری کنید ؟ امروزه هرکس از هر سخنی بهره برداری خود را میکند . بس کنید این سیاسی بازی ها را
دمت گرم داداش خيلي باحال اومدي.ايول.
با تشكر
فكر ميكنم دسته هفتمي هم باشد كه روحيه آن دوران را فراموش كرده و فقط نظاره گر است و شعار ميدهد و خود را پايبند به اصول ميداند ولي كاري نميكند.
اين دسته چون ميداند كه چه بر سر مردم خواهد آمد از همه گناهكار تر است.
با سه دسته ی اولی خود شهید والا مقام بیشتر موافقم حقیقتاًنیازی به انشقاق دسته بندی های دیگرنبود چون
اصل روایت از هر نظر جامع و مانعمی باشد
اگر قرار بود دسته چهارم پنجمي باشد شهيد باكري حتماًميگفت .فقط اين مونده بود كه حرفهاي شهدارو دستاويز قرار بدهيد.
بسمه تعالي:
شهيد باكري هاكاري حسيني كردند جام شهادت آگاهانه سركشيدندولاتحسبن الذين قتلوافي سبيل الله امواتابل احياءعندربهم يرزقون شدند وماكه مانده ايم بايد كاري زينبي انجام دهيم واگرنه مانندبضيهاكه رهبرشان راتنهاگذاشتندويزيدي شدند مانندطلهه وزبيرهاي اين زمان والسلام علي من التبع الهدي .
يكي از افرادي كه دق كرد آيت الله توسلي رحمت الله عليه است
کاش آقا مهدی و آقا حمید بودند و می گفتند که وزیر میلیاردر دولت،در آن زمان باآنها چگونه رفتار می کرد و چه دست انداز هایی که جلوی لشکر عاشورا قرار نمی داد؟
دوست من دسته سوم همین جانبازایین که دارن هر روز به شهدا می پیوندند (دق می کنند ) . بهتره مقالتون و عوض کنید شهید باکری درست گفت
ایشان متفکر و آینده نگر بودند ما از این جنس متفکران در ایران کم داریم تا مسیر را از قبل مشخص کنند
خوشبختانه رهبر انقلاب اسلامی این چنین است - حرف های پارسال ایشان درباره فتنه اخیر واقعا آینده نگری بود
حميدرا مي شناختم ولي اولين بار وقتي مجروح وبي حال درداخل كانال تدافعي عراقيها در عمليات والفجر 1گيركرده ودست وپامي زدم ديدم واوناجي من شد ومرابه دوش كشيدوبه بيرون كانال گذاشته وتحويل امدادگرها دادكه اي كاش همانجا مي ماندم ولي اينروزها راكه حميدها را ذليل سرخورده كرده اند نديده بودم
این دسته ششم را که ظاهرا با اطمینان و قوت قلب نام می برید واقعا بهش اعتقاد دارید یا باید یه دسته 7 یا 8 ایجاد کرد و ریا کارا و دروغ گو ها رو توش جا داد ، کسایی که برا پست و مقام چند روزه دنیایی اسمون ریسمون به هم می بافند و همه چیز رو با افکار و رفتاروگفتار مزدورانه و مزورانه وارونه یا یه طرفی نشون می دن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حواسمان جمع باشد. شاخص و نشانگر راه، فقط خداست و ائمه معصومين و نه هيچ كس ديگر. اين دعواها هم از روز روشن است كه سر پست و مقام و مال دنياست كه به جان هم افتاده اند.
خداشماراباامام حسين(ع) مشهورنمايدهميشه
به كم سعادتي خودم غبطه مي خورم.
التماس دعا...
دسته دیگر افرادی هستند که تمامی این خطوط را می نگرند و به جای غوغا سالاری، به نفع اسلام به یاری یاران واقعی انقلاب پرداخته و با ایفای نقش خلاقانه افراد مضر را دفع می کنند.
باسلام ودرود به روان پاک شهیدان مخصوصا شهیدباکری که اینگونه درست پیشبینی کرده بود
و اما دسته هفتم کسانی هستند که تمام این دسته ها می شناسند و به نفع اسلام با تحلیل دقیق دسته هایی که مرض و غرض دارند خنثی و به دسته هایی که در جهت اسلامند یاری میرسانندو دچار تحلیل زدگی نمی شوند خوب ها باید نقش خودرا خوب ایفاء کنند.
اولين بار كه وصيت آن شهيد والامقام را در سايت خواندم قبل از جريان انتخابات پر سرو صداي پارسال بود و آن زمان اوضاع خيلي آرام و عادي بود و متن وصيتنامه اينگونه بود كه آدم احساس ميكرد نويسنده آن در قيد حيات است و همه واقعيتها را بيان كرده در صورتيكه او خيلي سالهاي پيش به شهادت رسيده بود و اين حقيقت را آن روز درك كرده بود.
دسته هفتم رويشهاي جديدي است كه از نسل سومي ها بوجود آمد كه پيوسته دسته اولي ها را الگوي خود قرار داده و پيروي از ولايت را سرمايه راه خدا قرار داده اند. روحت شاد اي جوانمرد.
اللهم ارزقنا شهادت في سبيلك
جهاد اکبر بس سخت تر ا زجهاد اصغر است . خوشا به حال آنان که زمانه خود را به خوبی درک کرده باشند و بدانند که در هر برهه از زمان چه وظیفه ای دارند نه آنکه در زمان صلح و سازندگی صرفآ با یادآوری و تکرار شکلی برخی از مسایل گذشته احساس ادای دین می کنند . برادران عزیز امروز کسی همسنگر شهیدانی چون باکری است که در عرصه سازندگی و تلاش برای ابادانی و زدودن چهره فقر از جامعه کوشش می کند .
برادر : خیلیها دارن دق میکنند با این شعارهایی که میدن در روز 14 خرداد آنچه امام پیش بینی کرد به عینه دیدم انتقام از امام که گفته بود حق من است که در آتش انتقام کینه ورزان با چهر ه ای انقلابی بسوزم ولی احمد باید به آنچه اتفاق میافتد صبر داشته باشی و سید حسن چه صبری دارد . آنوقت صفار هرندی این خرکت را انقلابی میداند . برادر شهید امام به همه رزمندگان صبر را وصیت کرد ماهم صبر میکنیم اما نمیگذاریم عد ه ای بخواهند پیشکسوتان جهاد و شهادت در پیچ و خم زندگی روز مره شان گم شوند آنان این آرزو را به گور خواهند برد .
دسته آخر هم کسانی هستند که احمدی نژاد حکم خدا رو براشون پیدا کرده و هر مخالفت یا انتقاد کوچکی از اون رو در حکم محاربه با امام زمان می دونند!
خدا رحمت کند شهید بزرگوار باکری و دیگر شهیدان این انقلاب را
آقای محمود افتخاری، دسته شما که حقه! و هیچ دسته ای هم به غیر از شما حق نیست و صد البته که من باطل ام.
خدایا، آنچنان حق را به باطل بکوبان که مغز باطل فرو بپاشد و نیست و نابود شود. و اما مردم، وای بر آنها از چیزی که توصیف می کنند.
فکر کنم باید بقیه را با اون حرف تطبیق داد نه چون تحلیل ما اون جوری نیست حرف شهید را نسخ کرد
تابناک در کدام دسته است؟
بگذارید این دسته بندی و شاخص واقعی شهید والا مقام حمید باکری همچنان دست نخورده بماند.
شما از خودتان دسته ای اضافه نکنید چون دسته بندی شما بو میدهد!
من همچنان بر 3 دسته ای که شهید باکری گفته اند اعتقاد دارم - والسلام.
معیار تشخیص حق و باطل قرآن و سنت ، و عقل سلیم انسانی است که بمثابه رسول باطنی در انسان به ودیعت نهاده شده است. از آنها غفلت نکنیم بر صراط مستقیم خواهیم ماند، و الّا نه.
ما دسته اي هستيم که مردانمان را داديم با نامردان مجبوريم زندگي کنيم...البته الهي شکر که روح حميد ما را ترک نکرد
چرا دسته سومي نباشه ؟
هست فقط بايد چشمامون رو باز کنيم تا بتونيم امثال توسلي ها رو ببينيم که براي دفاع از امام و انقلاب دق مي کنن.
لطفا وصيت نامه شهدا رو ديگه حذف و اضافه نکنين. هرجا به نفعمون بود بگيم درسته هرجا نبود بگيم اتفاق نيفتاده!
آقا اين وصيت نامه نبود . سخنراني قبل ازعمليات بود كه شهيد باكري براي رزمندگان ايراد ميكرد.بعداز اين عمليات بود .كه شهيد باكري هم مفقود شد وجالب اينكه عده اي اورا شهيد نمي دانستند.بنده ازجانبازان جنگ تحميلي واز آزادگان هشت سال دفاع مقدس مي باشم .وقتي عده اي را مي بينم كه بخاطر قدرت چه بر سر خود ومردم مي آورند هم گريه ام مي گيرد هم خنده ام !خداوند همه ما را به راه راست هدايت كند
اینقدر دسته دسته نکنید. اگر بسید علی، دیده بان است که هست و هشیارانه بر رفیع ترین نقطه دژ مستحکم انقلاب تکیه زده، و توطئه ها و فتنه های داخلی و خارجی را رصد میکند و با فریاد بصیرت، همه سربازان این دژ تسخیر ناپذیر را به فرجام غفلت از کید شیطان آگاه میکند پس شما چرا نقش ستون 5 را بازی می کنید؟ چرا براحنی افراد اتقلاب را تکه و تکه می کنید؟
شهيد باكري درست پيش بيني كرده بود. آيا همچنان بايد به دسته اول وبخصوص دسته دوم فرصت داد تا مملكت ومردم را به روز سياه بنشانند؟.
متن ایشان به لحاظ استفاده از آرایه های ادبی خوب نوشته شده لکن همه معتقدند چالش بین آرمانگرایی و واقع گرایی و عدم همگرایی تئوریک و عملی و صورت گرایی و فرمالیسم معضل اصلی است.خدا کند که از سیرت انقلاب دور نیفتیم و از هویت حقیقی انقلاب اسلامی غفلت نکنیم.د ب
ب سلام
فكرمي كنيد. بازتاب در كدم دسته است.؟
مقاله فوق تکستاره ای است در تحلیلهای تنگ نظرانه فعلی که توانسته خود را از دایره تنگ نظری برهاند. بسیار استفاده کردم و خط کشی مطابق با واقعیت را ارائه داده است . خدا کند در دسته ششم باشیم و بمانیم و همواره خود را بدهکار انقلاب و شاکر انقلاب بدانیم.
خدا یا ما را به صراط مستقیم هدایت فرما
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.