اعتراض علی مطهری به اظهارات اخیر اسفندیار مشایی؛
رییس جمهور از آقای مشائی برای عموم مردم توضیح بخواهند
اینجاست که به حکمت مخالفت رهبر انقلاب با معاونت اولی آقای مشائی پی می بریم و بهتر بود رئیس جمهور محترم اساسا ایشان را در هیچ پست حساسی قرار نمی داد/ بدیهی است که پرداختن به تاریخ ایران باستان به عنوان یک واقعیت تاریخی که افتخاراتی نیز به همراه داشته است، در ذات خود مورد نکوهش نیست، ولی تأکید غیر معمول مسئولان رده بالای یک نظام اسلامی ـ که باید داعیه جهانی اسلام همواره مورد توجه آنها باشد ـ بر این موضوع، انسان را دچار ابهام و شک و تردید می کند که چه برنامه ای برای ما تدارک دیده اند!

دکتر علی مطهری، نماینده مردم تهران به اظهارات اخیر مهندس مشایی رئیس دفتر رییس جمهور واکنش نشان داد.
علی مطهری در یادداشتی که به صورت اختصاصی برای «تابناک» فرستاده، به نظر مشایی برای «تبلیغ مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی» اعتراض کرده است.
در این یادداشت آمده است:
سخنان آقای اسفندیار رحیم مشائی در مراسم اختتامیه همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور، زنگ خطری است که باید همه دلسوزان انقلاب اسلامی را به خود آورده باشد. هرچند سخنان ایشان بیشتر به شطحیات یک صوفی شبیه است که در عالم بی خودی مطالبی را می گوید که تفسیر آن را یا خودش در حالت عادی باید بگوید و یا مرید او و لذا انتظار این است که یا خود ایشان و یا رئیس جمهور محترم این شطحیات را توضیح دهند، و گرچه سخنان وی کمتر به سخنان یک سیاستمدار شباهت دارد و می توان از کنار آن گذشت، اما اهمیت این موضوع از جهت شخصیت حقیقی آقای مشائی نیست بلکه از جهت شخصیت حقوقی ایشان یعنی ریاست دفتر رئیس جمهور است.
اینکه رئیس دفتر رئیس جمهور کشور جمهوری اسلامی ایران بگوید«از مکتب اسلام دریافت های متنوعی وجود دارد، اما دریافت ما از حقیقت ایران و حقیقت اسلام مکتب ایران است و ما باید از این به بعد مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم»، نمی تواند مسأله ای اتفاقی و ساده باشد.
این سخن را در کنار سخنان دیگر ایشان در تجلیل از کورش و داریوش و احیای غیر عادی ایران باستان بگذاریم و سخنان گاه و بیگاه رئیس جمهور در زنده کردن شخصیت های افسانه ای آن دوره به جای شخصیت های اسلامی را نیز در نظر بگیریم، مانند آنچه چندی قبل یادآوری فرمودند که «ما فرزندان رستم و اسفندیار و آرشیم» و در همین همایش، ایرانیان خارج از کشور نیز گفتند «تک تک ایرانیان یک رستم، سیاوش و یک رزمنده دلاور هستند»؛ آری اینها را کنار هم بگذاریم و آنگاه بیندیشیم آیا اتفاق تازه ای افتاده است؟
آیا قرار است از این پس به جای اسلام از ایران سخن بگوییم و قرار است ماهیت ایدئولوژیک و اسلامی انقلاب ما تبدیل به ماهیت نژادی شود؟ همان چیزی که سخت مورد نهی اسلام، این آخرین پیام الهی است که به شدت از تفاخرات قومی و نژادی نهی فرموده است.
آیا قرار است به جای حمزه سید الشهدا و علی - علیه السلام - و حسین بن علی - علیه السلام - و مالک اشتر و عمار یاسر و ابوالفضل العباس و سلمان و ابوذر و مقداد، از این پس رستم و اسفندیار و آرش و سیاوش الگوی ما باشند؟ وقتی اسلام الگوی بالاتری در اختیار ما قرار داده، چرا به سراغ الگوهای ناقصی که بوی تعصب نژادی نیز می دهند برویم؟ آیا رزمندگان دفاع مقدس و پیش از آن مجاهدان انقلاب اسلامی با نام رستم و اسفندیار به میدان نبرد با متجاوزان و استعمارگران رفتند؟
آیا جز این بود که آنها تنها برای دفاع از اسلام و ابلاغ این آخرین پیام الهی به دنیا جان خود را به آسانی فدا می کردند و هیچ چیزی غیر از اسلام را شایسته فدا کردن جان نمی دانستند؟ اگر بنا بود به نام کورش و داریوش و رستم و اسفندیار و آرش و سیاوش از خاک خود دفاع کنیم، اکنون تهران در دست صدام و حامیانش بود.
بدیهی است که پرداختن به تاریخ ایران باستان به عنوان یک واقعیت تاریخی که افتخاراتی نیز به همراه داشته است، در ذات خود مورد نکوهش نیست، ولی تأکید غیر معمول مسئولان رده بالای یک نظام اسلامی ـ که باید داعیه جهانی اسلام همواره مورد توجه آنها باشد ـ بر این موضوع، انسان را دچار ابهام و شک و تردید می کند که چه برنامه ای برای ما تدارک دیده اند؟!
امام خمینی (ره) به صراحت فرمود: انقلاب ما انقلاب اسلامی است نه انقلاب ایرانی. زمانی که نخستین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی، گوینده رادیو گفت: «این صدای انقلاب ایران است»، شهید آیت الله مطهری بر آشفت و گفت: باید بگویند «انقلاب اسلامی ایران»، آنگاه امام خمینی دستور مقتضی را صادر فرمود.
آقای مشائی گفته است: «باید مکتب ایران را در دنیا ترویج کنیم نه مکتب اسلام را زیرا از اسلام برداشت های متفاوت می شود.» این عذر بدتر از گناه است. بدیهی است که از اسلام برداشت های متفاوتی می شود، ولی آیا همه برداشت ها معتبر است یا تنها برداشت کسانی که «اسلام شناس» شناخته می شوند، معتبر است و اختلاف برداشت آنها نیز جزیی است و در اصول و بنیان ها نیست؟!
به علاوه، مقصود از «مکتب ایران» چیست؟ اگر مقصود فرهنگ و هویت و ملیت ایرانی است، روشن است که اصلی ترین عنصر سازنده فرهنگ و هویت و ملیت ایرانی اسلام است، پس باز باید مکتب اسلام را ترویج کنیم و اگر مقصود از «مکتب ایران» چیز دیگری است، پس آقای مشائی خود را در جایگاه هادی انقلاب قرار داده و راه جدیدی بیگانه از اسلام برای انقلاب گشوده است که در این صورت «و علی الاسلام السلام».
اینجاست که به حکمت مخالفت رهبر انقلاب با معاونت اولی آقای مشائی پی می بریم و بهتر بود رئیس جمهور محترم اساسا ایشان را در هیچ پست حساسی قرار نمی داد.
اما اکنون رئیس جمهور در این باره وظیفه سنگینی دارد. بجاست که از آقای مشائی توضیح برای عموم مردم بخواهند و اگر توضیح قانع کننده ای داده نشد، وی را عزل کنند؛ هرچند معمولا این گونه در خواست ها از رئیس جمهور محترم، موجب ارتقای جایگاه شخص خاطی شده است!
مجلس نیز با همه نجابتی که دارد و گاه موجب ضایع شدن حقوق مردم و انقلاب می شود، مقتضی است این موضوع را پیگیری کند و می تواند این پرسش را نیز جزو سوالاتی که از رئیس جمهور محترم دارد، مطابق قانون اساسی مطرح نماید.
نباید گفت مسأله مهمی نیست و شخصی یک حرفی زده است، آنقدر جدی نگیرید. خیر، این گونه اظهار نظرها از سوی مقامات بلندپایه بسیار مهم است و می تواند نقطه آغاز انحراف یک انقلاب باشد.
علی مطهری در یادداشتی که به صورت اختصاصی برای «تابناک» فرستاده، به نظر مشایی برای «تبلیغ مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی» اعتراض کرده است.
در این یادداشت آمده است:
سخنان آقای اسفندیار رحیم مشائی در مراسم اختتامیه همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور، زنگ خطری است که باید همه دلسوزان انقلاب اسلامی را به خود آورده باشد. هرچند سخنان ایشان بیشتر به شطحیات یک صوفی شبیه است که در عالم بی خودی مطالبی را می گوید که تفسیر آن را یا خودش در حالت عادی باید بگوید و یا مرید او و لذا انتظار این است که یا خود ایشان و یا رئیس جمهور محترم این شطحیات را توضیح دهند، و گرچه سخنان وی کمتر به سخنان یک سیاستمدار شباهت دارد و می توان از کنار آن گذشت، اما اهمیت این موضوع از جهت شخصیت حقیقی آقای مشائی نیست بلکه از جهت شخصیت حقوقی ایشان یعنی ریاست دفتر رئیس جمهور است.
اینکه رئیس دفتر رئیس جمهور کشور جمهوری اسلامی ایران بگوید«از مکتب اسلام دریافت های متنوعی وجود دارد، اما دریافت ما از حقیقت ایران و حقیقت اسلام مکتب ایران است و ما باید از این به بعد مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم»، نمی تواند مسأله ای اتفاقی و ساده باشد.
این سخن را در کنار سخنان دیگر ایشان در تجلیل از کورش و داریوش و احیای غیر عادی ایران باستان بگذاریم و سخنان گاه و بیگاه رئیس جمهور در زنده کردن شخصیت های افسانه ای آن دوره به جای شخصیت های اسلامی را نیز در نظر بگیریم، مانند آنچه چندی قبل یادآوری فرمودند که «ما فرزندان رستم و اسفندیار و آرشیم» و در همین همایش، ایرانیان خارج از کشور نیز گفتند «تک تک ایرانیان یک رستم، سیاوش و یک رزمنده دلاور هستند»؛ آری اینها را کنار هم بگذاریم و آنگاه بیندیشیم آیا اتفاق تازه ای افتاده است؟
آیا قرار است از این پس به جای اسلام از ایران سخن بگوییم و قرار است ماهیت ایدئولوژیک و اسلامی انقلاب ما تبدیل به ماهیت نژادی شود؟ همان چیزی که سخت مورد نهی اسلام، این آخرین پیام الهی است که به شدت از تفاخرات قومی و نژادی نهی فرموده است.
آیا قرار است به جای حمزه سید الشهدا و علی - علیه السلام - و حسین بن علی - علیه السلام - و مالک اشتر و عمار یاسر و ابوالفضل العباس و سلمان و ابوذر و مقداد، از این پس رستم و اسفندیار و آرش و سیاوش الگوی ما باشند؟ وقتی اسلام الگوی بالاتری در اختیار ما قرار داده، چرا به سراغ الگوهای ناقصی که بوی تعصب نژادی نیز می دهند برویم؟ آیا رزمندگان دفاع مقدس و پیش از آن مجاهدان انقلاب اسلامی با نام رستم و اسفندیار به میدان نبرد با متجاوزان و استعمارگران رفتند؟
آیا جز این بود که آنها تنها برای دفاع از اسلام و ابلاغ این آخرین پیام الهی به دنیا جان خود را به آسانی فدا می کردند و هیچ چیزی غیر از اسلام را شایسته فدا کردن جان نمی دانستند؟ اگر بنا بود به نام کورش و داریوش و رستم و اسفندیار و آرش و سیاوش از خاک خود دفاع کنیم، اکنون تهران در دست صدام و حامیانش بود.
بدیهی است که پرداختن به تاریخ ایران باستان به عنوان یک واقعیت تاریخی که افتخاراتی نیز به همراه داشته است، در ذات خود مورد نکوهش نیست، ولی تأکید غیر معمول مسئولان رده بالای یک نظام اسلامی ـ که باید داعیه جهانی اسلام همواره مورد توجه آنها باشد ـ بر این موضوع، انسان را دچار ابهام و شک و تردید می کند که چه برنامه ای برای ما تدارک دیده اند؟!
امام خمینی (ره) به صراحت فرمود: انقلاب ما انقلاب اسلامی است نه انقلاب ایرانی. زمانی که نخستین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی، گوینده رادیو گفت: «این صدای انقلاب ایران است»، شهید آیت الله مطهری بر آشفت و گفت: باید بگویند «انقلاب اسلامی ایران»، آنگاه امام خمینی دستور مقتضی را صادر فرمود.
آقای مشائی گفته است: «باید مکتب ایران را در دنیا ترویج کنیم نه مکتب اسلام را زیرا از اسلام برداشت های متفاوت می شود.» این عذر بدتر از گناه است. بدیهی است که از اسلام برداشت های متفاوتی می شود، ولی آیا همه برداشت ها معتبر است یا تنها برداشت کسانی که «اسلام شناس» شناخته می شوند، معتبر است و اختلاف برداشت آنها نیز جزیی است و در اصول و بنیان ها نیست؟!
به علاوه، مقصود از «مکتب ایران» چیست؟ اگر مقصود فرهنگ و هویت و ملیت ایرانی است، روشن است که اصلی ترین عنصر سازنده فرهنگ و هویت و ملیت ایرانی اسلام است، پس باز باید مکتب اسلام را ترویج کنیم و اگر مقصود از «مکتب ایران» چیز دیگری است، پس آقای مشائی خود را در جایگاه هادی انقلاب قرار داده و راه جدیدی بیگانه از اسلام برای انقلاب گشوده است که در این صورت «و علی الاسلام السلام».
اینجاست که به حکمت مخالفت رهبر انقلاب با معاونت اولی آقای مشائی پی می بریم و بهتر بود رئیس جمهور محترم اساسا ایشان را در هیچ پست حساسی قرار نمی داد.
اما اکنون رئیس جمهور در این باره وظیفه سنگینی دارد. بجاست که از آقای مشائی توضیح برای عموم مردم بخواهند و اگر توضیح قانع کننده ای داده نشد، وی را عزل کنند؛ هرچند معمولا این گونه در خواست ها از رئیس جمهور محترم، موجب ارتقای جایگاه شخص خاطی شده است!
مجلس نیز با همه نجابتی که دارد و گاه موجب ضایع شدن حقوق مردم و انقلاب می شود، مقتضی است این موضوع را پیگیری کند و می تواند این پرسش را نیز جزو سوالاتی که از رئیس جمهور محترم دارد، مطابق قانون اساسی مطرح نماید.
نباید گفت مسأله مهمی نیست و شخصی یک حرفی زده است، آنقدر جدی نگیرید. خیر، این گونه اظهار نظرها از سوی مقامات بلندپایه بسیار مهم است و می تواند نقطه آغاز انحراف یک انقلاب باشد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
زیاد سخت نگیرید ای بازتابیان
راستی این همان شعار جمهوری ایرانی نیست که یکدفعه در بوق کردند و معلوم نشد از کجا درامد
جای تاسف داره که درمقابل رهبری به این شکل عمل کنیم بی شک مخالفته ایشان بی دلیل نبوده اما کو چشم بینا انتظار از شخص رییس جمهور بیش از اینا بود که طابع رهبری باشن اما انتخاب مشایی اشتباه کوچیکی نیست که از منظر همگاندوربماند به امید جایگزینی شخصه ایده ال برای سر دفتری ریاست
دکتر جون بی خیال اینا همه مشق از پیش نوشته شدن انتقادات دلسوزانه شما و مخالفتهای ما با این دولت راه به جایی نمیبره بیاین برای ظهور امام زمان دعا کنیم
هدف مشايي اين است كه اذهان را متوجه خود كند تا احمدي نژاد به كارهاي خود برسد
آقای مشایی ، اگه همینطور پیش بری دیر یا زود طرفدارهای زیادی اونور آب بین مخالفان نظام پیدا می کنی !
مطهري از جاي ديگري مي سوزد، گير به مشايي مي دهد.
تابناك بي بي سي ديگري شده كه زيركانه و مزورانه دنبال تخريب احمدي نژاد است. حرفهاي خود را از زبان مردم مي زند. باور نداريد از هر پنجاه كامنت طرفداران دولت يكي را هم نمي زند. مگر دفاع بد را
سال گذشته که از انگلستان به همایش دعوت شدم از سخنان مبسوط جناب اسفندیار بسیار شگفت زده شدم بخصوص جایی که گفت اسلام باید افتخار کند که ایرانیها آن را قبول کردند این در حالیست که در وصیت نامه امام فرمودند ما مفتخریم که اسلام و امام صادق داریم. به دوست کنار دسیم گفتم اگر امام زنده بودند و سخنان ایشان را در این مقام می شنیدند حتما عکس العمل شدیدی نشان می دانند. با کمال تعجب و خیلی حساب شده امسال هم همین مضمون را تکرار کردند و گفتند آنها که بمن خورده می گیرند نمی فهمند. متاسفانه صحبت های ایشان یا از حماقت است یا دست اجنبی در کار است که هر از چندی کلمات گوهر باری برای شادی دشمنان اسلام بر زبان می آورند. خدا آخر عاقبت همه ما را ختم بخیر کند. جناب احمدی نژاد که من به او رای دادم برای مصلحت خودش، رهبری، نظام مقدس جمهوری اسلامی و حفظ خون شهدا باید با بعضی اطافیانش فاصله بگیرید و با طناب سست آنها وارد چاه نشود.
والسلام من اتبع الهدی
علی
انگلستان
lمتاسفم برای مردمی که وجود چنین فردی رو در کنار رییس جمهورشون نادیده می گیرند و کارشون فقط توجیه حرف ها واعمال احمدی نژاد و مشایی است!!!
تا مردم ما این چنینند- البته نه همه- هیچ تغییری ایجاد نخواهد شد.
فاتحه ی انقلاب رو که خوندیم حالا باید فاتحه اسلامم بخونیم!
من بارها پیشنهاد دادم یه نفر استخدام کنید برای تایید نظرها
خودمم پایه ام بیام
واي اگر اين حرف از زبان آقاي موسوي و كروبي و اطرافيان اين دو زده مي شد به احتمال زياد اگر به جرم محارب و كافر و.... اعدام نميشد ولي يه15 يا 20 سالي تبعيد ميشد
جناب آقاي مطهري خواهشمندم اجازه دهيد طبق اظهارات شهيد مطهري ، همگان حق بيان نظرات را داشته باشندولو مخالفين . قطعاً ملت شريف ايران بحدي از رشد و شعور سياسي رسيده اند كه بتوانند اينگونه گفتار را تحليل و در جايگاه ارزشي خودش نگاه كنند.توصيه بنده حقير بحضرتعالي اين است كه شعور اسلامي را در جامعه ترويج دهيم كه همانا اگر دقت بكنيم رفتار خيلي از پادشاهان تاثير گذار (از جنبه مثبت ) بر ايران منطبق بر تعاليم اسلام و يا ساير اديان يكتا پرستي بوده است.
آقاي پناهيان هم بايد بگويند شما كه دم از تقواي سياسي و شجاعت مي زنيد چرا حالا سكوت كرده ايد؟ اينها كه ديگه دولت اصلاحات نيستند پس چرا سكوت كرديد؟
درود بر احمدی نژاد و مشائی
وا اسلاما نداریم الان؟
تظاهرات خود جوش و اینا...؟!
مشائي اگرامام زنده بود ..................................................................................................................................................
معتقدم آقاي مشايي با سناريويي از پيش برنامه ريزي شده وارد مباحثي ميگردد تا از بازخورد آن مقامات كشور استفاده كنند. ايشان در تلاشند تا با استفاده از الفاضي انتخاب شده راي بيشتري براي انتخابات آتي فراهم آورد
این که دیگه از ارازل و اوباش و جزء سران فتنه نیست خداوند اصلش را درست کند فرعش مشکلی ندار
بچم بعد یه عمر یه حرف درست زد حالا شما نذارینا
به مشایی کاری ندارم. من یه ایرانی مسلمانم، به مسلمان بودنم از دل و جان افتخار میکنم، بدانید ایران قبل از ورود اسلام هم ، یکتا پرست بوده، به ایرانی بودن خود ببالید. همونطور که از اسلام دفاع میکنیم و تبلیغ هم میکنیم باید نام ایران و ایران باستان را هم به گوش دنیا برسونیم.
مسائل مهمتری تو کشور نداریم که همش می ببینید کی چی گفت سریع موضع بگیرید!
بیچاره مردم
آقای مطهری به جای پیگیری این حواشی به فکر
بیمه و حقوق کارگران، وضعیت ضعیف ورزش (فوتبال) و تبانی های موجود، 26 هزار نفری که هرسال در تصادفات کشته می شوند، وضعیت بد خودرو در کشور و هزار مشکل دیگر باشید
بابامطهري فكر نان باش كه خربزه اب است
شما ها لیاقت اسفندیار و کوورش و داریوش رو ندارید بیچاره ها...
بتدريج انحراف ها ظاهر ميشوند و آن جمله زيباي امام است كه نگذارييد انقلاب به دست نا اهلان بيفتد
با نظر آقای مطهری در مورد شطحیات کاملا موافقم. واقعا بعضی ها در عوالم رویا بسر می برند و همه مشکلات را در رویا حل می کنند و باز در رویا مملکت را در بهترین حالات تصویر می کنند و از مشخصه های آنان استفاده از ضمیرهای تفضیلی "ترین" در توصیف همین شطحیات است. خدا کند عامدانه و با برنامه نباشد وگرنه این توهمات دامن همه را خواهد گرفت و چشم انداز روشن ملی نیست
وقتی احمدی نژاد از دستور رهبر در مورد مشایی تبعیت نکرد معلوم بود پشت قضیه خیلی جدی است
من هم آقاي مشايي رو لايق سخن گفتن درباره ي ايران و اسلام و ... نميدونم. اما اي كاش رسانه هاي ما از جمله صدا و سيما، كمي عميق تر به فرهنگ ايراني نگاه و اونو القا ميكردند. اينجوري خيلي از اين آدمايي كه ادعايي وطن دوستي ميكنن، حرفاشون خريداري نداشت. زنده باد ايران و ايراني و زنده باد دين اسلام
دوستان بدانید که دین زدایی به اسم دین و توسط کسانی که پوستین دین را به تن کرده اند اتفاق می افتد. اینها دارند دین ما را از محتوا خالی می کنند که اولینش هم ، سنگ بنای اخلاق بود که با تهمت و افترا و اصرار بر اون شروع کردند. خدا عاقبت ما را ختم به خیر کند. تابناک دیگه این یکی رو چاپ کن نترس
درمقابل کارهای خوب گاهی اشتباه بزرگ میشود
در عملكرد نادرست آقاي مشايي شواهد بسيار هست. اما آقاي مطهري عزيز كجاي تجليل ازاسطوره هاي ايراني زشت و ناپند است؟ احيار اسطوره هاي ايران هم مثل پاسداري از زبان فارسي مهم و ضروري است. براي انتقاد از مشايي مسيرهاي ديگري باز است الحمدلله!
بايد به آقاي جنتي بگوييدآتش توپخانه فتنه عليه انقلاب واسلام رادرخانه دولت خاموش كرد كه بدون باج امريكا هرروز شليك ميشود آنهم با هدفگيري دقيق وظريف
چرا کامنت های که برای شما فرستاده میشود در معرض عموم نمی گذارید و گزینشی برخورد می کنید
همه مشکلات جامعه ما بی این 4 تا کلمه ختم شد. آقای مشایی عذر خاهی کن تا دوباره گل وبلبل بشه. آقای مطهری به خدا کوه مشکلات همه جا رو گرفته.
فرهنگ ايرانی يا فرهنگ اثبات نشده هخامنشی؟
آيا وقتی می گوئيم فرهنگ ايرانی منظور مان کدام قوم ايرانی است؟ می دانيم که ايران کشوری کثير المللت است و زبان ها و فرهنگ های مختلفی دارد. کدام فرهنگ و زبان به نام فرهنگ ايرانی مد نظر جناب مشائی است؟ فارسی؟ ترکی؟ عربی؟ کردی؟ ترکمنی؟ ....
با سلام. در بی کفایتی آقای مشایی تردیدی نیست! اما جملات آقای مطهری در این مورد خلاف واقع است. مگر مکتب اسلام با مکتب ایران تضاد دارد که یکی را برگزینیم؟ همه ی عالم و آدم می دانند که اسلام در سرزمین ایران (به قول کوربن: اسلام ایرانی) که همان فرهنگ تشیع است، با اسلام همه ی مسلمانان تفاوت دارد.
پس به آقای مطهری بفرمایید این قدر فرهنگ خسروانی و سیاوشانی را دست کم نگیرند و به ترویج «اسلام ایرانی» بپردازند...
این آقا خیلی زیرکانه در این مقطع ، نظراتش را با صراحت بیشتری عنوان می کند ، چرا که برخورد با ایشان یا رئیس ایشان در این شرایط احتمالا به صلاح نیست و تعبیر به تقویت مخالفان دولت خواهد شد.
اما من از شجاعت و صراحت و صداقت اسفندیار در عین حالی که هیچ ارادتی بهش ندارم خوشم می آد
آفرین بر مطهری که مانند خیلی ها سر خود را زیر برف نکرده
چند تا آدم ناشناس که معلوم نبود از کجا جمعشون کرده بودن تو راهپیمایی های بعد از انتخابات شعار جمهور ایرانی دادن چه بلای بر سر خاتم، موسوی و کروبی آوردن که اینها موضع و شعار شماست... حالا یک مقام رسمی و رییس دفتر رییس جمهور همچین حرفی زده ببینید چطور توجیه و چطور ماست مالی میکنن و از کنارش رد میشوند.خواهیم دید...
وای اگر از پس امروز بود فردایی...
پس معلوم شد جمهوری ایرانی را چه کسانی باب کردند!
اگر زمان خاتمی بود بهش میگفتند مرعوب غرب
میدانم نظرم را قرار نمیدهید اما به شخصه بسیار به آقای مشایی علاقه دارم و حرفهای ایشان کاملا درست و قابل توجه است پس از سالها یک نفر با تفکری ایرانی و درست منطبق با فرهنگ ما صحبت میکند باید قدر او را بدانیم.برای ایشان توفیق بیشتر آرزو دارم
عيب شيرين دهنان نيست كه خون مي ريزند / عيب صاحب نظران است كه دل مي بازند
نبايد كاري انجام شود كه ديگران بتوانند بين دوستان جدايي بيندازند وبايد امر به معروف ونهي از منكر در تمامي زمينه ها رعايت شود
با سلام ، در این دوران وقتی کسی از مسئولین نقد می کنه البته فقط منظور مشایی است ، او را دشمن ملت و دولت معرفی می کنند ، و جلوی رییس جمهور کسی اجازه صحبت در مورد مشایی را ندارد ، آقای رییس جمهور شما فقط داری خودت را خراب می کنی با دفاع از این آدم طلا و برنز شناس !!اگر بجای بوسیدن دست رهبر کمی گوش به توصیه های ایشان می کردی و دنبال مولوی یا ارشادی بودن آن نبودی وضع مملکت بهتر بود .(لطفا و خواهشا کامنت را بگذارید تا ایشان ببینند نظر مردم چیست و سر در لاک خود نکنند و همین مردمی که آورده اند می توانند ببرند ، ممنون )
می دونستن نظر من رو چاپ نمی کنید... این نظرات هم که چاپ میشه همش رو خودتون و همکاراتون می نویسید!!!!
اينجانبان ، رستم ، سياوش ، اسفنديار ، ارش ، از سخنان جناب مشايي برائت جسته و خود را خاك پاي رزمندگان دلاور دوران دفاع مقدس كه از ايين پاك اسلام و سرزمين پرافتخار ايران دفاع نمودند ، مي شماريم . از دولتمردان خواستاريم ، حرمت ما را نيز پاس بدارند .
خدا وکیلی و حضرت عباسی اگر عین همین حرف آقای مشایی که نه، خیلی کمتر از اینها را حامیام جنبش سبز می زدند، الان کفن پوشان در تمامی شهرها ندای وااسلاما سر نمی دادند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینجاست که به یاد فرمایش مولا امیر المومنین می افتیم:
بنگرید که چه می گویند نه اینکه که می گوید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مهم خوش آمدن مخاطبین است که به ما رای بدهند
تابناکی که عزیز بودی و الان دیگر نیستی ، برای یکبار هم که شده نظر ما را هم قرار بده . در غیر این صورت به علت عدم صداقت دیگر صفحه شما را باز نخواهم کرد. بی تشکر
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.