از ابزار شدن مسأله امام عصر (عج) در دولت خود جلوگيري كنيد
برادرانه توصیه می کنم، بر روش فرهنگی خود پافشاری نفرمایید و اندک توجهی به هشدارهای دلسوزانه مراجع عظام تقلید، علما و روحانیون، نمایندگان مجلس و بخش عظیمی از مردم بنمایید و سیاست های فرهنگی دولت را بر اساس اسلام تنظیم نمایید نه.../ نوروز را در حد خودش ببينيد، به مسأله پوشش اسلامي كه همچنان رو به انحطاط است و ريشه آن بيشتر نطق تلويزيوني سال گذشته جناب عالي است، اهميت لازم را بدهيد.

در پی رویکردهای اخیر دولت دهم در حوزه مسائل فرهنگی، به ویژه تأکید یکسویه بر برخی نمادها و شاخصه های ایرانی منهای اسلام، از جمله برگزاری جشن نوروز ـ با چنین شرایطی ـ که واکنش برخی علما، مراجع تقلید، سیاسیون و... را به همراه داشت، دکتر علی مطهری نماینده مردم محترم تهران در مجلس شورای اسلامی نامه ای سرگشاده به دکتر احمدی نژاد نوشت.
به گزارش «تابناک»، متن این نامه به شرح زیر است:
جناب آقای دکتر احمدی نژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
با اهداي سلام و آرزوي توفيق، اظهارات جنابعالي و آقاي مشايي درباره نوروز و اصرار بر تقدس بخشيدن به آن و معرفي نوروز به عنوان يك فرهنگ و مكتب، اسباب تعجب همگان شده و سؤالاتي را در اذهان پديد آورده است.
در سخنان خود آنقدر براي نوروز محاسن و كرامات قائل شده ايد كه به طور طبيعي اين سؤال براي انسان پيدا مي شود كه اگر نوروز چنين مكتبي است، چه نيازي به رسالت پيامبر اسلام و نزول قرآن و آنهمه زحمات از روز بعثت تا به امروز براي زنده نگه داشتن اسلام و سپردن آن به نسل هاي بعدي بوده است؟ و فرضاً نيازي بوده، چرا پيغمبر اسلام از اين منبع انرژي معنوي و اكسير حيات به نام نوروز استفاده نكرده است و در دوره معاصر چرا امام خميني(ره) از اين عامل مؤثر بهره نبرده است بلكه بهعكس، اولاً هيچگاه تعبير "عيد " براي نوروز به كار نبردند و ثانياً هميشه با توجه به تقارن يا فاصله زماني نوروز با يكي از اعياد اسلامي درباره آن سخن ميگفتند، مثلاً ميفرمودند نوروز امسال بين دو عيد بزرگ اسلامي مبعث و نيمه شعبان واقع شده است و توجهات را به سوي اسلام جلب مي كردند.
بديهي است كه همه ما نوروز را يك انتخاب خوب از سوي ايرانيان باستان مي دانيم كه بهترين ايام سال از نظر اعتدال طبيعت را براي گردش و تفريح و ديد و بازديد انتخاب كردند، يعني اهميت نوروز در ظرف زماني آن يعني آغاز فصل بهار است كه طبيعت بعد از آن كه در پاييز و زمستان مرده بود، دوباره زنده مي شود، و در آثار اسلامي نيز آمده است كه هرگاه بهار را ديديد زياد از قيامت ياد كنيد، يعني بهار نمونه اي از قيامت در همين دنياست.
آنچه از نوروز به اذهان متبادر مي شود همين مقدار است و اينكه بخواهيم نوروز را به عنوان يك مكتب و فرهنگ معرفي كنيم، كاري است تكلفآميز و عقلها را قانع و دلها را خاضع نمي كند. به علاوه خرافاتي كه در نوروز هست، مانند چهارشنبه سوري و سيزده به در هيچگاه در اسلام تأييد نشده است زيرا اولي كه در آن از آتش مدد خواسته مي شود و طلب سلامتي مي گردد (زردي من از تو، سرخي تو از من) با توحيد افعالي خداوند منافات دارد و دومي نيز بر اساس نحسي عدد 13 است كه نوعي اعتراض به خلقت است، در حالي كه خداوند مخلوق نحس ندارد و آنچه وجود يافته است، خير است و از نظر فلاسفه اسلامي وجود مساوي با خير است و شر مطلق وجود ندارد؛ گرچه اين دو آئين اكنون به صورت هاي ديگري اجرا مي شوند، اولي به صورت ترقهبازي درآمده كه كاري نامعقول است و براي دومي توجيهي درست كرده اند به نام "روز طبيعت " كه تا حدودي قابل پذيرش است.
جناب آقاي احمدي نژاد
جنابعالي در سخنراني خود در دومين جشن جهاني نوروز فرموديد: "نوروز فراتر از مرزهاي جغرافيايي، نژادي، زباني و جزء جدايي ناپذيري از فرهنگ الهي و انساني مردمان منطقه ما و بسياري ديگر از مردم جهان است " و بعد از آنكه به قول خودتان ارزش هاي نوروز را برشمرديد مانند "نو شدن و حيات دوباره طبيعت، تولد و شروعي مجدد، نگاه كريمانه آسمان به زمين، بارش رحمت و رويش زيبايي ها " كه اكثر آنها در "فرا رسيدن بهار " خلاصه مي شود، فرموديد: "از اين رو نوروز انسان ها را به فراسوي مرزهاي جغرافيايي، نژادي و زباني منتقل مي كند ".
معلوم نيست اين نتيجه چگونه از آن مقدمه گرفته مي شود زيرا وقتي نوروز، سنتي مربوط به ملت هاي فارسيزبان است، حداكثر، پيوندي عاطفي و نه ايدئولوژيك و اعتقادي ميان اين ملتها پديد مي آورد و پيام آن اين است كه ما ملتهاي فارسيزبان بهترين ايام سال را براي گردش و تفريح و ديد و بازديد انتخاب كرده ايم، و هيچ آرمان مشتركي نهتنها براي همه مردم جهان بلكه براي همين ملتها نيز به دست نمي دهد، در حالي كه اولين شرط جهانشمول بودن يك فرهنگ يا مكتب اين است كه آرمانهاي مشترك انساني و نه قومي و نژادي در پيروان خود ايجاد كند.
آيا ملتهاي ديگر حق ندارند ادعا كنند كه فلان سنت ما بهتر است، شما بياييد سنت ما را بپذيريد، چرا ما نوروز شما را بپذيريم؟ فرهنگ جهانشمول فرهنگي است كه رنگ هيچ ملت خاصي را نداشته باشد، لذا بايد منشأ الهي داشته باشد و امروز اين فرهنگ چيزي جز فرهنگ واحد اسلامي نيست كه رنگ هيچ قوم خاصي را ندارد و مي گويد همه ما از خاك آفريده شدهايم و هيچكس بر ديگري برتري ندارد مگر به علم و تقوا.
فرمودهايد: "در منطقه ما و هرجا كه سفره نوروز پهن است، ارزشهاي انساني در اوج است ". آيا اينكه ارزش هاي انساني در منطقه ما نسبت به دنياي غرب زندهتر است، ناشي از اسلام است يا نوروز؟ اگر اسلام نبود و فقط نوروز بود آيا ما در همين سطح از رعايت ارزش هاي انساني بوديم؟ در ايران ساساني كه فقط نوروز بود و اسلام نبود، چه جناياتي عليه ملت ايران رخ ميداد؟ آيا جامعه، طبقاتي نبود بهگونهاي كه كشاورززاده و كفاشزاده حتماً بايد كشاورز و كفاش ميشد و استعدادهاي خدادادي آنها تباه ميگرديد؟ آيا ظلمهاي انوشيروان را كه به غلط "عادل " ناميده شده است، در تاريخ نخواندهايد؟ آيا داستان سه هزار زني را كه در حرمسراي خسرو پرويز زندگيشان تباه ميشد، نشنيدهايد؟ اگر نوروز اينهمه كرامات دارد كه به قول شما "زمينهساز روابط عميق و گسترده انساني بين انسانها و ملتهاست " پس چرا ايرانيان دوره ساساني آنگونه از اسلام استقبال كردند و مقاومت جدي در مقابل سپاه مسلمين از خود نشان ندادند؟
آقاي رئيس جمهور
با اشاره به ظهور امام زمان عليه السّلام فرمودهايد: "او خواهد آمد و با كمك صالحان و نوروزيان يگانه پرستي، يكرنگي، عدالت و عشق را به انسان هديه خواهد كرد ". در كداميك از متون اسلامي "نوروزيان " همرديف "صالحان " قرار گرفته است و اساساً با عقل جور درميآيد كه هركس كه در روزهاي اول بهار به گردش و تفريح و ديد و بازديد رفت و نوروزي بود، لزوماً جزو صالحان است؟
تعبير "يگانه پرستي، عدالت و عشق " ترجيعبند سخنان شما در موارد گوناگون است، همچنان كه در جاي ديگرِ همين نطق خود نيز گفتهايد: "تجلّي حقيقي نوروز آنگاه است كه خداپرستي، عدالت و عشق در جهان حاكم شود " و در پايان نيز فرمودهايد: "از خداوند متعال براي همه بشريت صلح و سلامتي و رفاه و شكوفايي در سايه توحيد، عدالت و عشق مسئلت ميكنم " و در موارد زياد ديگري نيز سعي داشتهايد بهجاي استفاده از كلمه "اسلام " يا "آرمانهاي اسلامي " از سهگانه "يگانه پرستي، عدالت و عشق " استفاده نماييد، به خيال اينكه با اين عناوين كلي و گاه مبهم بهتر مي شود مردم جهان را جذب كرد، در حالي كه فرضاً به اين وسيله جذب شوند اهداف ما تأمين نمي شود.
صهيونيستها و آل سعود و صدام نيز يگانهپرستند. اسلام بالاتر از اين مي خواهد، يعني ايمان و عمل به دستوراتي كه پيامبر اسلام به عنوان صراط مستقيم زندگي و يگانه راه نجات بشر از سوي خالق بشر آورده است.
"عشق و محبت به همه انسانها " نيز كه در كلام شما زياد تكرار مي شود، تعبير درستي نيست. از نظر اسلام بايد برخي انسانها را دوست داشت و برخي را دشمن. تولي و تبري كه در اسلام آمده است، ناظر به همين مطلب است. بايد مؤمنين را دوست داشت و كافران را ـ يعني كساني كه از روي عناد اسلام را نپذيرفتهاند ـ دشمن. آيه "اشدّاء علي الكفار و رحماء بينهم " همين مطلب را ذكر مي كند. ملاك انسان بودن، صورت ظاهر انسان نيست كه بگوييم هر موجود يكسر و دوپاي راستقامت پهنناخن انسان است و بايد به او عشق ورزيد. واقعيت انسانها از اسفل السافلين تا مافوق فرشته در نوسان است و به تعبير ملاصدرا "به تعداد افراد انسان انواع انسان داريم " يعني هر انساني به سبب ملكاتي كه كسب كرده است نوع خاصي را تشكيل مي دهد، بهخلاف حيوانات كه هركدام يك نوع بيشتر نيستند زيرا به دليل مختار نبودن امكان صعود و نزول ندارند.
به هر حال اسلام را نبايد در سطح مكتب محبت كه مكتب هندي است يا مكتب مسيحيت تحريف شده پايين آورد بلكه اساساً هنر اسلام به همين تكبعدي و تكساحتي نبودن آن و توجه به همه ارزش هاي انساني است و به تعبير شهيد آيت الله مطهري "انسان كامل انساني است كه همه ارزش هاي انساني را به طور هماهنگ و در حد اعلي در خود رشد داده باشد ". اسلام، هم دين محبت است و هم دين شدت، هم دين صلح است و هم دين جنگ، ولي هركدام در جاي خود.
استدلال شما و آقاي مشايي اين است كه چون از اسلام برداشت هاي مختلفي شده و مثلاً عدهاي عقايد و روش القاعده را اسلام مي دانند، پس بهتر است ما از اسلام سخن نگوييم بلكه از فرهنگ نوروز و حداكثر از اسلام ايراني و برداشت ايراني از اسلام سخن بگوييم! اين يك فكر خطرناك و نوعي دست برداشتن از اسلام است و مانند اين است كه كسي در صدر اسلام بگويد "چون خوارج خود را مظهر اسلام دانسته و از اسلام سخن مي گويند، ما ديگر از اسلام سخن نميگوييم و تعبير ديگري به كار مي بريم ". اين يك نوع عقب نشيني در مقابل گروه هاي منحرف است. هميشه بايد از اسلام دم بزنيم و مقصودمان هم اسلام واقعي است.
جناب آقاي دكتر احمدي نژاد
اينجانب در سال 85 يعني بعد از گذشت يك سال از رياست جمهوري شما، زماني كه براي بزرگداشت شهيد مطهري به منزل ما آمده بوديد، به دليل برخي نشانهها، نسبت به روند فرهنگي دولت شما تذكري دادم اما احساس كردم كه آن را جدي نگرفتيد. در همان زمان در نامهاي سرگشاده هشدارهاي لازم را دادم اما توجهي نشد. در نطقي كه در زمان رأي اعتماد به وزراي دولت دهم در مجلس داشتم، در حضور خود شما و آقاي مشايي گفتم كه اين دولت از نظر فرهنگي ليبرال است و باعث ناراحتي شما و دوستانتان شد و تلاش كرديد پاسخ آن را بدهيد كه قانع كننده نبود. امروز همه آن دوستانتان اين واقعيت را تأييد مي كنند و برخي به من مي گويند: تو زودتر از همه اين مطلب را دريافتي.
حتي اين مطلب به ذهن متبادر مي شود كه شما در زمان انتخابات 84 و 88 صداقت كافي به خرج نداديد و اين افكار خود را آشكار نكرديد و نگفتيد: من فردي هستم مريد آقاي مشايي و اين افكار ويژه را درباره نوروز و مكتب ايران و مسئله حجاب و به طور كلي امور فرهنگي دارم. مردم به شما به عنوان يك فرد حزباللّهي و حساس نسبت به مسائل فرهنگي و اخلاقي رأي دادند اما امروز حرفهاي روشنفكرانه از جنابعالي مي شنوند و البته همه مي دانند كه اين حرفها و فكرها از آثار ارادت و سرسپردگي فكري به آقاي مشايي است و الّا شما در زمان تحصيل در دانشگاه علم و صنعت كه اينجانب نيز دو ترم با شما در آنجا بودم، اين افكار را نداشتيد.
نميخواهم وارد ماهيت اين قضيه شوم. شايد كراماتي از ايشان ديده ايد كه به موجب آن، افكار امام(ره) و شهيد مطهري را رها كرده ايد و به افكار وي چسبيده ايد. حضوراً به من گفتيد كه: "مشايي مثل خودت زلال است ". ولي زلالي افراد دليل درستي افكار آنها نيست. ايبسا افراد زلالي كه افكار غلطي دارند.
به راستي اگر امام خميني(ره) و شهيد آيتالله مطهري اكنون در قيد حيات بودند، جرأت داشتيد متن سخنراني خود را در دومين جشن جهاني نوروز به آنها نشان بدهيد؟ و اساساً آيا قبل از اين سخنراني اين متن را به رؤيت رهبر گرانقدر انقلاب اسلامي رسانديد؟ بعيد مي دانم. متن نطق يك رئيس جمهور بايد بر اساس واقعيات باشد نه بر اساس مجاز و توأم با تعابير شاعرانه.
نكته آخر اينكه راهي كه درباره نوروز و ترويج به قول خودتان فرهنگ نوروز در پيش گرفتهايد، معلوم نيست به كجا ختم مي شود. امسال جشن جهاني نوروز در ايران برگزار شد. شاهد موارد خلاف شرع بوديم، مانند برنامه گروه قرقيزستاني در تالار وحدت كه شامل تكخواني و حركات موزون يك زن بود. در سال هاي بعد كه اين جشن در ساير كشورها برگزار ميشود، معلوم نيست شامل چه موسيقيها و رقص و آوازهاي زنان باشد و معلوم نيست كه اساساً هيأت ايراني مجاز به شركت در آن هست يا نه. بدين ترتيب جنابعالي و آقاي مشايي باني يك برنامه گناهآلود شدهايد.
رئيس دفتر شما در مراسم اختتاميه جشن جهاني نوروز گفت: "به زودي در سال 90 بنياد بين المللي نوروز با هدف توسعه و ترويج فرهنگ نوروز تاسيس مي شود، لذا مهمترين اقدام تدوين دانشنامه نوروزي است ". آيا نوروز از آرمانهاي انقلاب اسلامي است كه اين مقدار بايد براي آن سرمايهگذاري شود؟ بودجه فرهنگي سال 89 افزايش چشمگير داشت اما چون در اين حوزه ها مستهلك شد، نتيجه معكوس داشت. ظاهراً بناست كه سال 90 نيز به همين منوال طي شود.
برادرانه توصيه مي كنم كه بر روش فرهنگي خود پافشاري نفرماييد و اندك توجهي به هشدارهاي دلسوزانه مراجع عظام تقليد، علما و روحانيون، نمايندگان مجلس و بخش عظيمي از مردم بنماييد و سياست هاي فرهنگي دولت را بر اساس اسلام تنظيم نماييد نه بر اساس آراي آقاي مشايي. نوروز را در حد خودش ببينيد، به مسئله پوشش اسلامي كه همچنان رو به انحطاط است و ريشه آن بيشتر نطق تلويزيوني سال گذشته جنابعالي است، اهميت لازم را بدهيد.
از ابزار شدن مسئله امام عصر عليه السّلام در دولت خود جلوگيري كنيد. اخيراً لوح فشرده "ظهور نزديك است " در سطح وسيع توزيع شد و آقاي مشائي نيز افاضه فرمودند كه: "شناخت زمانه ظهور جزو الزامات منتظر بودن است و مهمترين مسئله براي دولت جمهوري اسلامي مديريت صحيح فرايند ظهور است " در حالي كه در روايات ما دستور تكذيب كساني كه براي ظهور زمان تعيين ميكنند، رسيده است و به علاوه، آقاي مشائي بايد از ظهور نگران باشد چون با توجه به اينكه ايشان فرهنگ نوروز و مكتب ايران را جايگزين اسلام كرده است، معلوم نيست برخورد امام زمان عليه السّلام با وي چگونه باشد.
كاستيهاي حوزه فرهنگ در دولت شما باعث شده است كه خدمات قابل توجه اين دولت در نوع برخورد با دنياي غرب و حفظ حماسه و صلابت انقلاب اسلامي، پيشبرد فناوري هستهاي ايران، پيشرفتهاي علمي در فناوريهاي جديد و پرتاب ماهواره به فضا و نيز اجراي نسبتا خوب و كمتنش قانون هدفمندي يارانهها تحت الشعاع قرار بگيرد و از اهميت آنها كاسته شود. زيرا هر مقدار در حوزه هاي علمي و فني پيش برويم و مثلاً ماهواره ها به فضا پرتاب كنيم اما جهتگيري ما در مسائل فرهنگي خطا باشد و مثلاً رو به بيحجابي حركت كنيم آن پيشرفتها پشيزي ارزش ندارد چون روح و جان انقلاب اسلامي را فرهنگ و معنويت تشكيل مي دهد و علم و فناوري ابزاري بيش براي نيل به اهداف فرهنگي و آدمسازي نيست و به تعبير امام خميني(ره) همه انبيا آمدهاند كه آدم بسازند.
با تقدیم احترام
علی مطهری
به گزارش «تابناک»، متن این نامه به شرح زیر است:
جناب آقای دکتر احمدی نژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
با اهداي سلام و آرزوي توفيق، اظهارات جنابعالي و آقاي مشايي درباره نوروز و اصرار بر تقدس بخشيدن به آن و معرفي نوروز به عنوان يك فرهنگ و مكتب، اسباب تعجب همگان شده و سؤالاتي را در اذهان پديد آورده است.
در سخنان خود آنقدر براي نوروز محاسن و كرامات قائل شده ايد كه به طور طبيعي اين سؤال براي انسان پيدا مي شود كه اگر نوروز چنين مكتبي است، چه نيازي به رسالت پيامبر اسلام و نزول قرآن و آنهمه زحمات از روز بعثت تا به امروز براي زنده نگه داشتن اسلام و سپردن آن به نسل هاي بعدي بوده است؟ و فرضاً نيازي بوده، چرا پيغمبر اسلام از اين منبع انرژي معنوي و اكسير حيات به نام نوروز استفاده نكرده است و در دوره معاصر چرا امام خميني(ره) از اين عامل مؤثر بهره نبرده است بلكه بهعكس، اولاً هيچگاه تعبير "عيد " براي نوروز به كار نبردند و ثانياً هميشه با توجه به تقارن يا فاصله زماني نوروز با يكي از اعياد اسلامي درباره آن سخن ميگفتند، مثلاً ميفرمودند نوروز امسال بين دو عيد بزرگ اسلامي مبعث و نيمه شعبان واقع شده است و توجهات را به سوي اسلام جلب مي كردند.
بديهي است كه همه ما نوروز را يك انتخاب خوب از سوي ايرانيان باستان مي دانيم كه بهترين ايام سال از نظر اعتدال طبيعت را براي گردش و تفريح و ديد و بازديد انتخاب كردند، يعني اهميت نوروز در ظرف زماني آن يعني آغاز فصل بهار است كه طبيعت بعد از آن كه در پاييز و زمستان مرده بود، دوباره زنده مي شود، و در آثار اسلامي نيز آمده است كه هرگاه بهار را ديديد زياد از قيامت ياد كنيد، يعني بهار نمونه اي از قيامت در همين دنياست.
آنچه از نوروز به اذهان متبادر مي شود همين مقدار است و اينكه بخواهيم نوروز را به عنوان يك مكتب و فرهنگ معرفي كنيم، كاري است تكلفآميز و عقلها را قانع و دلها را خاضع نمي كند. به علاوه خرافاتي كه در نوروز هست، مانند چهارشنبه سوري و سيزده به در هيچگاه در اسلام تأييد نشده است زيرا اولي كه در آن از آتش مدد خواسته مي شود و طلب سلامتي مي گردد (زردي من از تو، سرخي تو از من) با توحيد افعالي خداوند منافات دارد و دومي نيز بر اساس نحسي عدد 13 است كه نوعي اعتراض به خلقت است، در حالي كه خداوند مخلوق نحس ندارد و آنچه وجود يافته است، خير است و از نظر فلاسفه اسلامي وجود مساوي با خير است و شر مطلق وجود ندارد؛ گرچه اين دو آئين اكنون به صورت هاي ديگري اجرا مي شوند، اولي به صورت ترقهبازي درآمده كه كاري نامعقول است و براي دومي توجيهي درست كرده اند به نام "روز طبيعت " كه تا حدودي قابل پذيرش است.
جناب آقاي احمدي نژاد
جنابعالي در سخنراني خود در دومين جشن جهاني نوروز فرموديد: "نوروز فراتر از مرزهاي جغرافيايي، نژادي، زباني و جزء جدايي ناپذيري از فرهنگ الهي و انساني مردمان منطقه ما و بسياري ديگر از مردم جهان است " و بعد از آنكه به قول خودتان ارزش هاي نوروز را برشمرديد مانند "نو شدن و حيات دوباره طبيعت، تولد و شروعي مجدد، نگاه كريمانه آسمان به زمين، بارش رحمت و رويش زيبايي ها " كه اكثر آنها در "فرا رسيدن بهار " خلاصه مي شود، فرموديد: "از اين رو نوروز انسان ها را به فراسوي مرزهاي جغرافيايي، نژادي و زباني منتقل مي كند ".
معلوم نيست اين نتيجه چگونه از آن مقدمه گرفته مي شود زيرا وقتي نوروز، سنتي مربوط به ملت هاي فارسيزبان است، حداكثر، پيوندي عاطفي و نه ايدئولوژيك و اعتقادي ميان اين ملتها پديد مي آورد و پيام آن اين است كه ما ملتهاي فارسيزبان بهترين ايام سال را براي گردش و تفريح و ديد و بازديد انتخاب كرده ايم، و هيچ آرمان مشتركي نهتنها براي همه مردم جهان بلكه براي همين ملتها نيز به دست نمي دهد، در حالي كه اولين شرط جهانشمول بودن يك فرهنگ يا مكتب اين است كه آرمانهاي مشترك انساني و نه قومي و نژادي در پيروان خود ايجاد كند.
آيا ملتهاي ديگر حق ندارند ادعا كنند كه فلان سنت ما بهتر است، شما بياييد سنت ما را بپذيريد، چرا ما نوروز شما را بپذيريم؟ فرهنگ جهانشمول فرهنگي است كه رنگ هيچ ملت خاصي را نداشته باشد، لذا بايد منشأ الهي داشته باشد و امروز اين فرهنگ چيزي جز فرهنگ واحد اسلامي نيست كه رنگ هيچ قوم خاصي را ندارد و مي گويد همه ما از خاك آفريده شدهايم و هيچكس بر ديگري برتري ندارد مگر به علم و تقوا.
فرمودهايد: "در منطقه ما و هرجا كه سفره نوروز پهن است، ارزشهاي انساني در اوج است ". آيا اينكه ارزش هاي انساني در منطقه ما نسبت به دنياي غرب زندهتر است، ناشي از اسلام است يا نوروز؟ اگر اسلام نبود و فقط نوروز بود آيا ما در همين سطح از رعايت ارزش هاي انساني بوديم؟ در ايران ساساني كه فقط نوروز بود و اسلام نبود، چه جناياتي عليه ملت ايران رخ ميداد؟ آيا جامعه، طبقاتي نبود بهگونهاي كه كشاورززاده و كفاشزاده حتماً بايد كشاورز و كفاش ميشد و استعدادهاي خدادادي آنها تباه ميگرديد؟ آيا ظلمهاي انوشيروان را كه به غلط "عادل " ناميده شده است، در تاريخ نخواندهايد؟ آيا داستان سه هزار زني را كه در حرمسراي خسرو پرويز زندگيشان تباه ميشد، نشنيدهايد؟ اگر نوروز اينهمه كرامات دارد كه به قول شما "زمينهساز روابط عميق و گسترده انساني بين انسانها و ملتهاست " پس چرا ايرانيان دوره ساساني آنگونه از اسلام استقبال كردند و مقاومت جدي در مقابل سپاه مسلمين از خود نشان ندادند؟
آقاي رئيس جمهور
با اشاره به ظهور امام زمان عليه السّلام فرمودهايد: "او خواهد آمد و با كمك صالحان و نوروزيان يگانه پرستي، يكرنگي، عدالت و عشق را به انسان هديه خواهد كرد ". در كداميك از متون اسلامي "نوروزيان " همرديف "صالحان " قرار گرفته است و اساساً با عقل جور درميآيد كه هركس كه در روزهاي اول بهار به گردش و تفريح و ديد و بازديد رفت و نوروزي بود، لزوماً جزو صالحان است؟
تعبير "يگانه پرستي، عدالت و عشق " ترجيعبند سخنان شما در موارد گوناگون است، همچنان كه در جاي ديگرِ همين نطق خود نيز گفتهايد: "تجلّي حقيقي نوروز آنگاه است كه خداپرستي، عدالت و عشق در جهان حاكم شود " و در پايان نيز فرمودهايد: "از خداوند متعال براي همه بشريت صلح و سلامتي و رفاه و شكوفايي در سايه توحيد، عدالت و عشق مسئلت ميكنم " و در موارد زياد ديگري نيز سعي داشتهايد بهجاي استفاده از كلمه "اسلام " يا "آرمانهاي اسلامي " از سهگانه "يگانه پرستي، عدالت و عشق " استفاده نماييد، به خيال اينكه با اين عناوين كلي و گاه مبهم بهتر مي شود مردم جهان را جذب كرد، در حالي كه فرضاً به اين وسيله جذب شوند اهداف ما تأمين نمي شود.
صهيونيستها و آل سعود و صدام نيز يگانهپرستند. اسلام بالاتر از اين مي خواهد، يعني ايمان و عمل به دستوراتي كه پيامبر اسلام به عنوان صراط مستقيم زندگي و يگانه راه نجات بشر از سوي خالق بشر آورده است.
"عشق و محبت به همه انسانها " نيز كه در كلام شما زياد تكرار مي شود، تعبير درستي نيست. از نظر اسلام بايد برخي انسانها را دوست داشت و برخي را دشمن. تولي و تبري كه در اسلام آمده است، ناظر به همين مطلب است. بايد مؤمنين را دوست داشت و كافران را ـ يعني كساني كه از روي عناد اسلام را نپذيرفتهاند ـ دشمن. آيه "اشدّاء علي الكفار و رحماء بينهم " همين مطلب را ذكر مي كند. ملاك انسان بودن، صورت ظاهر انسان نيست كه بگوييم هر موجود يكسر و دوپاي راستقامت پهنناخن انسان است و بايد به او عشق ورزيد. واقعيت انسانها از اسفل السافلين تا مافوق فرشته در نوسان است و به تعبير ملاصدرا "به تعداد افراد انسان انواع انسان داريم " يعني هر انساني به سبب ملكاتي كه كسب كرده است نوع خاصي را تشكيل مي دهد، بهخلاف حيوانات كه هركدام يك نوع بيشتر نيستند زيرا به دليل مختار نبودن امكان صعود و نزول ندارند.
به هر حال اسلام را نبايد در سطح مكتب محبت كه مكتب هندي است يا مكتب مسيحيت تحريف شده پايين آورد بلكه اساساً هنر اسلام به همين تكبعدي و تكساحتي نبودن آن و توجه به همه ارزش هاي انساني است و به تعبير شهيد آيت الله مطهري "انسان كامل انساني است كه همه ارزش هاي انساني را به طور هماهنگ و در حد اعلي در خود رشد داده باشد ". اسلام، هم دين محبت است و هم دين شدت، هم دين صلح است و هم دين جنگ، ولي هركدام در جاي خود.
استدلال شما و آقاي مشايي اين است كه چون از اسلام برداشت هاي مختلفي شده و مثلاً عدهاي عقايد و روش القاعده را اسلام مي دانند، پس بهتر است ما از اسلام سخن نگوييم بلكه از فرهنگ نوروز و حداكثر از اسلام ايراني و برداشت ايراني از اسلام سخن بگوييم! اين يك فكر خطرناك و نوعي دست برداشتن از اسلام است و مانند اين است كه كسي در صدر اسلام بگويد "چون خوارج خود را مظهر اسلام دانسته و از اسلام سخن مي گويند، ما ديگر از اسلام سخن نميگوييم و تعبير ديگري به كار مي بريم ". اين يك نوع عقب نشيني در مقابل گروه هاي منحرف است. هميشه بايد از اسلام دم بزنيم و مقصودمان هم اسلام واقعي است.
جناب آقاي دكتر احمدي نژاد
اينجانب در سال 85 يعني بعد از گذشت يك سال از رياست جمهوري شما، زماني كه براي بزرگداشت شهيد مطهري به منزل ما آمده بوديد، به دليل برخي نشانهها، نسبت به روند فرهنگي دولت شما تذكري دادم اما احساس كردم كه آن را جدي نگرفتيد. در همان زمان در نامهاي سرگشاده هشدارهاي لازم را دادم اما توجهي نشد. در نطقي كه در زمان رأي اعتماد به وزراي دولت دهم در مجلس داشتم، در حضور خود شما و آقاي مشايي گفتم كه اين دولت از نظر فرهنگي ليبرال است و باعث ناراحتي شما و دوستانتان شد و تلاش كرديد پاسخ آن را بدهيد كه قانع كننده نبود. امروز همه آن دوستانتان اين واقعيت را تأييد مي كنند و برخي به من مي گويند: تو زودتر از همه اين مطلب را دريافتي.
حتي اين مطلب به ذهن متبادر مي شود كه شما در زمان انتخابات 84 و 88 صداقت كافي به خرج نداديد و اين افكار خود را آشكار نكرديد و نگفتيد: من فردي هستم مريد آقاي مشايي و اين افكار ويژه را درباره نوروز و مكتب ايران و مسئله حجاب و به طور كلي امور فرهنگي دارم. مردم به شما به عنوان يك فرد حزباللّهي و حساس نسبت به مسائل فرهنگي و اخلاقي رأي دادند اما امروز حرفهاي روشنفكرانه از جنابعالي مي شنوند و البته همه مي دانند كه اين حرفها و فكرها از آثار ارادت و سرسپردگي فكري به آقاي مشايي است و الّا شما در زمان تحصيل در دانشگاه علم و صنعت كه اينجانب نيز دو ترم با شما در آنجا بودم، اين افكار را نداشتيد.
نميخواهم وارد ماهيت اين قضيه شوم. شايد كراماتي از ايشان ديده ايد كه به موجب آن، افكار امام(ره) و شهيد مطهري را رها كرده ايد و به افكار وي چسبيده ايد. حضوراً به من گفتيد كه: "مشايي مثل خودت زلال است ". ولي زلالي افراد دليل درستي افكار آنها نيست. ايبسا افراد زلالي كه افكار غلطي دارند.
به راستي اگر امام خميني(ره) و شهيد آيتالله مطهري اكنون در قيد حيات بودند، جرأت داشتيد متن سخنراني خود را در دومين جشن جهاني نوروز به آنها نشان بدهيد؟ و اساساً آيا قبل از اين سخنراني اين متن را به رؤيت رهبر گرانقدر انقلاب اسلامي رسانديد؟ بعيد مي دانم. متن نطق يك رئيس جمهور بايد بر اساس واقعيات باشد نه بر اساس مجاز و توأم با تعابير شاعرانه.
نكته آخر اينكه راهي كه درباره نوروز و ترويج به قول خودتان فرهنگ نوروز در پيش گرفتهايد، معلوم نيست به كجا ختم مي شود. امسال جشن جهاني نوروز در ايران برگزار شد. شاهد موارد خلاف شرع بوديم، مانند برنامه گروه قرقيزستاني در تالار وحدت كه شامل تكخواني و حركات موزون يك زن بود. در سال هاي بعد كه اين جشن در ساير كشورها برگزار ميشود، معلوم نيست شامل چه موسيقيها و رقص و آوازهاي زنان باشد و معلوم نيست كه اساساً هيأت ايراني مجاز به شركت در آن هست يا نه. بدين ترتيب جنابعالي و آقاي مشايي باني يك برنامه گناهآلود شدهايد.
رئيس دفتر شما در مراسم اختتاميه جشن جهاني نوروز گفت: "به زودي در سال 90 بنياد بين المللي نوروز با هدف توسعه و ترويج فرهنگ نوروز تاسيس مي شود، لذا مهمترين اقدام تدوين دانشنامه نوروزي است ". آيا نوروز از آرمانهاي انقلاب اسلامي است كه اين مقدار بايد براي آن سرمايهگذاري شود؟ بودجه فرهنگي سال 89 افزايش چشمگير داشت اما چون در اين حوزه ها مستهلك شد، نتيجه معكوس داشت. ظاهراً بناست كه سال 90 نيز به همين منوال طي شود.
برادرانه توصيه مي كنم كه بر روش فرهنگي خود پافشاري نفرماييد و اندك توجهي به هشدارهاي دلسوزانه مراجع عظام تقليد، علما و روحانيون، نمايندگان مجلس و بخش عظيمي از مردم بنماييد و سياست هاي فرهنگي دولت را بر اساس اسلام تنظيم نماييد نه بر اساس آراي آقاي مشايي. نوروز را در حد خودش ببينيد، به مسئله پوشش اسلامي كه همچنان رو به انحطاط است و ريشه آن بيشتر نطق تلويزيوني سال گذشته جنابعالي است، اهميت لازم را بدهيد.
از ابزار شدن مسئله امام عصر عليه السّلام در دولت خود جلوگيري كنيد. اخيراً لوح فشرده "ظهور نزديك است " در سطح وسيع توزيع شد و آقاي مشائي نيز افاضه فرمودند كه: "شناخت زمانه ظهور جزو الزامات منتظر بودن است و مهمترين مسئله براي دولت جمهوري اسلامي مديريت صحيح فرايند ظهور است " در حالي كه در روايات ما دستور تكذيب كساني كه براي ظهور زمان تعيين ميكنند، رسيده است و به علاوه، آقاي مشائي بايد از ظهور نگران باشد چون با توجه به اينكه ايشان فرهنگ نوروز و مكتب ايران را جايگزين اسلام كرده است، معلوم نيست برخورد امام زمان عليه السّلام با وي چگونه باشد.
كاستيهاي حوزه فرهنگ در دولت شما باعث شده است كه خدمات قابل توجه اين دولت در نوع برخورد با دنياي غرب و حفظ حماسه و صلابت انقلاب اسلامي، پيشبرد فناوري هستهاي ايران، پيشرفتهاي علمي در فناوريهاي جديد و پرتاب ماهواره به فضا و نيز اجراي نسبتا خوب و كمتنش قانون هدفمندي يارانهها تحت الشعاع قرار بگيرد و از اهميت آنها كاسته شود. زيرا هر مقدار در حوزه هاي علمي و فني پيش برويم و مثلاً ماهواره ها به فضا پرتاب كنيم اما جهتگيري ما در مسائل فرهنگي خطا باشد و مثلاً رو به بيحجابي حركت كنيم آن پيشرفتها پشيزي ارزش ندارد چون روح و جان انقلاب اسلامي را فرهنگ و معنويت تشكيل مي دهد و علم و فناوري ابزاري بيش براي نيل به اهداف فرهنگي و آدمسازي نيست و به تعبير امام خميني(ره) همه انبيا آمدهاند كه آدم بسازند.
با تقدیم احترام
علی مطهری
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آقای مطهری به رهنمود مقام معظم رهبری درباره عدم درگیری و انتقاد علنی سران و مدیران ارشد کشور با یکدیگر در انظار مردم توجه فرمایید. خداوند از نهان دلها آگاه است
مرحبا دکتر. از هیچی نترس بگو که حق پدیدار بشه
اين خطر را ماهم قبلا" در دوره نهم رياست جمهوري حس كرده بوديم وبه دوستان وبعضي از هاميان دولت محترم گوشزد كرده بوديم اميدوارم خداوند همه مارا به راه راست هدايت فرمايد واز مراجع بزرگ عظام وعالمان فرهيخته كشور اسلامي وانقلابي ايران عزيز انتظار مي رود در مقابل اين حركت هاي انحرافي برخورد لازم را به موقع وقاطع بدهند از آقاي دكتر علي مطهري كه اين با هم بموقع ودرست موضعگيري نمودند تشكر مي كنيم
آقای مطهری، از سایر نماینده ها یاد بگیرید،چرا شما همیشه کاسه داغ تر از آش هستید؟ دنیا اینقدر ارزش ندارد،برای پر کردن شکم از راهی وارد شوید.
هرچند می دانم، تابناک، تاب و توان درج این مطلب را ندارد،ولی موظف به تکلیفیم نه نتیجه.
خدايا اسلام عزيز را در اين مملكت حفظ كن
جناب آقاي مطهري دوست دارم نگاهي به چهره مسئولان نظام ،خود وملت شريف مان بيندازيد آيا شور و نشاط وشادابي در آن مي يابيد؟اگر جواب منفي است با همان اخلاص نيت و قدرتي كه در قلم تان هست بفرماييد چرا بخشهاي مختلف سياسي،اقتصادي و فرهنگي ما نتوانسته در چهره ملت خود را با تبس ولبخند آذين نمايد آيا راهكارهايي به ذهن جنابعالي خطور مي نمايد كه در كشور ما اجرايي باشد وبعدها مورد نقد وانتقاد قرار نگيرد اگر راهكاري نيافتيد مسلم بدانيد افرادي چون شخص احمدي نژاد براي اجراي برنامه هايش جهت ايجاد شادابي ونشاط بناچار از اين ادبيات استفاده خواهند نمودچون در صورت ارتباط دادن نوروزبامنطق اسلامي قابليت اجرا يي خواهد داشت.
در این مملکت آقایان زمانی از این طرف دیوار می افتند و زمانی از آن طرف . افراط وتفریط در سراسر تاریخ شیعه اسفناک بوده ومایه خون دل بزرگان دین. همانگونه که در سال های اولیه انقلاب افراط کردند آقایان، بعدش تفریط کردند. و الان آقای مطهری به دنبال بازگرداندن افراط دهه اول انقلاب است. به نظر من این چنین حساسیت بر نطق احمدی در نوروز عین بی بصیرتی و ترجیح دادن امور دست چندم بر امورمهم است.
اقاي مطهري كاملا راست مي گويي نظرات حضرتعالي براساس واقعيت اسلامي مي باشد ولي موضوع جنگ قدرت است از اسلاميت خبري نيست همه مردم اين راميدانند
دست استاد طلا {دربهشت برین } با چنین یادگاری که همانند بابا درزمان ضرورت زنده است
آفرین به مطهری عزیز ودلسوز اسلام .واقعاجای تاسف است که دولت بجای بهبودوضعیت اشتغال ورفاه مردم واردمسایلی شودکه بهش ارتباطی ندارد این حرفها ازافرادعادی نبایدزده شودچون باعث انحراف میشودشمادولت مردان نبایدواردخط قرمز بشویدعلماومراجع برای جهت دهی به افکاراسلامی کفایت میکند
واقعاً نقدي علمي بود، بر اساس منطق و حكمت اسلامي؛ طرفداران افراطي رييس جمهور اگر راست ميگويند پاسخ مستدل بدهند، نه غوغاي رسانهاي و فحش و بد و بيراه
در مملكتي كه اين همه عالم اسلام شناس در نزديكي پايتخت (قم) و خود پايتخت حضور دارند، وقتي اسلام شناس رييس جمهور، مشايي باشده بهتر از اين نميشود!
جناب آقاي مطهري آنها به آنچه كه ايمان دارند عمل مي كنند. اينها همانند كه جناب شجاعي گفت.
سلام بحث خوبی بود امیداوارم اقای مطهری کتاب مسابقه فضایی خوانده باشند وان قسمت نامه شان را اصلاح نماید که این مسابقه علمی باچه قیمتی تمام خواهد شد ایا شوروی سابق همین تجربه را در ان کتاب وتاریخ طی نکرده است یک مقدار از تاریخ عبرت بگیریم
چرا بايد اين مشائي رو تحمل كنيم؟
كسي كه آقا ار اول متوجه خطرش بود و ما الان داريم ميفهميم
حيف از اين رهبري كه ما لياقتشو نداريم
والا چی بگم
به نظر بنده نظرات اقای ممطهری همیشه در حد متعادلی بوده است اما اینبار ایشان در مورد جایگاه نوروز تا حدودی کم لطفی کرده اند
بنظر این حقیر آقای رئیس جمهور و دولت مقصر نیستند. بلکه مقصر علما هستند که برخورد نمی کنند و این جفا به اسلام است. البته بعضی از مراجع معظم مواضع تندی گرفتند. شاید سکوت بعضی ها با هدف مصادره به مطلوب باشد. شاید بتوان گفت به گمان بعضی ها که برخورد نمی کنند این باشد اگر از امام زمان (عج) استفاده ابزاری و غلو بشود بتوانند مصادره به مطلوب کنند.
درود بر مطهری
بسم الله
بدون هیچ حب و بغظی باید گفت آقای مطهری حرف دل یک مسلمان و یک انقلابی واقعی را میزنند.
نمیدانم آقای احمدی نژاد تا کجا میخواد ادامه بده...!!!!!!!
خدایا عاقبت همه ما را ختم به خیر کن... آمین
بسيار بجا و منطقي توضيح دادند مسلما از دانش پدر ارجمند و دلسوزش برخوردار است خب كسي كه تحت افكار و نظرات عالم جليل القدري همچون شيد مطهري خودرا به اينجا رسانده بايد به تذكرات جدي و منطقي اش دل داد و توجه نمود.
معلوم نيست چه دستي توي كاره كه شوخي شوخي اهداف ايرانان لاقيد و بيدرد نسبت به مسائل ديني نشر و جايگاه پيدا ميكند.؟!از تابناك هم متشكريم كه جدا جامعه و دلسوزان را آگاهي ميدهند.
حقا که مطهری فرزند مطهری است
دست و قلمت را می بوسم
سلام بر مردان خدا
خدا می داند که شهید مطهری به فرزندش می بالد که اینچنین رقم می زند
درود بر حزب الله
آقای مطهری واقعا ممنون.
کاش یه ذره به توصیه علم و... گوش میدادن.
درود برمطهری
از کوزه همان برون طراود که در اوست.
واقعا براي آقاي مطهري متاسفم
درود بر اجمدی نزاد.خدا تو را حفظ کند که تک بعدی نیستی.
جناب مطهري الحق كه فرزند انديشمند مرحوم مطهري هستي مرحمت فرمائيد از قبوض گاز 25 برابر شده مدم هم صحبت فرمائيد
من از منتقدان دولت هستم ولي عملكرد دولت تاكنون بارها و بارها بحث شده و مردم بايد خودشان قضاوت كنند...
اما براي من جالب است كه آقاي مطهري نوروز را تا حد يك تفريح و گردش پايين ميآورند. بنظر من اينهمه توهين به نوروز و مردمي كه آن را گرامي ميدارند انصاف نيست و آقاي مطهري بدانند اگر نوروز فقط يك گردش و تفريح بود، تا اين حد در بين ما محبوب نبود.
بهتر است قبل از نقد ديگران، خود نيز تاب تحمل نظر و راي ديگران و مخالفت را داشته باشيم!
عزیز جان نوزوز عیدی است که اسلام مخالفتی بان ندارد ولی دلیل نمیشود به خاطر ترویج ان این همه هزینه کنیم این همه گرسنه داریم اونها رو سیر کنیم عید نوروز عیدتر میشود در ضمن خودت هم میدانی وقتی مسئولی در حوزه فرهنگ شعاری میدهد نمیتواند به ان عمل کند مثلا در حوزه حجاب ما چه دستاوردی داشتیم؟هیچی بدتر شده که بهتر نشده!رئیس جمهور یک مملکت نباید وقتش رو برای کارهایی که نیاز زمانه نیست تلف کنه والله با دعوت کردن از کشورهای دیگر و خرجهای سنگین نه انقلاب صادر میشه نه نوروز ایرانی.
حتما پدر آقای مطهری به داشتن پسری با این جسارت والا و فردی دلسوز برای جامعه آگاه اسلامی به خود در عرش الهی می بالد با آرزوی سلامتی برای آقای مطهری و آرزوی سرفرازی برای ایران اسلامی
جالب بود.درودبرمطهری.
دل ماتو مجلس به چهارتا ازشماها خوشه وگرنه...
من از موزون بودن و قوی بودن متن نوشته شده مقداری تعجب کردم - راستش با موضعگیریهای قبلی آقای مطهری از ایشان کمی دل چرکین بودم اما انصافا نوشته بالا بسشار خوب لوده و حاوی دغدغه های مومنین است - فارغ از اینکه ایشان ممکن است از بیانات فوق استفاده ابزاری هم بکنند - اما کلام کلام حق است و قابل تایید است امیدی نیست که آقای احمدی نژاد پشیزی به صحبتهای مخالفانش و بویژه منتقدان مشائی توجه کند اما این صحبتها باید بشود تا جلوی موج تمامیت خواه منحرف حلقه دور ایشان را بگیرد- تیکه مرید بودن به مشائی (حتی این مطلب به ذهن متبادر می شود که شما در زمان انتخابات 84 و 88 صداقت کافی به خرج ندادید و این افکار خود را آشکار نکردید و نگفتید من فردی هستم مرید آقای مشایی و این افکار ویژه را درباره نوروز و مکتب ایران و مسئله حجاب و به طور کلی امور فرهنگی دارم. مردم به شما به عنوان یک فرد حزب اللهی و حساس نسبت به مسائل فرهنگی و اخلاقی رأی دادند اما امروز حرف های روشنفکرانه از جناب عالی می شنوند و البته همه می دانند که این حرف ها و فکرها از آثار ارادت و سرسپردگی فكري به آقای مشایی است و الا شما در زمان تحصیل در دانشگاه علم و صنعت که اینجانب نیز دو ترم با شما در آن جا بودم این افکار را نداشتید.
نمی خواهم وارد ماهیت این قضیه شوم. شاید کراماتی از ایشان دیده اید که به موجب آن، افکار امام (ره) و شهید مطهری را رها کرده اید و به افکار وي چسبیده اید. )
خیلی عالی بود
تابناك مزخرف
من به شخصه نسبت به انتقادهای آقای مطهری نسبت به دولت که خیلی جاها غیرمنصفانه به نظر می رسید گله داشته ام اما در رابطه با حرف هایی که از مشایی بر می آید واقعا باید قاطعانه ایستاد. ایشان دارند افکار التقاطی را ترویج می دهند.
با آقاي احمدي نژاد كاملا موافقم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.