عوامل فردی و بیرونی آسیب پذیری هاشمی
محمود افتخاری
تحقیقا این توفیق بزرگی است که شخصیتی همانند امام خمینی (ره) با آن ژرفای بینش که در مسائل مرتبط با نظام اسلامی با احدی عقد اخوت و مماشات نداشت در وصف او بگوید:
.... این نهضت زنده است تا هاشمی زنده است ....
و در سخت ترین برهه از سالهای پس از انقلاب و در کوران دفاع مقدس وی را جانشین فرماندهی کل قوا قرار داد.
و همچنین رهبر معظم انقلاب پس از پایان ریاست جمهوری او فرمودند: ... هیچ کس برای من هاشمی نمی شود ....
اما استناد به بیانات تاریخی و اعتماد امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری را نمی توان به عنوان حجت برای تطهیر گفتار و کردار کسی در تمام مقاطع عمرش قلمداد نمود، زیرا رهبر کبیر انقلاب اسلامی ملاک ارزیابی عملکرد افراد را وضع حال آنها دانسته اند.
حال پس از سپری شدن 32 سال از عمر انقلاب اسلامی آیا هنوز هم منزلت های فوق در مورد هاشمی مصداق دارد؟ و آیا وضعیت فعلی او استحقاق چنین اوصاف منحصر به فردی را دارد؟
بدون تردید هاشمی را نمی توان با شخصیتهای تاریخی همچون طلحه و زبیر که بارزترین نمونه عبرت آموز در تغییر ماهیت از صحابی مقرب رسول خدا به محارب با دین خدا مقایسه نمود زیرا آنها قطعا به انحراف فکری و عقیدتی مبتلا شدند و بر روی امام زمان خود شمشیر کشیدند، اما اگرچه هاشمی دچار خودبینی و غفلت و مبتلا به ضعف بصیرت شد لکن همواره خود را ملتزم به اطاعت از ولی فقیه دانسته و گفتمان او معطوف به دایره عقلانیت و اعتدال بوده است.
اما هاشمی مدل 89-88 ارمغان چه معادلات و نتیجه عملکرد چه جریاناتی بود که اینگونه مورد هجمه رسانه ها ، تریبونها و ا فراد مختلفی قرار گرفته و از این رهگذر قرار گرفتن در عزلت را اختیار کرده است؟
با مروری بر اوضاع سیاسی کشور در ماههای اخیر به ویژه در جریان فتنه 88 و برای واکاوی عوامل آسیب پذیری هاشمی برخی از این عوامل را می توان به دو دسته تقسیم کرد "عوامل بیرونی" و "عوامل فردی"
عوامل بیرونی:
1- بخشی از بدنه جریان اصلاحات به دلیل سوء مدیریت و انحراف از آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی در عهد زمامداری، آسیب های عمیقی به زیر ساختهای اعتقادی و فرهنگی کشور و باورهای دینی مردم وارد کردند، که نظام اسلامی برای جبران این انحرافات و آسیب ها هزینه های قابل توجهی را متحمل شد.
واما آقای هاشمی علیرغم برخورداری از هوش سرشار ، چشمان خود را برروی پیامدهای این تجربه تلخ و عبرت انگیز بست و تنها چاره غلبه بر جریان رقیب و جبران بداخلاقی و سوءرفتار آنها در گذشته را بهره گیری از ظرفیت ها ، تجارب انتخاباتی و انگیزه بازپس گیری قدرت در اصلاح طلبان تشخیص داد و لذا بازی رقابت انتخاباتی را به طور پنهان در زمین اصلاح طلبان ترتیب داد. و عملا خود مهمترین عامل پیروزی رقیب خود قرار گرفت.
2- در جریان برگزاری ضیافت مناظره های انتخاباتی علیرغم پیش بینی اصول و ضوابط اجرای صحیح مناظره ها در قانون، به منظور رعایت موازین قانونی و اخلاقی و پرهیز از تخریب چهره ها و تضییع حقوق اشخاص (مصوبه كميسيون 62 و 63 تبليغات انتخابات)،اما ناتوانی رسانه ملی و بی هنری مجری بلااثر مناظره ها در انجام تکلیف قانونی و اجرای ضوابط ناظر بر برنامه های مناظره موجب شد در مقابل بهت و حیرت میلیونها انسان ، علی اکبر هاشمی رفسنجانی ، یار دیرینه امام و مرد همیشه حاضر در صحنه ها و روزهای سخت انقلاب را به مسلخ بردند و رقیب، با بر هم زدن قواعد بازی در یک دوئل یک طرفه او را به جرم رقابت دیرینه قربانی کرد.
3- جریانی متشکل از رسانه ها و تریبون های افراط گرا و افرادی که بر اثر ضعف بینش و درک اهمیت نقش کلیدی وی در عرصه های مختلف انقلاب اسلامی، به جای گام نهادن در مسیر اصلاح و حفظ سرمایه ها و ذخایر نظام اسلامی و مغایر با سیاست جذب حداکثری، مواضع و گفتمان ناصوابی را در جهت تخریب و تنزل جایگاه وی بکار گرفتند تا موجب تعمیق شکاف ایجاد شده میان وی و حاکمیت شود.
4- غفلت و تسامح هاشمی از کجروی ها و انحرافات برخی از فرزندانش که همسو با جریان فتنه 88 در قامت طراحان اصلی و حامیان خط آشوب نقش آفرینی کردند و با اقدامات و موضعگیری های ساختار شکنانه خود عمیق ترین آسیب ها را به هاشمی تحمیل کردند و هیچگاه هم درصدد جبران جفایی که در حق پدرشان کردند برنیامدند.
واما عوامل فردی:
1- هیچ توجیه و وجاهتی نمی توان برای نامه جریان ساز هاشمی به رهبر معظم انقلاب آنهم در فضای ملتهب سیاسی و به صورت علنی قائل شد.
هاشمی متاثر از اظهارات تحریک آمیز و حرمت شکنی جریان رقیب در دو راهی انتخاب میان "التزام به وصیت پیر و مرادش در ترجیح حفظ نظام اسلامی برهمه چیز،حتی نماز" و "فریاد تظلم خواهی در جهت ارضای تمایلات نفسانی و دفاع از حقوق فردی" راه دوم را برگزید و سیاستمدار کهنه کار و حرفه ای و الگوی تدبیر و درایت، در اقدامی ناباورانه ، مسیر بیراهه و غیرمتعارفی را برای رسیدن به مقصودش انتخاب کرد.
2- علیرغم توصیه و روشنگری صالحانه رهبرمعظم انقلاب و بسیاری از دلسوزان و خردمندان در جهت شفاف سازی مواضع برخی از خواص علی الخصوص هاشمی و آشکار شدن بسیاری از حقایق و ناگفته ها در نقش پنهان ضد انقلاب و دستهای خارجی در هدایت و حمایت از جریان فتنه 88 ، اما اصرار بیش از حد وی در ادامه سکوت معنی دار و پافشاری بر مواضع قبلی و خودداری از موضع گیری صریح و انقلابی در مقابل فتنه گران و دشمنان نظام اسلامی دور از انتظار و سوال برانگیز است.
اکنون به رغم وجود همه این حقایق و با فرض تمام اشتباهات هاشمی ، هر نوع موضعگیری ، تخریب و سخنی که برآیند آن دفع و تعمیق فاصله بین او و مواضع انقلاب باشد با هر نیت و مقصودی هنر نیست و جفای بزرگی در حق نظام اسلامی است بلکه هنر آن است که با درک عمیق از اقتضای شرایط و مصالح نظام اسلامی مواضعی اتخاذ کنیم و سخنانی را بر زبان جاری کنیم که ضمن بیان انتقادات سازنده، برآیند آن رفع ابهامات،اصلاح روشها، جبران اشتباهات و ایجاد همدلی و وحدت بیشتر میان نیروهای وفادار به انقلاب و یاس و ناامیدی دشمنان به کمین نشسته و در نهایت موجب رضایت مقام باریتعالی گردد.
و هر کس با هر نیت و توجیهی، از طریق موضعگیری و سخنان خود به هر میزانی به اختلافات موجود دامن زده و هزینه های نظام اسلامی را بالا ببرد در زمان لازم پاسخگوی امام و خون شهدای انقلاب اسلامی خواهد بود.
الیس الصبح بقریب
Mahmoudeftekhari.blogfa.com
Mahmoud_eftekhari@yahoo com
.... این نهضت زنده است تا هاشمی زنده است ....
و در سخت ترین برهه از سالهای پس از انقلاب و در کوران دفاع مقدس وی را جانشین فرماندهی کل قوا قرار داد.
و همچنین رهبر معظم انقلاب پس از پایان ریاست جمهوری او فرمودند: ... هیچ کس برای من هاشمی نمی شود ....
اما استناد به بیانات تاریخی و اعتماد امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری را نمی توان به عنوان حجت برای تطهیر گفتار و کردار کسی در تمام مقاطع عمرش قلمداد نمود، زیرا رهبر کبیر انقلاب اسلامی ملاک ارزیابی عملکرد افراد را وضع حال آنها دانسته اند.
حال پس از سپری شدن 32 سال از عمر انقلاب اسلامی آیا هنوز هم منزلت های فوق در مورد هاشمی مصداق دارد؟ و آیا وضعیت فعلی او استحقاق چنین اوصاف منحصر به فردی را دارد؟
بدون تردید هاشمی را نمی توان با شخصیتهای تاریخی همچون طلحه و زبیر که بارزترین نمونه عبرت آموز در تغییر ماهیت از صحابی مقرب رسول خدا به محارب با دین خدا مقایسه نمود زیرا آنها قطعا به انحراف فکری و عقیدتی مبتلا شدند و بر روی امام زمان خود شمشیر کشیدند، اما اگرچه هاشمی دچار خودبینی و غفلت و مبتلا به ضعف بصیرت شد لکن همواره خود را ملتزم به اطاعت از ولی فقیه دانسته و گفتمان او معطوف به دایره عقلانیت و اعتدال بوده است.
اما هاشمی مدل 89-88 ارمغان چه معادلات و نتیجه عملکرد چه جریاناتی بود که اینگونه مورد هجمه رسانه ها ، تریبونها و ا فراد مختلفی قرار گرفته و از این رهگذر قرار گرفتن در عزلت را اختیار کرده است؟
با مروری بر اوضاع سیاسی کشور در ماههای اخیر به ویژه در جریان فتنه 88 و برای واکاوی عوامل آسیب پذیری هاشمی برخی از این عوامل را می توان به دو دسته تقسیم کرد "عوامل بیرونی" و "عوامل فردی"
عوامل بیرونی:
1- بخشی از بدنه جریان اصلاحات به دلیل سوء مدیریت و انحراف از آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی در عهد زمامداری، آسیب های عمیقی به زیر ساختهای اعتقادی و فرهنگی کشور و باورهای دینی مردم وارد کردند، که نظام اسلامی برای جبران این انحرافات و آسیب ها هزینه های قابل توجهی را متحمل شد.
واما آقای هاشمی علیرغم برخورداری از هوش سرشار ، چشمان خود را برروی پیامدهای این تجربه تلخ و عبرت انگیز بست و تنها چاره غلبه بر جریان رقیب و جبران بداخلاقی و سوءرفتار آنها در گذشته را بهره گیری از ظرفیت ها ، تجارب انتخاباتی و انگیزه بازپس گیری قدرت در اصلاح طلبان تشخیص داد و لذا بازی رقابت انتخاباتی را به طور پنهان در زمین اصلاح طلبان ترتیب داد. و عملا خود مهمترین عامل پیروزی رقیب خود قرار گرفت.
2- در جریان برگزاری ضیافت مناظره های انتخاباتی علیرغم پیش بینی اصول و ضوابط اجرای صحیح مناظره ها در قانون، به منظور رعایت موازین قانونی و اخلاقی و پرهیز از تخریب چهره ها و تضییع حقوق اشخاص (مصوبه كميسيون 62 و 63 تبليغات انتخابات)،اما ناتوانی رسانه ملی و بی هنری مجری بلااثر مناظره ها در انجام تکلیف قانونی و اجرای ضوابط ناظر بر برنامه های مناظره موجب شد در مقابل بهت و حیرت میلیونها انسان ، علی اکبر هاشمی رفسنجانی ، یار دیرینه امام و مرد همیشه حاضر در صحنه ها و روزهای سخت انقلاب را به مسلخ بردند و رقیب، با بر هم زدن قواعد بازی در یک دوئل یک طرفه او را به جرم رقابت دیرینه قربانی کرد.
3- جریانی متشکل از رسانه ها و تریبون های افراط گرا و افرادی که بر اثر ضعف بینش و درک اهمیت نقش کلیدی وی در عرصه های مختلف انقلاب اسلامی، به جای گام نهادن در مسیر اصلاح و حفظ سرمایه ها و ذخایر نظام اسلامی و مغایر با سیاست جذب حداکثری، مواضع و گفتمان ناصوابی را در جهت تخریب و تنزل جایگاه وی بکار گرفتند تا موجب تعمیق شکاف ایجاد شده میان وی و حاکمیت شود.
4- غفلت و تسامح هاشمی از کجروی ها و انحرافات برخی از فرزندانش که همسو با جریان فتنه 88 در قامت طراحان اصلی و حامیان خط آشوب نقش آفرینی کردند و با اقدامات و موضعگیری های ساختار شکنانه خود عمیق ترین آسیب ها را به هاشمی تحمیل کردند و هیچگاه هم درصدد جبران جفایی که در حق پدرشان کردند برنیامدند.
واما عوامل فردی:
1- هیچ توجیه و وجاهتی نمی توان برای نامه جریان ساز هاشمی به رهبر معظم انقلاب آنهم در فضای ملتهب سیاسی و به صورت علنی قائل شد.
هاشمی متاثر از اظهارات تحریک آمیز و حرمت شکنی جریان رقیب در دو راهی انتخاب میان "التزام به وصیت پیر و مرادش در ترجیح حفظ نظام اسلامی برهمه چیز،حتی نماز" و "فریاد تظلم خواهی در جهت ارضای تمایلات نفسانی و دفاع از حقوق فردی" راه دوم را برگزید و سیاستمدار کهنه کار و حرفه ای و الگوی تدبیر و درایت، در اقدامی ناباورانه ، مسیر بیراهه و غیرمتعارفی را برای رسیدن به مقصودش انتخاب کرد.
2- علیرغم توصیه و روشنگری صالحانه رهبرمعظم انقلاب و بسیاری از دلسوزان و خردمندان در جهت شفاف سازی مواضع برخی از خواص علی الخصوص هاشمی و آشکار شدن بسیاری از حقایق و ناگفته ها در نقش پنهان ضد انقلاب و دستهای خارجی در هدایت و حمایت از جریان فتنه 88 ، اما اصرار بیش از حد وی در ادامه سکوت معنی دار و پافشاری بر مواضع قبلی و خودداری از موضع گیری صریح و انقلابی در مقابل فتنه گران و دشمنان نظام اسلامی دور از انتظار و سوال برانگیز است.
اکنون به رغم وجود همه این حقایق و با فرض تمام اشتباهات هاشمی ، هر نوع موضعگیری ، تخریب و سخنی که برآیند آن دفع و تعمیق فاصله بین او و مواضع انقلاب باشد با هر نیت و مقصودی هنر نیست و جفای بزرگی در حق نظام اسلامی است بلکه هنر آن است که با درک عمیق از اقتضای شرایط و مصالح نظام اسلامی مواضعی اتخاذ کنیم و سخنانی را بر زبان جاری کنیم که ضمن بیان انتقادات سازنده، برآیند آن رفع ابهامات،اصلاح روشها، جبران اشتباهات و ایجاد همدلی و وحدت بیشتر میان نیروهای وفادار به انقلاب و یاس و ناامیدی دشمنان به کمین نشسته و در نهایت موجب رضایت مقام باریتعالی گردد.
و هر کس با هر نیت و توجیهی، از طریق موضعگیری و سخنان خود به هر میزانی به اختلافات موجود دامن زده و هزینه های نظام اسلامی را بالا ببرد در زمان لازم پاسخگوی امام و خون شهدای انقلاب اسلامی خواهد بود.
الیس الصبح بقریب
Mahmoudeftekhari.blogfa.com
Mahmoud_eftekhari@yahoo com
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
"فریاد تظلم خواهی در جهت ارضای تمایلات نفسانی و دفاع از حقوق فردی"
این حرف ممکن است درست نباشد.نمیتوان این قدر راحت گفت.باید حرفی رد که بتوان در قیامت جواب داد
حضرت امام با ديدي كه به اينده كشور و نظام داشتند براستي جمله ي بسيار زيبايي را در دل تاريخ به نشان قراردادند اي اقايان مسلط بر قدرت به اين جمله خوب فكر كنيد . تا ابد با ولايت خواهيم ماند
"ملاک ارزیابی عملکرد افراد وضع حال آنها است"یقیناً هیچ انسان منصفی در صحت این جمله شک نمی کند.
اما نکته مهم آنستکه این ارزیابی چگونه انجام می شود.بهتر است ابتدا مبنا و ملاک ارزیابی درمورد افراد را مشخص کنیم بعد درباره دیگران قضاوت کنیم.
اگر ملاک قانون ومقررات کشور است که تا کسی در محاکم قانونی محاکمه و محکوم نشده است نمی توان هر نسبت ناروائی را به دیگران داد.
اگر هم ملاک اظهار نظر شخصیتها و دیگران درمورد یک فرد است، بهتر است به وزن و اعتبار افرادی که در باره ایشان اظهار نظر یا اقدامی کرده اند دقت کنیم تا نتیجه کاملاً روشن شود.
متأسفانه قضاوت در مورد اشخاص مختلف و وارد کردن اتهامات ناروا به دیگران در کشور ما بسیار عادی شده است، حتی شخص آقای هاشمی نیز در گذشته از این روش استفاده کرده اند که شاید اتفاقات امروز بازتاب همان کارها باشد.
آیا استناد به این پاراگراف مقاله در مورد تمام یاران انقلاب صادق است؟
اما استناد به بیانات تاریخی و اعتماد امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری را نمی توان به عنوان حجت برای تطهیر گفتار و کردار کسی در تمام مقاطع عمرش قلمداد نمود، زیرا رهبر کبیر انقلاب اسلامی ملاک ارزیابی عملکرد افراد را وضع حال آنها دانسته اند.
جمله حضرت امام چنین است
هاشمی زنده است چون نهضت زنده است
نه به صورتی که شما نقل کردید و تفاوت فراوان دارد
خیلی ناجوانمردانه بود
سلام
آفرین کاملا حق با شماست و من هم با شما موافقم.
ولی نمی دونم چرا بقیه مثل من و شما فکر نمی کنند؟؟
کاش می شد اونای که مثل ما فکر نمی کنند نابود بشند.
خفه شو تابناک
از وقتی عبالله زبیر به دنیا امد..............التماس دعا!
منصفانه گفتید و از سر اعتدال و دلسوزی
ولی کو گوش شنوا
نرود میخ اهنین در سنگ
سلام. حرف امام این بود. هاشمی زنده است تا نظام زنده است. چرا در حرف امام تحریف ایجاد میکنید.
دوئل سیاسی مناظره نیز یک طرفه نبود.
آیا دروغگو خواندن نماینده ملت در غیاب ایشان نیز جفا به مردم نبود؟؟؟
جالب است شما هیچوقت از گندزدن های فرزندان ایشان بخصوص مهدی و فائزه نمیگویید و در این مقاله نیز چیزی نگفتید . نمیدانم شاید شما هم از اینکه از فرزندان ایشان چیزی بگویید میترسید
این توفیق بزرگی است که شخصیتی همانند امام خمینی (ره) با آن ژرفای بینش که در مسائل مرتبط با نظام اسلامی با احدی عقد اخوت و مماشات نداشت در وصف او بگوید:
.... این نهضت زنده است تا هاشمی زنده است .
مرگ بر ساکتین
مزخرف است !
هاشمی خیلی بزرگتر از این است که چنین اراجیفی راجع به او بنویسید
مشکل هاشمی فرزندان وخانواده اش هست
ايشان مردي واقعي هستند
هزينه تراشي راكساني درآن شب ننگين ومناظره كذايي وناصواب جهت بهره برداري انتخاباتي وملتهب نمودن فضاي انتخاباتي وسياسي كشور وبرهم زدن قواعد ومعادلات رقابتهاي انتخاباتي براي اين نظام وانقلاب بوجودآوردند. اگر ارزشهاي ديني ومذهبي وانقلابي اين مردم مظلوم موردتعرض فتنه گران قرارگرفت (حادثه جانسوزعاشوراي 88و25اسفند89ودهها بلواي سياسي)سرمنشاء آن -ازآن مناظره كذايي برنامه ريزي شده وهدفداروبابي تدبيري رسانه ملي شروع شد وتاكنون باپيگيري سياست ننگين مكتب ايراني وغيره .... جهت حفظ قدرت ادامه دارد - كه هيچ ارتباطي به آقاي هاشمي نداشت چون مشاراليه رقيب انتخاباتي نبود. البته ترديدي دربي بصيرتي وانحراف آقاي هاشمي از ارمانهاي نظام نيست كه خواسته ياناخواسته باسكوت ومواضع دوپهلوي خود كه فضا رابراي سوء استفاده هاي سياسي مهياء ساخت .ولي بااين اوصاف ايشان مستحق چنين جفايي نبودند. كه بعضي جريان سياسي (دايه مهربانتر از مادر ) هروز در سايتهاي خبري خودشان ايشان رامورد سنگين ترين هجمه ها قرارميدهند.ترور شخصيتهاي انقلابي نظام كارناصوابي است جهت مطامع سياسي دردستور كار بدخواهان نظام قرار گرفته است . اگر جلوي اين كار گرفته نشود . سنگين هزينه ها را براي اين نظام تحميل خواهد نمود. وانتظار ميرود قوه محترم قضائيه بامحاكمه عادلانه تمام طرفين موثرودخيل درجريان فتنه سال 89 از اين شجره طيبه با خون هزاران جوان شهيد ايراني ( باكري-جهان آراء- كشوري- فكوري- زين الدين-حاج همت وهزاران سردارايراني)آبياري شده وبه ثمررسيده است قاطعانه حراست وپاسداري نمايد.
آقای نویسنده مقاله خودت هم ازهمانهایی هستی که باید پاسخ بدهی البته شما قائل به چه هستید نمی دانم ولی احساس می کنم اگرامام هم زنده بود که کاش بود نمی توانست ازپس دهان وزبان شما ها بربیاید
بنده از آقای محمود افتخاری و همچنین سایت تابناک تشکر می کنم مطلب به جا و قابل قبولی است البته نکاتی دیگر وجود دارد که هنوز آشکار نشده و همچنان برای مردم پنهان باقی مانده است
شماها کی باشید که اقای هاشمی نقد کنید... ! اگه خیلی دل سوز هستید برید دولت... نقد کنید اهان یادم نبود که می ترسید !
چقدر باید منتظر ایشان بمانیم تا به مسیر اصلی برگردند؟
چقدر نامه ی ایشان و سخنان اطرافیانشان در به خیابان کشیدن مردم که منجر به توطئه افرادی منافق و کشته شدن هموطنان مان شد، تاثیر داشت؟
اگر مردم به خیابان آمدند و آن اتفاقات افتاد فقط به خاطر این بود که روی حرف افرادی مثل هاشمی حساب کردند و واقعا فکر میکردند تقلب شده.
آقای هاشمی بسیار بسیار متشکریم که حتی الان هم حاضر نیستید ...
بیخودی خودتون رو خسته نکنید. آقای هاشمی جواب شما رو نمی ده. ایشان فکرهای بزرگتری در سر دارد که مسئله بچه ها و احمدی نژاد و این مزخرفاتی که شماها می گید براش بی اهمیته. چون فکر خودتون کوچکه مجبورید تا آدمهای بزرگ را کوچک کنید که رفتارشان برایتان قابل هضم شود. لطفا برو با اولیا بیا. راجع به هاشمی هم تحلیل نکن جون مادرت!!!
برو بابا احمق ! هاشمی بی بصیرت شد وشما بابصیرت!نون به نرخ روز خورهای پاچه خوار بدبخت
بسیار عالی بود... و متشکریم... خامنه ای زنده باد...هاشمی پاینده باد و انشا الله با تدبیر درست، دوباره همان هاشمی باهوش و سیاست مدار را که غرب و آمریکا از سیاست هایش به نفع ایران، انگشت به دهان بود را خواهیم دید... یا علی
بدون تردید هاشمی را نمی توان با شخصیتهای تاریخی همچون طلحه و زبیر که بارزترین نمونه عبرت آموز در تغییر ماهیت از صحابی مقرب رسول خدا به محارب با دین خدا مقایسه نمود زیرا آنها قطعا به انحراف فکری و عقیدتی مبتلا شدند و بر روی امام زمان خود شمشیر کشیدند، اما اگرچه هاشمی دچار خودبینی و غفلت و مبتلا به ضعف بصیرت شد لکن همواره خود را ملتزم به اطاعت از ولی فقیه دانسته و گفتمان او معطوف به دایره عقلانیت و اعتدال بوده است.
و صد البته اگر ايشان مطيع رهبري بودند موضع خود را روشن مي كردند و اعلام برائت از فتنه گران مي نمودند. و مشخص نيست نويسنده چگونه هاشمي را ملتزم به ولايت فقيه مي داند.
تحلیلتان نادرست هست و متاسفانه بازتاب تاب نقد اسلامی را ندارد و می دانم کامنتی که منطبق بر آموزه قرآن و سیره صحیح پیامبر نوشته شده باشد را نمایش نمی دهد زیرا معتقد به مصلحت اندیشی غیر اسلامی هستن هرچند خود را محق بداند. انشاء الله در دار آخرت آینقدر ادله معقول خواهیم آورد تا ببینیم که آیا جریانی خاص که ابدا معتقد به مشی امام نیست سعی در تخریب دلسوزان انقلاب را دارد یا نه. فقط یکطرفه سخن گفتن یک سویه به قاضی رفتن که نشد جدال بالتی هی احسن.
خداوند عاقب همه را ختم به خیر کند
کاش هاشمی مجددا به آغوش مردم ونظام برگردد و مصالح فردی را بر مصالح اسلام ترجیح نده
وجود هاشمی در سبد نظام بسیار مفید است تا خروج هاشمی از نظام
تف به ذاتت تابناک که ستون انقلاب رو نشونه گرفته ای
نویسنده محترم علیرغم اشاره منطقی در بند 2 عوامل بیرونی, متاسفانه خود نیز به همان بیراهه ایکه مسیرش را شیطان تعیین میکند افتاده و اظهار میدارد "فریاد تظلم خواهی در جهت ارضای تمایلات نفسانی" را جناب آقای هاشمی برگزیده است. متاسفانه در این زمانه هر کسی و ناکسی از جایش بلند میشود هر چیزی را میخواهد میگوید.مرد نامومن مگر تو علم غیب داری؟ اینها همه یا از نفاق و یا از شرک خفی نشآت میگیرند که بخاطر خوشایند بعضیها گفته میشوند. درحالیکه هم حضرت امام و هم استاد عارف دیگری که متاسفانه توفیق شناختش برای خیلیها وجود ندارد هر دو اشاره فرموده اند تا ایندو (مقام معظم رهبری و جناب آقای هاشمی) با هم باشند انقلاب صدمه ای نمی بیند منتهی متآسفانه بصیرت یکطرفه معنی میشود من احساس میکنم به این آسانی چنین فردی را از دست دادن و به سراغ بچه ها رفتن کار عاقلانه ای نیست.
این نویسنده محترم گویا همچون نماینده ساده لوح مجلس مطهری، که دقیقا مطلبش برگرفته از اراجیوی است که او در این باب رانده است، از شخصیت اصلی آقای هاشمی غافل است. بداخلاقیها و کجرویهای هاشمی ارتباطی به 88 - 89 ندارد. چشمان بینا و بصیر میخواهد تا بفهمد که این شخص از ابتدای رقابت سال 84 و در اوج تهمت و افترا به رقیب خود احمدی نژاد (به حدی که مقام معظم رهبری سکوت در مقابل هجمه اطرافیان و شخص ایشان به رییس جمهور را جایز ندانستند) و پس از آن بوده است نه سال 88. واقعا انسان بایستی بسیار کور و کودن باشد که فکر کند هاشمی از سر مناظره به این ورطه اقتاده است. چرا که انتخاب خاتمی و سپس میرحسین وتز احمدی نژاد نه مربوط به سال 88 نبوده بلکه آشکار شدن این مبارزه از سال 87 بوده که هیچ ارتباطی به مناظرات یاد شده ندارد.
اولا: درباره اینکه نوشتهای "هیچ توجیه و وجاهتی نمی توان برای نامه جریان ساز هاشمی به رهبر معظم انقلاب..." شما کاسه داغتر از آش نشو. خود آقا فرمودند من ملاحظهای درباره نامه ندارم.
ثانیا: هاشمی آسیبپذیر نیست. هر کاری که شما و امثال شما بکنید، حداکثر برای این دنیای اوست. در آن دنیا هنگامی که جلوی تهمتزنان و مفتریان را بگیرد معلوم میشود که چه کسانی آسیب دیدهاند.
ألیس الصبح بقریب؟؟!!
به مسلخ بردن سران گذشته كشور در فرهنگ نادرست رقيب كشي برخي از ما ريشه دارد كه در طول تاريخ ايران تكرار شده است ولي در زمان حال با توجه به سهم بزرگ اسلام در نظام ما ممكن است خداي ناكرده باعث بدبيني جواناني كه تاريخ را مرور ميكنند نسبت به اهداف والاي انقلاب اسلامي گردد.
چگونه امكان دارد اكثر سران دولتهاي گذشته مزدور امريكايي باشند. بياييد خون شهدا را پامال نكنيم.
خود کرده را تدبیر نیست.
جل الخالق کار ما بجایی رسیده که هر کس وناکسی در باره آیت الله هاشمی سخن میراند وتابناک غافل منتشر!!!!
با تشکر مقاله منصفانه و قبل تاملی بود امیدوارم جناب آقای هاشمی بخواند و نظر اکثریت جامعه که مباحثی شبیه همین موضوعات است را تامل نموده و با موضع گیری مناسب به بدنه انقلاب برگردد و بیش از این در تردید و سکوت نماند. ان شااله
درود بر هاشمی تا زمانیکه در مسیر آرمان های امام است.
خجالت بکشید.
شما کی هستید که راجع به آقای هاشمی اظهار نظر کنید؟
نظرتو واسه خودت نگه دار آقای افتخاری
ارزشی نداره حرفات
حتما حال افراد را شما تشخیص میدهید،اصولا مشکل شما این که حق را با نظام موجود میسنجید نه بالعکس.
( البته استدلالهای قوی را منتشر نمیکنی در عوض پاچه خواری و دشنام را منعکس میکنی چون باز هم از حق میترسی ،اگر واقعا جواب داری بگووووووووووو)
این هم بدان که چه زود دیر میشود!!!!
شرم بر شما باد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.