آيتالله جوادي آملي در ديدار با كارگردان و تهيهكننده فيلم محمد(ص): + تصاویر
اگر عصر امروز عصر هنر است، هنرمند نباید روضه خوانی کند
همين سريال حضرت علي (ع) را كه ببينيد چيزي بيش از يك روضهخواني نيست. اين قصهي جنگ جمل است كه غالب روضهخوانهاي ما گفتهاند؛ اين عليابنابيطالب (ع) نيست. عليابنابيطالب (ع) آن است كه ميگويد: « و انّی بِطُرق السماءِ اعلی منی بِطُرق الارض. سلوني قبل ان تفقدوني.» اما اين سريال، همان تعزيه است كه به شكل فيلم درآمده. اين علي (ع) نيست...
آیت الله جوادی آملی گفت: اينكه يهوديت و مسيحيت در جريان فيلمسازي پيشرفت كردند، اما ما در اسلام
به خودمان اجازه نميداديم كه مسائلمان به زبان سينما درآيد. اين پرهيز
يا بهخاطر ابتذال سينما بود يا بهخاطر اينكه ما هنرمندي نداشتيم كه
بتواند مفاهيم وحي را از مرحلهي شهود به عقل دربياورد
به گزارش «تابناک»، مجيد مجيدي كارگردان و محمد مهدي حيدريان تهيهكنندهي فيلم سينمايي محمد (ص) با حضرت آيتالله جوادي آملي ديدار كردند. در اين ديدار گزارشي از روند تحقيق و نگارش فيلمنامه، مضامين در نظرگرفتهشده، شكل روايت فيلم و چگونگي انتخاب عوامل دستاندركار اين پروژه به اطلاع ايشان رسيد.
آيتالله جوادي آملي پس از شنيدن صحبتهاي حيدريان و مجيدي، گفتند: «گزارش نافع و مسرتبخشي را شنيدم. اميدوارم كه خداوند سعي بليغ شما را به احسن وجه مشكور كند و توفيق ارائهي خدمات برتر و بهتر را به همهي شما و همكارانتان مرحمت كند.»
این مرجع تقلید و استاد بزرگوار حوزه، سپس با تأكيد بر اينكه اين يك فيلم عادي نيست و قرار است دربارهي والاترين موضوعات باشد، گفتند: «اگر كسي خواست دربارهي موضوعات عادي هنرنمايي كند، داشتن همان فكر عادي كافي است. اما اگر كسي خواست درباره موضوعات عالي هنرنمايي كند، بايد هنرش عالي باشد. يعني همانطور كه خود پيغمبر (ص) تحولي در جهان ايجاد كرد، فيلم آن حضرت هم بايد تحول ايجاد كند. وگرنه ميشود يك فيلم عادي.»

بنابر این گزارش، در اين ديدار كه نزديك به يكساعت به طول انجاميد، مجيد مجيدي سكانسهايي از فيلمنامه را با ذكر جزئيات براي آيتالله جوادي آملي توصيف كرد و ايشان ديدگاهشان دربارهي نحوهي رويكرد هنري به زندگي پيامبر اسلام را براي گروه سازندهي فيلم محمد (ص) تشريح كردند.
متن كامل صحبتهاي آیت الله جوادی آملی در این دیدار به شرح زیر است:
بسمالله الرحمنالرحيم
بنده هم متقابلاً مقدم شما را گرامي ميدارم. گزارش نافع و مسرتبخشي را شنيدم. اميدوارم كه خداوند سعي بليغ شما را به احسن وجه مشكور كند و توفيق ارائهي خدمات برتر و بهتر را به همهي شما و همكارانتان مرحمت كند. چند نكته هست كه مربوط به فيلم، و مربوط به وجود مبارك پيغمبر (ص) است: امروز جهان با هنر زندگي ميكند. يك وقتي با ادبيات و شعر زندگي ميكرد. گاهي مثلاً يك قصيده، گروهي را ساقط ميكرد، گروهي را روي كار ميآورد. در دوران عباسيان، يك قصيده چنين تأثيري ميگذاشت. اينكه ميبينيد شاعري از ايران به دربار هند ميرود و ملكالشعراي هند ميشود، به اين دليل است كه آنموقع شعر ميتوانست حرف اول و آخر را بزند. امروز هنر اين سهم را دارد. اين مطلب اول.

مطلب دوم اين است كه اگر كسي خواست درباره موضوعات عادي هنرنمايي كند، داشتن همان فكر عادي كافي است. اما اگر كسي خواست درباره موضوعات عالي هنرنمايي كند، بايد هنرش عالي باشد. يعني همانطور كه خود پيغمبر (ص) تحولي در جهان ايجاد كرد، فيلم آن حضرت هم بايد تحول ايجاد كند. وگرنه ميشود يك فيلم عادي. اين هم مطلب دوم.
مطلب سوم اينكه يهوديت و مسيحيت در جريان فيلمسازي پيشرفت كردند، اما ما در اسلام به خودمان اجازه نميداديم كه مسائلمان به زبان سينما درآيد. اين پرهيز يا بهخاطر ابتذال سينما بود يا بهخاطر اينكه ما هنرمندي نداشتيم كه بتواند مفاهيم وحي را از مرحلهي شهود به عقل دربياورد، عقل را به مرحلهي خيال درآورد، خيال را حسي كند تا بشود سينما. قالب سينما از خيال به حس ميآيد. توجه داشته باشيد كه در فرهنگ قرآن به خيالباف ميگويند مختال. اما اختيال از باب افتعال است، تخيل از باب تفعل. خداوند، خيالباف و خيالساز را دوست ندارد: «لايحب كل مختال فخور». اما اگر انسان عاقل باشد و آن عقل را به خيال منتقل كند، و از خيال به حس بياورد، اين مايهي علمي دارد. اما اگر از خيال نشأت گرفته و به حس تبديل شده، اين ميشود مختال. در سينما، فيلمها غالباً مختالانه است. يعني خيال است و بعد به حس تبديل ميشود. يك هنرمند سينمايي بايد وحي را خوب بشناسد، آن مشهود را از دالاني صحيح به معقول تبديل كند، بعد معقول را متخيل كند و متخيل را محسوس كند تا قابل عرضه باشد. وگرنه علمي نيست. و اين معنا چون نبوده كسي دركش نكرده.

همين سريال حضرت علي (ع) را كه ببينيد چيزي بيش از يك روضهخواني نيست. اين قصهي جنگ جمل است كه غالب روضهخوانهاي ما گفتهاند؛ اين عليابنابيطالب (ع) نيست. عليابنابيطالب (ع) آن است كه ميگويد: « و انّی بِطُرق السماءِ اعلی منی بِطُرق الارض. سلوني قبل ان تفقدوني.» اما اين سريال، همان تعزيه است كه به شكل فيلم درآمده. اين علي (ع) نيست. عليابنابيطالب (ع) آن است كه فرمود من از آسمانها بيشتر از زمين باخبرم. توجه كنيم؛ جمعیت جهان هفت میلیارد است. ما در ایران هفتاد میلیون جمعیت هستیم، یعنی یک صدم جمعیت دنیا. آنها نود و نه درصد هستند، اگر همگی با هم جمع شویم و بشویم هفت میلیارد، دو کار از ما ساخته نیست: اينكه بخواهیم کتابی مثل قرآن، یا مردی مثل علی (ع) بیاوریم. نميتوانيم، مستحیلیم. چون او قرآن متحرک است، جزو نوابغ نیست، میگوید من از عرش باخبرترم: «و انّی بِطُرق السماءِ اعلی منی بِطُرق الارض». اگر این معنا را با قصهي جنگ جمل و عمروعاص و غیره خلط کنید، ايشان به عليابنابيطالب (ع) روضهخوانی تبدیل میشود، ديگر عليابنابيطالب (ع) نهج البلاغه نیست؛ بنابراین نباید گفت فیلمی دربارهي حضرت امیر (ع) ساخته شد. اينكه علما غالباً موافق نبودند، چون میدانستند که اینها وحیشناس نیستند تا بتوانند مشهودِ وحی را معقول، معقول را متخیَل و بعد، متخیَل را محسوس کنند و به مردم نشان بدهند.
من یادم هست قبل از انقلاب، بعد از آن فيلم ده فرمان که دربارهي حضرت موسی (ع) بود و امثال ذلک، عدهای میخواستند مشابهش را دربارهي حضرت رسول (ع) کار کنند؛ علما غالباً مخالف کردند. گفتند آنچه را شما میخواهید نشان دهید، وحی نیست. قبل از انقلاب، برای هفتصدمین سال بزرگداشت مولوی همایشی گرفتند، یک کسی گفته بود: «تو که عقل و دین نداری/ چو ادای من درآری/ تو که بندهي دلاری/ چو زنی دم از دلآرا» علما غالباً به این دلیل مخالف بودند که دست آن هنرمندان تهی بود. اگر هنرمندی بخواهد وارد این حوزه شود، باید چهارضلعی باشد؛ یعنی وحیشناس، معقولشناس، متخیَلشناس و محسوسشناس باشد تا بتواند دست به کار شود. این کار عظیمی است. این فیلم باید معلم فیلمهای دیگر باشد، چون دربارهي کسی است که معلم افراد دیگر است؛ این هم یک مطلب.

مطلب بعدي اینکه اگر دربارهي کودکی موسی (ع) و عیسی (ع) فیلم هست، برای این است که کودکی این دو بزرگوار مسئلهساز بود، در حالیکه کودکی پیامبر ما مسئلهساز نبود. وجود مبارک عیسی مسیح (ع) هزارها قصه به همراه داشت، چون بدون پدر به دنیا آمد. وجود مبارک موسی کلیم (ع) در کودکی با دریا میآمیزد و دریا در اختیار خدای دریاست و او را تحویل دشمن میدهد: «ِلیکونُ لکم دینا». خود این کودکی، قصهساز بود؛ لذا هزارها نویسنده و گوینده را با خود به همراه آورد که این کودک چیست و از کجا آمده است. اما کودکی وجود مبارک پیامبر (ص) اینطور نبود. آنها كه آن فيلمها را ساختند هنر نکردند؛ چون اگر کسی از چشمه یک ظرف آب بیاورد هنر نکرده، اما اگر کسی زمینشناس باشد و کندوکاو کند تا ببیند کجا آب دارد و کجا ندارد، به او میگویند مهندس زمینشناس. در مورد حضرت رسول (ص) باید اینچنین باشد؛ یعنی فرد باید زمینشناس باشد و قصهي کودکی ایشان را دربیاورد؛ این قصه وجود دارد. مثلاً ابنهشام نقل میکند وقتي ایشان مادرش را از دست میدهد، برای او دایهای میآورند به نام حلیمهي سعدیه. کودک، پستان راست را قبول ميكند اما کراراً از پذیرش پستان چپ امتناع ميكند، تا بالاخره به دایه ميفهماند که او همشیر دارد. يعني كودك ديگري از اين دايه شير ميخورد که این سهم اوست. متخصص میخواهد تا این قصه را با فحص و اجتهاد و تحقیق استخراج کند؛ در حالیکه کودکی موسی(ع) و عیسی (ع) آنقدر قصه دارد که اصلاً به تحقیق نیاز ندارد.
مطلب بعدی آن است که حضرت رسول (ص) نگاهی عاشقانه به جهان دارد؛ نه فقط نگاه عالمانه و عاقلانه. نجاشی نقل كرده و دیگران هم نقل كردهاند که حضرت زندگی سادهای داشته است: در خانهي ایشان اشیائی بوده از قبیل بشقاب، کوزه و همين وسايل روزمره، که همهي این ها شناسنامه داشتهاند. میگویند برخی علما، اسامی اشیاء خانهي حضرت را نوشتهاند، که مثلاً برای فلان شانه یا فلان دکمه یا فلان در، چه اسمهایی میگذاشتهاند.

ایشان اینگونه زندگی میکردند. همه را با چشم کرامت میدیدند، نه فقط انسانها را. مالک در موطع نقل میکند که به همراه حضرت، به کوه احد رسیدند؛ حضرت فرمودند: «هذا جبلٌ یحبنا و نحبه» يعني یکی از دوستان ما جناب کوه است. ميشود گفت عجيب است، شما كه در اينجا شكست خوردهايد. اما حضرت رسول (ص) جهان را با چشم محبت میبینند. مرحوم شیخ طوسی از شیعیان و جناب زمخشری از اهل سنت نقل میکنند که حضرت در ذیل آیهي «و انَّ منها کَالحِجارةِ او اشدُّ قَسوه» فرمود سنگی بود که پیش از مبعوثشدنم به من سلام میکرد و اکنون نیز آن را میشناسم: «کان یسلّم علیّ و انیّ لاعرفه الان». این آفريدهاي است که با همهي کائنات سخن میگوید.
مطابق آیات قرآن ما معتقدیم هر موجودی مسبّح حق است. درسورهي اسرا میفرماید: «ان مِن شی ءٍ الّا یسبِّحُ بحمده» وقتی پیامبر تسبیح اینها را میشنود، با اینها کریمانه برخورد میکند. در قیامت تمام زمین و زمان شهادت میدهد یا شکایت میکنند که فلان شخص در فلان زمان، فلان کار خوب یا بد را مرتکب شده؛ اما قیامت ظرف ادای شهادت است نه ظرف تحمل آن. هر ادایی مسبوق به تحمل است. آنوقتي شهادت شاهد در محکمه مسموع است که «شهدوا بما علِموا» باشد، یعنی شاهد در متن حادثه حاضر و آگاه باشد و فراموش نکند؛ اگر نفهمد یا غایب باشد، یا باشد و بفهمد، اما فراموش کند كه ديگر فردای قیامت، شهادتش مسموع نیست.
مطلب دیگر اینکه علت غفلت بشر آن است که مرگ را پایان خط میداند و میگوید تا زندهام لذت ببرم. اما حرف تازهي اسلام این است که شما مرگ را میمیرانید، نه مرگ شما را. پیام قرآن این است که انسان آنقدر قوی و غنی است که مرگ را میمیراند: «کلُّ نفسٍ ذائقة الموت.» نمیگوید: «کلُ نفسٍ یذوقَهُ الموت». هرکسی مرگ را میچشد، نه اینکه مرگ هر کسی را میچشد. ما آب را هضم میکنیم یا آب ما را؟ ذائق، مذوق را هضم میکند؛ مرگ چه هنری دارد که بتواند ما را از پا دربیاورد؟ مولوی شاگرد خوب قرآن بود که در دیوان شمس ميگويد: «مرگ اگر مرد است گو نزد من آی /تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ/ من ازو عمری ستانم جاودان/ او زمن دلقی بگیرد رنگ رنگ» ما در مصاف با مرگ پیروزیم. این نگاه میتواند معلم فیلمهای دیگر باشد؛ مرگ پایان راه نیست. انسان مرگ را میمیراند و این انسان طوری است که با همه در ارتباط است؛ کسی که برای یک بشقاب احترام قائل است، ديگر جنگ جهانی راه نمیاندازد. الان هفتاد درصد بودجهي کرهي زمین صرف آدمکشی میشود. درآمد سالیانهي دنيا چقدر است؟ همهي این بودجه دارد صرف ساختن کارخانههای اسلحهسازی، بمب و وسایل آدمکشی میشود، بقیه هم كه گرسنهاند. علتش اين است كه بشر گمشدهای دارد.
ما لوح نانوشته كه نیستیم، ما دو نوع علم داریم؛ علم مهمان که علم حوزه و دانشگاه است؛ در سوره نحل میفرماید: «وَالله اخرجَکم من بطون امّهتکم لاتعلَمونَ شیئا» نوع دیگر علم میزبان است که میفرماید: «ونفسٍ و ما سوّیها فالهَمَها فُجورها و تقویها». الان چیزهایی به بشر آموختهاند که صاحبخانه را دفع میکند: «و قَد خابَ من دسّیها». ما باید میهمانانی تهیه کنیم که با میزبان ما بسازند نه اینکه او را بیرون کنند. اگر فیلمساز وحیشناس بود که فبهالمراد، والا حداقل باید توانایی این را داشته باشد که از معقول به متخیَل بیاید و به بشریت بفهماند که شما مرگ را میمیرانید و انسان ابدی است.
خداوند میفرماید آنجا (در آخرت) نه از ضوابط خبری هست نه از روابط؛ منظور آن است كه ما در دنیا نیازهایمان را یا بهواسطهي ضوابط برطرف میکنیم یا با روابط؛ اگر به چیزی نیاز داشتیم یا با خرید و فروش و امثالذلک برطرف میکنیم (ضوابط) یا از طریق روابط دوستی و خانوادگی (روابط). قرآن صریحاً میفرماید: «لابیعٌ فیه ولا خُلَّه». اگر بشر بفهمد که (در مرگ) نمیپوسد، بلکه از پوسته به درمیآید تحول پیدا میکند؛ ديگر کسی با سرنوشت خود بازی نمیکند. اینها آن امّهات فیلم است که میتواند تحول ایجاد کند. الان هنر این است. جناب مولوی در مثنوی میفرماید: «خود هنر دان دیدن آتش عیان/ نی گپ دَلَّ علی النّار الدّخان». يعني آنها که میگویند حتماً قیامتی هست، دود را میبینند و پی به وجود آتش میبرند؛ این هنر نیست، این همان علم عادی است؛ اینکه چون خداوند حکیم و عادل است پس حتماً باید نظام جزا و پاداشی وجود داشته باشد، این خلاف نیست، حق است؛ اما در نزد عارف این گپ است، هنر نیست. هنر آن است که خود آتش را به صورت عیان ببینیم. اینها میتواند فیلم را فیلم کند. اگر این عصر، عصر هنر است، ممکن نیست خداوند برای تبدیل آن معقول به محسوس، هنرمندی خلق نکرده باشد. چون خداوند اول آب را خلق میکند و بعد عطش ایجاد میکند.
الان مردم تشنهي هنرند. قبلاً اینگونه نبود، یا مردم آگاه نبودند یا وسیلهاش نبود. بعدها در اعصار دیگر ممکن است چیز دیگری بیاید. همانطور كه الان شعر بر مردم تاثیر نمیگذارد، مگر بر خواص. آن زمان تمام حکومتها بر مدار شعر بود؛ با یک قصیده، وضعیت حکومتها و دولتها تغییر میکرد. اما الان دیگر شعر آن تاثیر را ندارد، اگر هم تاثیر اندکی دارد به خاطر هنرمندی و نظمش است. اگر همان مطالب را به صورت نثر بگویند آن تأثیر را ندارد. ما تنها با اندیشه زندگی نمیکنیم، بخش وسیعی از زندگی ما را انگیزه تشکیل میدهد؛ بنابراین هنرمند کسی است که هم انگیزه و هم اندیشه را بشناسد و هماهنگ کند و تحویل دهد.
به گزارش «تابناک»، مجيد مجيدي كارگردان و محمد مهدي حيدريان تهيهكنندهي فيلم سينمايي محمد (ص) با حضرت آيتالله جوادي آملي ديدار كردند. در اين ديدار گزارشي از روند تحقيق و نگارش فيلمنامه، مضامين در نظرگرفتهشده، شكل روايت فيلم و چگونگي انتخاب عوامل دستاندركار اين پروژه به اطلاع ايشان رسيد.
آيتالله جوادي آملي پس از شنيدن صحبتهاي حيدريان و مجيدي، گفتند: «گزارش نافع و مسرتبخشي را شنيدم. اميدوارم كه خداوند سعي بليغ شما را به احسن وجه مشكور كند و توفيق ارائهي خدمات برتر و بهتر را به همهي شما و همكارانتان مرحمت كند.»
این مرجع تقلید و استاد بزرگوار حوزه، سپس با تأكيد بر اينكه اين يك فيلم عادي نيست و قرار است دربارهي والاترين موضوعات باشد، گفتند: «اگر كسي خواست دربارهي موضوعات عادي هنرنمايي كند، داشتن همان فكر عادي كافي است. اما اگر كسي خواست درباره موضوعات عالي هنرنمايي كند، بايد هنرش عالي باشد. يعني همانطور كه خود پيغمبر (ص) تحولي در جهان ايجاد كرد، فيلم آن حضرت هم بايد تحول ايجاد كند. وگرنه ميشود يك فيلم عادي.»

بنابر این گزارش، در اين ديدار كه نزديك به يكساعت به طول انجاميد، مجيد مجيدي سكانسهايي از فيلمنامه را با ذكر جزئيات براي آيتالله جوادي آملي توصيف كرد و ايشان ديدگاهشان دربارهي نحوهي رويكرد هنري به زندگي پيامبر اسلام را براي گروه سازندهي فيلم محمد (ص) تشريح كردند.
متن كامل صحبتهاي آیت الله جوادی آملی در این دیدار به شرح زیر است:
بسمالله الرحمنالرحيم
بنده هم متقابلاً مقدم شما را گرامي ميدارم. گزارش نافع و مسرتبخشي را شنيدم. اميدوارم كه خداوند سعي بليغ شما را به احسن وجه مشكور كند و توفيق ارائهي خدمات برتر و بهتر را به همهي شما و همكارانتان مرحمت كند. چند نكته هست كه مربوط به فيلم، و مربوط به وجود مبارك پيغمبر (ص) است: امروز جهان با هنر زندگي ميكند. يك وقتي با ادبيات و شعر زندگي ميكرد. گاهي مثلاً يك قصيده، گروهي را ساقط ميكرد، گروهي را روي كار ميآورد. در دوران عباسيان، يك قصيده چنين تأثيري ميگذاشت. اينكه ميبينيد شاعري از ايران به دربار هند ميرود و ملكالشعراي هند ميشود، به اين دليل است كه آنموقع شعر ميتوانست حرف اول و آخر را بزند. امروز هنر اين سهم را دارد. اين مطلب اول.

مطلب دوم اين است كه اگر كسي خواست درباره موضوعات عادي هنرنمايي كند، داشتن همان فكر عادي كافي است. اما اگر كسي خواست درباره موضوعات عالي هنرنمايي كند، بايد هنرش عالي باشد. يعني همانطور كه خود پيغمبر (ص) تحولي در جهان ايجاد كرد، فيلم آن حضرت هم بايد تحول ايجاد كند. وگرنه ميشود يك فيلم عادي. اين هم مطلب دوم.
مطلب سوم اينكه يهوديت و مسيحيت در جريان فيلمسازي پيشرفت كردند، اما ما در اسلام به خودمان اجازه نميداديم كه مسائلمان به زبان سينما درآيد. اين پرهيز يا بهخاطر ابتذال سينما بود يا بهخاطر اينكه ما هنرمندي نداشتيم كه بتواند مفاهيم وحي را از مرحلهي شهود به عقل دربياورد، عقل را به مرحلهي خيال درآورد، خيال را حسي كند تا بشود سينما. قالب سينما از خيال به حس ميآيد. توجه داشته باشيد كه در فرهنگ قرآن به خيالباف ميگويند مختال. اما اختيال از باب افتعال است، تخيل از باب تفعل. خداوند، خيالباف و خيالساز را دوست ندارد: «لايحب كل مختال فخور». اما اگر انسان عاقل باشد و آن عقل را به خيال منتقل كند، و از خيال به حس بياورد، اين مايهي علمي دارد. اما اگر از خيال نشأت گرفته و به حس تبديل شده، اين ميشود مختال. در سينما، فيلمها غالباً مختالانه است. يعني خيال است و بعد به حس تبديل ميشود. يك هنرمند سينمايي بايد وحي را خوب بشناسد، آن مشهود را از دالاني صحيح به معقول تبديل كند، بعد معقول را متخيل كند و متخيل را محسوس كند تا قابل عرضه باشد. وگرنه علمي نيست. و اين معنا چون نبوده كسي دركش نكرده.

همين سريال حضرت علي (ع) را كه ببينيد چيزي بيش از يك روضهخواني نيست. اين قصهي جنگ جمل است كه غالب روضهخوانهاي ما گفتهاند؛ اين عليابنابيطالب (ع) نيست. عليابنابيطالب (ع) آن است كه ميگويد: « و انّی بِطُرق السماءِ اعلی منی بِطُرق الارض. سلوني قبل ان تفقدوني.» اما اين سريال، همان تعزيه است كه به شكل فيلم درآمده. اين علي (ع) نيست. عليابنابيطالب (ع) آن است كه فرمود من از آسمانها بيشتر از زمين باخبرم. توجه كنيم؛ جمعیت جهان هفت میلیارد است. ما در ایران هفتاد میلیون جمعیت هستیم، یعنی یک صدم جمعیت دنیا. آنها نود و نه درصد هستند، اگر همگی با هم جمع شویم و بشویم هفت میلیارد، دو کار از ما ساخته نیست: اينكه بخواهیم کتابی مثل قرآن، یا مردی مثل علی (ع) بیاوریم. نميتوانيم، مستحیلیم. چون او قرآن متحرک است، جزو نوابغ نیست، میگوید من از عرش باخبرترم: «و انّی بِطُرق السماءِ اعلی منی بِطُرق الارض». اگر این معنا را با قصهي جنگ جمل و عمروعاص و غیره خلط کنید، ايشان به عليابنابيطالب (ع) روضهخوانی تبدیل میشود، ديگر عليابنابيطالب (ع) نهج البلاغه نیست؛ بنابراین نباید گفت فیلمی دربارهي حضرت امیر (ع) ساخته شد. اينكه علما غالباً موافق نبودند، چون میدانستند که اینها وحیشناس نیستند تا بتوانند مشهودِ وحی را معقول، معقول را متخیَل و بعد، متخیَل را محسوس کنند و به مردم نشان بدهند.
من یادم هست قبل از انقلاب، بعد از آن فيلم ده فرمان که دربارهي حضرت موسی (ع) بود و امثال ذلک، عدهای میخواستند مشابهش را دربارهي حضرت رسول (ع) کار کنند؛ علما غالباً مخالف کردند. گفتند آنچه را شما میخواهید نشان دهید، وحی نیست. قبل از انقلاب، برای هفتصدمین سال بزرگداشت مولوی همایشی گرفتند، یک کسی گفته بود: «تو که عقل و دین نداری/ چو ادای من درآری/ تو که بندهي دلاری/ چو زنی دم از دلآرا» علما غالباً به این دلیل مخالف بودند که دست آن هنرمندان تهی بود. اگر هنرمندی بخواهد وارد این حوزه شود، باید چهارضلعی باشد؛ یعنی وحیشناس، معقولشناس، متخیَلشناس و محسوسشناس باشد تا بتواند دست به کار شود. این کار عظیمی است. این فیلم باید معلم فیلمهای دیگر باشد، چون دربارهي کسی است که معلم افراد دیگر است؛ این هم یک مطلب.

مطلب بعدي اینکه اگر دربارهي کودکی موسی (ع) و عیسی (ع) فیلم هست، برای این است که کودکی این دو بزرگوار مسئلهساز بود، در حالیکه کودکی پیامبر ما مسئلهساز نبود. وجود مبارک عیسی مسیح (ع) هزارها قصه به همراه داشت، چون بدون پدر به دنیا آمد. وجود مبارک موسی کلیم (ع) در کودکی با دریا میآمیزد و دریا در اختیار خدای دریاست و او را تحویل دشمن میدهد: «ِلیکونُ لکم دینا». خود این کودکی، قصهساز بود؛ لذا هزارها نویسنده و گوینده را با خود به همراه آورد که این کودک چیست و از کجا آمده است. اما کودکی وجود مبارک پیامبر (ص) اینطور نبود. آنها كه آن فيلمها را ساختند هنر نکردند؛ چون اگر کسی از چشمه یک ظرف آب بیاورد هنر نکرده، اما اگر کسی زمینشناس باشد و کندوکاو کند تا ببیند کجا آب دارد و کجا ندارد، به او میگویند مهندس زمینشناس. در مورد حضرت رسول (ص) باید اینچنین باشد؛ یعنی فرد باید زمینشناس باشد و قصهي کودکی ایشان را دربیاورد؛ این قصه وجود دارد. مثلاً ابنهشام نقل میکند وقتي ایشان مادرش را از دست میدهد، برای او دایهای میآورند به نام حلیمهي سعدیه. کودک، پستان راست را قبول ميكند اما کراراً از پذیرش پستان چپ امتناع ميكند، تا بالاخره به دایه ميفهماند که او همشیر دارد. يعني كودك ديگري از اين دايه شير ميخورد که این سهم اوست. متخصص میخواهد تا این قصه را با فحص و اجتهاد و تحقیق استخراج کند؛ در حالیکه کودکی موسی(ع) و عیسی (ع) آنقدر قصه دارد که اصلاً به تحقیق نیاز ندارد.
مطلب بعدی آن است که حضرت رسول (ص) نگاهی عاشقانه به جهان دارد؛ نه فقط نگاه عالمانه و عاقلانه. نجاشی نقل كرده و دیگران هم نقل كردهاند که حضرت زندگی سادهای داشته است: در خانهي ایشان اشیائی بوده از قبیل بشقاب، کوزه و همين وسايل روزمره، که همهي این ها شناسنامه داشتهاند. میگویند برخی علما، اسامی اشیاء خانهي حضرت را نوشتهاند، که مثلاً برای فلان شانه یا فلان دکمه یا فلان در، چه اسمهایی میگذاشتهاند.

ایشان اینگونه زندگی میکردند. همه را با چشم کرامت میدیدند، نه فقط انسانها را. مالک در موطع نقل میکند که به همراه حضرت، به کوه احد رسیدند؛ حضرت فرمودند: «هذا جبلٌ یحبنا و نحبه» يعني یکی از دوستان ما جناب کوه است. ميشود گفت عجيب است، شما كه در اينجا شكست خوردهايد. اما حضرت رسول (ص) جهان را با چشم محبت میبینند. مرحوم شیخ طوسی از شیعیان و جناب زمخشری از اهل سنت نقل میکنند که حضرت در ذیل آیهي «و انَّ منها کَالحِجارةِ او اشدُّ قَسوه» فرمود سنگی بود که پیش از مبعوثشدنم به من سلام میکرد و اکنون نیز آن را میشناسم: «کان یسلّم علیّ و انیّ لاعرفه الان». این آفريدهاي است که با همهي کائنات سخن میگوید.
مطابق آیات قرآن ما معتقدیم هر موجودی مسبّح حق است. درسورهي اسرا میفرماید: «ان مِن شی ءٍ الّا یسبِّحُ بحمده» وقتی پیامبر تسبیح اینها را میشنود، با اینها کریمانه برخورد میکند. در قیامت تمام زمین و زمان شهادت میدهد یا شکایت میکنند که فلان شخص در فلان زمان، فلان کار خوب یا بد را مرتکب شده؛ اما قیامت ظرف ادای شهادت است نه ظرف تحمل آن. هر ادایی مسبوق به تحمل است. آنوقتي شهادت شاهد در محکمه مسموع است که «شهدوا بما علِموا» باشد، یعنی شاهد در متن حادثه حاضر و آگاه باشد و فراموش نکند؛ اگر نفهمد یا غایب باشد، یا باشد و بفهمد، اما فراموش کند كه ديگر فردای قیامت، شهادتش مسموع نیست.
مطلب دیگر اینکه علت غفلت بشر آن است که مرگ را پایان خط میداند و میگوید تا زندهام لذت ببرم. اما حرف تازهي اسلام این است که شما مرگ را میمیرانید، نه مرگ شما را. پیام قرآن این است که انسان آنقدر قوی و غنی است که مرگ را میمیراند: «کلُّ نفسٍ ذائقة الموت.» نمیگوید: «کلُ نفسٍ یذوقَهُ الموت». هرکسی مرگ را میچشد، نه اینکه مرگ هر کسی را میچشد. ما آب را هضم میکنیم یا آب ما را؟ ذائق، مذوق را هضم میکند؛ مرگ چه هنری دارد که بتواند ما را از پا دربیاورد؟ مولوی شاگرد خوب قرآن بود که در دیوان شمس ميگويد: «مرگ اگر مرد است گو نزد من آی /تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ/ من ازو عمری ستانم جاودان/ او زمن دلقی بگیرد رنگ رنگ» ما در مصاف با مرگ پیروزیم. این نگاه میتواند معلم فیلمهای دیگر باشد؛ مرگ پایان راه نیست. انسان مرگ را میمیراند و این انسان طوری است که با همه در ارتباط است؛ کسی که برای یک بشقاب احترام قائل است، ديگر جنگ جهانی راه نمیاندازد. الان هفتاد درصد بودجهي کرهي زمین صرف آدمکشی میشود. درآمد سالیانهي دنيا چقدر است؟ همهي این بودجه دارد صرف ساختن کارخانههای اسلحهسازی، بمب و وسایل آدمکشی میشود، بقیه هم كه گرسنهاند. علتش اين است كه بشر گمشدهای دارد.
ما لوح نانوشته كه نیستیم، ما دو نوع علم داریم؛ علم مهمان که علم حوزه و دانشگاه است؛ در سوره نحل میفرماید: «وَالله اخرجَکم من بطون امّهتکم لاتعلَمونَ شیئا» نوع دیگر علم میزبان است که میفرماید: «ونفسٍ و ما سوّیها فالهَمَها فُجورها و تقویها». الان چیزهایی به بشر آموختهاند که صاحبخانه را دفع میکند: «و قَد خابَ من دسّیها». ما باید میهمانانی تهیه کنیم که با میزبان ما بسازند نه اینکه او را بیرون کنند. اگر فیلمساز وحیشناس بود که فبهالمراد، والا حداقل باید توانایی این را داشته باشد که از معقول به متخیَل بیاید و به بشریت بفهماند که شما مرگ را میمیرانید و انسان ابدی است.
خداوند میفرماید آنجا (در آخرت) نه از ضوابط خبری هست نه از روابط؛ منظور آن است كه ما در دنیا نیازهایمان را یا بهواسطهي ضوابط برطرف میکنیم یا با روابط؛ اگر به چیزی نیاز داشتیم یا با خرید و فروش و امثالذلک برطرف میکنیم (ضوابط) یا از طریق روابط دوستی و خانوادگی (روابط). قرآن صریحاً میفرماید: «لابیعٌ فیه ولا خُلَّه». اگر بشر بفهمد که (در مرگ) نمیپوسد، بلکه از پوسته به درمیآید تحول پیدا میکند؛ ديگر کسی با سرنوشت خود بازی نمیکند. اینها آن امّهات فیلم است که میتواند تحول ایجاد کند. الان هنر این است. جناب مولوی در مثنوی میفرماید: «خود هنر دان دیدن آتش عیان/ نی گپ دَلَّ علی النّار الدّخان». يعني آنها که میگویند حتماً قیامتی هست، دود را میبینند و پی به وجود آتش میبرند؛ این هنر نیست، این همان علم عادی است؛ اینکه چون خداوند حکیم و عادل است پس حتماً باید نظام جزا و پاداشی وجود داشته باشد، این خلاف نیست، حق است؛ اما در نزد عارف این گپ است، هنر نیست. هنر آن است که خود آتش را به صورت عیان ببینیم. اینها میتواند فیلم را فیلم کند. اگر این عصر، عصر هنر است، ممکن نیست خداوند برای تبدیل آن معقول به محسوس، هنرمندی خلق نکرده باشد. چون خداوند اول آب را خلق میکند و بعد عطش ایجاد میکند.
الان مردم تشنهي هنرند. قبلاً اینگونه نبود، یا مردم آگاه نبودند یا وسیلهاش نبود. بعدها در اعصار دیگر ممکن است چیز دیگری بیاید. همانطور كه الان شعر بر مردم تاثیر نمیگذارد، مگر بر خواص. آن زمان تمام حکومتها بر مدار شعر بود؛ با یک قصیده، وضعیت حکومتها و دولتها تغییر میکرد. اما الان دیگر شعر آن تاثیر را ندارد، اگر هم تاثیر اندکی دارد به خاطر هنرمندی و نظمش است. اگر همان مطالب را به صورت نثر بگویند آن تأثیر را ندارد. ما تنها با اندیشه زندگی نمیکنیم، بخش وسیعی از زندگی ما را انگیزه تشکیل میدهد؛ بنابراین هنرمند کسی است که هم انگیزه و هم اندیشه را بشناسد و هماهنگ کند و تحویل دهد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
چقدر این مرد می فهمد...
به نظر من اين ديدار كار آقاي مجيدي را خيلي سخت كرد چون حضرت آيت ا... همانند يك نويسنده وكارگردان ،فيلسوفانه اظهار نظر كرده اند ونشان دادند چگونه سينما را دنبال ميكنند
تمام منظور ایشان این است که اقای مجیدی روی خودشان و افکارشان و اعماق وجودشان کار کنند... به نظر می رسد منظور ایشان این است که نویسنده فیلمنامه و کارگردان آنقدر غرق در اعماق مسئله شوند که در سر صحنه ها ذهن ناخودآگاهشان معقولات را به تخیل تبدیل کند. ... تبدیل معقول به متخیل و محسوس فرمول ندارد بلکه نوعی درک شهودی است و نیازمند خودسازی و کاوش در اعمال وجود انسان
خلیی وقت بودکه همچون حرف درست حسابی که از دل قرآن بجوشد بخوانم وافعا از اسلام لذت بردم خدای بعضی موقع ها حتی در سیمای ملی سراسری مطالبی عنوان می شود که آدم از اسلام و قرآن ...می شود
چقدر عالمانه به این موضوع پرداختنند.
بسيار عالي توصيف كردند
سخنان خوب و پر مغزی ایراد شده است. اما ایده آلی و دور از غالم غمل و هنرست و می بایست افرادی این سخنان را بتوانند به زبان هنر تبدیل کنند که سحت است ولی باید شروع کرد
واقعا ما چه جواهری داریم که ناشناخته است. بعضی علما حرفشان قابل تفسیر نیست بلکه باید خلاصه شود چون زیاده گویی میکنند ولی سحتان این عالم فرزانه آنقدر پر رمز و راز است که باید تفسیر شود تا برای همگان قابل فهم باشد. خداوند برکت وجودی این عالم کامل را روز به روز بیشتر گرداند. انشاءالله. از تابناک هم بسیار ممنون بخاطر این گزارش کامل
ای کاش هنرمندان سینما نیز در حوزه علوم دینی اینقدر متبحر بودند.
کاش می شد که این عالم بزرگوار یا دیگر علمای به حق دین و مذهب پا پیش می گذاشتند و سناریویی در باب زندگی پیامبر اسلام (ص) یا حضرت امیر (ع) به نگارش در می آوردند تا حداقل وحی شناسی را به معقول تبدیل می کردند
واقعا لفظ عالم و دانشمند برازنده این مرد است
هر کی مرده انتفاد کنه! اصلا کسی سوادش رو داره که انتقاد کنه؟ یه نکته ی جالبه دیگه ، میدونستید برادران واچوفسکی برای ساختن فیلم ماتریکس که حاوی نکات عمیق فلسفیه 7 سال مکاشفات یوحنا رو خوندن؟
ایشان واقعا بی نظیرند. همه ما برای سلامتی این مرجع بزرگ و بی همتای جهان صلوات می فرستیم.
این قسمت را اصلح کنید
« و انّی بِطُرق السماءِ اعلی منی بِطُرق الارض. سلوني قبل ان تفقدوني.»
« انّی بِطُرق السماءِ اعلم من ِطُرق الارض. سلوني قبل ان تفقدوني.»
برای کسانی که علیه ایشان شعار دادند متاسفم در آن دنیا
بنام خدا. سی سال در تلوزیون نوشتم و ساختم بر اساس همین اندیشه ای که این بزرگوار ترسیم کرده اند، تنها هدفم این بود که به تماشاگر تفهیم کنم امامان ما ، نبی گرامی اسلام و امثال او آمده اند تا به بشر عاشقی بیاموزند، رسم آدم شدن ، و اگر نه انسان کامل شدن لا اقل گام برداشتن در مسیر تکامل انسان را بیاموزانند.تمام تلاشم در این راستا و با این انگیزه بود.دریغ که جز بیداد و کوهی از ناملایمات و طوفانی از نامهربانی ها بر سرم آوار نشد. واقعیت تلخی است که ما از ساختن آثار تصویری داستانی ( چه سینمایی و چه تلوزیونی) هدفی جز سرگرم ساختن بیننده نداریم و اگر جایی تفکر بر سرگرمی و تأمل بر خنده راه بست آن دو عنصر را به نفع دوتای بعدی به مسلخ می فرستیم. من طعم تلخ این شرنگ را با همه سلولهایم چشیده ام تا آنجا که خود را با چنان محیطی بیگانه یافتم و گوشه گرفتم، که البته گردی به دامن هیچ کس ننشست.از خانه نشین شدن ما جز خودمان کسی با خبر نمی شود.بدان امید که گفته های این عزیز مختصر قلقلکی بدهد ذهن آنانی را که به قصد تکریم واِِژه عشق قلم به دست گرفتند و در نیمه راه ماندند. یا حق
درود خدا بر استاد بزرگوارم آيت الله جوادي حفظه الله. از ديدگاه ايشان هنر بايد مالامال از عواطف و احساسات و انگيزه باشد، اما عواطف و انگيزه ها و زيبايي هاي برآمده از وحي با استفاده از دو منبع عقل و نقل. پس دو چيز هنر اسلامي نيستند: يكي آن كه مثلاً عين جريان جنگ جمل را نقل كنيم كه اين مانند درس يا روضه است، نه هنر و ديگر اين كه احساسات و عواطف را بي جهت و به صورت مختالانه تحريك كنيم مانند اغلب فيلمهاي كنوني. هنر اسلامي آن است كه مفاهيم وحياني را به شكل هنري، زيبا و احساسي و جذاب و شاعرانه و ... به تصوير بكشد.
به راستي كه دست ما كوتاه است و خرما بر نخيل و پاي ما لنگ است و منزل بس بعيد . اين مفاهيمي كه حضرت آيه ا... جوادي بيان داشته اند چنان دلنشين است كه گويا تا كنون هيچ نمي دانسته ام و امروز همه كلمات برايم بسيار شيرين و عميق است. اين سخنراني بايستي به عنوان منشور هنرمندان در اختيار همه آنها گذاشته شود و برايشان تفسير گردد تا هنر را حس كنند البته اين چنين هنرمنداني در كشور ما و در بين هنرمندان فعلي شايد به عدد انگشتان يك دست هم نرسند
ایشان بسیار روشن و عمیقند و همگام با زمانه. خداون ایشان را در پناه خویش حفظ بفرماید. انشاالله.
زندگی حضرت رسول بنظر بنده حقیر به دو قسمت قبل از بعثت و بعد از بعثت تقسیم می شه و البته زندگی قبل از بعثت حضرت رسول همچون قطره ای در برابر دریای بعد از بعثت هست ... حال چرا جناب مجیدی کارگردان مطرح سینما درباره کودکی حضرت رسول می خواهند فیلم بسازند جای تفکر و بحث دارد و البته از آن جالب تر اینکه این پروژه عظیم سینمایی با چه منطق و مختصاتی در آخر سر به صدا و سیما فروخته خواهد شد . با عنایت به سخنان حضرت آقای آملی بایستی بگویم مجموعه امام علی (ع) روضه خوانی یا تعزیه نیست چرا که هر دوی اینها به قصد ظلم ها و ستم هایی که در روایات موجود است ساخته و پرداخته می شود و در مجموعه زیبای امام علی (ع) با توجه به همه ظواهر و ظرافتها سعی شده است که فیلم به شخصیت بزرگوار علی (ع) لطمه ای نزند و بسیار گیرا هم این بزرگوار را روایت کند و هم زندگی شخصی و اجتماعی علی (ع) بعد از وفات حضرت رسول تا شهادت ایشان را به روایت تصویر در بیاورد . و البته گفتنی است داوود میرباقری متاسفانه در مجموعه مختارنامه آنچنان موضوع را حول شخصیت مختار روایت کرد که واقعه کربلا و ظلم ها و دلاوری های آن واقعه به چشم نیامد ... شخصیت حسین بن علی (ع) ، عباس بن علی (ع) و هیچکدام از سرداران سپاه حق ، سپاه حسین (ع) به چشم نیامدند ... مختار به قیامی درآمد که در آن بزرگترین ظلم عالم را در حق فرزندان آل رسول (ص) به جای آوردند حال آنکه اگر هر کسی غیر ایرانی و یا نامطلع از واقعه کربلا این
مجموعه را ببیند متاسفانه به عمق داستان پی نخواهد برد ... بودجه این مملکت است که متاسفانه بدون نظر کارشناسی خرج می شود . اللهم عجل لولیک الفرج .
كاش همه در حيطهي تخصص خود حرف ميزدند تا مثل اين سخنان به دل بنشيند.
بعضي وقتها که اين سخنان را ميشنوم ميفهمم عالمان و ادمهاي چيز فهم تو کشورمون کم نيست اما در تعجبم چجوري فيلم ساز ما فيلم ميسازه که يک بسيجي با يک چاقوي کلاش پروانه هاي قايقهاي عراقي را باز مي کنه و اونا رو دسته دسته از اب خارج ميکنه يا با سنجاق سر قفل جعبه بقل اتوبوس را از تو شيشه ماشين باز ميکنه
خدا حفظش کند به این می شود گفت عالم شیعی نه آنانیکه روضه خوانی را ترویج می کنند.
به یقین ایشان از نوادر جهان اسلام است.
سلام
من بعید می دانم که زبان الکن سینمای فعلی ایران وجهان ظرفیت بیان این تعابیر لطیف عرفانی را که حضرت شیخ بیان فرمودند، داشته باشد.
نمونه آن همین صدا وسیمای خودمان یک زمان صحبتهای ایشان را پخش می کردند که حالا بعید می دانم
به روز بودن مجتهد يعني اين
چه زيبا و ژرف هنر را در چهارچوب قرآني توصيف كردند خيلي چون هنر را نمي شناسند لذا زود به غير شرعي بودن آن حكم مي دهند ولي ايشان علوم روز را در توصيف علوم قرآني ذوب و در ظرف شرعي ريخته اند.
خدا لعنت کند آن تعداد کم عقل کم خرد را که در این مملکت به این نخبه و علامه توهین نمودند و بخاطر چند نفر انسان بی ارزش حرف عالمان را تبعیت ننمودند و کار ما به اینجا کشیده شد.
خدا به حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی طول عمر عنایت کند و این فیلسوف بزرگ جهان را حفظ بنماید
خداوند این بزرگوار رو برای ما حفظ کنه
واقعا لذت بردیم
بسیار جای خوشبختی است که سینمای جمهوری اسلامی متوجه شد که خط را باید از فیلسوف ومتفکر اسلامی بگیرد تا خدمت به بشر کند نه کپی برداری از سینمای غرب که غرق در مستهجن است سالهادل طلب جام جم ازما میکرد....... وانچه خود داشت طلب از گمشدگان لب دریا میکرد حالا کسانی که ادای علم را چو تقلید از میمون در اوردند حقیقت علم ودیگران که درسینمای ماو موسقی ما گله ای شدند که تماما یا فاسد ویا جاسوس هستند به تعریف های پوچ بی بی سی وصدای امریکا وجایزه های کیلوی اروپا باد کنند سواد کلام اموزش دیده قران است وبس خدا حفظ کند علمای اسلام را علی الخصوص رهبر عزیز و ایت الله جوادی املی را بزرگان دین قدم رنند ودم نزنند ...ز میان تهی خشخاش فریاد کند
خدایش حفظ کند .اگرکاربدستان ما نزد ایشان زانو بزنند وگوش دهند قطعا"خدادرکارها به آنها عنایت خواهد داشت.
دستت درد نكنه تابناك واقعا بهره بردم
سخنان آیتالله جوادی آملی بسیار پر مغز بود آرزوی توفیق برای ایشان
بسیار عالی و بلیغ ایشان مطرح کردند. خداوند ایشان را محفوظ بدارد
بسيار عالي هنر را از ديدگاه اسلام بيان نمودند خداوند عمر با عزت به ايشان اعطا فرمايد.
آیا حتا یک نفر هم انتقاد نداشته که تمام مطالب چاپ شده مدح و ستایشه؟ در ضمن حرف زیبا جای خود باید دید در عمل هرکسی چه کار میکند؟
خدایا از تو عاجزانه التماس می کنم امثال آیت الله العظمی جوادی آملی را حفظ بفرما خدایا ایشان آنقدر با دنیا اطراف و علم و دین خود ارتباط زیبایی دارد که با یک گپ بسیار ساده انسان را متحول می کند
خدا آقای مجیدی را در تولید این فیلم یاری کند و امیدوارم همانطور که مرجع تقلید بزرگ آقای جوادی آملی تصریح کردند فیلم بسازند که معلم باقی فیلم ها باشد.
من همیشه حس میکردم هنر رو میشناسم ولی الان فهمیدم خیلی عقبم. این هنر ما چیزی چز تردستی غربی نیست که شیطان مبتکر آن هست باید تعالی یابیم.
باسمه تعالي
امام كه فرمودند ما با سينما مخالف نيستيم با فساد وفحشا مخالفيم دلالت براين معنا بود كه اگر غالب نگاه سينماي معاصر معركه هاي حسي دنيا را عرضه ميكند وخمار ميسازد ما بايد با نگاه انسان ساز سينما را تعريف كنيم
لذا لازم است از ديد فلسفه هنر سينماي رشد وتعالي را بنيان نهيم كه در اين مسير گاو نر ميخواهد و مرد كهن
كه از اين دو نيز ما گرفتار نبود وكمبود مرد كهن هستيم
دانشگاه هاي مرتبط نيز به جاي نگاه تجويزي و مولف بيشتر نگاهي توصيفي-تبييني و تاريخي به مقوله سينما دارند
نگاه كنيد برنامه هفت را وببينيد عمق تحليل هاي عمده كارشناسان مبتني بر همين نگاه دست دومي است
لذا بايد از فرصت استفاده كرد و از فضايل حضرت آيت الله جوادي و معدود مشابهينش در باز مهندسي و شايد هم باز سازي فلسفه هنر بهره ها گرفت
خدا حفظش كند.
حضرت آقا بنده به عنوان یک بنده گناه کار دست بوس شما هستم .چقدر زیبا ، شیوا و متین و چقدر آگاه و عالمانه صحبت فرمودید.شما را به جان زهرای اطهر(س) بنده را از دعای خیرتان فراموش نفرمائید.
اين حرفها را بايد با طلا نوشت! جداً بي نظير و ناب فرمودهاند.
خداوند ايشان را طول عمر عنايت كند
قابل توجه هنرمندان محترم..............
عالی بود.خداوند ایشان را برای اسلام حفظ کند.امیدوارم آقای مجیدی هم بتوانند فیلمی مطابق این خصوصیات بسازنند.
از كلام بزرگوار علم او هويداست.
سخنان آیت الله جوادی آملی را اگر می شد باید قاب نموده و در بازدید عموم قرارداد ولی حیف کو گوش شنوا، من نتیجه می گیرم همه آنچه در ما است زمانی قابل بیان است که در عمل اجرا شود و منظور آیت الله جوادی نیز این بوده که گفتار پیامبر و یا حضرت علی با عمل همراه بوده است و اینکه" در این جنگ چه شد و در آن واقعه چه گذشت صرفا" یک داستان است و باید روح مطلب بیان شود.
خداوند سبحان اين دانشمند جهان اسلام ما را حفظ كند
خيلي زيبا بود واقعا به زيبايي تمام چهارچوب هنر اسلامي را تبيين فرمودند هنرمند بايد بتواند معقول را به خيال و بعد به محسوس آورد.
سلام و درود بي شمار بر رسول اعظم اسلام و اهل بيت ايشان و بر عالمان وحياني همچون آية الله جوادي آملي كه فكر و ذكر و عملشان قرآني و بر مبناي سيره نبوي است .
خدا پدر و مادرش رو بیامرزه . قابل توجه هنرمندان محترم ...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.