ناشنيدهاي از جلسه آخرين و لحظه شهادت دكتر بهشتي
وقتي آقاي بهشتي وارد شد، همه به احترام ايشان بلند شدند و شوخي با ايشان شروع شد. يكي ميگفت: حاج آقا امشب خيلي نوراني شدهايد. خيلي زيبا و خوشگل شدهايد. ايشان هم خنديد و گفت: «چشم شما زيبا ميبيند، من فرق نكردهام.» ولي واقعا نورانيتر شده بود. پس از اينكه تغيير دستور جلسه به رأي گذاشته شد و همه رأي دادند كه درباره انتخاب رئيس جمهور پس از بني صدر صحبت شود، بحث شد كه حالا چه كسي در اين باره صحبت كند كه به آقاي بهشتي رأي داده شد.

در ميان صدها خاطرهاي كه در چند سال از نزديك با يكصد نفر از دوستان نزديكان و مرتبطان سيد شهيدان امام و انقلاب، آيت الله مظلوم دكتر سيدمحمد حسيني بهشتي شنيدم و نوشتم كه بيشتر آنها حلاوت خاص خود را داشته و دارند، يك خاطره بيش از خاطرات ديگر كه از زبان مرحوم حجت الاسلام والمسلمين اسماعيل فردوسيپور ـ از ياران نزديك امام و از اعضاي دفتر ايشان در نجف و پاريس كه از محدود بازماندگان واقعه و فاجعه هفتم تير بود ـ بسيار بهتآور و شنيدني است.
مرحوم فردوسي پور كه پس از اين رويداد، دچار كسالتهاي ممتدي شد و در سال گذشته به جوار محبوب خود شتافت، در حالي كه در بنياد شهداي هفتم تير در يكي از فرعي هاي خيابان ولي عصر تهران با ايشان ملاقات و مصاحبه اي داشتم كه تمام آن گفتهها و شنيدهها و به عبارتي، ناگفته ها و ناشنيدههاي ايشان را در كتاب سيره شهيد بهشتي نوشتهام، در مورد آن شب تعيين كننده براي انقلاب خاطرهاي عجيب را تعريف كرد.
پيش از نقل روايت و خاطره مرحوم فردوسي پور، بايد به اين نكته اشاره كنم كه دكتر سيد عليرضا بهشتي، فرزند مرحوم بهشتي و خانم ملوك السادات، دختر ارجمند ايشان، هر دو براي من از حالات غير عادي و روحانيت و جذابيت پدرشان در روز آخر كه با روزهاي گذشته فرق اساسي داشت، تعريف كردند. دختر شهيد بهشتي از قول مادرشان ميگفت: پدرم در آن روز ابتدا غسل شهادت كرد و سپس لباس نو پوشيد و از خانه بيرون رفت.
دختر شهيد بهشتي براي من تعريف ميكرد همسر شهيد مطهري، پيش از شهادت كه در يك جلسه سخنراني پدرم حضور داشت، به اطرافيان خود و از جمله من و مادرم گفته بود نگاه كن ببين چقدر از صورت آقاي بهشتي نور ميبارد كه دل من از جمله او يكباره لرزيد و بعد گفت: خدا به داد ما برسد و ايشان را براي انقلاب نگه دارد.
مرحوم فردوسي پور درباره آخرين ساعات عمر مبارك شهيد بهشتي ميگفت: اول مغرب نماز را به امامت شهيد محمدحسين صادقي خوانديم. وقتي بيرون آمديم، ديدم آقاي بهشتي مي خواهد وضو بگيرد. گفتم: آقا شما تازه مي خواهيد وضو بگيريد؟ جلسه امشب حساس است، زود تشريف بياوريد. فرمودند شما برويد من هم زود نماز را مي خوانم و ميآيم. فوري وضو گرفت و در صحن حزب نماز جماعت ديگري تشكيل شد كه خوشبختانه عكس آن هم كه آخرين عكس آقاي بهشتي است، موجود است. در جلسه منتظر نشسته بوديم. من دم در نشسته بودم وقتي آقاي بهشتي وارد شد، همه به احترام ايشان بلند شدند و شوخي با ايشان شروع شد. يكي ميگفت: حاج آقا امشب خيلي نوراني شدهايد. خيلي زيبا و خوشگل شدهايد. ايشان هم خنديد و گفت: «چشم شما زيبا ميبيند، من فرق نكردهام.» ولي واقعا نورانيتر شده بود. جلو رفتند و نشستند. پس از اينكه تغيير دستور جلسه به رأي گذاشته شد و همه رأي دادند كه درباره انتخاب رئيس جمهور پس از بني صدر صحبت شود، بحث شد كه حالا چه كسي در اين باره صحبت كند كه به آقاي بهشتي رأي داده شد.
شهيد استكي، نماينده شهر كرد، رئيس جلسه آن شب بود. پس از تلاوت قرآن، آقاي بهشتي پشت تريبون رفت و سخن خود را آغاز كرد و گفت: ما بايد ببينيم رئيس جمهور آينده ميتواند روحاني باشد يا نه؛ آيا نظر امام كه فرمودند رئيس جمهور روحاني نباشد، همين است يا فرق كرده و اجازه مي دهند.
بعد افزودند: اگر نظر امام فرق كند كه غير روحاني رئيس جمهور بشود، آن فرد را اين جلسه بايد تعيين و معرفي كند و اگر فرمودند بايد روحاني باشد، باز انتخاب آن توسط اين جلسه است، ولي وظيفه ما تعيين چند نفر به عنوان يك هيأت است كه خدمت امام بروند و نظر ايشان را بگيرند تا تكليف ما روشن بشود. مطلب ايشان كه به اينجا رسيد، حدود ده دقيقه طول كشيده بود. اين مدت را هم ساعت من كه كامپيوتري بود و پس از انفجار روي 40/8 دقيقه شب ايستاده بود، نشان ميداد كه ده دقيقه قرآن بود و ده دقيقه هم صحبت ايشان طول كشيد. براي همين، اين ساعت برخلاف اظهار برخي، ساعت 20/8 بود كه من در لحظات اوليه، زير آوار به آن نگاه كردم و پس از آن هم ديگر از كار افتاد.
سخنراني شهيد بهشتي كه به اينجا رسيد، چون ايشان عادت داشت وقتي صحبتش به جايي حساس از بحث ميرسيد و به اصطلاح معروف گرم ميشد، مكثي ميكرد و به شنوندگان دور تا دور جلسه نگاهي ميكرد كه چقدر با صحبت او همراه هستند و بعد بحث را ادامه ميداد. در اين ميان، يك دفعه به جمعيت گفت: بچهها بوي بهشت ميآيد. آيا شما هم اين بو را استشمام ميكنيد؟ پس از اين جمله بود كه ديگر ما نفهميديم قضيه چه شد. اين قدر انفجار شديد و سريع بود كه هيچ كس از بازماندگان اين فاجعه از لحظه انفجار چيزي به ياد ندارند، ولي اين نكته را مي دانم كه خيلي چهره ايشان بشاش و نوراني شده بود. نكته مهم و باور نكردني اين بود كه من در زير آوار كه هيچ اميدي به نجات نداشتم، احساس كردم و اين را ديدم كه نور بسيار شديدي مثل نور چند پرژكتور قوي در اطراف تريبوني كه آقاي بهشتي در آنجا به شهادت رسيد، در حال تابيدن است. از كساني كه مثل من زير آوار بودند، پرسيدم اين نور شديد چيست؟ من را مسخره ميكردند كه برقها قطع شده است؛ نور كجا بود، ولي واقعا براي لحظاتي اين نور بود.
نميدانم جز من چه افراد ديگري شاهد وقوع اين كرامت بزرگ بودند و معلوم شد در لحظه شهادت مرحوم آقاي بهشتي ـ كه از محدود كساني بودند كه امام به چشم رهبري و يكي از اعضاي شوراي رهبري پس از خود در دوران تبعيد عراق به او مي نگريست ـ اتفاق عجيبي رخ داده است و فرشتگان الهي كه از عالم ملكوت براي استقبال ايشان به عالم آخرت از اين نشئه خاكي آمده بودند، چنان فراوان و با عظمت بودهاند كه نور وجودي آنها حتي به چشم ما هم عيان شده بود.
شنيدم شهيد شمسالدين حسيني نائيني، نماينده مجلس به كسي كه در كنار او زير آوار بود، ميگفت: تو هم بوي گلاب را ميشنوي؟ وقتي پاسخ منفي شنيده بود، به او گفته بود پس اين علامت آن است كه تو شهيد نميشوي، براي همين، به منزل ما برو و سلام من را برسان و بگو وصيت نامه من توي طاقچه است؛ آن را بخوانند و به آن عمل كنند (پايان نقل قول آقاي فردوسي پور).
بعدها در مصاحبهاي كه با فرزند بزرگ دكتر شهيدبهشتي، دكتر سيدمحمدرضا بهشتي داشتم، به من گفت: پس از شهادت پدرم، به دليل شدت علاقهاي كه مرحوم علامه طباطبايي، صاحب تفسير گران سنگ الميزان به شاگرد برجسته و خاص خود (پدرم) داشت، وقتي اطرافيان خواسته بودند به نحوي خبر شهادت را از ايشان مخفي كنند و يا به گونهاي ديگر جلوه دهند تا به ايشان صدمه روحي نخورد. مرحوم علامه به آنها گفته بود شما مي خواهيد چي را از من مخفي كنيد؟ من الان دارم دكتر بهشتي را جلوي چشمانم مي بينم كه لحظه لحظه دارد در آسمان اوج ميگيرد.
درود و رحمت بيكران الهي به روح ملكوتي شهيد آيت الله بهشتي و ياران بحق پيوسته او كه با نثار جان خود پايه هاي نظام جمهوري اسلامي را مستحكمتر ساختند و با مظلوميت خويش از چهره نفاق منافقين پرده برداشتند و سند رسوايي آنان را با خون خود نگاشتند.
دكتر غلامعلي رجايي
مرحوم فردوسي پور كه پس از اين رويداد، دچار كسالتهاي ممتدي شد و در سال گذشته به جوار محبوب خود شتافت، در حالي كه در بنياد شهداي هفتم تير در يكي از فرعي هاي خيابان ولي عصر تهران با ايشان ملاقات و مصاحبه اي داشتم كه تمام آن گفتهها و شنيدهها و به عبارتي، ناگفته ها و ناشنيدههاي ايشان را در كتاب سيره شهيد بهشتي نوشتهام، در مورد آن شب تعيين كننده براي انقلاب خاطرهاي عجيب را تعريف كرد.
دختر شهيد بهشتي براي من تعريف ميكرد همسر شهيد مطهري، پيش از شهادت كه در يك جلسه سخنراني پدرم حضور داشت، به اطرافيان خود و از جمله من و مادرم گفته بود نگاه كن ببين چقدر از صورت آقاي بهشتي نور ميبارد كه دل من از جمله او يكباره لرزيد و بعد گفت: خدا به داد ما برسد و ايشان را براي انقلاب نگه دارد.
مرحوم فردوسي پور درباره آخرين ساعات عمر مبارك شهيد بهشتي ميگفت: اول مغرب نماز را به امامت شهيد محمدحسين صادقي خوانديم. وقتي بيرون آمديم، ديدم آقاي بهشتي مي خواهد وضو بگيرد. گفتم: آقا شما تازه مي خواهيد وضو بگيريد؟ جلسه امشب حساس است، زود تشريف بياوريد. فرمودند شما برويد من هم زود نماز را مي خوانم و ميآيم. فوري وضو گرفت و در صحن حزب نماز جماعت ديگري تشكيل شد كه خوشبختانه عكس آن هم كه آخرين عكس آقاي بهشتي است، موجود است. در جلسه منتظر نشسته بوديم. من دم در نشسته بودم وقتي آقاي بهشتي وارد شد، همه به احترام ايشان بلند شدند و شوخي با ايشان شروع شد. يكي ميگفت: حاج آقا امشب خيلي نوراني شدهايد. خيلي زيبا و خوشگل شدهايد. ايشان هم خنديد و گفت: «چشم شما زيبا ميبيند، من فرق نكردهام.» ولي واقعا نورانيتر شده بود. جلو رفتند و نشستند. پس از اينكه تغيير دستور جلسه به رأي گذاشته شد و همه رأي دادند كه درباره انتخاب رئيس جمهور پس از بني صدر صحبت شود، بحث شد كه حالا چه كسي در اين باره صحبت كند كه به آقاي بهشتي رأي داده شد.
شهيد استكي، نماينده شهر كرد، رئيس جلسه آن شب بود. پس از تلاوت قرآن، آقاي بهشتي پشت تريبون رفت و سخن خود را آغاز كرد و گفت: ما بايد ببينيم رئيس جمهور آينده ميتواند روحاني باشد يا نه؛ آيا نظر امام كه فرمودند رئيس جمهور روحاني نباشد، همين است يا فرق كرده و اجازه مي دهند.
بعد افزودند: اگر نظر امام فرق كند كه غير روحاني رئيس جمهور بشود، آن فرد را اين جلسه بايد تعيين و معرفي كند و اگر فرمودند بايد روحاني باشد، باز انتخاب آن توسط اين جلسه است، ولي وظيفه ما تعيين چند نفر به عنوان يك هيأت است كه خدمت امام بروند و نظر ايشان را بگيرند تا تكليف ما روشن بشود. مطلب ايشان كه به اينجا رسيد، حدود ده دقيقه طول كشيده بود. اين مدت را هم ساعت من كه كامپيوتري بود و پس از انفجار روي 40/8 دقيقه شب ايستاده بود، نشان ميداد كه ده دقيقه قرآن بود و ده دقيقه هم صحبت ايشان طول كشيد. براي همين، اين ساعت برخلاف اظهار برخي، ساعت 20/8 بود كه من در لحظات اوليه، زير آوار به آن نگاه كردم و پس از آن هم ديگر از كار افتاد.
سخنراني شهيد بهشتي كه به اينجا رسيد، چون ايشان عادت داشت وقتي صحبتش به جايي حساس از بحث ميرسيد و به اصطلاح معروف گرم ميشد، مكثي ميكرد و به شنوندگان دور تا دور جلسه نگاهي ميكرد كه چقدر با صحبت او همراه هستند و بعد بحث را ادامه ميداد. در اين ميان، يك دفعه به جمعيت گفت: بچهها بوي بهشت ميآيد. آيا شما هم اين بو را استشمام ميكنيد؟ پس از اين جمله بود كه ديگر ما نفهميديم قضيه چه شد. اين قدر انفجار شديد و سريع بود كه هيچ كس از بازماندگان اين فاجعه از لحظه انفجار چيزي به ياد ندارند، ولي اين نكته را مي دانم كه خيلي چهره ايشان بشاش و نوراني شده بود. نكته مهم و باور نكردني اين بود كه من در زير آوار كه هيچ اميدي به نجات نداشتم، احساس كردم و اين را ديدم كه نور بسيار شديدي مثل نور چند پرژكتور قوي در اطراف تريبوني كه آقاي بهشتي در آنجا به شهادت رسيد، در حال تابيدن است. از كساني كه مثل من زير آوار بودند، پرسيدم اين نور شديد چيست؟ من را مسخره ميكردند كه برقها قطع شده است؛ نور كجا بود، ولي واقعا براي لحظاتي اين نور بود.
نميدانم جز من چه افراد ديگري شاهد وقوع اين كرامت بزرگ بودند و معلوم شد در لحظه شهادت مرحوم آقاي بهشتي ـ كه از محدود كساني بودند كه امام به چشم رهبري و يكي از اعضاي شوراي رهبري پس از خود در دوران تبعيد عراق به او مي نگريست ـ اتفاق عجيبي رخ داده است و فرشتگان الهي كه از عالم ملكوت براي استقبال ايشان به عالم آخرت از اين نشئه خاكي آمده بودند، چنان فراوان و با عظمت بودهاند كه نور وجودي آنها حتي به چشم ما هم عيان شده بود.
شنيدم شهيد شمسالدين حسيني نائيني، نماينده مجلس به كسي كه در كنار او زير آوار بود، ميگفت: تو هم بوي گلاب را ميشنوي؟ وقتي پاسخ منفي شنيده بود، به او گفته بود پس اين علامت آن است كه تو شهيد نميشوي، براي همين، به منزل ما برو و سلام من را برسان و بگو وصيت نامه من توي طاقچه است؛ آن را بخوانند و به آن عمل كنند (پايان نقل قول آقاي فردوسي پور).
بعدها در مصاحبهاي كه با فرزند بزرگ دكتر شهيدبهشتي، دكتر سيدمحمدرضا بهشتي داشتم، به من گفت: پس از شهادت پدرم، به دليل شدت علاقهاي كه مرحوم علامه طباطبايي، صاحب تفسير گران سنگ الميزان به شاگرد برجسته و خاص خود (پدرم) داشت، وقتي اطرافيان خواسته بودند به نحوي خبر شهادت را از ايشان مخفي كنند و يا به گونهاي ديگر جلوه دهند تا به ايشان صدمه روحي نخورد. مرحوم علامه به آنها گفته بود شما مي خواهيد چي را از من مخفي كنيد؟ من الان دارم دكتر بهشتي را جلوي چشمانم مي بينم كه لحظه لحظه دارد در آسمان اوج ميگيرد.
درود و رحمت بيكران الهي به روح ملكوتي شهيد آيت الله بهشتي و ياران بحق پيوسته او كه با نثار جان خود پايه هاي نظام جمهوري اسلامي را مستحكمتر ساختند و با مظلوميت خويش از چهره نفاق منافقين پرده برداشتند و سند رسوايي آنان را با خون خود نگاشتند.
دكتر غلامعلي رجايي
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بسیار عالی بود متاثر شدم و اشک در چشمم حلقه زد و بی اختیار گریه کردم
آنان رفتند و رستگار شدند ولی ما غافل نباشیم و مرده پرست نشویم و نگوئیم خوبان رفتند و ..... شرایط فعلی را درک کنیم و هوشیار باشیم و برای انقلاب دلسور و دلسوزان حاضرا نیز محترم بداریم.
مهم آن است به گونه اي زندگي کنيم که لايق اينگونه پذيرايي معنوي و بهشتي باشيم آري بهشت مشتاق سلمان و بهشتي هاست اللهم الرزقنا.
و با تمامي اين مصيبتها كه منافقين بر سر مردم و انقلاب ما آورده اند تازه شاهد هستيم كه اربابان آنها بدون توجه به اين مسايل اين نوكران ايادي استكبار را از ليست تروريستها خارج مي كنند كه بايد گفت مرگتان باد اي منافقان و اي استكبار جهاني . سلام و صلوات بر شهيدان اسلام و انقلاب
شهيد بهشتي و شهيد مطهري دو تن بودند كه امروز نياز بس شديدي به آنهاست اما افسوس كه خوبها مي روند و ...
بهشت گواراي بهشتي
با خواندن این خاطره تمام بدنم بی اختیار به لرزه افتاد.خدایا اینان خون بهای انقلابند.چگونه تکلیف خود را ادا نماییم؟
حقّاُ که بهشت را به بها می دهند و به بهانه ندهند. من او را از صمیم قلب دوست داشتم و اکنون نیز هرگاه کلام او را از صدا و سیما می شنوم از هیبت کلامش تمام بدنم به لرزه می افتد. همین...
دراين روزگاركه انواع شائبهها مطرح است شنيدن اين گونه اخلاصها وپاكدليها بسيار فرح بخش و اميدواركننده است. سپاس از يادآوري خاطرات پاكبازيها و ايثارهاي خادمين اسلام.ماجور باشيد.
كلام و سخن آن بزرگوار كه فرمودند : ما شيفنگان خدمتيم نه تشنگان فدرت
بايد سرمشق مسئولين حال قرار گيرد.
روح شاد و قرين رحمت باد.
من متولد 62ام و زمان حیات شهید بهشتی نبودم. اما این شهید بزرگ در سال 78 با اتفاقی عجیب پا به زندگی من گذاشت و مرا شیفته اخلاق و رفتار و اعتقاد خود کرد. و از ان به بعد همیشه 17 خرداد را که روز اشنایی من با بهشتی مظلوم است گرامی می دارم و همچنین 7 تیر را
از درج این خاطره زیبا هم ممنونم
راهش پر رهرو و روحش شاد
خدا آقای بهشتی را بیامرزد،ایشان اگر الان بودند، ...جامعه ی ما به این وضع نبود،واقعا حیف شد،دشمنان می دانستند چه کسانی را شهید کنند .
چه خوب و شایسته است تا درج چنین مطالب نورانی و معنوی در سایت استمرار داشته باشد که در زندگی امروزی ماشینی هر از گاهی سبب پالایش روح و بازپروری معنویات و خاطرات سالهایی طلایی باشد. ممنون
او مردي صادق با مردم وخود و خدا بود.و به همين دليل همه به او عشق مي ورزند.و شديدا نبود اين مرد خدايي احساس مي شود. افسوس وصد افسوس....
از مظلوميت بهشتي همين بس که محل شهادت او را به مدرسه علميه خواهران با نام مدرسه علميه شهيد مطهري تبديل کرده اند.
خیلی تاثیر گذار بود.
ذکر این خاطره ها دل و جان انسان را جلا می دهد و او را در طی مسیر الهی یاری می نماید. روح شهید بهشتی و یارانش و همه شهیدان انقلاب اسلامی متعالی باد. با تشکر از آقای دکتر غلامعلی رجایی و سایت تابناک.
بعد از ظهر یکی از روزهای تابستان سال 1360 سمیناری درمدرسه عالی شهید مطهری برگزارشدکه درآن شخصیتهای بزرگواری چون رجائی وباهنر شرکت داشتند که درجایگاهی که برای آنان درنظر گرفته شده بودمستقرشدند من که درآن جلسه یکی ازافراد شورای برگزارکننده بودم مشاهده کردم که شهید بزرگوار بهشتی واردشدندودرحیاط مدرسه بین مردم نشستندازایشان هرچه خواهش کردم که به جایگاه مخصوص تشریف ببرند قبول نکردند مسئله امنیتی راباایشان مطرح نمودم فرودند می خواهم بین مردم باشم وجای هیج نگرانی نیست روحش شاد.
باسلام نقل خاطره خوب و اموزنده بود .بهتر اين است که ازاين حوادث فاجعه بار درس عبرت بگيريم و بهشتي هاي زمانه را به مسلخ نبريم چرا که افسوس و دريغ سودي ندارد .انان که امروز دستي به قلم دارند يا تريبوني و...در اين مهم مسوليت زيادي دارند . خداوندبه همه درشناخت درست و عمل به مسوليت عنايت فرماييد .
خداوند بما ليا قت دوست داشتن شهدا رابدهد انشائ الله
واقعا جای او و شهید مطهری خیلی خیلی خالی است.
ايكاش همه خدمتگزران به جمهوري اسلامي ايران بهشتي وار مبارزه ميكردند .براي انقلاب كار ميكردند وجان ميدادند
روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد
واقعا" تا ثیر برانگیز بود.دستان درد نکند .متشکرم
واقعا چقدر ارزشمنداست که انسان بتواند لایق شود لایق شود که در مسیر این فرزانگان قرارگیرد واین سعادت نصیب انسان شود که رهرو راه انان باشد رحمت خداوندی نثار روح پر فتوح شهید بهشتی
واقعا چقدر ارزشمنداست که انسان بتواند لایق شود لایق شود که در مسیر این فرزانگان قرارگیرد واین سعادت نصیب انسان شود که رهرو راه انان باشد رحمت خداوندی نثار روح پر فتوح شهید بهشتی
بهشتي يك ملت بود .شهادت او در برابر مظلوميت او ناچيز است (امام خميني) سعي كنيم از اين گونه سرمايه هاي كشور خوب نگهداري كنيم مگر در هر دوران چند نفر مثل بهشتي و امثال بهشتي وجود خواهد داشت؟
راننده یکی از این شهدای عزیز تعریف می کند که آن شب آن شهید قبل از ورود به جلسه به مرحوم شهید بهشتی اشاره می کند که امشب همان شب است و ایشان هم تایید می کنند.
بله بهشتی خیلی بزرگ بود خیلی و واقعا آسمانی بود این انقلاب نتیجه تلاش بزرگانی چون بهشتی خمینی و خامنه ای و هاشمی است به خاطر همین می گویم او خیلی بزرگ بود
در کوچه پس کوچه های این سرزمین قدم می زنید
این انقلاب ثمره تلاش بزرگانی چون بهشتی و خمینی و .. است
شهید بهشتی قبل از انکه ترور جسمی شود ترور شخصیت شده بود روحش شاد .الان باید مواظب یاران صدیق امام و رهبری باشیم تا همانند قبل از 7تیر نشوند
افسوس که ما از وجود این بزرگان محرومیم
آري رابطه نزديك با خدا چه ها نكند
خیلی تاثیرگذار بود. من واقعا بدنم لرزید.
رحمت بیکران خدا بر این شهید بزرگ و تمامی شهدای انقلاب و درود به تمام کسانیکه جانشان را در گرو انقلاب گذاشت اند
روحش شاد من خودم شخصا ايشان را ديدم در ستاد جنگ لشكر 92 اهواز وا قعا نوراني بودند و با جذبه حيف شد خيلي زود انقلاب از ايشان محروم ماندند
لعنت خدا بر آن کوردلانی که سرمایه های بی نظیری همچون شهید دکتر بهشتی را از ما گرفتند.
قال المعصوم (ع):
فإذا ماتَ الْعالِم ثَلمَ ثُلمَةٌ في الإسلام لا یَسُدُّها شَیء
«هنگامی که عالم و دانشمندی از دنیا میرود خلأیی در اسلام وارد میشود که هیچ چیزی آنرا پر نمیکند.»
دست شما درد نكند.
روحش شاد.
اگر امثال بهشتي ها بودند ايران حتما گلستان مس شد.
بهشتی یک امت بود .
سلام علیکم، خوشا به سعادت آن شهیدان خدایی که چنین رفتند، بسیار عالی بود و بنده تحت تاثیرش بسیار گریستم و به حال آنها غبطه خوردم، ان شاءالله خداوند نصیب ما هم بنماید.
شهیدبهشتی یگانه انقلاب بودند اگربودندجمهوریت واسلامیت ومخصوصا اقتصاداسلامی به شکل عالی تجلی مییافت افتخار میکنم که اصفهان شهرماست
مادرم كه در زمان انقلاب هم حضور داشته است مي گويد خوب شد كه آقاي بهشتي رفت وگرنه كه همان تهمت هايي را كه الآن به آقاي هاشمي مي زنند به او هم ميزدند.فكر كنم درست گفت!
حقا كه بهشتي يك ملت بود كه مظلوم زيست و .....
دست شما درد نكند لطفا" از اين دست خاطرات را بيشتر مطرح بفرماييد تا نسل جوان ما بي بهره نباشند چون اين دوره و زمانه فقط نام و تصويري از ايشان در صدا و سيما پخش ميشود .
چه می شود ما همان ارزشی که بعد از شهادت شهید بهشتی برای او قائل هستیم همان ارزش را برای افرادی مانند او که زنده هستند قائل باشیم تا به مرده پرستی متهم نشویم اکنون در کشور ما هزاران بهشتی زنده هستند افرادی مانند خاتمی و ...
اینها همه نتیجه اخلاص در عمل است که امروزی ها باید یاد بگیرند تا ما که اینها را میخوانیم نگوییم میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است !!
خاطره جالبی بود واقعا شهید بهشتی یک ملت بود و نعمتی که بد خواهان اورا جاودانه برخلاف میلشان در دل مردم برای همیشه جای دادند روحش شاد
آقای دکتر خاطره زیبائی بود دست شما درد نکند برای جوانان دهه سوم واقعا جالب است اینگونه خاطرات.ایشان واقعا مظلوم بودند . روحش شاد
روحش شاد.
انشاءا... در آن دنيا همه ما را شفاعت كند
جداً که شهید بهشتی از فرزانگانی بود که سرمایه ای بس عظیم برای این انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بود و قطعا مصداق این سخن ملت بود که « بهشتی بهشتی ، تو لایق بهشتی » خدایش رحمت کند و در کنار مولایش در جهان آخرت محشورش کند.
حيف و صد حيف كه شيفتگان خدمت رفتند
بیایید با بقیت الشهدای آن راست قامتان یعنی رهبر فرزانه انقلاب پیمان ببندیم که خوب بشناسیمش تا همچون سیدالشهدای انقلاب مظلومش نگذاریم
متاسفم واسه خودم !
اگه اسم اينها آدمه پس من چي هم خجالت مي كشم ازخودم كه بهم بگن آدم...
خوشا به سعادتشان . شهداء عزيز خداوند بر مقامتان بيفزايد مارا هم از دعاي خيرتون بي نصيب نگذاريد...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.