حکم قصاص قطعی «آرمان» برای چندمین بار لغو شد!
"آرمان" به مانند هفته پیش، روز گذشته نیز برای اجرای حکم قصاص به انفرادی برده اما در نهایت مجدداً از انفرادی به بند منتقل شد! علت تعویق مجدد در اجرای حکم آرمان قصاص چیست؟!

به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران پویا؛ پرونده قتل غزاله توسط آرمان به آخرین مرحله خود نزدیک شده است، آرمان به مانند هفته پیش، روز گذشته نیز برای اجرای حکم قصاص به انفرادی برده اما در نهایت مجدداً از انفرادی به بند منتقل شد!
علت تعویق مجدد در اجرای حکم قصاص هنوز اعلام نشده اما طبق آنچه مطرح شده احتمال دارد حکم آرمان در هفته آینده اجرا شود هر چند به نظر میرسد که کشمکشهای طولانی در این پرونده باعث آزرده خاطر شدن طرفین آن شده است؛ از سویی اولیایدم غزاله خواستار اجرای قصاص هستند و از طرفی خانواده آرمان و محکوم این پرونده در بلاتکلیفی قرار گرفتهاند.
ماجرای قتل غزاله توسط آرمان چه بود؟
آرمان و غزاله در سفر خانوادههایشان به ترکیه در سال ۱۳۹۰ با یکدیگر آشنا و به هم علاقهمند شده بودند. این ارتباط بعد از بازگشت به ایران ادامه پیدا میکند تا اینکه ۱۲ اسفند ۱۳۹۲ فرا رسید. روزی که غزاله ناپدید میشود.
ساعت ۲۲ دوازدهم اسفند ۹۲ پدر و مادر غزاله، هراسان و نگران، به کلانتری ۱۰۳ گاندی مراجعه و خبر ناپدید شدن غزاله را به پلیس اعلام میکنند.
پدر غزاله گفته بود دخترش ساعت ۱۵ از خانه خارج شده و به مطب پزشک پوست در خیابان ظفر رفته، اما تا این لحظه هیچ خبری از او ندارد و گوشی تلفن همراهش هم خاموش است.
پلیس پس از اعلام مفقودی غزاله توسط پدر و مادر وی، بررسیهای خود را آغاز میکند و پی میبرد که غزاله پس از ترک مطب، در تماس تلفنی با یکی از دوستانش، به او گفته که به دیدار پسری به نام آرمان میرود.
آرمان ۱۴ اسفند به پلیس آگاهی احضار و ماجرای آشنایی خود با غزاله را تعریف میکند.
او گفت که ما بعد از آشنایی در ترکیه، از طریق تلفن، پیامک و یاهو با هم ارتباط داشتیم و آخرین بار یک یا دو ماه قبل همراه دوستانش او را ملاقات کرده بودم و پس از آن، دیگر وی را ندیدهام. پدر و مادرم از رابطه ما مطلع بودند. رابطه ما از دو سال قبل شروع شد، ولی در این مدت همیشه با هم چالش داشتیم.
آرمان درباره ماجرای روزی که غزاله مفقود شده بود، گفت: دوازدهم اسفند ماه غزاله با من تماس گرفت و گفت نزدیک خانه ما است، اما هرگز به خانه ما نیامد. من از آیفون بیرون را نگاه کردم، اما غزاله را ندیدم، به همین خاطر پیش برادر کوچکم در اتاق رفتم و به خاطر مصرف داروی ضدآلرژی فصلی، خوابم برد.
او در ادامه بازجوییها وقتی با ادله پلیس آگاهی و بازپرس دادسرا روبهرو شد، به حضور غزاله در منزلشان و مرگ او اعتراف کرد و گفت: «غزاله با من تماس گرفت، اما گوشی قطع شد. سپس خودم با او تماس گرفتم، او گفت وقت ویزیت دکتر عقب افتاده و او الان مقابل خانه ما است. صبر کردم مادرم از خانه خارج شود و بعد در را باز کردم و غزاله به خانهمان آمد. با هم صحبت کردیم، اما او گفت دیرش شده. من او را بدرقه کردم و در را بستم، اما ناگهان صدای جیغش را شنیدم. او به خاطر خیسبودن پلهها سُر خورده بود و صورتش خونریزی داشت. او را به داخل خانه آوردم، چون مرده بود و نفس نمیکشید، به دور او کیسه زباله کشیدم و آن را در چمدان چرخدار گذاشته و به میدان مینا بردم و به سطل زباله انداختم، سپس برگشتم و خون موجود در راه پلهها را پاک کردم.»
این بخشی از اعترافات اولیه آرمان بود. او که در زمان بازداشت، چند روز کمتر از ۱۸ سال سن داشت، در ادامه تحقیقات به قتل غزاله توسط خودش اعتراف کرد.
آرمان در بازجوییهای بعدی با اعتراف صریح به قتل غزاله، توضیح داد: "وقتی غزاله به منزلمان آمد، با هم بحث کردیم، غزاله راجع به گذشته حرف زد و گفت دلش برای گذشتهها تنگ شده، من نمیخواستم به گذشته برگردم برای همین اجازه ندادم حرف بزند، او مرا هل داد، من هم او را هل دادم که سرش به میله تخت خورد، من هم سرش را دو دستی گرفتم و چند بار به میله تخت کوبیدم و سپس میله بارفیکس را برداشتم و با آن نیز پنج ضربه به سرش زدم، بعد او را در چمدان چرخدار گذاشتم و به سطل زباله انداختم. "
آرمان ده ماه بعد منکر قتل شد و ۱۴ دی ۹۳ مجدداً علت فوت غزاله را عجله وی برای رفتن و سقوط او از پلهها اعلام کرد، اما در نهایت قضات دادسرای جنایی تهران و قضات شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران، آرمان را قاتل غزاله دانستند و بر همین اساس آرمان به قصاص محکوم شد، اما درخواست فرجامخواهی داد و حکم پس از تأیید توسط دیوان عالی کشور، به اجرای احکام فرستاده شد که شهریور ۹۵ ریاست قوه قضائیه اجرای حکم را جهت بررسی مجدد متوقف کرد، اما پس از بررسی طولانی که دو سال بطول انجامید، ایرادی در پرونده ملاحظه نشد و مجدداً پرونده جهت اجرای حکم اعاده شد.
در ادامه، هشتم دی ۹۷ جلسه صلح و سازش با حضور خدام آستان قدس رضوی برگزار شد و اولیایدم گذشت خود را منوط به معرفی محل اختفای جسد اعلام کردند، اما به دلیل عدم کشف جسد، ۱۱ دی ۹۸ به عنوان تاریخ اجرای حکم قصاص تعیین شد.
صبح روز ۱۱ دی ۹۸، آرمان در زندان رجاییشهر تا پای چوبه دار رفت. اولیای دم برای اجرای حکم اصرار داشتند، اما در آخرین لحظات، پدر و مادر غزاله به آرمان یکماه فرصت دادند تا محل اختفای جسد فرزندشان را اعلام کند تا آنها از مجازات او گذشت کنند.
از فردای آن روز تلاش وکیل آرمان معطوف به اعاده دادرسی و محاکمه دوباره آرمان شد. درخواستی که از سوی دیوان عالی کشور پذیرفته شد تا آرمان بار دیگر محاکمه شود.
وکیل آرمان مدعی شد بعد از تاریخ تشکیل پرونده قتل، برای غزاله در دانشگاه محل تحصیل او برگه مرخصی تحصیلی صادر و همچنین دفترچه بیمهاش هم تمدید شده است، به این ترتیب درخواست اعاده دادرسی کرد.
دو نفر از قضاتی که قبلاً رأی بر قصاص داده بودند اعلام کردند با توجه به ادعاهای مطرح شده از سوی وکیل آرمان، باید در این زمینه تحقیقات بیشتری شود.
موضوعات مذکور در ادامه مورد بررسی قرار گرفت، از دانشگاه غزاله استعلام صورت گرفت که دانشگاه پاسخ داد: درخواست مرخصی، نه توسط شخص غزاله بلکه توسط خانواده غزاله انجام شده و از زمان اعلام مفقودیت و قتل غزاله، او هرگز به دانشگاه مراجعتی نداشته است و پدر و مادر غزاله به امید پیدا شدن دخترشان، برای او یک ترم مرخصی گرفتهاند.
درباره تمدید دفترچه بیمه غزاله نیز از کارگزاری بیمه استعلام صورت گرفت که در استعلام صورت گرفته مشخص شد والدین غزاله (و نه شخص غزاله) در همان اوایل و به امید زنده بودن او، برای یک نوبت تمدید دفترچه دخترشان، به بیمه مراجعه کرده بودند.
آرمان نهایتاً بار دیگر پای میز محاکمه رفت و این بار در شعبه پنج دادگاه کیفری یک استان تهران، بار دیگر اعلام کرد قتل غزاله کار او نیست و نمیداند جسد کجاست و ممکن است غزاله زنده باشد.
در نهایت قضات دادگاه کیفری یک استان تهران وارد شور شدند و آرمان را در قتل غزاله مجرم تشخیص دادند و او را به قصاص محکوم کردند که رأی صادر شده یک بار دیگر در دیوان عالی کشور تأیید شد.
پرونده این قتل پس از انجام تحقیقات مفصل و تشکیل جلسات متعدد در دادسرای جنایی تهران سپس دو مرحله رسیدگی در دادگاه کیفری یک استان تهران (شعب چهارم و پنجم) و پنج مرحله رسیدگی فرجامخواهی و اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور، اکنون در واحد اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران، روند اجرایی خود را طی میکند و رأی قطعی دادگاه مبنی بر قصاص است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
عده اي فقط دنبال جلوگيري از مجازات قاتل و مجرم هستند! با اين كار ترس از مجازات در جامعه ميريزه و جرائم بيشتر ميشه. اگر كسي بدونه درصورت ارتكاب جرم بشدت و سرعت مجازات ميشه آيا جرات انجام جرم را داره؟ اگر بدونه پروندش سالها طول ميشكه و مورد بخشش و عفو ... قرارميگيره چطور؟
چند روز يا چند ماه زير 18 سال چه فرقي داره؟ چرا عده اي دنبال عدم برخورد و عدم مجازات مجرمان هستند؟ كسيكه به هر دليل در اين سن قتل انجام ميده چه تضميني هست كه بعد از آزادي دوباره دست به جنايت ديگه نزنه؟
كسكيه براحتي جان شخص ديگه اي را ميگيره بايد اعدام بشه. اونهايي كه ميخوان اداي روشنفكري دربيارن و مخالفند اگر اين بلا سراعضاي خونواده خودشون بياد هم همين نظر را دارند؟!
آرمان قاتل باید اعدام شود. باید به خانواده مقتول حق داد. چگونه از خون فرزند عزیزشان که حتی از جسدش هم خبر ندارند، گذشت کنند! واقعاً داغ بسیار سنگینی است بر دل پدر و مادر این دخترک معصوم. آرمان باید بی برو برگرد اعدام شود.
هدفتون از نشون دادن عکس نوجوانیش اونم با این لبخند مسخره چیه؟ بازی با احساسات مردم و تحت فشار گذاشتن خانواده مقتول؟
یعنی این بیشرف عکس جدید نداره؟
واقعا این چه نوع عدالتیست کسی که هربار تا پای چوبه دار میرود واقعا مرگ را تجربه میکند. قصاص دربرابر قتل هست ولی این مجازات چندبار مزه اعدام را چشیدن کجای مجازات اسلامی قتل هست
مزه اعدامو نميچشه! خيالش راحته آزاد ميشه
با سلام این پرونده خیلی مشکوک است و بنده به یادماجراهای هیچکاکی می اندازد ولی فردی که در 16 سالگی براحتی انسانی را می کشد در بزرگسالی میشود فردی مثل هیتلر و صدام و میتواند براحتی موجب مرگ میلیونها انسان بشود.
بردن تا پای چوبه دار و برگردوندن اونم چندین بار از خود اعدام بدتره. اگر تکلیف اعدامش هنوز روشن نیست حداقل بزارین تو همون بند عمومی بمونه وقتی که دیگه قطعی 100 درصد شد ببرینش. اینجوری زجرکش میشه خوب
این جانی رو بکشن. چرا بعد از اینهمه سال از مرگ اون دختر اون داره هنوز نفس می کشه؟!!!
تمامش کنید این چه وضعی است راه انداخته اید زجرکشش کردید. انصاف نیست
مطمئني خيلي زجر ميكشه؟ پس خانواده مقتول چي؟
همه از خانواده قاتل حمایت میکنند کسی نیست احوال بد خانواده مقتول را درک کنه این جانی هر بار یک جور دروغ میگوید و جسد را به سطل زباله انداخته است
این بابا اعدام نمیشه مطمئن باشین ... از آخر رضایت رو می گیرین ..
پدر غزاله باید خودش اجرا کنه وگرنه این سیستم فشل هست
بیچاره پسره از دی 98 زیر تیغه! او تا حالا هزاران بار مرده
علت اینکه تا الان نگفته پدر و مادرش توی نابود کردن جسد کمک کردن اینه که باید اونها بیرون زندان باشن تا بتونن رضایتش رو بگیرند
ببخشيد يك سوال برام پيش امده : ارمان عنوان مي كنه كه جنازه رو در چمدان گذاشته و چندين متر دورتر به سطل زباله منتقل كرده ؛ براي اثبات اين ادعا چرا دوربينهاي مداربسته مسير موردنظر رو چك نكردند كه ببينند حرف اين اقا درسته يا خير ؟
خداوند از سر تقصیر این بنده خدا و همه ما بگذرد .
از طرفی اعتقاد دارم که خانواده آرمان تا کنون با پول توانسته اند جلو اعدام را بگیرند
اما از طرف دیگر با قانون اعدام مخالفم
کاش مثل سایر کشورها قانون 15 سال زندان در مورد قتل انجام بشه
البته به شرط اینکه واقعا 15 سال زندان اتفاق بیافته و با پول خریداری نشه !
خانواده این پسر به کجا وصلن؟
قدرت پدر و مادر پزشك رو ببينيد كه حتي قتل هم براشون چيزي نيست.
هیچ وقت مواجه با رفتن به سوی مرک مثل مواجه با مرگ نیست .
وقتی سر غزاله را به تخت می گوبید و با میله بارفیکس 5 ضربه به سر اون بنده خدا می زد باید فکر اینجاها را هم می کرد .
اینقدر کش میدهند تا ارمان 80 ساله شود اینقدر اعدام به تعویق می افتد تا خانواده زجر کشیده مقتول 16 ساله، رضایت دهند
پول پول پول.....قدرت مال و مکنت رو میشه اینجا کاملا درک کرد ....خانواده پولدار تا حالا تونستند حتی مرگ یک جانی رو به عقب بندازند
یاد فیلم قیصر افتادم که هرکس باید خودش عدالتو اجرا کنه وگرنه با این بساط حقشو می خورند
خب قتل کرده چرا حکم رو اجرا نکردن
با رفت و آمد چندباره به پای چوبه دار تقاص قتلش رو داده
البته بهتره قصاص بشه
یک لحظه خودمون رو جای آرمان بزاریم که هر روز میره اعدام بشه ولی به دلیلی نمیشه رفتن به سوی مرگ کمتر از مرگ نیست .
به جهنم روزی هزار بار باید بمیره جانی کثافت چ راحت آدم کشته بعدشم تو کیسه گذاشته من ی مرغ رو طاقت ندارم ببینم سر می برن اینا چ لقمه ای خوردن که اینقدر بیرحمن
یک لحظه خودمون رو جای مادر و پدر غزاله بذاریم که حتی جسد فرزندشون بهشون نمیدن! بیچاره ها میگن بگو جنازه کجاست تا ببخشیمت . ولی نمیگه
اطلاعی از اصل ماجرا ندارم و نمی خواهم نظر بدهم اما اینکه چند بار به نوعی تا پای چوبه دار رفته و برگشته احتمالا باعث جنون وی خواهد شد.
مرگ داروی هر جنونیه
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.