پایان نیم قرن عادت شبانه؛
چرا مردم دیگر تلویزیون نمیبینند؟ /صداوسیما به سقوط تن داده!
مدیران صداوسیما سقوط را پذیرفتهاند!
تلویزیون ایران فقط مخاطب از دست نداده؛ عادت تماشای مردم تغییر کرده و تلویزیون نتوانست جایگاه جدیدی برای خودش پیدا کند.


تابناک: ساعت ۹ شب است. تلویزیون روشن است اما کسی آن را نگاه نمیکند. پدر اخبار را در تلگرام دنبال میکند. مادر قسمت جدید یک سریال نمایش خانگی را روی گوشی میبیند. دختر خانواده در اینستاگرام مشغول اسکرول است. پسر خانواده هم ویدئوی یوتیوب میبیند. تلویزیون روشن است اما دیگر مرکز خانه نیست.
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، سریالها، مسابقهها و برنامههای تلویزیونی دور زمانی تبدیل به خاطره مشترک یک نسل شده بودند. مردم درباره شخصیتها حرف میزدند، دیالوگها را تکرار میکردند و منتظر قسمت بعد میماندند اما امروز چه اتفاقی افتاده؟ نسلی که زمانی برای دیدن یک سریال منتظر هفته بعد میماند، امروز در چند ثانیه میتواند به هزاران ساعت محتوا دسترسی داشته باشد.
امروز مخاطب انتخاب میکند چه چیزی ببیند یا چه زمانی ببیند. یا چند قسمت را پشت سر هم ببیند حتی سرعت دیدن را خودش تعیین کند اما تلویزیون همچنان از مخاطب میخواهد در یک ساعت مشخص پای یک شبکه مشخص بنشیند. تلویزیون زمانی قدرت داشت که تنها پنجره مردم به جهان بود؛ امروز اما در خانه هر ایرانی صدها پنجره دیگر باز شده است.
بر اساس گزارشهای جهانی مصرف رسانه، زمان استفاده مردم از رسانههای دیجیتال در سالهای اخیر به شکل چشمگیری افزایش یافته و تلفن همراه به اصلیترین ابزار مصرف محتوا در بسیاری از کشورها تبدیل شده است. ایران نیز از این تغییر جهانی جدا نبوده و طبق گزارشهای سالانه وضعیت اینترنت، تعداد کاربران اینترنت کشور از مرز ۷۰ میلیون نفر عبور کرده و شبکههای اجتماعی به بخش مهمی از زندگی روزمره مردم تبدیل شدهاند.
تلویزیون فقط قربانی تغییر فناوری نیست؛ بخشی از ریزش مخاطب نتیجه تصمیمهای خودش است. سالهاست بسیاری از مخاطبان احساس میکنند شبکهها شبیه هم شدهاند. برنامهها بیشتر شبیه جلسات گفتوگو هستند تا سرگرمی. نسل جدید منتظر نمیماند. نسلی که با اینترنت بزرگ شده تحمل برنامهای که ۲۰ دقیقه مقدمه دارد و تازه بعد از آن وارد موضوع میشود، کمتر دارد.
این نسل دنبال سرعت، تازگی، تجربه شخصی و تعامل است. در همین زمان فضای مجازی تبدیل به رقیبی جدی شد. یک تولیدکننده محتوای مستقل با یک گوشی موبایل میتواند میلیونها نفر را جذب کند. یوتیوب، اینستاگرام و پلتفرمها یک پیام مهم به مخاطب دادند: تو دیگر فقط تماشاگر نیستی؛ انتخابکنندهای. تلویزیون سالها فکر میکرد مشکلش کمبود مخاطب است اما مشکل اصلی، تغییر تعریف مخاطب بود.
البته تلویزیون هنوز مزیتهایی مانند اعتبار، دسترسی گسترده، توان تولید حرفهای و قدرت اثرگذاری اجتماعی را دارد اما برای بقا باید تغییر کند. تلویزیون آینده احتمالاً دیگر فقط یک شبکه با جدول پخش ثابت نیست. تلویزیون آینده باید داده مخاطب را بشناسد، محتوای متنوعتر تولید کند، با نسل جدید حرف بزند و از قالبهای قدیمی فاصله بگیرد و به جای سخنرانی، روایت بسازد.
مخاطب چرا فرار کرد؟
بخشی از ریزش مخاطبان تلویزیونی نتیجه سالهایی بود که این رسانه نتوانست خودش را با تغییرات جامعه هماهنگ کند. فناوری آمد، اما مشکل اصلی از جایی شروع شد که تلویزیون به جای آنکه از خود بپرسد «مخاطب امروز چه میخواهد؟» همچنان تلاش کرد با همان نسخههای قدیمی، مخاطب جدید را حفظ کند.
رسانهای که زمانی کارخانه تولید ستاره و ایده بود، آرامآرام به رسانهای تبدیل شد که بخش قابل توجهی از مخاطبان، آن را قابل پیشبینی میدانند. وقتی مخاطب با تغییر کانالها با قابهایی مشابه روبهرو میشود؛ میزهای گفتوگو، دکورهای شبیه به هم، ترکیبهای تکراری مهمانان و موضوعاتی که بارها شنیده شدهاند، احساس میکند با چند شبکه مختلف طرف نیست بلکه با نسخههای مختلف یک برنامه مواجه است.
یکی از کارشناسان ارتباطات در تحلیل وضعیت رسانههای سنتی میگوید: «بحران رسانههای بزرگ زمانی آغاز میشود که فاصله میان تولیدکننده و مخاطب افزایش پیدا کند. مخاطب احساس میکند رسانه دیگر او را نمیشناسد و درباره زندگی او حرف نمیزند.» این شاید مهمترین اتهامی باشد که امروز متوجه تلویزیون است؛ نه اینکه برنامه تولید نمیکند بلکه اینکه در بسیاری از مواقع نمیتواند ارتباط عاطفی گذشته را با مخاطب ایجاد کند.

بحران ستارهسازی!
یکی از بزرگترین سرمایههای تلویزیون در گذشته، ساختن چهرههایی بود که مردم با آنها احساس نزدیکی میکردند. مجری، بازیگر و برنامهساز تلویزیونی فقط یک چهره روی صفحه نبود؛ بخشی از زندگی روزمره مردم بود اما امروز بخش مهمی از ستارههای جدید از جایی دیگر متولد میشوند. اینستاگرام، یوتیوب و پلتفرمهای دیجیتال توانستهاند چهرههایی بسازند که میلیونها مخاطب مستقیم دارند بدون اینکه حتی یکبار از قاب تلویزیون عبور کرده باشند. انحصار ساختن شهرت دیگر در اختیار تلویزیون نیست.
در گذشته حضور در تلویزیون میتوانست سکوی پرتاب یک هنرمند باشد؛ امروز گاهی این شبکههای اجتماعی هستند که یک فرد ناشناخته را در مدت کوتاهی به چهرهای پرمخاطب تبدیل میکنند. مشکل فقط محتوا نیست؛ مشکل سرعت تغییر است نسل جدید با رسانهای بزرگ شده که در آن همه چیز سریع اتفاق میافتد. ویدئوی کوتاه، محتوای شخصیسازیشده و امکان انتخاب فوری، انتظار مخاطب را تغییر داده اما تلویزیون هنوز در بسیاری از مواقع با منطق گذشته حرکت میکند؛ تولید یک برنامه زمانبر است، تغییر قالبها دشوار است و تصمیمگیریها گاهی با فاصله زیادی از تغییرات اجتماعی انجام میشود.
یک تهیهکننده باسابقه تلویزیون میگوید: «مخاطب امروز باهوشتر و انتخابگرتر شده؛ دیگر به دلیل اینکه یک برنامه از تلویزیون پخش میشود، آن را تماشا نمیکند. باید دلیل داشته باشد که بماند.» این همان نقطهای است که تلویزیون باید با خودش روبهرو شود.
حقیقتی که ثابت شد
شاید مهمترین نشانه بحران تلویزیون، موفقیت شبکه نمایش خانگی باشد زیرا این موفقیت نشان داد مردم از تماشای سریال و داستان فاصله نگرفتهاند؛ آنها فقط انتخابهایشان را تغییر دادهاند. وقتی یک سریال در پلتفرمهای نمایش خانگی میتواند میلیونها بیننده جذب کند، یعنی علاقه به روایت همچنان وجود دارد. مخاطب ایرانی هنوز قصه میخواهد. هنوز شخصیتهای ماندگار میخواهد. هنوز برای یک اثر خوب وقت میگذارد. اما دیگر حاضر نیست فقط به دلیل عادت، پای هر محتوایی بنشیند.
مشکل این نیست که مردم دیگر چیزی نمیبینند؛ مشکل این است که تلویزیون دیگر انتخاب اول آنها نیست. شاید بزرگترین اشتباه تلویزیون این بود که تصور کرد رقیبش شبکههای ماهوارهای، اینترنت یا پلتفرمها هستند. در حالیکه رقیب اصلی تغییر کرده؛ مخاطبی که دیگر حاضر نیست فقط تماشاگر باشد. یعنی تغییر سبک زندگی مردم. مخاطب امروز میخواهد انتخاب کند، واکنش نشان دهد، نقد کند و حتی خودش تولیدکننده محتوا باشد. رسانهای که این تغییر را نبیند، آرامآرام از مرکز توجه جامعه کنار میرود؛ حتی اگر همچنان دهها شبکه و هزاران ساعت برنامه روی آنتن داشته باشد.

بزرگترین بحران تلویزیون شاید نه کمبود امکانات بلکه کمبود جسارت باشد. رسانهای که زمانی محل تولد ستارهها، ایدههای تازه و برنامههای ماندگار بود به تدریج به سمت محافظهکاری رفت. ریسک تولید کمتر شد، قالبهای امتحانپسداده جای خلاقیت را گرفتند و نتیجه آن شد که بسیاری از شبکهها برای مخاطب تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. برای بسیاری از بینندگان کافی است چند دقیقه شبکهها را جابهجا کنند تا با تصویر آشنایی روبهرو شوند؛ همان میزهای گفتگو، همان ترکیبهای تکراری مهمانان، همان بحثهایی که بارها شنیده شدهاند و همان فضایی که بیشتر شبیه تکرار گذشته است تا ساختن آینده.
امروز یک نوجوان میتواند در چند ثانیه به محتوایی دسترسی پیدا کند که دقیقاً مطابق علاقه او ساخته شده است. میتواند یک سازنده محتوا را دنبال کند که احساس میکند حرفش را میفهمد، سبک زندگیاش را میشناسد و با زبان خودش با او صحبت میکند. این همان جایی است که تلویزیون بخش مهمی از رقابت را واگذار کرد؛ نه در کیفیت تصویر، بلکه در شناخت مخاطب.
از سوی دیگر شبکه نمایش خانگی نشان داد مشکل مردم با «تماشای سریال» نیست؛ مشکل با شیوه عرضه و انتخاب است. وقتی یک سریال بتواند مخاطب را هفتهها پای خود نگه دارد، یعنی میل به روایت و سرگرمی همچنان زنده است. مخاطب ایرانی هنوز داستان خوب میخواهد، شخصیتهای باورپذیر میخواهد و محتوایی میخواهد که احساس کند برای او ساخته شده است.
شاید بزرگترین اشتباه این باشد که کاهش مخاطب تلویزیون را به معنای پایان تلویزیون بدانیم. مردم از محتوا عبور نکردهاند؛ آنها فقط از قالبهای قدیمی عبور کردهاند. هنوز سریال خوب دیده میشود، هنوز روایت جذاب مخاطب دارد و هنوز یک برنامه قدرتمند میتواند به موضوع گفتوگوی جامعه تبدیل شود. مسئله این است که مخاطب دیگر حاضر نیست هر محتوایی را فقط به دلیل پخش شدن از یک شبکه تلویزیونی تماشا کند. ایرانیها هنوز تشنه قصه هستند.
تلویزیون برای بازگشت بیش از هر چیز به تغییر نگاه نیاز دارد. باید بپذیرد مخاطب امروز دیگر همان مخاطب دهههای گذشته نیست. او انتخابهای بیشتری دارد، مقایسه میکند و کیفیت را با معیارهای جهانی میسنجد. دیگر نمیتوان با چند چهره تکراری، چند فرمول قدیمی و چند برنامه کمریسک، توجه نسلی را به دست آورد که هر روز با صدها محتوای تازه روبهرو میشود. بازگشت تلویزیون نیازمند چند تغییر جدی است؛ تولید محتوای متنوعتر، میدان دادن به استعدادهای تازه، شناخت دقیقتر مخاطب، استفاده از دادههای رفتاری و مهمتر از همه، پذیرفتن نقد. رسانهای که نتواند ضعفهای خود را ببیند، نمیتواند مسیر اصلاح را پیدا کند.
تلویزیون باید دوباره یاد بگیرد که قرار نیست فقط سخن بگوید؛ باید گوش کند. قرار نیست فقط پیام منتقل کند؛ باید ارتباط بسازد. قرار نیست مخاطب را آموزش دهد که چه ببیند؛ باید بفهمد مخاطب چه میخواهد ببیند. شاید پایان تلویزیون آنگونه که برخی تصور میکنند نزدیک نباشد، اما پایان یک مدل از تلویزیون قطعی است؛ مدل رسانهای که تصور میکرد مخاطب همیشه منتظر خواهد ماند.
هیچ رسانهای فقط با بودجه بیشتر، ساختمان بزرگتر یا شبکههای متعدد نجات پیدا نمیکند. رسانه زمانی زنده میماند که بتواند نبض جامعه را احساس کند. مردم نیاز ندارند کسی فقط برای آنها حرف بزند؛ آنها رسانهای میخواهند که صدای آنها را هم بشنود. میخواهند خودشان، دغدغههایشان، سبک زندگیشان و واقعیتهای روزمرهشان را در قاب تلویزیون ببینند.
نه شبکههای اجتماعی، نه پلتفرمها و نه اینترنت به تنهایی نمیتوانند یک رسانه قدرتمند را حذف کنند. بزرگترین خطر عادت کردن به کاهش مخاطب و پذیرفتن آرامِ یک سقوط تدریجی است. رسانههایی در جهان توانستند از بحران عبور کنند که پذیرفتند دوران گذشته تمام شده و باید دوباره خودشان را بسازند. آنها فهمیدند مخاطب امروز را نمیتوان با روشهای دیروز نگه داشت.
تلویزیون ایران باید از پشت دیوارهای بسته بیرون بیاید، صدای جامعه را بشنود، به نسل تازه اعتماد کند و دوباره به جایی تبدیل شود که مردم برای دیدنش دلیل داشته باشند. شاید تلخترین واقعیت این باشد که تلویزیون آرامآرام از زندگی مردم حذف نشده بلکه مردم آرامآرام یاد گرفتهاند بدون آن زندگی کنند. برای یک رسانه هیچ هشداری بزرگتر از این وجود ندارد زیرا روزی که مخاطب دیگر دلتنگ یک رسانه نباشد، آن رسانه حتی اگر میلیونها ساعت برنامه تولید کند، بخشی از مهمترین سرمایه خود را از دست داده؛ اعتماد، اشتیاق و انتظار.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
تلویزیون برنامه ای نداره متاسفانه که بخواهیم نقد و نظر بدیم
ما ده ساله تلویزیون نداریم 😁
من که یادم رفته که تلویزیئن داخلی هم داریم .
نه عزیزم جبلی دارد خصوصی سازی اصل ۴۴می کند
چرا نظر خودتان را بجای نظر مردم اعلام میکنید .اتفاقا بیشتر مردم اخبار صدا و سیما را میبینند و از میان خبرها و برنامه های جعلی شبکه های اجتماعی و خانگی انتخابشان صدا و سیماست.
بیننده زیاد داره، ولی اکتیو نیستند.
من تلویزیون رو تو خونه و محل کار و خیابون دنبال میکنم
دنبال اعلام ظهور امام زمان هستم
شاید فرجی ، فیلم های خوب گذاشتن
یو خواهش
من فقط مستند و ورزش می بینم
خواهشا این درشبکه را آلوده به سیاسیون پایداری ها نکنید
معضلات جامعه ما ، در یک چیز ریشه دارد ؛ ماهواره و فضای مجازی بی در و پیکر !!
مجری ها و چند نماینده جبهه پایداری . حال ادم رو بهم میزنن. قیافه ها زشت . بی تربیت . بد هیکل . اینا نگاه کردن داره
اولا که مگه براشون مهم هست ….
۲-این رسانه ملی نیست ، بنگاه تبلیغات حزب پایداری هست
۳- کیفیت یک رسانه و ویا دستگاه تبلیغاتی رو گردانندگان و تهیه کنندگان تعیین میکنن، شما از جبلی و برادر جلیلی چه انتظاری دارین
۴- خرج از کیسه مهمان هست(جیب مردم)،پس براشون محتوا مهم نیستم کیفیت ارزشی نداره
من با افتخار ماهواره ندارم
تلویزیون و مخصوصا اخبار را دوبار در روز می بینم
فقط صدا و سیما نیست. تولیدات سینما و نمایش خانگی هم کیفیتی ندارد. روزنامه ها و سایت های خبری هم مخاطب چندانی ندارند زیرا حزبی عمل می کنند و خیلی مشکلات را نمی گویند.
برعکس خانواده ما ک ب جای فیلم ها و برنامه های ب ظاهر زیبا ولی فاقد محتوا امثال اینستاگرام،تلگرام یوتیوپ و ...ترجیح میدیم تلویزیون رو ببینیم
ما امنیت ملی کشور خودمون رو ترجیح میدهیم تمام
وقتی صداوسیما دست پایداری چی ها باشه نتیجش میشه این.از روی حسادت فردوسی پور رو بیرون کردن فکر کردن با این کار مردم عاشق سینه چاک وحید جلیلی میشن
تلاش جبلی - جلیلی به ثمر نشست؛ رسانهی برای ۴ درصد......
رسانه ای که مدام تخریب شخصیت دوم کشور آقای پزشکیان را میکند جز ضربه به اتحاد مردم کار دیگری نمیکند. روح رهبری عزیزمان شاد باشد همیشه میفرمودند که با احترام با با رئیس جمهور صحبت کنید. و باعث وفاق نشوید.
غروب که میشه چند نفر ادم با تیپهای انچنانی میان هی تحلیل میدن ...
عین شب چهارشنبه سوری !!!!
جشن میگیرن
هی برای هم به به چه چه که چی ....
اخه کی اینها را نگاه میکنه ؟؟؟؟
برای اینکه هر موقع تلویزیون رو روشن میکنم بدم میاد،
من اتفاققا صدا و سیما رو می بینم زیاد هم میبینم.
دوستان من هم قبلا بجز فیلم و سریال و برنامه های اون بر آبی چیزی نمی دیدم ولی از وقتی که کامل آنها را کنار گذاشته ام می فهمم اتفاقا صدا و سیمای ما چقدر به فکر ماست و خوب کار می کند البته نه با رنگ و لعاب خارجی،، لطففا امتحان کنید
واقعا ما که تلویزیون نمی بینیم ماهواره هم نداریم تلویزیون دیدنش افسردگی میاره فیلمهاش هم خیلی تکراری شده بود فیلمهای جدیدش هم کیفیت نداره ش.ژه ها مثل هم
تلویزیون یا تبلیغات بی مزه
مشکل صدا و سیما این نیست که اصلاح طلب ها میگویند.
مشکل صدا و سیما اینه که سیاسی شده.
باید از تمام ظرفیتها با هر نوع دیدگاه سیاسی استفاده کند.
جلوی فیلم وسریالهایی که سیاسی اند یا مخالف ذهن انها هستند را نگیرد.
این کشور دارای تنوع بسیار فکری هست و نیازه همشون تریبون داشته باشند و اتفاقا بتونه دولت و مجلس و ... رو نقد کند.
الان صدا و سیما شده توجیه کنند رفتار اشتباه و ...
اتفاقا باید برعکس باشد. باید تریبون مردم باشه و رحم نکند و همه را به چالش بکشد.
اخه چرا نباید صدتا برنامه در مورد پولهایی که تراستی ها دزدیده اند تولید نشود. چرا نباید هر روز فشار نیاورد که چرا پیگیر دزدها نیست؟ چرا سو استفادگان از بیت المال رو برنامه نمیسازد؟
ما و خیلی های دیگه می بینیم . برید آمار رو ببینید و بعد حرف بزنید .
مردن میبینن.شماها مریضهای شبکه های اونور آیی نمیبینین
خودتون رو جای نردم جا نزنین
زبون بسته دو دقیقه درست حرف بزن ببینیم چی میگی
مردم عزیز دل برادر
مردم کتاب هم نمی خوانند
آیا این ربطی به وزارت ارشاد دارد؟
نه در ایران در کل دنیا موضوع همینه
ولی شما سیاه نمایی می کنید
از طرف دیگر مهمترین مرجع برای اطلاع رسانی به مردم همین تلویزیون است و بیشترین مخاطب را دارد
اگر تلویزیون خاطیتی ندارد چرا اینقدر حمله به آن زیاد است؟
ضمنا بخش بسیار زیادی از بودجه صدا و سیما صرف توسعه زیر ساخت ها است
چون پول بیت المال صرف حقوق های نجومی میشه و هزینه های زیاد
چرا کامنتهای مستدل و منطقی که بر خلاف روایت شماست - و هیچ توهین یا موضوع غیرقانونی هم درش نیست - منتشر نمیکنید؟ اینه آزادی که شماها بهش معتقدید و ازش دم میزنید؟!!!
سیما در سیطرۀ جناح فکری خاصی قرار داره و ملی محسوب نمیشه. بهعنوان نمونه، تعطیلی برنامۀ نود براساس سلایق شخصی مدیران سیما علیرغم داشتن مخاطب میلیونی بدون توضیح و دلیل شفاف دقیقاً پوچی شعار «رسانۀ ملی» رو اثبات کرد.
این کملطفی بگیم تلویزیون برنامه نداره چون سرگرمی های دیگر جایگزین شده از گوشی تا کافه تا قهوه خانه ها و غیره تا چند وقت پیش که بشه پنج شش سال پیش این موارد فراگیر نبود الان فراگیر شده هر کی دنبال علایق خود میره و کسانی که میگن تلویزیون مثل قبل جذابیت نداره یه نگاه کنه بخودش بیشتر کسایی که اینجا و جاهای دیگر نظر میدن از صبح تا شب در شبکه های مجازی و اینترنت هستند الان در کشورهای دیگر که خیلی کم تلویزیون نگاه نمیکنند حتما برنامه ندارند نه این طور نیست سرگرمی ها زیاد شده
تلویزیون راهی ندارد جز رقابت با همین ها که گفتین و با این سبک مدیریت در پخش برنامه ها جذابیت نخواهد داشت
تلویزیون پنجره جهانی است و وظیفه اش صرفا سرگرمی است ولی برنامه های آن با مدیریت جدید به شدت ضعیف و تحمیلی شده و در جهت اصرار بر تحمیل و القای نوعی تفکر است که با وظیفه دیرینه و حرفه ای آن بسیار بسیار فاصله گرفته است و هزینه های صرف شده را به سمتی که خود می خواهد هدایت میکند نه آنچه حرفه آن است که هدر می رود
ممکن است از منابع دیگر هم اخبار را دنبال کنیم لیکن معتبر ترین اخبار و تحلیل ها را از صدا و سیما می بینیم
چیزی که درحال حاضر در تلویزیون است اصلا با مطالبات مردم یکسان نیست.بشدت ازمردم دور است بشدت قشری فکر می کند.هر کانالی برای خودش تعریف دارد اما امروز تمام کانال ها دریک زمان یمثک محتوا را پخش می کنند تعصب بشدت در محتوا برنامه هاجاری است.مدیریت های تلویزیون غیر فرهنگی وبیشتر سیاسی هستند و...بازهم بگم
علت اصلی کم شدن مخاطب تلویزیون در ایران جدا شدن صدا و سیما از بدنه اصلی ملته. صدا و سیما شده نماینده اقلیت ده درصدی. که البته قدرت دارن
تلویزیون رو روشن کنیم چه ببینیم؟
کوئیز آف جومونگ؟
صدای همه چی بلبل و سیمای درخشان؟
دیگه چی بگیم دیگه دهن کف کرد.
شماهادنبال چی هستیددنس ورقص
مخالفم!!
برنامه 90 دقیقا زمانی پخش میشد که مردم موبایل و اینستاگرام داشتن!!
همه رو فراری دادن دیگه بشینیم چی نگاه کنیم؟
البته به این گستردگی نبود که بیشتر مردم داشته باشند
سلام. شما نه تنها در صدد فریب خوانندگان هستید بلکه خودتان را هم گول می زنید.
صداوسیما از زمانی از چشم مردم افتاد که برنامه ها و محتوای آن صرفا سیاسی و آن هم برخلاف نظرات مردم شد.
اگر تلویزیون مخاطب ندارد پس چرا اینقدر مورد حمله قرار می گیرد ؟
پول نگیره کسی حمله بش نمیکنه نزاران میلیارد بودجه دارن
چون من که با ماهواره مخالفم حق دارم برنامه های متنوعی در سیمایی که از بیت المال استفاده میکند را ببینم اما وقتی جریان یک سویه و مجریان نچسب را میبینم رغبت به دیدن این سیما ندارم و حالم بد میشود .
من چند سال هست از تلویزیون نمی بینم چون در راستای عقایدم نیست وبهم توهین هست که برنامه هایش رو ببینم
وقتی تلویزیون شده محل تاخت وتاز یک جریان سیاسی خاص و حمله به یک عده خاص، و این باعث خشم میشه چرا باید بشینیم و تماشا کنیم؟
صبح تا شب تبلیغات سیاسی.
حذف تدریجی تلویزیون یک پدیده جهانیه و مختص ایران نیست اصلا هم عجیب نیست .وقتی هرکسی یک تلویزیون جیبی داره ...اما همچنان یک رسانه تاثیر گذاره ..بخاطر اطمینان تقریبی مردم ...چیزی که از اون پخش بشه از فیلترهای زیادی رد میشه ...
صدا سیمای میلی همین تعداد مخاطبشم به زور داره
تا تفکر جلیلی و جبلی در صدا و سیما است
اوضاع همینه
تا اینا هستن صدا و سیما و مردم روی خوش نخواهن دید
تابناک اگه جرآت داری خبر سانسور نکن یا حذف نکن
حیف بودجهای که به صدا و سیما داده میشود تا تفرقه افکنی میان مردم رواج دهد جوانان آن را دروغگو می خوانند واین باعث تعجب من شده که تلویزیون را نفوذی میدانند
با اینکه از دولت پزشکیان بودجه در یافت میکنند دائم پوست خربزه زیر پاش میاندازند
نه عزیزم رسانه ای که تو روز. روشن میگه. شبه دیگه مخاطب نداره.
سانسورهای زشت
سریالهای بیش ار حد سفارشی و خط مشی یکسان
بازیگران نابازیگر
مجریان زشت گوی زشت چهره
برنامه های عقب مونده
...
وقتی امثال شماها اینترآشغال وفارسی وان وجم تی وی و شبکههای ماهوارهای رو میبینید همینه خداروشکرکه ماتمامی شبکههای تلویزیون ملی رامیبینیم البته شبکه ی خبردرراس
رئیس صدا سیما باید یک آدم بروز و قد بلند و خوشتیپ و تحصیل کرده و خوش صدا باشد. به نظرم این بنده خدا باید جای دیگه دنبال روزی و کسب حلال بگردد.
تحلیل غلط از صدا و سیما مردم بیش از 80 درصد تلویزیون می بینند ما حداقل روزان 8 ساعت تلویزیون می بینیم بهانه برای برکناری آقای جبلی رئیس صدا و سیماست اتفاقا بهترین عملکرد رو داشته است جناه بازی درنیارید
هشتاد درصد؟؟؟؟سند بیار مغتبررر بدو
واقعا حیف است ا ین همه بودجه که به صداوسیما اختصاص میدهند حرام کردن بیت المال است
همین که اقای جبلی بپذیرند مخاطب صدا و سیما ریزش کرده پیروزی بزگی است
دلیلش هم کاملا واضح است
کل ارکان سازمان در خدمت پایدارچی هاست و کاملا مقابل مردم ایستاده است
رسانه ملی زمانی که رسانه خواص می شود. نتیجه اش همین می شود که مردم این سرمایه ملی را کنار بگذارند و به ماهوراه و برنامه های تخریبی کننده فرهنگ جامعه روی بیارن.
متاسفانه تلوزیون هم به بیراهه رفت.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.